کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > حقوق بشر > فاجعه افشار با گذشت ۱۵سال هنوز تازه است

فاجعه افشار با گذشت ۱۵سال هنوز تازه است

به همراه سند ارتباط والی فعلی هرات سيد حسين انوری در جنايات افشار

يكشنبه 10 فوريه 2008, بوسيله‌ى حسين زاهدی

آقای استاد سیاف خونین ترین چهره وحشت و دهشت از اینکه مسبب چنین وقایع هولناک شناخته میشود هرگز عملش را در طی مصاحبه های خویش عمل غیر انسانی نمیداند و آنچه کرده است جهاد در راه خدا و یک عمل اسلامی قلمداد میکند و اظهار میدارد که ادعاها تهمت و دسیسه یست که علیه مجاهدین و اسلام صورت میگیرد. شاید عمل این استاد بزرگوار را بشود به آن وجه اسلامی و جهاد در راه خدا داد و دانست چون خود استاد هستند و فارغ تحصیل دانشکده های اسلامی کشورهای عربی چون مصر، اما نمیشود دیگر بر گرده این نسل سوار شد.

هر ساله وقتی به دهه سوم ماه دلو میرسیم ناخود آگاه افشار کابل و آن جنایت هولناک انجام شده به ذهن انسان بازتاب پیدا میکند٬ بازتاب آن واقعه خونین پس از ۱۵ سال شاید بدین جهت باشد که عامیلین این فاجعه هنوز زنده اند و هنوز باکمال بیشرمی یا بر سر قدرت دولتی و در پارلمان هستند و هم حکومتهای محلی خودشان را اداره میکنند و هنوز حرف اول و آخر را میزنند هر گاه چهره این خونخواران و جاه طلبان در تلویزیون و رسانه ها به نمایش گذاشته میشود و حرف و حدیث از اینان نقل میشود نه تنها فاجعه افشار بلکه چهار سال جنگ خونین داخلی مخصوصا در کابل اذهان را می آزارد.

متاسفانه این بت های متحرک هنوز در بین تعداد از کاسه لیسان جایگاه خودشان را دارد و این کاسه لیسان از منبر دین و مذهب و از تریبون قومی و زبانی مردم را مجبور به بیعت و حمایت میکنند و مردم نیز ناآگاهانه به این کاسه لیسان عمامه پوش و شعار دهندگان حقوق قومی و زبانی لبیک میگویند و اعلام همبستگی میکنند، هرچند مسئله حق و حقوق قومی و زبانی و مذهبی به گذشته های بر میگردد که قومی بر اقوام دیگر سده های متمادی حکومت جابرانه داشتند و حقوق شان را پایمال کردن و امروز نیز تلاش برای عرض اندام کردن و برتری در تمام عرصه های از اجتماع مشاهده میشود از اداره جات دولتی گرفته تا نمایندگی از مردم در پارلمان و و موسسه ها و مراکز فرهنگی و انجو های خارجی و داخلی که به وضوح مشاهده میشود.

از موضوع دور نشویم٬ قتل عام ساکنین افشار برزگترین داغ بر پیشانی آنانی است که الله اکبر گویان دستور و فتوا صادر کردند و سگان گرسنه و درنده خوی شانرا به جان مظلومین و بیگناهان ساکنین این منطقه انداختند که عمدتا شیعه و هزاره بودند و بر زنان و دختران شان تجاوز و مردان را تیر باران نمودند. حتا تعدای از جوانان اسير شده بدست نيروهای اتحاد اسلامی نيز به متعصبين فروخته شده و در هلمند به جرم کافر بودن حلال شدند.

صدیق چکری شخصی که وکیل حقوقی این جانیان محسوب میشود و گاهگای درپرده تلویزیون ها ظاهر میشود در یکی از مصاحبه با بی حیایی تمام اظهار میکند که : هیچ مدرک دال بر اینکه کسی جنایتی را انجام داده باشد وجود ندارد و اگر کسی هم شکایتی دارد آزاد است تا شکایت خودش را مطرح کند.

سوال اینجاست که چه مدرک بالاتر از جنایات انجام شده در کابل و مخصوصا فاجعه افشار که هنوز پس از ۱۵ سال بوی باروت و خون در این ساحه به مشام میرسد و هنوز خانه های مردم که روزگاری هزاران خانواده در آن به آرامش بسر میبردند همچنان خرابه باقی مانده است که خود گویای این جنایات است. ساکنین اصلی این منطقه آنانی که زنده ماندن و توانستند فرار کنند هنوز در یک شوک ذهنی زندگی میکنند و جرات نمیکنند تا قدم در این ساحه بگذارند چون هنوز این فاجعه را از یاد نبرده است و مثل یک کابوس در ذهنشان جا گرفته است.

این شخص (صدیق چکری) خوب میداند هیچ مرجع وجود ندارد تا به چنین شکایاتهای رسیدگی کند و اگر هم

وجود میداشت با موجودیت و در قدرت بودن این اوباشان دینی و قومی و زبانی کسی جر‌ات مطرح کردن شکایت را نخواهد داشت.

آقای ملا مارشال فهیم به تاریخ ۸/۹/۲۰۰۷ در تلویزیون آریانا تعجب خویش را از مردم چنین اظهار میکند: که ما انتظار داشتیم مردم کابل از ما خوش و راضی میبودند به خاطر که رژیم نجیب را از هم پاشاندیم و یک حکومت اسلامی را بنا کردیم اما در سال ۱۳۷۳ و ۷۲ مردم به مجاهدین میگفتند که خدا اینهارا گم کند که تا طالبان بیاید و آرامش بر قرار شود.

ملا فهیم انتظار داشت تا مردم اینان را پس از فجایع که انجام دادند و از مسوولین درجه یک حوادث خونین کابل است باز هم مردم اینهارا در قلبهایشان جا میداد و این خود پسندی و خود کامگی این جنایات کارانرا نشان میدهد که آنچه انجام داده اند بی تردید عملی مثبت بوده است.

آقای استاد سیاف خونین ترین چهره وحشت و دهشت از اینکه مسبب چنین وقایع هولناک شناخته میشود هرگز عملش را در طی مصاحبه های خویش عمل غیر انسانی نمیداند و آنچه کرده است جهاد در راه خدا و یک عمل اسلامی و به نفع جامعه قلمداد میکند و اظهار میدارد که این ادعاها تهمت و دسیسه یست که علیه مجاهدین و اسلام صورت میگیرد. شاید عمل این استاد بزرگوار را بشود به آن وجه اسلامی و جهاد در راه خدا داد و دانست چون خود استاد علوم اسلامی هستند و فارغ تحصیل دانشکده های اسلامی کشورهای عربی چون مصر، اما تاریخ این گرده سواریها گذشته است و نسل امروز نسل قبل نیست.

آقای آیت الله محسنی که کمتر مورد توجه سازمان های حقوق بشر است و ظاهرا شخص خودش دخالت مستقیم در این فاجعه نداشته است اما حزب وی (حرکت اسلامی) و شخص آقای سید حسین انوری یکی از رهبران این حزب و والی فعلی هرات٬ همکاری و دست داشتن شان را در فجایع افشار نمیشود نادیده گرفت فروش بخشی از

مناطق حساس نظامی و حضور شان در آن روز سوم و پس از تصرف و قتل عام کردن مردم افشار در هوتل انترکانینتل در بزم پای کوبی سیاسی که شورای نظار آرسته بود و شرکت تعدادی دیگر از رهبران و ملایان٬ شیوخ و اساتید بزرگوار پای کوبی سیاسی و رقص سماوی راه انداخته بودند و برای فتح و خونریز در افشار ندای الحمدالله شکرنالله سر دادند و نماز شکر بجا آوردند. و اما همزمان در افشار سگان درنده خوی این احزاب و رهبران که در بزم خویش لبخند فتح بر یکدیگر تقدیم میکردند همچنان به قتل٬ تجاوز و غارت مشغول بودند.

این کابوس تا آنزمان در اذهان باقی خواهد ماند که دستان خونین این جنایات کاران با دستبند قانون حلقه آویز شود و حضور فزیکی شان به جای منبر ٬ چوکی در مسجد و پارلمان و دولت، در جایگاه مجرمین در دادگاه عدالت و انصاف دیده شود.

سند ارتباط والی فعلی هرات سيد حسين انوری در جنايات افشار

کابل پرس: سندی را که می خوانيد، نشان دهنده ی آگاهی و ارتباط جناب آقای حسين انوری والی فعلی هرات، در تراژدی افشار می باشد. در جنايات افشار که در ماه دلو 1371 بوقوع پيوست، ده ها کودک، زن و مرد به وحشيانه ترين شکل ممکن کشته شدند. همچنين اين تراژدی نشان دهنده ی چند نوع جنايت می باشد که با

توجه به اساسنامه ی دادگاه بين المللی جزايی چنين دسته بندی شده است:

1: جنايات عليه بشريت 2: جنايات جنگی 3: جنايات تجاوز البته شايان ذکر است که جنايات نسل کشی که در اين اساسنامه ذکر شده نيز می تواند بگونه ای مصداق پيدا کند. به اين دليل که بسياری از ساکنان افشار شهر کابل پس از اين جنايات و در جريان آن، ناچار شدند که مکان زندگی خود را ترک کنند و اکنون خانه ها و زمين های آنان توسط افراد ديگر تصرف شده است.

افغانستان در تاريخ دهم فبروری سال 2003 اساسنامه ی دادگاه را امضا کرد. همچنين از آنجايی که جرايم ذکر شده در اساسنامه ی دادگاه مشمول مرور زمان نمی شود، اين دادگاه می تواند به تراژدی افشار رسيدگی کند. اين نکته هم لازم به ذکر است که منبع کابل پرس که اسناد کامل اين تراژدی را در اختيار کابل پرس قرار داده، نمی خواهد نامش فاش شود. وی که يکی از قربانيان اين تراژدی می باشد در گزارشی مفصل نام و مشخات تمام قربانيان و همچنين عاملان آن را با نام و مشخصات کامل ارسال کرده است. کابل پرس با بررسی شرايط امنيتی و آگاهی دادگاه بين المللی جزايی و نيز سازمان های مدافع حقوق بشر، اين اطلاعات را منتشر خواهد کرد. در ضمن لازم بايد گفت که کابل پرس درباره ی هرگونه جنايت عليه بشريت و موارد نقض حقوق بشر خاموش نخواهد بود و اين تصميم فرتر از اين است که عاملان جنايت از هزاره، تاجيک، پشتون و يا هر قوم و نژاد ديگر باشد. همچنان که درباره ی فلم کابل اکسپرس، که جنجال زيادی براه انداخته معتقديم که در اين فلم به مردم هزاره که بخشی از جامعه ی افغانستان می باشد، توهين شده است، اما اين به اين معنا نيست که رهبران جهادی سابق از اين قوم از پرسش و محاکمه ی درباره ی جنايات احتمالی و نيز اتهامات وارده از سوی نهادهای حقوق بشر، مصون باشند.

با هم اين سند را می خوانيم.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans



hussain_zahedi yahoo.com

آنلاين بنگريد : کابل پرس




58 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > حقوق بشر > فاجعه افشار با گذشت ۱۵سال هنوز تازه است

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • برادر ما آقای زاهدی یکجانبه قضاوت کردند.

    • کاش کمی از قصه های رقص مرده و میخ کوبیدن ها هم یاد میکردی و هچنان باید یاد آور شویم که دو آتشه های جنگ دیروز امروز هر دو برادر خواند شده اند محقق سیاف

    • برادر اقای زاهید ی نوسنده خوب هستید اما با این نوشته ها هیج خدمت به هزاره ها نمیکنید همه جهان از وقایع در د ناک جنگهای کابل میدانند، اما فعلا چاره ای میبنید؟و اگر به هم بی جنگیم (سیید، تاجک ، ازبک ، پشتون ، بیات، شیعه قندهار و بعد هم شاید جاعوری و دایکندی پس کی میماند، عیب کلی ما هزاره ها همین شده که تمامی ما بدون در نظر داشت جامعه و شرایط حق گو شدیم ، رمضان بشردوست در این زمانه با بت های پلاستیکی زندهگی میکند که ما عدالت میخواهیم ، نوسنده ما بدون در نظرداشت شرایط حساس امروزی و فکری عمیقانه هر چیزی مینوسد و میگوید ما حقیقت مینویسم به ان فکر نمکند که این چنین چیزها در هم چنین شرایط چه نتاییج سؤ را در پی دارد.

  • بلی!

    افشار زخمی کهنه ایست که فراموش نخواهد شد فاجعه افشار درروز 22 دلو 1371 دراثر حمله وحشیانه درنده خویان شورای نظار و اتحاد سیاف و تعدادی عوامل خود فروخته دیگر هزاران زن مرد کودک هزاره جان باختند وبه زنان تجاوز کردند و......هزران جنایت کردند ورفتند

    مهاجمین تشنه بخون هزاره آنقدر بی رحمانه دراین فاجعه نقش ایفا کردند که قلم از نگاشتن آن شرم دارد .

    عاملین این جنایت باید دردادگاههای انسانی واسلامس پاسخگو باشند حالا نمیدانم !
    این جنایان دردادگاههای وجدانشان چه پاسخ می گویند ؟

    وای برحال قبیله های از تبار افشاریان که از پهلوی این فاجعه تلخ بی تفاوت می گذرند.

    دوستان که می خواهند مطالب بیشتر دراین روزها بخوانند مطلب اقای جنرال سید عبدالقدوس را درسایت اریایی و مقاله اسد بودا را درسایت نما بخوانند.

    • دوستان که راجع به حوادث غمبار گذشته یک منطقه ازدیدگاه های تنگ مذهبی واتنیکی نگاه میکنند به هیچ صورت متوجه نیستند که هنوز که هنوز است جنایت علیه بشریت درافغانستان ادامه دارد قتل عام بوسیله هوا پیماهای نظامی امریکا ادامه دارد کشتن وبستن وزندانی ساختن افراد مومن ریشسفید به اتهام وابستگی به القاعده وطالبان ادامه دارد.

      انواع بیعدالتی ها درحق مردم مظلوم ازهرطایفه وقوم وزبان که باشند ادامه دارد ودرتحلیل نهائی افغانستان یک کشور اشغال شده است در چنین اوضاع واحوال بحث روی قضایای افشار چنداول شمالی یکاولنگ ومزار وغیره مصداق واقعی ندارد.

      تاوقتیکه این جنایات ادامه داشته باشد حوادث گذشته را تازه کردن درحقیقت غرق شدن در باتلاق جنگ های بیشتر داخلی است.

    • تميم جام جنايت در جنوب کشور توسط نيروهای امريکايی محکوم است ولی فراموشی جنايات گذشته فقط دل جنايتکاران را شاد میکند. دوستانی که از ديد تنگ قومی به مسايل نگاه میکنند مطرح کردن جنايات عليه هزاره ها را با تاپه قوم گرايی ناديده میگيرند.

    • خواننده گان عزیز سایت کابل پرس بیاد دارند که چندی قبل عین مضمون راجع به افشار توسط نویسنده دیگر بنام جعفر رضائی نیز درهمین رابطه تقدیم خواننده گان کرد.

      وبعداز آن عکس های نیمه برهنه دختران چنینائی ومغول را فرستاد ونوشت که دیگر بعداز ین به جامعه هزاره وشیعه افغانستان عزاداری وگریه ونوحه سرائی روا نباشد جزاینکه مثل همین دختران زیبا به رقص وموسیقی رو نیاوریم.

      حسین جان زاهدی نیز درنوشته اسلام ستیزانه اش گاه قربانی حج را به مسخره میگیرد وگاه هم به آیات واحادیث پیغمبر بیباکانه می تازد.

      به نظرمن هردوی این نویسندها هروقت که بیکار میشوند به یاد قضایای افشار وچنداول می افتند( چنداول که حالا من خودم افتیده ام)

      این آقایان از ذکر قضایای افشار و چاپ عکس های قوماندانان مجاهدین سابق یک هدف را دنبال میکنند که همانا حذف فزیکی هرآنچه که مسلمان ومومن است چه شیعه وچه سنی.

      بعباره دیگر پاک سازی افغانستان ازوجود دین ودیانت یکی ازاهداف برجسته این گونه نویسنده گان است که فقط بخاطر شهرت حاضراند یکدقیقه عزا داری کنند وبه زعم خودشان خواستار محاکمه جنایت کاران شوند ویک ساعت بعدتر ازآن به رقص وپایکوبی بپردازند وترویج فحشا کنند نمونه زنده اش آقای جعفر رضائی

      وهمچنان خود این نویسنده که حسین جان زاهدی باشد به مضامین قبلی این آقا راجع به سنت های اسلامی قبلا خوانده ایم که آبشخور فکری شان ازکدام منبع آب میخورد.

      بناء من باهرقربانی هرحادثه میتوانم همدردی داشته باشم اما نه اززبان اشخاص مثل این نویسنده معلوم الحال که خواسته است از قضایا استفاده ابزاری کند.

      از علی علیه السلام درباره خوارج پرسیده شد که خوارج ادعا دارد که بهتر حکمیت را خدا میتواند بکند واحکم الحاکمین او است نظرت خودت چیست یامولا؟

      مولای متقیان فرمودند( کلمةالحق یراد بهاالباطل)

      سخن حق است اما از این سخن حق اراده باطل مراد است.

      حالا من قبول کردم که قضیه افشار فاجعه است مثل سایر فجایع دیگر درین مملکت اما اززبان کی؟

      حسین زاهدی؟

      جعفر رضائی؟

      جز اینکه زیر کاسه نیم کاسه دیگر باشد.

