خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
16 می 2009, 07:14, توسط جیحون
آقای کابلی سلام!شما نوشته ی تانرا خطاب به آقای کلکانی آغازکرده اید،امایکی دو ایرادی به آدرس نوشته ی من نیزدرآن به مشاهده میرسد.اول درموردپاکستان باید به عرض برسانم که آن کشورتوسط جمهری دموکراتیک فدرال اداره میشودهیچ کس نمی تواند آنرا انکارنماید،عقب مانده گی صوبه سرحد دوعلت دارد:یکی حاکم بودن وسخت جانی مناسبات کهنه ی قبیله وی ،موجودیت پدیده های عقب گرائی ازقبیل ضدیت باعلم وتمدن، عملآ مامیبنیم که مکاتب دختران را میبندند،عملیات های انتحاری درآنجاها صورت میگیردوده ها مشکلات دیگرناشی ازعقب گرائی درمناطق قبایلی به وضاحت دیده میشودکه نمیتوان ازآنها انکارکرد.باوجودآن وضع زنده گی شان نسبت به اکثرمردم ما به مراتب بهتر است.ودوم اینکه این پدیده های منفور، اکثرآتوسط کشور های استعماری غربی به خصوص انگلیس هادربین قبایل سالهااست که باایجاد مدارس تحریف شده ی دینی وده هاوسیله ی دیگربه خاطر بهره برداری به نفع سیاست های غارت گرانه ی منطقوی شان ترویج وعملی میگردد. ایجادپروژه ی طالبان والقاعده ،بعدهااشغال کشورما به بهانه ی گویا راندن آنهایکی ازبهترین دست آوردها وثمره های این پروژه برای انگلیس وامریکا به حساب می آید.درین جافدرال که یکی ازاشکال خوب وانسانی حاکمیت دموکراتیک است هیچ قصوری ندارد. گورنر،وزیر اعلی وتمام کابینه ی ایالتی راخود مردم انتخاب مینمایند،این یک دستاورد بزرگ انسانی وتحقق دموکراسی است. اینکه شما مپزیرید یانه مربوط به خودشما است. بنده یک سوالی ازشما دارم : فرضآ قبول کردیم که به قول شما فدرال یعنی تجزیه طلبی !!!آیاشماسائر اشکال حاکمیت دموکراتیک را دروجود انتخابی بودن تمام ارگان های قدرت واداره ی دولتی ازمرکز تا محلات می پزریرید؟آیا بازهم به بهانه ی اینکه گویا زورمندان اجازه ی انتخابات آزاد درمحلات را نمی دهند،تمام اشکال حاکمیت دموکراتیک رامردود نمی شمارید؟احیانآ اگریک زورمند محلی درشرایط کنونی مانند آقای کرزی با هزاران تقلب درانتخابات به حاکمیت محل تکیه زند، بهترازآن نیست که یک آدم نالایق تر،بیکفیات تر،بی سواد تر،عقب مانده تر،بدون اینکه شناختی ازمردم ومحیط داشته باشد، بر خلاف همه نورم های قبول شده ی ملی وبین المللی توسط دولت مرکزی که خود از مشروعیت برخوردارنیست، ازجاهای دیگرآورده شده و بالآی مردم محل تحمیل گردد؟ قسمیکه قبلآ اشاره نموده بودم تجربه ی بیش ازهفت سال گزشته نشان داد، زورمندان محلی که حتی نه انتخابی ،بلکه توسط دولت مرکزی درمحلات خودشان به حیث والی مقررگردیده اند، به مراتب نسبت به آنانیکه بادرنظرداشت اهداف نامقدس دولت مرکزی ازجاهای دوربالای مردم سایر محلات تحمیل گردیده اند خوب تردرخشیده ودروظایف شان موفق بوده و هستندو این رانمیتوان انکارکرد.ناگفته نباید گزاشت کسانیکه درکشورما طرفداردولت قوی مرکزی باپشت پازدن به همه نورمهای قبول شده ی اشکال دولت حقوق بنیادودمکراتیک میباشند، هدف آنها جزانحصارقدرت مانند گزشته چیز دیگری نیست که متآسفانه درعصر کنونی قابل قبول برای همه ساکنین کشورمانبوده ونتیجه ی آن فقط ادامه ی بحران خواهدبودوبس. آنچه مربوط میشود به طرح دیگرتان درموردآلمان متآسفانه باز هم اشتباه کرده اید.