آثار و نوشتههای کیمیاگر
اشکی درجهنم
هوا روشن شده بود. آفتاب کم کم ازپشت کوه آسمائی بیرون آمده و یکبار دیگر با تابیدن انوار زرین خویش، بر شهرماتم زده و ویران شدۀ کابل، بدن خسته ودلشکسته ساکنین آنرا مادرانه و (…)
هوا روشن شده بود. آفتاب کم کم ازپشت کوه آسمائی بیرون آمده و یکبار دیگر با تابیدن انوار زرین خویش، بر شهرماتم زده و ویران شدۀ کابل، بدن خسته ودلشکسته ساکنین آنرا مادرانه و (…)