اشاره: کابل پرس در ويرايش اين نوشته هيچ دخالتی نکرده است. خوانندگان عزيز می توانند درباره ی مشکلات نگارشی در اين نوشته نيز اظهار نظر کنند./ کابل پرس
آنهایکه در خیمه ها و بیابان های سوزان تولد میشوند و با لباس های جنده و پاره با پاه های برهنه در دشت ها به سر میبرند کوچی ها هستند .
با نخستین نگاه به این مردم ، چشم ها و چهره های آنان خود سخن میگوید ، از افسانه های تلخ و سرگردان زندگی ایشان که همواره با درد و رنج سپری میشود.
این قشر محروم جامعه امروزی "افغانستان ، با وجود اینکه به هیچ نوع از نعمات زندگی مدرن دسترسی ندارند ، و در قلب آفتاب سوزان و گرد باد های بیابان ها زندگی خویش را به سر میرسانند ، قلب های پاک و آگنده از محبت در سینه های ایشان در تپش است .
اقوام آزاد منش و سلحشور اند که هیچگاه غلامی کسی نمیشوند ، و ایمان ، وقار و افغانیت خود را به پول نمیفروشند.
کوچی ها نیز مانند سایر اقوام " افغانستان" از گزند سه دهه جنگ در امان نه مانده اند و دشمنان مردم "افغانستان"نا جوان مردانه از وجود آنها به حیث سپر انسانی و پناه گاه خویش استفاده نمودند که در نتیجه اماج بمباردمان های هلاکت بار قرار گرفتند .
به اصطلاح عوام بین دو سنگ آسیا بودند.
بعد از فروپاشی نظام طالبان و با وجود سرازیر شدن ملیون ها دالر به کشور هنوز هم به زندگی کوچی ها هیچ توجه صورت نگرفته ، که این امر دلیلی بر بی توجهی اراکین بلند پایه دولت به زنگی کوچی ها میباشد.
كو چی ها مانند پیش ، امروز نیز با مشکلات جدی روبرو اند ، آنها در مناطق دور افتاد از مراکز شهر ها زندگی و رفت آمد مینمایند محلاتیکه دستان دشمنان خارجی نیز به آنجا به خوبی رسیده میتواند .
آنان در اثر بی توجهی دولت حالا دارند از حمایت دولت مرکزی نیز دست بردار میشوند ، زیرا به بهانه ها و نام های مختلف چون القاعده و طالب در نقاط مختلف" افغانستان " اذیت و رنجانده میشوند ،و کسانی هم اخیراً کوچی ها را به اشغالگر و معترضین متهم نموده اند که این جز تعبیر نادرست و استفاده سیاسی از وجود کوچی ها چیزی بیش نیست .
حالا كه صلح نسبي در کشور حاکم است ، و مردم همه اقشار و طبقات" افغانستان" در فضا صلح نفس میشکند، کوچی ها هنوز هم خانه به دوش زندگی پر مشقت را سپری مینمایند حتی اینکه، حالا گروه نه چندان بزرگ بلکه کوچک از مردم که خود بیش از هزار فامیل نبودند با استفاده از جو سیاسی موجود دارند حق تنفس آزادانه و دیموکراتیک را نیز از نزد کوچی ها میگیرند.
کوچی ها در ولایات شمالی "افغانستان" به نام پشتون ، در افغانستان مرکزی به نام اشغال گر و معترض و در جنوب به نام القاعده از سوی گروه های مختلف جنگ سالاران مورد تعرض قرار میگرند .
صد ها نو جوان کوچی و زنان پیچه سفید کوچی در ولایات مرکزی" افغانستان" مورد برخورد فزیکی طرفداران حزب وحدت و دست نشان ده های حکومت" ایران" قرا گرفته که مثال آن را میتوان در ولایت "میدان وردگ" جستجو نمود .
رهبران جهادی" افغانستان" که در جلسه" بن" تعهد نموده اند که برای آبادی کشور و ایجاد ملت واحد بدون در نظرداشت تبعیض قومی و لسانی کار میکنیم ، باید بدانند که کوچی ها حق دارند مثل سایر اقوام ساکن کشور دارای زمین و مسکن دایمی ، نهاد های خدمات اجتماعی( بیمارستان ها ، مکاتب ، درمان گاه ها ، مالچر ها ) و زمین های از دست رفته ای شان را دوباره تصر نمایند که اکثر قسمت های آن در ولایات چون بامیان ، میدان وردگ ، غزنی ، فاریاب ، بادغیس و چندین ولایت دیگر وجود دارد که تاریخ زندگی کوچی ها شاهد آنست این مسله در لویه جرگه اضتراری نیز مورد بحث قرار گرفت اما بعداً به فراموشی سپرده شد.
کوچی ها نیز مانند اتباع دیگر" افغانستان" ، افغان هستند و تاریخ آنان به زمانه های قبل از "زردشت" میرسید ، نه اینکه در 50 و یا صد سال اخیر چند فامیل آنها از کدام کشور دیگر همسایه ، وارد" افغانستان" شده با شند . . کوچی ها چطور میتوانند سرنوشت خود را خود تعین نمایند .
به باور من این کار بسیار مشکل نیست ، اگر به تاریخ کوچی ها در" افغانستان" نظر انداخته شود، کوچی ها بارها در طول تاریخ از تمامیت ارضی ، استقلال و نوامیس ملی افغانها به شمول هزاره ها که امروز کوچی ها را اجنبی و دهشت افگن میخوانند با شهادت و دلیری دفاع نموده اند ..
اما کوچی ها امروز همه چیز( مالچر ها ، محلات مسکونی ، مواشی) خود را از دست داده اند حتی اینکه به بهانه های مختلف دسیسه های نابودی و راندن آنان از کشور خودشان یعنی " افغانستان" طرح ریزی میشود.
کوچی ها اتباع افغانستان هستند ، و به اساس قانون اساسی حق ، زندگی ، کار ، تحصل ، سفر ، تجارت ، و مالکیت را دارا اند اما اخیراً اخبار که بیش از شایعات نیست به نشر میرسد که گویا کوچی ها مردم هزاره را اماج حملات قرار داده و هزارن تن از هزاره گان به سبب ظلم کوچی ها خانه هایشان را ترک نموده اند .
به نقل از تعداد ساکنین ولسوالی"بهسود" که خود اسناد و مدارک قانونی زمین های تحت تصرف شان را ندارند، ساکنین شیعه ولسوالی های بهسود که متعلق به اقلیت نژاداً هزاره هستند از سوی کوچی ها از منازلشان رانده شده و مورد تجاوز بی رحمانه قرار گرفته اند در حالیکه کوچی ها مردم با رحم و ضد تعرض به جان و ناموس دیگران هستند زیرا در قدم نخست به همه افغانها و بعداً به اکثریت پشتون تعلق دارند .
بناً به نظر میرسد که ، یک اقلیت خیلی کوچک سیاست پیشه میخواهد از نامه هزاره و ملیت هزاره استفاده نادرست نموده از دولت امتیازات بدست آورد به اصطلاح عام در آب گل آلود ماهی شکار کنند.
متهم نمودن کوچی ها به اسمای مختلف چون طرفدران اسامه بن لادن جز سخنان بیهوده چیزی نیست . این درست است که طی سه دهه جنگ داخلی افغانستان همه اقوام و اقشار این کشور مسلح شده اند و کوچی ها نیز برای حفظ جان و مالشان به نگهداشت اسلحه ظرورت دارند اما این درست نیست که میگویند ، کوچی ها از سلاح های سنگین و سبک علیه باشنده گان "بهسود " ا ستفاده نموده اند لیکن بر عکس کوچی ها شکار اسلحه دیگران شده اند.
اگر کوچی ها دست به اسلحه میبردند و قرار گفته های مظاهره چیان " چنداول " سلاح سبک و سنگین کار میگرفتند، پس باید شفاخانه های" کابل" شاهد اجساد باشنده گان مناطق هزاره نشین میبود در حالیکه حتی تا حال از جراحت یکتن از باشنده گان بهسود گزارش نشده است .
هیئت که به منظور حل و فصل مشکلات کوچی ها و مردم هزاره که ازسوی رئیس جمهورتعیین شده درسفری به منطقه مورد منازعه رفته بود میگوید :هیچ اثر از سنگر گیری ، تیر اندازی و سوختاندن مکاتب و منازل باشنده گان محل به مشاهده نرسید.
قبلاَ تعداد از رسانه های وابسته با قوم هزاره ، از سوختاندن پنج مکتب در ولسوالی بهسود خبر داده بودند اما با گذشت زمان و رسیدن هیت اعزامی دولت به محل این رسانه ها از شرم و خجالت حرف های اولی خود را پس گرفته و به استناد گفته های اقای محمد امین انوری عضو نظارت مدیریت معارف این ولسوالی خبر دادند که پنج مکتب ( ابتدائیه خارقول، ابتدائیه دامرده کجاب، متوسطه محمدیه، ابتدائیه خاتم الانبیاء و لیسه میر هزار) در مناطق مورد منازعه بیش از 15 روز است که نیمه فعال یا به کلی تعطیل گشته و بیش از 1000 طفل ازحق تعلیم و تربیه بازمانده است نه اينكه مكاتب حريق و شاگردان مورد لت و کوب قرار گرفته اند .
عبیدالله سباوون رئیس این هیئت، میگوید: نگرانی ها موجود است، اما درگیریها به آن پیمانه وسعت ندارند.
اما باید برای بار دیگر یاد آوری نمود که اکثرا رسانه ها و کارمندان آن که خود در مراکز شهر ها نشسته اند و از محلات مختلف ولسوالی " بهسود" گزارش های دروغین تهیه مینمایند، موضوعات کوچک را بزرگ جلوه داده و میخواهند با استفاده از فرصت حکومت منتخب را تحت فشار قرار داده و وانمود نمایند که گویا ما ها نیز میتوانیم مشکل بر سر راه روند دیموکراسی" افغانستان" ایجاد نمایم که هرگز این توانایی را ندارند.
