IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 85810

مافیای انجویی اطراف رولا غنی؛ هشدار در مورد میلیون ها دالر کمک بین المللی به زنان

7 دسامبر 2014, 19:04, توسط عزیز یاسین

با سلام خدمت همه دوستان گرامی
درهمین رابطه خانم زرقا فروغ در یازدهمین شمارۀ نشریۀ سوسیالیسم کارگری ارگان نشراتی سازمان سوسیالیسم کارگری که من نیز برخی از نوشته های خود را درآن به نشر میسپارم ، تبصره یی بسیار جامع و ژرفنگرانه نوشته است که کاپی آنرا در اینجا به خواننده گان گرامی عرضه میدارم :

تبصره یی پیرامون "سمپوزیوم حقوق و توانمند سازی زنان افغان"
به تاریخ 23 نوامبر سال 2014 سمپوزیومی زیر نام حقوق و توانمند سازی زنان افغان از طرف سفارت افغانستان در ناروی راه انداخته شده بود .
درین سمپوزیوم رولا غنی(بی بی گل) احمد زی، سیما سمر، رئیس کمیسیون حقوق بشر، حسن‌ بانو غضنفر سرپرست وزارت امور زنان، فوزیه کوفی نمایندۀ مجلس، انارکلی هنریار عضو مجلس سنا و منیژه باختری سفیر افغانستان در ناروی و جمع دیگری از زنان افغانستانی در ناروی اشتراک داشتند .

گردهمایی "سمپوزیوم زنان افغان حقوق و توانمندسازی"، دومین گردهمایی بین‌المللی از این نوع است که در اسلو برگزار شده است. اولین سمپوزیوم سال گذشته در دانشگاه جورج تاون آمریکا برگزار شده بو. دراین تبصره کوشش میکنیم به نکاتی مکث کنیم که بیشتر در تناقض با این سمپۆزیم و سر خط آنست.
این اولین بار است که بانوی اول افغانستان در یک گردهمایی بین‌المللی حضور می‌یابد و سخنرانی می‌کند. رولا غنی در سخنرانی اش می‌گوید( زنان این کشور باید به ابزارهای واقعی قدرت در عرصه‌های مختلف دسترسی داشته باشند تا بتوانند جایگاه واقعی خود را در جامعه باز یابند).
خانم رولا سعاده غنی، در شهر بیروت، پایتخت لبنان به دنیا آمده است، در دانشگاه آمریکایی بیروت درس خوانده و در رشتۀ روزنامه نگاری لیسانس دارد و در روابط بین‌الملل تا مقطع فوق‌ لیسانس تحصیل کرده است.
زمانیکه دولت وحدت ملی به میانجی گری جان کری بعد از ماه ها مناقشه شکل گرفت از اقدامات غنى احمدزى یکی هم دادن اسم جدید یا لقب افغانی « بی بی گل » به همسرش رولا سعاده بود. خانم رولا با پیشانی باز و" سکوت زنانه " این تعرض غنی را پذیرفت.
سوال پیدا میشود که خانم رولا غنی چطور توانست اسمی که سالها جزء هویت و شخصیت اش بود، با رسیدن همسر به قدرت یکشبه از او گرفته میشود و اسم بی بی گل (لقب افغانی )به او تحمیل میشود را به خاموشی پزیرا گردد.
در جوامع طبقاتی مذهبی و مرد سالار باور های مرد سالارانه خیلی به زرنگی به خورد انسانهای آن جوامع داده میشود. هر چه این جوامع عقب مانده تر و بیشتر تحت تاثیر فرهنگ مذهبی٬مذاهب و سنت های عقب مانده قرار داشته باشد این باور ها قابل دید تر و خشن تر میگردد بناءاً چون رولا غنی دقیقاً در همچو وضعیتی قرار میگیرد جز تمکین ، راه دیگری را نمیتواند در پیش گیرد.
از آنجاییکه ساختار های سیاسی، اجتماعی و تاریخی یک جامعۀ مرد سالار همواره از موقعیت جنس برتر یا جنس اول یعنی جنس مرد تعریف میشود و زن (به عنوان جنس دوم) نا چار از پدیرش این ساختار است؛ در بسیاری از مواقع زنان نیز به نوعی در باز تولید این ارزش ها سهم میگیرند. باید متذکر شد که باور های مرد سالاری فقط ویژۀ افغانستان نبوده بلکه به اشکال مختلف در کشور های دیگرنیز، ولو به گونه یی کمرنگتر، قابل دید است. خانم رولا با وجودیکه با اصلیت لبنانی در غرب(امریکا) به سر برده با آنهم بخاطر مصلحت یا بدليل پذيرش و تمکين به باور های مردسالار حاکم لب به سخن گفتن باز نکرد.
