Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 12612

مدارای مسیحیت و خشم اسلام

16 مارچ 2008, 10:29, توسط بابک

دوست عزیزی که فراموش کرده اید اسم تان را بنویسید سلام مرا بپذیرید.من بطور کلی با این نظر شما موافق نیستم که دین صد در صد محصول عقل ناقص بشریت باشد.با وجود انکه مطمئن هستم که همه ادیان دروغ میباشند.اما اگر بپرسید چرا؟ من خدمت تان عرض میکنم که :اگر به جریان رشد تکاملی انسان ها نظر بیاندازیم ،انسان ها از نگاه دماغی یکی از متکاملترین موجودات طبیعیت میباشند.وقتی که این موجودات در یک مرحله خاصی از تکامل به فکر ساختن ابزار کار میافتند،و در اعصار مختلف به فکر استفاده از سنگ ( عصر ساختن وسایل کاری از سنگ)و بعدآ از فلزات وغیره بوده اند که در تاریخ به نام عصر حجر و یا.....وغیره یاد میگردند.و به شکار رو میاورند. و بعدآ زراعت و مالداری را کشف میکنند.همزمان با کشف وسایل جدید کار، شیوه های جدید وغیره و با رشد شناخت شان سوالاتی فلسفی متعدد برایشان پیدا میشود.اینکه کی هستند؟از کجا امده اندو هدف از زندگی شان چیست؟و هزاران سوال دیگر که دماغ انکشاف یافته تر شان را محاصره میکند.این موقع است که انسان ها به ارباب الانواع معتقد میگردند.یعنی خدا عشق ،خدای جنگ،خدای باران،خدای.....وغیره.این شناخت بشر در همان عصر خیلی بلند بود.( یونان باستان)گر چند حالا در نظر ما همه مسخره و بی اساس معلوم میشوند.البته در نقاط مختلف دنیا در جایی که انسان زندگی میکرد به پاسخ سوالات بشر همان زمان ادیانی بوجود امده بودند.( در هند و یا در چین و یا در اریانای باستان همه ادیان و تفاسیر خود را داشتند).به این نتیجه میرسیم که پیدایش ادیان نه محصول حماقت بشر،بلکه محصول انکشاف دانش انها بود.البته دانش و شناخت ان زمان بشر.یکی از ادیانی که نقش مهمی را در حیات بشر بازی کرد همانا دین یهود بود که بر عکس عقیده مسلمانان دین یکتا پرستی هم نبود .مگر این دین با حکایت های خیالی خود از پیدایش زمین و انسان وغیره که متاثر از تمدن های قدیمی تر از خودش بود جای پای در بین باشنده گاه سرزمین های شرق الاوسط (مناطق اسرائیل و لبنان و سوریه وغیره نواحی اطراف ان) پیدا نمود.در این دین و کتب مقدس شان که بدست کاهنان انها در زمان های متفاوت تحریر یافته جواب ها قابل قبول با سطح شناخت انزمان ارائه گردیده بود .با وجود انکه از دید علمی و تاریخی هیچ یک از این حکایات را ما ثابت نمیتوانیم که واقعیت داشتند.مگر این پاسخ ها که کتب مقدس(تورات) به سوالات کنجکاو بشر ان زمان داشت کافی و حتی بلند بود.نه طوریکه شما فرمودید ناشی از جهالت بشر.البته با پیشرفت شناخت بشر امروز است که ما میگوئیم که حکایات تورات غیر واقعی اند.یکی از نکات ضعف این دین موجودیت عقیده بر امدن ناجی و یا مسیحا میباشد.این عقیده سبب شده که اشخاص زیادی در طول تاریخ خود را مسیحا(نجات بخش )تورات بنامند.از جمله عیسی و محمد نیز خود را که اولی خود را فرزندو دومی خود را فرستاده خدا نامید.این افراد هم در انزمان نظر به سایر انسان های عصر در این مبحث فلسفی که انسان چه است و چرا بوجود امده و غیره سوالات ان عصر ذکی تر از دیگران بودند.محمد نیز که متاثر از داستان های تورات بود با مطالعه ان و با شناخت از اناجیل دین جدیدی را به اساس همان جهانبینی تورات بوجود اورد.اما دین خود را با شرایط جدید تر و با طرز زندگی و فرهنگ اعراب و طرز دید های خاص خود عیار نمود.اگر در شان نزول ایات قران محمد دقیق شویدو اگر فرض کنید که خدایی واقعآ وجود دارد.واگر این خدا پیامبر خود را در یک عصر دیگر و در یک محل دیگر انتخاب میکرد شاید چیز های دیگری میگفت.شاید هرگز نکاح چهار زن را حلال نمیدانست.حالا با وجود انکه از اظهارات این افراد هزاران سال سپری شده و مقدار زیاد از جهانبینی شان با اکتشافات بشر بی ارزش گردیده اما باز هم میتوان گفت که این پیامبران در عصر خود مردمان هوشیاری بودند.حالا اگر یک مثال برای شما بدهم.ببینید شاید فرزند ده ساله تان از ام پی دری استفاده بتواند و یا از کمپیوتر کار های جالبی اجرا نماید،در حالیکه یکی از دانشمندان عصر قدیم مثلا ابن سینا هیچ کدام از این ها را نمیتواند.ما نمیگوییم که ابن سینا در حال حاظر بیچاره است.بلکه ابن سینا در عصر خود با شرایط و شناخت عصر خود یک نابغه بود.حالا هم از اثروسعت شناخت بشر بسیاری از جملات الهی که در کتاب مقدس موجود اند بی معنی میباشد.دیگر یک شاگرد صنف چهار هم میداند که زمین کره است.در حالیکه قبلآهمه فکر میکردند زمین هموار است.و یا اگر شما صد سال قبل میگفتی که کسی نمیداند در بطن مادر حامله که فرزند او پسر یا دختر است.من هم قبول میکردم.در حالیکه علم و وسائل موجود امکان شناخت جنسیت و حتی امراض ارثی انرا میدهد.پس اگر حرف های قران را از توضیح اسمانها (هفت اسمان و هفت زمین)و کوه ها و کسوف و خسوف وطلوع و غروب افتاب و دهها توضیحات علمی انزمان در نظر محققین نادرست میاید . ناشی از شناخت بیشتر بشر از ما حول خویش است.مطمئن باشید اگر پیامبر اسلام در قرن بیست و یکم به امر خدا میامد، حتمآ احکام زیادی در مورد استفاده از انترنت و یا سفر به ماه و یا ارسال سفینه به مریخ میداد.عدم اکاهی از اینده گناه پیامبران نیست.بلکه هم من و هم شما و هر کس دیگر نمیتوانیم اینده را پیشگویی کنیم.اما اینکه گفته ها و نظریات خود را به نام نظریات تغیر نا پزیر الهی معرفی کردند،نقطه بزرگ جفای شان با پیشرفت بشریت میباشد. در اخیر اینکه انهایی که دم اتشین از اسلام میزنندو خود و دین خود را صد در صد حق میدانند،دین شان ارثی بوده و اکثرآ دین خود را از روی عادت محکم چسپیده اند. اگر اینها در یک خانواده یهودی متولد میشدند،حتمآ از ان دین حمایت میکردند. و اگر در خانواده هندو بدنیا میامدند ،حتمآ هندو های دو اتشه بودند. پس نظریات این افراد بیشتر تابع عادات و اموزش طفولیت شان است تا انتخاب عقل شان.به امید برچیده شدن دامن ظلمت.

جستجو در کابل پرس