IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 75740

نظام غیر متمرکز در کانفرانس روند مونیخ

23 آگوست 2013, 12:38, توسط پرویز "بهمن"

نادرجان!
باز هم از اصل بحث فرسنگها دور شده ایی ویک مشت عبارات غیر مسوولانه را نشخوار کرده ایی. من دراول برایت گفته ام که بنده مدافع اشخاص نیستم بلکه مدافع افکار می باشم. هر شخص ویا هرگروه سیاسی وقومی که با افکار وعقاید وباورهای من در تضاد واقع شود من آنرا نقد میکنم. اما خودت باوجود تظاهر به مخالفت با گوبلزبازهم نتوانسته ایی خودت را ازچنگال اهریمنی افکار مزخرف گوبلز برهانی . آنجه بنده از سیاق کلام جنابعالی درک میکنم هو بهو تطبیق کنندهء ارشادات گوبلز است. من ازخودت پرسیده بودم : رقم شصت وپنجهزار مقتول را درشهر کابل برای من وبرای خواننده گان ازیک منبع معتبر وثقه مستند بساز. دوم اینکه من برایت قبلا هم عرض کردم که غریزهء قدرت طلبی به قیمت بردن خواهر ومادر نزد خارجی ها بخاطر رسیدن بقدرت درین کشور از رسوم جا ماندهء پادشاهان عنعنوی و سنتی افغانستان می باشد که طی دوصد سال این خاندانهای سلطنتی از عرضه کردن خواهر ومادر وزن خود گاهی به انگلیس وگاهی به روس دریغ نکرده اند وحالا این سنت سیئه امکان دارد نظر به ادعای خودت ازقول افغان پیپر مانند ویروس در وجود بعضی از افراد ونخبه های غیر افغان نیز سرایت کرده باشد که من هرگز چنین ادعایی را تائید نمی کنم، اما فرض محال گیرم که ادعای جناب عالی این موضوع درست هم باشد چندان جای تعجب ندارد. زیرا کسانیکه دوصد سال زیر لوای بزرگترین ناموس فروشان جهان زنده گی کرده باشند خواهی نخواهی از تاثیرات روحی وروانی ملوک وپادشاهان ناموس فروش سرزمین شان متاثر میگردند. اینجانب از قول پیامبر بزرگ اسلام برایت روایت موثق را عرضه کردم که فرموده بود: ( الناس علی دین ملوکهم) مردم عوام همیشه بر دین پادشاهان شان اتکا میکنند.
دوصد سال وطنفروشی، دوصد سال فرهنگ ستیزی، دوصد سال زبان ستیزی دوصد سال جنگ سالاری، دوصد سال نسل کشی وکوچ اجباری اقوام غیر افغان، دوصدسال اختلافات وبرتری جویی های قبیلوی درانی وغلجایی، دوصد سال معامله گری با روس وانگلیس وحالا امریکا وپاکستان وایران ، دوصد سال محروم ساختن مردم غیر افغان ازسواد ومکتب وقلم وکاغذ، دوصد سال زن ستیزی، دوصد سال جاهل نگهداشتن مردم، دوصد سال دشمنی ورزیدن وخصومت با فرهنگ وزبان مردم، دوصد سال محو نمودن آثار تاریخی وباستانی زیر نام دین ، دوصد سال مسخ نمودن تاریخ، نتیجه اش را امروز باید درعملکرد های افراد وگروه های سیاسی برخاسته ازمتن ملیتهای افغان و غیر افغان جستجو کرد. بدون شک درچنین شرایط دشوار توقع اینکه همهء این نخبه گان ازخطا واشتباه معصوم باشند یک تصور خیالبافانه است. حتما آنانیکه میخواهند بعدازین زنجیر غلامی وبرده گی اوغان خررا ازگردنهای شان بدور افگنند، در خلال طی نمودن این راه پرپیچ دچار اشتباهات ولغزش ها خواهند شد. ولی مهم آن است که همهء ملیتهای غیر افغان وافغانهای آگاه وغیر فاشیست باید باهم متحد ویکپارچه شوند واختلافات سلیقوی وفردی شانرا کنار گذاشته وبسوی فرداهای روشن که درآن دیگر از حاکمیت های قومی وقبیلوی اوغان خر اثری باقی نمانده باشد گام بردارند.
با استفاده از فرصت میخواهم چند نکته ای را خدمت بیدار قره باغ نیز عرض نمایم:
