اين تصور شماست که می گوييد کابل پرس? مغرضانه عليه راوا می تازد. ظرفيت و اندازه ی پذيرش شما همين اندازه است که چهار پرسش ساده را تاختن می گوييد؟ تعريف، شما از دموکراسی چقدر کوچک است که به منتقدانتان از هر راهی که يافتيد می تازيد و مغرورانه از پذيرش خطاهايتان سرباز می زنيد. به شما کسی "تو" بگويد متهم به همکاری با جنايتکارش می کنيد و دريغ از کمی انديشيدن و نگريستن در خود. در کابل پرس تقريبا سرتاسر سال عليه جنايتکاران و دزدان نوشته می شود و حتا نويسندگان نويسندگان طرفدار راوا هم آزادند که بنويسند و چهار مقاله در يک ماه اخير و چهار پرسش را دليل تاختن مغرضانه فرض کرده ايد؟ به نشرات اخير خود نگاهی بياندازيد، نويسنده ای که مطلب او بلافاصله در کابل پرس نشر شده است، نوشته را در سايت راوا هم نشر می کند و می نويسد اين نوشته را سايت های ... و...نشر نکرد و دريغ از حتا ذکر اين مساله که فقط کابل پرس بود که آن را نشر کرد. اين است اندازه ی احترام شما به آزادی بيان؟
شايد شما انتظار نوازش را داشته باشيد که نه جانم، خطا اگر خطاست، خطای راوا بايد به مراتب درشت تر شود. آنکه نمی داند خطا می کند، يکبار ملامت است و آنکه می داند، چندين برابر. برای سازمان "خود ممتاز خوانده " ی شما که گويی بر همه ی اوضاع و احوال افغانستان آگاه است ، پس کجاست ذره ای از اين آگاهی که رشته ی مشخصی از دزدان و جانيان و طرفداران ارتجاع مانند فاروق وردک، انورالحق احدی، زلمی خليل زاد، حبيب الله رفيع و يا کريم خرم، مهربانانه از نگاه انتقادی شما دور می مانند. متاسفم برای شما که اين پرسش های ساده را ناديده می گيريد و می خواهيد از هر راهی که شده از پاسخ های صريح و شفاف فاصله بگيريد. پذيرفتن اينکه خطا کردم و جبران می کنم، بسيار ننگ آور است برای شما؟
من با مبارزه ی مخفيانه موافق هستم اما درباره ی کلمه ی فرار بسيار جالب است اگر اينطور و از زاويه ی شما تعريف کنيم که سازمان شما يک سازمان فراری محسوب می شود. من در نوشته هايی اخيری که درباره ی سازمان شما داشتم اين نکته را گفته ام که به راوا حق می دهم که در وزارت عدليه ثبت نشده باشد و طبق قوانين افغانستان وقتی خود مقامات قانون را می شکنند، راوا کار نکند. نظر آقای بهمن و نظر شما محترم است اما اگر قرار باشد زندگی خصوصی افراد را شما جست و جو کنيد که يکی بگويد کامران ميرهزار در مسکو است، ديگری بگويد در افغانستان، يکی بگويد در هند ، کانادا يا انگلستان و اين نقد حضرات بر نوشته های من باشد، من می توانم فهرست بلند و بالايی از افراد راوا را منتشر کنم که تقريبا هيچکدام در افغانستان نيستند.
اين تصور شماست که می گوييد کابل پرس? مغرضانه عليه راوا می تازد. ظرفيت و اندازه ی پذيرش شما همين اندازه است که چهار پرسش ساده را تاختن می گوييد؟ تعريف، شما از دموکراسی چقدر کوچک است که به منتقدانتان از هر راهی که يافتيد می تازيد و مغرورانه از پذيرش خطاهايتان سرباز می زنيد. به شما کسی "تو" بگويد متهم به همکاری با جنايتکارش می کنيد و دريغ از کمی انديشيدن و نگريستن در خود. در کابل پرس تقريبا سرتاسر سال عليه جنايتکاران و دزدان نوشته می شود و حتا نويسندگان نويسندگان طرفدار راوا هم آزادند که بنويسند و چهار مقاله در يک ماه اخير و چهار پرسش را دليل تاختن مغرضانه فرض کرده ايد؟ به نشرات اخير خود نگاهی بياندازيد، نويسنده ای که مطلب او بلافاصله در کابل پرس نشر شده است، نوشته را در سايت راوا هم نشر می کند و می نويسد اين نوشته را سايت های ... و...نشر نکرد و دريغ از حتا ذکر اين مساله که فقط کابل پرس بود که آن را نشر کرد. اين است اندازه ی احترام شما به آزادی بيان؟
شايد شما انتظار نوازش را داشته باشيد که نه جانم، خطا اگر خطاست، خطای راوا بايد به مراتب درشت تر شود. آنکه نمی داند خطا می کند، يکبار ملامت است و آنکه می داند، چندين برابر. برای سازمان "خود ممتاز خوانده " ی شما که گويی بر همه ی اوضاع و احوال افغانستان آگاه است ، پس کجاست ذره ای از اين آگاهی که رشته ی مشخصی از دزدان و جانيان و طرفداران ارتجاع مانند فاروق وردک، انورالحق احدی، زلمی خليل زاد، حبيب الله رفيع و يا کريم خرم، مهربانانه از نگاه انتقادی شما دور می مانند. متاسفم برای شما که اين پرسش های ساده را ناديده می گيريد و می خواهيد از هر راهی که شده از پاسخ های صريح و شفاف فاصله بگيريد. پذيرفتن اينکه خطا کردم و جبران می کنم، بسيار ننگ آور است برای شما؟
من با مبارزه ی مخفيانه موافق هستم اما درباره ی کلمه ی فرار بسيار جالب است اگر اينطور و از زاويه ی شما تعريف کنيم که سازمان شما يک سازمان فراری محسوب می شود. من در نوشته هايی اخيری که درباره ی سازمان شما داشتم اين نکته را گفته ام که به راوا حق می دهم که در وزارت عدليه ثبت نشده باشد و طبق قوانين افغانستان وقتی خود مقامات قانون را می شکنند، راوا کار نکند. نظر آقای بهمن و نظر شما محترم است اما اگر قرار باشد زندگی خصوصی افراد را شما جست و جو کنيد که يکی بگويد کامران ميرهزار در مسکو است، ديگری بگويد در افغانستان، يکی بگويد در هند ، کانادا يا انگلستان و اين نقد حضرات بر نوشته های من باشد، من می توانم فهرست بلند و بالايی از افراد راوا را منتشر کنم که تقريبا هيچکدام در افغانستان نيستند.