کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > فیلمی دیداری با آرمش دوستدار؛ بیست قرن سکوت فکری در فرهنگ ایرانی

فیلمی دیداری با آرمش دوستدار؛ بیست قرن سکوت فکری در فرهنگ ایرانی

يكشنبه 22 آوريل 2012, بوسيله‌ى shams

این فیلم در سال 2007 نشر شده است و گزارش بی بی سی در مورد آنرا من قبلا هنگام جستجوی نام آرمش دوستدار در گوگل دیده و خوانده بودم. چند روز پیش متوجه شدم که در دهم مارچ 2012 کسی این فیلم را در یوتیوپ آپلود نموده است. نام اصلی فیلم "بیست قرن سکوت؛ دیداری با آرامش دوستدار" است. در یوتیوپ آنرا با عنوان "بیست قرن سکوت فکری در فرهنگ ایرانی" نشر نموده اند. اما من جایی خواندم که آرامش دوستدار گفته است: "بهتر بود تا نام فیلم "بیست قرن هیاهو" می بود. ظاهرا، اشاره آرامش دوستدار به ده ها شاعر، نویسنده، عارف، متکلم و "فیلسوف" ایرانی است. قطعاً، تاریخ فرهنگی ایران تاریخ سکوت نیست. اما به زعم آرامش دوستدار تاریخ فکر، اندیشه و فلسفه نیز نیست. شاید به همین خاطر است که او نام بهتر این فیلم را بیست قرن هیاهو می داند.

جعفررضائی

بیست قرن سکوت فکری در فرهنگ ایرانی

گزارش بی بی سی

بیست قرن سکوت؛ دیداری با آرامش دوستدار

امید فراستی
بروکسل

فیلم "بیست قرن سکوت: دیداری با آرامش دوستدار" به مهمترین دلمشغولی های دوستدار پرداخته است
آرامش دوستدار، فیلسوف ایرانی مقیم آلمان که خصوصا با سه کتاب "ملاحظات فلسفی در دين و علم"، "درخشش های تيره" و "امتناع تفکر در فرهنگ دينی" شناخته می شود، گفتمانی انتقادی و پرسشگر دارد.
او فرهنگ ایران را از گذشته تا به امروز "فرهنگی دین خو" می داند. دینی که "امکان پرسیدن را از آدم ها می گیرد و از آن ها بنده هایی می سازد تا با توسل به مرجع دینی، به پاسخ دست یابند."

به باور او در فرهنگ دینی ایران "هیچوقت کشمکش فکری وجود نداشته" و اگر هم بوده "یا در زمینه فقه یا شرح فلسفه اشراق و یا درگیری هایی بوده که بین شعرا پیش می آمده است". او این فرهنگ را "ایستا" لقب می دهد.

نقد تند و تیز دوستدار را بسیاری برنمی تابند. برخی خالی کردن تاریخ ایران را از بزرگانی متفکر که دوستدار تعدادشان را کمتر از انگشتان یک دست می داند خوش ندارند و گروهی نیز نظریات او را در ضدیت با دین ارزیابی می کنند.

همین نگاه نقادانه و پرسشگر آرامش دوستدار، علی امینی نجفی، نویسنده، منتقد فیلم و روزنامه نگار و احمد امینیان، مدیر انجمن فرهنگی عمر خیام در بروکسل را بر آن می دارد تا فیلمی در مورد اندیشه های او بسازند: "بیست قرن سکوت: دیداری با آرامش دوستدار".

ساخت این فیلم از سال ۲۰۰۰ میلادی آغاز و شش سال بعد پایان می یابد و نهایتا هفته گذشته به همت انجمن فرهنگی عمر خیام و فدراسیون اورو پرس برای نخستین بار با حضور آرامش دوستدار، برخی از علاقمندان به اندیشه های او و فیلمساز در شهر بروکسل به نمایش در آمد.

طرح پرسش

برای من همیشه خود آقای دوستدار بیش از کارهایش جالب بوده و فکر می کنم خیلی ها حسودیشان می شود اگر بدانند که چه خوب می شود با او رابطه برقرار کرد

علی امینی نجفی

علی امینی نجفی در این فیلم پنجاه دقیقه ای که فرهاد فرهادی آن را فیلمبرداری کرده سعی کرده "طرح پرسش" را که "جوهر تفکر آرامش دوستدار" می داند، در ذهن تماشاگر ایجاد کند.

کسی که آرامش دوستدار را تنها با نوشته ها و کتاب هایش می شناسد با دیدن فیلم امکان آشنا شدن با چهره او را پیدا می کند و کسی که آثار او را نخوانده، با دیدن او، فرصت آشنایی با اندیشه هایش را بدست می آورد.

