صفحه نخست > دیدگاه > از آفرین و شاباش تا قدر شناسی واقعی

از آفرین و شاباش تا قدر شناسی واقعی

صدیفی غریب
سه شنبه 17 آپریل 2012

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

به سربازان دلیری که دیروز جانانه رزمیدند و به همه آنانی که پوزه شر افگنان را به خاک می مالند و عاشقانه برای آرامی مردم کار و پیکار می کنند، آفرین می گوییم. پروردگار همه اینان را از همه بلا ها و از شر آنانی که پشت میزهای ادارات دولتی نشسته و رشوت و پاره- و حتی بعضی های شان مانند آن و کیل/سناتور - آدم می خورند، در امان بدارد.

اما باید از آفرین و شاباش فراتر رفت، و باید دید که این سربازان برای چه جانفشانی و از خود گذری می کنند. شاید بگوییم برای نگهداری از خاک و مردم. قبول داریم و درست هم است. اما هدف و برآیند تلاش و پیکار و خون دادن پریروز و دیروز و به گمان زیاد روز های بعدی سربازان مان تنها همین نیست، بلکه این ازخود گذری ها- جدا از حفظ عامه مردم - هدفی دیگری را نیز برآورده می سازد و آن حفظ نظام موجود و دور نگهداشتن گزند ازکرسی نشینان بلند پایه این نظام است.

اگر تا این جا موافقید پیشتر می رویم، و روی این مساله که آیا این هدف ویا نتیجه دومی ارزش این همه جانفشانی های سربازان ما را دارد یا خیر، می چرخیم.

باید گفت که این پرسش سه بخش دارد:

اول این که آیا خون دادن برای حفظ مقام و منافع آنانی که نا اهل و فاسد اند و کاری را که هراس افگنان از درون ساختمان های نیمه کاره می کنند همان کار را این مقام ها از درون کاخ های شیرپور و موتر های زره انجام می دهند، ارزشمند است؟

دوم این که آیا این مقام ها قدر این جانفشانی ها و قهرمانی ها را می دانند؟ و آیا پاداشی برای آنانی که برای حفظ قدرت و منافع این کرسی نشینیان خون می دهند، قایلند؟ آیا ازخانواده های سربازانی که برای حفظ مقام و منافع این جلالتمآبان می میرند وارسی نموده و به باز ماندگان شان کمک می نمایند؟

سوم این که آیا به خاطر پایان دادن به حملاتی همانند آنچه دیروز اتفاق افتاد، باید طالبان لبیک بگوییم و برگشت دو باره آنها را بپذیریم؟

هر کسی می تواند پاسخی داشته باشد ولی پاسخ من اینست که:

1- جان دادن برای حفظ نظامی که کارآ نیست درست وبا ارزش نیست، و دفاع از آنانی که فاسد اند و برناحق امور این مملکت را در دست گرفته اند، موجه نیست. با این تاکید، می بینیم که درچنین مواقعی نمی شود با هراس افگنان مبارزه نکرد و نجنگید، چون درینجا پای امنیت مردم و حاکمیت ملی در میان است.

به نظرم در چنین وضعی در دو جبهه باید جنگید: در جبهه مقاومت در برابر هراس افکنان و در جبهه مبارزه با فساد پیشگان موجود در نظام.

میدانیم و می بینیم که سربازان قهرمان ما در جبهه اولی جنگیدند و می جنگند. خدا توفیق شان بدهد! اما جبهه دیگر سربازان دلیری ندارد تا همان طوری که سربازان اردوی، پولیس و منسوبین امنیت ملی ما هراس افگنان را به زنجیر بسته و کشان کشان به سوی عدالت می برند، اینان نا اهلان فساد پیشه را به زنجیر بکشند و به کیفر کردار شان برسانند.

2- مقامات و مسوولان قدر خون سربازان ما را نمی دانند و به آن بها نمی دهند. اگر گاهی تصویر شهیدان و آنانی را که بدست هراس افکنان کشته شده اند را در خیابان ها می بینیم و یا در بزرگداشتی از آنان فراخوانده می شویم، باید بدانیم که همه این قدر شناسی ها بدست هواداران و دوستان این از دست رفتگان انجام می یابد و نه از سوی دولت و مسوولین. (در دو ماه گذشته من شاهد شهادت دوهمسایه جوان – بیست و دو ساله و بیست و چهار ساله – مان بوده ام که هر دو سرباز اردوی ملی بوده و در ولایت غزنی بدست طالبان به طرز بیرحمانه کشته شدند. حال خانواده این دو جوان بی سرپرست باقیمانده و نان آوری هم ندارند، وکسی ازجلالتمآبان کرسی مدار سراغ شان را هم نمی گیرد!).

3- پذیرش دوباره نظام طالبان و آوردن آنان به درون نظام زیر نام برادران و ( و درین اواخرخواهران) ناراضی نیز انتخاب درستی نیست. با طالبان و گروه های همانند شان باید بر اساس عدل ودر چارچوب قانون بر خورد صورت بگیرد. امروز طالبان فقط می توانند آرامش چند ساعته ما را بهم بزنند و خون چند مبارز ما را بریزند، که در مقابل افراد خودشان نیز کشته می شوند. اما برگشت دوباره طالبان به قدرت، همه چیز ما را از میان خواهد برد، واین حقیقتی است که نیازی به توضیح ندارد.

آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس