IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 77364

سوداگران سیاه سخن یا افزار نحس تفرقه و نفاق در میان اقوام و ملیتهای محروم کشور

7 نوامبر 2013, 14:54, توسط عیار

بازهم به ادامهء بحث با جناب بخمن پنجشیری که فرموده اند:

او بود که اصف دلاور را برطرف و نبی اعظمی ... را مجبور به ترک کابل کرد همان های که او را از گلبدین و پاکستان محافظه و بقدرت رسانید ! او بود که با دوستم پشت و اغاز جنگ کرد او بود که از محرمیت و مظالم دیره دونی ها سر میکوفت ولی بر ازبک هزاره همان کرد که بچه سقا ! او بود که کودتا دوستم را عنوان و دها بی گناه شمالی و کابل را بنام جنبشی و کارملی کشت و لادرک ساخت در حالیکه انان بنام سمت و ملیت صادقانه با سقاو های اصلی (پنجشیری ها) همکاری میکردند!! و هرگز در گنار دوستم نبودند . مثل من که یک روز به مزار و زیر چتر دوستم نرفتم و از قوم تبار تو هستم و دوستم را در تخیریب و مظالم کابل در کمار مزاری گلبدین سیاف ربانی و مسعود قرار میدهم . اما مثل تو در راه والسوالی تان در راه انسانیت و محرم شدگان در ره برابری و برادری و کاروان بزرگ پا بر هنه ها بسوی حق و عدالت و مباره عادلانه با اوغان غاصب ناقل بدوی کافر.
عجب منطقی؛ جنرال آصف دلاور ونبی عظیمی مسعود را بقدرت رساندند وبالاخره این مسعود بود که آنها را وادار به ترک وطن کرد. چرا اینطور نمیگوئید که این مسعود بود که پرچمی ها را از قتل عام توسط مجاهدین نجات داد وزن ودخترشان را از افتادن بدست اعراب وپنجابی ها نجات داد؟
آیا جناب عالی از اسیر شدن زنان ودختران صاحبمنصبان رژیم نجیب در جلال آباد وکنر منکر استید؟ اگر آن مسعود با گلبدین همدست میشد آیا جلو کشتار دسته جمعی پرچمیها و اسیر سازی زنان ودختران افسران عالی رتبهء کارملی را درآنوقت شما میتوانستید بگیرید؟ چرا عکس قضیه را فکر نمیکنی بخمن جان!
دولت نجیب درهر حال درحالت سقوط بود. درماسکو تمام کمک های اقتصادی به روی آن دولت بسته شده بود ؛خوست سقوط کرده بود؛ ولایات یکی پی دیگری درحال سقوط کردن بود؛ هزاران عرب وعجم در جنوب سنگرگرفته بودند ازبین همهء قوماندانهای مجاهدین این مسعود بود که کارملی های بدنام را به آغوش گرفت؛ دیگر این نازدانه وبچه های شیر وپراته چه میخواستند؛ کی به جنرال عظیمی گفت که کابل را ترک کند؟ چرا بابه جان وظیفه را ترک نکرد چرا جنرال مومن وظیفه را ترک نکرد. اما فرموده اید که مسعود آغاز گر جنگ با دوستم بود. مثل اینکه از سفر صبغت الله مجددی درآخرین روزهای قدرتش خبر ندارید واین را هم نمی پذیرید که مجددی بدون مشوره با مسعود رتبهء استرجنرالی را به دوستم ارزانی کرد واورا از سطح یک قوماندان تسلیمی ملیشه تا سطح استرجنرال ورهبر یک جنبش بالا برد ؛ بالا بردن وهمسان ساختن دونفر نظامی که سالها در دو قطب مخالف باهم جنگیده باشند از دید جناب عالی چگونه مورد ارزیابی قرار میگیرد؛ آیا این خودش تشویق نمودن جنرال دوستم به بغاوت علیه مسعود نبود؟
