کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > خبر و گزارش > وزارت سرحدات و قبایل بورسیه جوانان افغانستانی به هند را به پشتون های پاکستانی (...)

وزارت سرحدات و قبایل بورسیه جوانان افغانستانی به هند را به پشتون های پاکستانی داد!

داکتر مهدی: ﻣﺠﻠﺲ ﺍﺯ ﻭﺯﯾﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﻗﺒﺎﯾﻞ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺤﺼﻠﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﻪ ﻫﻨﺪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ، ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺣﻮﺍﺩﺛﯽ ﺍﺯ ﻗﺒﯿﯿﻞ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺑﻤﺒﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪ، ﺁﯾﺎ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﺪ ﻧﺎﻡ، ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺩﺭ ﻫﻨﺪ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ؟

دو شنبه 2 آوريل 2012, بوسيله‌ى کابل پرس

کابل پرس: موضوع استفاده از امکانات داخلی کشوری که نامش فعلا افغانستان است، توسط پشتون های پاکستانی و آن طرف مرز موضوعی تازه نیست. از زمان تشکیل کشور پاکستان و حتا پیش از آن و بیش از صد سال است که دولت های پشتونی در افغانستان بر اساس منافع مشترک قومی و قبیله ای با پشتون های پاکستانی همراه بوده و تمام سیاست های خود را طوری عیار کرده اند که بر ضد منافع مردم غیر پشتون در این سوی مرز باشد. پشتون های آنسوی مرز در بیش از یکصد سال به عنوان سربازان سپاه خشونت و جنایت حاکمان پشتون، به غیر پشتون ها تاخته اند و مرتکب شدید ترین جنایات شده اند. در چند سال حکومت کرزی نیز سیاست پادشاهان پشتون دنبال شده و علاوه بر دادن تذکره به پشتون های پاکستانی و جابجا کردن آن ها در مناطق غیر پشتون نشین، با حمایت از کوچی های پاکستانی و افغان که معمولا کاملا مسلح می باشند، زمینه ی جنایات جبران ناپذیری را بوجود آورده است. علاوه بر آن این کوچی ها در قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه و قاچاق آثار تاریخی بصورت مستقیم دست دارند. جابجا شدن گروه های تروریستی طالب و القاعده میان آن ها و انتقال در نقاط مختلف افغانستان امکان دیگری ست که بخشی از آن با بکار گیری کوچی ها حاصل شده است. دو سوی مرز افغانستان و پاکستان، جایی که قبایل پشتو زندگی می کنند، مراکز عمده ی تروریزم و کشت و قاچاق مواد مخدر می باشد.

در این میان وزارتخانه ای بنام وزارت سرحدات و قبایل، وزارتخانه ای اختصاصی برای پشتون ها محسوب می شود. همانند ده کرسی ويژه در پارلمان افغانستان برای کوچی ها، تمام امکانات این وزارتخانه در اختیار پشتون ها می باشد. واگذاری بورس های تحصیلی جوانان افغانستانی به پشتون های پاکستانی نمونه تازه ای از این دست می باشد که امروز در پارلمان افغانستان توسط داکتر مهدی نمانیده ی مردم از ولایت بغلان طرح شده است. داکتر مهدی در این مورد در صفحه فیس بوک خود چنین می نویسد:

ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﺧﺒﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﯼ ﺷﺮﯾﮏ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺍﺗﺒﺎﻉ ﮐﺸﻮﺭ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﻮﺭﺱ ﻫﺎﯼ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺯ ﻭ ﺑﻮﻡ، ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﻗﺒﺎﯾﻞ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﮐﻪ ﻭﺯﯾﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺁﻥ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺑﻪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ . ﻭﺯﯾﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﭼﺮﺍ ﺣﻖ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﮐﻪ ﺗﺒﻌﻪ ﯼ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، ﺍﺯ ﺁﻧﺴﻮﯼ ﻣﺮﺯ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﻦ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﺍﻧﺪ؛ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﻂ ﻧﺎﻡ ﻧﻬﺎﺩ ﺩﯾﻮﺭﻧﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﻤﯿﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺳﻢ، ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﻧﻄﺮﻑ ﺧﻂ ﺣﻖ ﻣﺴﺎﻭﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺭﺱ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﻑ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻭﻃﻨﺨﻮﺍﻫﺎﻧﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺯﯾﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ؛ ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻋﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻭ ﻫﻤﺪﻟﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻂ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺮﺯ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺧﻂ ﻫﺎ، ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﻫﻢ ﺧﻮﻥ ﻭ ﻫﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮏﯾ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ . ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻣﻠﯽ ﻭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺷﻤﻮﻝ ﺩﺭ ﺧﻮﺭ ﺷﺄﻥ ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﻗﺒﺎﯾﻞ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺗﺠﻠﯿﻞ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻌﮕﯿﺮﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ، ﻗﻄﻌﻪ ﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﻭﺍﻗﻌﻪ ﻧﮕﺎﺭ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﯾﻌﻨﯽ ﺳﺮﺍﺝ ﺍﻟﺘﻮﺍﺭﯾﺦ ﺍﺛﺮ ﻗﻠﻢ ﻋﻼﻣﻪ ﯼ ﺗﺤﺮﯾﺮ ﻣﻼ ﻓﯿﺾ ﻣﺤﻤﺪ ﮐﺎﺗﺐ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﻃﻨﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺁﻭﺭﺩﻩ . ﮐﺎﺗﺐ ﺍﺯ ﻗﻮﻝ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻌﺎﻫﺪﻩ ﯼ ﺩﯾﻮﺭﻧﺪ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ : " ﻭ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻋﺒﺪﺍﻟﺤﻤﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺳﺮﺣﺪﺩﺍﺭ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ ﭘﯿﺎﺩﮔﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﺯ ﻧﻘﻄﻪ ﯼ ﺳﺮﺣﺪ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥِ ﻣﺘﻌﻠﻘﻪ ﯼ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺑﻪ ﻋﺰﻡ ﺣﻤﻞ ﻭ ﻧﻘﻞ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﯾﮓ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺳﺮﺣﺪ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻋﻼﻗﻪ ﯼ ﻗﻨﺪﻫﺎﺭ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺳﺮﺣﺪﺩﺍﺭﺍﻥ ﺍﻓﻐﺎﻧﯽ ﻣﺎﻧﻊ ﮔﺮﺩﯾﺪﻩ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﯿﮑﺎﺭ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﻀﯿﻪ ﺣﮑﻤﺮﺍﻥ ﻗﻨﺪﻫﺎﺭ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ ﺍﺟﻨﺖ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ ﻧﮕﺎﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﻤﺎﻫﯽ ﺣﺎﻝ ﺧﺒﺮﺩﺍﺭﺵ ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﻫﻢ ﻋﺮﺽ ﭘﺮﺩﺍﺯ ﭘﺎﯾﻪ ﯼ ﺳﺮﯾﺮ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﻭﺍﻻ ﺣﮑﻤﺮﺍﻥ ﻗﻨﺪﻫﺎﺭ ﺭﺍ ﺍِﺭﻗﺎﻡ ﻭ ﺍِﻋﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﻣﻤﺎﻧﻌﺖ ﺍﺯ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﺑﺮﺩﻥِ ﻣﺸﺖ ﺭﯾﮕﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﻗﺒﺎﺣﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺷﯿﻮﻩ ﯼ ﺷﻨﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺯﻧﻬﺎﺭ ﻧﮕﺰﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﯾﮓ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﻣﺘﻌﻠﻘﻪ ﯼ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺗﺎ ﮐﺎﺭﮔﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺩﻥ ﻣﺸﺖ ﺭﯾﮕﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻓﻐﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺧﯿﺰﻧﺪ، ﺗﺎ ﭼﻪ ﺭﺳﺪ ﺑﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺳﺮﺣﺪ ﻭ ﺩﺍﺧﻞ ﻣﻤﻠﮑﺖ ". ﺑﺎ ﺍﯾﻨﺤﺎﻝ، ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺠﻠﺲ ﺍﺯ ﻭﺯﯾﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﻗﺒﺎﯾﻞ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺤﺼﻠﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﻪ ﻫﻨﺪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ، ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺣﻮﺍﺩﺛﯽ ﺍﺯ ﻗﺒﯿﯿﻞ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺑﻤﺒﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪ، ﺁﯾﺎ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﺪ ﻧﺎﻡ، ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺩﺭ ﻫﻨﺪ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ؟

لازم به ذکر است که قبایل پشتون عمدتا پاکستانی در طول رژيم های پشتونیستی از زمانی که بورسیه ها رواج شده، بصورت ویژه درصد خاصی از این بورسیه ها را در اختیار داشته اند.

تظاهرات پشتون های پاکستانی، عرب ها و پنجابی ها در حمایت از القاعده و طالبان در شهر لاهور پاکستان در حمایت از کشتار در افغانستان/ 25 مارچ 2012

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






39 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > خبر و گزارش > وزارت سرحدات و قبایل بورسیه جوانان افغانستانی به هند را به پشتون های پاکستانی (...)

