با توجه به نظریه آقای بگرد بشناس من فکر میکنم اسم مسما به این بنده خدا بگرد بگیر،می بود.
میخواهم خدمت این دوست مان بگویم روابط دیپلماتیک ما با اسرایل هیچ گونه منافع ملی برای کشور مانداشته و ندارد و منافع ملی را خانم سفرا در مراسم دعوت های دیپلماتیک تعیین نمیکنند. دیپلماته ها فقط تمثیل کننده سیاست خارجی کشور شان میباشد نه سیاست گزار که در مورد منافع ملی کشور آن هم در یک مراسم غیر رسمی و دعوت دیپلماتیک.گرچه تا حال کدام دستور و یا رهنمود روشنی در موارد متعدد روابط خارجی افغانستان و بخصوص مسایل منا فع ملی که در راس هم مسایل باید قرار داشته باشد وجود ندارد کار ها مطابق صلیقه های شخصی هر دیپلمومابا توکل به خدا پیش میرود.
از جانب دیگرخانم یک دیپلمات وقتیکه در مراسم دیپلماتیک که درا آن هر گونه حرکت و طرز بر خورد دیپلما تها نمایانگر فرهنگ و ارزش های کشور مربوط اش می باشد، اما متاسفانه اکثر دیپلمات های افغانستان به عوض اینکه به افغان بودن خود افتخار کنند، طرز صحبت و لباس پوشیدن شان از فرهنگ و ارزش ها کشور شان داشته باشد، بر خلاف اکت ها بیگانه هرا میکنند و از افغان بودن خودخجالت مبکشد برخی از این ها حتا ابتدای تری سواد خواندن و نوشتن رابه یکی از زبان های رسمی کشور شان ندارند.
شخصیت های با فرهنگ، با دانش، وطن پرست بسیاری در افغانستان وجود دارد اما اکثر سفرای ما تابعت دو گانه دارند و عمر صمد یکی از انها می باشد. زلمی عزیر، عمر صمد، ظاهر طنین، فرید ذکریا، ولی منور (خویشاوند نزدیک خلیلزاد) جاوید لودین و ده ها سفیر دیگر ما بخاطری داشتن تابعیت های دوگانه شان مجبود گردیده اند که از بدست گرفتن مقام دیپلماتیک درکشور های که تابعیت دومی آنرادارند محروم بمانند.
دستگاه دیپلماسی افغانستان که در راس همه رییس جمهور قرار داردبه گفته عوام مثل ماهی از سرپوسیده است.
سفیر هافعلی افغانستان اکثرآ خوشگزرانانی هستند که قبل از سال 2001 در محیط غرب خواب رسیدن به این مقام را هم نداشتند.
امروز در افغانستان قحط الرجالی نیست بلکه روابطه های شخصی است که این آن در راس کار های حیاتی کشور قرار میگیرند و تمام کوفت ها ی گذشته شان را میکشند، بطور مثال اگر ملاحظ شود مصرف نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد از دست دیپلمات های حرفه یی و با تجربه گرفته شد در اختیار یکی از کمونیست های جنایت کار و توطه گر که یک دوره عمر خود در توطه و چاپلوسی علیه مردم ما در افغانستان سپری کرد و شعار های کمونیستی را میداد و افغانهای تحصیل کرده را بنام غرب زده ها به دام میگرد میفرستادند و شنیدن رادیو بی بی سی را جرم دانسته و حتا سبب مرگ برخی روشن فکران افغان مان می شد که آقای طنین وقتیکه دیگر شرایط توطه در افغانستان برایش نماند به لندن پناهنده شد و همکار رادیو ی بی بی سی گردید که همیشه تحلیل هایش هم روی خصومت با این گروه آن گروه صورت میگرفت و موقف غیر جانب دارانه نداشت و صرف بخاطر خدمت گزاری به اسپنتا به این کرسی رسید که از لحاط فهم حرفه ای دیپلماتیک در صفر قرار دارند و از یک جام با سفیر انگلیس آب مینوشند و در قیمت ترین تعمیر نیویارک زندگی میکنند از زمان تقرر شان تا حال سه بار محل بود باش خود را تغییر داده اند که هر بار ان تقاضای مصارف گزاف را میکند.
خانم طنین حتا پرده های منزل خود را که به سیستم ریموت کنترول عیار میشود خریداری کرده و هر هفته نیمی از کارمندان نمایندگی مصروف کوچ مشی و خرید لوازم منزل این سفیر می باشند.
وزارت خارجه مصرف یک ساله این نمایندگی را اگر نشان بدهد خیلی تکان دهنده خواهد بود و این در حالیست که مردم ما از گرسنگی میمیرند.