    • آقای لولنجی

      شما یا خود ربانی ، سیاف ، فهیم یا قانونی هستید و یا مانند آنها به محاکمه کشانیدن چند جنایتکار جنگی را که مرتکب جنایات هولناک بر علیه بشریت شده اند ، با پاک سازی کشور از مومن و مسلمان مقایسه میکنید.

      ما همه المحد الله مسلمان و مومن هستیم و هیچگاه هدف نداریم تا کشور را از مسلمانان پاک کنیم. ما فقط میخواهیم که بر اساس احکام الهی آنانی را که مرتکب جنایات غیر اسلامی و غیر انسانی شده اند به جزای اعمال شان برسانیم. و باور کنید تا اینکار نشود هیچگاه در این کشور آرامی نخواهد آمد زیرا روح پاک قربانیان جنایات این جنایتکاران جنگی که اکنون بر شکوه و جلال و قدرت تکیه زده اند و به نام قهرمان و مارشال و غیره و غیره یاد میشوند، آرام نخواهد بود.

    • با عرض احترام : بلی برادر عزیز لولنجی، بنده همه نظریات تانرا در زمینه این دو دوست که یادآور شده اید تآیید کرده اضافه میکنم که برادر ما زاهدی صاحب با سیاف انوری ...... چه فرقی دارد کسی که در قسمت ترور مذهب و دین ما ( اسلام ) سهم و شخصیتی فعال دارد و از طریق رسانه ها علیه عقاید مذهبی ملت مسلمان ما بدون سنجش و پرسش و تحلیل مخالفت کرده وغیر مستقیم در سدد تحقیر وتـخریب اسلام دست وآستین بر میزند ، سیاف و گلبدین ...... مستقیم و بنام دوست اسلام در روی جهان که عملآ جنگ اسلام وکفر جریان دارد دین مقدس اسلام را تخریب و یک دینی کاذب ، دین منفور ، قاتل ، جنایت ، نافهم ،کور، وپوسیده معرفی میکند. زاهد جان هم مثل برادران جهادی و رهبرانشان تشریف دارند صرف سیستم شان پیشرفته الکترونیکی ، دیجیتالی است . لذا از نظر بنده مقاله تحریری اش هم قابل مطالعه و ستایش نیست .

    • aqai lolanji benazari shoma ki bayad benawisad ? shomayi ke hata fekri khandani vaqiyadra nadarid chegoneh darbare an minavisid ? az naveshte hayi shoma malom ast ke ba sayaf hamfer hasted . agar navesandeh mosalman nist? amma kasanike qatliam shodan mosalman bodan . ya shoma darbare anha nazari digei darid? aya kasike damaghi boland va chashmi bozork nadarad namitavanad yek mosalman bashad ? m ba tashakkor az aqai Zahidi

    • aqai masomi ta aksi Ahmadshah radidi baz fikri jehad besarat zadeh ? Aqai masomi kasani ke dar afshar bigonah qatliam shodan , dorost ast ke azlahazi zahiri mesli shomaha nabodan . amma ensan ke bodan

    • سلام آقای لولنجی. اگر ما این حوادث را از زبان نویسندگان شجاع و دلسوزی مثل آقایان زاهدی و رضایی نشنویم از زبان کی بشنویم؟ آقای خلیلی دل به ثروت دارد و در این راه حاضر است تا برای دهیمن بار هم اگر شده این مردم را بفروشد. آقای محقق برای رسیدن به قدرت عملا به پابوسی قاتلان افشار رفته و محسنی و مصطفی کاظمی و انوری خود دراین قضیه دخیل بوده اند. شما لطف کنید بگویید کدام سید محترم اینقدر زحمت را به خود داده از مظلومیت و رنجهای هزاره بنویسد؟ اگرشما خود از کسانی که دست بخون مردم دارند نیستید چگونه قوماندان جنایتکار جهادی را مساوی با دین و دیانت می دانید؟ آیا استدلال شما که هرکه از جنایت در این مملکت نوشت مخالف دین است، عین گفته های سیاف نیست؟ درمورد عکسهای که جناب رضایی انتشار نموده آیا شما در سه دهه اخیر به انتشار عکسهای خمینی و سینه زنی و صدها تیوری و طرح دیگری از ایران مبادرت نورزیده اید؟ آیا دیگران که میپندارند رقص بخش از هنر و مدنیت یک مردم است این حق را ندارند که نظرشانرا اظهار کنند؟ ما به نویسندگان شجاع و دلسوز مردم ما، کسانی که میخواهند این مردم را از قید واسارت نادانی و خرافات برهانند افتخار میکنیم.

    • تمیم جان

      قتل عام های امروزی توسط خود پشتونهاست. خلیلزاد، احدی، احمدزی، کرزی، اتمر، پشتون، وردک، فاروق وردک، اسد وفا، خالدپشتون، شیرزی، ... و صد ها تن دیگر اینها همه گی پشتون اند! رهبران پشتون بسیار شباهت دارند به گرگ های گرسنه که حتی به مردم و قوم خود نیز رحم ندارند.

      افشار، یکاولنگ، مزار و ... باید گفته شود چرا که اگر امروز گفته نشد فردا فراموش شده و دوباره تکرار خواهد شد. اگر تو فکر میکنی مذهبی و اتنیکیست، این فکر خودت است چرا که دایره فکر خودت محدود به قوم و قبیله خودت میباشد.

      امروز پشتون ها هر بدبختی را که تحمل میکنند از دست خودشان است اما اقوام غیر پشتون اکثر بدبختی ها را از دست پشتونها میکشند.

    • به نظر من دوباره یاد کردن ازین جنایت ها و مردم بی سواد را به جان همدیگر انداختن کار چندان عارفانه و عاقلانه نیست. در افغانستان جنایات زیاد صورت گرفته است این تنها هزاره ها نیست که قربانی این همه کج اندیشی ها و سنگدلی ها گردیده است بلکه تمام اقوام و قبیله ها در افغانستان به نوبه ای خود قربانی این خصومت های قبیله ای گشته اند. البته نا دیده نباید گرفت که هزاره بیشتر از دیگران از تشنج فکریی این بیماران روانی رنج برده اند. این ها همه واقعیت هایست که اصلا قابل انکار نیست. اما اگر هزاره ها ویا اقوام دیگری در پی انتقام گیری برآیند، که امیدی برای برقراریی ثبات و پیشرفت در کشور باقی نمیماند! منظورم این نیست که تنها هزاره ها باید با فراموش کردن گذشته خود در پروسه ای آشتی ملی نقش ایفا کند و بقیه با همان کج اندیشی ها و خصومت خود ادامه بدهند. اگر خواهان ثبات و پیشرفت در کشور هستیم باید تمام قبیله ها در افغانستان درین پروسه سهم بیگیرند، در غیر این صورت هیچ راه برای بیرون رفتن ازین بحران ها در افغانستان وجود ندارد

    • آقای احمدی سلام : فکر میکنم که از نوشته بنده برداشت غلط کرده اید. اولآ اینکه من تا امروز بفضل خداوند جهاد نکرده و دستانم آلوده نیست کاملآ پاک است .واین چنین جهاد از دستم پوره نیست. دوم اینکه زاهدی صاحب قبلآ چند مقاله را تهیه و در دست نشر سپرد که از مطالعه آن دوستان کمی احساساتی شده و جواب های در مقابل نوشتن . که از اضهارات شان قسمی برداشت شد که شخصی مذکور کاملآ در برابر دین اسلام پرابلم دارد . که در افغانستان و ملت افغان بازاری ندارد .

    • salam aqai masomi . az nazari shoma vaqiyathaira ke aqai zahidi navishte ast dorost nist . chonke yek mosalman nist. amma aqai masomi shoma ke yek mosalman va adami dindari hastid chera naminavisid?movaffaq bashid

    • lolanji aya maaniye namatra midani? ke yek nami yahodi ast?yana

    • عرض ارادت به آقا ویاخانم آشنا دارم!

      واضحا باید عرض کنم که اینجور نوشته ها وسنگ زدنهای کاذبانه به سینه از درد افشار وچنداول باهمان استدلال پیام دهنده بنام تمیم جز پیراهن عثمان سازی قضیه چیزدیگر بیش نیست صدق میکند.

      من با آقای آزادی صد در صد موافق ام که سازمان نصر درمیان همه احزاب شیعی مجاهدین حیثیت دانه سرطان را داشت که باکشته شدن مزاری بساط افراط گرائی های لجام گسیخته گرفته شد.

      توجه کنید که من نمی گویم که کشتار وجنگ ختم شد بلکه همان قوه افراطی شیعی دیگر دربین شیعیان افغانستان رنگ و رونق ندارد.

      باقطار کردن عکس های رهبران مجاهدین حتی کسانی مانند حضرت آیة الله العظمی شیخ محمد آصف محسنی یک بزرگ که بخاطر تقریب مذاهب درین سن وسال کوشش میکند خود نشاهنده زبانه کشیدن دوباره مذبوحانه بعضی جریانهای افراطی های چپ روانه ولجام گسیخته باقیمانده از سازمان نصر است که امروز ازقلم جوانان بی خبر ازهمه چیز وآسوده حال کشورهای اروپائی وامریکائی مانند خود حسین زاهدی بروز میکند وخواننده گان سایت را می فریبد که آری ماهستیم.

      ماانتقام میگیریم ولو ازخود شیعه خودمان هم باشد ولو انسان بی گناه هم باشد ماآنهارا به زعم خودشان به دادگاه میکشانیم.

      اما عزیزان!

      خیلی دیر شده است دیگر مردمان این سرزمین بنام افغانستان ازهر جریان افراطی چه رنگ مذهبی داشته باشد مانند طالبان ویارنگ قومی داشته باشد مانند سازمان نصر دیگر خسته شده اند.

      هیچ جای برای افراطیان نیست ولو اینکه افراطیت در غرب زده گی و سیکیولارسازی افغانستان هم باشد دیگر خریدار ندارد.

      تنها همان افراد معتدل ومیانه رو ازهر قوم ومذهب وجریان سیاسی که باشند جای خودرا دراجتماع افغانستان می یابند.

      بانوشتن این مضمون نه تنها اینکه حسین جان زاهدی به عقیده خودش به قربانیان حادثه افشار کار نتوانست بکند بلکه خودرا مانند گذشته دربین حلقات طلبه گی وروحانیت جامعه تشیع رسوا ساخت.

      بازهم تاکید بر صحت ادعای همان دوست دارم که مثل خوب پیراهن عثمان را اینجا زده است بیش ازین من با چنین مقالات مجاهد ستیز آیت الله سیتیز و سید ستیز نمی توانم همراهی کنم

    • احمدی عزیز : همه ملیتها همه زبانها همه مذاهب خلاصه همه انسانهای دنیا حق دارند که از جنایات این درنده ها بنویسد .ولی توهین به دین اسلام هم لازم نیست .به نظر من تمام مردم دنیا حق انتخاب دین خود را خودشان دارند مگر تبلیغ دین خود را در کابل پرس ودر بین این اجتماع تحریر نکند .بگذارند که دوستان از جنایات و خیانت های این ملخ های آدمخور یاد آوری کرده و بنویسند. تا همه از جنایات قبلی و فعلی شان آگاهی حاصل کنیم .میدانم که چه ظلم و قتل ، دزدی ،چور ،بی ناموسی که در این دوران بالای مردم بی دفاع ما صورت گرفته که قابل بخشایش نیست .

    • تمیم گل !
      ما درحالیکه از وضعیت موجودراضی نیستیم ولی دراین شرایط ما(هزاره ها) به مراتب از حکومتهای بظاهر اسلامی ربانی وطالب و......راحت تر هستیم چرا که فاجعه های مانند افشار، چنداول ، یکاولنگ ، مزار و بامیان برای هزاره ها رخ نداده است .

      اگر افکار طالبی دوباره دراین کشور برگردد قتل عامهای وسیع در انتظار ما خواهد بود .

      شاید بزودی متهم به بیدینی که حربه ای دین شعار ست نمایید ولی این دید وتفکر همان اسلام را هم امروز بد نام کرده است در حالیکه اسلام دین صلح و ترقی است نه دین خود کشی و ادم کشی وتبعیض وهزاره کشی و......

    • اقای لولنجی از تند روی وافراط گرایی گفته بودید در حالیکه دراین متن خیلی تند تاخته اید .

      همه و همه به مظومیت شهدای افشار معترف هستند حتی هما ن قاتلین شان .

      ولی شما یک زره عاطفه ندارید یکی را به عرش کبریایی رسانیده ایده و دیگر ی را به قهر جهنم تحویل داده اید .

      کم کم به ادم باور می دهید که شما هم نقش اساسی در فاجعه افشار داشته اید
      یا عامل فاجعه هستی و یاووو......

    • بی احترامی تبلیغات سوء علیه سادات والانسب یکی از ویژه گیهای سازمان نصر ازقدیم الایام بوده است.

      خدا لعنت کند حسین زاهدی را که عکس یک سید والا نسب مانند حسین انوری درقطار جانیان وناقضین حقوق بشر آورده است.

      نمیدانم که تابه این اندازه بی حرمتی به سادات واولاد پیغمبر تاکدام انداره مورد قبول این وحشیان سازمان نصر قرار دارد.

      واقعا که مسأله همان پیراهن عثمان است که این جوانک های بی دین ولامذهب مانند زاهدی دارند بخاطر رشد وترویج بی دینی وعقده علیه سادات چنین تبلیغات را براه انداخته اند.

      هتاکی به حرمت مجاهدان که یک عمرخویش را درمقاومت های قهرمانانه شان علیه اشغالگران روس گذشتاندند حالا باید نصف دیگر را علیه نوکران زر خرید صهیونیزم اسرائیل بگذرانند.

      زاهدی!

      همه میدانند که این نوشته ها ازکجا آب میخورد

      قلم ات شکسته باد دستهایت مقطوع باد

    • اولاً معلوم نیست که زهرا استی یا از دوستان معاویه؟ بهرحال از سید معصوم ساختن خودش گناه کبیره است. سید نیز مانند دیگران افراد عادی جامعه بوده و به دلیل داشتن رابطه خونی با پیامبر اسلام (ص) هیچ برترئ نصیب شده نمیتواند! این فرمودۀ صریح خداوند (ج) و پیامبر اسلام (ص) است که برتری و ممتاز بودن یک فرد بنابر ایمان و تقوای وی بوده نه نژاد، اصل و نصب!

      بنده مطمئن هستم که این اسم مستعار را رویت گذاشته و خواسته اید اصلیتت را که آلوده گر آب میباشید، پنهان کنید. ولی بازهم دروازۀ کابل پرس بروی همه گی باز بوده بجز آنانیکه از ناف به پایین تر صحبت میکنند. والسلام

    • pashton pashton ast shea va sonni nadarad . Mohsini ham yek bashton ast pas namitavanad tosti hazaraha bashad. ba din shekami gorosne sir namishvad , lolanji to haman Zahra hasti. ahmaq ahmaq

    • زهرا جان این رازها برای همه افشا شده است. به باور من هرکس ازین سنت های قدیمی پیروی کنند دیگر شانس برای آدم شدن ندارند. سید یعنی چه ؟ به چه دلایلی سادات بر غیر سادات ترجحیت دارد ؟؟ ایا مواد خام سادات قیمتی تر از مواد خام غیر سادات است ؟؟؟
      من شخصا به هیچ یکی ازین مزخرفات باور ندارم اما اگر از دیدگاه اسلامی هم به این موضوع نگرش داشته باشیم میبینیم که خداوند مسلمانها هم گفته است که"عند اکرمکم عندالله اتقیکم" بهترین شما در نزد خداوند کسانیست که تقوی داشته باشد، نه گفته بهترین شما جاهل ترین شماست مثلا اعراب یا عرب تبار ها. پیامبر خودش میگفت من با وجودیکه خودم یک عرب هستم اما از اعراب به خاطر جهالت شان بیزارم از اشخاصیکه پیامبر خودش بیزار است چگونه ما احترام آنان را داشته باشیم ؟ سادات جز یک دسته آدمهای مقام طلب و جادوگر که از وابسته گیهایی قبیله خود به منظور سلطه برافکار سنتی مردم سوء استفاده میکنند، که همین سوء استفاده باعث عادت آنان به مفت خوری گردیده است. اگر این سادات واقعا سید و از اولاد پیامبر هستند پس چرا برنمیگردند به کشور آبایی شان عربستان سعودی که در افغانستان خاک آلود ما هوا را اشغال کردند؟؟؟ آیا حکومت ستمگر وهابیی آل سعود حاضر است به این سادات رانده شده دوباره اقامت دائم بدهند؟؟ مسلما نه !!! پس بی خودی از بی خردی به اهانت دیگران نپردازید، این جادوی سید و سادات و امثالش دیگر در اذهان مردم از نفرت برخوردار خواهد بود

    • آقای الینه شده در وجود کاسترو!

      من فکر میکردم که به داکتر روان پزشک مراجعه نموده ئی اما برعکس بار دیگر دیده شد که

      که خودت را کاسترو فکر کرده ئی امیدوارم که به بیمارستان روانی مراجعه کنید تا مشکلات روحی وروانی شماحل شود.

