کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

جمعه 18 مه 2012, بوسيله‌ى عبدالغیور سلطانی

بحث روز هجدهم سنبله، به عنوان روز رخصتی به مناسبت روز شهید (روز شهادت قهرمان ملی افغانستان احمدشاه مسعود) از مدت ها به این سو مطرح بود، و به گزارش رسانه ها، همه کمیسیون ها در این مورد اظهار نظر کرده بودند.

در برخی از گروپ های همسوی پارلمانی نیز این موضوع مورد بحث قرار گرفته بود و فیصله بر آن بود که در همان روز چهار شنبه، همه حاضر باشند و در صورت مباحثه، آمادگی وجود داشته باشد؛ اما چنین نشده است.
اول این که گزارش نمایندگان کمیسیون کار، آقای سمکنی و آقای سلجوقی در آن روز برای سایر نمایندگان شورای ملی سمت دهنده نبود و اما مشکل اصلی عدم حضور برخی از نمایندگان، از جمله آقای محمد یونس قانونی و نمایندگان نزدیک به او بود.

عدم حضور محمد یونس قانونی در این روز مهم، با وجود آگاهی کامل و بدون هیچ گونه عذر قابل قبول، پرسش خطرناکی را در ذهن ناظران مطرح می کند که پشت این عمل چه معامله ای خوابید است؟

آیا هنوز هم به ریاست پارلمان چشم دارند که بار دیگر به این منصب برسند و این رشوه ای است به حکومت و مخالفان قهرمان ملی؟ زیرا نام قهرمان ملی از تقویم افغانستان در انتخابات، با تفاوت چند رأی ناچیز حذف گردید. گزارش های تأیید ناشده می رسانند که آقای قانونی با تشویق شماری از اطرافیانش، با وجود ممانعت از لحاظ قانون، مایل است بار دیگر در صورت استعفا و یا برکناری رییس کنونی پارلمان، جانشین او شود. اما به خاطر حساسیت بالایی که در برابر آقای قانونی در داخل پارلمان وجود دارد، ایشان نمی توانند بدون حمایت حکومت به این سمت برسند.

تلاش های آقای قانونی در این زمینه احتمالا به خاطر درک درستی است که از موقف خود دارند. در جبهه ی که توسط داکتر عبدالله رهبری می شود آقای قانونی نقش سمبولیک و غیر موثری دارد و از سوی دیگر رونق کار احمدضیا مسعود نیز قانونی را نسبت به آینده ی سیاسی خودش نا امید ساخته است.

گمان تحلیلگران بر این است که عدم حضور سوال بر انگیز آقای قانونی و نمایندگان همراه اش در روز انتخاباتی که به خاطر نیاوردن رأی کافی، آن هم با تفاوت بسیار ناچیز، نام قهرمان ملی افغانستان از تقویم مملکت حذف می شود، موقعیت او را در میان هواداران شهید احمدشاه مسعود به شدت خراب خواهد کرد.

پیش از این نیز آقای قانونی به خاطر امضای معاهده ی بُن اول و پیامد های ناگوار آن برای جریان مقاومت، مورد انتقاد های شدید قرارداشت.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






52 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • به نظر من این کاری به قانونی مانوبی ندارد.

    چه دیر و یا زود نام کسانی که در جنگ های داخلی و در بربادی وطن دست داشته اند باید از تقویم ملی خارج شود. نصف مردم کشور مسعود را یک خاین و یک ادمکش و یک دزد می دانند.

    برای شما شاید قهرمان ملی باشد اما برای مردم افغانستان او یک قاتل است.

    افرین به کسی که این کار را کرده است.

    • من کاملا نظر اقای اکرم سادات را تایید میکنم ... اقای سادات دست ات درد نکند ... صدقه دستان پاک ات

    • مسعود، را اشغالگران قهرمان ملی ساختند نه مردم !
      مسعود يک جنايتکار جنگی است!
      روزنامه های ايران ، مسعود را ( شير پنجشير) ميخوانند[ شير با تلفظ شير گاو ]!

    • مسعود قهرمان است، يعنی ملت افغانستان ، صغير و نادان است و به سن بلوغ نرسيده است!
      يعنی اينکه ملت ، قاتل و متجاوز به ناموس خودرا دوست دارد!!
      يعنی اين که حقوق بشر امريکايی ! چيزکی است تماشايی !
      يعنی اين که چند جاسوس با نام و عکس جعلی ، در صفحات انترنت يکه تازی کنند!
      يعنی اينکه دنيا در دست گوربز عطاخيل ( نام جديد پرويزبهمن) و اذناب و احفاد آنان است!
      قهرمانی مسعود، يعنی تعميم ابلهی درجهان! يعنی مضحکه تاريخ شرف و انسانيت!