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • کاشکی با این حق خوریها آدم شوند نه خری مثل اشرف غنی.

  • اگر حقیت داشته باشد این اقای خالد باید اعدام شود.

    • سلام دوستان عزیز.

      ای هم وطن کجای تا بشنوی ندای من!
      بگو این چه میرساند برای من بگو و بگو!
      بگو تا نگم آنچه را باید بگم.
      آیا من هستم ار این وطن.
      گم کردم خودم را با این صتم.
      اگر هستم چرا اینقدر درد وغم بر من.
      که میگیرد امتیازم را ناهم وطن.

      من و امسال من که برادران خود را از دست دایم دراه رفتن به متکب.

      من و امسال من که با دیدن چند میلیون معلول اشک ریختیم.

      من وامسال من که گرسنه خواب شدیم و مکتب رفتیم تا دیگر گرسنه نخوابیم.

      من وامسال من که هزار و یک مریضی گرفتیم از نشتن رو خاک و در زیر آفتاب سوزان.

      من و امسال من که روز روشن را مانند شب تار تیر کردیم تا که بینیم روشنائی روز روشن را.

      من و امسا من که.........
      ا
      ین است امتیاز من و امسال من که به صفت اولاد این سر زمین که کسی که برادرم را توسط بم کشت و خواهر م را توسط تیزاب کسی که پدرم را روانی کرد و مادرم را کلفت بگیرد ازمن آنچه از آن من است.

      ای هم وطن کجای تا بشنوی ندای من!
      بگو این چه میرساند برای من بگو و بگو!
      بگو تا نگم آنچه را باید بگم.
      آیا من هستم ار این وطن.
      گم کردم خودم را با این صتم.
      اگر هستم چرا اینقدر درد وغم بر من.
      که میگیرد امتیازم را ناهم وطن.

