خاطره فاجعه تاریخی" افشار " یا " زخم خونین کابل" هنوز زنده و برای مردم افغانستان جگر سوز است. بلی تا همیشه تاریخ برای مردم این سر زمین سخت جگر سوز و نفرین آفرین است. زیرا عمق این فاجعه آنقدر بزرگ و بی رحمانه بود که تاریخ بشریت و البته که زندگی و خاطره جمعی همیشه مردم خسته افغانستان هرگز نمی تواند آن را فرموش کند.
در زمستان هرسال و در فصل سرما و یخبندان افغانستان وقتی مردم کابل در کنار یکدیگر و درنزدیکی "بخاری" نیمه جان خانه و یا در گرد یک "کرسی نیمه گرم" خویش می نشینند٬ خرسدسالان و بچه های خانه وعلی الخصوص زنان و مردان کهنسال غرب کابل ناخواسته و ناگاه به یاد "فاجعه افشار" می افتند. دراین رابطه کودکان و نوجوانان بیش از دیگر اعضای خانواده از همدیگر می پرسند: برادر٬ خواهر٬ کاکا و پدر٬ " آیا سالگره افشار نرسیده است؟" به آن روز غمناک و فاجعه آمیز چند روز مانده ؟ آیا وقت آن نرسیده تا همه آماده شویم و به زیارت مادر و برادر وخواهر خردسال مان و سایر شهدای مظلوم " افشار" برویم؟
راستی پدر جان و کاکا جان! "قبرستان" دامنه "کوه افشار" عجب هوای سرد و دلگیری دارد؟ هوای جنایت و خون بر مغز و روح انسان سنگینی می کند و غبار غم غربت و یتیمی بر یتیمان بجا مانده از جنایت افشار سایه می افکند.؟ غم گین ترین روز ما آنروزی است که بر مزار شهدای افشار می رویم. زیرا یاد مادر عزیزم و خواهر خردسال و برادران نوجوانم زنده می شود. آخ که مادر نیست و خواهر و برادرانم را از دست دادم!
عکس از سایت ديده بان حقوق بشر
"قتل عام مردم هزاره در "فاجعه افشار" کابل توسط شورای نظار به رهبری احمد شاه مسعود و اتحاد اسلامی به رهبری عبدالرب رسول سياف، در تاريخ 11هم فيبروری 1993 صورت گرفت که این کشتار با موافقت حزب حرکت اسلامی به رهبری شيخ آصف محسنی قندهاری، سيد حسين انوری و بعضی فرماندهان سادات شيعی انجاميد. که تاريخ مردم افغانستان و علی الخصوص هزارهها را تا ابد به خون رنگين ساخته است. " (برگرفته از گزارش پروژه عدالت برای افغانستان ص 78)
بر پایه گزارش اسناد مذکور:" صبح روز بعد از حمله شبانه٬ و کشتار و تاراج مردم افشار٬ در"هوتل انترکانتینینتال" جلسه ای به ریاست شخص "احمدشاه مسعود" تشکیل شد که در این جلسه شیخ "آصف محسنی" قندهاری٬ سید "حسین انوری"٬ سید "مصطفی کاظمی" و "رسول سیاف"٬ "یونس قانونی"٬ "داکتر عبدالله" و "قسیم فهیم" همراه با تعداد زیادی از فرماندهان اصلی "شورای نظار" و "حزب اتحاداسلامی" حضور داشتند. داکتر عبدالله٬و فهیم هرکدام فرماندهی یکی از گروپ های نظامی شورای نظار را برعهده داشت. در این جلسه گفته شد که :" در حمله بر افشار تکلیف مردم بیگناه چه می شود؟ جنایت ناموسی و کشتار عمومی مردم صورت میگیرد. خانه های مردم خراب و مال و دارایی آنها به تاراج می رود و ....؟. همه سکوت کردند و هیچ تدبیر مشخصی اتخاذ نشد. زیرا عمده جنایت ها و قتل عام های عمومی بعد از آن جلسه صورت گرفت." (پروژه عدالت برای افغانستان ص 47)
عکس از سایت ديده بان حقوق بشر
بر بنياد گزارشهای گاردين در سال 2001 " افراد تحت امر احمد شاه مسعود و سياف بيش از 1,000 نفر را در افشار کابل قتل عام کردند. به زنان تجاوز میکردند و بعد آنان را به قتل میرساندند. آنان حتی به سگهای شان هم رحم نکردند و حيوانات را هم به تير بستند".(گزارش پروژ عدالت برای افغانستان ص 51)
آری جنایت و" فاجعه افشار" در فصل برف گیر و یخبندان کابل اتفاق افتاد. زمستان 1372 فصل دردناکی بود. همان فصلی که گرگ های گرسنه و وحشی "کوهستانات شمال کابل" پلان حمله و غارت دادند و با پیشبازی سگان سرگردان و زالو صفت منسوب به مردم٬ به شهر کابل هجوم آوردند. البته همان گونه که همه بیاد داریم در این جنایت ها٬ کشتارها٬ دریدن ها و تاراج ها٬ خوک های خون آشام دره های تاریک وحشتناک "پغمان" هم جزو این گله بود.