درمورد کشتن یک تعداد صاحبمنصبان شمالی وال توسط مسعود هم جناب عالی یکطرفه میخواهید قضاوت کنید. اگر آن تعداد صاحب منصبان شمالی وال که توسط مسعود کشته شدند آنها را بیگناه بدانیم ولی آنهایکه کشته نشدند مگر سر از چهار آسیاب در نیاوردند؟ آیا خلیل بایانی وخان آغا وجان آغا به صف گلبدین ودوستم نپیوستند؟ آیا شما منکر استید که جنرالهای باز نشستهء کارملی درهمدستی با دوستم و گلبدین شورای عالی هماهنگی را ساختند وعلیه مسعود طرح کودتا را براه انداختند؟ فرض بفرمائید که به عوض مسعود وربانی شما بر سر قدرت می بودید اگر آن کودتا علیه شما صورت میگرفت آیا شما نه تنها به خود صاحبمصنبان بلکه حتی به زن وناموس کودتاچیان رحم میکردید؟
مگر بیاد ندارید که درزمان کارمل یک تعداد صاحبمنصبان که با همدستی با مجاهدین گرفتار شدند در پیش چشمهایشان کارملی ها وخادیستها به زن ودختر جوان شان تعرض جنسی کردند؟ شاید خوب بیاد دارید که خادیستها درزمان کارمل با خانوادهء جنرال خلیل ومیرتاج الدین رئیس ومعاون کشف وزارت دفاع چه کردند؟دیگر اینکه گفته اید که شما پنجشیری استید.
دوست عزیز! اگر این را بخاطر این گفته ایی که من از تو بخاطر پنجشیری بودنت خوشم بیاید سخت اشتباه کرده ایی. تو از هرجای وطن که باشی مهم نیست. مهم این است که منطق گفتمان را یاد داشته باشی ویک انسان باشرف وبا وجدان باشی. پنجشیری بودن کدام امتیاز نیست ونه هم کدام ننگ. پنجشیریها مانند بقیهء انسانهای روی زمین انسان استند ولی این نوع پنجشیری که خودش را هم پنجشیری بنامد وهم آنها را غیر مستقیم بی ناموس بخواند فقط میتواند از روشهای ماکیاولیستی کارملی های مفعول باشد.
جناب عالی غیر مستقیم از سنت (شنگری) اینجا یاد کرده اید. من هم خبر دارم که (شنگری) در فرهنگ مردمان سابق پنجشیر درمیان زنان یک سنت بود.
اگر شما واقعا خودرا کارملی ومترقی میدانید نباید این سنت را بحیث یک طعنه علیه مردم شریف پنجشیر بکار ببرید. زیرا ازنظر من این سنت نماد شجاعت وصداقت دختران پنجشیری است که اگر بزرگان خانوادهء شان یک دختر پنجشیری را برخلاف خواست درونی اش به یک مرد کهن سال بدهند آن دختر با شجاعت وصداقتی که دارد خانهء پدر را ترک کرده وبه خانهء محبوب خود پناه می برد وخودش را به ارادهء خود به عقد نکاح شوهر دلخواه خود در می آورد. آیا این کار ازنظر شما که درمکتب کارمل تربیت دیده ایدخوب است یابد؟ آیا خودسوزی بهتر است ویا فرار بخانهء دلدار؟
پس معلوم است که شما کاملا در بستر بیماری بسر می برید و از بس که از مردم پنجشیر نفرت دارید خواسته اید بعضی سنت های قدیمی ومتروک را هم برسم طعنه به رخ آنها بکشید. ولی شما غلط کرده اید غلط به مفهوم ایرانی اش. شما هرگز با این کارتان کوچکترین آسیبی به عزت وشرافت مردم شریف پنجشیر نمیتوانید برسانید بلکه برعکس چهرهء منحوس کارمل وکارملیها را نزد مردم شریف پنجشیر بیشتر رسوا می سازید.
امیدوارم که خودتان را به دیوانگی نزده ومانند یک انسان با تربیت وبا اخلاق پیام بگذارید تا خواننده های کابل پرس نیز از پیام شما استفادهء نیکو کنند.

جستجو در کابل پرس