    • سلام به تمام دوستان به نظر من اقاي احمد شا پيش ازاينك شحيد ملي باشد او يك خون خارملي ملي است وبأيد تمام مردم حقائق قبول كنيم

      آنلاين بنگريد : http://kabulperis

    • مسعود نادان بود مانند بقه تشنه آب زیاد خورده بود عکسش در آب بزرگش نشان میداد فکر مکرد کلان شده آنقدر خورد تا پاره شد مرد. دیگر او ارزش گفت گو کردن را ندارد چه رسد به قهرمان بودن

  • بیش از هشتاد فیصد مردم این نظر را دارند.این ابله جنایتکار توان اقوام محروم را با انحصار طلبی های جنایت کارانه خویش بر باد داد.وامروز اقوام محروم در همانجا یی ایستاده اند که بیست سال پیش بودند. همه خون های ریخته شده بر باد رفت.وبین اقوام هم سرنوشت استخوان شکنی های بی نتیجه زیادی شد.که درد هیچ طرفی را دوا نکرد.در حالی که در همان زمان نه هزاره ها ونه اوزبیک ها مخالف ریاست جمهوری ربانی ووزیر دفاع بودن این رهبر دزدان چور وچپاول گر نبودند وفقط خواستار مشارکت اساسی در قدرت بودند نه سمبولیک ونمایشی.امروز هم مسئله افغانستان بدون تقسیم واقعی قدرت حل نخواهد شد.

    آنلاين بنگريد : خان محمد

    • سلام
      تا زمان حکومت حبیب اله بچه امیرعبدالرحمن هزاره کش هزاره ها مثل برده در سر چوک خرید فروش میشدند بعد ازسال ۱۹۹۲ با عملکرد هزاره ها وانمود گردید که امیر عبدالرحمن در کارهایش اشتباه نمی کرده او روان شناسی هزاره ها را بيشتر از هرکس دیگر می دانسته
      در بین مردم غیر هزاره ضرب المثل محروف است که خدا هزاره را قدرت نه دهد ورنه سگ را نهل میکند ما همه چشم دیدیم که چه جنایاتی از طرف گروه مزاری و شفیع بالای مردم ما صورت نگرفت
      از آن زمان مانند دوران پدر کلان هزاره ها چنگیز ۷۰۰ سال نگذشته که ما آنرا فراموش کنیم
      یک مطلب را هزاره ها بدانند که پشتون تاجیک از لحاظ نژادی و مذهبی و جغرافیایی روابط خويشاوندی ومشترکات زیادی دارند که به هیچ صورت این دو ملیت از هم جدا زنده بوده نمی توانند و از لحاظ نفوس نیز ۷۵الی ۸۰ فیصد نفوس کشور را تشکیل میدهند
      چیزیکه بسیار مهم است اینکه هزاره ها ازنظر جغرافیایی در محاصره پشتون تاجک ها قرار دارند و هیچ زمانی در راس قدرت قرار نمی گیرند و عامل دیگر بد بینی پشتون ها نسبت به هزاره ها تا اندازه است که گروه طالبان و حزب اسلامی هزاره ها را مشرک می دانند
      شما به یاد دارید که مزاری بنابر دشمنی که با تاجک ها داشت از بین دو دشمن پشتون ها را انتخاب نمود ولی گروه طالبان با وصف اینکه خود را سفیران صلح قلمدات میکردند با وصفاینکه مزاری خود از روی ناچاری تا به سیاف ومسعود تسلیم شود خود را به طالبان تسلیم نمود ولی طالبان نظر به عقده قومیی و مزهبی که با مزاری داشتند حتی یک روز تحمل اورا نتوانستند و مزاری را به شکل فجیحی به قتل رساندند و جسد اورا به هزاره ها تسلیم دادند وحزب وحدت با وصف اینکه نفوس قابل ملاحظه در مزار شریف داشت مزاری را در جوار زیارت سخی دفن کرده نتوانستند چون از طرف دوستم و رسول پهلوان وعلمای ولایت بلخ مخالفت جدی صورت گرفت

    • تاجیک تاجیک یکصد سال پیش نیست که به گپ چند اوغان سلیمان کوهی فریفته شود. هیچ عملی زشت تر و پلیدتر از ستایش قتل انسانها نیست و تو کثیف از کشته شدن هزاره ها ابراز شادی میکنی.

    • جناب بینام، روانشناسی تاجک ها را هم نادرخان و محمد گل خان مهمند میدانستند، بلی؟

    • حلقه غلامی و غلام بچکی مبارکت باد امیدوارم همشه علام باشی ازاین بالا تر لیافت هم نداری برای همین ساخته شده ای .آقای بر پشتون ها مبارک . که لیاقت آقای بر شما را دارند. مردانگی دارند حدی عقل.

