IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 72208

نشر ارقام واهی توسط دایرهً المعارف افغانستان

18 آپریل 2013, 11:59, توسط ارمان

’’افغانان’’,
اول باران رحمت به پدر نويسنده که هويت تارنمايى خود را زير نام ناله و فرياد زنان پنهان مى کند. شما چند شخصيته هستىيد? افغان ايد پشتون ايد ويا پتان ( پتهان)?
من فکرمى کنم که
پشتون 40 فی صد
افغان 40 فی صد
پتان40 فی صد
جمله 120 فی صد
اگر اين افغانها سه مليت مى بودند?
اکنون عقل خود را بکار ببريم!
1- تعداد افغانها يعنى پشتونها (پتهانها) چنداست ?
2- تعداد پشتونها در پاکستان چند است ?
3-تعداد پشتونها در هند چند است ?
4- تعداد افغانها يعنى پشتونها (پتهانها) درکشور نامنهاد افغانستان چند است = 1-2+3
اما نگاه کنيم که اين سلفى و پدر اخوان ا لمسلمين راکتياران وطالبان, سيدجمال الدين اسدآبادى و يا اسعدآبادى
در فصل اول در برگ 13 کتاب خود زير عنوان تتمة البيان في تاريخ الأفغان ( بيانات متعاقب پيرامون تاريخ افغانان) پيرامون افغانى, ریشه و معنی کلمه افغان چه نگاريده است . بقول اين تاريخ نگار گذشته ايران و اقوام افغان (اقوام پشتون) افغان و فغان فریاد و ناله , زارى , شیون و واویلا و شکايت , داد و نالشت معنى مى دهد .
کتاب سید جمال الدین افغانى پس از مرگ اش در زمان عبدالرحمان خان درسال 1901 در مصر چاپ شد و ترجمه پشتو بعد توسط فرهنگستان پشتودر کویته، پاکستان در سال 1979 منتشر شد .
الافغانى که الکابلى هم تخلص کرده در فصل اول کتاب خود زير عنوا ن"تتمة البيان في تاريخ الأفغان (" بيانات متعاقب پيرامون تاريخ افغانان") مى نگارد :
"فارسيان به پشتونها "افغان" و هنديان بتا ن ( منظوراش پتان است. زبان تازى يعنى سامى عربى وعبرىآواز پ ندارد ) مى ناميدند. و دلیل آن بود، زمانی که " بخت نصر" آنها را دستگیر مى کردند" فریاد و ناله مى کشيدند. فارسیوان معمولی آنها را "اوغان" مى ناميدند، ،برخی از قبایل پشتون که در قندهار زندگی می کنند وخود شان را "پشتون" و یا "پشتان" مى ناميدند، ... و افغان که در خوست کرم و باجور زندگی می کنند، خود را "پختو" و "پختان" مى ناميدند، ("تتمة البيان في تاريخ الأفغان چاپ مصر ,1901 , ص13
کتاب "تتمة البيان في تاريخ الأفغان" به زبان عربى اکنون در انترنت به گونه ديجتال قابل دريافت است
تصوير عبدالرحمان خان http://www.archive.org/stream/...
پيرامون واژه افغان و فغان
http://www.archive.org/stream/...
جهل و جعل در پيشينه نگارى اوغو اصل و راستى اگر باشد فرع است .
پته خزانه را فراموش کرديد
راجا احمد به ارشيف ها و بانکهاى اطلاعات ممالک وبويژه به ارشيف تفکیک نفوس مستعمیره بریتانیا اعتبار و اعتماد نکنيد بلکه اعتماد به خود داشته باشيد:
اول: تمام ارقام در رابطه به فيصدى مليتهاى غيرپشتون واقوام قبيله هاى پشتون باهم چم هايش افغان ويا پتهان تخمينى اند و نه با وسيکه همه پرسى. شما آگاه ايد که دولتهاى پشتونها همواره نفوس سنجى را رد کرده است حتى تا اکنون روشن وشفاف نيست سرکرده گى کرزى در شناسنامه برقى هويت مليتى را مى گنجاند ويانه. اين يک فرصت مناسب واقتصا دى است اگر حاکمان اوغو درپهلوى نام شهروندى هويت ملى هر مليت را درج کند. از چه مى ترسيد اوغان يا پختانه خو نظر به گفتارشما 75 درصد درافغانستان است !??????!!!?!
