جمال جان من توجیه شما از ظلم طالبان را بسیار بچگانه و غم انگیز یافتم. بچگانه بهاین خاطر که یک تیوری تاریخی اثبات نشده را که در مقابل چندین تیوری تاریخی اثبات شده ای دیگر قرار دارد پایه ای قرار داده اید برای توجیه ظلم یک حکومتی که بیشتر از هزاره ها در حق اقوام دیگر وطن و به خصوص پشتونها ظلم کرده است. آنچه را که شما گفته اید که در کابل هزاره ها کرده است هم مبالغه است، هم غیر مستند و هم حتی خود افراد عاقل شورای نظار قبول شان ندارد. هر جنایتی را که شما به هزاره ها نسبت می دهید می توان به پشتون ها هم نسبت داد چون نیروهای حکمتیار هم در کنار نیروهای حزب وحدت می جنگید. در ضمن در کابل هزاره ها بیشترین آسیب را دیدند. این را وقتی در غرب کابل بروی می فهمی.
در ضمن همین که آن قوماندان طالب با حرف افراد عمل می کند خود نشان می دهد که چقدر ساده بوده است و چقدر حکومت و نظام طالبان یک نظام قرون وسطایی بوده است که یک نفر ظاهرا ساده دهاتی تصمیم مرگ هزاران نفر را می گرفته است. آیا به نظر شما این گونه نظام ها و آدمها می تواند کشور من و تو را نجات بدهد؟ همه می دانند که طالبان یکی از نادان ترین مجموعه در افغانستان هستند و بسیاری مردمان در کشورهای اسلامی آنان را ننگ جهان اسلام و حتی جاسوسان آمریکا و اسراییل می دانند که اسلام را بدنام می کنند.
من از شما جمال برادر می خواهم که به من یک خدمت طاب را به قوم شریف و بیچاره پشتون نشان بدهید. ایا پشتون در افغانستان و پاکستان قعلا به خاطر طالبان مظلومانه قتل عام نمی شوند و شمایی که از طابان دفاع می کنید در حقیقت از قاتلین پشتون ها حمایت نمی کنید؟
به کمال:
هزاره ها سر زمین خود در افغانستان را نه به گدایی و نه عنوان خیرات به دست آورده اند. قرنها است سرزمین شان را نگه داشته اند و قرنها آن را نگه خواهند داشت. اگر آنها به همین سادگی سرزمین شان را رها میکردند در طول قرنها، قلدوران بسیاری این تلاشها را کردند اما آرزوی شان را به گور بردند. البته من هم می توانم بگویم که فلان مردم به پاکستان بروند و ما حاضریم با فلان مردم از فلان کشور زندگی آرام و متمدنانه داشته باشیم. اما خجالت می کشم که چنین چیزی را در حق یک هموطن حتی بی خردم بگویم. این خواب های گران را بهتر است از سر تان بیرون کنید که چون سرطان مغز تان را از درون می خورد. تلاش نکن که با ظلمی که بر سنی های ایران می شود مظلومیت هزاره ها را توجیه کنی. کردها در عراق و سوریه و ترکیه هم روز بهتری ندارند. بلوچ های سنی در پاکستان و ایران مظلوم اند. پشتون ها هم در پاکستان از حقوق شان محروم اند. مسایل کشور من و تو کاری به مسایل کشورهای دیگر ندارد.
تلاش کنید منطق زندگی در جهان امروز را درک کنید. در افغانستان تنها هزاره ها هم شیعه نیستند. هزاره ها سنی هم دارند. مردم شیخ علی اکثرا هزاره هستند اما سنی اند. ایماق ها هم هزاره هستند اما سنی. در افغانستان هیچگاه جنگ بر سر مذهب نبوده است.
حاکمان ستمگر افغانستان به اقوام که سنی هم هستند نیکی نکرده اند. ستمی که بر ازبک ها و ترکمن ها و تاجیک ها رفته است کم نبوده است. طالبان هم تنها هزاره نمی کشتند. در شمالی هزاره ها زندگی نمی کردند. در تخار هزاره ها زندگی نمی کردند. در بادغیس هزاره ها زندگی نمی کردند. گل محمد مومند هم هزاره ها را قتل عام نمی کرد.
من شخصا باور دارم که در افغانستان باید تلاش شود با پذیرش و قبول هویت های متفاوت و ارج گزاری به گوناگونی اقوام ار مجموعه ای این هویت های پراکنده یک هویت جمعی ساخت و نام آن را هویت ملی گذاشت. نه اینکه یکی از این هویت ها را گرفت و به عنوان هویت ملی بر دیگران تحمیل کرد. دو صد و پنجا سال است که این کار را می کنند اما نمی شود. باید هوش این را داشت که از گذشته بیاموزیم.
کسی که از روزگار نمی آموزد از هیچ آموزگار نمی آموزد. در افغانستان به نظر می رسد که ما از روزگار و گذشته چیزی نمی آموزیم. تلاش برای حذف و سرکوب این و آن مشکلی از مشکلات وطن را حل نمی کند چون این کار شدنی نیست. کسی حذف شدنی نیست. حذف کردن یک قوم و یک ملت در افغانستان ممکن نیست. اما همزیستی ممکن است.