  • ملنگ

    عجب زمانهء است، کسی او را در قریه جا نمیداد اما او شله بود که اسپ مرا در خانهء ملک بسته کن. معلوم نیست که ملت کیست که مسعود قهرمان او باشد؟ هرگاه ملت مردم افغانستان، یا به گفتهء شما اوغانستان، باشند مگر کسی از خرد بیگانه باشد که نداند که هزاره ها، پشتونها، ازبیکها، ترکمنها و از تاجیکها نیز تاجیکهای هراتی، فراهی، غزنی... به این قاتل جنایتکار مقام بالا تر از " بز" را قایل نیستند با وجود آنهم یک عده شله هستند که او "قهرمان ملی" است. آغا اینجا "تاجیک میدیا" نیست آفغانستان است.

  • سلطانی صاحب به تفاوت رایی کم نبود از جمله 124 تن حاضردر مجلس 94 تن رایی دادند تا باید نام مسعود حذف شود معلومات تان نا دورست است ونباید قضاوت بیجا و نماید این نشان دهند آن است که مردم دیگر قهرمانان ساختگی را نمیخواهد در این مورد نباید کسی را مقصر بیدانید ..

    آنلاين بنگريد : امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

  • والله جای شرم است.............به خاطر خان عبدالغفار خان ما روز رخصتی داریم که در پشاور افغان ها مسموم به مهاجر هستند و اکنون نام قهرمانان ما خذف میگردد جای تاسف است...........اکنون معلوم میشود که آقای فانونی در قتل آمر صاحب شهید هم دست دارد و باید به سزای اعمال خویش برسد............اما افسوس افسوس.

    • مرک به اشخاصیکه به نام ( قهرمان ملی شهیداحمدشاه مسعود ) توعین میکونند.....................................
      آمرصاحب احمد شاه مسعود قهرمان ملی بود ، است وخواهید بود....................................................
      [رامس سیفی پنجشیری]

  • اگر فرشته حضرتی-بیژنپور در مرگ احمدشاه مسعود یخن پاره میکنند دلیل آن روشن است. فرشته حضرتی-بیژنپور از آن "مرحومی" یک چیزهای چشیده بود. فرشته حضرتی-بیژنپور حق دارد آمر صاحب شهید گفته بام تا شام گلو پاره کنند که او "قاره مان بود" زیرا او مزهء قا ره مانی "مرحومی" را چشیده او نمی تواند آنرا از یاد ببرد. اما مه حیران به یک تعداد مردم کم عقل و احساساتی هستم که چه گفته از یک قاتل جانی پشتیبانی میکنند. اگر کدام فایدهء از او به ایشان رسیده پشتیبانی کنند. تا میتوانند "رح" ده دمب نامش قطار کنند اما لحاظ خدا او را سر گرده های ما سوار نکنند. از ما انتظار نداشته باشند که او قاتل هزاران انسان بیگناه را شهید و قاره مان بگوییم. زیرا ما جنایات او را به چشم سر شاهد بودیم چطور می توانیم به خود دروغ بگوییم که او جنایتکار نبود "قاره مان" بود و یا او شهید است. ما باور داریم که او در دوزخ در انتظار سیاف، گلبدین، عبدالله عبدالله، فهیم و ... است. او را حتا "بز" گفتن گناه است. زیرا بز شیر میدهد، گوشت اش مزه دار است، از پوستش بهترین چرم ساخته می شود. اما مسعود چه؟

  • به گفته مردان قديم چلپاسك را در اپريشم خواباندن وي گفت كه جاي من در امان مغاره سنكها است .
    شما قوم جوالي و نوكر پشتونها را اگر شاهي را دهيم ميگويند اين متعلق به پشتونها دارد .
    اين مسعود بود كه يوغ بردگي را ازشانه شما پاين كرد از پشتونها كه گيله نيست چون انها بردگي پاكستان را قبول كردن .
    بسيار نمك حرام هستيد 

    • وحید نشاط،
      برو دردت به قراری بخور، جنگ انداز منافق. برو پیش داکتر روانی ...

  • ahmad shah masod was a hero of afghanistan we people from logar accept him as a hero of afghanistan and he must be a hero if he wasn;t then afghanistan was a 5th province of pakistan , you should accept if he was not stand agaisnt taliban who were there Hazaran defeat bye taliban DOSTOM RUN AWY BYE TALIBAN JUST MASSOD WAS STAND AGAINST TALIBAN AS A UNDEFEATED MAN . THANKS FROM THOSE WHO SUPORT MASOOD THE HERO OF AFGHANISTAN. WE PEOPLE FROM LOGAR PROVINCE SUPPORT HIM. LONG LIFE HIS NAME HIS FOLLOWER AND HIS SUPPORTER. HAMAYON.

    • مسعود یک قهرمان بود و نامش در تاریخ جاوید خواهد ماند. ان هائیکه مسعود را تخریب میکنند بیشتر به خاطر عقده های قومی میباشد تا بیان واقعیت ها . البته قهرمانی های مسعود جدا از اشتباهات سیاسی وی میباشد. ما امروز در افغانستان مسعود را یا کسی مانند وی را نداریم کا به این حال هستیم.