با توجه به نظریه آقای بگرد بشناس من فکر میکنم اسم مسما به این بنده خدا بگرد بگیر،می بود.
میخواهم خدمت این دوست مان بگویم روابط دیپلماتیک ما با اسرایل هیچ گونه منافع ملی برای کشور مانداشته و ندارد و منافع ملی را خانم سفرا در مراسم دعوت های دیپلماتیک تعیین نمیکنند. دیپلماته ها فقط تمثیل کننده سیاست خارجی کشور شان میباشد نه سیاست گزار که در مورد منافع ملی کشور آن هم در یک مراسم غیر رسمی و دعوت دیپلماتیک.گرچه تا حال کدام دستور و یا رهنمود روشنی در موارد متعدد روابط خارجی افغانستان و بخصوص مسایل منا فع ملی که در راس هم مسایل باید قرار داشته باشد وجود ندارد کار ها مطابق صلیقه های شخصی هر دیپلمومابا توکل به خدا پیش میرود.
از جانب دیگرخانم یک دیپلمات وقتیکه در مراسم دیپلماتیک که درا آن هر گونه حرکت و طرز بر خورد دیپلما تها نمایانگر فرهنگ و ارزش های کشور مربوط اش می باشد، اما متاسفانه اکثر دیپلمات های افغانستان به عوض اینکه به افغان بودن خود افتخار کنند، طرز صحبت و لباس پوشیدن شان از فرهنگ و ارزش ها کشور شان داشته باشد، بر خلاف اکت ها بیگانه هرا میکنند و از افغان بودن خودخجالت مبکشد برخی از این ها حتا ابتدای تری سواد خواندن و نوشتن رابه یکی از زبان های رسمی کشور شان ندارند.
شخصیت های با فرهنگ، با دانش، وطن پرست بسیاری در افغانستان وجود دارد اما اکثر سفرای ما تابعت دو گانه دارند و عمر صمد یکی از انها می باشد. زلمی عزیر، عمر صمد، ظاهر طنین، فرید ذکریا، ولی منور (خویشاوند نزدیک خلیلزاد) جاوید لودین و ده ها سفیر دیگر ما بخاطری داشتن تابعیت های دوگانه شان مجبود گردیده اند که از بدست گرفتن مقام دیپلماتیک درکشور های که تابعیت دومی آنرادارند محروم بمانند.
دستگاه دیپلماسی افغانستان که در راس همه رییس جمهور قرار داردبه گفته عوام مثل ماهی از سرپوسیده است.
سفیر هافعلی افغانستان اکثرآ خوشگزرانانی هستند که قبل از سال 2001 در محیط غرب خواب رسیدن به این مقام را هم نداشتند.
امروز در افغانستان قحط الرجالی نیست بلکه روابطه های شخصی است که این آن در راس کار های حیاتی کشور قرار میگیرند و تمام کوفت ها ی گذشته شان را میکشند، بطور مثال اگر ملاحظ شود مصرف نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد از دست دیپلمات های حرفه یی و با تجربه گرفته شد در اختیار یکی از کمونیست های جنایت کار و توطه گر که یک دوره عمر خود در توطه و چاپلوسی علیه مردم ما در افغانستان سپری کرد و شعار های کمونیستی را میداد و افغانهای تحصیل کرده را بنام غرب زده ها به دام میگرد میفرستادند و شنیدن رادیو بی بی سی را جرم دانسته و حتا سبب مرگ برخی روشن فکران افغان مان می شد که آقای طنین وقتیکه دیگر شرایط توطه در افغانستان برایش نماند به لندن پناهنده شد و همکار رادیو ی بی بی سی گردید که همیشه تحلیل هایش هم روی خصومت با این گروه آن گروه صورت میگرفت و موقف غیر جانب دارانه نداشت و صرف بخاطر خدمت گزاری به اسپنتا به این کرسی رسید که از لحاط فهم حرفه ای دیپلماتیک در صفر قرار دارند و از یک جام با سفیر انگلیس آب مینوشند و در قیمت ترین تعمیر نیویارک زندگی میکنند از زمان تقرر شان تا حال سه بار محل بود باش خود را تغییر داده اند که هر بار ان تقاضای مصارف گزاف را میکند.
خانم طنین حتا پرده های منزل خود را که به سیستم ریموت کنترول عیار میشود خریداری کرده و هر هفته نیمی از کارمندان نمایندگی مصروف کوچ مشی و خرید لوازم منزل این سفیر می باشند.
وزارت خارجه مصرف یک ساله این نمایندگی را اگر نشان بدهد خیلی تکان دهنده خواهد بود و این در حالیست که مردم ما از گرسنگی میمیرند.