روزی با مردی از باقیماندگان افشار هم کاسه شدم
او از آن شب وحشتناک و آن روز سیاه برایم قصه ها کرد. او گفت که چگونه وحشیان، آنانی که از تخم بدویت سر برآورده بودند، از لجن آب قصاوت سیراب و فارغ از نور در تاریکی کوری رشد یافته بودند تحت فرمان انحصار وحشیانه و مصلحت به قیمت خون هزاره ها، با پرداخت پول صاحب جان و ناموس شدند شبانه در حالیکه در طلب نوشیدن خون دهانهاشان کف کرده بود به افشار سرازیر شدند.
او گفت که چگونه "احمد شاه مسعود" با فرمان دادن به و مباشرت در کشتار بیش از هزار نفر هزاره، آن قهرمان قصاوت ، کشتار و قهرمان خونخواری، قهرمان ملی شد.
او گفت که چگونه شیخ شهوت ران زیر شکم پرست "آصف محسنی" با ثمن بخس وزارت پلان سلاخی هزاره ها را مباح و مصلحت شرعی دانست تا مبیع دلارهای چرکین نفتی عربی و .. را بدست اورد.
اری شیخ آصف همان شب و همان روز خشت بنای گور خود که امروز بسیار بمه مکتب شبیه هست از جسد هزاره های قربانی افشار مهیا کرد و همان روز از خون آن قصابی شده ها آب مصالح گورش را فراهم آورد.
افشار نه اولین و نه تنها نمونه است. هر حکومتی در این خاک نفرین شده برای بقا و تحکیم بنای سست خود خون هزاره ها را به پای ان ریخته است و هزاره را نذر و قربانی درگاه خداوند ظلم و جور کرد.
آخرین این نمونه ها شهر سوخته بهسود بود که کرزی این مترسک شایسته سر خرمن با ژستی دیکتاتورک مآبانه نشان داد که پیروی از اسلاف خود می کند. او هزاره ها را لایق زندگی کردن ندانست.
افشارهای زیادی دیدیم بیشتر از آن در پیش است اگر ...
روزی با مردی از باقیماندگان افشار هم کاسه شدم
او از آن شب وحشتناک و آن روز سیاه برایم قصه ها کرد. او گفت که چگونه وحشیان، آنانی که از تخم بدویت سر برآورده بودند، از لجن آب قصاوت سیراب و فارغ از نور در تاریکی کوری رشد یافته بودند تحت فرمان انحصار وحشیانه و مصلحت به قیمت خون هزاره ها، با پرداخت پول صاحب جان و ناموس شدند شبانه در حالیکه در طلب نوشیدن خون دهانهاشان کف کرده بود به افشار سرازیر شدند.
او گفت که چگونه "احمد شاه مسعود" با فرمان دادن به و مباشرت در کشتار بیش از هزار نفر هزاره، آن قهرمان قصاوت ، کشتار و قهرمان خونخواری، قهرمان ملی شد.
او گفت که چگونه شیخ شهوت ران زیر شکم پرست "آصف محسنی" با ثمن بخس وزارت پلان سلاخی هزاره ها را مباح و مصلحت شرعی دانست تا مبیع دلارهای چرکین نفتی عربی و .. را بدست اورد.
اری شیخ آصف همان شب و همان روز خشت بنای گور خود که امروز بسیار بمه مکتب شبیه هست از جسد هزاره های قربانی افشار مهیا کرد و همان روز از خون آن قصابی شده ها آب مصالح گورش را فراهم آورد.
افشار نه اولین و نه تنها نمونه است. هر حکومتی در این خاک نفرین شده برای بقا و تحکیم بنای سست خود خون هزاره ها را به پای ان ریخته است و هزاره را نذر و قربانی درگاه خداوند ظلم و جور کرد.
آخرین این نمونه ها شهر سوخته بهسود بود که کرزی این مترسک شایسته سر خرمن با ژستی دیکتاتورک مآبانه نشان داد که پیروی از اسلاف خود می کند. او هزاره ها را لایق زندگی کردن ندانست.
افشارهای زیادی دیدیم بیشتر از آن در پیش است اگر ...