کرزی به دوساز رقصیده است

اتمر، فاشیست آرمانی؛ اسدالله خالد، یک سیافی، یک جنایی
تنزیل ضرار احمد مقبل در پست وزرات امورمهاجرین و ارتقای حنیف اتمر در پست وزارت امور داخله، قلب خبر تغییرات در کابینه کرزی است. پریشانی و تشویش نویسندگان غیرپشتون نسبت به تک قومی شدن تمام وزرات های کلیدی_ومخصوصا وزراتهای دفاع، داخله و مالیه_ بسی روا و بجاست. آمدن خادیست-فاشیست تند و پرانرژیِ مثل حنیف اتمر در وزارت داخله امری است که نباید از آن به آسانی گذشت و نادیده پنداشت. اظهار نظر سفیر بریتانیا در مورد احتمال روی کارآمدن یک دیکتاتور در کابل و سپس معرفی خادیست-فاشیست آشنا با شیوه های شکنجه و تصفیه در وزارت امور داخله شباهت باورنکردنیِ به مقدمه چینی یک کوتاه احتمالی دارد. نامزد شدن حنیف اتمر(خادیست-فاشیست متحرک و مجرب) در پست وزارت داخله خبری خوفناکی است که سکوت و بی تفاوتی نسبت به آن بهای بسی سنگینی در پی خواهد داشت. بهرحال، این قلم در مورد آن فاشیست آرمانی به این اشارت کوتاه و اصرار به ساده نه انگاشتن آن بسنده می نماید.اما، غرض ازتایپ پرشتاب این مطلب علاوه بر تذکر بالا گپ و گفتی راجع به شکنجه گر و آدمکش دیگریست که نام نامیمون او نیز در جمع وزرای پیشنهادی است. اسدالله خالد، قوماندان آدمکش سیاف و والی دیروز قندهار که شهره شکنجه گری و آدم کشی است از جانب کرزی به حیث وزیر دولت در امور پارلمان معرفی شده است. علاوه بر غزنویان و قندهاریان که خاطره نکبت بارٍ حاکمیت و ولایت اسدالله خالد را در ذهن دارند، شاید کانادایی ها بیشتر از هر کس دیگری او را بشاسند. شکنجه زندانیان محبس سرپوزه قندهار توسط شخص اسدالله خالد بار ها سوژه و سرخط رسانه های کانادا بوده است. چندی پیش اخبار دخالت مسقیم اسدالله خالد در شکنجه زندانیان محبس سرپوزه باعث شد تا وزیرخارجه کانادا طی کنفراس مطبوعاتی خواستار برکناری او شود. افغانی های مقیم کانادا به یاد دارند که برکناری اسدالله خالد رضایت و شادی تلویزیون و مطبوعات کانادا را در پی داشت، و سخنگوی سازمان "عفو بین المل" به تلویزیون سی بی سی کانادا گفت که در صدد تحقیق و اعلام ارتکاب جنایت علیه بشریت در مقابل والی پیشین قندهار است. پیشنهاد اسدالله خالد به حیث وزیر، علاوه بر سابقه سیافی-جنایی او، نقض آشکار قانون اساسی افغانستان نیز است، اسدالله خالد تحصیلات عالی ندارد و تنها تا صنف دوم فاکولته درس خوانده و بعدا مسلک قوماندانی و آدم کشی را پیشه نموده است. بهر ترتیب، پرسش اینستکه چه فشار و انگیزه ای حامد کرزی را تا این حد بدانتخاب و جنایتکار پرور نموده است؟ شاید،پاسخ دقیق این سوال را بتوان در رفت و آمدهای مهمانان ارگ دید، اما از این راه دور، به وضوح آفتاب، می شود دید که اینبار کرزی به ساز سیاف و فاشیسم رقصیده است.








