من قبلآ خدمت شما به عرض رسانیدم که ایالا ت در امور داخلی خودمختاری عام وتام دارند.اماپیشبرد امور دفاع خارجی وسیاست خارجی همچنان مسایل امنیت خارجی مربوط دولت فدرال میباشد،کدام وزارتی بنام امنیت وجود ندارد. درین بخش هم ایالات از خود ادارات مربوط به امنیت داخلی خودرادارند. حرف آخر اینکه : کابلی گرامی! اگربه دموکراسی اعتقاددارید فدرالیزم یکی ازاشکال آنست،فدرالیزم درجمهوری ریاستی نیز وجوددارد،مانند ایلات متحده ی امریکا،بارک اوباما حق ندارد والی یکی ازایالت هارابا فرمان مقرر نماید. جمهوری ریاستی کشورما شکل مسخ شده ویادم وگوش بریده ی جمهوری ریاستی ماننداسلام مسخ شده ی طالبی وجهادی،جمهوری دموکراتیک مسخ شده ی چپی و حکومت های گزشته ی بدترازآنها...میباشد.بنابرین دوراه درپیش روی ماقراردارد،یا پزیرش بدون اگرومگروچون وچرای اصول دمکراسی، تامین حق شهروندی،برآمدن اززیرلآک قومی،تمدن پزیری،برابری وبرادری ویا چسپیدن به پدیده های منفوربرتری جوئی،تمامیت خواهی،دیکتاتوری وزیرپانمودن حقوق شهروندی، که نتیجه ی آن همان ادامه ی فاجعه: اشغال خارجی ،نفاق ،عقب مانده گی ،خونریزی،فقر وده ها مصایب دیگرخواهد بود وبس. به امید اینکه عقل سلیم شامل حال همه روشنفکران،صاحب نظران،دولت مردان وبه خصوص کج اندیشان کشورما گردد تاهمه دست به دست هم داده قایق شکسته ی این سرزمین کهن ومردم با فرهنگ آنراازطوفانهای مرگ آفرین گوناگونی که دامنگیر آنست به سوی ساحل نجات بکشانیم.
آقای کابلی سلام!شما نوشته ی تانرا خطاب به آقای کلکانی آغازکرده اید،امایکی دو ایرادی به آدرس نوشته ی من نیزدرآن به مشاهده میرسد.اول درموردپاکستان باید به عرض برسانم که آن کشورتوسط جمهری دموکراتیک فدرال اداره میشودهیچ کس نمی تواند آنرا انکارنماید،عقب مانده گی صوبه سرحد دوعلت دارد:یکی حاکم بودن وسخت جانی مناسبات کهنه ی قبیله وی ،موجودیت پدیده های عقب گرائی ازقبیل ضدیت باعلم وتمدن، عملآ مامیبنیم که مکاتب دختران را میبندند،عملیات های انتحاری درآنجاها صورت میگیردوده ها مشکلات دیگرناشی ازعقب گرائی درمناطق قبایلی به وضاحت دیده میشودکه نمیتوان ازآنها انکارکرد.باوجودآن وضع زنده گی شان نسبت به اکثرمردم ما به مراتب بهتر است.ودوم اینکه این پدیده های منفور، اکثرآتوسط کشور های استعماری غربی به خصوص انگلیس هادربین قبایل سالهااست که باایجاد مدارس تحریف شده ی دینی وده هاوسیله ی دیگربه خاطر بهره برداری به نفع سیاست های غارت گرانه ی منطقوی شان ترویج وعملی میگردد. ایجادپروژه ی طالبان والقاعده ،بعدهااشغال کشورما به بهانه ی گویا راندن آنهایکی ازبهترین دست آوردها وثمره های این پروژه برای انگلیس وامریکا به حساب می آید.درین جافدرال که یکی ازاشکال خوب وانسانی حاکمیت دموکراتیک است هیچ قصوری ندارد. گورنر،وزیر اعلی وتمام کابینه ی ایالتی راخود مردم انتخاب مینمایند،این یک دستاورد بزرگ انسانی وتحقق دموکراسی است. اینکه شما مپزیرید یانه مربوط به خودشما است. بنده یک سوالی ازشما دارم : فرضآ قبول کردیم که به قول شما فدرال یعنی تجزیه طلبی !!!