ورود | نام نویسی |  درباره کابل پرس | تماس با کابل پرس نسخه موبایل  Home | Login | Register | About Kabul Press | Contact | RSS | Twitter | Facebook | Mobile Version

 کابل پرس من | حقوق بشر | آزادی بیان | افشای اسناد | دیدگاه | ببینید و بشنوید | عکس | کارتون | فرهنگ | گزارش | English

کابل پرس من > اخبار و گزارش اختصاصی > کشمکش برسر"دانشگاه یا پوهنتون"!

کشمکش برسر"دانشگاه یا پوهنتون"!

افغان ملت در پس پرده ی واقعه پوهنتون در بلخ!

چهار شنبه 1 اكتبر 2008, بوسيله‌ى احمد ستایش

کشمکش برسر(دانشگاه وپوهنتون) دربلخ

حامیان پوهنتون دربلخ یک دانشگاهی را کشتند و399 تن دگررا شدیدآ مجروح کردند!

بدنبال نصب لوحه ی تحت نام دانشکاه بلخ بردروازه وردی پوهنتون ، درگیری میان پولیس و محصلین صورت گرفت که درین درگیری دها محصل مجروح گردیدند.

طبق سخنان رئیس صحت عامه بلخ پس ازاین رویداد ده دانشجوی که جراحت برداشته بود به شفاخانه انتقال یافتند که حالت دو تن ازمحصلین شدیدآ وخیم می باشند .

JPEG - 45.7 kb

میرویس ربیع می گوید این دو دانشجوبه اثرلت وکوب جراحت شدیدی برداشته که یکی شان با قنداق تفنگ به سرش ضربه وارید شده که درحالت وخیم قراردارد.

اما میان محصلین شایعه وجود دارد که یتکتن ازمجروحین حادثه درشفاخانه جان داده است اما مسئولین امنیتی وصحت عامه بلخ این ادعا را شدیدآ رد نموده اند.

درعین حال یک رسانه حزبی یک شب بعد ازواقعه ضمن نکوهش کردن حمله پولیس بر دانشجویان خواب گاه بلخ جان باختن یک دانشجو را به مردم وبخصوص به فامیل وی تسلیت عرض نمود.

این رسانه که درواقع پیام یکی از رهبران شمال را نشر می کرد درپیام، مقامات بلخ را نکوهید وگفت که حزب وی هیچ گونه مداخله در واقعه نداشته است و والی بلخ به ناحق بطورمبهم وگنگ حزب اش را متهم به دخالت می کند ، اما رد وبدل همچو پیام ها بوی ناگوار رویا روی قدرت ها ی تابنی مسلح به سلاحهای سبک وسنگین را به مشام میرساند ومیتواند که خلی خطرساز برای تامین امینت درشمال گردد ومردم زجردیده بازهم قربانی همچو قدرت خواهی وجاه طلبی حزبی درلفافه قوم گرائی گردد.

شماری ازدانشجویان پوهنتون بلخ می گویند عطا محمد والی بلخ خودش امر حمله وحشیانه پولیس برمحصلین راده بود وگفته بود ، برای اینکه نام ونشان من درپیشگاه مقامات مرکزی ضعیف جلوه نکند به اسرع وقت صدای دانشجویان را خاموش نمائید اینجا بود که پولیس بردانشجویان گرگ وار وبی رحمانه حمله نمودند.

JPEG - 33.5 kb

که درنتیجه پولیس بیش از350 دانشجو را مورد لت کوب قرارداد ، بیش از30 تن آنان که جراحت شدید برداشته بودند به شفاخانه ها انتقال وبستری شدند .

محصلین مدعی اند که پولیس خلاف قانون به حریم شخصی انان حتی شب هنگام به محل اقامت شان یورش برده ،پس ازلت وکوب زیاد وسایل شان ازجمله: کمپیوتر، پول ، موبایل وسایراجناس را شکستانده ویا باخود برده اند.

محمود یکتن ازمحصلین می گوید : پولیس طوری به با محصلین برخورد می کرد که هیچ انسانی نبود ، آنان شماری ازمحصلین را برسرنماز مورد لت کوب قرارداده بودند.

این حادثه پس ازآن صورت گرفت که شماری از دانشجویان پوهنتون بلخ لوحه بزرگی را که درآن ( دانشگاه بلخ ) نوشته گردیده بود را به دروازه ورودی ودرکنارلوحه قبلی آن که درآن (پوهنتون بلخ) نوشته شده نصب کردند.

اما شماری دگری ازمحصلین مخالف نصب این لوحه بودند واستدلال می کنند که کلمه ( دانشگاه) یک کلمه بیرونی، (فارسی ایرانی است) ما نباید آنرامورد استفاده قراردهیم وکلمه پوهنتون که درجمله مصطلحات ملی است باید بکاربرده شود.

بگفته این تعداد ازمحصلین این کلمات وشماری ازکلمات دگری نیزهست که وحدت ویگانگی را میان ملت افغانستان ایجاد می نماید واین کلمات ثبت ترمنالوژی ملی است باید حفظ گردد ، استفاده وحفظ ازین کلمات درقانون اساسی افغانستان نیز پاس داشته شده است.

اما محصلین حامی لوحه ( دانشگاه) می گویند که کلمه "دانشگاه" بیرونی نیست ومربوط کدام قوم خاص ،کشورخاص بیرونی نیست یک کلمه ناب دری می باشد .

حامد خرمی محصل پوهنتون بلخ می گوید :ما نباید واژه" دانشگاه" را که یک کلمه دری ناب هست دودسته به دگران تقدیم نمائیم ، زیرا کلمه ی (دانش) دری است و"گاه" پسوند است که درشماری زیادی ازواژه های دری دگرنیزمورد کاربرد قرارگرفته ازجمله : صبح گاه ، زایش گاه ، آرام گاه ، چرا گاه وشماری زیادی ازکلمات که به پسوند" گاه" معنی جای ومکان را بخود می گیرد ختم می شوند .

خرمی می گوید که من ازهمه کسانیکه مخالف کاربرد واژه "دانشگاه" اند می پرسم که بگویند : هرگاه پسوند " گاه " اصل کلمه را متعلق محدوده فرهنگی ایران بسازد ، آیا ما کلمات دگری ،مثل کلمات که درفوق ذکرشد ، را نیزبه ایران تحویل دهیم ؟

وی می گوید که دراصل نباید فرق میان زبان دری وفارسی قائل شد اما اینقدرتفاوت دارد، که هرزبان درمحدوده جغرافیای خاص رشد یافته است اما دوزبان جداگانه نبوده ولی میتوانیم که دولحجه بنامیم .

محمد نادریکتن ازدانشجوی پوهنحی زبان و ادبیات که مخالف کلمه محصل (عربی ) نیزمی باشد ومی گوید که هردوزبان درافغانستان رسمی وملی است ، نباید برای یک زبان امتیازداده شود ویک زبان دگردرانزوا قرارگیرد .

وی می گوید که همه باید بدانند : مطابق ماده 16 قانون اساسی افغانستان هردوزبان رسمی است هردوزبان مورد کاربرد مساوی دارند ، حتی قانون اساسی افغانستان اجازه داده است که هرکس می توانند به زبان مادری شان درس بخوانند وبنویسند .

او میگوید که دولت وهمه مردم باید برای رشد همه زبانهای ملی ورسمی کشورتلاش ورزند وزمینه خوبی را برایش محیا سازند.

ونباید اینگونه مسایل را دامن زد، درشرایط خاص که مردم افغانستان به وحدت یگانگی، اشد ضرورت دارند ، تخم تفرقه را پاشید وبازتضاد های لسانی ، قومی ، مذهبی ونژادی را دامن زد . وامید ها وآروزو های ملت افغانستان را به شعله های جنگ بکشانند.

چرا مقامات قبلا مانع حادثه نشد؟؟؟

JPEG - 38 kb

گرچند مساله نصب لوحه دانشگاه بجای لوحه پوهنتون ازمدت های دورتقریبا درسالهای گذشته نیزدرپوهنتون بلخ میان دانشجویان مطرح بود.

اما این مساله زمانی به خاموشی سپرده شد که بصیربابی خبرنگارتلویزیون ملی بلخ درخبری کلمه" دانشگاه " را بکاربرده برد ، اما درواکنش جدی کریم خرم وزیراطلاعات وفرهنگ قرارگرفت.

وزارت اطلاعات وفرهنگ سال قبل بصیربابی را بجرم استفاده واژه دانشگاه بجای کلمه پوهنتون توبیخ کرد ووی را برای پنج روزکسرمعاش ساخت.

که این مساله نیزدرهمان موقع منازعات ومناقشات مطبوعاتی زیادی را به راه انداخت واما این مساله درهمان موقع خاموش شد وبحث های که میان دانشجویان بلخ جریان داشت نیزبه خاموشی گرائید .