یاد مردم کابل باشد که گرگان گرسنه دیروز منطقه "شمالی کابل" و خوک های وحشی "دره های پغمان" همان تربیت شده های دیروز و باقی مانده های امروز اردوگاه کوهستانات "سیبری روسیه" و صحرای تفتیده "عربستان" بوده و هستند. که در شرایط کنونی برخی از نسل های تربیت شده "سگ های تربیت یافته روسیه" و مارهای هفت رنگ "صحرای حجاز" تاکنون هم در کمین مردم افغانستان و مشغول مکیدن خون و جنایت بر آنان است. با این تفاوت که دیروز زیر لوای شعار "دولت به اصطلاح مجاهدین" و امروز هم با شعار "حکومت دمکراسی" سر در آخور قدرت و جنایت دارند.
کاری از بشیر بختیاری
همه بیاد داریم که در "جنایت تاریخی٬ افشار" خوک های گرسنه به خون و شرف مردم در آخر یک شب تاریک از "کوه تلویزیون" و "کوه پغمان" زوزه کنان سرازیر شدند تا "منطقه افشار" را با خاک یکسان کنند و مجاهدت ها و قهرمانی های خویش را با قتل عام کودکان و تجاوز به شرف و حیثیت دختران و زنان بی دفاع و مظلوم این منطقه به اثبات برسانند. تخریب وسیع خانه های گلین مردم و رگبار بی رحمانه و دیوانه وار بر مردان و زنان همراه با تاراج دارایی های انسانی٬ مالی و مسکونی "منطقه افشار" خرج مانور نظامی و سلطه چند روزه حکومت به اصطلاح اسلامی مجاهدین(!!!) شد. تدارک دوباره جنایت و تامین مخارج زندگی گرگان گرسنه منطقه "شمالی کابل" نیز هدف دیگری بود که با این تاراج وسیع به آن دست یافتند..
نکته قابل یاد آوری این که: "جنایت افشار" از نظر تاریخی یاد آور و تداوم بخش اولین هجوم "دزدان کوهستانات شمالی" بر شهر کابل است٬ همان دوره ای که درتاریخ افغانستان به عصر دزدی و جنایت سقوی ها (منسوب به سلطه نظامی چند روزه حبیب الله "بچه سقاو" بر کابل) شهرت یافته است. در عصر سقوی تاریخ کشورما٬ یک "کوهستانی راهزن" ویک غلام بچه دربار موفق شد تا در یک فرصت دزدانه به کابل یورش آورد و جنایت و قساوتی را در تاریخ به یاد گار گذاشت که هرگز برای مردم افغانستان فراموش نخواهد شد. "جنایت افشار" هم تکرار همان دزدی و تاراج و راهزنی بود. با این تفاوت که عمق همه جانبه جنایت اخلاف سقوی ها درمنطقه بی دفاع " افشار" از نظر کشتار انسانی٬ جنایت ناموسی و تاراج دارایی بسیار بیش از جنایت "سقاو زاده" بود. آری دزدان کوهستانی و گرگ ها و خوک های خون آشام آنروز در یک شب ظلمانی و سرد زمستان به منطقه افشار هجوم آوردند. در مرحله اول وفق شدند قلب کودکان مظلوم و به خواب رفته افشار را دریده و خون گرم آنان را سربکشند. در مرحله بعد توانستند استخوان های فرتوت پیر زنان وپیر مردهای را که از هوای سرد زمستانی کابل به خواب پناه برده بودند٬ به دندان بگیرند و به سختی و بی رحمی بشکنند.
روشنفکر آزاد اندیش کشور ما "داکتر سپنتا" سران اصلی دست اندرکار و طراح اصلی جنایت افشار را " دزدان و سنگ فروشان کوهستانی" لقب داده است. دزدان کوهستانی منطقه شمالی پس از این فاجعه توانستند بدن های باقی مانده "مردم قتل عام شده افشار" را به کوچه و سرک افشار زنده زنده پوست کنند و استخوان های آنها را همراه با کاروان سنگ های قیمتی معادن "زمرد" پنجشیر و "لعل" بدخشان به بازارهای پیشاور و اسلام آباد بفروشند. تا خرج حکومت نظامی و زندگی نکبت بار خویش را تامین نمایند.
فاجعه افشار "زخم خونین کابل" است. که بر تارک جبین این سرزمین باقی مانده و خونش تا همیشه تاریخ افغانستان جاری و ساری خواهد بود. تا باشد که این هم مانند سایر جنایت های حکومت چند روزه " دزدان و سنگ فروشان کوهستانی" در سینه تاریخ کشورما ابدی شود. بی شک جنایت افشار از جنس جنایت و کشتار مردم بیگناه مزار شریف ٬ بامیان٬ یکاولنگ و منطقه "کنده پشت" قندهار است که تا همیشه تاریخ نمای مظلومیت مردم ما و جنایت گرگان و خوک صفتان بیگانه پرست خواهد بود. یادهمه ای شهدای افغانستان گرامی باد!
سالگره "جنایت فاجعه افشار" بر مردم بجا مانده از آن جنایت تسلیت باد. نفرین بر تمام کسانی که آفرینندگان و عاملان این جنایت بودند. یاد مادران شهید شده در افشار که شاهد جنایت بر دختران و خردسالان خود بودند و کودکان قتل عام شده و سرهای پوست شده پیر زنان و پیر مردان و پیر زنان مظلوم و خانه های تخریب شده افشار و تمامی شهدای مظلوم افشار گرامی باد.
زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند
کاری از بشیر بختیاری
سه شنبه 10 فوريه 2009













