رولا غنی خواستار " ابزارهای قدرت در عرصه های مختلف " برای زنان است
ابزار های واقعی قدرت از نظر رولا غنی حمایت بین المللی از زنان افغان، کمک های ٢١٦ ملیون دالری امریکا برای بهبود وضع زنان افغان،حضور زنان در مجلس و رده های مدیریتی بالا تر وام های بانکی و....و.... است.
در آغاز" ابزار های واقعی قدرت برای زنان " را با در نظر داشت دین اسلام که دین رسمی افغانستان است و د ولت وحدت ملی افغانستان که یک دولت اسلامی بوده و آقای اشرف غنی دراولین روز های تکیه زدن براریکۀ قدرت به نزدیک ساختن فاصله میان دولت و مساجد را تأکید ورزیده است ، به بررسی میگیریم.
دین با آزادی زن خوانائی ندارد
حضور زن در اجتماع کاملاً در تضاد با مذهب اسلام است ، چنانکه آیۀ ۳۱ سوره النورشاهد این مدعاست : «و در خانه هایتان بنشینید و آرام گیرید و مانند دورۀ جاهلیت پیشین آرایش و خود آرائی نکنید...
یکی از ویژگی های حکومات اسلامی حذف ویا محدود نمودن زنان از اجتماع است . چند همسری، مقید ساختن زن در خانه،تمکین بر خواهشات شوهران، تحمیل حجاب ، بهره کشی از کار جسمی یا خانه گی وسرکوب زنان، نشانۀ این سیاستهای دولت های اسلامی ضد زن است.
سیاست ضد زن در جوامع اسلامی به طور مستقیم منبع قرآنی دارد.آیات وآموزه های قرآنی، منبع مستقیم و منشاء الهام بخش قوانین ، سیاستها ، رسوم ، تبعیض ورفتارهای ضد زن در جامعه است . آیات قرآن پشتوانه یی است برای به مهار کشیدن نیروی زنان و بنده گی اجتماعی و روحی آنان در جوامع اسلام زده . با این همه " روشنفکرانی " هم هستند که " آزادی زن " را در چوکات دین اسلام ابلاغ میکنند مثل رولا غنی که در سخنرانی اش از خدیجه و عایشه، همسران پیامبر ، و فاطمه و زینب دختر و نوه او، به عنوان چهره‌های برجسته در تاریخ اسلام یاد کرده،و به اصطلاح با این کلام حضور زن را در جامعه اسلامی تایید کرده است.
طوریکه به همه هویداست ، ازدواجهای محمد بیشتر یا به دلیل سیاسی، اجتماعی و یا عاطفی و عاشقانه بوده واز میان تمام زنان رسمی اش نسبت به عا یشه علاقۀ بیشتر داشته است. تا زمانی که خدیجه زنده بود محمد تک همسر بود ولی پس از مرگ خدیجه در ٦١٩ میلادی و ورودپیغمبر به مدینه و تحکیم قدرتش ، دوران چند همسری اش آغاز شد وازمیان یازده زن پیغمبر، عایشه دختر ابوبکرکه از شش سالگی برای محمد در نظر گرفته شده بود بالاخره در سن ٩ سالگی بعنوان سومین زن به ازدواج محمد که بیش از پنجاه سال داشت درآمد.
این تبلیغات آزادی اسلامی زن در نهایت و در بهتری حالت به یک فمینسم اسلامی پایان خواهد یافت و مدل اسلامی زن نیز جز یک زنِ با حجاب و اسیر در خرافات چیزی دیگری بوده نمیتواند.
همه میدانیم که رهائی زن و حضوروی در جامعه ایجاب دولتهای سکولار و جدایی دین از دولت را میکند.حال اینکه در افغانستان خشونت ها و انقیاد زنان با صدور آیات قرآن مجوز داده میشود.
نکتۀ دیگر تایید رولا غنی بر " ابزار واقعی قدرت برای زنان" حضورآنان در مجلس و رده های مدیریتی بالا تر میباشد!