آیاشماسائر اشکال حاکمیت دموکراتیک را دروجود انتخابی بودن تمام ارگان های قدرت واداره ی دولتی ازمرکز تا محلات می پزریرید؟آیا بازهم به بهانه ی اینکه گویا زورمندان اجازه ی انتخابات آزاد درمحلات را نمی دهند،تمام اشکال حاکمیت دموکراتیک رامردود نمی شمارید؟احیانآ اگریک زورمند محلی درشرایط کنونی مانند آقای کرزی با هزاران تقلب درانتخابات به حاکمیت محل تکیه زند، بهترازآن نیست که یک آدم نالایق تر،بیکفیات تر،بی سواد تر،عقب مانده تر،بدون اینکه شناختی ازمردم ومحیط داشته باشد، بر خلاف همه نورم های قبول شده ی ملی وبین المللی توسط دولت مرکزی که خود از مشروعیت برخوردارنیست، ازجاهای دیگرآورده شده و بالآی مردم محل تحمیل گردد؟ قسمیکه قبلآ اشاره نموده بودم تجربه ی بیش ازهفت سال گزشته نشان داد، زورمندان محلی که حتی نه انتخابی ،بلکه توسط دولت مرکزی درمحلات خودشان به حیث والی مقررگردیده اند، به مراتب نسبت به آنانیکه بادرنظرداشت اهداف نامقدس دولت مرکزی ازجاهای دوربالای مردم سایر محلات تحمیل گردیده اند خوب تردرخشیده ودروظایف شان موفق بوده و هستندو این رانمیتوان انکارکرد.ناگفته نباید گزاشت کسانیکه درکشورما طرفداردولت قوی مرکزی باپشت پازدن به همه نورمهای قبول شده ی اشکال دولت حقوق بنیادودمکراتیک میباشند، هدف آنها جزانحصارقدرت مانند گزشته چیز دیگری نیست که متآسفانه درعصر کنونی قابل قبول برای همه ساکنین کشورمانبوده ونتیجه ی آن فقط ادامه ی بحران خواهدبودوبس. آنچه مربوط میشود به طرح دیگرتان درموردآلمان متآسفانه باز هم اشتباه کرده اید.من قبلآ خدمت شما به عرض رسانیدم که ایالا ت در امور داخلی خودمختاری عام وتام دارند.اماپیشبرد امور دفاع خارجی وسیاست خارجی همچنان مسایل امنیت خارجی مربوط دولت فدرال میباشد،کدام وزارتی بنام امنیت وجود ندارد. درین بخش هم ایالات از خود ادارات مربوط به امنیت داخلی خودرادارند. حرف آخر اینکه : کابلی گرامی! اگربه دموکراسی اعتقاددارید فدرالیزم یکی ازاشکال آنست،فدرالیزم درجمهوری ریاستی نیز وجوددارد،مانند ایلات متحده ی امریکا،بارک اوباما حق ندارد والی یکی ازایالت هارابا فرمان مقرر نماید. جمهوری ریاستی کشورما شکل مسخ شده ویادم وگوش بریده ی جمهوری ریاستی ماننداسلام مسخ شده ی طالبی وجهادی،جمهوری دموکراتیک مسخ شده ی چپی و حکومت های گزشته ی بدترازآنها...میباشد.بنابرین دوراه درپیش روی ماقراردارد،یا پزیرش بدون اگرومگروچون وچرای اصول دمکراسی، تامین حق شهروندی،برآمدن اززیرلآک قومی،تمدن پزیری،برابری وبرادری ویا چسپیدن به پدیده های منفوربرتری جوئی،تمامیت خواهی،دیکتاتوری وزیرپانمودن حقوق شهروندی، که نتیجه ی آن همان ادامه ی فاجعه: اشغال خارجی ،نفاق ،عقب مانده گی ،خونریزی،فقر وده ها مصایب دیگرخواهد بود وبس. به امید اینکه عقل سلیم شامل حال همه روشنفکران،صاحب نظران،دولت مردان وبه خصوص کج اندیشان کشورما گردد تاهمه دست به دست هم داده قایق شکسته ی این سرزمین کهن ومردم با فرهنگ آنراازطوفانهای مرگ آفرین گوناگونی که دامنگیر آنست به سوی ساحل نجات بکشانیم.