اقای سباون میگوید:گزارشهای زیادی ازجانب هزاره ها مبنی بر سوختاندن مکاتب وبرافراشتن بیرق های طالبان به مرکز مواصلت نموده است ، اما تا کنون هیچ شاهد و مدرکی دراین زمینه یافت نگردیده است.
کوچی ها مدعی هستند که هزاره ها به ساحات قدیمی کوچیها تجاوزکرده اند و : هزاره ها به دروغ کوچی ها را به طالبان نسبت میدهند تا بتوانند افکار جامعه بین المللی را درکنارخود داشته باشند اما این ساحات، ملکیت کوچی ها بوده و اسناد کافی برای ثبوت آن را دراختیاردارند.
باشنده گان محل که ظاهراً خود را ساکنین و مالکین این همه زمین ها قلم داد مینمایند : میگویند : مردم سنگر گیری مسلحین کوچی ها را بالای ارتفاعات قریه جات شان و گزمه های شبانه و فیر های اخطاری آنها را دلیل جنگی تمام عیارمی دانند ، در حالیکه واقیعت این گونه نیست نه کوچی ها قصد اشغال زمین ها را دارند و نه توانایی این را دارند تا هزارن تن از باشنده گان این محلات را به زور از این محلات بیرون نمایند زیرا کوچی ها طی سه دهه اخیر از همه اقشار و اقوام بیشتر متاثر شده اند و دیگر از جنگ به تنگ آمده اند.
آنان تا حد از جنگ های داخلی خسته شده اند که دارند توانایی زنده ماندن را نیز از دست میدهند.
اما از سوی دیگر گفته میشود عده ای از مردم و جوانان ولسوالی بهسود همین اکنون در صدد بدست آوردن اسلحه سنگین هستند و تلاش دارند تا این موضوع کوچک را جلو بزرگ داده و کوچی ها را از سر کوب نمایند ، که در مورد اعزام اسلحه از رهبران جهادی ایشان و همچنان کشورهای دوستشان وعده کمک را نیز به دست آورده اند .
مداخلات خارجی میتواند عامل اساسی این منازعه شمرده شود زیرا به خصوص کشور "ایران" ، در حال حاضر تلاش دارد به هر قیمت که شود دولت منتخب افغانستان را تضعیف نماید که مثال از این پلان خصمانه تحویل دهی انواع جنگ افزار ها به طالبان میباشد .
به نقل از یک منبع باوری ولایت میدان وردگ ، باشنده گان این ولسوالی از سوی حکومت" تهران" تشویق شده اند تا به حد توان دست به بر پاه نمودن یک تحرک ضد دولتی بزنند و در عین زمان کمک ها را نیز بدست خواهند آورد .
قابل تذکر است که باشنده گان این محلات بارها از سوی کسانی که آنان حالا برایشان به چشم رهبر مینگرند در بدل پول به خارجی ها فروخته شده اند و سطح سواد پاهین در میان ساکنان این محل را میتوان عامل اصلی نفوذ عقاید ضد افغانی در میان آنان عنوان نمود .
اطاعت نکردن اوامر ولسوال و فرمانده امنیه ولسوالی را دلیل دیگر از آب انداختن با آسیا دشمن در بهسود میتوان یاد نمود ، زیرا ولسوال این ولسوالی از سوی عده زیادی ازاهالی عقده ای منطقه به حمایت از کوچی ها متهم می باشد، موصوف سال قبل بعد از شکایت های مردم محل از سوی دولت مرکزی برای مدت چند مورد بازخواست قرار گرفت اما بعداً واضح شد که نامبرده هیچ گناه و خطای را مرتکب نشده و دوباره به وظیفه اش گماشته شد .
اخیراً اخبار مبنی بر خروج کوچی ها از مناطق بهسود به نشر رسید .این کار به درخواست رسمی ریس جمهور منتخب "افغانستان" "حامد کرزی" صورت گرفت.آنها از این محلات خارج شدند و به قوانین و اوامر ریس جمهور خود سخت احترام قایل هستند اما سخن در این جاست که آنان کجا بروند؟
از ریس جمهور منتخب کشور تقاضا میشود تا در مورد زندگی کوچی ها توجه ی جدی نماید.
و بلاخره ا کوچی ها نیز بالای" افغانستان" حق دارند و این حق از طرف قانون اساس کشور برایشان داده شده است آنان از این معقوله معروف میان ملیت هزاره هراس دارند که میگویند :" حق داده نمیشود حق گرفته میشود "
فرار مردم محلی هزارستان از تهاجم خونین کوچی ها
نويسنده: سخی ارزگانی
يكشنبه 17 ژوئن 2007








