برای زن افغانستانی تا حال آزادی به شکل واقعی آن مفهوم نیست، اصلاً تا به حال حضور اجتماعی و سیاسی زن در جامعه زیر سوال است.بلند گو های مساجد همواره مردان را به ضرب و شتم زنان شان برای حفظ قدرت مردسالاری تشویق میکنند.
مردان در شهر و ولایات زنان شان را گوش و بینی میبرند، ملاها کودکانِ دخترپسر را درنقاط مختلف کشورمورد تجاوزجنسی قرار میدهند و خشونت در مقابل زنان به شکل فجیع آن جریان دارد .
از طرف دیگر از سیاست های شور و شرین دولت وحدت ملی بنیادگرایان در پیشبرد اهداف شان استفاده میکنند درین اواخر ما شاهد انتحاری های پیهم در سراسر افغانستان استیم که بیشترین قربانیان را زنان و اطفال تشکیل میدهند ،
زنان افغانستان شدیداً به آگاهی ضرورت دارند. عقب مانده گی فرهنگی، بی سوادی و باور های مذهبی از جمله عواملی هستند که زنان افغانستان را نه تنها در محدودۀ مرز های افغانستان خردوخمیر کرده است بلکه در کشور هایی خارج از افغانستان نیزآنان را سایه وارتعقیب میکند چنانکه آنان علیرغم سالها زنده گی در کشور هایی میزبان به سبب فشار های موجود در خانواده و حفظ فرهنگ و سنت های عقب مانده و مردسالار وخانه نشینی حتی قادر به تکلم زبان کشورهای میزبان نیستند.
ماشاهد حضور زنان زیادی در پارلمان سنا و زارت خانه ها در زمان کرزی بودیم. بودن سمبولیک این زنان در قدرت چه دردی را مداوا کرد ؟ وحشیانه ترین قوانین ضد زن تازه در حضور همین " زنانِ قدرتمند " از طرف بنیادگرایان اسلامی طرح و تصویب شد.
خانم رولا فراموش کرده ا ند که قانون احوال شخصیۀ اهل تشیع که توسط شورای علمای اهل شیعه طرح واز جانب حامد کرزی توشیح شده است ، آپارتاید جنسی را در قالب جداسازی اماکن آموزش ، کار،خرید و فروش و حتی ممنوعیت مسافرت زنان بدون محرم و قوامیت مردان برزنان را نهادینه و قانونمند ساخته است.
از سوی دیگر قانون منع خشونت علیه زنان در افغانستان که به منظور دفاع وإعادۀ حیثیت نسبی برای زن افغانستانی پس از ٣ یا ٤ سال فشار، جدال و مشقت از طرف حامد کرزی توشیح گردید و هنگامی که جهت نهایی شدن به مجلس افغانستان راجع شد ملا تره خیل محمدی و جمعی دیگر از نماینده گان مجلس که تا دندان مردسالار و خشونت پیشه اند با توجیه اینکه تصویب این قانون مغایر ارزش های اسلامیست از تصویب نهایی آن سر باز زدند و بلاخره تصویب این قانون پای در هوا باقی ماند.
اگر قرار باشد زن افغانستانی تابو های جنسیتی را بشکند باید با آگاهی و توانایی سمت گیری و اعلام موضع نماید، در غیر آن از وجود زنان مطیع و گوش به فرمان تغییر مثبتی در وضعیت زنان ایجاد نخواهد شد بلکه حتی خطرناک نیز خواهد بود. اگر خانم رولا از بودن فقط ٣ وزیر زن ( خانم ثریا دلیل، آمنه افضلی و و داکتر حسن بانو غضنفر ) اظهار رضایت میکند چنین زنانی، به مراتب مطیع تر و مراقبتر برای حفظ منصب سیاسی خود استند. از طرف دیگر هم این زنان ویترین های خوبی خواهند بود در مجامع حقوق بشری برای شکستن صدای اعتراض در مورد خشونت ها و تبعیضات علیه زنان . این " زنان قدرتمند " تیغ های دولبه یی هستند که هم در عرصۀ حقوق بشر به دولت وحدت ملی کمک میکنند و هم در مجالس برایشان وقت داده خواهد شد که به نماینده گی زنان زیر ستم افغانستانی سخن بگویند.
خانم رولا از زنانی چون گوهرشاد بیگم، رابعۀ بلخی، عایشۀ درانی و ملکه ثریا، مثال میاورد، که همه متعلق به طبقات بالای افغانستان بوده اند.