    • If Madoud was not saanding aginst Taliban tody we never had enough people have rights of fredom of speech, bacause becaus Hazarah brothers who calling Masoud was not a hero, their leader run awy to Iran, then Masoud call them come back people I am her and to day ahzars forgot situation.

    • Farahi Tajik I am sorry you feel this way but your English is very poor and you need to spell check your work I do not understand what you are trying to say. Do not take this personal just learn better English. I apoligize if I hurt your feelings.

    • Sure he was. But a hero amongst who? He was surrounded by other criminals like himself. Together with the rest of the other powerful figures he lead the country into destruction and poverty. I would question the percentage of people that actually like him in Logar. From what I have read and heard he even killed a lot of good people from Panjsheer.

    • آقای همایون با عرض احترام به نظر شخصی تان :
      فقط نظر خود را بگویید و هیچگاه نام ولایت را با نام این کثیف مردار نسازید، تاریخ هم ثبوت این موضوع را خواهد داد که فیصله نماینده گان مردم یک ثبوت آن است.

  • I would like to thanks all parliament’s members that approved to remove the name of traders and evil. thanks again

  • تمام بدبختی های افغانستان از انحصار طلبی مسعود است، مسعود یک خائین ملی نه بلکه یک جنایتکار هست و این کرزی خائین مسعود جنایتکار را قهرمان ساخته است. نسل آینده افغانستان نام مسعود را در جمله جنایتکاران قرار خواهد داد.

  • Mr nawesendah kame bayad hawselah mekardi . naam Masoud burzurg ra kase paak karda nametana. kasanike ba masoud hesaadat darand az nadashtan sakhsiat hammcho masoud rang mebarand wa maoud khod ra dar jahan saabet karda! emoroz mosaweda roz char shanbe hazf shud wa 2 bara naam Qahraman meli darj taqweem shud. dele doshman ha bekafad
    !http://www.tolonews.com/fa/afghanistan/6275-september-9-declared-national-holiday-to-honour-massoud-

  • مسعود جنایتکاری همسان هیتلر در آلمان نازی می باشد و جنایتکار بودن مسعود را هر کاری بکنید پنهان نمی توانید.
    "هزاره"

  • تمام هزاره ها باید از این کامنت های تاجیک های شورای نظار و مسعود پرست که از این جنایتکار ضد بشر دفاع می کنند درس بگیریند و با دیدگاه متفاوتی قضایای افغانستان را تحلیل و موضع گیری نمایند.

    • به نظر من دفاع كردن ازادم هاي كه بخون مردم الوده است هيچ فايده اي ندارد چه مسعود باشد ياچه ديگر جنايتكاران كه مردم بيگناه راقتل عام كردند بنده خودم ازمردم تاجيك وازشمالي هستم انقدركه از نيروهاي مسعود ضرر ديدم وتمام داروندارم راازدست دادم ازديگر مردم مثل پشتون ياهزاره هيچ كدام بدي نديدم

      آنلاين بنگريد : http://Kabul pres.com

    • دوست عزیز که در بالا بی نام نظر داده اید.

      مسعود چه کرد و چه دست اوردی داشت که شما به طعنه می گویید که عقده ای قومی باعث قضاوت منفی در باره ای او می شود؟

      من به مسعود بی احترامی نمی کنم چون زنده نیست. اما اگر با انصاف و بدون تعصب به زندگی مسعود نگاه کرد چنین چیزی می شود:

      در دوران روسها یک قوماندان خوب بود در کنار هزاران قوماندان در سراسر افغانستان. اما اتش بس او با روسها یک عملی بود که هیچ کس غیر از او انجام نداد و این در حقیقت از نظر اخلاقی کاملا نادرست بود.

      در دوران جنگ با حکومت نجیب او مثل بقیه قوماندانان یک طرف جنگ داخلی بود. یعنی در هر دو طرف افغان کشته می شود.

      در دوران جنگ های داخلی میان مجاهدین نیروهای او در کابل دست به جنایات بی مانند زد. او در این دوران از خود کم هوشی سیاسی بسیار خطرناکی نشان داد و همین کم هوشی سیاسی اش ، نگذاشت که حتی بر سراسر کابل حاکمیت دولت را گسترش بدهد.

      او در مقابل مردم عادی از خود کوچکترین رحمی نشان نداد. نیروهای تحت امر او در جنایت بر علیه مردم عادی دست داشت.

      طالبان نتیجه ای عمل کرد مستقیم او و دیگر قوماندانهای جهادی بود. نتیجه ای دیگر کارهای او قتل عام و ویرانی شمالی و تخار و .... بود.

