چنانچه بنده در پیام نخست خودگفته ام، من نه منکر آن جنایت استم و نه حامی جنایتکار و نه هم خواهان محاکمه نشدن و یا بخشایش جنایتکاران. اما وقتی قضاوت میکنیم، باید دقیق صحبت کنیم. تمام آنچه بنده میدانم و روشن است اینست که جنایتی در افشار صورت گرفته و بیگناهان زیادی کشته شده اند. حالا تعداد ومیزان این جنایت چقدر بوده، نوع جنایت چه بوده (قتل، ضرب وشتم، شکنجه، تجاوز وحتی تحقیر وتوهین و دشنام که هتک حرمت در پی داشته است نیز جنایت است) و یا این که چه کسانی درین جنایت دخیل بوده اند و انگیزه های شان ازین جنایت چه بوده....همه وهمه قابل بحث است وهیچ حکم قطعی درین مورد نمیتوان کرد. این حکم را پس از جمع شدن تمامی اسناد تنها، احضار متهمین و شهادت شهود، قاضی میتواند بکند نه ما.
اگر مسالهء وزارت کلیدی بود، شما که وزارت مالیه را داشتید، چرا بازهم در یک جنگ دیگر با حکمتیار و دوستم شرکت کردید؟ چرا درهمکاری با دوستم شورای هماهنگی ساختید؟ این شوری درکجا دایر شد و زیر سرپرستی و ابتکار چه کسانی بود؟ آیا آنرا آی اس آی در اسلام آباد نساخت؟ آیا دوستم در طریق آن مولوی ترکستانی که در پاکستان بود توسط آی اس آی به این شوری کشانده نشد. آیا مزاری با آی آس آی وحکمتیار و مجددی درین شوری همکاری نکرد. کابل که درهمین دوران ودرهمین جنگ ها بود که خراب شدو هزاران نفر کشته شد. آیا مزاری خیرخانه را با راکت های سکاد دوستم تهدید نمیکرد؟ آیا افراد حزب وحدت از کدام جنایت رویگردان بودند. آنها تا بجایی در جنایت پیش رفتند که حتی زن حامله یی را که زمان وضع حملش نزدیک بود، توقف دادند تا در حضور همین جنایتکاران ولادت کند تا این ها ببینند....
اره کردن آدم ها جی؟ آنهمه زنجیری، شیشه خور و دیوانه هایی که در غرب کابل به جنایت روزانه وشبانه می پرداختند کجا شدند؟ غرب کابل تنها دشت برچی و سرای غزنی نبود که منطقهء هزاره بوده باشد. از پل ارتن تا کوته سنگی و کمپنی غرب کابل است و ساکنین آن به هزاره نبودند. خانهء تمامی مردم درین ساحه توسط حزب وحدت چور شد. موزیم کابل را چه کسی چور کرد. آنهایی که از انفجار بودا ها در بامیان گلایه میکنند یکبار غارت موزیم ملی توسط حزب وحدت را هم باید یاد کند. حالا همهء اعضای حزب وحدت روشنفکر و حقوق بشر شناس شده اند و بر فاجعهء افشار گریه میکنند.... این ها میخواهد با خون بیگناهان و شهدای افشار و با انگشت گرفتن سوی جنایت های دیگران جنایات خود را کتمان کنند.
آیا در راه میان خنجان تا مزار شریف، همین هزاره های شبش های خود را سر مردم نفروختند. آیا یک مولوی را مجبور نکردند که در حضور شان با مرکب زنا کند؟ تهدید هم همین بود که یا مرکب زنا کند و یا این که قوماندان حزب وحدت با خودش لواط خواهد کرد...
برای پشتون ها چه کسی قروت را نشان میداد و میپرسید بگو چیست؟ اگر کسی قروت را کروت میگفت، پشتون گفته میبردند و هرچه میخواستند به سرش می آوردند...
نمیخواهم بگویم که تفنگداران دیگر و مربوط احزاب دیگر خوب بودند وهمه بدی ها در حزب وحدت بود. بلکه میخواهم بگویم که حزب وجدت یکی از احزاب مسلح با تفنگداران غیرمسوول بود که هزاران جنایت را مرتکب شدند.
افراد در هر حزب و تنظیمی جنایت کرده است. اما هرگز باور ندارم که کشتار جنایت گونهء سازمان یافته و سیستماتیک داشته بوده باشد. هیچگونه ایدیولوژی و برنامه سیاسی قومی آن جنایات را راه نینداخته بود. بلکه جنگ، تفنگ و انارشی سبب ایجاد دسته های آدمکش شده بود که به هیچ معیار انسانی ای پا بند نبودند.
با وجود آنهمه جنایاتی که یاد آور شدیم، هرگز و هرگز و هرگز نمیتوان جنایت درافشار را خاکپاشی کرد وازان چشم پوشید. هرگز نمیوشد جنایت یک جناح را با جنایات جناح دیگر اختصار کرد. هریک ازین جنایات باید محاسبه شود وعاملین آن باید محاکمه شوند. اما به یاد باید داشت که نباید ازین موضوع یک مسالهء سیاسی ساخت. اگر سیاسی شد خون بیگناهان هدر میرود. اینست حرف حساب من.