همچنان واژه " دانشگاه " باری در ولسی جرگه افغانستان نیز مورد بحث قرار گرفت اما این یک کلمه را نتوانست که متعلق افغانستان سازد ویا مربوط ایران تا مشخص گردد ،که آیا این واژه کاربرد درافغانستان داشته باشد یانه ؟

بگفته کارشناسان سیاسی افغانستان همواره دررآس توجه کشورهای همسایه وقدرت های بزرگ قرارداشته زیرا که این سرزمین درنقطه استراتیژیک جغرافیائی قراردارد، بدین لحاظ همواره مورد تحاجم فرهنگی ، سیاسی ، نظامی واقتصادی قدرت های بزرگ جهانی ویا با مداخلات همسایه گان قرارمی گیرد.

فرهاد عظیمی رئیس شورای ولایتی بلخ نیزدرگیردهمائی دانشجویان گفته بود که مساله نصب کلمه دانشگاه درکنارلوحه پوهنتون خود دامن زدن اختلافات لسانی می باشد .

وی علاوه نمود که درعقب همچومسایل احزاب سیاسی وگروهای وجود دارد اما وی این احزاب را مشخص نساخت.

همچنان همایون رفیعی محصل فاکولته طب ولایت بلخ می گوید : گرچند شماری به تحریک بعضی گروه های که اجیرکشورها بیگانه اند دست به همچو کارها می زنند اما نباید ، دانشجویان که (قشرباسواد جامعه ) اند، این را بدانند که هرگونه اختلافات باعث بربادی وتباهی مردم افغانستان اند.

رفعی می افزاید که اینگونه تحرکات را دشمنان مردم افغانستان جهت برآورده سازی منافع شان انجام می دهند.
اما درین واقعه مقامات امنیتی وپوهنتون بلخ مسئول خاموش سازی وجلوگیری ازحادثه بودند که باتاسف وظایف مسئولانه انجام ندادند واجازه بروزواقعه دادند وحتی حمله پولیس برمحصلین بشتربراوج گیری قضیه دامن زد .

همچنان شبیراحمد یکی ازمحصلین پوهنتون بلخ باوردارد که : مقامات مسئول درافغانستان همواره دراجرای واظایف شان عفلت ورزیده اند ویا اینکه خود درهمچو مسایل دست دارند .

وی برخورد پولیس ومحصلین بلخ را که درآن دها تن مجروج گردید را ناشی ازغفلت مقامات امنیتی و پوهنتون بلخ دانسته گفت : که مسائله ی نصب لوحه " دانشگاه " وبعضی مسایل دگه ازچندین روزقبل درلیله و صنف های درسی میان محصلین گفتگو می شد وحتی چندباردرلیله نیزمشاجرات لفظی جدی میان محصلین صورت گرفته بود ، که حتی ادامه آن حرکات می تواند بزرگترین اختلافات قومی لسانی را بمیان آورند .

شبیراحمد ازجمله تحرکات خطرناک که قبل ازمظاهره دانشجویان رخ داده بود پاره نمودن تصاویرشماری ازشخصیت های افغانستان را نام برد و اظهارداشت که شماری ازدانشجویان درهمچوحرکات برای بزرگ سازی واقعه تلاش ورزیدند.

وی نیزباوردارد که باید مقامات بخصوص ریاست پوهنتون بلخ مداخله جدی می کرد وهمچو تحرکات را درمیان دانشجویان ازنطفه خاموش می ساختند .

تا دانشجویان ازحمله پولیس درامان می ماند وهیچ کسی لت وکوب نمی شدند واتاقهای شان نیزمورد تعرض قرار نمی گرفت ، اما درآن حالت محصلین بشترنسبت به همدگرحساس گردیدند.

شبیراحمد همچنان می گوید که مداخله پولیس ووالی بلخ بی موقع بود ، زیرا حین که آنان مداخله نمودند ،آتش شعله ورشده بود آنگاه مداخله آنان تاثیری نداشت وازسوی دگرحمله ومورد ضرب وشتم قراردادن دانشجویان که خلاف قانون نیزهست ، معضله را تنها ظاهرآ خاموش ساخت ، اما عقده ها وتضاد های را میان محصلین به اوجش رساند ، زیرا که شماری زیادی ازمحصلین درین واقعه متضررویا مجروح گردیدند ، بناء این افراد حالا نسبت به هم دگرعقده مند گردیده اند.

افغان ملت درپس پرده ی واقعه پوهنتون!

اما عطا محمد نوروالی بلخ درکنفرانس خبری ضمن اینکه ،حمله پولیس برمحصلین را حق به جانب ومسئولانه دانست علاوه کرد : پولیس مجبوربود که مظاهره راعقب بکشاند.

والی بلخ مدعی است که درعقب واقعه یا مظاهره محصلین شماری ازاحزاب سیاسی بخصوص حزب افغان ملت ، ستمی های سابقه و شماری ازاحزاب ریزه خوار که درکابل فعالیت دارند جهت برآورده سازی اغراض سیاسی شان وبدنام سازی ولایت امن بلخ این کارراانجام دادند.

عطامحمد مدعی است که او برای خاموش سازی مظاهره به موقع مداخله کرد ، حتی وی درروزمظاهره خود خواسته بود با محصلین صحبت تلفونی صحبت نماید اما دانشجویان ازاینکه هدایت شده بود با وی صحبت نکردند .

محمود رحیمی یک دانشجو بلخ می گوید : نمی داند که حزب افغان ملت درعقب صحنه این رویدات وجود دارد یانه ؟ اما این حزب خود خواه وقوم گرا مثل دانه سرطانی درآزادانه درمحیط پوهنتون رشد می کند که ازین مساله مقامات ریاست پوهنتون بلخ نیزآگاهی دارند.

اما انجنیرمظفرخان عضوحزب افغان ملت درمزارشریف ضمن رد ادعای والی بلخ می گوید: که آنان هیچ گونه درمظاهره مداخله نداشته اند، ولی این چندمین باریست که حزب افغان ملت متهم به بروزقضایا شده ودست پاک همچوقضایا سیاسی می گردد. وی تائید می کند که شماری ازدرپوهنتون بلخ عضو این حزب می باشند.

همچنان عطامحمد والی بلخ اظهارداشت ، که برای حل مشکلات و جلوگیری ازبروزاختلافات اقدام به نصب لوحه ی به زبانهای دری ، پشتو وانگلیسی خواهد زد بگفته وی این کارنیزمجراهای قانونی دارد که باید طی مراحل گردد .

اما عبدالروف یکی ازدانشجویان ولایت بلخ میگوید که والی بلخ خود اگرمیخواست باید برای حل قضیه مقامات پوهنتون را متوجه مسئولیت شان میکرد واین موضوع را درریشه ، چندین روزقبل می خشکاند ، که باتاسف این کاررا نکرد ودرروزمظاهره امرحمله برپولیس را نیزداد .

JPEG - 17.4 kb

همچنین قیوم بابک مدیرمسئول رونامه جهان نو دربلخ درمورد اینکه آیا دست های پید او پنهان ،خارج ازپوهنتون دردامن زدن قضیه وجود داشت ؟

بابک ضمن تائید معتقد است که ازگذشته ها سازمانها ونهاد های استخباراتی برای معلوم کردن میزان درک دانش اتباع کشورهای جهان سومی دست به چنین مانورها می زنند ،که بدون شک نزاع برسر واژه پوهنتون ودانشگاه یکی ازمانورهای بیگانگان بوده می تواند .

بابک می گوید: با تاسف، قضیه اخیر دانشجویان بلخ نشان داد که محصلین بلخ درسطح پایین آگاهی قراردارند وساده لوحانه مورد استعمال قرارگرفتند.

با این حال شماری ازدانشجویان بلخ باوردارند بجای اینکه ما به همچو مسایل بپردازیم باید به معضله نبود نان کافی ، وسیستم کهنه درسی ووضع خراب صحت وصحت محیطی که درلیله پوهنتون بلخ خیلی خراب هست توجه نمایم ، اما نه به همچو کلمات که افغانستان رابه سوی بربادی بکشانیم .

دانشجویان دانشگاه بلخ!

آخرين خبر همراه با شش عکس از درگيری پلیس با دانشجویان!

يكشنبه 28 سپتامبر 2008


بلخ درآتـش قوماندان عطا!

زیر سقف دموکراسی و حقوق بشر واژه های زبان ما تحریم و اعدام می شوند

يكشنبه 28 سپتامبر 2008, نويسنده: رستم بلخی

در همین بخش

اگر اینترنت کم سرعت دارید و کابل پرس را به سختی باز می کنید، نسخه کم حجم کابل پرس برای شماست
www.kabulmobile.com
افغانستان پرس
Afghanistan Press
Kabul Press mirror website
www.afghanistanpress.com
www.afghanistanpress.net
www.afghanistanpress.org
کابل پرس من > اخبار و گزارش اختصاصی > کشمکش برسر"دانشگاه یا پوهنتون"!