با سلام به همه
به آقای جمال و کمال
جمال جان من توجیه شما از ظلم طالبان را بسیار بچگانه و غم انگیز یافتم. بچگانه بهاین خاطر که یک تیوری تاریخی اثبات نشده را که در مقابل چندین تیوری تاریخی اثبات شده ای دیگر قرار دارد پایه ای قرار داده اید برای توجیه ظلم یک حکومتی که بیشتر از هزاره ها در حق اقوام دیگر وطن و به خصوص پشتونها ظلم کرده است. آنچه را که شما گفته اید که در کابل هزاره ها کرده است هم مبالغه است، هم غیر مستند و هم حتی خود افراد عاقل شورای نظار قبول شان ندارد. هر جنایتی را که شما به هزاره ها نسبت می دهید می توان به پشتون ها هم نسبت داد چون نیروهای حکمتیار هم در کنار نیروهای حزب وحدت می جنگید. در ضمن در کابل هزاره ها بیشترین آسیب را دیدند. این را وقتی در غرب کابل بروی می فهمی.
در ضمن همین که آن قوماندان طالب با حرف افراد عمل می کند خود نشان می دهد که چقدر ساده بوده است و چقدر حکومت و نظام طالبان یک نظام قرون وسطایی بوده است که یک نفر ظاهرا ساده دهاتی تصمیم مرگ هزاران نفر را می گرفته است. آیا به نظر شما این گونه نظام ها و آدمها می تواند کشور من و تو را نجات بدهد؟ همه می دانند که طالبان یکی از نادان ترین مجموعه در افغانستان هستند و بسیاری مردمان در کشورهای اسلامی آنان را ننگ جهان اسلام و حتی جاسوسان آمریکا و اسراییل می دانند که اسلام را بدنام می کنند.
من از شما جمال برادر می خواهم که به من یک خدمت طاب را به قوم شریف و بیچاره پشتون نشان بدهید. ایا پشتون در افغانستان و پاکستان قعلا به خاطر طالبان مظلومانه قتل عام نمی شوند و شمایی که از طابان دفاع می کنید در حقیقت از قاتلین پشتون ها حمایت نمی کنید؟
به کمال:
هزاره ها سر زمین خود در افغانستان را نه به گدایی و نه عنوان خیرات به دست آورده اند. قرنها است سرزمین شان را نگه داشته اند و قرنها آن را نگه خواهند داشت. اگر آنها به همین سادگی سرزمین شان را رها میکردند در طول قرنها، قلدوران بسیاری این تلاشها را کردند اما آرزوی شان را به گور بردند. البته من هم می توانم بگویم که فلان مردم به پاکستان بروند و ما حاضریم با فلان مردم از فلان کشور زندگی آرام و متمدنانه داشته باشیم. اما خجالت می کشم که چنین چیزی را در حق یک هموطن حتی بی خردم بگویم. این خواب های گران را بهتر است از سر تان بیرون کنید که چون سرطان مغز تان را از درون می خورد. تلاش نکن که با ظلمی که بر سنی های ایران می شود مظلومیت هزاره ها را توجیه کنی. کردها در عراق و سوریه و ترکیه هم روز بهتری ندارند. بلوچ های سنی در پاکستان و ایران مظلوم اند. پشتون ها هم در پاکستان از حقوق شان محروم اند. مسایل کشور من و تو کاری به مسایل کشورهای دیگر ندارد.
تلاش کنید منطق زندگی در جهان امروز را درک کنید. در افغانستان تنها هزاره ها هم شیعه نیستند. هزاره ها سنی هم دارند. مردم شیخ علی اکثرا هزاره هستند اما سنی اند. ایماق ها هم هزاره هستند اما سنی. در افغانستان هیچگاه جنگ بر سر مذهب نبوده است.
حاکمان ستمگر افغانستان به اقوام که سنی هم هستند نیکی نکرده اند. ستمی که بر ازبک ها و ترکمن ها و تاجیک ها رفته است کم نبوده است. طالبان هم تنها هزاره نمی کشتند. در شمالی هزاره ها زندگی نمی کردند. در تخار هزاره ها زندگی نمی کردند. در بادغیس هزاره ها زندگی نمی کردند. گل محمد مومند هم هزاره ها را قتل عام نمی کرد.
من شخصا باور دارم که در افغانستان باید تلاش شود با پذیرش و قبول هویت های متفاوت و ارج گزاری به گوناگونی اقوام ار مجموعه ای این هویت های پراکنده یک هویت جمعی ساخت و نام آن را هویت ملی گذاشت. نه اینکه یکی از این هویت ها را گرفت و به عنوان هویت ملی بر دیگران تحمیل کرد. دو صد و پنجا سال است که این کار را می کنند اما نمی شود. باید هوش این را داشت که از گذشته بیاموزیم.
کسی که از روزگار نمی آموزد از هیچ آموزگار نمی آموزد. در افغانستان به نظر می رسد که ما از روزگار و گذشته چیزی نمی آموزیم. تلاش برای حذف و سرکوب این و آن مشکلی از مشکلات وطن را حل نمی کند چون این کار شدنی نیست. کسی حذف شدنی نیست. حذف کردن یک قوم و یک ملت در افغانستان ممکن نیست. اما همزیستی ممکن است.