      ایا کسی به خاطر این کار نامه عقده ای می شود؟؟؟

      یا نه این عقده ای قومی شما است که صرفا به خاطر شهرت مسعود ( که سازنده اش فرانسوی ها و روسها بودند ) و اینکه هر چه بود نام تان کشید ( ولو به زشتی ) از او امروز یک افسانه ساخته اید. احترام تان به مسعود را ما درک می کنیم اما تحمیل او و لقب های او بر کل مردم افغانستان جز نفرت چیزی به دنبال ندارد و این به نفع شما و دیگران نیست.

      البته این را هم خدمت تان عرض کنم که تمام مردم محترم تاجیک، مثل شما مسعود را پرستش نمی کنند. اما واضح است که مردم عادی در مقابل تفنگ سالاران و باند مافیایی شان سکوت را ترجیح می دهند.

    • برادر عزیز جناب تاجیک درد کشیده
      از اینکه می بینم که شما و همچنان یک هموطن تاجیک ما که در بالا نظر دادند و با واقع بینی به شخصیت مسعود می نگرد بسیار خرسندم، زیرا شما خود درد دیده هستید و بنابراین درد هزاره ها را می فهمید. ما هزاره ها و به اکثریت مردم تاجیک احترام قائل هستیم ولی یک تعداد از مسعود پرستان شورای نظاری از حاکمیت پشتون ها شکایت می کنند ولی تمام جنایات مسعود را در قبال هزاره ها نه تنها محکوم نمی کنند که آن را درست می دانند که این به معنای پاشیدن نمک بر زخم های مردم هزاره هستند که توسط مسعود در دهه ی هفتاد به قتل عام شدند.
      برادر گرامی من زمانی که در دانشگاه کابل چند سال پیش درس می خواندم دوستان پشتون داشتم که هیچ کدام آنها نه عبدالرحمان و نه سیاف و نه ملا عمر را که در قبال هزاره ها جنایت کردن به عنوان قهرمان یاد نمی کردند، در این میان تنها برخی از تاجیک ها حاضر نیستن که مسعود را نقد کنند.
      به امید صلح و آرامی در افغانساتن عزیز
      و زندگی همه مردم افغانستان با یکدیگر

    • به جواب یک دوست دیگر

      تلاش کن به مردم یک قوم توهین نکنی که بی خردی ات را نشان می دهد.

      بله پدران ما جوالی بودند و از جوالیگری و زور بازو و عرق مردانه شان فرزندانی تربیت کردند که چهار سال تمام حکومت تان را در ده مزنگ زمین گیر کردند و ارمان تمامیت خواهی تان را به خاک زدند و امروز می بینی که سیاست مداران تان پا را گذشته با سر به دنبال همین فرزندان جوالی برای رای شان می دوند. من به جوالی بودن پدر و پدر کلانم افتخار می کنم اما امروز در سواد و منطق و علم تو را نوکر خود نمی گیرم. پدر مارتین لوترکینگ هم یک وقتی برده بود. پدر گاندی یک نوکر خانه بود. همین منطقی که تو با ان سخن می گویی یک منطق قدیمی، کهنه، بدوی و از کار افتاده است. همین نشان می دهد که دنیای تو یک دنیای کهنه است که با تمام ادعای تان، هنوز خوابید.

      البته حساب ادم های بی سواد و بی ارزشی مثل تو از بقیه ای قوم تاجیک و مردم محترم افغانستان جدا است.

    • یاری از کجا فتوا صادر کردی که نویسنده مخاطب تان تاجک است ؟ در گذشته این گونه مسایل ناقلان زن فروش و غلام پاکستان شنیده شده نه از تاجک ها .

  • من به عنوان یک هزاره با بودن نام مسعود و لقب اش هیچ مشکلی ندارم. وقتی از دیگران فلان بابا و بمدان بابا و فلان پاچا و بمدان سردار و ... باشد چرا از دیگران هم نباشد؟
    مشکل فعلی افغانستان هم نه مسعود است و نه طرفداران مسعود و نه تاجیک و نه هزاره و نه ازبک . مشکل اصلی و فعلی افغانستان انحصار طلبی یک قوم خاص است که به صورت سنتی و در طول سه صد سال است که انحصار طلبی کرده اند و می کنند.
    شاید هم مسعود اشتباه کرد. اما چه کسی اشتباه نمی کند؟
    هزاره ها و تاجیک هایی که به سر و روی هم دیگر می زنند در حقیقت دید سیاسی و دقیق ندارند. ور نه امروز هیولای انحصار طلبی قبیلوی و بنیاد گرایی امیخته با سنت های قبیلوی است.
    به امید عدالت و برابری و انسانیت