آمار بازدیدکنندگان کابل پرس که همین اکنون روی سایت هستند

48 visiteurs en ce moment


دیدگاه و نظر خود را درباره این مقاله، خبر، گزارش، عکس یا کارتون بنویسید

پيام‌ها

  • اگر بر لوحۀ سر درب دانشگاه و یا پوهنتون یک کشور اسلامی به زبان انگلیسی Balkh University نوشته شود هیچ کس اعتراضی نمی کنداما کل دعوا بر سر زبان پشتو و دری یعنی دو زبان عزیز و رسمی کشور خود ماست و بر سر آن آدم می کشند، شما ره بخدا از این موضوع شرم آور تر آنهم برای قشر تحصیل کرده و دانشجوی ما سراغ دارید؟ !!!!

    • بلی سراغ دارم حمید جان ! وقتی که رئیس جمهور یک کشور اسلامی دزدانه مصطلحات ( اصطلاحات ) ملی ؟ را درج قانون نا اساسی مینماید ، وقتی که وزیر فرهنگ یک کشور بخاطر گفتن دانشگاه ، خبرنگاری را کسر معاش می کند . وقی که یک کوچی بادیه نشین در مجلس نماینده گان یک کشور دعوای ملکیت یک سر زمین را مینماید ، این اقدامات شرم آور تر از دعوا بالای زبان پشتو و دری پارسی است !!!!

  • این موضوع مرا به یاد ضرب المثل معروف انداخت که میگوید "تا احمق در جهان است مفلس در نمی ماند"

    شرف، وجدان، استقلال، آزادی، حیثیت، آبرو و هست و بود این وطن به تاراج رفته و مثل لاشه بیماری افتیده و از چهارسو کشورهای همسایه و قدرت های جهانی همچون لاشخوران بر آن نول و پنجال شانرا فرو برده اند تا شیره اش را بمکند. مردم ما در فقر و فلاکت و مصایب غیرقابل بیان بسر میبرند و حیات شان را هزاران گونه خطر تهدید میکند.

    اما دریکچنین وضعیتی جای درد و بسیار افسوس است که چند حزب و مردک خاین توانسته آنقدر در مراکز علمی این کشور جوانان را به جان هم اندازد و روی یک مسئله پیش پا افتاده و بی ارتباط به دردهای این وطن به شور آورد.

    از یکسو شوونیست های پشتون از جانبی شوونیست های تاجیک با این جنگ روی چند کلمه عملا وطن را بدتر و خاینانه تر به گودال سقوط سوق میدهند، اینان نمیدانند که در حالیکه هستی و استقلال و حیثیت این وطن پامال شده، پس دو کلمه یکی به جای دیگری چه مشکلی را حل خواهد کرد. چرا به جای ضایع ساختن انرژی شان به این مسایل کم ارزش، به عوامل تیره روزی و نگونبختی این وطن معطوف نمیکنند؟ چرا به موجودیت دهها خاین و جانی و وطنفروش در رده های دولتی و چورکان شان اعتراض نمیکنند؟ چرا به تجاوز های جمعی به خواهرکان معصوم ما در شمال اعتراض نمیکنند؟ چرا به حق تلفی ها و ملکوک الطوایفی حاکم جهادی در شمال اعتراض نمیکنند؟ چرا به این اعتراض نمیکنند که قرون وسطاییان مزدور در شرق و جنوب بی‌گناهان را از دم تیغ میگذرانند اما دولتیان خاین و امریکاییان و غربیان با آنان موش و پشک بازی دارند و میخواهند رام شان کنند و در کنار دیگر مزدوران شان در قدرت نصب کنند؟

    حیف و شرم است که از مراکز عملی ما به جای مبارزه در مقابل این همه نگونبختی ها، سروصدا ها برای هیچ و پوچ بلند میشود و آنهم به اشاره چند عنصر جانی و ستمکاره و بدنام. از نادانی ماست که دیگران بیشترین سود را از افغانستان ما میبرند و ما را به جان هم انداخته خود کیف میکنند و به حال زار ما میخندند!

  • سلام اقاي ستايش

    اميد كه موفق باشيد نوشته تان جالب بود واقعه دانشگاه بلخ برايم خيلي مبهم بود ورسانه ها هم به اين گونه كه شما انرا برسي وگزارش نموده ايد نبود واقعا تاسف مي خورم بردانشگاهيان افغانستان كه براي مسايل اندك اله دست سود جويان وخون خواران مي شوند وجاي درد واندوه اينجاست كه اين قوماندانان و اين احزاب هيچ گاه دست از كشتن مردم برنمي دارند وهنوزبراي بدست اوردن قدرت وچوكي ازمردم افغانستان خون مي گيرند

    • دوستان که در بالا نظر دادید آفرین بر آگاهی سیاسی ،تاریخی و اجتماعی تان ای از خدا بی خبران شما تا هنوز در خواب زرگوشید. فزیب کاران، مکاران فاشیست او غان ملتی بیش از ۲۷۰ سال است که در این سرزمین برای فرهنگ ستیزی و قوم گرای و اوغان سازی جان دانشمندان روشنفکران و خردمندان را می گرند . ازاندیشه پاک سازی سرزمین خراسان از طرف وارثان
      احمد شاه ابدالی و عبدالرحمن خون خوار و نویسنده های کتاب سقاوی دوم بی اطلاع هستید .یا از این پروسه ی شوم پشتونیزه کردن سرزمین تان خبر ندارید یا طورکه گفتم رهروان ویا هم حامیان اوغان نازی هستید .در غیر آن میشود این مشکل که صدها و هزارها شهید را دراین دونیم قرن با خود داشته است گپ پیش پا افتاده تلقی کرد کار دو خاین به حسابش آورد نی جان برادر این مشکل بزرگ است اگر این مشکل از راه های انسانی و قانونی حل نشود مطمعین باشید که سالهای سال این مشکل و جود خواهد داشت و اقوام غیر پشتون بدست یک
      عده از پشتون های فاشست گشته خواهند شد .شما مطمعین باشد به هر اندازه ی که استبداد افزایش پیدا کند مقاومت بیشتروبیشتر میشود با کشتن این دانش جوی عزیز اندیشه مقاومت و دفاع از زبان و فرهنگ
      پر بار این سرزمین بیشتر وبیشتر قوت خواهد گرفت .شما برای ما سفارش می کنید که ما مشکلات بزرگ تری داریم که برای حل آنها باید پرداخت. من می گویم اول برای حل مشکلات پردازیم که حل آن برایمان آسان و در دست رس ماست. بعد آهسته آهسته چاره سازی و راه یابی کنیم برای مشکلات که حل آن با نزدیکی به نظر نمی رسد.این ظرح شما از نظر ما منطقی نیست
      این که ما چون مشکل کلان داریم به حل مشکلات خورد نه پردازیم .تا این مشکلات که شما خورد فکر می کنید و من کلان برابری همان مشکل های کلان قربانی بگیرند. درست این طرح شما به آن میماند. که شخصی سرطان دارد اگر دندان درد میشود به معا لیجه دندانش نه پردازد اگر چشم درد میشود کور هم شود فرق نمی کند چون مریضی بزرگ تری دارد این منطق را از شما کجا آوردید حتما از فاشیسم اوغان ملتی جان برادر این گپ دانشگاه و پوهنتون گپ پیش پا افتاده نیست این مشکل یک فرهنگ بزرگ است که دارد زیر ساطور یک فرهنگ قبیله قرار میگرد و به اضمحلال می رود . این در حال است که دنیا به سوی جهانی شدن می رود ولی آقای احدی و خرم مارا به سوی قبیله شدن می برند آن هم به زور، به نیرنگ و مکاره گی این مگر گپ پیش پاافتاده است ,که برای نوشتن واژه ی از زبان مادریت در وطن آبایت ،ادامت کنند جان برادر قتل صورت گرفته یک جنایت تو آمدی با سبک سری میخواهی که از پهلوی این جنایت بگذریم ومنتطیر قتل بیشر و جنایت کلان تر باشیم شما اگر انسان درست و اصولی باشید این قتل را محکوم می کنید و از دولت و جامعه ی جهانی تقاضای به محکمه کشیدن این قاتلین را طلب می کنید برای شما حیات این دانش جویان ارزش ندارد معلوم میشود که شما با این آدم کشی موافق هستید اگر این طور باشد شما هم قابل محکمه و محکوم هستید این تلاش های فریبنده را خواهش میکنم بس کنید و بیاید برادر وار با زبان ،فرهنگ و هویت یکدیگر احترام قایل شویم
      درود بر شهیدان راه حق طلبی

      آنلاين بنگريد : کشمکش برسر"دانشگاه یا پوهنتون"!