ما غيرپشتىون بى غريت هستيم زيرا که نام منحوس افغان را نام کشور وشهروند مجبور بپذيريم.....!?!
فقط بخاطر سرزمين خود :
وطن سرود عشق تو زقلب من صدا کند
ترانه های مهر تو مرا ز غم رها کند
وطن تو جسم و جان من، زمین من زمان من
تو مادر یگانه ای ، عزیز مهربان من
وطن تو جسم و جان من، زمین من زمان من
تو مادر یگانه ای ، عزیز مهربان من
وطن نِواى زندگى
وطن نَواى زندگى
يکبارديگر
وطن اميد و آرزو
وطن صفاى زندگى
يکبارديگر
وطن توى چمن من ام
تو باغ اى ياسمين من ام
يکبارديگر
به کوه ودشت سراغ تو
چو مرغ نغمه زن من ام
وطن تو سايه بر سرم
تو مهر و ماه و اخترم
سرود مهر ات وطن
به بحر و بر همى برد
وطن نِواى زندگى
وطن نَواى زندگى
يکبارديگر
وطن اميد و آرزو
وطن صفاى زندگى
يکبارديگر
وطن سرود عشق تو زقلب من صدا کند
ترانه های مهر تو مرا ز غم رها کند
وطن تو جسم و جان من، زمین من زمان من
تو مادر یگانه ای ، عزیز مهربان من
وطن تو جسم و جان من، زمین من زمان من
تو مادر یگانه ای ، عزیز مهربان من
ويا
وطن عشق تو افتخارم وطن در رهت جان نثارم
وطن خاک پاکت بهشتم وطن گلخنت لاله زارم
وطن عشق تو افتخارم وطن در رهت جان نثارم
وطن عاشقم بر شکوهت به از گل بود سنگ و کوهت
وطن هر کجایی که باشم تویی جان فضا ای دیارم
وطن عشق تو افتخارم وطن در رهت جان نثارم
وطن قلب من هستی من بود رگ رگم پر زخونت
زتو همچو گل بشکفت دل اگر در خزان یا بهارم
وطن عشق تو افتخارم وطن در رهت جان نثارم
شهــر من
شـــــام است و آبگينهء رؤيـــــاست شهـر من‌
دلخـــــواه و دلفـــــــروز و دل‌آراست شهر من‌
دلخــــواه و دلفــــروز و دل ‌آراست شهر من‌
يعنی عـــروس جملهء دنيـــاست شهــــــر من‌
از اشكهــــــــای يخ ‌زده آيينــــــه ساختــــــه‌
از خـــــون ديده و دل خود خينــــــــه ساخته
‌انــــــــدوهگين نشسته كـــــــــه آيند در برش‌
دامادهای كور و كـــــل و چـــــــاق و لاغرش‌
دنيا برای خـــــــــام‌ خيالان عوض شده‌ است‌
آری، در اين معامله پالان عـــوض شده است‌
ديروزمــــان خيـــال قتـــــــــال و حماسه‌ای‌
امــــــروزمــــــان دهانی و دستی و كاسه‌ای
(.....)
سرودۀ محمد کاظم کاظمی
چون در سرودهاى بالا نام افغان و افغانستان وجود ندارد, بسيارخوب اند. سرزمين , وطن و ميهن با اشغال پدر سروکا رندارد ميهن پيوند فردى عاطفى ايست مانند فرهنگ و زبان ميراثى نيست بلکه کنشى و واکنشى ايست. ميراث مادى نيست
سرودهاى به گونه اين
"افغانستان از پدرم است’’
"افغانستان ازپدرکلان من است"
وچنين چرنديات ميرهاى اول ودوم
اين ها جايداد را بيان مى کند و نه عشق و محبت ميهن و يا وطن را
آرى براى تو از پشته کوه سليمان جايداد است چون پدران تان با بادران انگليسى تان اشغال اش کردند هزار بيرق ساختيد وهزارسرود با نام محنوس ونا مبارک افغان ولى ميهن تان نشد.
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

جستجو در کابل پرس