  • باقی سمندر
    حمل سال ۱۳۹۱ خورشیدی
    اپریل سال ۲۰۱۲ میلادی

    سلام به خوانندګان ګرامی کابل پرس

    این یکی دیګراز نوع سیاست باز همان سیاست قبلی دوران دولت مدارای ظاهرشاه تا نجیب الله است . در انزمان ها شاګردان لیسه های ابن سینا به زبان پشتو درس میخواندند و شاګردان لیسه های رحمن بابا و خوشحال خان هم بزبان مادری شان که پشتو است در کابل درس میخواندند و بسا از شاکرادان در هر سه لیسه نامبرده از انطرف خط دیورند بکابل می امدند و سیاست «دا پشتونستان زمونژ» ادامه می یافت . انزمان مدیر وهمه کاره در لیسه ابن سینا ورحمن بابا هم ظالم ومستبد بود و حفیظ الله امین را که یکی از ګردانندګان همان لیسه ها بود، ممکن همه مردم افغانستان از روی اعمال و کردارش بشناسند . در همان زمان سلطنت ظاهر شاه شاګردی از انطرف سرحد یعنی از وزیرستان به نام اقبال وزیری هم به شوروی رفت و درس در ماسکو خواند و رشته اش به ګمانم فیلو لوژی بود و اګر درمورد رشته اش اشتباه نمایم ، اقبال وزیری میتواند از کشور هالند برمن اعتراض نماید و یا سایت های طرفدارشان اعتراض نمایند ، اقبال وزیری از انطرف سرحد بود و در زمان حکومت کودتای هفت ثور رییس امور سیاسی وزارت دفاع افغانستان ګردید در کشتار وتصفیه اردو نقش ضد انسانی اش را ادامه داد و من را به زیر شکنجه فرستادند و رفقای حزبی شان یعنی اسدالله سروری و اسدالله امین مانند من هزاران انسان دیګر را شکنجه نمودند تا ګویا وادار به همکاری به ضد انقلاب بسازند . اما کور خوانده بودند / اګر من خلاف واقعیت را نوشته باشم میتوانند همه طرفدارن حفیظ الله امین و اسد الله سروری واقبال اعتراض نمایند .
    همچنان در زمان ببرک کارمل نزدیک ترین دوستان خانواده وحزب ذوالفقارعلی بوتو از راه افغانستان به شوروی بورس ګرفتند و برای استحکام پیوند میان شان ببرک کارمل دخترش را با یکی از محصلین آن طرف دیورند - نامزد ساخته و عروسی کردند و به ګمانم هردو امروز درشهر مونستر المان و یا نواحی ان زندګی دارند . این ازدواج سیاسی بود . نمونه های ازدوران نحیب هم بخاطردارم . این نمونه بسیار جالب است . دختری ازکابل با یکی از جوانان انطرف سرحد که به وسیله «حزب دموکراتیک خلق » به ماسکو روان شده بود - اشنا شده و باوی عروسی مینماید وبعد از ختم درس وتحصیل داماد به انطرف دیورند برمیګردد و دختری کابلی هم چنان به مثابه عروس شان به انطرف دیورند می رود و لی به زودی می بیند که روابط ان طرف نسبت به شهر کابل بسیار عقب مانده وقبایلی است وعروس وداماد که هردو از ماسکو بر ګشته بودند - رنج فراوان در منطقه قبایلی میبرند و از انجایکه داماد دختر کابل را بسیار دوست دارد ، بخاطر عشق وعلاقه اش از ان منطقه به اسلام اباد کوچ مینماید و چندی بعد بنام پناهنده افغانستانی هردو به یکی از کشوړ های اروپایی پناهنده میشوند و امروز باهم بسیار خوشحال اند و صاحب چند فرزند نیز میباشند .
    اینک همان سیاست بسوی هندوستان جاری شده است و دردناک است که از بورس تحصیلی هم سو استفاده صورت میګیرد . بیشتر ازچهل هزار انسان در امتحان کانکور رد شدند و دختری خودش را در جاغوری حلق آویز نمود . هزاران جوان بی سرنوشت شدند و دنبال درس و تحصیل روان اند و بیکار و بی روزګار اند ، اما از بورس تحصیلی افغانستان سو استفاده به عمل می آید . این دیګر بسیار درد ناک است .
    درهمین شرایط است که در ایران و انهم در اصفهان برای افغان ها تابلو ورود ممنوع را به کوهستان صفه می آویزند تا از رفتن در تفریح ګاه به شیوه راسیستی جلوګیری نمایند .
    دولت پاکستان هم به زیر چادر و لباس زنانه هم که شده افراد انتحاری را برای کشتن مردم ما روان میدارد و از اینرو وزیر قبایل وسرحدات و مشاور ارشد ان وزارت که اقای مجددی بنام سلیمان لایق است بایست بداند که این حنا دیګر رنګ ندارد .
    مردم بخواب بودند که ګروه سلیمان لایق یکبار کشتن سیدال سخندان در پوهتنون کابل را سازمان دادند وګلبدین را پیش کردند و یکبار علی احمد خرم را ترور کردند و مرجان را پیش کردند و یکبار منهاج الدین کهیخ را ترور کردند و بار دیګر میر اکبر خیبر را و درسالی که کذشت قتل ها زنجیره ای را ادامه دادند .
    سلیمان لایق بایست بداند که این راه حل نیست . این مشوره اش بر ای فرستادن جوانان انطرف سرحد بنام بورس تحصیلی بازهم ظلم اشکار وتلف نمودن عدالت است . هر که نمره خوب و لیاقت خوب دارد بایست از افغانستان بورس تحصیلی دریابد .
    شاګرد ان طرف همانطوری که درس خواند ومانند جنرال اسحاق خان ویا ایوب خان به مقام ریاست جمهوری پاکستان رسید - امروز هم میتواند درس بخواند و در مناطق قبایلی برضد علل عقب ماندګی و عقب نګهداشتکی مبارزه نماید و پاکستان را بیشر از اروپا و امریکا به سوی ترقی و سعادت سوق بدهد نه اینکه حق مسلم فرزند فغان ستان را تلف کند .
    پاکستان برای ما طالب و تنظیم وسلفی تربیه کرد ه و خواستار شد تا کابل بسوزد و هنوز خاطره « کابل بسوزد » و« تلک خرس » «خاموش مجاهد » را با کرنیل امام و جرنیل حمیدګل بخاطر داریم ومیدانیم که عمق استراتیژی پاکستان چه مفهوم دارد و زمین سوخته را چګونه توضیح دهیم .!
    سخن برای ګفتن و نوشتن زیاد است .
    با این نوع بورس دادن ها یکبار دیګر عدالت را پایمال کردند و بازهم دراینجا سلیمان لایق مسوول است . سلیمان لایق مسوول حزبی ګلبدین حکمتیار با نظام الدین تهذیب بود - سلیمان لایق مسوول بررسی قتل خرم در قندوز بود و بیشتر از یک عضو حزب شان در ګزارش ها ثابت نموده بودند که درقتل میر اکبر خیبر حفیظ الله امین هم دست داشت ودر قتل میر اکبر خیبر نیز همان ها بعدن دست داشتند . پس وزیر کنونی سرحدات با مشوره سلیمان لایق این آش را پخته است .
    عدالت بازهم پایمال شد . برای تحقق عدالت بایست نبرد را ادامه داد .
    آزادی - برابری و برادری !
    یار زنده و صحبت باقی

    آنلاين بنگريد : وزارت سرحدات و قبایل بورسیه جوانان افغانستانی به هند را به پشتون های پاکستانی داد!

