خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
16 می 2009, 14:29, توسط آرام
ادامه ی ارائه ی جواب به نیک اندیش گرامی :2— درتشخیص راست ودروغ باید به عرض برسانم که هرگاه میخواهیداز راست ودروغ و فاصله ی عمیق میان حرف وعمل آقای پدرام وعدم پیگیری وایستاده گی به حرفهای گفته گی شان پی ببرید،باید حداقل یکسال روابط نزدیک وتنگاتنگ به خصوص درامورات حزبی وسیاسی باایشان داشته باشید،باگزشت زمان خودبه خود به حقیقت پی خواهید برد. 3-شما مراغیرمستقیم به پزیرش تک ایدئولوژی ورهبرتراشی محکوم نموده وتوصیه مینمائیدکه باید رهبری جمعی رارعایت نمائیم.تاجائیکه من میدانم فرارعده ی زیادی ازکنگره ناشی ازعدم پزیرش رهبری جمعی توسط شخص آقای پدرام است ،درین جادیگران اصلآ قصوری ندارند، مشکل اساسی هم ناشی ازهمین عدم احترام به نظراعضای رهبری وخودسری وخودمحوریهای آقای پدرام میباشد .شماازرعایت اساسنامه و برنامه حرف میزنید،به همه معلوم است که دردفترکنگره آقای پدرام چند جوان احساساتی را جابجا نموده وبرای شان دستورداده که صرف ازجناب ایشان اطاعت نمایندوبس، چندین بار اعضای رهبری را همین جوانان اجازه ی دخول به دفتر کنگره نداده وازعقب دروازه آنهارا مرخص نموده اند،هیچ جلسه خلاف اراده ی آقای پدرام هرگزنمیتواند دائر گردد،آیا شما ازین شهکاری ها خبر ندارید؟.درخارج ازکشورلطفآ ازاعضای رهبری بخش اروپائی آن حزب بپرسید تادرموردیکه تازی ها وبی احترامی های آقای پدرام دربرابراعضای رهبری حزبش که تاکدام سرحد بوده است برای تان معلومات بدهند،بنده درزمینه کم وبیش چیزهائی شنیده ام،اما نمی خواهم ازصحت وعدم صحت بودن آنهاجوابگوباشم.لطفآشما قبل ازین که به دفاع برخیزیدومرتکب اشتباه گردیدباید معلومات تانرا درزمینه تکمیل نمائید. 4-درموردتقوامن باشما موافقم که با مسجدرفتن وتوبه توبه گفتن ریائی انسان های امروزی رانمیتوان فریب داد.من مصرعی راخدمت تان مینویسم خداکند که به کفر گوئی محکوم نگردم،البته شعر ازمن نیست.« یارب بنمامسدوددروازه ی مسجدرا**** زین غرفه برارد سر هردم دغلی دیگر» .تقوا درقدم اول خودرادور نگه داشتن ازانواع فساد به شمول رشوه خوری،دزدی ،قاچاق بری،چشم به مال وناموس مردم داشتن،دروغ گوئی فریب کاری ،عدم صداقت درموارد مختلف و...میباشد که چندتای آن دروجودآقای پدرام به مشاهده میرسدمانند عدم صداقت درحرف وعمل ،عدم پیگیری درعمل، درراه برگزیده شده،سوء استفاده ازدوستان ویاران ودرصورت افشاشدن سوء استفاده ها ،پریدن ازیک شاخه به شاخه ی دیگر ویافتن اشخاص نوجهت کلاه گزاری وتیر شدن به اصطلاح ازآب و...که درنتیجه هم به جمع ضرر میرساند وهم به به شخصیت خود. 5-دوست عزیز کدام منطق انسانی این را خواهد پزیرفت که فلان شخص به خاطر مردم خودتاسن 50سالگی تشکیل خانواده نکرده است،باورکن نیک اندیش گرامی این حرف واقعآمضحک است ،تقریبآ تمام کسانیکه خودرا درراه نجات مردم وقف نموده اند دارای زن وفرزند بوده اند،تاسن 50 سالگی مجردبودن دارای هیچ گونه افتخاری نبوده وهمچنان بهانه ی برای مردم دوستی ووطنپرستی نمیتواند باشد. 6-یک موضع گیری جالب دیگرشما نیز قابل توجه است، آن اینکه بگزاراگردیگران که درتشکیل کنگره هرقدر زحمتی کشیده اند، میباشند خوب میروند خدایارشان ،زیراکنگره مال شخصی پدرام است وبنام ایشان ثبت وراجستر است ، این است عدم صداقت واقعی نسبت به یاران ودوستان هم سفر وهمسنگر،هشت سال سپری شده رابه هیچ بایدگرفت و باز دوباره ازصفر شروع کرد!!! ،واقعآطرح نهایت عالی است !!! بنده شناختی که ازجناب پدرام دارم ، تازمانیکه ایشان درراس این حزب باشد مطمینآ صدبارازصفر شروع خواهید کرد وبازدوباره به صفر تقرب خواهید نمود. ....ادامه دارد