  • به همه سلام!
    زبان پشتو و دری مربوطه یک مردم است و ضرورت است که فرهنگ لغات و دستور زبان دری که جوابگوی پاره ای از تغاضای و نیازهای محققان و روشنفکران بوده باشد از طرف دانشمندان کاری علمی صورت بگرید در این عرصه در کشور ما توسط دانشمندان کوششهای بیسار ارزنده و در خور ارزش در زمینه فرهنگ لغات دری و پشتو انجام نگرفته است که متوان گفت که فرهنگ لغات و دستور زبان نویسی از اساسی ترین ضرورت های کشور مان افغانستان بوده است که در ترقی فرهنگ و پیشرفت کشور ما جای مهمی دارد .
    دری و فارسی باهم یکی نبوده است زیان دری از دره های افغانستان اخذ و مشتق شده است و زیان فارسی از فارس گرفته شده است وقتی که مردم کشور ما در افغانستان کنونی به دری صحبت میکردند مردم ایران در انوقت به زبان پهلوی تکلم میکردند که در عرصه بهتر است که به کتاب تاریخ مرحوم غلام محمد غبار ( افغانستان در مسیر تاریخ) مراجعه شود .
    زبان دری و گسترش ان در ایران که متوان گفت که زبان دری وقتی در ایران گسترش یافته و مردم پهلوی زبان خود را نیازمند به فراگیری زبان دری که از افغانستان کنونی به انجا گسترش یافته می دانستند .
    لیکن به تاسف که در عرصه فرهنک دری و پشتو در کشور مان کاری صورت نگرفته است که به این اختلاف که به طور مصنوعی در بین این دو زبان ایجاد شده است یکی از عوامل ان این علت است .که کتاب لغات دری در ابتدا در هند تالیف شده و علت این امر افزده شدن سلسله های پادشاهان افغانستان کنونی و دری زبان در هند بوده است که بعدا در قرن 13 مردم ایران از فرهنگ لغات که در هندوستان تالیف شده بود در فرهنگ زبان فارسی از ان استفاده بردند .این است یک پیشنهادبه دانشمندان کشور ما!
    از عوض کشمکش بر سر پوهنتون و دانشگاه بهتر است بر سر لغات دری و پشتو کتب فرهنکی توسط دانشمندان این دو زبان تالیف صورت بگرید بهتر و در رشد کشور و زبان های ما موثر تمام خواهد شد .
    جلال ابادی

    آنلاين بنگريد : تالیف فرهنگ لغات دری و پشتو

    • اقای جلال ابادی ایا راستی فکر میکنید که فارسی و دری دو زبان جداست؟ این اصلا خنده اور است که لهجه هارا زبان های جدا از هم شماریم . ده ها و شاید صد ها دلیل درینمورد میتوان اورد که البته از حوصله این بحث بیرون است. شما لطف نموده ویک دلیل دال به جداهی فارسی از دری را نام گیرید

    • محترم جلال آبادی ! در کدام کتاب تاریخ نوشته شده که در ی و پارسی دو زبان جداگانه اند ؟ در آن مقطع زمانی که نام این زبان از دره ها گرفته شده بود ، در حومه های کوه سلیمان اصلأ اوغانی از مادر زاده نشده بود . نشود که در پته خزانه خوانده باشید ! نام غبار بزرگ را بد نسازید !

      در گذشتهء نه چندان دور حتا بیاد خودم است که در مکاتب اوغانستان کتابی بنام قرائت فارسی تدریس میشد که بعد ها با کشف پته خزانه توسط علامه حبیبی به قرائت دری نام گذاری شد . دری پارسی نام زبان یک سرزمین پهناور و با ارزش های معنوی خیلی بزرگ است که امروز حتا جهانیان به فرهنگ و فرهنگیانش افتخار و مباهات دارند ، بغیر از اوغان ذلتی ها ! از شما میپرسم : مولانا ، فردوسی ، بیدل ، عمر خیام ، حافظ ، سعدی ، ابن سینا ، و دیگر بزرگان ادب دری پارسی به کدام زبان آثار جاودان و فخر جهانیان را آفریده اند ؟ به دری یا پارسی ؟

      این فرهنگ بزرگ را اعراب سوسمار خور شتر چران با سطیره سه صد ساله خود نتوانستند در انزوا و خاموشی بکشند و بلاخره مجبور شدند سر تسلیم فرو بیاورند ، این اوغان ذلتی ها هم نخواهند توانست زبان یک قبیله را به زور دالر و قنداق تفنگ بر این زبان وارسته بقبولانند ! وارثان آن بزرگ مردان ادب و فرهنگ دری پارسی زنده بوده اند ، زنده اند و زنده خواهند بود ، تا با سینه های گشاده در جنگ با اهریمنان سیه دل و خفاشان دون بی آزرم بروند . اوغان ذلتی ها به خاطر بقای خود و جواب گوئی به باداران خود، مجبور اند تا با جریمه ها و به زندان کشیدن ها و کشتن های جوانان وارستهء این ادبگاه ، خاشاک وار سد این سیلاب خروشان شوند ، بیخبر از آنند که خون های شهیدان فرهیخته گان این ادبگاه ، درخت فرهنگ و ادب دری پارسی را تنومند تر و رسا تر و پر بار تر میسازد !

    • ببخشید من ایرانی هستم . می خواستم بگم امیدوارم کلاهی که خمینی سر ما گذاشت سر شما نره .تا ما میومدیم از آزادی و حقوق زنها بگیم میگفتن هیس!! دشمنا می بینن ! جنگه ! آمریکا!!و ..
      بعدشم که دیگه نتونستیم کاری بکنیم .حالا هم که شرح حال شماست . تا حرف می زنید می گن اتحاد لازم داریم . خوب بابا جان وقتی طبق قانون هر دو زبون رسمیه چرا فقط پارسی زبونها باید اتحادو حفظ کنند؟

    • بنام خدا
      من در مشهد ساکن و ایرانی هستم. زبان یک وسیله برای انتقال پیام و معانی بین انسانهاست و یک ابزار محسوب می شود. با توجه به دنیای کنونی که روابط ملتها بسیار آسانتر و بیشتر شده است زبانها بر روی یکدیگر اثر گذاشته و از یکدیگر اثر می پذیرند و چندان نباید تعصب به خرج داد. مثلا اینجانب از تاثیر پذیرفتن زبان فارسی از عربی بسیار خوشحالم و آن را یک موهبت الهی می دانم که خداوند به ما ایرانی ها داده است چرا که موجب فهم و درک صحیح تر و قوی تر ما از قرآن وسنت و تاریخ اسلام و ائمه معصومین شده است و به جرأت می توان ادعا کرد متون دینی ما مانند قرآن و حدیث و تاریخ اسلام که اساسا به زبان عربی می باشد بعد از اعراب که زبان مادریشان عربیست به بهترین شکل در ایران قابل درک و فهم و ترجمه است. من شخصا 95 در صد قرآن را که به زبان عربی میخوانم می فهمم و به ترجمه آن احتیاج ندارم. اگر به روایتی از حضرت رسول اکرم توجه کنیم که فرمودند " اگر علم در ثریا باشد مردانی از قوم این مرد(اشاره به سلمان فارسی کردند)به آن دست خواهند یافت. بنابراین لطف الهی شامل حال ما ایرانی ها شده است. به علاوه به همین دلیل قدرت زبان فارسی بسیار بیشتر شده است. می دانیم که زبانهای اصلی دنیا دو شاخه اند یکی شاخه هند و اروپایی مانند سانسکریت و فارسی و انگلیسی و آلمانی و غیره و دیگری شاخه سامی مانند عبری و عربی و غیره. در زبانهای سامی کلمات جدید با به باب رفتن ریشه فعل ساخته می شوند و به همین دلیل این زبانها دارای دقت بیشتری هستند ولی در اکثر زبانهای هند و اروپایی کلمات جدید از ترکیب کلمات دیگر و اکثرا با استفاده از پیشوند یا میانوند یا پسوند و یا همه آنها تولید می شوند و در نتیجه قدرت تولید کلمات جدید در این زبانها بسیار بیشتر از زبانهای سامی می باشند. حال که زبان فارسی با زبان عربی آمیخته شده قدرت و زیبایی هر دو زبان در این زبان جمع شده و شما می توانید در ادبیات بسیار غنی این زبان آن را مشاهده کنید. به جرأت می توان گفت زبان فارسی از نظر ادبیات و حکمت و شعر و متون ادبی و فرهنگی, متعالی ترین و غنی ترین زبان محسوب می شود. گستردگی این زبان نیز خود جای دقت و مباهات دارد. از هند و آسیای میانه گرفته تا شمال آفریقا تاثیر کم یا زیاد این زبان را می بینیم. حتی بسیاری از کلمات مصطلح در زبانهای اروپایی ریشه فارسی دارند. این زبان در طول هزاران سال به تدریج تغییر یافته و غنی تر شده است و امروزه زبان مادری کشور ما ایران و کشور تاجیکستان و بسیاری از مردم افغانستان و ترکمنستان و غیره می باشد. حال چه نیت های ناپاکی می خواهند این زبان را در افغانستان تضعیف کنند, نمی دانم ولی ملت افغان بعید است بگذارند این اتفاق بیفتد و خود را از این ثروت و هویت باستانی و ریشه دار محروم و دور نماید. در آخر باید از سیاست زدگی در این مقوله جدا پرهیز کرد و با تلاش و کوشش و حفظ آرامش و گویش منطقی و خردمندانه جلوی تحمیل درگیری و دشمنی را گرفت.
      بدرود

