چندی قبل یکی از دوستانم از شهر کابل شرفیاب شده بود و داستان جالب اما مخربی را شرح داد که به قول مرحوم صادق هدایت مو را به تن آدم راست می کند و مثل خوره روح آدم را در انزوا می خورد و می تراشد. در اوایل باورم نمی شد تا این که خبر این ماجرا از تلویزیون تمدن سر کشید و پیشکش مردم افغانستان شد. خیلی ها منتظر بودم تا این رسانه دینی و مذهبی که خود را وارث بر حق اسلام می خواند و بر کثرت حضور فضلا و فرهیختگان در این رسانه بر دیگران فخر می فروشد نقدی بر این عمل تهیه و پیشکش کند. اما حوصله ام سر رفت ، بر آن شدم تا چیزی بنویسم و سخنی نرانم که آن به تعصبی و تزیدی کشد و خوانندگان این نبشته با من اندر این موافقت کنند و طعنی نزنند.
همان طور که چشمه در آوان جوشش و پیدایش پاک و گوارا است و نه آلودگی محسوس و نامحسوس دارد ولی تدریجا که در بسترهای آبی قرار می گیرد ممکن است آلودگی هایی پیدا کند و نیز آب این خاصیت دارد تا به وسیله مواد و ابزار های مختلف آن را تصفیه کرد و آلودگی های آن را گرفت. همین طور دین مقدس اسلام در ابتدا، هم صاف بوده و هم پاک ولی بدون تردید در طول چهارده قرن که در بستر افکار و عقاید مردم قرار گرفته، آلودگی های در آن پیدا شده است. آن چه مایه ی خوشوقتی است این است که دستگاه تصفیه برای پاک کردن این آلودگی ها وجود دارد که در قدم اول قرآن است و مصون و محفوظ از هر گونه تغییری. دیگر سنت پیامبر است که به مقدار کافی از آن در دست داریم و سوم عقل است که اسلام آن را حجت و معتبر شناخته است. لذا آنچه من در باره بدعت های دروغین این اشخاص انگشت انتقاد می گذارم آن را مغایر با اصول اسلامی ندانید.وارد شدن به بحث زیارت اماکن و علم ها ... خود نیازمند علمیت و چیرگی بر مطلب است و چون من از ین مهم عاجزم، باید سراغ علمای روحانی را گرفت.
سید فاضل و نیاکان او را اهالی کابل و تمام مریدان سادات به خوبی و درستی می شناسند و سالهای متمادی در مجالس وعظ او شریک بودند. این بنده ی صاحب احسان شرف حضور در کربلای معلا را می یابد و بعد از چندی سکونت در این خطه ی مقدس و زیارت کردن آرامگاه امام حسین و بقیه اماکن مذهبی دوباره به کابل بر می گردد اما با دست پر و ارمغان تازه. با زیرکی و هوشیاری تمام و استخدام مبلغین فصیح در اکثر نقاط شهر به تبلیغ می پردازد و با جرات تمام اعلام می کند که من بیرق امام حسین را به کابل آوردم ودیگر نیاز به کربلا رفتن نیست و امام حسین حاجات و آرزوهای شما را در همین جا برآورده می سازد و لازمه آن پرداختن مبلغ های هنگفت در پای این بیرق است. اطلاعات دقیق در دست است که در روز اول زیارت کردن علم این شخص 32 لک افغانی جمع آوری کرده و جالب تر و دردآور آن است که زن یک " جوالی" که خود معترف است که ناتوان و تهیدست است، 1000 افغانی بعنوان صدقه پرداخته است و خودش هم نمیداند که شوهرش این مبلغ را چگونه با هزاران مشقت و توهین و سرزنش بدست آورده است. با ارسال رقعت و مراسله های پی در پی در گوشه و کنار افغانستان گزارس موثق داده اند که مردم جاغوری در سرمای طاقت فرسا و راه های صعب العبور غزنی صف کشیده اند و قافله وار به کابل می آیند و بازماندگان این قافله حسرت می خورند که تشرف نیافتند خدمت این بیرق. تا هنوز نامه های سرگشاده شان به کویته نرسیده است و گرنه اینجا هم چنین خواهد شد. البته من اطمینان دارم که میرسد. من در عجبم و شگفتا! هرروز دسته دسته و گروه گروه از عاشقان اهل بیت به کربلا می روند پس آنها چرا بیرق امام حسین را با خود نمی آورند؟! این مبالغ هنگفت صرف چه می شود؟ گره های مشکلات مردم با آن باز می شود؟ پاسخ روشن است. همه صرف هزینه های عیاشی و تفرج می گردد، بالاخره آقای سید فاضل هم که نفس دارد و جوان هم هست و طبیعت هر جوانی می خواهد تا لذت جو باشد.
این قماشه، در بستر تاریخ همیشه از دولبه ی جوی چریده اند و شکم های صابون زده شان را سیر کردند. دو وجه مشترک مذهبی و تعامل نسبتا زیاد زیستی و مسکنی، آنهم با فضای رسم و رواجهای سنتی و قبیله ای ، شمشیر برنده و تیرخدنگ این ها بوده است. احساسات پاک مذهبی مردم و انس الفت شان با انبیا را وسیله ای برای زراندوزی و تطاول به مال و حتا دخالت در امور خانه ها و تصمیم گیری در سرنوشت یک منطقه و برای نیل به مقصد های خونخوار شان درست کردند. گاهی بنام خمس و زکات خون این ملت را چشیده اند و گاهی حق سادات خواستار شدند. حق سادات چرا؟ مگر خود خداوند در قرآن نگفته که هرکس که با تقوا و پرهیزگار باشد نزد من عزیز است و هیچ کس بر کسی برتری ندارد. تعصب نژادی و برتری رنگ و پوست مطرح نیست، فرقی نمی کند که از کدام طایفه و خانواده معتبر باشد تا بر دیگران فخر بفروشد و حقیر بشمرد. پس پرداختن به حق سادات در حقیقت ضعیف و زبون جلوه دادن خود است و بزرگ پنداری سادات.
آنروز را می خواهم و آرزو می کنم که دیگر مردم ما فریب این منحوسان را نخورند و نگذارند از طرق مختلف خون ملت را بمکند.








