  • اولآ به جواب برادر که چیزی در مورد محمد گل مهمند گفته بود اینکه ما جواب محمد گل مهمند را در دو دور دادیم 1دور مقاومت که فکر کنم تا زمانیکه نسل آنها وجود داشته باشد فراموش نخواهند کرد ودیگر جرئت نخواهند کرد تا پای خود را در آن سرزمین بگذارند 2 بعد از پیروزی دولت جدید که شما شاهد هستید با خوار و خفیف کردن لیدرشیب آنها، همه آنهارا خوار و ذلیل ساختیم( مانند لت و کوب لوی حارنوال شان وغیره موارد از ارگ ریاست جمهوری تا مامور یک دفتر ) البته آنهم در زمان که تمام قدرت بدست شان بود. و سائر موارد که لازم نمیدانم درینجا تحریر گردد. اما درمورد شما! عجب مردم بی همتی هستید! هرقدر از همین مردم سیلی بخورید باز هم به دنبال شان میروید. امروز که شما از درد افشار مینالید، دلیل عمده آن، نقض تهعذ همین اقوام فاشیست بود که شما را تنها گذاشتند. به زعم شما ما خو دشمن، پس چرا هم پیمانان شما به کمک تان نیامدند؟ وهزار ها سوال که باید از سطح رهبری خود بپرسید. من امید وار هستیم مسله افشار را با تحقیقات و گفتمان حل میشود.واگر یکبار معلومات موثق وعملکرد شما در دسترس نسل جوان قرار گیرد آنوقت خوبتر میتوانید قضایا را درک کنید. بسیار ناثواب است که انسان نیکی خود را یادآوری کند ولی مجبورم ذکر کنم، خدا وکیلی روزیکه طالب ها به سرنوشت شما حاکم شدند، جائی برای پناه گرفتن جز سرزمین مقاومت پیدا کردید؟ میخواهم جملات خود را اینگونه اختتام بخشم اینکه، اقوام فاشسیت درد دارند که قهرمان ملی را نمی پذیرند اما شما چرا؟ این درد چیست؟ درد مختوم ساختن تفوق طلبی سلسله پشتون، درد سنگین از ایجاد مقاومت مردمی. برای شما باید یاد آورشوم دوستان اگر امروز آنها با نام قهرمان ملی حساسیت نشان میدهند ولی فردا اگر این روال ادامه پیداکند مطمئن باشید مرده های شما را از گور خواهند کشید چراکه این عمل را یکبار در مزار انجام داده بودند بار دیگر تکرار خواهند کرد.حداقل یک تعدادی در بین آنها وجود دارد که به جهاد مسعود احترام قائل اند ولی شما ره اصلاً مسلمان نمیدانند. بیدارشوید ای ملت

    • درست است که مسعود در مقابل طالبان استاد شد. این را باید ستایش کرد و قابل قدر است. اما عمل کرد او در کابل اشتباهاتی داشت. همچنان عمل کرد رهبران هزاره و ازبک. من باور دارم که جنگ با حزب وحدت را سیاف بر مسعود تحمیل کرد و در افشار هم نیروهای سیاف به نام نیروهای مسعود چور و چپاول کردند.این در گزارش ملل متحد هم امده است.
      ما هم بر عکس دیدگاه شما دشمن انحصار طلبی پشتونها هستیم. ما نادر غدار را کشتیم. در مقابل سیاف استاد شدیم. در مقابل طالبان تا اخرین لحظه جنگیدیم. دره صوف تا اخرین دقیقه مستقل بود و مقاومت کرد.
      من فکر می کنم ما و شما باید رهبران خود را نقد کنم هر چند که انها را دوست داشته باشیم. در کابل یک اشتباه مگر افرین انجام دادند و فریب خوردند. مسعود فریب سیاف را خورد و از همین ناحیه هم ضربه خورد و مزاری فریب حکمتیار را خورد و از همین ناحیه ضربه خورد.
      حذف نام مسعود را هم یک عمل قبیلوی می دانم که برای انحصار طلبی انجام شده است نه برای کدام هدف ملی.
      من باور دارم که هزاره ها و تاجیک ها و ازبک ها چه بخواهند و چه نخواهند در شرایط اجتماعی و سیاسی افغانستان به صورت طبیعی به همدیگر نیاز دارند. این یک فرمول ریاضی است. بدون اتحاد و همکاری اینها، ایجاد توازن قدرت درافغانستان وجود ندارد و قدرت به سوی تک قومی شدند حرکت می کند. این بزرگترین فاکتور سیاسی در افغانستان است که رهبران ما و شما هنوز به ضرورت ان به درستی پی نبرده اند. در زمان جنگ های کابل به نظر من رهبران ما و شما تجربه سیاسی لازم را نداشتند و همین بود که اشتباه کردند و ما و شما نباید این اشتباه را پنهان کنیم بلکه باید ان را عبرت خود بسازیم.

    • ما هم جواب افشار را یک روزی نه یک روزی به شما خواهیم داد.

