IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 79473

بررسی تولد زبان فارسی – ۲

5 جنوری 2014, 15:27, توسط پرویز "بهمن"

بخش اول

گفتگوی ویژه ی تارنمای انجمن جهانی زرتشتیان با دکتر محمد حیدری ملایری درباره گاهشمار ایرانی خیام به فراخور روز جهانی خیام.
چه کسی باور میکند خیام هوشمند ایرانی که رباعیاتش آوازه جهانی دارد، دقیق ترین سنجش زمانه در تاریخ انسانی را هم درست کرده باشد گاهشمار خورشیدی که تا زمان ما با پیشرفتهای شگفت آور در زمینه اختر شناسی و گاهشماری همچنان دقیق ترین است: همین گاهشمار یا سالنامه ای که روی میز کار یا همراه ما و شما قرار دارد. به فراخور بزرگداشت روز جهانی خیام؛ دکتر حیدری ملایری اختر فیزیکدان نپاهشگاه جهانی پاریس یکی از دانشمندان سرشناس جهانی در زمینه اخترشناسی است گفتگویی با انجمن جهانی زرتشتیان در فرانسه شهر پاریس در نزد گروهی از باشندگان ایرانی.
پرسمان گفتگوی اخترشناس ایرانی گاهشمار خورشیدی خیام بود گاهشماری که خیام زنده کرد گونه دقیق تر شده سالنامه اوستایی بود. او نامهای اوستایی سالنامه ایرانی را هم زنده کرد، فروردین، اردیبهشت، خرداد و دیگر ماهها. دکترمحمد حیدری ملایری ٦٢ ساله, ٨ سال زمان خود را با تلسکوپ فضایی هابل در نپاهشگاه اروپایی شیلی بکار پژوهش بوده و اکنون هم در نپاهشگاه پاریس آن کار را ادامه میدهند. در گفتگوی ویژه برای تارنمای انجمن جهانی زرتشتیان در پاریس اختر شناس ایرانی از اهمیت و ویژگی گاهشمار ایرانی خیام میگوید:
ــ «گاهشمار ایرانی ویژگیهایی دارد و آن دقت آن است و آغاز سال آن، آغاز سال ایرانی آغاز بهار است کاری که خیام کرده این است که نوروز ایرانی را که یکی از نمادهای بسیار مهم فرهنگ ایرانی است این را به آغاز بهار پیوند داده است. با روشی که خیام پیشنهاد کرده از نظر گرفتن کبیسه در سال اینکار شدنی است یعنی بسیار دقیق تر از گاهشمارهای دیگر است و از بن در درازنای تاریخ ایران برای نخستین بار بوده که نوروز و آغاز بهار به هم پیوند داده شده اند.»
به باور دکتر حیدری ملایری کار مهم خیام آوردن نوروز، جشن با ارزش ایرانیها و تبارها و مردمان گوناگونی که نوروزجشن ملی آنهاست به روز نخست بهار بود.
ــ «در گذشته پیش از اسلام این گاهشمار بگونه های گوناگون بکار میرفته است ولی سیستم یا راژمان کبیسه ای که بهره گفته میشده این بوده که هر ١٢٠ سال یک روز به سال می افزودند. سال ١٣ ماه داشته و به اینگونه آنها کوشش میکردند که نوروز را که جنبه های مینویی بسیار فراوانی برای ایرانیان داشته است به آغاز بهار پیوند بزنند. با این ناهمسانی که اینکار به چند شوند دقیق نبوده و خیام برای نخستین بار در تاریخ درازای فرهنگ و تمدن ایران نوروز را به آغاز بهار پیوند داد.»
اندیشه پدید آوردن گاهشمار تازه ایرانی از خواجه نظام الملک بوده است.
ــ « بنابر گزارشهایی که بدست تاریخ نویسان آن زمان و کسانیکه به زمان خیام نزدیک بودند ارائه شده این است که در زمان ملکشاه سلجوقی و همانا با اندیشه خواجه نظام الملک وزیر با تدبیر ملکشاه، هنگامیکه آهنگ به بازسازی سالنامه گرفتند بر آن شدند یک رسدخانه یا نپاهشگاه ایجاد کنند که شاید این نپاهشگاه در اصفهان بوده است. خیام برای کار خودش نیاز داشته که همه ی ستارگان را و همانا بیشتر خورشید را نپاهش کند. جایگاه خورشید را در آغاز روز موقعی که هنوز ستارگان هستند و زمانیکه در غروب هنگامیکه ستارگان بیرون میآمدند به این دلیل که بتواند گذرگاه سالیانه خورشید را نسبت به ستارگان پابرجا پژوهش کند و از اینگونه بتواند درازای سال را سنجش کند و از این شیوه بتواند آن روشی را که درآینده برای شمارش سالهای بَهیزَکی در گاهشمار ایرانی اتخاذ کرد درباره آن تصمیم بگیرد.»
اما برای خلفای اسلامی که به سالنامه یا گاهشمار اسلامی پایبند بودند چه بایستگی پیش آمد که برای اداره سرزمین امپراتوری خود به سالنامه ایرانی و نبوغ و دانش خیام نگرش کنند؟ چه ناهمسانی وجود داشت میان سالنامه اسلامی و گاهشمار خورشیدی؟
ــ «همانگونه که میدانید سالنامه عربی قمری است به چم انیکه برپایه چرخش ماه استوار است. در این سالنامه ماهها میتوانند در همه ی درازای سال حرکت کنند. برای نمونه محرم و رمضان همانگونه که میدانید یکبار در تابستان یا پاییز یا بهار و در زمستان است و این در درازای سال میچرخد. اینچنین سالنامه ای برای اداره یک کشور بویژه خلیفه های اسلامی مناسب نبوده و نیست برای اینکه جمع آوری خراج و باج نمیشود به کشاورز گفته شود که ماه ربیع الاول یا محرم یا رمضان باج یا مالیات جمع خواهد شد برای اینکه این ماهها شخصیت طبیعی ندارند و میچرخد و کشاورز نمیتواند هماهنگ شده و از این سیستم بکار گیرد. به همین علت بوده است که تا مدتها پس از چیرگی مسلمان بر ایران، سیستم و نظامی که برای اداره کشور استفاده میشده از گاهشمار ایرانی پیش از اسلام بوده و نکته درخور نگرش اینکه روز آغاز این گاهشمار روز به تخت نشستن یزدگرد سوم پادشاه ساسانی بوده است و مسلمانان بیش از یک سده از این سیستم بهره میگرفتند. به این علت که استفاده از گاهشمار قمری ساده برای اداره یک کشور بزرگ آسان نیست.»
یکی ازویژگی های بوجود آمدن گاهشمار خورشیدی خیام زنده کردن نوروز بود، یکی از نمادهای مهم فرهنگ ایران .
ــ «شوند بازسازی یا بازبینی این گاهشمار را میتوان در دو چیز گفت: یک این بوده که بتوانند برای اداره کشور و مسئله مالیات از آن استفاده کنند. و نکته دیگر زنده کردن نوروز بود. که همانا این نکته جنبه اداری نداشته وانگه جنبه پدافند از یکی از نمادهای فرهنگ ایران داشته است. با نگرش به این نکته که خواجه نظام الملک هم در این مسئله شریک بوده و بیگمان شاید اندیشه آغازین از او بوده باشد. اگر تنها مسئله اداری بود یعنی گاهشمار را بازآفرینی میکردند اینها ویژگیهای گاهشمار اوستایی را زنده نمیکردند که دوباره عین گاهشمار اوستایی سال را ١٢ ماه سی روزه بکنند و ٦ روز را به آخر این بی افزایند و نامهای اندرگاه یا پنجه دزدیده به آنها نام بدهند همانگونه که در گاهشمار کهن زرتشتی بوده پس این نشان دهنده این است که نکته دیگری هم در اندیشه اندیشمندان آن روزگار ایرانی وجود داشته است و آن زنده کردن یکی از جنبه های فرهنگ ایرانی و پدافند از آن بوده است. شما میدانید خیام در رباعیات خودش تا چه اندازه به ادبیات پارسی دلبستگی دارد واژگان پارسی بکار میبرد. از جمشید و کیخسرو و اینها نام میبرد و همه اینها نشان دهنده وابستگی خیام به فرهنگ ایرانی بوده است. و اینکه آیا این مسئله دشمنی کسانی را برنیانگیخته ؟ بهگمان بسیار بله. همانگونه که گفتم خیام بسیاری از این بررسی و ویرایشها را در زمان ١٣ سال کرد پس از ١٣ سال با مرگ ملکشاه و کشته شدن خواجه نظام الملک بدست هواداران حسن صباح نپاهشگاه را بستند. خیام و گروهش را بیرون کردند و این واقعاً در تاریخ اندیشگری ایران و تلاشهای اخترشناسی بسیار اندوهگین است و این گروه کوچک که کاری به این بزرگی را انجام داده اند با آنها به اینگونه سبک رفتار گردد.»
نوروز همیشه در تاریخ ایران اهمیت داشته و خلفای تازی هم در آغاز آنرا جشن میگرفتند. نوروز پیروزی نور بر تاریکی است. نوزایی جهان که در گاتها کهن ترین بخش اوستا بارها به آن نماره شده است.
ــ «خلفای آغازین اسلامی همچون هارون الرشید نوروز را در دربار خود جشن میگرفتند. شاید این به شوند بودن وزیران ایرانی در بارگاه آنان بوده اسـت مانند برمکیان و دیگران که آنها برای پدافند و نگهداشـتن و نگهداری یکی از ویژگیهای فرهنگ ایرانی از این بکار میبستند و شاید دلیل دیگر هم این بوده که هارون الرشـید و این خلفا گمان میکردند همانگونه که شاهنشـاهان بزرگ ایرانی مانند انوشـیروان و دیگران نوروز را جشن میگرفتند این خلفا هم بگونه ای خود را در اندازه آن پادشاهان و جانشین آنها بدانند و نوروز را جشن بگیرند. و اما اهمیت نوروز ، به هر روی من گمان میکنم نوروز پیشینه ی بسیار بسیار درازی دارد و به زمانی برمیگردد که انسان پس از زمستان بسیار سرد به سوی بهار میرود یا به سردی و نازایی زمستان جای خود را به شکفتن جوانه ها و ندای پرندگان و گیاهان و... میدهد و این نکته مهمی است. و از سوی چون نو شدن جهان نکته بسیار با ارزشی است در آیین زرتشت بسیار به آن اهمیت داده اند و اگر درست باشد سخنی را که "مری جویس" ایران شناس نامدار گفته است شاید نسبت دادن و پیوند زدن نوروز و لزوم وجود جشنی برای نو شدن طبیعت با سالنامه به گمان بسیار اندیشه خود اشو زرتشت بزرگ بوده است به همین شوند است که پیروزی روشنایی بر تاریکی در آیین زرتشت دارای اهمیت بسیار است. نوزایی و نوشدن جهان را در اوستا و در کهن ترین بخشهای اوستا که گاتاها است بارها برمیخوریم و اینکه یکی از خویشتنکاری انسان در این جهان این است چنانکه زرتشت میگوید، گرچه گفتار آنرا بدرستی بیاد ندارم ولی مفهوم آن این است که: اهورا مزدا چنان باشد که ما از کسانی باشیم که هر روز جهان را نو میکنند. به چم نوسازی جهان بسیار اهمیت دارد و نوروز که جهان را نو میکند بیگمان باید دارای جشنی باشد و این جشن برای ارزشمندی آن در آیین زرتشتـی میبایست با بهار برابرسنجی داده میشد. و پس از اسلام هم پدران ایرانیان این جشن را ادامه دادند. در درازای تاریخ بارها یورشها شده، فرمانروایان گوناگون آمدند و رفتند. کسانی که دشمن بودند و نمیخواستند چنین آدابی انجام شود برای نمونه امام غزالی یکی از جستاری که در نسک خود مینویسد این است که " بدترین چیزها این است که کسی چیزی را بفروشـد که گبران بتوانند از آن برای جشن گرفتن نوروز اسـتفاده کنند". و ایرانیانی هم بودند که اینگونه می اندیشیدندن ولی توده بزرگ مردم ایران در درازای سدهها خرد درستی داشتند و نوروز را جشـن میگرفتند و میدیدند که بهار نو شدن جهان است و باید آنرا جشن گرفت و امروز ایرانیان به این جشن وابستگی دارند و تنها ایرانیان نیستند وانگه مردمان بسیاری هستند که در گستره فرهنگ ایرانی بودند در آسیای باختری و آسیای میانه. نوروز به زبان و به دین و به هیچ چیز در پیوند نیست و این جشن برای همه است و از آن همه است و یکی از میراثهای مشترک فرهنگ آدمیان است و سازمان ملل نوروز را همچون یکی از میراثهای فرهنگی آدمی به رسمیت شناخته است.»

جستجو در کابل پرس