    • به همه سلام !
      در زمان کوشانیان رسم الخط دری در افغانستان کنونی مروج بود و در پهلوی ان زبان خروشتی ، برهمی، پشتو و زبان یونانی زبان قبایل ( ساکا) بود. سوال از دوستان ایرانی ما این است در ان وقت در ایران کنونی کدام زبان مروج بود ؟
      کتاب های دری که در هند تالیف و نوشته شده عبارت از ( ادا الفضلا) تالیف قاضی خان محمد دهلوی است که در سال 822 پایان یافته است در ایران در نیمه اول قرن 13 ان هم به تقلید فرهنگ نوسیان هندی که به زبان دری بود از ان استفاده کرده اند که تا قرن 7 میلادی مردم ایران به زبان پهلوی تکلم می کردند .
      قبایل ستیی ( scytie)که در ارتفاعات پامیر بود و باش داشتند که این قبایل اولین اقوام بشریت نامیده شده که این قبایل را اریایی می گویند که در هندوکش ساکن بودند که این قبایل بعدآ در سال 2000 قبل از میلاد شروع به مهاجرت نموده که به اسیاه میانه، اروپا، هند، ایران این قبایل مهاجرت نموده که در کتاب( اوستا) این مردم به نام ( توریا ) یاد شده است و در کتاب ریگ ویدا به لفظ بخد و بخدی یاد شده است.که ساکا و پارتین هر دو از شاخ های قبایل ستیی است.
      در سلسله این مهاجرت یک شاخ ان در کوه سپین غر مسکن شده اند و یک شاخ ان به نام پارسوا به ایران مهاجرت نموده اند.
      خاندان اشکانی هم از همین سلسله اریایی بوده که به ایران مهاجرت نموده و در ایران به مدت چارصد سال حکمروایی وحکومت کرده اند که بعدا در سال 226 توسط اردشیر بابکان پسر ساسان سلسله این خاندان اریایی چیده شده و حکومت این خاندان سقوط داده شد .
      نتیجه ان است که دری و پشتو هر دو مربوط یک خاندان بوده و یک نسل و یک خون هستند.
      جلال ابادی

      آنلاين بنگريد : دری و پشتو از زبان های اریایی بوده

    • آفرین بر عقل و منطق تان جلال آبادی . بهتر است پیش ازین که وارد چنین بحثی شوید کمی در زبان شناسی مطالعه کنید. خاموشی دانشمندان و استادان کشور را در این زمینه ناتوانی فکر نکنید بل آنها عار دارند که داخل بحث با بی خردان قبیله صفت شوند.
      هرکه نآموخت از گذشت روزگار_
      هیچ ناموزد زهیچ آموزگار

    • به محترم ازاد !
      پشتو و دری مربوط یک مردم است و هر دو زبان اریایی بوده شما لطف نموده اثار رودکی را که در قرن 4 به زبان دری تالیف و نوشته شده مطالعه نماید که در ان زمان اثاری از زبان فارسی در جهان و ایران موجود نبود و مردم ایران تا قرن 7 به زبان پهلوی تکلم می کردند و این زبان دری بود که مردم ایران از ان الهام گرفتند.
      برادر عزیز قدامت زبان دری نسبت به فارسی به مراتب بسیار زیاد است.
      شمایان به زبان دری کشورمان افتخار نماید و این را بدانید که پشتو و دری هر دو خواهر و برادر است و نزدیکت این دو زبان را با زبان های خروشتی ، سانسکرت، و اوستا فراموش نه کنید.
      ایا شما معنی قبیله را می داند و یا خیر؟
      زنده گی قبیلوی در سرتاسر کشور ما بیداد می کند.
      اعم از بدخشان، خوست فاریاب و غیره.دوستان عزیز حل این همه مسایل و مشکلات تنها و تنها در چوکات یک نظام واقعآ دموکراتیک امکان پذیر است و بس.
      جلال ابادی

      آنلاين بنگريد : ما با هم دوست هستیم

    • آنچه آقای جلال آبادی میفرمایند مثل این میماند که کسی بگوید: ماهمه با هم برادریم؛ چون همه اولاد آدم (ابوالبشر) هستیم!!!

      آقای جلال آبادی، زبان مادر پشتو، آنچنانکه شما خود نیز خاطر نشان ساخته اید، سانسکریت است، اما زبان مادر پارسی دری (به قول شما زبان های دری و فارسی!) اوستا است. اوستا و سانسکریت دو زبان مستقل بوده و سالیان سال در عرض هم کار برد داشته نه یکی بعد از دیگری. البته نام های اوستا و سانسکریت نام هایی نخستین متون نوشتاری اند که از این دو زبان قدیمی به جا مانده اند نه اینکه خود گویندگان این دو زبان مادر نیز آنان را اوستا و سانسکریت خوانده باشند.

      و اما، بحث فارسی و دری و یا تاجیکی اصلا و ابدا نمیتواند سه زبان جداگانه را به اثبات برساند، بلکه این سه نام گویش هایی اند که در سه کشور ایران، افغانستان و تاجکستان مروج اند. یک هراتی ممکن با گویش ایرانی بیشتر آشنایی داشته باشد تا لهجه بدخشی پارسی گویان افغانستان و همین گونه بقیه فارسی گویان افغانستان گویش ایرانی را راحت تر از لهجه هزارگی پارسی درک می کنند. ولی هیچ یک از فارسی گویان قادر به درک زبان پشتو نیست (برادری که هیچ نمیشناسنش!)...... خوب، فرض کنید که حرف شما را پذیرفتیم براین مبناکه پشتو و دری خواهر و برادر و یا هم ریشه اند، اما این به این معنی است که بلی در گذشته های خیلی-خیلی دور همینطور بوده اند— پدر پدر پدر پدر پدر پدر................... پدران این دو زبان با هم برادر بوده اند و یا به قول یک دوست شوخ، در یک مسجد نماز خوانده بوده!!! اما فارسی و دری و تاجیکی برادرانی اند که هنوز همه شان زنده اند مهم نیست که کدام شان و در چی زمانی متولده شده__چنانچه حضرت عالی یاد آور شده اید که در زمان نخستین شاعران دری گوی در ایران امروزی کسی با این زبان آشنایی نداشته. بلی، ولی امروز که با همین زبان ما تکلم میکنند یعنی برادر جوان تر که پس از دری افغانستان متولد شده و هنوز همه (هرسه شان) زنده اند.

      به سلامت باشید،

      هابیل

  • بگذارید که آنچه را که چندین بار گفته ام باز هم تکرار کنم با اضافه اینکه در هیچ جایی من نگفته ام که خدای ناکرده فارسی یا دری با پشتو خلط شود و فارسی زبانان در مکالمه و گفتگو از کلمات پشتو استفاده کنند. من فقط میخواهم که همانطوریکه در قانون اساسی هم صراحت دارد، اصطلاحات که تا کنون به زبانهای پشتو یا دری بوده به همان شکل حفظ گردند. اگر این مسجد عیدگاه است یا شفاخانه چهار صد بستر اردو یا پوهنتون کابل یا بلخ و اصطلاحات اردو. اگر دولت بر اساس اینکه یک گروه گمراه شده براساس تحریکات ایرانی ها و پنجابی های کثیف پاکستانی اینجا و آنجا غوغا میکنند و نام ها ، اصطلاحات، القاب را تغیر بدهند، تسلیم شود، دشمنان وطن ما فردا این ویا آن گروه را برای جدایی کامل ما تحریک خواهند کرد. از اینرو من میخواهم که دولتمردان ما عاقلانه عمل کنند و سر به تقاضا های که مخالفت قومی و ملی ایجاد میکنند خم نکنند. من تاکید میدارم که در یک کشور کثیر القومی چون افغانستان موجودیت چند اصطلاح پشتو در زبان دری یا فارسی و چند کلمه و اصطلاح دری در پشتو نه از ارزش زبان دری میکاهد و نه از ارزش زبان پشتو بلکه بر عکس ما را با هم نزدیک میسازد. این پسر بچه های خون گرم چون آقای رستم بلخی بدون در نظرداشت منافع ملی با خونگرمی عمل میکنند و آنانی که از هر بدبختی و هر بهانه ای برای منافع تنگ نظرانه شان نفع میبرند به این گونه مسایل دامن میزنند. من مطمئن هستم که خاوران و پدرام فاشیست، اپورتونیست و سیه کار که اول با در افشانی به کارمل و روسها، بعدا ً به مسعود و ربانی و حالا با دامن زدن به مسایل قومی میخواهد بهره برداری کند خیلی زود دهن باز خواهند کرد.

