پس از 13 سال دوری رفتم زادگاهم کابل . یکی از خویشاوندان خانمم اهل دایکندی به دیدنم آمد با چند خریطه میوۀ خشک طور تحفه . یکی از خریطه ها بادام بود . باید اعتراف کنم که در همه عمرم بادام به آن شیرینی و مزۀ خوش نخورده بودم . نه در فرانسه ، سویس ، روسیه ، هند ، ایران ، کالیفورنیا و اینجا کانادا . نصف آنرا در کابل با مزه هایش خوردم و نصف دیگرش را با خودم آوردم کانادا و برای دوستان و آشنایان اینجاو حتی همسایه ها دوسه دانه طور نمونه دادم تا بهترین بادام دنیا را بچشند .
آباد باد دایکندی و باغ های بادام اش .
پس از 13 سال دوری رفتم زادگاهم کابل . یکی از خویشاوندان خانمم اهل دایکندی به دیدنم آمد با چند خریطه میوۀ خشک طور تحفه . یکی از خریطه ها بادام بود . باید اعتراف کنم که در همه عمرم بادام به آن شیرینی و مزۀ خوش نخورده بودم . نه در فرانسه ، سویس ، روسیه ، هند ، ایران ، کالیفورنیا و اینجا کانادا . نصف آنرا در کابل با مزه هایش خوردم و نصف دیگرش را با خودم آوردم کانادا و برای دوستان و آشنایان اینجاو حتی همسایه ها دوسه دانه طور نمونه دادم تا بهترین بادام دنیا را بچشند .
آباد باد دایکندی و باغ های بادام اش .