درین سمپوزیم تمام شرکت کننده گان از رویا های زیبای زنان طبقات بالایی در آینده سخن گفتند. مگر با تأسف از زنانی که از اثر خشونت های خانه گی، اجتماعی و دولتی با کودکان شان سالهاست در زندانها انواع دیگر خشونت را تجربه میکنند حرفی زده نشد، خانم رولا نگفت که میلیونها دالر امریکایی کدام درد دختران خیابانی افغان را که همه روزه مورد تجاوزجنسی قرار میگیرند و حتی از بخت نگون شان پدرومادری هم ندارند که فریاد شان را بشنوند مداوا کرده است والتیام بخشیده است !؟
خانم رولا میگوید بهبود وضعیت زنان در سیزده سال گذشته، از مهم‌ترین برنامه‌های دولت افغانستان و حامیان بین‌‌المللی این کشور بوده است.
درحالیکه ما شاهد بدترین خشونت ها در مورد زنان درین دورۀ سیزده ساله بوده ایم. آمنه و امثال آمنه ها سنگسار شدند، زنان مُثلَه شدند، زنان بر ملا فروخته شدند کودکان سه ساله مورد تجاوزجنسی قرار گرفتند ، زنان از خشونت فرار کرده دوباره زندانی شدند. نمیدانم از کدام بهبود وضعیت زنان خانم رولا صحبت میکند.معیار وضعیت زنان را ما از زمان طالبان نمی سنجیم ، در حدود هشتاد سال پیشتر از امروز بعد از کشته شدن حبیب الله ، امان الله زمام امور را به دست گرفت که میشود گفت برای نخستین بار نهضت زنان افغان از همین زمان آغاز شد. اصلاحات عمده یی که که میتوان ازآن نام برد عبارت بودند از :
.ایجاد امکان تحصیل برایی دختران تا درجه ابتدایی مانند پسران
لغو قانون تعدد ازواج، منع نکاح دختران زیر ۱۶ سال، از بین بردن برده گی خانه گی، اعزام اولین گروپ از دختران دانشجو به کشورهای اروپایی و ترکیه.
در سال ۱۹۲۰ اولین بار انجمن حمایت نسوان به سر پرستی کبرا خواهر امان الله به خاطر حفظ حرمت زنان در داخل خانه در مقابل همسران شان ایجاد گردید و نخستین مکتب ابتدایی مخصوص خانمها به نام مستورات تأسیس شد. در ۱۷ مارچ ۱۹۲۱ نخستین شمارۀ مجله زنان به نام إرشادالنسوان منتشر شد . محتوای این مجله در مورد آزادی های نسبی زنان بود که تا سال ۱۹۲۵ إدامه داشت
در سال ۱۹۲۷ امان الله همراه با خانمش ملکه ثریا به کشور هایی ترکیه، ایران روسیه، انگلیس، آلمان، فرانسه، ایتالیا،مصر و هندوستان سفر کرد که بعد از بازگشت به کشور سنتگرایی و تعصبات سران قبایل را به انتقاد گرفت و درجهت بازسازی و ارتقای کشور گام برداشت.
اما اصلاحات او به ویژه در رابطه با زنان، اعتراضات زیادی را سبب شد . «مجددی»ها که از بانفوذترین خانواده های روحانی شهر کابل بودند، فتوای کفر شاه را با عکس هایی از ملکه که برقع خود را کنار زده بود به دستخط ۴۰۰ تن از علمای دینی در سراسر افغانستان فرستاد و بدین ترتیب ارتجاع مذهبی توانست با تحریک احساسات مذهبی مردم ، مردم را علیه او به شورش وا داشته و زمینه های لازم را برای تبعید امان الله وروی کار آمدن حبیب الله کلکانی و برباد رفتن همان دست آوردهای نیمبند وابتدایی و سرانجام به صحنه آوردن نادر شاه آماده سازد.
به طور کلی، در دوره های ظاهرشاه و داود و حاکمیت خلق و پرچم زنان به درجه یی از آزادی دست یافتند اما با روی کارآمدن مجاهدین و طالبان صحنه دگرگون شد. حضور بنیادگریان طالبی نه تنها دورۀ خشونت و رکودبرای زنان بلکه دورۀ بحرانی و سیاهی بود که افغانستان را چندین دهه عقب گرد داد.
إدامۀ مطلب ر ا لطفا در کامنت بعدی بخوانید

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس