IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 39079

رئیس جمهور فاشیست

17 جولای 2010, 18:12, توسط ba omida khorasan zamin

به باور بسیار از کارشناسان مسایل سیاسی و اجتماعی افغانستان اغلب کینه ها نفاقها و کشتار های اخیر ریشه در عملکرد و دسیسه های عبدالرحمان دارد.او دیوارهای این سرزمین را با استخوان و خون اقوام محکوم بلند نمود! احمد رشید_ کار شناس بر جسته منطقه در کتاب (طالبان، اسلام، نفت و بازی بزرگ جدید) زمانیکه در مورد قتل عام هزاره ها ازبکها و تاجکها تو سط طالبان سخن میگوید یادآور میشود: " ریشه بسیاری از خصومت های قومی اخیر وکشتارهای پس از 1977 را که در شمال روی داد میتوان در سیاستهای امیر آهنین[ جابر] جستجو کرد." ص 34.

· هواداران عبدالرحماندر کانادا، حلقه" افغان رساله"

شگفتا، که ذهن و اندیشه بعضی از هموطنان آنقدر عجین و آلوده به تبعیض و تعصب است که در متمد نترین شهر های جهان مانند، تورونتو که پلورالیزم، صلح دوستی و احترام یکسان به تمام انسانها( صرف نظر از تعلق نژادی و زبانی) در آن موج می زند عکس عبدالرحمان جابر، جانی و انسان کش را در نشریه شان به چاپ می رسانند و از آن به عنوان پادشاه قابل افتخار نام می برند.

· امیر عبدالرحمان از زبان خودش

باور و یقین کامل وجود دارد که زندگی صلح آمیز و انسانی در دنیای امروز فقط در سایه مدارا و پلورالیزم ممکن و میسر است و الا اصرار به تعصب و "جهل قدیم" هیچ پیامدی جز بقا و تکرار نسلهای جهل پسند و انسان کش نخواهد داشت. بهر ترتیب آنچه در ذیل می خوانید، بخشهای از خاطرات امیرعبدالرحمان خان است که توسط منشی آن_ سلطان محمد تحت عنوان" تـاج التواریخ" در زمان حیات امیر و به فرمان او به رشته تحریر درآمده است. جلد که فراز های آن نقل قول گردیده است: (تاریخ طبع 1375 پشاور)

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ارزق نکنیم حافظ

· کودکی با دستهای خون آلود

روانشناسان غالباً با مطالعه و تحقیق تلاش می نمایند تا بدانند که دلیل ستم و ظلم پیشگی حکام مستبد زاییده عوامل بیرونی است و یا نه، آنان دچار جنون وسادیسم بوده و اختلال روانی شان در ستم پیشگی آنان نقش دارد.

آیا امیر عبدالرحمان دیوانه بوده؟

امیر عبدالرحمان در صفحات اول کتاب خاطراتش یاد آور میشود که وی در سن ده سالگی یکی از نگهبانان خودش را به قتل رسانده است وبه همین دلیل پدرش افضل خان که درآن زمان حاکم ترکستان بود اورا به اتهام دیوانگی یکسال محبوس نموده است.

· معلم مشکوک

آیا امیر عبدالرحمان دست پرورده جواسیس استعمار و بیگانه است؟

امیر عبدالرحمان:"سپهسالار کل قشون پدرم، یک نفر انگلیسی به نام شیر محمد خان بود که تغییر مذهب داده بود[؟!]این صاحب منصب را که در انگلستان به اسم کمبل معروف بود در سال 1250ه ق درجنگ قندهاربا شاه شجاع لشکر جد م اسیر نمودند؛ مشارالیه صاحب منصب شجاع نظامی، خیلی زرنگ و طبیب خوبی بود و مرا خیلی دوست می داشت رتبه سپهسالاری تمام قشون بلخ را که تعداد آن سی هزار و پانصد نفر بودند دارا بود. روزی شیر محمد خان(کمبل) از پدرم خواهش نمود که مرا به جهت تعلیم نظامی به او بسپارد تا قبل از وفات خودش علوم و فنون خودرا به من آموخته باشد. پد رم خواهش مشار الیه را پذیرفته به من حکم داد هروزه به جهت دو ساعت نزدت مشارالیه بروم و او هر قدر ممکن است بدون اینکه مرا بگذارد وقت ضایع کنم به من تعلیم بدهد، من به طیب خاطر قبول نموده مشغول تحصیل شدم."(تاج التواریخ ص 23)