    کسانی دیگری که از این مسایل سود خواهند برد دشمنان دیرینه ما پنجابی های پاکستانی و آخوند های ایرانی است که همین لحظه وضعیت هرات را تا سرحد جنگ های داخلی رسانیده اند. ایرانی ها به این عقیده هستند که اگر امریکایی ها در افغانستان مصروف باشند برای آنها بهتر است و شعار آنها چنین است که "بگذار افغانها بمیرند که ما لذت ببریم".

    من یکبار دیگر هم گفته بودم که اگر ما کلمات و اصطلاحات پشتو را از دری و دری را از پشتو بیرون کنیم ما قدم به طرف جدایی و نفاق میبرداریم. مثلا اگر اصطلاحات اردو را به هر زبان عیار کنیم پس باید یک فرقه برای سربازان دری زبان ،دیگری برای پشتو زبان و دیگری هم برای ازبک زبانها داشته باشیم تا قومانده برایشان داده شود. این جدایی است و جز بدبختی های دیگر هیچ چیزی ببار نخواهد آورد.

    زبان فارسی یا دری با موجودیت چند کلمه پشتو و پشتو با چند کلمه دری از بین نمیرود. همانطوریکه صدها کلمه ، اصطلاح و نام های انگلیسی و فرانسوی در زبانهای ما ارزش زبان ما را کم نکرده است.

    باید با تعقل اندیشید نه با خونگرمی

    • آقای آشنا سلام ! لطفأ بدون خون گرمی به چند سوال دوستانه اینجانب اگر موافق باشید جواب ارایه کنید تا ما هم بدانیم که هدف فاشیستان اوغان ملتی ازین ملی سازی ها بیغرضانه بوده است :

      1ـ کلمه ملی چه معنی دارد ؟

      2ـ آیا سرود ملی ، اتن ملی ، اصطلاحات ملی ، واقعأ ملی است ؟

      3ـ آیا قانون اساسی که شما بدان استناد مینمائید ، جواب گوی خواست های برحق تمام باشنده گان این سرزمین است ؟

      4ـ آیا کسر معاش کردن یک خبر نگار مطابق قانون اساسی است ؟

      5ـ آیا کلمه دانشگاه غیر ملی و ایرانی است ؟

      6ـ چرا باید همه اصطلاحات ملی به زبان عزیز پشتو باشد ؟

      7ـ آیا این برتری جویی و قبولاندن یک زبان خاص بالای همه باشنده گان ای سرزمین ، بنام ملی کار عاقلانه و مطابق قانون اساسی است ؟

      8ـ آیا این اصطلاحات ملی حد و حدودی دارد ؟ نشود که یک روز رادیو اوغانستان ، بنام داوغانستان غژ دبلی و اتحادیه هنرمندان بنام دشرنگ سوتی دیره هم جز اصطلاحات ملی درج قانون اساسی گردد ؟ شما دوست عزیز متیقن هستید که چنین نمیشود ؟

    • بازهم لجاجت از نوع فاشیستی اوغان ذلتی :رفیق آشنا تو که مکتب خواندی ،،دانش داری وهم علم
      این را که میدانی که زبان به اساس ضرورت انسان ها ساخته میشود. اگروازه ی در زبان نداشته باشیم مجبوریم برای تکمیل زبان مان واژه نو بسازیم که واژه سازی یا زبان سازی هم به اشکال مختلف صورت میگرد اولتر از همه تلاش صورت می گیرد تا از زبان های که با زبان ما قرابت دارند آند استفاده نمایم اول تر از همه تلاش میشود تا واژه های که باید ساخته شوند از نزدیک ترین زبان برداشته شوند.واگر در زبان های همسایه و هم شکل چنین واژه ی پیدا نشد آهسته آهسته با سلسله از زبا نهای نزدیک میرویم تا دور تر ها تا انکه زبان مان را تکمل نمایم حالا دوست عزیز جنجال من خودت بالای واژه های است که ما آن ها را در زبان خود داریم و حاجت نیست که این واژه هارا از نو بیسازیم شما به ما سفارش می کنید که نی
      واژه های زبان خود را الا بی دهید و از زبان غیر یک زبان که نو در حال ساختن است از این زبان این واژه هارا به جای واژه های اصلی و قدیمی زبان خود تان به عاریت استفاده کنید اگر ازاین امر سرکشی کنید از دم تیغ تان می کشیم حالا جناب شما آقای آشنا بی فرماید بیگوید که آیا واژه دانشگاه از زبان فارسی دری نیست ؟ این واژه دانشگاه از زبان خودی ما نیست؟ بلی میدانم شما میگوید نی این واژه از ما نیست و واژه دانشگاه بیگانه است بلی هم وطن برای تو بیگانه است چون تو پشتو زبان هستی و لی برای من بیگانه نیست چون زبان مادری وپدری من فارسی دری است .برای من همین واژه ی پوهنتون بیگانه است چون این واژه از زبان پشتو در همین سالهای نزدیک ساخته شده است من باور کامل دارم پدر کلانت اگر زنده باشد این واژه را نمی شناسد.و زبان پشتو نه زبان مادری ام هست نه از پدری ام ونه هم در محلات و ولایت من رواج دارد زبان یک قوم از جمله اقوام افغانستان است .باز در مورد ملی گپ زدی جان برادر آشنا کدام ملی همان ملی های
      که برای تو ملی هستند برای خودت مبارک باشند ما کدام ملی به صورت حقیقی و واقعی تا هنوز در این سرزمین نداریم کدام ملی ؟ از نظر شما زبان پشتو ملی ،سرود قومی تان ملی ،رقص قبایلی تان ملی و ظاهر شاه بابای ملی این ها چیز های هستند که حکومت به زور سوته و جعل بالای مردم میخواهد ملی شان سازد .که هرگیز ملی نشدن و نخواهند شد. به باور من ملی چیز های نیست که یک حکومت مستبید به زور ، نیرنگ و مکاره گی برای اقوام مختلف یک کشور ملی شان تحمیل کند.هر آن چه که برای شما برادران و قوم پشتون ملی است این ها بری اقوام عیر پشتون ملی نیستند .این ها قومی هستند و برای دیگر اقوام این سرزمین همه بیگانه اند .این یک حقیقت است حقیقت عینی جامعه ی که من وتو برادر پشتونم مربوط آن هستیم وقتکه تو به این حقیقت نی میگوی وهر چه رسم ورواج ناپسندت را برای من می خواهی که ملی بی قبولانی من هم مانند تو انسانم و از خود افتخارات دارم هر گیز دروع های تورا و هویت جعلی که برایم می سازی قبول نه خواهم کرد .باز هم آمدی دشمنی خود را با آقای پدرام نشان دادی و او را چه ها که نگفتی جان برادر تو هر چه بیگی حالا برای مردم چهره شما آشکار است شما که برای بریدن سرش دو لگ دالر جایزه تعین کردید دیگه از شما چه توقع میتوان ئاشت من ازت خواهش می کنم چیز های جعلی را برای ما اصلی معرفی نکن
      دروغ ها و چرندیات را برای فریب مردم نباف حالا دیگر همه شما را شناخته اند این
      دلایل مضخرف وحدت ملی ،مصطلحات ملی و چند واژه و این ها پیش پا افتاده اند و غیره را نه بیار و نه وقت مردم را بگیر .این ها گپ پیش پا افتاده نیستند این ها مشکلات عمیق هستند که در گذشته وحال افراد مثل تو این تخم های دشمنی را کاشته اند که امروز هر روز در وطن من وتو خون می ریزد برای خودت کشتن و قتل بیگناه هان دانشجو بی اهمیت است چرا ؟ خودت پاسخ را خوب میدانی برای انکه با زبان خود میخواهند بیگویند وبی نویسند . که این عمل دشمنی با پشتونیزه کردن کشور است و مخالف سفارشات نویسنده های کتاب سقاوی دوم کوشش نکنید بهده
      مردم را از مسیر آدم شوی به بیراهه بکشانید. اگر واقعا شما انسان درست و حسابی باشید به
      جای دروع سازی و دسیسه جوی خواستار محکمه ی افراد پولیس میشوید و عمل پولیس را در دانشگاه و علیه دانش جویان محکوم می کنید نه این که این قتل را به شکل از اشکال میخواهد عمل نیک در راه ملی شدن جلوه بدهید . در این صورت شما هم مستقیم در این قتل قابل باز پرسی هستید .چون از عمل قتل پشتی بانی می کنید.شما هم در این جنایت خودرا شریک میسازید
      امید وارم با عقل سلیم با این اعمال برخورد نماید.

      آنلاين بنگريد : کشمکش برسر"دانشگاه یا پوهنتون"!

    • افغانستان کشور همه ما است. تاجک، پشتون، هزاره، ازبک ، بلوچ، ترکمن و دیگر اقوام با هم برادر و برابر حقوق یکسان و مسولیت های یکسان باید داشته باشند.