  • chora namy kabul ra bad mekoned hazara-press bomaned.

  • این موضوع از وقت بوده و تازگی ندارد. پشتون ها از وقت بورسیه ها را به جوانان پشتون قبایلی میدادند. غیر پشتونها تازه از خواب بیدار شدند. امید که واقعا از خواب بیدار شده باشند.

  • خوب قبر را از دست خود کندیم . اگر فهیم لوده و اسماعیل خان کودن و خلیلی زبون و محقق خودخواه در کنار کرزی نمیرفت و رای مردمش را به این قوم پرست کرزی طالب نما نمیداد وضعیت افغانستان ایته نمیشد .

  • اتحاد اتحاد بر علیه پشتونیسم. اگر ممتحد نشوید پشتونیسم همه شما را غارت میکند.

  • برای اوغانها اوغانهای قبایل پاکستان برادر و هموطن استند و غیر اوغانها تاجیک هزاره و ازبیک دشمن. ما چی ناحق خود را برادر و هموطن خطاب کنیم. تجزیه اوغانستان امری واجب و ضروری است.

  • در مورد حالات جاری ملت افغان این سوال پیدا شده است که امریکایی ها مدعیان حقوق بشر و ترقی ! در طول ده سال گذشته به افغان ها چه داده اند ؟ کجاست آن پروژ های مهم و ضروری مانند بند های آب ، نظام تولید برق و صنایع مختلف که امریکایی ها و اجیران دست بوس شان ادعای تعمیر آن را داشتند ؟ بر خلاف ادعای اشغالگران و اجیران دست بوس شان ، در جامعه امروزی افغان ها ، فاصله میان افراد سرمایه دار و افراد کم در آمد افزایش یافته ، فساد اداری به اوج خود رسیده ، و زمام امور حکومت در دستان یک گروه محدود است .

    از طرف دیگر در طول ده سال گذشته ، ملت فقط بمباران های کورکورانه ، حملات شبانه و زندانی شدن افغان های بی گناه را دیده است . واقعات دهراود ولایت ارزگان ، هسکه مین ننگرهار و غازی آباد ولایت کنر همان واقعات دردناک ، فجیع و کشتار دست جمعی است که اهداف اصلی اشغالگران را بخوبی نشان می دهد و بالخصوص واقعه زنگ آباد که در آنجا عساکر قوای خاص امریکایی علاوه بر دیگر افراد، اطفال نوعمر را بشهادت رسانده و سپس اجساد شان را آتش زدند ؛ این چنان عمل وحشیانه ئی است که در تاریخ گذشته بسیاری از اشغالگران ظالم آن را نیز مرتکب نشده اند.

    شاهدان عینی می گویند که در این واقعه غم انگیز، نه یک عسکر بلکه قریب به ۲۰ عسکر اشغالگر اشتراک داشند و هلی کاپتران نیز بالای سرشان پرواز می کردند ؛ لیکن قوای اشغالگر بجای اینکه در این رابطه تحقیقات کامل انجام داده و به قاتلین سزای عبرت ناک بدهند ، از جملۀ قاتلین یک عسکر را که بگفته آنان یگانه مجرم این واقعه غم انگیز است ، از افغانستان به قرارگاه امریکایی ها به کویت انتقال داده و سپس از آنجا عسکر مذکور را به امریکا فرستادند .

    حال می گویند که دوسیۀ عسکر مذکور امید است که در طی دو سال تکمیل شود و گاهی می گویند که توازن ذهنی این عسکر صحیح نیست و گاهی هم سخن از معاوضه نقدی به میان می آورند؛ تمام این تلاش ها برای این است که توجه جهانیان را از اصل جرم منحرف سازند .

    همچنین در مورد این قتل عام ، شورای امنیت ملل متحد و محکمه جهانی جرائم جنگی، آن عکس العملی را که معمولا در این گونه واقعات از خود اظهار می کنند ، اظهار نکردند خصوصا اگر این واقعه و جنایت در خارج از اروپا و امریکا در کدام کشور دیگر اتفاق می افتاد .

    به نظر ما ، در این جنایت بزرگ ، علاوه بر قوای خاص اشغالگران ، تمام آن افراد شامل می باشند که به اشغالگران خارجی راه و روش کشتار افراد ملکی را نشان می دهند ، برای شان تبلیغات می کنند و یا هم در این رابطه با آنان قرار داد می بندند ؛ همۀ این افراد در این مورد شریک جرم و جوابگوی ملت افغان اند .

    امارت اسلامی افغانستان از مدت ها به این سو تلاش دارد جهانیان را قانع کند که در تحت نام ناموجه به اصطلاح " جنگ با تروریزم " ، قتل عام و در بعضی حالات نسل کشی در افغانستان جریان دارد که واقعات غم انگیز فوق الذکر بهترین ثبوت آن است ؛ اما متاسفانه عدالت در افغانستان از طرف همین جهانیان همیشه قربانی سیاست شده است . آنان بجای حق و طرف داری از حق ، هر آنچه را انتخاب می کنند که واشنگتن از آن خوشحال می شود و یا هم خاموشی مطلق را در آن اختیار می کنند و هردوی این موقف معنای حق کشی را دارد .

    باید بگوییم این سخن هرگز قابل پذیرش نیست که در واقعه زنگ آباد مجرم یک تن بوده واینکه توازن ذهنی خویش را از دست داده است ؛ بنظر ما ، این یک عمل عمدی و قتل عام بوده که قوای خاص امریکایی آن را انجام داده اند و باید تمام قاتلین بعنوان جنایت کاران بشری در داخل افغانستان بطور آشکار ، شفاف و عاجل محاکمه شوند . همچنین مجاهدین امارت اسلامی از طرف خود به قربانیان واقعه زنگ آباد اطمینان دادند که قاتلین شان را در این خاک پر افتخار ، آرام و بی جواب نخواهند گذاشت . بر اساس همین وعده ، مجاهدین امارت اسلامی روز گذشته اشغالگران خارجی را در ولایت ارزگان هدف حمله فدایی انتقامی قرار دادند که ۱۸ عسکر دشمن در آن کشته شدند ؛ همچنین در ولسوالی نوزاد ولایت هلمند، یک هلی کاپتر چینوک دشمن هدف راکت مجاهدین امارت اسلامی قرار گرفته و تعداد زیادی عسکر اشغالگر در آن کشته شدند و درمرکز پی آر تی اشغالگران در شهر لشکرگاه از طرف یک مجاهد افغان، دو عسکر بریتانوی بهلاکت رسیدند و این سلسله حملات انتقامی از قوای اشغالگر بخوبی آغاز گردیده است .

  • سگ اصحاب کهف طی چند . پی خوبان گرفت ومردم شد . اما پششتون ها ادمبشو نیست !

  • ملت افغانستان همه برپا خاسته وبه یک صدا خواهان خروج فوری اشغالگران از کشور شان ومحاکمهء آنان شده اند. وضعیت ناگوار امنیتی در افغانستان نه تنها امریکائیان واتحادیان صلیبی آنانرا به لرزه در آورده است بلکه مزدوران افغانی آنانرا نیز در حالت دشواری قرار داده است. گسترش جبهات جهادی از جنوب به شمال واز شرق به غرب وتوانمندی مجاهدین بر هدف قرار دادن مستحکمترین قلعه های دشمن باعث شکست وورشکستگی در صف دشمن شده است.
    از سوی دیگر احساس ایمانی ووجدانی عده یی از عساکر ومامورین موجود در صف اردو وپولیس مزدور ومرتزقه واظهار نفرت وانزجار در مقابل اشغالگران فضای اعتماد میان بادار ونوکر را کاملا آلوده ساخته وباعث تنش های جدید میان آنان شده است. این تنش ها به نوبه خود خلیج اختلافات وبی رغبتی صلیبیان را در جنگ بی پایان وبی نتیجه در افغانستان وسیعتر ساخته وباعث شده است که آنان از سرازیر ساختن دالرهایی که گمان میکردند ملت افغانستان را به آن خریداری میکنند دست بردارند، واین کار در حقیقت به معنای مانع شدن ورود خون تازه به وریدهای بوسیده ادارهء مزدور ومفسد کابل خواهد بود که در صورت تداوم، این اداره نمیتواند با خون فاسد موجود به زندگی اجیر خود ادامه دهد.