· مشک عالم یا موش عالم

آیا امیر عبدالرحمان نسبت به جامعه برادر پشتون مهربان بوده است؟

امیر عبدالرحمان:" یکی از ملا های کاکر موسوم به آخوند عبدالرحیم که نسبت کفر به من داده بود در خرقه شریف متحصن شده بود، حکم دادم سگ ناپاکی مثل او نباید در جای مقدس مذکوره بماند لهذا اورا از عمارت آنجا بیرون کشیده به دست خودم اورا کشتم." تاج التواریخ ص 217

امیر عبدالرحمان نسبت به مردم شریف شنواری اینگونه اهانت می کند:" گردوصد سال کشی رنج ودهی زحمت خویش مار وشنواری وعقرب نشود دوست به تو....طوایف منگل وزرمت سرکوب شدند." ( تاج التواریخ ص 235)

عبدالرحمان در مورد غازی مشهور_ ملا مشک عالم چنین بی ادبانه سخن می گوید:" ملایی معروف به مشک عالم که من اورا موش عالم می گفتم و این اسم نسبت به اسم اول مناسب تر بود به این دلیل که صورتش مثل صورت موش وحرکاتش مذموم و با آنهایی که اسم خودرا غازی گذاشته بود ......حکم دادم از قندهار به محال حوتکی رفته از هر خانه یک قبضه شمشیر ویک لوله تفنگ به طور جریمه اخذ نماید." (تاج التواریخ ص 244)

جنگ با غلجایی ها:" در تمام اندره و هوتکی وتره کی و سایر طوایف غلجایی آشوب عمومی برپا گردید وطوایف مذکور عیال و اطفال خودرا به میان طایفه وزیری، ژوب وهزاره فرستاده و خودشان به جهت جنگیدن با عساکر من حاضر شدند. "(تاج التواریخ247)

· مستبد با کفایت یا نوکر چرب زبان

آیا امیر عبدالرحمان نوکرخاضع، مطیع و چرب زبان روسیه وانگلیس بوده است؟

بامطالعه تاریخ سیاسی افغانستان به موضوع بر می خورید که روشنگر خاصیت مشترک اغلب حکام ظالم و چاکر منش در سیصد سال گذشته بوده است.امیر عبالرحمان واکثر اجداد و اسلاف و کاکا ها و کاکا زادگانش علی رغم قساوت و بی رحمی نسبت به هوطنانش در مقابل بیگانگان دست گدایی و سرپرتعظیم داشته اند.

عبدالرحمان زمانیکه از دست شیر علی خان به جانب روسیه فرارمیکند خطاب به فرمانفرمای روس می نویسد:" به امپراتور پنا آورده ام هر چه به من عنایت شود قبول میکنم."( تاج التواریخ ص 155)

"یازده سال دراین شهر(سمرقند)که مال روسها بود به سر بردم و اغلب اوقات خودرا به سواری و شکار می گذرانیدم...اگر بین مامورین روس مذاکره پول می آمد می گفتم وجهی که شما به جهت مخارج به من میدهید بیشتر از آنست که من استحقاق داشته باشم.از خداوند مسئلت می شود که دولت شمارا به عوض این مهربانی که نسبت به من مینماید پایدار داشته باشد. (تاج التواریخ ص 157-158)

و حالا در پیشگاه انگلیس:" گریفن صاحب مجدداً کاغذی به من نوشته سعی نموده مراوادارد به کابل رفته عنان سلطنت افغانستان به دست بگیرم در ماه جمادی الثانی سال 1297 ه ق جواب مراسله اورا به قرار ذیل نوشتم: دوست عزیز، من از دولت انگلیس امید زیاد داشته و دارم و دوستی شما تصدیق صحبت واندازه خیالات مرا می نماید... دولت انگلیس توقع دارند کدام دشمن ایشان را دفع نمایم. دولت انگلیس چگونه منافع را وعده میدهد ...در عوض چگونه خدمات را توقع دارند."( تاج التواریخ ص

جستجو در کابل پرس