چنانچه بنده در پیام نخست خودگفته ام، من نه منکر آن جنایت استم و نه حامی جنایتکار و نه هم خواهان محاکمه نشدن و یا بخشایش جنایتکاران. اما وقتی قضاوت میکنیم، باید دقیق صحبت کنیم. تمام آنچه بنده میدانم و روشن است اینست که جنایتی در افشار صورت گرفته و بیگناهان زیادی کشته شده اند. حالا تعداد ومیزان این جنایت چقدر بوده، نوع جنایت چه بوده (قتل، ضرب وشتم، شکنجه، تجاوز وحتی تحقیر وتوهین و دشنام که هتک حرمت در پی داشته است نیز جنایت است) و یا این که چه کسانی درین جنایت دخیل بوده اند و انگیزه های شان ازین جنایت چه بوده....همه وهمه قابل بحث است وهیچ حکم قطعی درین مورد نمیتوان کرد. این حکم را پس از جمع شدن تمامی اسناد تنها، احضار متهمین و شهادت شهود، قاضی میتواند بکند نه ما.
اگر مسالهء وزارت کلیدی بود، شما که وزارت مالیه را داشتید، چرا بازهم در یک جنگ دیگر با حکمتیار و دوستم شرکت کردید؟ چرا درهمکاری با دوستم شورای هماهنگی ساختید؟ این شوری درکجا دایر شد و زیر سرپرستی و ابتکار چه کسانی بود؟ آیا آنرا آی اس آی در اسلام آباد نساخت؟ آیا دوستم در طریق آن مولوی ترکستانی که در پاکستان بود توسط آی اس آی به این شوری کشانده نشد. آیا مزاری با آی آس آی وحکمتیار و مجددی درین شوری همکاری نکرد. کابل که درهمین دوران ودرهمین جنگ ها بود که خراب شدو هزاران نفر کشته شد. آیا مزاری خیرخانه را با راکت های سکاد دوستم تهدید نمیکرد؟ آیا افراد حزب وحدت از کدام جنایت رویگردان بودند. آنها تا بجایی در جنایت پیش رفتند که حتی زن حامله یی را که زمان وضع حملش نزدیک بود، توقف دادند تا در حضور همین جنایتکاران ولادت کند تا این ها ببینند....
اره کردن آدم ها جی؟ آنهمه زنجیری، شیشه خور و دیوانه هایی که در غرب کابل به جنایت روزانه وشبانه می پرداختند کجا شدند؟ غرب کابل تنها دشت برچی و سرای غزنی نبود که منطقهء هزاره بوده باشد. از پل ارتن تا کوته سنگی و کمپنی غرب کابل است و ساکنین آن به هزاره نبودند. خانهء تمامی مردم درین ساحه توسط حزب وحدت چور شد. موزیم کابل را چه کسی چور کرد. آنهایی که از انفجار بودا ها در بامیان گلایه میکنند یکبار غارت موزیم ملی توسط حزب وحدت را هم باید یاد کند. حالا همهء اعضای حزب وحدت روشنفکر و حقوق بشر شناس شده اند و بر فاجعهء افشار گریه میکنند.... این ها میخواهد با خون بیگناهان و شهدای افشار و با انگشت گرفتن سوی جنایت های دیگران جنایات خود را کتمان کنند.
آیا در راه میان خنجان تا مزار شریف، همین هزاره های شبش های خود را سر مردم نفروختند. آیا یک مولوی را مجبور نکردند که در حضور شان با مرکب زنا کند؟ تهدید هم همین بود که یا مرکب زنا کند و یا این که قوماندان حزب وحدت با خودش لواط خواهد کرد...
برای پشتون ها چه کسی قروت را نشان میداد و میپرسید بگو چیست؟ اگر کسی قروت را کروت میگفت، پشتون گفته میبردند و هرچه میخواستند به سرش می آوردند...
نمیخواهم بگویم که تفنگداران دیگر و مربوط احزاب دیگر خوب بودند وهمه بدی ها در حزب وحدت بود. بلکه میخواهم بگویم که حزب وجدت یکی از احزاب مسلح با تفنگداران غیرمسوول بود که هزاران جنایت را مرتکب شدند.
افراد در هر حزب و تنظیمی جنایت کرده است. اما هرگز باور ندارم که کشتار جنایت گونهء سازمان یافته و سیستماتیک داشته بوده باشد. هیچگونه ایدیولوژی و برنامه سیاسی قومی آن جنایات را راه نینداخته بود. بلکه جنگ، تفنگ و انارشی سبب ایجاد دسته های آدمکش شده بود که به هیچ معیار انسانی ای پا بند نبودند.
با وجود آنهمه جنایاتی که یاد آور شدیم، هرگز و هرگز و هرگز نمیتوان جنایت درافشار را خاکپاشی کرد وازان چشم پوشید. هرگز نمیوشد جنایت یک جناح را با جنایات جناح دیگر اختصار کرد. هریک ازین جنایات باید محاسبه شود وعاملین آن باید محاکمه شوند. اما به یاد باید داشت که نباید ازین موضوع یک مسالهء سیاسی ساخت. اگر سیاسی شد خون بیگناهان هدر میرود. اینست حرف حساب من.