      امید میرود بار دیگر این چرندیات رابس کنی وآیات قران را که طبق اعتراف خودت به آن ایمان نداری غلط ننویس وبیشتر اسباب رسوائی خویش را فراهم نسازی

    • Behtar ast to khodat ba Daaktar (Dr:Joonoon)morajeaa koni ki az charandeyat ba gofte irania gande sho dar awoordi......... KHEJALAT AM CHEZE KHOBE AST

    • بگرفتن نام مجاهد ما را خجالت نده . زهرا جان .

      سید یا عامی همه انسان است اینکه کی خدمتگذار و کی جنایت کار است باید در رسانه ها معرفی شود . که این معرفی را کی میکند ؟من ، تو ، و ما ..............

    • Why we are calling sayeed???do you know that I have mentioned of this word in my prevous emails sayeed means Sir yaa aqaa so the arabs when they came to our land they wanted to be called sayeed so still we are calling sayeed sayeed means sir sir while the english poeple were in India or africa they wanted to be called by local people Sir

      In arabic sayeed means Sir and sayedaa means Madam

      We are reallys still slave so we have to call American Sir Arabs Sayeed
      does any body knows arabic to transulate Sayeed and Sayeda

      Regards Sayeed Slave agha

    • در جواب شما بي بي محترمه
      اينكه انوري را به رسول الله نسبت مي دهيد دليل بر بيگناهي ايشان نيست ، اگر كار اشتباهي را ( نعوذبالله) پيامبر خدا هم بكند اشتباه است،
      انوري هم يكي مثل ديگران كه هنوز هم دستانش به خونهاي بيگناهان آلوده است و هنوزهم در سياستها و معماملات مواد مخدر و غيره دخيل هست.
      به قول امام جعفر صادق، " اگر در جامعه ي فرزندان ما باشد بايد از نيكوسري به نام باشد"
      حالا شما حاج آقاي انوري را به كدام نيكوسري معرفي مي كنيد؟
      آيا خبر داريد كه خانوادهء ايشان در كابل هستند و ايشان براي رفع احتياجات جنسي شان در باغ آزادي ( محل اقامت والي) از هر كاري دريغ نمي كنند
      آيا خبر داريدكه نزديكان حاج آقا ( از منشي گرفته تا گاردها) همه به فساد اخلاقي در شهر هرات معروف هستند
      از انوري هيچ بعيد نيست كه چنين كارهاي نسبت داده شده را كرده باشد
      آگاه باشيد كه روز قيامت سادات را تنها به اين كه نسبيت به رسول الله دارند از مجازات بري نخواهند كرد بلكه اين نسبيت بر تشدد و محكمي مجازات تاثير خواهد داشت

    • چند تا گپ:

      1ـ همواره نزد خداوند همه انسانها برابر هستند مگر در تقوا.
      2ـ اما نزد انسان ها چه طور؟ چرا برخی پولدارها را عزیز می دارند؟ بعضی مقبول ها را؟ بعضی بچه فلم و بعضی دختر فلم؟ بعضی فلان نویسنده؟ در فتاوی تمام مجتهدین تشیع آمده است که هنگام نماز به جماعت، از بین دو امام کدام را انتخاب کنید؟ اول با ایمان تر، دوم زیباروتر، سوم سادات.
      3ـ اگر هر کس برود به سرزمین آبایی اش، در افغانستان هیچ کس نمی ماند. چون اولین اقوام از شمال غرب افغانستان وارد هرات شدند و بعداً به مناطق دیگر افغانستان نیز روی آوردند. سادات به عربستان، ازبک ها به ازبکستان، پشتون ها به شمال غرب افغانستان، هزاره ها به مغولستان و... همه بروند گورشان را گم کنند. افغانستان خالی شود برای حرامزاده هایی مثل امریکایی ها و انگلیسی ها
      4ـ وقت این گپ ها و سخنان نیست. عزیزان همه گی به وجه اشتراک خود پی ببریم که تذکره افغانستان را داریم و وجب به وجب آن خاک وطن مان است. اگر خانه در بدخشان است، خاک هلمند را هم از خود بداند، اگر خانه در جاغوری است، خاک بلخ را هم از خود بداند. بیایید کمی جغرافی بخوانیم و بدانیم چرا خط دور کشور درشت تر است از خط بین ولایت ها!!

    • نه خیر اشتباه کردی دشمن یکتعداد سادات خایین تنها حزب وحدت نیست بلکه تمام هزاره ها است فقط سری به هزاره جات بزنیدبه نظر آنها:رهبران سیاسی ومذهبی شیعه غیر هزاره درقدم اول ودرقدم دوم سیاف کثیف ومسعودی ها عاملین اصلی فاجعه افشارمیباشد.

    • سلام دوست عزیز.بنده به عنوان یک سید و یا به قول شما یک انسان معمولی قصد ندارم به جریان افشاربپردازم چون در ان زمان کودک بودم بدیهی است که نه میتوانم از کسی دفاع کنم یاکسی را مقصربدانم.ولی وقتی پیام شما را خواندم واقعا برای اندیشه های ضد اسلامی تان متاسف شدم .مسلمان کیست؟کسی که خدا ورسولش را قبول داشته باشد. مگرمیتوانی رسول خدا را قبول داشته باشی و با اولاد رسول خدااینگونه با وقاحت صحبت کنی.منشا بغض شما و امثال شما چیست؟ ایا غیر از این است که از گذشته های دور شاهد احترام و تکریم و دست بوسیدن های افراطی از ناحیه نیاکان خودبوده ایده البته سادات به این نوع تکریم افراطی راضی نیستند .ایا این نوع رفتارافراطی از ناحیه نیاکانتان شما را به سوی کینه و عداوت با سادات سوق نداده است؟ چرا عدم مدیریت رفتاری اجدادتان را عامل این طرزتفکرتان نسبت به سادات نمیدانید. شما در ابراز احترام به سادات مختار هستی .ولی حق توهین را نیز نداری .اگرتوهین کنی از دین خارج هستی (حدیث ثقلین) نهایتا میخواهی احترام نذاری خوب نگدار دیگرچرااصرار بربی احترامی داری ؟ما را به خیر تو امیدی نیست شرمرسان. درجایی گفته بودی سادات ازبیابان عربستان هستیم بله ما این را کتمان نمیکنیم و به زادگاه اجدادی خود افتخارمیکنیم و به ما عتاب میکنید که چرا به زادگاه خود برنمیگردیم بله اگر جبر زمانه نبود الان من در سرزمین اجدادی بودم و مجبور نبودم از بی حرمتی شما در قبال سادات دفاع کنم.شما در شرایطی ما را مهاجر میدانید که فراموش کرده اید خود شما هم مهاجری هستید که اصالتا به افغانستان تعلق ندارید فراموش کرده اید که تمام اقوام(هزاره-تاجیک و ازبک) در لیست سیاه قوم پشتون هستند که معتقد هستند که اینها به کشورهای دیگه تعلق دارند شما هم حتما میدونید به کدام کشور تعلق دارید.در جایی دیگرصحبت از مواد خام گفته بودی حتما منظور تو از مواد خام همان نطفه است.اولا مواد خام در مورد اجسام بیجان به کار میرود و مقایسه انسان با اجسام با کرامت انسانی در تضاد است .ثانیا چه کسی گفته تعلق نسب انسان مایه افتخارنیست؟ نسب خونی به حضرت ابراهیم (ع) داشتن جای افتخار دارد یا نسب داشتن به چنگیز خان مغول یا هیتلر؟ ایا به ما حق نمیدهید که ذریه گی پیامبر و قبل از اون تا حضرت ابراهیم افتخار کنیم؟ البته ملاک اصلی فضیلت تقوا هست پیرو ایه عنداکرمکم عندالله اتقیکم ولی بارها پیامبر درجمع یارانش افتخارنموده که از تبار ابراهیم خلیل بوده است. ولی این تنها فضیلت برای سادات محسوب نمیشود بلکه این فضیلت مسولیت مارا در قبال دین بسشتر کرده است. کار نیک دو برابرپاداش گناه نیز با دو برابر مجازات در انتظار ما خواهد بود.امیدوارم شما دوست عزیزدر نگرش به اولاد پیامبر خودت تجدید نظرکنی و از خدا میخوام شما برادر عزیزم را از جاده عداوت با اهل بیت رسول خدا با سوی رحمت ومهربانی و الفت با فرزندان رسول خدا رهنمون فرماید. و من الله توفیق

    • اگر پیامبر اسلام یعنی حضرت محمد(ص) مثل سید های خاینی است که افشار را فروخت و حتی بر طفل هفت ساله تا پیر هفتادساله اش رحم نکرد. پس من از تمام مسلمانان خواهش میکنم که این پیامبر را سر از امروز رد کنند.
      شما سیدها با سواستفاده از نام پیامبرچی خیانت های که نکردید.
      هی!!!! برشرف شما مارهای داخل آستین لعنت!

    • با عرض سلام خدمت تمامي مومنان و پاك سيرتان راه آزادي و خدا!
      من نمي خواهم زياد جولان بدهم اما يك سوال از تمامي سيد ها دارم !

      رسول خدا فرمود مزد پاداش مرا دوستي اهل بيت من و اولاد وي قرار دهيم، خوب اين درست، اما ببينم كدام سيد مي تواند روز قيامت به صورت زيباي چهارده معصوم و مخصوصاً فاطمه الزهراء نگاه كند و بگويد يا فاطمه الزهرا امي اينها مردم شيعه اي بودند كه من انها را به دليل تبعيض كافر خوانده و قتل عام نمودم و به زنان شن و دختران شان تجاوز كردم تا خود مسلمان و از پيروان راه شما باشم.

      اصلاً كسي مي تواند اين حرف را بزند؟

      لعنت الله علي جميع الكافرين و المنافقين و المشركين من العرب و العجم و السيد و كل اقوام.

  • سلام به دوست عزیزم آقای زاهدی. سپاس از اینکه یادی از مظلومان افشار نمودید. چند پیشنهاد وتذکر:

    1.تا جاییکه من میدانم فاجعه انسان سوز افشار در بیست و دوم دلو اتفاق افتاده نه در حوت. لطفا در این مورد تحقیق کنید تا معلوم شود.

    2. شکی نیست که انوری و مصطفی کاظمی در آنروز ها دندانهای نیشدار داشتند و آدمهای آرام و کوت وشلوار پوشیده امروز نبودند .. لذا خوردند و دریدندوبا درندگان بزرگتر از خودشان سیاف، ربانی و مسعود استخوان افشاری ها تقسیم و گاهی بجل بازی کردند... اما امروز تاختن علیه انوری به مصلحت نیست چون او در جایی نشسته که همین حالا نه 15 سال پیش یک نیشدار دیگر اسماعیل خان به هزاره خوری مشغول بود.. بگذار تا مردم چارصبحی را با این آدمخور سابق نسبتا آرام باشد تا درکام آنکه همین حالا آدم میخورد نیفتد(اسماعیل خان) نیفتند.

    خداوند قلم های عدالت طلب را رنگین و سیال داشته باشد.

    • فکرکنم که دربین بهترین پیام دهنده گان راجع به این مضمون آقا وخانم بنام کارته سخی باشد که بوضوح نیات باطنی خودش را به نمایش میگذارد.

      چه قشنگ میفرمایند:

      هرچند انوری نیز درقتل عام افشار دست دارد اما مصلحت ایجاب میکند که فعلا عکس وی را از قطار ناقضان حقوق بشر خارج سازید.

      این پیام روشن کننده همه واقعیت های مرموز است که دوستان ما دربین خودشان زمزمه میکنند اما گاه گاهی ازطریق سایت ها هم انتشار می یابد.

      من معتقد هستم که اگر شما این عکس انوری را هم از لست جنایت کاران بکشید یا نکشید بازهم مردمان دیگر به حقایق پشت پرده آگاهی دارند.

    • کارته سخی = بهادر

      هردوی نوشته ی بالا را یک فرد نوشته و میخواهد از آب گل آلود ماهی بیگیرد. چرا که نه (کارته سخی) نام آدم است و نه بهادر یک اسم خودی.

  • کسانی که به آقای زاهدی تاپه بی دينی می زنند سخت در اشتباه اند. اگر بدون بغض و کينه و تنگ نظری مقالات آقای زاهدی را بخوانيد بهترين دفاع ها از دين می باشد. شما دين را جمع تمام خرافات و برداشت های غير انسانی کرديد و قضاوت می کنيد. در مقالات آقای زاهدی خرافات و باورهايی عقب مانده که بنام عنعنه در افغانستان رواج يافته ديده نمی شود و بهترين نگاه به دين و دينی ترين نگاه همين نگاه است. کسانی هم که می گويند که آقای زاهدی نمی تواند از قتل عام افشار بنويسد اشتباه می کنند. هر انسان با وجدانی پس از شنيدن فاجعه افشار می تواند درباره آن قضاوت نمايد. با اين حال معيار برای نوشتن از جنايت ديندار بودن و ديدار نبودن نيست. اگر چنين باشد بهترين و مستندترين گزارش ها درباره جنايات در افغانستان توسط سازمان ديده بان حقوق بشر تدوين شده که برای نمونه درباره قتل عام هزاره ها در افغانستان می توانيد به لينک زير مراجعه کنيد.

    AFGHANISTAN

    MASSACRES OF HAZARAS IN AFGHANISTAN

    Human Rights Watch

    ديده بان حقوق بشر از اقليت های بهايی در ايران هم دفاع می کند که در نظر مسلمانان شيعه و حنفی آنان کافر هستند. ديده بان حقوق بشر و سازمان های مثل آن از سلمان رشدی هم دفاع کردند که اگر بخواهيم معيار را ديدار بودن و بی دين بودن برای نوشتن درباره جنايات بدانيم، ديده بان حقوق بشر حق ندارد درباره جنايات عليه مسلمانان و بويژه عليه هزاره ها و شيعيان گزارش تهيه کند که اين حرفی مفت بيش نيست.

    • شايد در نظر دوستانی که نوشتن درباره جنايات افشار را حمل بر هزاره گرايی می کنند، ديده بان حقوق بشر، سازمان عفو بين الملل و UNHCR که همه سازمان های بين المللی و معتبر هستند هم هزاره گرا هستند. هر کدام از اين سازمان ها گزارش های مفصل درباره نسل کشی هزاره ها دارند.

      Afghanistan: Information on Situation of Hazaras in Post-Taliban Afghanistan

    • خوانندگان محترم و آقای زاهدی سلام!
      چند نکته در این نوشته قابل تذکر است:
      1. تمام تقصیرات برعهده سیاف نهاده شده در حالی که اصل پلان حمله و قومندان علی احمدشاه مسعود بود. این در گزارش پروژه عدالت به خوبی آمده است. هرچند که این گزارش هم کامل نیست و در بسیاری از موارد جهت دار تنظیم شده است. یک شاهد کتاب اردو وسیاست نبی عظیمی است که می گوید: مسعود هزاران توپ و راکت و ملیون ها مرمی را به سمت منطقه افشار هدایت داد. خودش فراماندهی مستقیم این عملیات را بر عهده داشت. حمله وزارت دفاع مسعود به افشار وسیع ترین حمله نظامی در کابل بود. در این حمله تمام امکانات وزارت دفاع و تسلیحات به جا مانده از حکومت نجیب بکار گرفته شد. این یک توطئه است که عنصر اصلی جنایت فراموش می شود. اتحاد سیاف تحت قومندان مسعود و هماهنگ با او بود. این یک توطئه است که تحت تبلیغات منفی و جهت داده شده فقط سیاف بر سر زبان ها افتاده است. در حال که اصل کاره و جنایت کار اصلی مسعود بود. شورای نظار و شخص احمدشاه مسعود در تمام دوران حکومت خود از سیاف استفاده سیاسی کرد و تمام جنایت ها را به نام او تبلیغ کرد.
      شیخ آصف محسنی خودش قومندان نبود و لی حزب اصل کاره و خیانت داخلی را بر عهده داشت. همان طور که دراین نوشته هم آمده است. اما شیخ آصف رهبری این خیانت را داشت و در هوتل انتر کانتینتال حضور داشت و پرژه عدالت می گوید عمده تجاوزهای ناموسی و قتل عام هاو تاراج بعد از این جلسه صورت گرفت.
      3. نقش نیروهای دیگر مثل سید فاضل و سید مصطفی کاظمی هم نباید فراموش شود. داکتر عبدالله و یونس قانونی هم کسانی بودند که به نوبه خود در این جنایت نقش داشتند. بسیاری از آنها قومندان و بسیاری راپور چی و و... بودند . این ها هم در گزارش پورژه عدالت افغانستان آمده است.

    • آقای افشاری

      آیا گاهی فکر کرده اید که چرا مزاری گلبدین جنایتکار را نسبت به حکومت ربانی ترجیح داده بود؟ البته که نه در غیر آن اینگونه در دام اوغان ملتی ها گرفتار نمیشدید. آیا بهتر نبود که مزاری به جای اینکه با جنایتکاران قبیله سالار که دشمن اصلی قوم هزاره استند، با دولت ربانی همکاری مینمود؟
      بنده نمیخواهم از حکومت ربانی دفاع کنم اما بسیار کودکانه خواهد بود اگر تمام بدبختی های قوم هزاره را به گردن دولت ربانی بیندازیم. آیا هزاره های که توسط طالبان و عبدالرحمن و سایر حکومت های قبیلوی قتل عام شدند، خون شان سفید تر از دیگران بوده است؟
      حقیقت این است دوست گرامی که همه این دشمنی ها را فاشیست های پشتون دامن میزنند تا خودشان از آن نفع ببرند و پروسه سیاسی فعلی که آخرین چانس رسیدن مردم ما به صلح و آبادانی کشور بود و از طرف اوغان ملتی ها و طالبان پشتون سبوتاژ شد، گناه آنرا نیز به گردن اقوام غیر اوغان(غیرپشتون) بیدازند.
      اگر من وشما و همین آقای زاهدی نویسنده مقاله به همین منوال با یکدیگر درگیر باشیم، دیری نخواهد گذشت که همه به وسیله فاشیزم اوغان محو گردیم.