ادامه ی ارائه ی جواب به نیک اندیش گرامی :2— درتشخیص راست ودروغ باید به عرض برسانم که هرگاه میخواهیداز راست ودروغ و فاصله ی عمیق میان حرف وعمل آقای پدرام وعدم پیگیری وایستاده گی به حرفهای گفته گی شان پی ببرید،باید حداقل یکسال روابط نزدیک وتنگاتنگ به خصوص درامورات حزبی وسیاسی باایشان داشته باشید،باگزشت زمان خودبه خود به حقیقت پی خواهید برد. 3-شما مراغیرمستقیم به پزیرش تک ایدئولوژی ورهبرتراشی محکوم نموده وتوصیه مینمائیدکه باید رهبری جمعی رارعایت نمائیم.تاجائیکه من میدانم فرارعده ی زیادی ازکنگره ناشی ازعدم پزیرش رهبری جمعی توسط شخص آقای پدرام است ،درین جادیگران اصلآ قصوری ندارند، مشکل اساسی هم ناشی ازهمین عدم احترام به نظراعضای رهبری وخودسری وخودمحوریهای آقای پدرام میباشد .شماازرعایت اساسنامه و برنامه حرف میزنید،به همه معلوم است که دردفترکنگره آقای پدرام چند جوان احساساتی را جابجا نموده وبرای شان دستورداده که صرف ازجناب ایشان اطاعت نمایندوبس، چندین بار اعضای رهبری را همین جوانان اجازه ی دخول به دفتر کنگره نداده وازعقب دروازه آنهارا مرخص نموده اند،هیچ جلسه خلاف اراده ی آقای پدرام هرگزنمیتواند دائر گردد،آیا شما ازین شهکاری ها خبر ندارید؟.درخارج ازکشورلطفآ ازاعضای رهبری بخش اروپائی آن حزب بپرسید تادرموردیکه تازی ها وبی احترامی های آقای پدرام دربرابراعضای رهبری حزبش که تاکدام سرحد بوده است برای تان معلومات بدهند،بنده درزمینه کم وبیش چیزهائی شنیده ام،اما نمی خواهم ازصحت وعدم صحت بودن آنهاجوابگوباشم.لطفآشما قبل ازین که به دفاع برخیزیدومرتکب اشتباه گردیدباید معلومات تانرا درزمینه تکمیل نمائید. 4-درموردتقوامن باشما موافقم که با مسجدرفتن وتوبه توبه گفتن ریائی انسان های امروزی رانمیتوان فریب داد.من مصرعی راخدمت تان مینویسم خداکند که به کفر گوئی محکوم نگردم،البته شعر ازمن نیست.« یارب بنمامسدوددروازه ی مسجدرا**** زین غرفه برارد سر هردم دغلی دیگر» .تقوا درقدم اول خودرادور نگه داشتن ازانواع فساد به شمول رشوه خوری،دزدی ،قاچاق بری،چشم به مال وناموس مردم داشتن،دروغ گوئی فریب کاری ،عدم صداقت درموارد مختلف و...میباشد که چندتای آن دروجودآقای پدرام به مشاهده میرسدمانند عدم صداقت درحرف وعمل ،عدم پیگیری درعمل، درراه برگزیده شده،سوء استفاده ازدوستان ویاران ودرصورت افشاشدن سوء استفاده ها ،پریدن ازیک شاخه به شاخه ی دیگر ویافتن اشخاص نوجهت کلاه گزاری وتیر شدن به اصطلاح ازآب و...که درنتیجه هم به جمع ضرر میرساند وهم به به شخصیت خود. 5-دوست عزیز کدام منطق انسانی این را خواهد پزیرفت که فلان شخص به خاطر مردم خودتاسن 50سالگی تشکیل خانواده نکرده است،باورکن نیک اندیش گرامی این حرف واقعآمضحک است ،تقریبآ تمام کسانیکه خودرا درراه نجات مردم وقف نموده اند دارای زن وفرزند بوده اند،تاسن 50 سالگی مجردبودن دارای هیچ گونه افتخاری نبوده وهمچنان بهانه ی برای مردم دوستی ووطنپرستی نمیتواند باشد. 6-یک موضع گیری جالب دیگرشما نیز قابل توجه است، آن اینکه بگزاراگردیگران که درتشکیل کنگره هرقدر زحمتی کشیده اند، میباشند خوب میروند خدایارشان ،زیراکنگره مال شخصی پدرام است وبنام ایشان ثبت وراجستر است ، این است عدم صداقت واقعی نسبت به یاران ودوستان هم سفر وهمسنگر،هشت سال سپری شده رابه هیچ بایدگرفت و باز دوباره ازصفر شروع کرد!!! ،واقعآطرح نهایت عالی است !!! بنده شناختی که ازجناب پدرام دارم ، تازمانیکه ایشان درراس این حزب باشد مطمینآ صدبارازصفر شروع خواهید کرد وبازدوباره به صفر تقرب خواهید نمود. ....ادامه دارد