بیدار جان قره باغ سلامتی باد بر اهل هدایت!
پیامهای شما را جسته وگریخته درکایل پرس در دفاع از گلبدین وتعرض بالای بخشی ازمردم تاجیک یعنی پنجشیریها همیشه خوانده ام. دشمنی خودت نه تنها با مسعود شهید و شورای نظار متوفای اوست بلکه با تمام پنجشیریها برای من قابل درک است. این دشمنی و کینه ورزی خودت بحیث یکی از تربیت یافتگان مکتب ابلیسی گلبدین ریشه در استقلال طلبی وطبعیت سرکش پنجشیریها دارد که رهبری شخص بدنامی مانند گلبدین را برخویش ننگ میدانند.
زیرا پنجشیریها درهمان اوائل به اصطلاح جهاد فی سبیل الله به گلبدین وگلبدینی ها (نه) گفتند وهمه یکپارچه قیادت ورهبری صالح وهدفمند فرماندهء افسانوی شان مسعود قهرمان را با جان ودل قبول کردند. بناء برای خودت می سزد که همهء مردم پنجشیر را به باد ناسزا بگیری همه را یکسره ودریک قلم از دایرهء امت اسلامی که خودت بزرگترین ضربات را ازپشت به آن وارد میکنی خارج سازی. . اما دشمنی ورزیدن با یک گروه قومی ویا مذهبی مردم بدلیل تعلقات قومی ویا محلی شان ، هم درغرف قوانین غربی وهم درشریعت غرای محمدی بنامهای فاشیزم قومی وهمچنان عصبیت کورجاهلانهء قومی نکوهش شده است ، و پیامبر گرامی اسلام به دارندهء چنین افکار وعقاید لعنت فرستاده است.
شاید در ذهن جنابعالی این سوال خطور کند که: درصورتیکه من ازچنین احادیث وآیات خبر دارم جرا اصطلاح اوغان خر را درسایت کابل پرس بکار می برم؟
هرچند من این جواب را قبلا نیز به نادرک عرض کرده ام ولی برای تکرار آن به شکل خلص عرض میکنم که نزد من همان اوغانها ( خر) تشریف دارند که با لطایف الحیل در پی تثبیت برتری خود نسبت به سایر ملیتهای گشن بیخ این سرزمین می باشند. نزد من همهء افغانها (خر) ویا (غول) نیستند بلکه همان طایفهء مشخص بیمار روانی وعقده ایی که باهزار ویک دلیل کوشش میکند تا اصالت وبرتری خودرا نسبت به دیگران ثابت کند خر مجسم می باشد. ومن با اسناد وشواهد علمی و عینی ثابت میکنم که چنین اشخاص ازنسل خر می باشند. هدف از ارائهء چنین اسناد برحذر داشتن دیگر افغانها یا پشتونها از افتادن در دام فاشیزم قومی است، هرکی کوشش کند که خودش را افغان اصیل ودیگران را مهاجران آنطرف دریا آمو معرفی کند نظر به اسناد واقعی من خر بودن او واجدادش را ثابت میکنم.
واما دربارهء شماره های آیات قرآنی که جناب عالی از سورهء مائدهء ذکر کرده اید باید بگویم :
سر ما فدای تک تک آیات وسوره های قرآن، ما به همهء این آیات وسوره های منزل ازجانب پروردگار به رسول برحق او ایمان داریم واین قرآن برای ماحجت آشکار است. ولی ایمان ما با ایمان خودت وگلبدین وملاعمر نسبت به این آیات وسوره ها فرق دارد. یعنی چی؟
یعنی اینکه: ایمان تو نسبت به قرآن مانند ایمان عبدالرحمن بن ملجم خوارجی است که درماه مبارک رمضان باشمشیرش حضرت علی بن طالب علیه السلام را درمسجد کوفه زخمی ساخت که به اثر همان جراحات آنحضرت کرم الله وجهه به شهادت رسید. ایمان خودت نسبت به آیات قرآن واستفادهء ابزاری تو از آیات قرآن دقیقا همان ایمان خوارج است. خوارج یعنی کسانیکه مانند تو وگلبدین وملاعمر آنقدر درظاهر امر تظاهر به تقوا وپرهیزگاری می نمایند که حتی تقوای پیامبر ویاران با وفای اورا نیز تحت الشعاع قرار میدهند.