طبیعتا طرح مسائل فلسفی، آن هم با فشردگی و وسواسی که در کتاب های آرامش دوستدار وجود دارد در یک فیلم پنجاه دقیقه ای کار آسانی نیست و کارگردان فیلم نیز ادعای انجامش را ندارد.

اما همانطور که خود آرامش دوستدار نیز تاکید می کند، این فیلم نظرات وی را از دید کارگردان فیلم مطرح می کند و بیننده را قطعا با زندگی و دلمشغولی های وی آشنا می کند.

پس از نمایش این فیلم میزگردی با حضور رضا کاظم زاده، روانشناس، الهه صدر، فعال امور زنان، مژگان کاهن، روانشناس، بهرام محيی، روزنامه نگار و محقق، احمد امينيان، مدير انجمن فرهنگی عمر خيام و تهيه کننده فيلم و علی امينی، درباره تاثیر آثار آرامش دوستدار و برداشت آنها از اندیشه های وی برگزار شد.

آرامش دوستدار نیز در انتهای جلسه در مورد فیلم اظهار نظر کرد و به سوالات حاضران پاسخ داد.

اندیشیدن

کتاب امتناع تفکر در فرهنگ دینی بازتاب زیادی در داخل و خارج ایران داشته است

مجری برنامه ابتدا به نگاه فلسفی آرامش دوستدار اشاره کرد و گفت که او در نخستین کتابش به بررسی چیستی بینش دینی و دید علمی می پردازد و آنچه این دو دریافت را، با وجود تفاوت ماهوی شان با یکدیگر از تفکر فلسفی، متمایز می سازد.

وی گره این تفاوت و تمایز را در نوع رفتاری می داند که هر یک از آنها درقبال پرسش پیشه می کنند.

به باور دوستدار، بر خلاف تفکر فلسفی که با پرسش زاده می شود و تا آن زمان که در درون پرسش می ماند زنده و پویا ست، بینش دینی از آنجا که پاسخ را از پیش دارد، پرسش را از پیش ناممکن می کند و دید علمی که با پرسش آغاز می شود وقتی که به پاسخ رسید، پرسش را کنار می گذارد.

مژگان کاهن که به عنوان روانشناس مدتی است در زمینه مسائل جنسی مقاله می نویسد، از تجربیات خود در ارتباط با جامعه ایرانی و نمونه هایی از تاثیر فرهنگ دینی بر بینش ایرانیان سخن گفت.

وی گفت که نه تنها روشنفکران بلکه حتی پزشکان ایرانی نیز در برخورد با تابوهای جنسی همان نظریات دینی را تکرار می کنند و با وجود استفاده از ادبیات به ظاهر علمی، در مواضعشان هیچ رابطه ای با آنچه در علم نوین وجود دارد دیده نمی شود.

بهرام محيی نیز به مفهوم آزادی در آثار آرامش دوستدار اشاره کرد. هرچند دوستدار به این مفهوم به طور مشخص و مبسوط نپرداخته اما در بخش هایی از دو کتابش توضیحاتی در این مورد ارائه می دهد که به نظر آقای محیی بسیار درخشان است.

به باور بهرام محیی، آزادی که دوستدار از آن سخن می گوید پیش از آن که آزادی فردی، سیاسی یا اجتماعی باشد، آزادی خصوصی و شخصی فکر است. او در توضیح این موضوع افزود: "نشانه چنین آزادی همواره دینامیسم درونی پرسش است که به نیروی آن، "من" می تواند با هر مانعی در افتد و آن را در هم شکند. فقط اندیشیدن است که "من" را به آزادی درونی می رساند." او به این شکل، "من اسلامی را نفی مطلق آزادی و اندیشیدن" معرفی می کند.

دین خویی

الهه صدر به عنوان خواننده آثار آرامش دوستدار گفت که خواندن این کتاب ها به وی کمک کرده تا خود را بهتر بشناسد و نظراتش را منسجم تر کند.

او نکته کلیدی و مرکزی کتاب های آرامش دوستدار را "دین خویی" معرفی کرد و آن را به همه ایرانیان، اعم از روشنفکر و عوام بسط داد. او به طور خلاصه دین خویی را ناشی از نپرسیدن و نیندیشیدن ناشی از وابستگی تعریف کرد.

در این جلسه، رضا کاظم زاده نیز از زاویه تجربیاتش در حوزه روانشنانسی نقبی به اندیشه های آرامش دوستدار زد.

وی به سه مشخصه فرهنگی ایرانیان یعنی تعارف، آبرو و احترام اشاره کرد. او کاربرد احترام را در تعیین سلسله مراتب تعریف کرد که به وسیله آن جایگاه زن و مرد و کودک و بالغ تعیین می شود.