  • خاىن ترىن افراد براى مردم ھزارۀ ازبک تاجک مزارى دوستم مسعود است ھىچ دستاورد براى مـردم ندارند بجز اختلاف بېن مردم اگر نى پشتون از قدرت انحصارى ختم بود خدا لعنت کند بر اىن ھا

  • دوستان گرامی سلام به همه تان تقدیم میکنم!شما باید قضیه رااز نگاه سیاست بنگرید، نه از نگاه قومگرای یا زبانی. مسله قومگرای در سیاست های جهان امروزی کنه وفرسوده شده. اشخاصی که تعصب وفومگرای را دامن میزند. دو قسم مردم است. یا مریض روانی است و یا جاسوس. برای من تمام انهای که دروطن غزیز ما جنایت کرده مجرم است. اگر ما کمی منطقی فکر کنیم و جنگ خانمانسوز کابل را به یاد اوریم. به صفت یک انسان و مسلمان هیچ وقت یک جنایتکار را قهرمان نمیگویم. در جنگهای کابل تمام این جنایتکاران به صورت مساوی شریک هستند. ( گلبدین، مسعود، سیاف، مزاری، خلیلی، قانونی، عبدالله، وغیره). مردمی که صدمه دیدن از تمام اقوام بودند، این جنایتکاران اقوام غیور مارا بین خود تقسیم کرده است. ودشمنان وطن عزیز ما از این خلا استفاده میکند. و اقوام غیور مارا تحریک میکند علیهی یکدیگر و پلانهای شوم خود را عملی میکند.مسعودخائن نمیتواند،که نمایندگی از تاجکان قهرمان کند.و گلبدین خائن نمیتواند نمایندگی از پشتونهای قهرمان کند. ومزاری خائن نمیتواند نمایندگی از هزارهای قهرمان کند. ایها هر وقت اقوام خود را هر زمانی که خواست به خاطر قدرت فروخت. و کسانی که اقوام باهم برادر مارا توهین میکند، جاسوسان ایران و پاکستان است ویا خو مریض بسواد است، وتشه را د پا خود میزند.تمام مردم افغانستان غزیز باهم برادر است.

  • دوستان بيايد با من يک حقيقت را به پذيريد !
    در سال 1986 در قونسلگری افغانستان مقيم شهر کراچی مرکز ايالت سند پاکستان وظيفه سياسی داشتم . ماه جون سال 1986 روز نامه جنگ و امن پاکستان از سفر رسمی احمد شاه مسعود بنا به دعوت [ ستار افغانی ] شاروال کراچی خبر با عکس را نشر نمود . پدر ستار افغانی از مهاجرين سالهای قبل از سلطنت نادرشاه بوده و ستار يکی از دشمنان سوگند خورده مردم افغانستان و کشور افغانستان بود ولی از « آمر صاحب » با گرمی استقبال نمود چون در قبال افغانستان هر دو نيت ، هدف و آرمان شوم مشترک داشتند . مدت سه روز در کراچی بود و جسته گريخته برضد افغانستان تبليغات را سر داد از مردم پاکستان از شخص جنرال ضياالحق ديکتاتور پاکستان تشکر نمود . قونسلگری افغانستان به کمک جوانان پلوچ [ بلوچ استودينت فدريشن ] و جوانان پشتون [ پشتون استودينت فدريش ] تظاهرات بزرگ را عليه احمد شاه مسعود راه انداخت هنوز تظاهرات ادامه داشت که جنرال قونسل شوروی وقت به قونسلگری افغانستان آمده و بسيار عصبانی از مسولين افغانی سوال نمود اين راه اندازی تظاهرات عليه مسعود کار شما است . جنرال قونسل افغان که يک مرد شجاع و وطن پرست بود با آواز بلند گفت [ دا تواريش ] بلی رفيق کار ما است و ما خود ميدانيم چه کنيم ! قونسل روس با عصبانيت گفت شما پروژه ما را خراب ميکنيد . مسعود دست دوستی ، آشتی طرف ما دراز نموده است . او ديگر عليه قوت های ما جنگ نه ميکند او با ما در حال مذاکره است . و من از شما به مسکو شکايت ميکنم فردا قونسل به دستور محمود بريالی تبديل و به کابل خواسته شد . در سال2009 در لندن در محفل عروسی محمد يونس قانونی شرکت و اين جران سفر اقای احمد شاه مسعود را برايش گفتم . او با افسوس گفت " او همهما را فريب داد . او محيل بود ، او مزی بود . او صادق نبود . او معامله گر بود . او غارتگر بود . او هر انکه سد راه شده بود نابودش کرد او احمد جان پهلوان ، داکتر عبدالرحمان ياد کرد . او را امريکا قهرمان ساخت و ديگر از جنايات ،غارت هزار ها کيلو گرام زمرد اصيل افغانی به اروپا خبر شده . انها از داشتن ۲صد ميليون دالر سرمايه احمد شاه مسعود در بانک سويس اگاه شدند . امروز برادران مسعود که عناصر کثيف استند با استخبارات روس و ايران رابط نزديک دارند . " بلی دوستان پارلمان افغانستان يگانه تصميم درست ، برحق را گرفت کدام قهرمان . قاتل هزاران پنجشيری و دهزار افغان ديگر مردم يک ماه از چاه آهو پنجشير که کشتارگاهاحمد شاه بود استخوان انسان را بيرون کردند . مسعود با اسرائل ، فرانسه ، روس و ايران روابط خاص داشت . مسعود برای تجزيه و فروش الحاق افغانستان کمر بسته بود . به اميد روزيکه عکس های اين آدم محيل نيز جمع و يارانش به محکمه مردم کشانيده شود انشــــــــا الله < محيب>