    • آقای بینام

      پس منظور شما این است که به خاطر افغان ملتی ها جنایات افشار را فراموش کنیم و جنایتکار ملی مسعود( تاجک) و سیاف به گفته شما اوغان را رو سفید اعلان کنیم ؟

      مگر فکر نمیکنید که همانطوریکه یکعده میخواهند به خاطر جنایات وحدت جنایات جمعیت را و به خاطر جنایات حزب اسلامی تمام جنایتکار را عفو کرد ، حرف شما هم خیلی غیر انسانی است ؟

  • تشکر بی نهایت از محترم آقای زاهدی.
    آری فاجعه افشار چون یک پرده تاریک،در تاریخ معاصر ما به چشم میخورد که با ریختاندن خون بی گناهترین انسانهای روی زمین اتفاق افتاده و تاثر آور اینکه این عمل غیر انسانی توسط کسانی در حق مردم بی دفاع صورت گرفت که همه ادعای دکترای الهیات شناسی دارند،و چهارده سال علم بردار جهاد و مقاومت بر علیه متجاوزین خارجی و ایادی شان بود،بلی جنایت مرتکب شده در کابل به خصوص غیر نظامیان چنداول و افشار همه در تبانی بر علیه قومی صورت که برای چندمین بار در کشور خویش ،نسل کشی را توسط کسانی تجربه کردند که همه داعیه داران دروغین اسلام بودند و هستند.
    بلی سوگمندانه باید عرض کرد،که جنایات هنوز هم در کشور به شکل وقیحانه ادامه دارد و هنوز هیولای بی رحم مرگ تحت نام دیگر، خون صدها انسان بی گناه را با چنگالهای بی رحم خویش میفشارد که مسلمآ از طرف همه انسانهای آزاده مردود و محکوم است.
    ولی حادثه افشار،شمالی،مزار شریف، ویکاولنگ برجسته تر و متبارز تر از سایر فجایع در کشوراست،زیرا در مناطق یاد شده جنایات به صورت پلان شده و سیستماتیک طرح واجراء گردید که هدف همان نسل کشی و کشتار جمعی قومی میباشد.
    در همه این عملیاتهای بی رحمانه که قبلآ ذکر گردید حذف فزیکی اقوام غیر خودی هدف نهایی بوده که مثلآ در افشار چگونه بی رحمانه در عمل پیاده شد،و نهایتآ جان هزارها انسان مظلوم و غیر نظامی را گرفت،منازل مسکونی تخریب ،صدها مورد تجاوز جنسی و دارایی مردم فقیر این ناحیه توسط عدهء به اصطلاح اوباشان جهادی به غارت برده شد.
    دردآورتر اینکه من شخصآ کسانی را میشناسم که تا امروز هنوز مفقود الاثر هستند و خانوداه های داغدار شان تا هنوز چشم امید به برگشت عزیزان شان دارد آیا کسان که افتخارات جهاد را به رخ مردم افغانستان میکشند چه جوابی در مقابل این مظلومین که مورد تعدی و ظلم این جانیان قرار گرفته چه جواب خواهد داشت...؟
    مضحک تر از همه اینکه عاملین این فجایع در عوض اینکه در یک محکمه عادلانه و بی طرفانه کشانیده شوند بر عکس القاب های افتخاری از طرف عمال دولت فعلی دریافت میکنند که این خود نمک پاشیدن بر زخم های قربانیان این حوادث المناک میباشد.

  • اگر از جنایات مزاری، شفیع دیوانه، نصیر دیوانه و دیگران نام می بردی بعد میشد گفت که تو راست میگویی!
    به این اعمال مزاری نگاه کنید:
    1ـ در مدت یکسال از اسیران اتحاد دو صد نفر را شفیع دیوانه روزانه یک نفر را میکشت و قصابی میکرد و گوشت آن را برای دیگر اسیران میخوراند از آنجلمه که که بیشتر از دو صد نفر بود یکتن هم باقی نماند. روزی که موضوع تبادله مطرح شد اصلا اسیران همه کشته و پخته شده بودند و از همین خاطر مزاری با نامردی جنگ دوم را آغاز کرد. ایرانی ها وقتی این موضوع را خبر شدند بواقعیت بر مزاری خورده گرفتند و گفتند این دیگر امکان ندارد. همین بود که مزاری ایرانی ها را متهم به مداخله کرد ودر جنگ دوم از پاکستانی ها کمک خواست و کمک را بدست آوررد.
    2ـ بیشتر از 60 نفر را از پغمان و کمپنی در سر هایشان میخ کوبید که مردم همه را میدانند.
    3ـ سینهء دهها زن را که حتی نه از پغمان از پنجشیر و بدخشان بودند در وقت جنگهایش با دولت برید و بحیث تحفه بدست راهروان در دستمال پیچیده میداد و میگفت به سنگر دولت که رسیدید بدهید. بعضی از این اشخاص وقتی این دستمال ها که سینهء بریدهء زنها را باز کردند و دیدند دیوانه شدند.
    3ـ در علی آباد در ملأ عام افراد مزاری افراد را با شمشیر های تیز سر میزدند و در سر شان تابهء داغ را میگذاشتند و نام آنرا رقص مرده میگذاشتند.
    4ـ وقتی ساحهء پوهنتون را دولت از وحدت گرفت، در یک زیر زمینی صدای زنهها شنیده شد و آنها فریاد کردند که کسی داخل نشود ما برهنه هستیم، خود آمر صاحب مسعود به صحنه آمد و لباس خواستند از سوراخ داخل انداختند و وقتی این زنها که تعداد شان از 30 نفر بیشتر بودند و برهنه برای ماه ها در این سنگر زیر زمینی نگاه داشته شده بودند.
    در نهایت چشم دید خود من:
    وقتی استاد سیاف بعد از جنگ اول برای مذاکره نزد مزاری رفت، در قلعهء حید خان پغمان این ملاقات صورت گرفت. اولین سخنان مزاری چنین آغاز شد:
    مزاری: بکوش بکوش، استاد سیاف هزاره ها را بکوش! عبدالرحمن خان 60 در صد هزاره ها را کشت و توهم باقی را بکوش!!!
    استاد سیاف: خوب استاد مزاری اینکه قومنده کردی هزاره ها را بکوش. نمیشود صدای جوانمرد را بزمین انداخت و تو بر من قومنده کردی که هزاره ها را بکشم، ولی برایم بگو که گناه هزاره ها چیست که من ایشان را بکوشم!
    مزاری: تو نمیخواهی هزاره حق غصب شده ای هزاره ها را بر گردد، بهمین خاطر باید کشته شوند.
    استاد سیاف: خنده خنده خنده! یک مشت توت و چار مغز را از جیب خود بیرون کشید و به مزاری پیش کرد و گفت: استاد مزاری اگر حق هزاره ها همین توت و چار مغز پغمان است چقدر کار داری که برایشان بفرستم، و اگر حق هزاره ها وزارت، ریاست و... است من چه کاره هستم که از من حق هزاره هارا میخواهی؟ من نه رئیس دولت، نه صدر اعظم و... نه هیچی، پس بهتر است که کمی فکر کنی و مردم بیچاره را آزاد کنی و دیگر دست به این عقده ها نزنی و عقده عبدالرحمن خان را هم از من نگیری؟
    همین بود که مزاری بسیار نرم شد و خجالت کشید. در نهایت ایرانی هم بودند و از این استدلال استاد سیاف بسیار تعجب کردند و در ظرف یکساعت مسئله فیصله شد و تصمیم گرفتند که اسیران تبادله شود و مزاری از کمپنی عقب بشیند. همین بود که شفیع دیوانه اسیران را نداد و مزاری در یک مشکل گیر افتاد.
    دو روز انتظار کشیدیم و مزاری عوض اینکه اسیران را تسلیم کند، حملهء دوم را به پغمان شروع کرد، آنها تا نزدیکی های آخر پغمان آمدند و بسیار بی عزتی در حق مردم کردند، زنان مورد تجاوز قرار گرفت و در سر ها میخ کوبیده شد و... جنایات که شنیدن ندارد والله اینها مشت از خروار است.
    همین بود که قومندانان استاد سیاف در اثر تجاوز به ناموسشان بدون قومندهء استاد جنگ را آغاز کردند و در ظرف دو روز علوم اجتماعی، کوتهء سنگی، کمپنی و افشار را از وجود مزاری پاک کردند، حتی آنها اینقدر با ناموس بودند که زنان را که در کوتهء سنگی اسیر کرده بودند توسط دو پیکپ با عزت به جایی که خودشان میخواستند فرستادند، منتها جوانان و مردان را اسیر گرفتند.
    این بود یک شمهء از آن جریانها که باید ملت بداند.
    اینکه یگان کس بسیار چیغ و فریاد میکشد و ظلم ها خود را نا دیده میگیرند و همهء گناهان را بر سر دیگری می اندازند و مظلوم نمایی میکنند. نباید خوانندگان آنطور فکر کنند.
    شما از همان خلاصهء جریان گفتگوی مزاری و استاد سیاف باید بدانید که منطق چه کسی بسیار به عقل نزدیک است و من خدا را شاهد میگیرم که یک حرف در آن زیاد و کم نکرده ام.
    به لحاظ خدا شما در یک مرحلهء بسیار کوتاه امتحان خود را داد ه اید و نباید مظلوم نمایی کنید. اگر شما مثل خاندان محمد زایی صد سال در افغانستان حکومت میکردید بخدار مردمان و اقوام دیگر را مثل خر سوار میشدید، بس است مردم شما را شناخته اند.
    همین یک اتفاق نیم بندی که میان بعضی از اشخاص با عقل تر مثل آقای اکبری، انوری و خلیلی با دیگر اقوام آمده است شما نشکنید و دو باره این ملت را به ماجرا نکشید. شما کسانی هستید که با این بی خردی تان آب به آسیاب دشمنان میریزید.

    • ba jenayatkare baname Azadi

      Tawreki az naweshtahayat maloom mesha shoma yaki az kasani hasted ki basorate mostaqem dar qatleaame afshar dest dashted . Jenayatkar mahkoom ast az har qawmo tabare ki hast TAJIK,HAZARA,PASHTON YA OZBEK BASHAD

    • آقای آزادی

      شما مطمئن باشید که نه کس به حرف طرفداران عبدالعلی مزاری باور میکند و نه به حرف سگهای سیاف یا جنایتکار ملی مسعود. هر کدام از طرفداران این گروه های جنایتکار هر قدر تلاش کند ، نخواهد توانست چهره اصلی جنایتکاران و آنانی را که مرتکب جنایت علیه بشریت شده اند، پاک کند.

      ملت افغانستان به خوبی میداند که در افشار قتل عام دسته جمعی صورت گرفته است و ملت افغانستان اینرا هم میداند که حزب وحدت نیز مرتکب جنایات علیه بشریت شده است.

      ملت افغانستان میخواهد تا با به محاکمه کشانیدن این جنایتکاران روح پاک بیگناهان را شاد سازد و قدمی برجسته در راه جامعه مبتنی بر عدالت اجتماعی بردارد.

      ملت افغان مخالف مجاهدین نیست بلکه به آنها افتخار میکند ماآنانی را میخواهیم به عدالت بکشانیم که امروز به نام قهرمان ملی ، مارشال ، والی ، نماینده ولسی جرگه و مشرانو جرگه یاد میشوند و در گذشته جنایات هولناک و غیر انسانی مرتکب شده اند و یک مشت دون صفت و حیوان اند که مجاهدین سر به کف افغان را که اردوی سرخ را به زانو درآورد به خاطر منافع شخصی، سمتی و گروهی شان بر علیه مردم بیدفاع کشور مورد استعمال قرار دادند.

    • فکر کنم که تاکنون منطقی ترین جواب به آنانیکه از قضایای افشار پیراهن عثمان ساخته اند همین جواب آقای بنام " آزادی" باشد.

      اما یک مسأله را باید مزاری پرستان بدانند:

      که ارائه اسناد در رابطه به جنگ های کابل تنها نزد سازمانهای معتبر بین المللی نه بلکه نزد تعداد زیاد ازقربانیان این حوادث خصوصا تاجک ها وپشتونهای غرب کابل موجود است.

      درصورت که موضوعات خیلی حاد شود ومظلوم نمائی ها شکل افراط را بخود بگیرد بدون شک فلم ها اسناد وشواهد دال برجنایات مزاری وقوماندانان نامرد وی موجود است وبه سمع دوستان وعلاقمندان میرسد.

      نقطه خیلی جالب که من دربین تمام علمبرداران قضیه افشار یافتم فرد به اسم مستعار کارته سخی پیشنهاد کرده است که باید عکس انوری از قطار این لست خارج شود چون مصلحت ایجاب میکند تا آقای انوری به پروژه اسکان هزاره ها در ولایت هرات ادامه دهد.

      این خود میرساند که تعصب کور مذهبی وقومی بر بعضی ازنویسنده گان هزاره خیلی عزیزما درین سایت چنان مستولی است که حتی حاضراند که همان انوری ومحسنی را که خودشان بزعم خودشان متهم میدانند آنهارا ازلست بیرون کنند.

      من تعداد دیگر از برادران هزاره درکشور ناروی وسویدن رامی شناسم که ایشان به این عقیده استند که:

      باید عکس احمدشاه مسعود را نیز ازقطار این لست بکشند بخاطراینکه ائتلاف با پنجشیریها وپروانی ها در شرایط کنونی ضربه نخورد.

      از آنجائیکه من باتمام نویسنده گان عزیز هزاره در اروپا شناخت حضوری دارم وازکامران جان میرهزار هم باید سپاس گزار باشیم که ایشان باوجود هزاره بودنشان هیچ گاه وجدان شانرا زیرپا نکرده وتمام پیام های مخالف وموافق را بدون تبعیض نشر میکند ورنه بااین مظلوم نمائی ها میشود که گفت برادران که حتی خودشان هم در حوادث آنروزها نبودند دارند به دستور دشمنان این وطن آب به آسیاب دشمن میریزند.

      مزاری ویاهرکس دیگر که باشد اقلیت ویا اکثریت سیاه پوست یا سفید پوست هیچکس حق ندارد دربرابر اکثریت قاطع یک ملت به عصیان وخودسری دست بزند وانتقام عبدالرحمن را از بدخشانی ها وقندهاریهای مظلوم بگیرد چنین لایسنس را هیچ کس به کس دیگر صادر نمیکند.

      نوت:

      نام بدخشانی وقندهاری را بخاطر این محصور ساختم که امیر عبدالرحمن از طرف مادر ازبدخشان بود واز طرف پدر بارکزای قندهار.

    • خانم یا آقای به اصطلاح آزادی

      اسم آزادی را با کذب و ریا فاصله ها باشد. افسانه سرایی تان جایی را نمیگیرد. ویرانه های غرب کابل خود ثبوت جنایات گروپ های پشتون و تاجک در جریان جنگ های کابل استند و اما میخ زدن، رقص مرده و سینه بریدن های که شما ادعا کرده اید، دروغ های شاخداری اند که تا سند و مدرکی ارائه نکنید خود ثبوت باطل بودن و دروغ گو بودن تان است.

      اگر خیرخانه، تایمنی، وزیراکبرخان، شهرنو و غیره مناطق تاجک نشین و پشتون نشین تخریب میشدند، شاید گفته هایت را کسی باور میکرد اما اکنون که برچی، افشار، قلعه شاده، کارته سه، و دهمزنگ آثار جنایات مسعود و سیاف را در خود دارند. هر دیوار و ساختمانی شهادت میدهند که حمله شیادان تاریخ در این نقاط صورت گرفته است.

      سازمان های جهانی قتل عام افشار و هزاره های بامیان و مزار را تأیید کرده اند اما تهمت زنئ شما دو علت داشته میتواند:

      1. مذهبی، در طول تاریخ اسلام اهل سنت کوشیده است تا از طریق تهمت، افترا، دروغ و توطئه اهل تشیع را به هر گونۀ ممکن بکوبند. اما آفتاب با دو انگشت پنهان شدنی نیست!

      2. نژاد، چونکه هموطنان پشتون ما از نقطه نظر تاریخ شناسان با بنی اسراییل هم نژاد و هم ریشه اند لذا در طرح توطئه ها و دوسیه سازی مهارت خاصی دارند که حتی توانسته اند تاجک ها را نیز بفریبند. مسعود با آنکه تمام عمرش را در جنگ و آدم کشی گذشتاند و در این راه از تجربۀ فراوان برخوردار بود ولی بازهم در آخر عمرش فریب توطئه گران پشتون منجمله سیاف شیطان صفت را خورده و به شکل مزبوحانۀ به قتل رسید. این خود تکرار داستان حبیب الله خان کلکانی بود. تاریخ بعضاً تکرار میشود چرا که مردم (خصوصاً تاجک ها) اکثراً از تاریخ نمی آموزند... هموطنان تاجک ما باد شان بزودی خالی خواهد شد چرا که توطئه گران پشتون اینبار پای را تا کمر برهنه کرده و وطن را از پای سنگ فروخته اند... خلیلزاد رئیس جمهور آیندۀ فغانستان خواهد بود و کاری خواهد کرد که کفن کش های پدر خدا بیامرزی ببرند...