امروز تو وگلبدین وملاعمر نیز درمقام همان خوارج قرار گرفته اید. برای غلبه بالای مخالفان مسلمان تان همیشه آیات قرآن را دستاویز قرار میدهید ولی زمانیکه عملکردهای خودتان ورهبرگرانقدر تان را با همان آیات قرآن محک میزنیم متاسفانه نه تنها که با آیات قرآن هیچگونه همخوانی ندارد بلکه آنگونه اعمال را حتی یهود ونصارا نیز اجرا نمیکنند.
از دشمنی با کمونیستان می لافید ولی با شهنواز تنی ائتلاف را جایز می شمارید، دیگران را متهم به قومگرایی وعصبیت جاهلانهء قومی میکنید ولی هرگز از ائتلافهای قومی با جانی ترین خلقی های غول اوغان بخاطر رسیدن بقدرت انحصاری شرم وحیا ندارید. بخاطر موجودیت( به اصطلاح آنوقت خودتان) ملیشه های قاتل وبدنام کمونیست؛ کوی وبرزن کابل را راکت باران کردید ولی روزی رسید با همان ملیشه ها شورای عالی هماهنگی را ساختید و وحشیانه تر از گذشته برمردم بیدفاع کابل بم وباروت ریختید. فکر میکنید که همهء مردم باید چشمان بسته ادعاهای شما را قبول نمایند؟
دیگران را از دوستی با یهود ونصارا برحذر میدارید ولی خودتان بخاطر کسب رضایت یهود ونصارا حتی حاضرید که حلقهء غلامی نوکران یهود ونصارا یعنی جنرالان آی اس آی را که خود زادهء پدران انگلیسی هستند بگردن انداخته وبرای رفع سوء تفاهمات هیئت های صلح را به کشورهای امریکا وناروی وفرانسه وآلمان اعزام میکنید.
پرسش دیگری را که باید ازشما مطرح نمایم این است که جناب رهبر گرانقدر شما درسالهای هشتاد میلادی یکی از با اعتماد ترین رهبران درمیان سایر رهبران تنظیم های پشاوری نزد لابی های محافظه کار صهیونیست درامریکا بود که بیشترین کمکهای تسلیحاتی ومالی امریکا وسعودی را در وقت وزمانش نصیب میشد. ازخودت می پرسم که آیا درآنوقت گلبدین خان از وجود این آیات قرآن درسورهء مائده اطلاع نداشت؟
چگونه وبکدام اعتماد مخوف ترین سازمان جاسوسی دنیا مربوط یک ابرقدرت صلیبی، یعنی سی آی ایه بیشترین کمک های تسلیحاتی خودش را به یکی ازبه اصطلاح اصولگرا ترین رهبر جهادی ارزانی میفرمود کسیکه هم درهمان زمان وهم حالا برضد گرفتن کمکهای تسلیحاتی ازیهود ونصارا شعار میداد ومیدهد؟
درینجا دومسأله وجود دارد یا اینکه آن شعار های گلبدین خان مبنی برضدیت با یهود ونصارا از ته دل نبود وبه آن کوچکترین باور قلبی نداشت ویا اینکه سی آی ایه درشناخت گلبدین خان اشتباه کرده بود. کدامش را خودت قبول داری؟
اینکه جناب عالی دکتر عبدالله عبدالشیطان خوانده ایی مربوط خودت است ولی قدر مسلم این است که همین عبدالشیطان نه درسالهای هشتاد برضد امریکا شعار داده ونه حالا شعار میدهد، اما خودت این مسوولیت را بعهده داری که از موضع حزب اسلامی شاخهء گلبدین که حالا نیم اش در آخور امریکا سرش بند مانده ونیم دیگر شعار جهاد علیه یهود ونصارا را بلند کرده است دفاع کنی وخوانندهء کابل پرس را قناعت بدهی که مردم به کدام شعار شما باور کنند وبه آن عمل نمایند، آیا مانند ارغندیوال وهمایون جریر و وحیدالله سباوون و فاروق وردک وکریم خرم وآصف ننگ وحید مژده زیر بیرق قوای اشغالگر به جمع کردن وذخیره نمودن دالر وکلدار اقدام کنند ویا اینکه مانند شخص گلبدین درمهمانخانه های آی اس آی پاکستان پنهان گردیده وازآنجا به نوشتن لاطائلات وارسال آن لاطائلات به سایت های انترنتی مبادرت ورزیده به این ترتیب شب وروز را به کثافت کاری وذلت وغلامی پنجابی های انگلیسی زاده گذرانده و به بهانهء جهاد علیه قوای اشغالگر ناتو به قتل وکشتار مردم بیگناه اقدام نموده ومردم هزاره وشیعه را تهدید به کشتار دسته جمعی نمایند؟
خودت بحیث یکی از راهیان حزب اسلامی شاخهء حکمتیار کدام عمل را بخوانندهء کابل پرس تجویز می نمایی، آیا خوانندهء کابل پرس مثل گلبدین خان عمل کند یا مثل بقایای او در رژیم کرزی؟
بندهء منتظر جواب هردوی شما عالی جنابان می مانم.

این هم یک تصویر دوستی ومودت رهبر گرانقدرت با یهود ونصارا

جستجو در کابل پرس