      اگر شما به آنچه پدرام فاشیست که تا دیروز از کارمل خائین و برادر او بریالی قهرمانان افسانه ای تراشیده بود و در سوگ بریالی خون گریه کرده و حالا در زیر سایه جنایتکار ملی مسعود خود را پنهان میکند ، باور کنید و آنرا ملاک عمل خویش قرار دهید پس جایی برای گفتگو نخواهد ماند.

      اگر شما هر کسی را که زبان به وحدت ملی و برابری باز کند و جنایتکاران جنگی از جمله مسعود جنایتکار شما را سزاوار مجازات بداند باکلمات که نوکران پاکستان و ایران به ذهن شما داخل کرده چون اوغانستانی خطاب کنید ، پس جایی برای گفتگو باقی نخواهد ماند.

      اگر شما به ساز ایرانی ها و پنجابی های کثیف پاکستانی برقصید و بدون در نظرداشت منافع ملی فرمان بر انداختن افغانستان و تغیر نام آنرا صادر کنید و خود را خراسانی و فرزندان ایران زمین خطاب کنید ، جایی برای گفتگو باقی نمیماند. زیرا شما فقط با نادانی کامل بدون در نظر داشت اینکه آیا تمام جامعه خواستها و خواهشات شما را قبول میکنند یا خیر و یا آیا بخش دیگر جامعه باین اوغانستان گفتن ها و خراسانی گفتن ها و این توهینات بچگانه میرنجد و مقابله خواهد کرد یا نه ، میخواهید حالتی را به میان آورید که جنایتکاران جنگی حکمتیار و مسعود بین سالهای 92 تا 96 با همین جهالت و شعار های ضد ملی و افغانی نه تنها کابل بلکه تمام کشور را به آتش کشیدند ، بیاورید پس جایی برای گفتگو نمیماند.

      این حکمتیار و مسعود بود که وقتی عطش شان برای قدرت فرو نه نشست خود را مدافعان پشتونها و تاجکها جاه زدند و خواستند با شعار های چون خراسانی ها و پشتونها ملیت های بیچاره ما را به جان یکدیگر بیندازند.

      شما بدون شک در خط راه جنایتکاران ملی قدم بر میدارید و هر کسی را که در مقابل تمایلات تنگ نظرانه شما قد علم کرد از دریچه خود دیده با کلمات که اصلا شایسته فاشیستهای چون پدرام و همسلکان جنایتکارش است خطاب میکنید.

      توده خاموش وطن ما خوب میدانند که پشتو، دری ، ازبکی، بلوچی زبانهای مردم خود ما است و من به حیث یک دری زبان که در کابل سالهای قبل تحصیل کرده ام اصلا تا حالا خود را به هیچ ملیتی منسوب ندانسته ایم بلکه همه ما خود را افغان خطاب کرده و پیروزی هر هموطن خویش را بدون درنظرداشت اینکه تاجک است ، هزاره است یا پشتون افتخار خویش پنداشته ایم.

      ما با چند کلمه در این و یا آن زبان و یا با سرود ملی به زبان پشتو نه زبان خویش را از دست میدهیم و نه غرور خود را.

      از زمان تاسیس پوهنتون بلخ و کابل تمام محصلین به زبان دری آموزش دیده اند. در مکاتب کابل پشتون و غیر پشتون به زبان دری تحصیل کرده اند. پادشاه افغانستان به زبان دری پیام های خویش را ایراد کرده است. کتب اکثرا به زبان دری چاپ شده و میشود. پروگرام های تلویزیون و رادیو 80 فیصد به دری بوده .... آیا همه اینها را پشتونها و ازبک ها به حیث دشمنی با زبان شان بدانند ؟

      تا حالا چنین نشده ولی اگر یکعده جاهل و خود فروخته شده به حرف های جواسیس ایران چون پدرام که هرات را تا سرحد جنگ داخلی رسانیده اند و به حرف های نوکران پنجابی های بویناک پاکستانی که طالبان را به حیث ستون پنجم خویش در داخل خاک ما فعال نگهداشته اند گوش دهند شما باور کنید که برای بر افروختن آتش نفاق و دشمنی تنها کلمات پوهنتون و دانشگاه نه بلکه هزاران کلمه و بهانه دیگر به خور شما داده خواهد شد.

    • آقای آشنا سلام چرا از این در به آن در ،از این شاخ به آن شاخ ،از این لنگ به آن لنگ و از این یخن به آن یخن چنگو میشوی؟ شما لطف کنید عنوان مقاله رادقیق بی خوانید اصل موضوع را درک نماید خود را خوب آگاه کنید که در کدام مورد، درموردی چه ؟شما ابراز نطر می کنید من حالا مجبورم شما را .....فهم کنم و عنوان مقاله و موردی را که از من وتو خواستند نطر بدهیم برایت بین قوس کلان بیاورم تا توجه جناب عالی به این مطلب شده باشدکشمکش برسر"دانشگاه یا پوهنتون"! حالا انشاالله میشود از شما نظر منطقی امید داشت؟ اگرآدم صاحب نظر باشید و منطق
      داشته باشید؟ آگر منطق تان ملالی جویای مسکین یاری احدی ی خرمیی ودر یک کلمه اوغان ملتی باشد باز دوباره همان در ها رای میریزید که ده بار تکرار بی تکرار ریخته اید واقعا گفته اند از کوزه چیزی میتراود که در آن وجود دارد خدا کند شما چنین نباشید وحالا من احترامانه از جناب شما آقای آشنا میخواهم در همین مورد که برای توجه شما در قوس کلان کاپی کرده ام نظر بدهید
      و از روی لطف وکرم با این سوالات که خارج از موضوع نیستند جواب بدهیدو
      ۱- دانشجویان در دانشگاه بلخ که بیش از نود درصد شان فارسی زبان اند و تمام مضامین به زبان فارسی تدریس میشوند در یک شهر فارسی زبان آیا این دانش جویان حق دارند در کنار لوحه ی دانشگاه که به زبان پشتون است لوحه ی دانشگاه را به زبان فارسی نصب کنند یا نی؟
      ۲- این اقدام دانشجویان را که دز کنار تابلوی پشتو خواستند تابلوی به زبان خودشان به زبان فارسی دری تابلوی دانشگاه را نصب کنند عمل خیر است یا عمل شر ؟
      ۳- اقدام غیری انسانی لت وکوب، قتل و قتال دانشجویان توسط پولیس ملی را محکوم می کنید یا تحسین؟
      ۴- راستی اگر به دروازه دانشگاه دانشگاه نوشته شود کشور به ویرانه تبدیل میشود.و این ها کی
      هستند که با زبان فارسی این قدر دشمنی دارند که بانوشتن دانشکاه کشور را به ویرانه تبدیل می
      کنند؟
      ۵- اگر این واژه دانشگا با اصل ریشه اش که «دانش+گاه »است تماما واژه ضد ملی شناخته شود و غیر اسلامی معرفی شود .افغانستان گل و گلستان میشود یا باز هم همان اوغان ستان میماند؟
      باز هم یکبار دیگر از شما خواهش میکنم در همین راستا اگر دلیل و منطق دارید بی فرماید و
      اگر باز منطق همان باشد که نی کار دششمنان خارجی و داخلی است باز هم اختیار دارید .
      جدا خواهش می کنم نه گوید که تابلوی ئانشگاه را ایرانی ها نوشتند و به دست دانشجویان دادند
      و جاسوسان ایران تشویق شان کردند و پولیس ملی را هم پاکستان قومانده داد که هرچه زود تر رفته تابلو را پایان کنید و دانشجویان را لت وکوب کنید و چند تن شان را به قتل برسانید وباقی مانده ها را اخطار داده زندانی شان کنید. اگر منطقت همین است حاجت به زحمتت نیست من این دلایل را به جای تو نوشتم .
      با احترام جانَ

      آنلاين بنگريد : کشمکش برسر"دانشگاه یا پوهنتون"!

    • آغای آشنا
      از گفته های شما بوی گند افغان ذلت میاید اگر مسعود آزاده مرد خاین باشد
      ایا احمد شاه غلام نادر افشار ودزد خاین نیست؟
      میر ویس والی قندهار آیا شایستگی انرا دارد که نیمی از کابل به نام او شود؟
      عبد الرحمن مزدور دو طرفه انگلیس و روس سوپر خاین است

    • سلام به همه دوستان
      دریغا و صد افسوس که بیخردی! من تمام نشنلست های پشتون، بیخردان محض و تفرقه افگنان بی حاصل را مخاطبم

      من در بارهء زبان دری یا پارسی نکته چند خدمت تان روشنی میاندازم زبان دری اصلا از دره های کوههای هندوکش تخارستان این سرزمین که ولایت های تخار و بدخشان امروزی است بوجود آمده است یعنی منشأ اصلی این زبان (همچون شهد شیرین) این مرزوبوم است. کلمه فارسی به اصطلاح مردمان سرزمین فارس کشور ایران اطلاق میشود چون درآن ایام اففانستانی ویا ایرانی وجود نداشت همه به یک نام خراسان زمین یاد میشدندهیچ فرقی و اختلافی میان این دو اسم دری و پارسی وجود نداردصرف مردمان این زبان در کشور های جداگانه زیست دارند. در مورد اگر صفحه ها بنویسم کم خواهد بود و دریغا که گوش شنوایی که پذیرا باشد وجود ندارد.