      نا گفته نماند که در قرن بیستم و بیست و یکم زدن تهمت و دروغ گفتن آنهم از جنس شاخدارش، تقریباً ناممکن شده چرا که مردم مدرک و سند میخواهند.

      لطفاً اگر کدام سند و مدرکی (فلم، عکس، راپور سازمان های با اعتبار جهانی... و غیره) دارید در همین سایت کابل پرس به خواننده های هموطن ارائه دارید، در غیر آن پیش از پیش شما را به همۀ خواننده گان محترم کابل پرس به صفت دروغ گو و کاذب معرفی میکنم.

      روی دروغ گو سیاه باد!

    • آقای عبدالمالک!

      اینکه شمامعتقد به این هستید که چراتایمنی و وزیر اکبرخان وخیرخانه خراب نشده است فکر کنم که شما اصلا در آن حوادث نبودید وحالا دارید از کویته پاکستان پیام میدهید.

      عزیزم!

      اینکه طرفداران مزاری دراین مناطق یادشده نفوذ نداشتند به هیچ صورت معنی این را نمیدهد که درجنگ دفاعی که مانند جنگ خندق پیغمبر درست کرده بودند وغرب کابل را تصفیه نژادی نمودند وهمه را وادار به نقل مکان اجباری به مناطق وزیر اکبرخان وتایمنی خیرخانه وکارته نو ساختند معنی تبرئه قوماندان شمارا نمیدهد والا ازفحوای کلام شما چنین برداشت میشود که باید آن مناطق هم مانند افشار تصفیه میشد وآنگاه آن اعمال بربرانه نزدتان سند میشد.

      جنگ علی مزاری وطرفدارانش درمناطق عمدتا شیعه نشین چون افشار دشت برچی وقلعه شهاده و درمجموع غرب کابل دال براین است که عناصروابسته به سازمان افراطی "نصر" ازهمین مناطق سنگر های دفاعی ساخته بودند .

      درصورت که شما از جنایات قواماندانان مزاری به شکل فرار میکنید و میخ کوبیدن ها سینه بریدنهای زنان را بخاطر فعلا اینجا لینک موجود نیست قبول ندارید من چطور میتوانم ادعای شمارا باورکنم؟

      تصفیه های قومی ونژادی آنچه که آقای آزادی فرمودند بمراتب در بین قوت های سازمان نصر مزاری بیشتر بوده وهست وآقای مزاری آغاز گر جنگ بوده واست گاه استاد سیاف را درچهره امیر عبدالرحمن میدید وگاه مسعود را.

      یک نکته دیگر را هم میخواهم بپرسم که:

      آیا تمام هزاره ها شیعه اند؟

      اگر این جنگ ها مذهبی بوده پس چرا محسنی که هزاره نیست درکنار مسعود قرارگرفت؟

      واگر قومی است چرا هزاره های سنی درکنار مسعود قرارگرفت؟

    • تمیم جان

      جوابت در پایین نوشته شده زیر عنوان، به آزادی کاذب!

      و نوشته (کارته سخی) هم توطئه خود شماست! در توطئه چیدن دست بالا دارید! اینرا من صادقانه اعتراف میکنم.

      خدا شما را هدایت کند!

    • آقای آشنا!

      این چگونه قلم است که به طرفداران عبدالعلی مزاری کلمه "طرفدار" را استعمال میکنید اما به طرفداران سیاف کلمه "سگ" را

      آیا این خود نمیرساند که شما ازجمله پیروان غالی سازمان فاشیستی " نصر" هستید؟

      آیا با این منافقت میشود مظلومنمائی های شما را باور کرد؟

      آیا شما بیطرف استید؟

    • تمیم جان

      قضیه پیرهن عثمان نیز توطئۀ معاویه جنایت کار پدر یزید ملعون بود، که شما وی را (صاحب!) خطاب میکنید! لطفاً تاریخ بخوانید جناب!

      من نگفته ام که بقیه مناطق کابل چرا ویران نگردید؟ بلکه گفتم ویرانئ غرب کابل سند تجاوز غیر هزاره ها بر این مناطق و دفاع هزاره ها از خود شان بود. پاراگراف اول تان بسیار بی ربط نوشته شده. خراب نشدن آن مناطق که گفته ام یک موضوع آشکار بوده و ربطی به بودن من در کویته یا گلاسکو ندارد. غرب کابل همین حالا نیز از نعمت برق محروم است در حالیکه مناطق دیگر شهر برق دارند. و یا سرک های هزاره جات همین حالا نیز کند و کپر بوده و قابل استفاده نیستند در حالیکه جاده های مشرقی و جنوبی یکی از پی دیگر قیر میشوند. مکاتب هلمند، قندهار، زابل، وردک، پکتیا، پکتیکا، خوست، ... را ببین که همه گی پخته و عصری آباد شده اند در حالیکه در هزاره جات مردم خیمه نیز ندارند تا زیر آن آموزش ببینند. این تضاد ها که ربطی به گذشته ندارند جان برادر!

      سال گذشته فارغین لیسه های لشکرگاه بطور فوق العاده به دانشگاه کابل جذب شدند این در حالیست که فارغین هزاره جات را حتی دوست ندارند که با عبور از امتحان کانکور نیز به دانشگاه راه یابند. امر تنقیض مکاتب جاغوری از 77 به 25 از جانب اتمر به چی دلیلی صادر شده بود؟ آیا نشاندهندۀ دوستی آقای اتمر به هزاره هاست؟ هزاران تن از فارغین مکاتب جاغوری و مالستان فقط یک روز قبل از امتحان کانکور به مرکز غزنی دعوت میشوند با آنکه دولت میداند که در اثر ریزش شدید برف راه های این مناطق به مرکز ولایت مسدود است و350 تن از فارغین نزدیک بود جان شانرا از دست دهند... آیا اینها همه گی تصادفی صورت گرفته؟

      صرف نظر از قتل عام افشار و غرب کابل، برای تصفیه نژادئ طالبان که صد در صد پشتون هستند چی دلیلی دارید؟ اینکه ملامنان نیازی از دهن کثیف ملاالاغ یا ملاعمر گفت: "تاجک به تاجکستان، ازبک به ازبکستان و هزاره به گورستان بروند!" را خودم در بی بی سی شنیدم، اینرا چگونه توجیه میکنید؟

      توطئه گری های شما با حرف های دروغ تان سند نمیتواند داشته باشد! حالا خودت را به اینطرف و آنطرف میزنید که در انترنت هیچ چیز نیست که لینکش را برایت میگذاشتم... نه اینطور نیست جانم! دروغ گو اگر میتوانست سند بیاورد، دشمنان اسلام تا حالا صد ها جلد قرآن کریم مینوشتند! خداوند (ج) تمام گمراهان را چلنج کرده که اگر راست میگویید یک جمله مثل قرآن بیاورید. حالا تو هم چون منطقت روی باطل استوار است، پس هرگز نمیتوانی سند و مدرک داشته باشی!

      از همه مهمتر تو و همفکرانت این ننگ بزرگ حملات انتحارئ هم تبارانت را چگونه توجیه میکنید؟ مطمئناً هیچ جوابی ندارید! باطل یعنی این!

      آقای میرهزار را آفرین میگویید که نظرات مخالف را سانسور نمیکند. اما تا بحال در این باره فکر کرده اید که چرا؟ بخاطریکه منطق میرهزار استوار بر باطل نیست!

      من در همینجا تمام هموطنان پشتونم را چلنج میدهم که یک فرد مانند آقای کامران میرهزار شجاع، واقع بین و دارای تحمل شنیدن آراء مخالف را مثال بدهند که پشتون باشد و در عرصه مطبوعات نقد پذیر و اینگونه مستعد شنیدن و انعکاس نظرات مخالف باشد!

      این کار به اصالت و انساندوستی نیازمند است، چیزیرا که اکثر هموطنان پشتون من ندارند. من تا بحال از هیچ پشتون یا پشتنه یی چی در راس قدرت و چی خارج از دایره قدرت نشنیده ام که از هموطنان هزاره ی خود به علت ظلم و تجاوزی که به حق شان شده معذرت خواهی نموده باشد. آیا همین است حقانیت پشتونیزم؟ آیا همین است حقانیت فقه حنفی؟

      متأسفانه خودت توطئه چینی نموده و بحث را به بیراهه میکشید. در اینکه علت جنگ ها علیه هزاره ها ، تصفیه نژادی بوده هیچ شکی نیست. اما فکتور مذهب نیز رول عمدۀ بازی کرده. اکثریت هزاره ها فقه جعفری را پیروی میکنند و آنعده نیز که فقه حنفی را دنبال مینمایند در وقت عبدالرحمن خان بزور وادار به این کار شده اند. تو اگر منکر استی، مینویسم پای توطئه گری و تهمت زنی هایت.

      محسنی چرا خیانت کرد؟

      در قتل امام حسین ع نیز بودند شیعیانی از کوفه و شام که در مقابل گرفتن پول ویا در عالم بیخبری بنابر تبلیغات منفئ یزید دست به این کار زدند. حالا محسنی نیز از این دو حالت خارج بوده نمیتواند. او را خداوند ج شاید این استعداد را نداده باشد تا درد هموطنان هزاره ی خود را درک کند. خاین در هر مذهب و قومی وجود دارد. بر منکرش لعنت.

      خداوند ج شما را هدایت فرماید!

    • آقا عبدالمالک!

      خوب میدانید که سایت کابل پرس منعکس کننده افکار ونظرات مختلف از همه اطیاف فکری وجناح های سیاسی میباشد.

      اما وقتیکه یک برادر شیعه هزاره منویات قلبی خودش را بیان میکند خودت آنرا ناجوانمردانه به طرف مقابلت پرتاب میکنی گویا اینکه این را من نوشته باشم.

      اگر خودت اندک منطق ات را بکار بیندازی سیاق کلام این آقا ویاخانم بنام "کارته سخی" متوجه میشوید که:

      وی خیلی پوست کنده درد دلش را بیان میکند باوجودیکه خودش هم ابراز همدردی باسازمان شمارا دارد میگوید:

      که حالا باید انوری را بحال خودش بگذاریم تا در پروژه اش کامیاب شود.

      شما بکدام اسناد ومنطق اینرا کار مخالفین تان میدانید اگر چنین باشد که با عبارات خیلی ها حق بجانب جنایات قوماندانان تانرا پنهان کنید و از افشا شدن منویات قلبی تان مبنی بر نفی کردن تمام اقوام این سرزمین جلوگیری کنید اینرا بدانید که دیگران هم عقل دارند وقضاوت میکنند.

      برای شما یگانه اسلحه خطرناک درطول تاریخ تشیع متأسفانه استفاده ناجایز شما از روش " تقیه" بوده است.

      این روش که معلول ظلم های حکومت های استبدادی درجوامع شیعی بوده ازعهد خلفای اموی وعباسی همیش مورد استفاده برادران اهل تشیع ما قرار گرفته است.

      دقیق همان کار راکه در اروپا ماسیونی ها میکنند.

      ماسیونی ها ازترس اکثریت افکار وعقاید شانراپنهان میکنند وبه اعمال تخریبی متوسل میشوند تازمینه رسیدن بقدرت شان مطابق افکار وعقاید مخفی شان میسر شود.

      اروپا واسرائیل باوجود موجودیت دموکراسی بازهم از ماسونی ها ترس دارند.

      حالا شما هم با تردید نظرات "کارته سخی" خواسته اید که بر نیات قلبی تان مبنی بر" پیراهن عثمانی" ساختن قضیه افشار حمله براقوام دیگر کشور وحتی تصفیه نژادی هتلری را تاکنون در ذهن تان می پرورانید همه را پنهان کنید.

      درنوشته قبلی نویسنده بنام هادی میران دو پیام دهنده یکی بنام عارف ودیگر بنام نصرالله هریک کوشیدند تا به زبان عربی به یکدیگر بفهمانند که حالا زمان نقد کریم خلیلی نیست بالاخره خود نویسنده مسیر بحث را تغیر داد.

      به نظر میرسد که زمان این جور منافقت ها به پایان رسیده است هرچه که دل تنگ ات میخواهد بگو

      اما اینرا بدان که دیگران هم میخوانند وقضاوت های خودشان را دارند

    • از استعمال کلمه "سگ" بر طرفداران سیاف و استعمال کلمه "طرفداران عبدالعلی مزاری" برادر ویا خواهر ما "آشنا" از روش " تقیه" شیعی کار گرفته است وخود را چنین وا نمود کرده است که گویا ایشان از طرفداران سازمان راوا باشند.

      درحالیکه سازمان راوا همه مجاهدین را بدون تبعیض وتمایز یکسره سگ خطاب کرده است.

      اینهم نمونه دیگر از بکار گیری روش معمول پنهان کاری برادران خیلی عزیز وارجمند سازمان "نصر"

    • تمیم جان

      برای معلومات بیشتر تان فعلاً همین یک لینک را برایتان میگذارم که دیگر پیراهن، پیراهن و عثمان، عثمان نکنید!

      "سرگذشت معاویه بیانگر این حقیقت است چه شد که معاویه توانست پست‏ خلافت را اشغال کند ؟ با نیروی حق ، با نیروی مردم مرتاد ، حق طلب ، حنیف و حقیقتجو که تازه با اسلام آشنا شده بودند و دلشان برای اسلام می‏طپد وقتی عثمان بر اثر انحرافهایش در خطر کشته شدن بود ، معاویه هیچ کمکی‏ برای او نفرستاد برای اینکه او با عثمان کار نداشت ، او دنبال ریاست‏ خودش بود فکرهایش را کرد ، دید اگر عثمان کشته بشود مرده عثمان بیشتر به نفع اوست تا زنده او ، لذا جاسوسهایش را فرستاد تا لباس خون آلودی‏ ، انگشت بریده ای از عثمان برای او ببرند وقتی اینها را آوردند فورا پیراهن عثمان را بر سر دروازه شام یا مسجد جامع دمشق آویزان کرد و رفت‏ بالای منبر شروع کرد به اشک تمساح ریختن که ایهاالناس خلیفه مظلوم‏ پیامبر را کشتند ، این هم پیراهن خون آلود او ، صدای غریو گریه مردم بلند شد ."

      خداوند ج شما را هدایت فرماید! آمین

    • آقای مالک!

      شما بخاطر دفاع از جنگ افشار دارید تمام تاریخ اسلام وتشیع را برای خواننده گان تشریح میکنید.

      هدف من از جمله ایکه نزد تان مغشوش مانده این است:

      شما ادعا دارید که شهرنو وزیراکبرخان خیرخانه وتایمیی به اندازه غرب کابل خراب نشده است. واین دلیل میتواند باشد که که سازمان عبدالعلی مزاری یعنی سازمان نصر درین جنگ ها حق بجانب بوده است.

      اما من میگویم که نه آقا!

      1 خراب نشدن بیشتر شرق کابل بدلیل ضعیف بودن "سازمان نصر" آقای مزاری و قوی بودن دولت بریاست آقای ربانی و نیز کثرت اهل تسنن در مناطق متذکره چون خیرخانه تایمنی وشهرنو وغیره بود.

      درین مناطق حتی در قلعه فتح الله خان چارقلعه وزیر آباد هم شیعه ها وجود داشتند وهم هزاره ها زنده گی میکردند حسینینه وفاطمیه قلعه فتح الله هیچ روز درش بر خ هزاره های مناطق یاد شده بسته نبوده است.

      2 غرب کابل توسط قوماندانان سازمان نصر تصفیه نژادی شد تمام پشتونها وتاجک های مناطق غرب کابل چور شدند زنهای شان مورد تجاوز جنسی قوماندانان سازمان شما قرار گرفت و وادار به ترک خانه هایشان شدند.

      3 سازمان راوا بعنوان یک سازمان ضد تمام گروپهای مجاهدین اکنون در آرشیف خودش ازتمام قربانیان آن جنگ ها مصاحبه ها دارد ودر آرشیف سازمان حقوق بشر این موضوع به ثبت رسیده است.

      4 تکرارا این را بخاطر تخریب بیشرغرب کابل میگویم که مزاری وافرادش جنگ دفاعی را مانند جنگ خندق در برابر نیروهای دولت وقت آغاز کردند نه جنگ تعرضی راشما باید بین جنگ تعرضی ودفاعی خودتان فرق قایل شوید.

      شمادرین حنگ دفاعی دشمن تان را درهمان مناطق توانستید که به جنگ های فرسائشی به چالش کشیده و تضغیف کنید.

      فیر راکت های کور از غرب کابل به شرق کابل وجنایات علیه اقوام غیر هزاره وهزاره های مخالف همه دلیل براین شد که نیروهای دولت اسلامی تحت فرمان پروفیسور استاد برهان الدین ربانی و احزاب موتلفش که مخالف شمابودند به رهبری شهید احمد شاه مسعود دست به حمله بزنند.

      ازاینکه شما داریداز مزاری خودتان دفاع میکنید من هم حق دارم که ازموضع مسعود وسیاف دفاع کنم.

      بقیه موضوعات حاجت به بحث ندارد میتوانید به پیامهای قبلی ام رجوع کنید

    • آقای مالک!

      من مثال که زده ام بخاطر این نبود که من مدافع معاویه باشم ویا اینکه اصلا ازتاریخ تشیع خبر نباشم.

      بازهم از لینک داده شده خیلی ممنون استم بعنوان یک پژوهیشگر من خوب میدانم که قضیه ازچی قرار است.