    • کرزی برای شما چتر حمایتی شده و اگر روزی دوباره روزگار تغیر کرد و این مردم دلیر حال شما پنجاپی زاده های پاکستان را خواهد گرفت و این کرزی مزدور منش و فاشیست است که به خاطر اوغانی بودن خود را سپر بلای شما قرار داده،گرنه همه تان را یا به دوزخ واصل و یا واپس به چتلستان روان می کردیم.باز روزی خواهد امد که جنازه های تان آتش خواهیم زد نوکرهای عرب و پنجاپی ها

  • باقی سمندر
    حمل سال ۱۳۹۱ خورشیدی
    اپریل سال ۲۰۱۲ میلادی
    سلام به خوانندګان ګرامی

    بسیار جالب است !
    سخن از بورس درکشور هند درمیان است و بازهم پایمال شدن عدالت در بورس تحصیلی جوانان افغانستان اما در اینجا دردو تبصره بالایی
    سر وکله ملا محمد عمر اخند و روستار تره کی از زیر ریش آی - اس آی و امارت اسلامی طالبان دیده میشود.
    در تبصره ای بالا انګشت انتقاد به روی سلیمان لایق مشاور وزارت امور سرحدات وقبایل در میان امده است اما درپایان اقای سلیمان لایق از زیر بغل آی اس آی قند بلندک میکند ؟
    بهر رنګی میخواهی جامه میپوش
    من از طرز خرامت میشناسم

    آنلاين بنگريد : وزارت سرحدات و قبایل بورسیه جوانان افغانستانی به هند را به پشتون های پاکستانی داد!

  • سلام به همه ی دوستداران خراسان بزرگ!
    1- این قوم فاشیزم ، در تاریخ این سرزمین سهمی یا جایی ندارند بلکه قرار تحقیق های جدید ، این ها قبایل گمشده ی یهود هستند ، نه به اسلام وفایی دارند و نه به خراسان ، تمام هدف و ایمان این ها به قبیله و به یهودیت است. شقاوت ، عداوت ، کینه ، وفا به قبیله ( نه به خدا ونه به اسلام ونه به وطن) از جمله صفات بارز و هویدای این قوم فاشیزم است. درست به همین خاطر مردم ما باید بدانند که این قوم فاشیزم به خراسان بزرگ ، به این سرزمین ، به مردم این سرزمین و به عقاید این مردم که اسلام است وفایی ندارند و از این قوم فاشیزم جز خیانت چیزی دیگری حاصل نمیشود.
    2- این قوم فاشیزم ، در خراسان بزرگ ما ، متأسفانه تبدیل به سرطان شده است ، هر گاه این مرض کثیف را انسان از جان خود دفع نکند ، این مرض انسان را به کام مرگ می کشاند ، بناً باید این اقوام کثیف که هیچ وفایی به این ملک ندارند از ما جدا باشند و ما سرنوشت خود را خود رقم بزنیم.
    نمونه یی از اثبات شجره یهودی این قوم فاشیزم را می توانید در یوتیوب دریابید ( شاید برای همه نو نباشد ) اما یک تحقیق انسان شناسه که یکی از برادران یهودی این قوم فاشیزم انجام داده است به چندین بخش پخش شده است. علاقمندان می توانند از آدرس های ذیل دریابند.
    http://www.youtube.com/watch?v=kYIBGuwq4vk&feature=related
    http://www.youtube.com/watch?v=UwbqukJhABY&feature=related
    http://www.youtube.com/watch?v=RW2Svcv321A&feature=related

    • سالهاست که خون سایر ملیت ها اوغانهای دوطرف دیورند مینوشند , از زمان دوادخان تا حاکمیت نجیب همین قسم قبایل انطرف دیورند همه و همه اوغانها از امتیازات بی حد و از پول مالیه دهنده گان ملیت های محکوم اشتفاده میکردند در زمان کارمل بلوچهای ازاده را نیز شامل این پروسه کردند ..

      فارغان موسسات تحصیلی داخلی و خارجی انان میتوانستند مثل اقوام دیگر در ادارات دولتی حتا بخش قوای مسلح کار کنند ...

      فرق انزمان در این بود که دولت ها عنوان میکردند که بخاطر عمل بلمثل مخالفین پاکستان را تقویه وتربیه ... مینمایم .

      اما امروز کسانی بدون اگاهی ملت بنام اوغان این طرف سرحد انان را در اردو پولیس وموسسات تحصیلی جذب میکنند ... و ملت بی خبر ..