آقای کاظم زاده تعارف را وسیله ای عنوان کرد که جامعه در فرهنگ ما ایجاد کرده تا "صلح اجتماعی" برقرار کند. به عقیده او "هدف از تعارف نه بیان درونیات بلکه رفتاری است که نشان دهد گویی در جامعه همه با هم خوبند." وی آبرو را نیز عاملی برای کنترل رفتارهای خلاف عرف توسط نزدیک ترین افراد به شخص معرفی کرد. او افزود که در هر سه مورد جدایی بین دنیای درون و بیرون قابل مشاهده است.

آقای کاظم زاده گفت: "این سه مشخصه ما را وا می دارند تا به محض ورود به محیط اجتماعی، درونیات خود را بروز ندهیم و در مقابل از یک سری قواعد پیروی کنیم." او افزود به عنوان یک روانشناس، مفهوم "دین خویی" در آثار آرامش دوستدار را به این شکل در فرهنگ و روابط اجتماعی ایرانی ها تشخیص می دهد.

احمد امینیان تهیه کننده فیلم، سخنانش را با چگونگی آشنائیش با آرامش دوستدار آغاز کرد و از نحوه شکل گیری ایده فیلم "بیست قرن سکوت: دیداری با آرامش دوستدار" سخن گفت.

او با اشاره به تاثیر مطالعه مقاله ای از آرامش دوستدار گفت که برای نخستین بار احساس کرده فردی، "نوع دیگری از پرسیدن" را مطرح می کند.

او گفت بعدتر و با آشنایی بیشتر با آثار دوستدار به این نتیجه رسیده که اندیشه های وی شاخص دوران معاصر در ارتباط با ایران است و همین امر باعث شد تا به فکر عمومی کردن این اندیشه بر آید و جرقه تولید فیلمی در ارتباط با آرامش دوستدار همان زمان زده شد.

نگاهی به زندگی آرامش دوستدار

آرامش دوستدار سال ۱۳۱۰ در تهران متولد شد. او دوران دبیرستان را در مدرسه شرف طی کرد، جایی که با جلال آل احمد به عنوان دبیر آشنا شد.

آرامش دوستدار خود می گوید از سنین نوجوانی این امکان را داشته تا به واسطه برادر بزرگش با بسیاری از روشنفکران ایرانی آشنا شود و همین به او کمک کرده تا مشکلات جامعه ای که در آن می زیسته را بهتر درک کند.

وی نخستین بار سال ۱۳۳۷ به آلمان سفر کرد و سال ۱۳۵۰ از دانشگاه بن در آلمان در رشته اصلی فلسفه و رشته های جنبی روانشناسی و دین شناسی تطبیقی به اخذ درجه دکترا نائل شد. دوستدار پایان نامه تحصیلی اش را به فلسفه نیچه اختصاص داده بود.

سفر به آلمان و تحصیل فلسفه همراه با تجربیات نزدیکش از ایران و احساسش نسبت به این فرهنگ مهمترین تاثیر را بر شکل گیری اندیشه های آرامش دوستدار باقی می گذارند.

او در طی مدت زمانی طولانی به تضادی پی می برد که به مرور برایش روشن تر و ملموس تر می شود. دوستدار می گوید از حدود سال ۱۳۴۱ تکلیفش با ایران روشن شده است. وی پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۵۱ تا ۵۸ در دانشگاه تهران به تدریس فلسفه مشغول می شود.

در همین زمان دوستدار با پرسش ها و نظرات دانشجویان و حتی استادان و همکارانش مواجه می شود و به قطعیت احساس می کند "چیزی در ایران تکان نمی خورد." به گفته او "همه در حال تکرار اراجیفی بودند که پنجاه سال پیشتر مثلا در مورد حافظ گفته می شد."

در همان دوران ایده طرح این معضل به عنوان یک مسئله به ذهنش خطور می کند. مسئله ای که نهایتا در مقالات و کتاب های او بازتاب می یابند.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






52 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > فیلمی دیداری با آرمش دوستدار؛ بیست قرن سکوت فکری در فرهنگ ایرانی

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • این هم تقلید کور کورانه از یک به اصطلاح فیلسوف ایرانی... لطیف پدرام نیز یک مقلد کوریست مانند تو...

  • een mard mahsoore dar takhyolate khodash ast, dochare yak nawe pesh qazawat ast ke nametawanad az aan khodash ra berehanad

    ok

  • خسته نشدی جناب جعفر رضایی! تو از آن دسته آدم ها هستی که تا پای شان به خارج و اروپا رسیده خود را گم کرده اند و به قول معروف "تازه به دوران رسیده ای" بیش نیستی که نان چرب و امکانات فراوان ممالک غربی تو را قادر ساخته تا به چنین حرف هایی دامن بزنی! و گرنه در این ملک و یا در دوران مهاجرتت در ایران کی این حرف ها را بلد بودی؟ تو را باید طرفدار دو آتشه بی منطق و کاسه داغتر از آش نامید ...