      بصورت مختصر ادعای دانشجویان بلخ را تایید مینمایم و یقینا که حق مسلم آنهاست تا در برابر فعالیت های ستیزه گرانه استعمار پذیران ایستادگی نموده و با گفتن دانشگاه که زبان مادری شان است این زبان را تقویت نمایند

  • دوستان هم زبان، من واقعا از خواندن اين خبر آشفته‌خاطر شدم. چرا دعوا؟ من فكر مي‌كنم همين كه ما و شما زبان و منظور هم را مي‌فهميم يعني ريشه‌ي زباني مشتركي داريم حالا خواه اسمش دري باشد يا هر چيز ديگري چه فرقي مي‌كند؟؟؟ چرا به جاي پيدا كردن تفاوت‌هاي اندك دنبال بررسي تشابه‌هاي بي‌شمار نباشيم؟ استفاده كردن از امكانات اين دو زبان در يكديگر چه اشكالي مي‌تواند داشته باشد؟ من خودم كه ترجيح مي‌دهم براي پاسداشت زبان "فارسي" از كلمات و واژه‌هاي تركيبي با ريشه‌ي فارسي و برگرفته از فعل‌هاي فارسي استفاده كنم تا كلمات ناآشناي عربي، انگليسي و ...برايم هم فرقي نمي‌كند كه اين كلمه‌ي فارسي را چه ملت فارسي زباني ابداع كرده باشد. مهم خود كلمه است.

    • تقدیم به فاشیست های اوغان و خصوصا آقای جلال آبادی
      در بساط نکته دانان خود فروشی شــــــــــــــــــــرط نیست
      یا سخن دانسته گو ای مدر دانا یا خمــــــــــــــــــــــوش

    • چه خوش گفته است آن شاعر خوش ذوق :
      گر دایره کوزه ز گوهر سازی . . . از کوزه همان برون تراود که دراوست

      آنکس که بداند و بداند که بداند . . . اسب طرب خویش به گردون بچماند

      آنکس که بداند و نداند که بداند . . . بیدار کند خفته و در خواب بماند

      آنکس که نداند و بداند که نداند . . . لنگان خرک خویش به مقصد برساند

      آنکس که نداند و نداند که نداند . . . در جهل مرکب ابدالدهر بماند

      ک، م از مشهد-ایران

  • هموطنان عزیز ودانشجویان قهرمان کابل زمین! قسمکه دیدید تا زمانکه خود حق خودرا نخواهید وبه زور انرا به دست نیاورید هیچ وقت فاشیستان قبیله پرست که سالهاست همچو زالو خون های مارا میمکند حاظر نخواهند شد تا شما را هویت تانرا وزبان وفرهنگ ده هزارساله تانرا حق ببخشند. چنانچه سالهاست که این فاشیستان بی هویت واژه های را از زبان ما به زبان خود که شدیدا عاری از مصطلحات علمی است وارد کرده وبه قسم بسیار نا بخردانه ترجمه کرده وانرا دوباره بالای ما میقبولانند تا به نوعی حضور و سلطه خود را بالای ما حتی بالای زبان وفرهنگ ما تحمیل کنند.

    حزب خاین ووطنفروش افغان ملت یکی از جمله فاشیست ترین احزاب در جهان است که امروز عملا در پس پرده تمام اقدامات ضد فرهنگ وهویت ستیزی دولت دست نشانده وخایین کرزی قرار دارد. تمام خط فکری افغان ملت به طور بسیار بی پرده در کتاب دویمه سقاوی توسط محمد اسمعیل یون یکی از تیوری پردازان این حزب بیان شده است. افغان ملت خواهان حذف تمام زبانها بخصوص زبان فخیم فارسی از معد وزادگاه اصلی اش یعنی خراسان کبیر واریانای کهن و جاگزین کردن زبان پشتو با ان است. انها به همین خاطر فعلا وزارت اموزش و پرورش ووزارت اموزش عالی را مورد تهاجم ضد فرهنگی وفارسی ستیزی خود قرار داده اند.

    عکس العمل جوانان باغیرت بلخ در نصب لوحه دانشگاه واقدامات قبیله پرستانه قومندان خایین امنیه انجا به خوبی واضع ساخت که افغان ملتی ها چقدر پست وبیوجدان هستند و دروحشت وبربریت از امباق های طالبی خود دست کم ندارند. بازهم درود بر فرزندان سمت شمال که حق خود را با کوبیدن به دهن افغان ملتیزیم به دست اوردند وا اجندای خاینانه افغان ملت را به افغان ذلت مبدل ساختند که البته هزار لعنت به افغان ملت وان کسانکه افغان ملت بالای انها فخر میکند (فخر بالای دزدان وقطاع الطریقان زیرا انها در تاریخ ننگین خود رامغانی جز غارت وبیناموسی ووطنفروشی وخدمت بیگانگان از صفوی ها وافشاریان ایران گرفته تاانگلیس وامروز امریکاییان و پنجابیان)

    امروز دانشگاهیان کابل هم باید جهت گرفتن حق خود بسیج شده وباید لوحه دانشگاه به هر سه زبان نوشته گردد. وکلای ما در پارلمان هرگز خواهان به خطر انداختن منافع شخصی خود دربرابر منافع ملی نیستند ونباید منتظر اقدامات انها بود. باید ما خود ابتکار را بدست گرفته و از زبان وفرهنگ خود که زبان رودکی سمرقندی، فردوسی بزرگ، مولانای کبیر، بیدل جهانشمول وسعدی شرین سخن است دفاع وپاسداری کنیم ومشت محکمی باشیم بردهان کسانی مانند یون واحدی اتمر وفاروق وردک.

  • چرا خون یک مسلمان در برابر یک اصطلاح ریخته شود ؟ کی ها هستند که بین مردم مسلمان ، غیور و متدین این مفکوره تعصب را ایجاد میکند ؟ چرا تحلیل های نادرست صورت میګیرد . کی ها هستند که با احساسات مقدس محصلین و بازندکی شان بازی خون را انجام میدهند؟ چرا محصلین در این حادثه زخم برداشتن ؟ چرا ؟ آیا خون یک محصل افغان خون یک مسلمان افغان ایقدر بی ارزش شده که بخاطر یک اصطلاح ریخته شود . کی ها هستند که اینها را تحریک کردن که خون خود را بریزانند ؟؟ نظر شما چیست افغان های واقعی هستند یا افغانهای ایران پرست و پاکستان پرست وغرب پرست و امریکا پرست نیستند . از دیدکاه اسلام باید نظر خویش را ارایه نمایند نه به اساس احساسات که در روز قیامت مسول همه ګفته خویش نزد خداوند خواهند بود. برادر های عزیز امروز ما پارچه پارچه شدیم از دست مداخله همسایه ها مانند باکستان و ایران چرا قضاوت درست نمیکنید . به لحاظ خدا قبول کنید که خون یک مسلمان افغان خیلی زیاد ارزش دارد نزد خداوند نه اینکه واژه دانشکاه . هیچ کاه در روز قیامت از شما در مورد اصطلاح دانشکاه سوال نخواهد شد اما اینکه خون یک مسلمان بی کناه میریزد ویا خوتش خون خود را میریزاند وفکر میکند در راه حق هشتم اشتباه بزرک را انجام میدهد . در روز قیامت از همه افراد متعصب که در جامعه اسلامی زندکی میکنند انشاالله پرسان خواهد شد . چون منکر ایات و حکم قران هستند خداوند میفرماید انماالموءمنون اخوه مسلمان ها بین شان برادر هستند . کسیکه از این ایت قران منکر است او کافر است. شما مرک را فراموش کرده فقط بخاطر یک اصطلاح بین تان تفرقه میاندازید . از احساسات فقط چند نفر استفاده کرده شما را لوده ساخته هم در دنیا ذلیل میسازند شمارا و هم در آخرت نزد خداوند . پیغمبر خدا از هر نوع تعصب و قوم پرستی منع کرده است .

<:forum:form_pet_message_commentaire:>

كى هستيد؟
  • اتصال
پيام شما
  • براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

  • پيوند هايپرتكست

    اگر پيامتان راجع به يك مقاله چاپ شده يا به يك صفحه اى كه داراى اطلاعات سودمندى است مربوط ميشود، خواهشمند است عنوان صفحه وآدرس آنرا در زير مشخص كنيد

يك سند اضافه كنيد



Kamran Mir Hazar: Editor-in-Chief / Email: editor at kabulpress.org

Copyright: 2003-2013 The Kabul Press: News, Discussion& Criticism | Afghanistan Press

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به سايت کابل پرس (افغانستان پرس) می باشد.