      اگر کدام موسسه تحصیلی برای قبایل و بلوچ ها و هزاره های کویته در ولایات سرحدی چون قندهار و یا جلال اباد بمصرف هندوستان ایران ازبکستان تاجکستان حتا روسیه درست شود و افراد نزدیک و وفادار به ما را انهم از جانب دوستان شناخته شده از انطرف دیورند معرفی گردند را جذب و تربیه کنند کار بدی نیست اینها همه همه باید زیر نظر استخبارات وزارات خارجه جدا از هموطنان اوغان ما باید پیش برده شود و در اینده بنفع ما باید تمام شود نه ضرر...

    • در زمان کارمل حتی یکی از پشتونهای پاکستانی به معاونیت کارمل دست یافت (حاجی محمد سمکنی) / وقتی کارمل سقوط نمود - سمکنی نیز از معاونیت ریاست جمهوری کارمل کارش تمام شد - سمکنی دوباره به پاکستان رفته و به گفته بسیاری از هموطنان مهاجر ما که در راولپندی پاکستان سکونت نموده بودند - سمکنی نیز همراه با شهنواز تنی با خانواده های شان در یکی از مراکز مهم نظامی راولپندی زنده گی مینمودند.
      از ماست که برماست
      تاوقتی ملتهای ازبک -هزاره - وتاجیک بیدارنشوند و خود بخود تحت تاثیر نیات شوم پشتونها قرار گیرند - حال شان بد تر ازین خواهد شد.

  • اگر قرار بر این باشه خوب شمال افغانستان هم با تا جکیستان مرز مشترک دارد و هر روز تاجیک های این قسمت باهم رفت و امد داشته باشد وتاجیک های تاجیکستان باید در بدخشان تحصیل و به بورس خارج ارسال شود .
    فاشیست نه شاخ دارد ونه هم دم . اما فاشیستهای پشتون هم دم دارد وهم شاخ .

    • واقعا ادم حیران می شود. پشتونها ادم نمی شوند. بی عقلی و لودگی در خون این مردم است. من دوست دارم با خرس های وحشی هموطن باشم اما با پشتون هموطن نباشیم. یک کار نیک را نشان بدهید که یک پشتون انجام داده باشد.

    • ايدوست اي برادر خيرس حيو ان نجيب ميبا شد لطفاً اينهارا بهيج حيوان
      وياجيزهاي ديكرمقايسه نكنيد كي توحين بحيوانات دهان بسته ميشد
      دريك كلمه انها دردنيا موجود بي بديل ميباشد
      فقط أوغان ميسلي أوغان است

  • پشتونها پیش ازینکه به اوغانستان وفادار باشند -به پاکستان بیشتر وفادارند.
    اوغانا اصل ونصب شان پاکستانی(ملتانی / دیره دونی ) میباشد- اینها در طول تاریخ جهت گسترش ساحه نفوذشان از کوه های سلیمان کوچیده و به سرزمینهای خراسان نقل ومکان نموده و این نقل مکانها عمددآ با استفاده از ملیشه شدن شان به استعمار بوده - که توسط استعمار درین کشور جاگزین شده اند- این تازه گی ندارد - ناقلین اوغان که امدن شان هنوز هم درمناطق مرکزی و شمال و غرب کشور ادامه دارد - همه از آنطرف مرز اوغانستان و پاکستان به کشور ما سرازیر میشوند و پیشینه تاریخی و ضد فرهنگی درین کشور دارد/
    عبدالرحمن مزدور انگلیس و پنجاب میخواست که بتهای بامیان را تخریب کند -اما بنا بر حساسیت موضوع و ترس متحد شدن مردم درمقابل تخریب فرهنگ این سرزمین - تنها به بستن چشمان بودا اکتفا نمود - اما طالبان پشتون که به کمک استعمار جهانی ساخته و بافته شده بودند و هنوز هم به وظایف ضد انسانی و ضد اسلامی و ضد فرهنگی شان ادامه میدهند -توانستند با یکه تازی و پشتیبانی جهان استعمار و مزدوران حلقه به گوش استعمار یعنی عربستان سعودی - امارات عربی و پاکستان - بودا ها را سرنگون نمایند - و امروز نیز طالبان بیفرهنگ نکتایی پوش به خیانت و جنایات نیاکان شان ادامه میدهند و در ظاهروباطن امروز زیر دول پاکستان اتن میکنند و با بیهویتی شان اعتراف نموده و به پاکستانیها امیتازات بیشمار را میدهند.از جمله بورسهای تحصیلی سهمیه اولاد بافرهنگ خراسانی را به همکیشان پاکستانیشان

  • هزاره های که از مگولیا امد است و اینجا حق درس خواندن را دارد لیکن پشتونهایکه اولاد اصیل این وطن است و به این خاک قربانی داده چیگونه درس خوانده نتواند زنده باد خالد پشتون

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.