      اگر خودت را تشیع میدانی هدف من این بود که خودت داری ازدشمن ات یادگرفته وحالا همان تاکتیک معاویه را بکار میبرید.

      بحث حق بجانب بودن علی ومعاویه را باخودت ندارم

      خودت هم اعتراف کردی که درشهادت امام حسین علیه السلام تعداد از شیعیان کوفه همدست یزید شدند
      من درین موارد باخودت اختلاف ندارم

      شاد باشید

    • آقای تمیم

      میدانید که حدس - گمان وشک در اسلام گناه بزرگ است.

      من به خاطری که گمانزنی شما رفع شود میگویم " هیچ انسان با انصاف وطن ما به حرف های که سگهای مزاری ، سیاف ، جنایتکار ملی مسعود و حکمتیار میزنند باور نخواهند کرد".

      مردم افغانستان میدانند که جنایاتی که در افشار، دیگر حصص کابل و در سراسر وطن مشترک ما افغانستان صورت گرفت کار پشتون، هزاره، تاجک وغیره نیست بلکه کار یک مشت جنایتکاری است که مجاهدین قهرمان را به خاطر منافع شخصی شان بر ضد ملت و در مقابل یکدیگر مورد استفاده قرار داده نه تنها که کشور و مردم آنرا برباد دادند بلکه به جهاد مقدس مردم افغانستان هم توهین روا داشتند.

      من از شما و همه دوستان خواهش میکنم مسله به محاکمه کشیدن یک مشت جنایتکار را به مسایل قومی و ملی ربط ندهید. نه سیاف و حکمتیار نماینده ملت پشتون است و نه مزاری از هزاره و نه جنایتکار ملی مسعود از تاجکها . آنها یک مشت جنایتکار اند که نه تنها که جنایتکار اند بلکه همینقدر شهامت ندارند که به خاطر منافع وطن و مردم آن قدرت را به نماینده های واقعی ملت بسپارند و در مقابل میز محاکمه استاده شوند.

    • تمیم جان

      بنده برای گفته ام دلیل دارم. سردمداران پشتون در طول 2.5 قرن گذشته ثابت کرده اند که توطئه گر، ظالم و خاین اند که نمونه هایش را در نوشته های قبلی ام برایتان نوشتم. به دلایل زیر میتوان گفت که نویسنده مستعار (کارته سخی) از جنس شماست:

      1. اولاً کارته سخی اسم انسان نبوده بلکه اسم مکان است که بسیار ناشیانه انتخاب کرده اید. لعنت بر دروغگویان!

      2. دوماً سیدحسین انوری همانطور که در گذشته خیانت و جنایت کرده، فعلاً نیز خاین و جانی تشریف دارند. خدمات ایشان را فقط از اعمال روزمرۀ و گذشته ی شان با هزاره ها باید دانست. هزاره های هرات حالت شان بهتر از دوران اسمعیل فاشیست و طالبان مزدور و جاهل نمیباشد. این حرف بنده نه بلکه حرف دوستانم در این ولایت اند که منظماً با آنها در تماسم. بطور مثال، سید حسین انوری خودش پافشاری دارد که ولسوالئ سبزوار (که داود دیوانۀ خدا نیامرز به شیندند تبدیلش کرد...) به ولایت تبدیل شود.. همچنان این خبر را میتوانید در شمارۀ 211 یکشنبه 21 دلو سال جاری در روزنامه 8صبح نیز بخوانید. حالا خودت فکر کن که وی طرفدار هزاره هاست یا نوکر زر خرید پشتون ها؟ این درحالیست که ساکنان ولسوالئ جاغوری از بدو دولت موقت تا کنون هر قدر تا و بالا میدوند و عریضه ها نزد کرزی، خرزی و کورزی ها میبرند، ولسوالئ شان با آنکه حق ولایت شدن را دارند بنابر نفوس و جمعیت موجود، اما هرگز موفق نشده اند...! حالا دوستان خود قضاوت کنند که تو راست میگویی یا این حقیر؟ (کارته سخی) تو و یا همقطاران توست یا یک هزاره بقول خودت شیعه مذهب؟ لعنت بر دروغگویان شاخدار!

      3. گذشته از این ها سید حسین انوری و همقطاران مزدورشان حتی حاضر به دوستی با هزاره ها نیستند... در این مقاله دوستان میتوانند آشکارا بفهمند که اینها از دادن دختر به جوانان هزاره به شدت جلوگیری میکنند، کسانی که از وصلت دخترانشان با پسران هزاره جلوگیری میکنند، آیا با هزاره ها سر دوستی دارند؟ بازهم میگویید که نویسندۀ مستعار (کارته سخی) هزاره است؟ لعنت بر دروغگویان شاخدار! این هم سند دیگر:

      4. سید حسین انوری و سید حنیف هنگام و شغال های از همین قماش همه گی دشمن قسم خوردۀ هزاره هاست که فلم کابل اکسپرس ثبوت انکار ناپذیر این ادعاست. هزاره ها فلم (کابل اکسپرس) را که ساختۀ یک دایرکتر پشتون و بازی گرئ سید حنیف هنگام بود تا هنوز فراموش نکرده اند. سید حنیف هنگام خو برادر ناتنئ سید حسین انوریست و نیازی به معرفی ندارد... اما در معرفئ دایرکتر فلم کابل اکسپرس باید دوستان یکبار این اسناد را مرور کنند:


      "کبيرخان اصلا از افغانستان است و پشتون خود ما.
      آخر چرا آدم اينقدر از اين مسايل سطحی بگذرد. من مصاحبه‌ای آقای کبيرخان مستند ساز هندی را در مورد فيلم کابل اکسپرس در اینجا خواندم. او در مصاحبه‌اش گفته که من در اين فيلم بيشتر می‌خواستم به اجدادم و به اصليتم برگردم. اصليتی که به هفت نسل قبل به پشتون‌های افغانستان برمی‌گردد. او می‌گوید، من می‌خواستم اين را تصوير کنم که آخر من اصلا از افغانستان هستم و پشتون، پشتونی که مرزها را درنورديده و امروز در هند بسر می‌برد. حال، شما اندکی به ابعاد ديدگاه فيلم‌ساز بنگريد به کدام نقطه می‌رسيد." (برگرفته از سایت نسیم فکرت. در آنجا نیز میتوانید لینک اصل مصاحبه و معرفی نامه کبیر خان را بیابید.)

      حالا هموطنان خود قضاوت کنند که شما (خان!) ها توطئه گر میباشید یا ما هزاره ها؟ لعنت بر دروغگویان شاخدار!

      خدا شما را هدایت فرماید و یا اگر هدایت شده نمیتوانید سایۀ تان را از سرما کم کند! آمین

    • با گفتن استاد، پروفیسور، و شهید... همه حرف ها را ختم کردی تمیم جان! من که تا حالا شهید و استاد برای مزاری نگفته بودم و فقط از حق هزاره دفاع میکردم.

      خوب این خواسته خداوند (ج) است که باطل باید رسوا شود. من چیکاره ام؟ تمام نوشته هایم را در کابل پرس مرور نموده و ببینید که آیا یکبار هم من شهید فلانی ویا استاد فلانی گفته ام؟

      برای روشنی ذهن تاریک شما باید بگویم که پدرکلان و مامایم هردو به دست یکی از معاونین مزاری (ابوذر) نا جوانمردانه در قریه حصار نای ولایت غرنی، به قتل رسیدند... اما خودت دستت را رو کردی!

      معنئ روشنفکر در نزد من این است: دفاع از حق مظلوم! و تاختن (ولو لفظاً باشد) بر ظالم!

      خلاصۀ کلام حق هزاره ها را در قدم اول پشتون های غاصب و جاهل و در قدم دوم تاجک های کمثل و نادان (در اینجا واضحاً میخواهم تصریح کنم که منظور این حقیر تمامئ هموطنان پشتون و تاجک نیستند. صرف آنهایی را میگویم که ظلم کرده اند و حالا نیز به اعمال زشت و شنیع شان ادامه میدهند چی از پشتونها و چی از تاجکها.) ضایع و غصب کرده اند.

      راه حلش نیز معذرت خواهئ مردانه و جبران خساره میباشد. در غیر آن ایمان دارم که بسیار بیشتر از حق ضایع شده را در نزد حضرت حق باز پس خواهند داد.

      خداوند ج شما را هدایت کند و یا اگر هدایت نمیشوید، حال تانرا بد تر از این نماید! آمین، یا رب العلمین!

    • مالک جان!

      خدا برشناختت از "توطئه گران نامرد" بیفزاید.

      عزیزم!

      خودت گاه درمیخ میکوبی گاه درنعل. هدف اصلی من درین دیالوگ باخودت " سازمان نصر" وپیروان آن هستند که سنگ هزاره بودن را چنان به سینه میکوبند که تمام عالم وآدم را درتمام جنایات تاریخی علیه هزاره ها سهیم میدانند.

      چنان وا نمود کرده اید که بقیه مناطق غیر هزاره جات از شدت ترقی وپیشرفت به کره ماه رسیده اند.

      عزیزم!

      مرا به فلم کابل اکسپرس چی مانده وکبیرخان را چی کنم بحث برسراین است که آیا قضیه افشار استفاده ابزاری بقایای سازمان نصر است ویانه؟

      خودت موضوعات را جدا به اطراف کشانده ئی که اصلا قابل بحث نیست طوریکه قبلا هم گفتم اگر من کامران میرهزار را درین سایت شناخته ام که وی به تمام نظرات مخالف وموافق مجال میدهد اگر به اندازه وی ده نفر رهبر مثل کامران در هزاره اوزبک وپشتون وتاجک میداشتیم وباسعه صدر به نظرات گوش میداد من وتو خوبتر یکدیگر خویش رامی شناختیم.

      باید از نظرات کامران بعنوان یک ژورنالست بیطرف بیاموزیم که وی خودش بارها درهمین سایت اعلان کرده است که دفاع از شخصیت ها ورهبران قومی وجهادی چی مزاری باشد یامسعود یا محقق ویا خلیلی درد را دوا نمیکند. ختم

      بنده تمام دفاعیه هایم روی این تمرکز دارد که باید یک جانبه قضایا بررسی نشود.

      اینرا باشماهیچگاه موافق نیستم که بخاطر ظلم امیرعبدالرحمن ویا ظلم های فعلی ایکه ازطرف سران حکومت فعلی دربرابر شما صورت میگیرد شما سازمانهای افراطی مانند سازمان نصر را یگانه پایگاه خودتان فکرکنید وچنین وانمود سازید که دیوانگی شفیع دیوانه قابل توجیه است.

      خلص درموارد تاریخی هر قدر اگر باشما همنوائی هم اگر بکنم نفرت وعقده شما ازمن واقوام من به اندازه است که آنرا چرب زبانی تلقی میکنید.

      بناء بازهم تکرار میکنم افغانستان خانه مشترک همه اقوام این کشور است درقرن بیست ویک هیچ کس به تنهائی خودش بالای سایر اقوام این سرزمین حکومت کرده نمی تواند.

      نسل کشی ها رانباید بانسل کشی های متقابل جواب بدهید والسلام

    • تمیم جان خودت به خطا رفته ای

      اولاً ممنون از اینکه اعتراف میکنید که در کفش فقه حنفی سنگ های خورد و ریزه فراوانند. و اینرا بدان که در فقه جعفری به ما اجازه مکر و دغلبازی را نداده اند و اینرا ما در عمل ثابت نموده ایم. هزاره ها از صادق ترین، زحمتکش ترین و پاکترین اقوام فغانستان (افغان و فغان هردو یک معنی دارد...) است. این موضوع را پشتون، تاجک، ازبک و همه ی اقوام فغانستان اعتراف میکنند. دین و مذهبی که در عمل پیاده نگردد و یا در هنگام عمل پایش بلنگد، به درد عمه اش میخورد! خدا ج ما را حفظ کند از آن فقه و روش...

      افتخار این صفات شایسته تا اندازۀ زیادی مربوط است به مذهب جعفری و گر نه هزاره نیز یک انسان است. اگر پشتون خیانت، جنایت، ظلم و دغلبازی میکند، آیا ما نمیتوانیم مقابله به مثل کنیم؟ اگر تاجک از عقب خنجر میزند آیا ما نمیتوانیم؟ میتوانیم! اما برداشتی که از دین اسلام داریم به ما هرگز اجازۀ این اعمال شنیع و هرز را نمیدهد.

      حالا همۀ دوستان خود قضاوت کنند که یک هزاره چگونه میتواند تاکتیک معاویه رهبر، خلیفه و الگوی اهل سنت را در مقابل هموطنانش استفاده کند؟ هیهات! هیهات! معاویه یی که شما او را خلیفه پنجم دانسته و به او لقب (صاحب!) میدهید...

      علت شکست های سیاسی و نظامی هزاره ها نیز صداقت و پاکئ شان بوده نه چیز دیگر. ما میتوانیم خود را به غرب یا شرق بفروشیم همانطوریکه پشتونها و تاجک ها میکنند اما هرگز تن به زلت نمیدهیم. اگر شما مهر و تاپه ایران را بر جبین ما میزنید، به خدا و بنده اش واضح و روشن است که افغانی کثافت، افغانئ ک...کش، و صد ها فحش و دشنام را در ایران هزاره نوش جان میکند نه پشتون و تاجک! یک نگاهی به مهاجرین رد مرز شده در سرمای منفی 15 درجه سانتیگراد بیآندازید، 90% آنها هزاره ها اند... ایران با ساختن 8 گروه جهادی باعث ریخته شدن خون هزاران جوان، کودک و پیر هزاره شد... و هزاران حقیقت دیگر...

      تهمت زدن پشتونها بر طبق عادت همیشگئ شان از ذات و نژاد شان سرچشمه میگیرد. خداوند ج در قرآن کریم مسلمین را از قوم بنی اسراییل بر حذر داشته و فرموده: با اینها به احتیاط برخورد کنید زیرا که سراپا مکر و حیلت اند...!

      خدا ج شما را هدایت کند!

    • آقای مالک! اینکه شما بی خریطه به متهم کردن شخص من می پردازید خود نشان میدهد که شما چقدر بی عقده هستید و هم سند دارید؟!
      هر چه در حرفهای که من زدم یکی باقی مانده بود که مسموم کردن میوهء تر بود که از راه میدان وردک وارد کابل میشد و صدها هموطن ما بواسطهء مزاری در کابل مسموم شد. البته این را همهء کابلی های عزیز بیاد دارند.
      در رابطه با حرفهای که من زده ام در حضور همهء مردم و در روز روشن صورت گرفته و مردم مشاهده کرده اند.این دیگر از تواتر است.
      در رابطه با نمایی از خرابی غرب کابل؟ آنجا را همان جنایت کاران سنگر ساخته بودند و از همان منطقه مردم آزاری را ادامه میدادند، آنها به مردم خود رحم نکردند و از خانهء های آنها مردم را به زیر ظلم گرفتند. البته که سنگر خود مزاری در علوم اجتماعی در داخل محوطهء علوم اجتماعی بود. پس حتما باید خراب میشد. آنها فکر میکردند میتوانند خود با پوشیدن در جامهء مردم نجات میدهند؟ از سوی دیگر این مردم خانهء نبود که مسلح نباشد وکشتمند جنایت کار قبل از رفتن خود بر روی این مردم دیپو ها کشوده بود و مردم را مسلح کرده بود. بخدا از منطقهء علی آباد، کوتهء سنگی، افشار و قلعه شاده میگذشتی اطفال 10 ساله و زنان شان مردم را به گلوله می بستند. البته که ظلم چندین ظلم در پی دارد. در حرفها که من زده هم خدا شاهد است همه اش چشم دید است و اگر روزش آمد فلمهای مستند آنهم ارائه خواهد شد، به نظرم اینقدر ساده نانگارید که مردم در سایت میر هزار اسناد مستند ارائه کنند.
      بزرگترین دلیل اینکه: مزاری یک شخص مریض بود و بعد از مردن او دیگر هیچ هزاره ای در مقابل هیچ تاجک و پشتونی نجنگیده است. خلیلی صاحب شخص شریف، با حکمت و انوری شایسته تر از آنست که تو نام را کج ببری، اگر اکبری صاحب، جاوی، آقای محسنی، آقای واثق، استاد عرفانی،، کاظمی صاحب، انوری صاحب از اول میدان را برای مزاری و شفیع دیوانه شغالی نمی کردند دیگر این مصیبت ها هم نبود. اگر مزاری مریض نمی بود چرا در نهایت با گلب الدین و دوستم ائتلاف کرد و دو باره باقی ماندهء کابل را خراب کرد؟
      و بعد از مردن جناب شان دیگر از جانب قوم شریفی و با فرهنگ هزاره هیچ کس مورد ظلم قرار نگرفته است و امروز هم خوبترین و قانع کننده ترین سهم خود را در دولت دارند.
      در شمال همه در یک صف در برابر پاکستانی ها متجاوز قرار داشتند چرا دیگر هیچ اتفاقی نیفتاد؟
      اگر عقل داری از روی عقلانیت پرسشها مرا پاسخ بده نه با دشنام. چون همیشه کسانی دشنام میدهند که دلیل و منطق ندارند.

    • مرغ تمیم جان یک لِنگ دارد!

      بنده از سازمان نصر یا شفیع دیوانه دفاع نکرده و نمیکنم. اما حرف های شما کاملاً دو پهلو اند. شما افغانستان را خانۀ مشترک میدانید اما هرگز نمیگویید که باشنده گان این خانه درجه یک ، درجه دو، درجه سه، و درجه چار نباشند.