  • دوستدار بچیم همراه جعفررضایی یکجا تریاک بنوش حتما حقیقت زنده گی را هردوی تان درمی یابید

    • قرآنیار تو برو آله تناسلی اعراب را مالش کن، سپس دیگران را پند بده.

    • قران یار!
      آدم چقدر احمق وفاقداند ک ترین فهم وفراست باشد(مانندتو)که دربرابر ان صحبت سراپازیباوشنیدنی ومالامال
      ازآگاهی ومنطق(منظورم ویدوی آقای دوستداراست)چنین عکس العمل (همچورفلکس های شرطی)بروزدهدو
      علاوه بایدکردکه هرکی یارش قران شد باید هم چنین باشد(همچوآقای قران یارررررررررررررررر).

    • آقای محمد جواد سلیمی! در کامنت زیرین این موضوع متذکر شده اید که" بعد از آمدن اسلام بود که متفکرین بزرگی در حوزه ای اندیشه وتفکر نظیر ذکریای رازی، جابر ابن حیان، بوعلی، فارابی، خیام، فردوسی، خواجه نصیر مولوی وصد ها دانشمند و متخصص بوجود آمدند"، با واقعیت اسلام ا نطباق ندارد، زیرا اگر رازی، فارابی، ابن سینا، ابن طفیل وابن رشد وغیره در جامعه ای اسلامی ظهور کردندودر زمینه ای علوم عقلی آثاری فنا نا پذیر از خود بیاد گار گذاشتند ،همه ازبرکت فلسفه ای یونان، نوی افلاطونیان واسکندرانی بودند، نه اسلام، زیرااسلام بجز از فقه، اصول وبعداً کلام،ونیز تفسیر های ضدو نقیض بدرد نخور وحدیث های مجعول چیز دیگری نداشته است که به امت اسلام به ارمغان می آورد. همین چند تن دانشمند هم با انواع تحقیر وتعجیز وتوهین ونفی بلد روبرو بودند،مفتی ها و فقه های متحجر وقشری میراث داران اصلی اسلام بار ها وبارها فتوای تکفیر اینهارا صادرکردند. این دانشمندان ومتفکرین بخاطر مواجه نشدن با فتوای فقها و علمای قشری اسلام آثار خودرا تحت پوشش اصطلاحات اسلامی بیان داشته اند. رازی خود نبوت رانفی میکرد و میگفت نبوت باعث کشت وکشتار و قتل و قتال بنی نوع انسان است. جنازه ی خیام را نگذاشتند که در گورستان اسلامی دفن شود. او تازنده بود بخاطر استخراجات نجومی خود و مرتب کردن تقویم جلالی تحت چتر حمایتی خواجه نظام الملک طوسی وزیر مقتدر سلجوقی ها قرار داشت. فردوسی احیا کننده ی اساطیر وداستانهای آریانا ی قدیم بود و با دین اسلام چندان سرو کاری نداشت. اما خواجه نصیر طوسی چه ترفندی را بکار بست که حیثیت مشاور هلاکو خان مغول دشمن شماره یک مدنیت اسلامی ودنیای اسلام را بدست آورد واورا درراستای جنون خون خوارگی اش مشوره ارایه داشت. مولانا جلال الدین محمد بلخی متصوف یا عارف اسلامی ستایشگر عشق ونکوهشگر فلسفه، عقل واستدلال است، او میگوید آنچه از عقل ساخته نیست از عشق ساخته است یعنی انسان با شوق و جذبه به کشف وشهود میرسد، ودیده میشود که این عشق و کشف وشهود متصوفه موجب هیچ تحولی در زندگی مسلمانان نشده است. اینکه متذکر شده ای که "دین اسلام باعث انجماد تفکر واندیشیدن نیست" براستی اگر چنین نیست، چرا در میان یک ملیارد وسه صد میلیون مسلمان امروزی یک تن مخترع یا ساینتیست که برای هم مسلکانش مصدر خدمت شده باشد، دیده نمیشود. آنچه در جامعه ی اسلامی دیده میشود جهل است، بیسوادی، فقر، تعصب، زن ستیزی، خرد ستیزی، انتحار، صدور فتوای کفر وکافری، مرتدشمردن دگر اندیشان واعدام آنان، سنگسار،بریدن دست و پا، ذبح انسان با نعره الله اکبر. اینست میراث دینی که دران انجماد تفکر واندیشه وجود ندارد.

    • جمیل جان درود بر شما!

      راستی هم همینطور است که شما نوشته اید. سرفراز و پرنیرو باشید

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.