      اما بنده پشتون را به صفت بیگ برادر یا برادر بزرگ هرگز قبول ندارم و مطمئناً اکثریت مطلق هزاره ها، ازبک ها و تاجک ها بامن متفق النظر اند. همه گی باید مساوی و برابر باشند. در غیر آن در دیانت و انسانیت تان همه گی مشکوک خواهند بود...

    • من مطمئنم این فردی که به نام آزادی مینویسد همان (س... زرداد) است که در اروپا محکمه شد و این افسانه ها را نیز از بازداشت گاهش مینویسد...

    • به تأیید حرفهای آقای "آزادی" باید گفت که مخالفین مجاهدین همیشه درین سایت از زبان کار میگیرند که شایسته یک انسان مودب نیست .

      من درپیام قبلی ایکه شخص بنام "آشنا" فرستاده بود اولا طرفداران عبدالعلی مزاری را طرفدار خوانده بود و از استاد سیاف را "سگ"

      این خود نشاهنده این است که هروقت منطق ضعیف میشود جایش را به خشونت میدهد.

      در پیام بعدی" آشنا" صاحب بخاطر رفع شک وشبهه همه را یکسره سگ خطاب مینماید که این عذر بدتر ازگناه

      ازاستعمال کلمه پروفیسور.... وشهید مسعود.... برادر عزیزما عبدالمالک جان ناراض شدند وبعداز دیدن این القاب به کشف بزرگ نایل شدند که بنده را تاحال غیر شورای نظاری میدانستند اما بمجرد دیدن کلمه شهید احمدشاه مسعود قضیه را ختم شده فکر کردند.

      حال بخاطر اینکه من در پیامهایم به مزاری وسازمان نصر هیچگاه کلمات نظیر "سگ" والفاظ قبیحه دیگر را استعمال نمی کنم واصلا توهین نکرده ام درینجا میخواهم که بخاطر رعایت انصاف بگویم:

      هرچند استاد شهید عبدالعلی مزاری (بابه مزاری )ظلم بسیار کرد اما ناجوانمردانه توسط عمال پاکستانی به شهادت رسید تااینکه هیچ شک در دل برادران پیدانشود که هرد طرف را مساویانه باالقاب خوب یادکنیم

    • salam aqai Tamim . shoma yekbar Pashton shodi, ke hasti. yekbar tajik shodi` nisti, yek bar said shodi, ke shaki nist ke bashi. yek bar az HAzarehayi sonni mashab shodi kenisti .. shoma ke en hame eddea kardid chera yek inthari namiravid ke ba Horryehai beheshti ham bestar shaved ? albate in faqat yek yad avari ast. motmain hastam ke shoma enfekri arefanera dar sar darid movaffaq bashed

    • آزادی خان

      از رهبران و قوماندانان جهادئ که خیانت کرده اند هیچ فرد عاقل دفاع نمیکند. اما از تمجید ها و تعریف هایت از خلیلی، اکبری، انوری، کاظمی، و امثالهم معلوم میشود که اینها با پشتون و تاجک بوده اند و مفاد شان به آنها رسیده در غیر آن آنها با مزاری و شفیع چی فرقی دارند؟ ای شوخک! منطق و عقل آدمی حکم میکند که اگر حریف از فردی یا افرادی از ما را تعریف کند، پس معلوم میشود که آن فرد یک نمک حلالی برای شما و یک نمک حرامی برای مردمش کرده و همچنان عکس این قضیه نیز صادق است.

      وگرنه از داکتر بشر دوست که یک هزاره است چرا دفاع نمیکنید؟ تا بیچاره خواست انجو سالاری و خیانت را از میان بردارد، گلیمش را جم نمودید... از این معلوم میشود که افسانه هایت در مورد کشتمند و توزیع اسلحه با سمی نمودن میوه جات توسط هزاره ها همه گی توطئه های یهودی گونه خود تان میباشد.

      با در نظر داشت اعمال هزاره ها در طول تاریخ هر عاقلی بعید میداند که هزاره دست به چنین عمل شنیع و وحشیانه زده باشد. ریشۀ این جنایت نیز در زیر لحاف سیاف و مسعود نهفته بود نه هزاره های غرب کابل. اگر غیر این باشد لطفاً سند و مدرک عرضه کن که کدام هزاره در حال آلوده کردن میوه جات در غرب کابل دستگیر شده است؟ از آنجاییکه هموطنان ما در کابل و وردک میدانند تجارت میوه جات از ده ها سال بدینسو بدست پشتونهاست نه هزاره ها! اگر میوه جات زهری شده پس دست همتباران خودت در آن آلوده است نه هزاره ها!

      میگویید روزش خواهد رسید که اسناد و مدارکش را ارائه خواهید کرد اما من همین حالا برایتان واضحاً مینویسم که اگر با هالیود یا بالیود یکجا کدام توطئه نموده و یک فیلم در لابراتوار های اربابان تان بسازید گفته نمیتوانم (که آنرا نیز خداوند ج رسوا خواهد کرد چونکه باطل رسوا شدنیست) اما در غیر آنصورت کاری را که هزاره ها انجام نداده باشد شما سندش را نیز هرگز نخواهید یافت. حرف مفت و مجانی بس است! برو به کار و زنده گی ات برس!

      از دست انتحاری هایتان مردم نه شب خواب دارند و نه روز. یکبار سر در گریبان نموده و با خود فکر کنید! این چی شرم و ننگی است که در قرن بیست و یکم خودتانرا منفجر میکنید! شرم باد بر شما بی منطق ها! ننگ باد بر آن منطقی که شما را وادار به منفجر کردن میکند! شما آنقدر ذلیل و ذبون هستید که از یکسو وطن را به غرب و شرق میفروشید و از سوی دیگر سنگ اسلام و وطندوستی را به سینه میزنید. به کجا میبرید این همه خجالت و بی آبرویی را؟ ننگ باد بر شما!

      این که میگویید ویران کردن خانه های مردم بیگناه غرب کابل کاری درست و سنجیده بود خود نشاندهندۀ منطق وحشیانه تان است. امروزه امریکا نیز همین منطق را دو باره بر علیه پشتونها استفاده میکند. پس چرا غالمغال میکنید؟ بنابر فرمایش جنابعالی امریکایی ها نیز کار شان درست و منطقیست! طالب ِ وحشی در خانه های مردم لانه کرده باید خانه ها ویران گردد!

      دیدی که منطق غلط و سرا پا اشتباهت دوباره دامن گیر خودتان میگردد؟

      گفته یی که بعد از مرگ مزاری هزاره ها بسیار زنده گی آرام و بی دغدغه دارند اما از آنجاییکه دروغ گو حافظه ندارد، قتل عام طالبان را در مزار، بامیان، هرات و شمالی فراموش کرده ای!

      آزادی جان! آنقدر بی خریطه فیر کرده ای که حتی یک طفل نیز از خواندن نوشته ات خنده خواهد کرد.

      چوکی های که امروزه به چند تن هزاره داده شده نیز همه سمبولیک و نمایشی بوده و اگر منفعت تمام آنها را برای مردم محروم هزاره جات بسنجیم حتی به اندازه نصف حرام کردن های بیت المال توسط وزارت اقوام و قبایل که بجز از قورمه پلو خوردن و تشناب رفتن با اتن بیابانی، کارمندانش دیگر نه کار دارند و نه هم مصروفیتی ، نخواهد شد. باقیمانده وزارت خانه ها نیز بجایشان...

      فریب دادن مسلک شما گردیده! و لعنت الله علی القوم الکاذبین!

    • هروقت که دوستان سازمان نصر مان پای منطق شان لنگ میشود بجان هزاره های بیچاره میدوند.

      عزیزم!

      همین آزادی نام به هیچ صورت کل هزاره رایاد نکرده است وشما هم حق ندارید بحث را به بیراهه بکشانید.

      اینکه خودت وی را القاعده وطالب میدانی نمایانگر ضعف منطق شما است درکدام پیامش وی از عملیات انتحاری دفاع کرده است؟

      اگر از خلیلی واکبری ومحقق تعریف کرده وی گفته است که آقای شهید بابه مزاری انسان مریض روانی بود این دیگر به همه هزاره ها چی تعلق دارد؟

      اگر وی ادعا دارد که افراد مزاری در مسموم ساختن میوه ها دست دارند این موضوع به کل هزاره چی ارتباط دارد؟

      اینکه قتل عام یکاولنگ ومزار راخودت بالای آزادی میگذاری آیا این منطق است؟

      آیا خودت منکر این هستی که افراد مزاری انستیوت علوم اجتماعی را به سنگر جنگی مبدل ساخته بودند؟

      آیا خودت منکر هستی که قوماندانان مزاری متهم به ارتکاب جنایت علیه بشریت اند؟

      آیا آنها درغرب کابل تصفیه نژادی نکرده اند؟

      عزیزم!

      این کمال حماقت من ویا تو ویا فرد بنام عبدالمالک یا آزادی وغیره باشد که همه درپای کل هزاره ها ختم کنیم.

      اینکه آقای محقق خودش درمصاحبه اش درپیام مجاهد از کرزی تعریف میکند آیا او کار بد را ازنظر شما انجام میدهد؟

      بازهم دارید شما مظلومیت هزاره وهزاره بودن را به رخ مردم میکشید به همان شکل علی مزاری ازخانه مردم ملکی سنگر ساخته بود؟

      مگر خود همین دشنام هایتان ومتهم ساختن طرف مقابل شما نشان از ضغف منطق شما نمی کند؟

    • برادر عزیزم نسیم جان! سلام.
      من نه تنها که به هیچ قومی منحیث یک قوم دشمنی نمیکنم بلکه انسان عادل و خیر خواه و با احساس پاک مثل بشر دوست از هر ملتی باشد قبولش دارم و حتی برایش خدمت میکنم.
      پیامبر خدا فرموده اند: از امت من نیست کسی که دعوت به عصبیت ـ نشنلستی ـ میکند. دعوت برای یک قوم و یک ملت نه تنها که گناه نیست بلکه نزدیک به کفر است. شما میدانید که در هر گوشه و کنار افغانستان این سی سال جنگ مردم را یک شکل مظلوم قرار داده است.
      خوب شد از بشر دوست نام بردید:
      در جریان امروزی افغانستان دو شخص نظر صائب دارند. یکی در عرصهء اداری که آقای بشر دوست است و یکی در عرصهء علمی و تئوری که شیخ محمد آصف محسنی است. این هردو در این دو عرصه قدوه های من هستند و من سخت برایشان مبارزه میکنم. اگر روش اداری افغانستان به شیوهء که بشردوست میخواهد تنظیم شود دیگر ما مشکلی نداریم و فاصلهء این فقر و فاقه، مردم و دولت از میان می رود.
      اگر حرف مرا کسی میشنود باید استراتیژی خارجی و تئوری سیاست محسنی در افغانستان تعمیل شود. من در امروز نظر صائب تر و مفید تر از این دو نمی بینم.
      شما هم از خر شیطان پایان شوید، گذشته ار صلوات و آینده را احتیاط همه با یک صدا از همین دو انسان پشتیبانی کنید این کشور جور میشود. من تصمیم دارم با اینکه یک سنی مکتبی هستم دروس فلسفهء خود را نزد شیخ محسنی تکمیل کنم.
      این انسانهای موضوع را پیش پای افتیده و در دائره قوم، قریه و قبیله فکر میکنند از چند حال خالی نیستند:
      1ـ یا جاهل و بی خرد هستند.
      2ـ یا از اوضاع آگاهی ندارند.
      3ـ یا افق دید شان بسیار کوچک است.
      4ـ یا فرق قند و قروت را در منافع ملتها نمی دانند و از جریانان جهانی بی خبرند.
      5ـ یا اینکه مرده پرستی میکنند و گوی پوسیده را شور میدهند که بویش بیشتر بر آید.
      6ـ در نهایت اینکه به شعار بنام حقوق بشر یک عدهء استعمار گر و اجنبی فریب میخورند.
      7ـ القاعده و طالبان هم از جانب دشمنان ساخته شده است تا با وجود آنها و امثال انسان های نادان چهره اسلام و شرق را خدشه دار کنند.
      8ـ نقص را از هر کجایی که مانع شوی بازهم فایده است. اگر شما انتقام افشار و هزاره ها را فرض کنید از پشتونها بگیرید و پشتون ها انتقام طالبان را از هزاره های مزار و یا انتقام ملیشه های نجیب جمعهء اسک، عصمت مسلم، دوستم، گلم جم، جنرال مومن، کیان و... را به اساس اقوام مردم را زجر و شنکجه میکردند گرفته شود دیگر باید جنازهء این ملت را خواند.
      به سیما ثمر هم تکیه نکنید که او در غم خود امریکا بیشتر از غم هزاره هاست و ده سال قبل او اعلان کرده بود که شریعت اسلامی را اصلا قبول ندارد. از این دیگر سند در کار نیست و با متن انگلیسی و فارسی مصاحبه اش در جریدهء پیام مجاهد چاپ شده است ودر بسیاری از آرشیف ها وجود دارد.
      من همهء کسانی را که در این موضوعات بسیار حساس مقاله می نویسند دعوت میکنم که از حکمت کار گیرند و متوجه آینده باشند، نشود که فکر گذشته نه تنها که مارا نسازد بلکه خراب تر هم کند.
      بعضی حماقت ها بجایی کشیده میشود که حضرت معاویه و حضرت علی کرم الله وجهه را هم توهین میکنند. این دیگر خدا شرماندگیست. و خدا خود از این انسان ها انتقام میگیرد.

    • محترم آقای آزادی!

      اگر من درتمام مسایل بعنوان یک هم مذهب باتو موافق باشم درقسمت اینکه آنعده از اصحاب پیغمبر صلی الله علیه وسلم خلافت اسلامی را به ملوکیت تبدیل کردند و بعد پسرش دستان خودرا بخون بزرگترین انسان زمان وقت خود نواسه جلیل القدر پیغمبر حسین ابن علی ویاران فداکارش آلوده ساخت با خودت موافق نیستم.

      آری!

      من سنی هستم اما نه بمعنی سنتی آن دربسا موارد خصوصا موارد شهادت نخبه ترین فرد زمان خودش حسین ابن علی علیه السلام باخودت نمیوانم همراهی کنم.

      البته منظورم به هیچ صورت غلو وافراط در دوستی با آل بیت پیغمبر نیست.

      باید بین تشیع علوی تشیع صفوی فرق قایل شوید.

    • azadi agar to az Mohsini kesafat va hkiyanad kar va doshmani hazara he mayad mikoni. man ora ve onvani yek az asli tarin doshmani hazara ha midanam.

  • Ba tashakkor az Aaqae Zahedi negarande matlab.
    Yade hama janbakhtagane bigonahe watan wa ein fajeae tarikhi gerami bad.
    Chashdide baazi az mardom dar gozereshi az Human Rights watch az sale 2005 ke ba zabane dari ham qabele dastrasi ast; albata ke ein ham gooshae az ein fajaee ast.
    http://hrw.org/english/docs/2005/07/06/afghan11287.htm

  • سلام آقای میرهزار. شما تاخنوز حتما متوجه شده اید که چند راوایی و چندتاهم از لودگان مذهبی با پیامهای مغاییر با بحث ها و نظرات که مقالات مطرح میکنند صفحه پیام نمارا به بیراهه می کشانند. مثلا کسی از افشار مینویسند و اینها گپ را به بحث دیگر جاها می کشند.. چندتا مذهبی هم که برخی شیعه و برخی سنی اند هر گپ را به شیعه و یا سنی و مذهب ربط میدهند و جدال های ناوارد در مورد مقالات را مطرح می کنند. من پیشنهاددارم تا از کسانی که بحثهای غییر از اصل مطلب را مطرح میکنند معذرت خواست و پیامشان را انتشار ندهید. این کمکی به روشن شدن قضایا مطروحه است..

    • رسول جان!

      مثل اینکه منطق جنابعالی شما درمورد قضیه افشار لنگ شده است.

      آزادی بیان همین است که هرچه دل تنگ ات میخواهد بگو.

      هیچکس درین سایت خودرا نماینده کدام مذهب وقوم معین قلمداد نکرده است.

      اگر راوائی ها دشنام میزنند این موضوع درسایت خودشان بمراتب روشن تر ازاینجا بیان شده است.

      شما میتوانید نظر ارائه کنید اما این جرم تاریخی را هرگز مرتکب نشوید که یک ژورنالیست را بدلایل مختلف از راه وروش که درپیش گرفته است اورا مانع شوید.

      کامران میرهزار خود دارنده این سایت است خودش می فهمد که کدام پیامهارا حذف کند.

      بلی آن پیامهایکه دشنامهای رکیک وخلاف اخلاق اجتماعی است آنرا کامران حذف میکند.

      دیگر شما حق ندارید که بوی توصیه کنید که چه بکند ویانکند.

      آخر هرکس درد دل دارد ومیخواهد نظراتش ابراز شود.

      شما بوکالت کی حاضر شده اید که چنین توصیه خلاف نورمهای ژورنالیستیک عصری را میکنید؟

      اینجا نه سایت بابه مزاری است ونه هم پیام مجاهد ونه هم خاوران ونه هم شعله جاوید ونه هم راوا ونه هم بینوا ونه هم پیمان ملی

    • دوستان

      اگر از دید یک بیطرف مانند من قضاوت شود تا حالا در بین تمام شما یگانه فرد که منصفانه قضاوت کرده آقا یا خانم آشنا است. دیگر تمام شما شفتالو نمیگوهید بلکه شف میگویید.

      انصاف خوب است برادران و خواهران و منظور من این است که هر که باشد کوهستانی من باشد یا هزاره یا پشتون یا ازبک هر که خیانت کرده و جنایت باید به سزای عمل و کردارش برسد.

      چرا شما پوست کنده نمیگویید که چشم های یکعده شما را مسایل قومی و ملیت گرایی چنان کور کرده که بر هر چه عدل وانصاف است پاه میگذارید.

      انصاف برادر انصاف

      من مزاری جلاد رادر پیام دیگر نکوهش کردم براد هزاره راسا ً تاپه مسعودی به من زد در حالیکه من مسعود را خائین بزرگ به تاجکها میدانم و دوم به افغانستان و مردم ما در مجموع به همین ترتیب اگر جنایات راکتیار را کسی یاد کند یا از دوستم و گلم جم شما یک تاپه میخورید. مثل اینکه در افغانستان هر کس است باید دنبال یکی از جنایتکاران برود در غیر آن افغان نیست.

      انصاف برادر انصاف

    • آقا ویا خانم کوهستانی!

      فکر کنم که شما درقرون وسطی تاریخ بشریت زنده گی میکنید. سایت کابل پرس منعکس کننده نظریات است نه بیشتر ازآن هرکس که وابسته به جناحهای مختلف سیاسی ویامذهبی بوده حالا چنین موقع را درسایت انترنت کابل پرس یافته است که باید حتی با نام مستعار هم که شده باید درد دل خودرا بگوید ولو اینکه از حزب وحدت باشد یا از شورای نظار باشد یا از افغان ملت باشد یاخلقی باشد یا پرچمی باشد خلاصه هر جنس از اجناس سیاسی حق دارند که از شخصیت ها واحزاب به هردلیل که بوده باید دفاع بکنند.

      اینکه جنابعالی شما طرفدار هیچ گروه نستید بشما مبارک باشد وما هم باوجودیکه شک داریم که شما طرفدار کدام جریان نباشید بازهم به خودت ونظرت احترام میکنیم.

      این نمی شود که مردم را دهن وقلمش را ببندی که از فلان نفر چرا دفاع میکنی حتما آن شخص کدام حقانیت در آن گروه ویا آن رهبر دیده که دفاع میکند بناء این حق طبیعی هرانسان است که باید از یک جریان یا رهبر مشخص ویاهر چیز دیگر دفاع کند شاید به نظر شما منطقی جلوه نکند اما حق اش نباید ضایع کنید.

      اگر به منطق شما ما عمل کنیم که تمام گروه های درگیر مجاهدین وغیر مجاهدین ازهرنظام وحکومت بودند خاین ومسوول تباهی بودند باید سر ازنو احزاب جور شود بناء باید سایت کابل پرس را ببندیم.

      بخاطریکه همه آراء ونظرات همسان میباشد مانند سایت های دیگر چون بابه مزاری از براداران سازمان نصر یاسایت پیام مجاهد از برادران شورای نظار بهمین ترتیب سایت نسبتا قومی مانند پیمان ملی آریائی وخاوران وبیینوا وغیره همه سایت های اند که به هیچ صورت نمیتواننند تمرین دموکراسی واقعی تجربه کنند.

      حتی اگر شما نظربه سایت گفتمان هم بیندازید میبید که دوستان باقی مانده از سازمان رهائی مجید آغا نمیگذارند تا نظرات ضد مائوستی درآن نشر شود.

      بناء شما به هرکس حق بدهید انصاف همین است که هرکس حق دارد بگوید گفتن طرفداری درهیچ یک ازقوانین دنیا جرم نیست.

    • حیف باز هم حیف به حال ملک ما!!!!

      می گویند کسی که انجام داده می تواند تنقید نمی کند. شما همه تان گاهی یکی را و گاهی دیگری را ملامت می کنید. از این ملامت چی جور می شود. صرف سایت کابل پریس را مملو ازاین نوع نظریات می کنید. من شخصاً مسلمان استم بعداً پشتون مگر من همه مردم افغانتسان را خوش دارم چرا که همه ما انسان و مسلمان استیم. کسی که ظلم و ستم کردبالای یکی دیگر نه شما بودید و نه من بلکه از هرقوم یک چند غدار و وطن فروش که ملک را هم فروختن و غیرت خود را هم. بیاید همه ما یک جا کمک کنیم برای وطن خود خدمت کنیم برای وطن خود. هرکدام ما وشما که یک درخت بکاریم از وطن خود یک جنت سر سبز می سازیم. تشویش کنید همه اطفال و جوانان را تا به درس رو بیاورند چرا که یگانه راه حال ملک ما دانش است.

      با احترام یک افغان و دعاگویی همه افغانها

  • باعرض سلام بهمه دوستان کابلپرسوگرداننگان آن، نظرات وانتقادات وتقبيح اين وان نميتواند هيچ مرهمی برزخم باز مانده گان فاجعه افشار باشد .طوريکه ديده ميشود اکثر نوشته ها ونظرات فقطه از ديدگاه يک قوم واظهار تاسف وتاثر از قوم وملييت را به نمايش ميگذارد ازاينکه ظلم ستم استبداد چه در زمان سلطه کمونيست ها وچيه در زمان سلطه گروهای جهادی صورت گرفته امريست انکار ناپذير ومجريان اين عمل غير انسانی از يک قوم وميليت مشخصی نبوده در سرزمين ماتمزده مادها حادثه چون حادثه افشار صورت گرفته که نمينوان بران خط بطلان کشيد اگر واقعاٌ خواهان عدالت اجتماعی هستيم نبايد ميعار عدالت خويش را وابسته به قوم وميليت مشخصی ساخت. طوريکه از گفتار آقای آزادی برميايد نامبرده با سوگند به خدا (ج) چشمديد خودرااز مذاکرات مزاری وسياف بدو ن اغراض قومی بيان داشته که باعث تايد هر روشنگری است.که البته بازمانده گان جنگهای گروهی کابل بهترين شاهدان اند .

  • tashkkor aqai Zahidi pirooz bashid

  • drod bar shohadai Afshar wa marg bar Masoud wa sayafe khon khor !

    I hope Masoud and sayaf buring in hell

  • بعد از هجده سال اين اولين بار است که در کابل از شهادت دلير مرد جهاد "مشتاق شهيد", با برگزاري مراسم و پخش و انتشار عکس هاي وي تجليل مي‌شود.
    بدون شک مشتاق قهرمان يکي از پاکبازترين و دليرترين فرماندهاني بود که با ايثار و فداکاري بي نظير خويش سنگرهاي داغ جهاد عليه اشغالگران متجاوز را گرم نگه مي داشت و امروزه آزادي افغانستان, مرهون و مديون جانفشاني هاي همچون مردان سلحشور مي باشد.
    متاسفانه امروز آن قدر در افغانستان آنارشيزم, بي‌قيدي و بي‌بند و باري اوج گرفته که جلاد خود را وارث شهيد و قاتل خود را خونخواه مقتول قلمداد مي کند. اما اين از سنت تغيير ناپذير تاريخ است كه خون ناحق تا ابد پوشيده نمي‌ماند و به يقين مي دانيم که خونهاي بناحق ريخته شدة مجاهد مرداني چون شهيد مشتاق, شهيد استاد امين, شهيد استاد مبشر و ديگر شهداي قهرمان ما که قربانی جاه طلبی‌ها و توطئه‌های خائنانة چهره‌های معلوم الحال درون حزبی گرديدند، روزي دامن اين قاتلان خيانت‌پيشه را خواهند گرفت.
    ما امروز بايد بدانيم که چه كسي قتل مشتاق را برنامه‌ريزي كرد و چه اشخاصي ‌عامل آن بود؟ چرا عامدانه در تداوي وي تأخير صورت گرفت که بالاخره به شهادت آن‌مجاهد قهرمان منجر شد؟
    اين يک واقعيت تلخ و دردناک است كه دستور سرّی حذف فزيکي مشتاق از سوي آيت الله محسني رهبر آن روز حركت اسلامي افغانستان به شرطه الخميس صادر و سرانجام با توطيه و برنامه ريزي عمال و اجيران وي که امروز زنده و در پست هاي بلند دولتي کار مي کند، اجرا شد.
    همه مي‌دانند كه حرمت شکني و دست اندازي به حريم خانوادة مشتاق از سوي شخص آيت الله محسني, مشتاق را به شدّت ناراحت و قلبش را جريحه دار ساخته بود. او در جمع همرزمان نزديکش, بارها تنفر عميق خويش را از اين شهوتراني آقاي محسني ابراز مي‌كرد و مي‌گفت که اين ناجوانمردي و خيانت بيشرمانه در حريم خانواده اش را بي‌جواب نخواهد گذاشت. اما متاسفانه, آيت الله محسني پيشدستي کرد و به عُمّال خود وظيفه داد تا قبل از اينكه بازي به بازار بكشد مشتاق را به قتل برساند و ديديم كه چنين شد و يك مجاهد صادق، مؤمن, وارسته و فداکار را از ما گرفت.
    اگر روزي يك محکمه عدل همچون قتل‌هاي مرموز و مكتوم را مورد تعقيب عدلي قرار دهد، خواهيم ديد كه چه اسناد موثقي عليه قاتلين اين شهداي مظلوم ارائه خواهد شد! ما در اين مورد و موارد مشابه ديگر, گفتني‌هاي زيادي داريم که بياري خداوند با شما مردم متدين و شهيد پرور در ميان خواهيم گذاشت.
    از طرف همرزمان و همسنگران شهيد مشتاق

  • oh brothers! ofcourse what happened in Afshar was very unfortunate, it should have never happened. writing about Afshar does not mean that we overlook other cimes that were commited and are commited in our war-torn country. i last five members of my own family in kabul war, who so ever did it the reality is that they are gone now and i am very much pleased to see the people who killed them be trailed some day, like most of our country men and women who wish this.i was a child of eight or nine at that time and i never saw and knew were my mother, siter, brother and grnd ma were burried my father went to bring them and told me after a few week that he had burried their corps. we were out of Afshar the day before the attack, me my mother and my father , trying to find a way out side Kabul, at the evining my father left me in his firend’s home and went with my mother to bring the rest of the family, he had been stpped by some gunmen in the way and my mother allowed to go she had got to Afshar asnyway but never returned i even do not know her tomb. i think it is unjust to blame everybody, as for as i can remember now the attack on Afshar was organised and prpondered very well and the massacrs were organised and well calculated this is what that distanguishes Afshar from other killings. the rest of the crimes were commitedd in the hand of gangsters from all sides. as my father was telling me latter , for example Mazari had no control over the people like Shafa Dewana they were doing so many things with out mazary’s command and most of the time ignoring him and on the other hand mazari had no other people that loyal and crazy to fight like them.most of the other people fighting against sayaf and massood were common people who were doing it because no other choice were there. my brother, a 17, was a soldier, my father found him and forced him to come home. my father was affraind of what the other gunmen doing in Kabul and told my brother that he also may kill innocent people or loot people’s property. he was reasoning that we have no job from religious point of view to fight we can just deffend our home agains theifs and anyone who attack. my brother put his hand on koran that he had not done any wrong and he will not do any wrong but insisted that he had a job to fight aganist any offense on innocents, especially when he named a person that he will be under his commend my father let him go, since my father knew the cammendor and said that he was a pious person. my brother never returned i do not knew that he did anything wrong or not, but what reaally makes me sad is that he was really intelligent and a good artist i would have been very lucky if he was alive like many of you. he never knew what was happening but the craze made him move and proof himself..

  • unfortunately afghanistan is encounter with many problems and difficultiees which caused by this three decad war on that.it is clear that many negative poitns are that no one pay attention on that it is the foult of authorities that dont consider peoples problem and just thinking how to fill their pokets more and more.in fact it is the peoples right that they must use it equally.poverty, crimes, discrimination. injustic and many other such kind of problem.why there is no one to consider commen people? why our people are face with such kinds of ambitious of authority?when our authorities would satisfy form their crimial action???? there are manysuch kind of question that no one is to answer.There is a big question in my mind that why our genaration give sacrifice for thei ambitiouse?

  • آقای زاهدی تشکر از تبصره شمادرمورد جنایات که دردهه 90 درشهرکابل صورت گرفت من تمام تبصره شمارابه دقت ومسوولیت خواندم .اما برادرعزیز به شمابهتر معلوم است که یکی ازخصوصیات عمده درتبصره ها اصل توازن است من مشکلات که ممکن شما در ان زمان دیده باشید درک میکنم ومن هم یکی ازقربانیان آن زمان هستم اما نکته من در بالا تذکردادم توازن در تبصره شما دیده نمیشود به نظر یک خوانده شما مربوط حزب وحدت آقای مرحوم مزاری هستید چراکه شما از تمام بازیگران دهه نود یاد کردید اما نام از مرحوم مزاری در تبصره شما به مشاهده نمیرسد برادر عزیزیک نکته را نباید فراموش کرد جنایت در اصل جنایت است خوردی وبزرگی ندارد این موضوع به تمام شهروندان کشور معلوم است .پس از این اگر شما کدام مفاله ،تبصره ویا نقد نوشته میکنید لطفا اصل بی طرفی و توازن را در نوشته خود رعایت کنید تا باشد همه از طیف های جامعه نوشته شما رابخواند وبه شما احترام نمایید د رغیر ان لکه های بدنام گذشته بازیگران صحنه به پیشانی شما هم زده خواهد شد .تشکر

  • به عنوان یک فارسی زبان، هزاره ها را به دلایل زیاد دوست دارم و حادثه افشار هم برام درناک است، ولی در این حادثه بیش از همه مرحوم مزاری مقصر است. هرچند ایشان مردمش را دوست داشت و برای بدست آوردن حقوق پامال شده آنان مبارزه می کرد و تا حدودی هم در این راه موفق شد ولی با این وجود ضعف های هم داشت که باعث بروز بعضی حوادث غم بار شد. از جمله یکی هم حادثه افشار است که به نظر من در وقوع آن بیش از دیگران خود ایشان مقصر بودند. تدبیر و واقعیت نگری که مشخصه یک رهبر است متاسفانه کمتر ایشان دیده می شود و به همین خاطر حادثه افشار اتفاق افتاد.

    • دوست عزيزكه گفتيد كه مزاري درقضيه افشار مقصراست
      يك نكته را درنظر داشته باشيد كه مزاري چه ميخواست؟
      1 مزاري هيچ گاه براي چوكي جنگ نكرد او فقط حق مردم را ميخواست پس خواستن حق مردم هيچ گاه نميتواند اشتباه باشد بلكه اشتباه از طرف كسان بود كه حق مردم را ناديده ميگرفت.
      2 مزاري بدون اين كه جنگ را آغازكند ديگر هيچ راه نداشت دراينجا اگر سكوت ميكرد حادثات مانند افشاربلكه بدتراز آن هم رخ ميداد طوركه قبل ازآن بارها تكرار شده بود.
      3 مزاري رهبرخردمند وآگاه بود او درامور اداره اش خيلي مسلط بود اما اشتباه كه اوداشت تنها درشناخت دشمنان دوست نماي شان بود كه آنهارا درست نشناخت وآنان بودكه حزب را دچار انشعاب وديگر بدبختي هاساخت

    • خاک ده یی خردمندی که خود و قوم مطلومش را در بدر و خاک برسر کرد الحق اگر که خرد میداشت ,سیاست میفهمید خون گرم نمی بود کاری را از پیش میبرد .
      در قضیه افشار یک طرف این جرم و جنایت جناب مزاری بود!!

  • برادر زاهدی مواظب دهانتان باشید که چه بیرون میاید ممکن است خرد شود

  • دوستان عزیز سلام.من نظریات شما ها را خواندم در اخر به این نتیجه رسیدم که واقعن در حق هم وطنان بی دغاع منطقه افشار ظلم شده که تاریخ نخواهد فراموش کرد .ولی در ان وقت هم جنگ به سر قدرت بوده ب رادران به اصطلاح مجاهید به خاطر منفع خویش با هم کنار نیامده .که در اخر امر مردم بی دفاع فیدای خواستهای نا حق ان شده. که یک تعداد از ان پیراهن حضرت عثمان ساخته.من به این عقیده هستم که فعلن این طفریقه اندازی را کنار گژاشت دست بدست هم داده به خاطر اعمار مجدد اغفانستان مبارزه کرد. بعدن قاتلین وجنایت کارانرا به جزای اعمال خواهم رساند.

    آنلاين بنگريد : http://web.de

  • سلام
    نمی دانم چرا دوستان نصری از جنایات خود نمی گویند ؟؟؟
    از میخ فرو کردنشان بر سر مردم
    از
    رقص مرده
    یک بار یوتیوب را بگردید و جنایات کثیف سازمان نصر را بخوانید
    فرض کنیم یک سید در افشار خیانت کرد ، چرا به همه سادات دشنام می دهید ؟
    مگر ما شما را بخاطر کارهای چنگیز جنایتکار محاکمه کرده ایم ؟؟؟
    شما برو تاریخ مرستون را بخوان ، که حزب وحدت به رهبری مزاری در مرستون چه تجاوزهایی به اطفال کرد ، فیلم هم موجود است.
    جنایت اکبری کثیف را بخوان که زن و بچه آیت الله بهشتی را اسیر کرد و پیاده به بهسود آورد (کاری که یزید با امام حسین کرد)
    با آل علی هر که در افتاد ور افتاد

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.