    آنلاين بنگريد : http://watan21@hotmail.com

    • درست است که رهبران جهادی جنایت کردند. اما مشکل اینجا است که تیم کرزی و افغان ملتی ها به بهانه ای جنگسالاران و جنایت کاران اقوام غیر بشتون را از قدرت و اداره و دولت بیرون می کنند. ملیارد ها دالر را در جنوب و جنوب شرق مصرف می کنند اما در شمالشرق، مناطق مرکزی و شمال مردم حتی از کمک های خارجی محروم هستند. حتی بودجه ای نا متوازن و غیر عادلانه ی دولت کرزی را بارلمان رد کرد.
      منتهی کرزی و افغان ملتی ها این را بدانند که با هیچ بهانه ای مردم را فریب داده نمی توانند. هدف افغان ملتی ها ان است که به بهانه ای مبارزه با جنایت کاران قدرت را تک قومی کند و کم کم طالبان را به بهانه ای صلح بر سرنوشت مرد سوار کنند.
      مردم تاجیک و هزاره و ازبک و حتی بشتون های با وجدان باید اگاهانه از عملی شدن این برنامه ای ویرانگر جلوگیری کنند و اگر نه افغانستان حتی از بین خواهد رفت. دوران ان گذشته است که یک قوم بر اکثریت مردم کشور حکومت کند.

    • جلال بایانی!
      به هرنامی که خواسته باشی اکنون خواننده ګان کابل پرس ترا تشخیص میدهند، همین مطلب تکراری ات را چندبار زیرنامهای ولید طرزی، بامی وغیره درهمین کابل پرس نشرکرده ایی، که من در فلان سال کارمند قونسلګری افغانستان درکراچی بودم، پرسش این است که این قونسلګری چند تا کارمند داشت که همهء شان صلاحیت همسان داشتند، ولید طرزی، هم قونسل بود، جلال یایانی هم قنسول بود، بامی هم قنسول بود، وحالا مجیب هم قنسول شد دریک سال این دولت نجیب ګاو چند تارا بحیث قنسول تغیر وتیدیل میکرد که همهء آنها پشتونهای فروخته شدهء کراچی را به مظاهره دعوت میکردند، توبی عقل نمیدانی که درحقیقت تو بصورت غیر مستقیم ازمسعود تعریف کرده ایی نه اینکه اورا کوبیده باشی.
      تو خواسته ایی بګویی که مسعود، تمام سازمانهای استخباراتی دنیا را به بازی ګرفته بود وباهیجکدام شان هم وفاداری نکرده است این کمال وهنرمندی یک شخصیت نظامی وسیاسی را میرساند نه عیب وخیانت اورا.
      تو سند باید ارائه کنی که مسعود دربرابر پاکستان نجنګیده است، آیا این را باتو ملت قبول میکند؟
      تو باید سند ارائه کنی که مسعود دربرابر شوروی نجنګیده است آیا این را باتو ملت قبول میکند؟
      حد اقل بازمانده ګان کشته شده های مجاهدین وقت که خانه وکاشانهء شانرا در دوران شوروی ازدست داده اند همه با تومخالفت میکنند. اما اینکه بازهم قنسولګری شوروی ازتو خواسته تا به این ماجراجویی ات پایان بدهی این مزدوری خودت را ثابت کرده است نه ازمسعود را. تو خودت با این موضوع اقرار کردی که یک مزدور بیګانه بودی، وامر شوروی فوق تمام امرها بوده است،
      برعکس، تو نتوانستی که ثابت کنی که مسعود مانند تو ازخارجی ها فرمان می برده است، بلکه این تو بودی که وطن ومردم را دربست جمع ناموس شخصی ات به روس داده بودی وحتی برای همبسترشدن با همسرت نیز از قنسول شوروی درکراچی باید اجازه میګرفتی، ولی مسعود با باکستان رابطه داشت رابطهء ایکه هرشخصیت سیاسی ورهبران کشوری ولشکری کشورهای جهان با یکدیګر دارند وداشته اند، واین حق مسلم وی بود، درصورتیکه رهبران پشتون تمام هست وبود خویش را به آی اس آی فروخته باشند، تنها داشتن رابطهء خوب برقرار کردن با پاکستان برای مسعود هیج عیبی ندارد، همین ستودنت فدریشن های را که خودت ازآنها نام برده ایی همهء آنها معاش خوران آی اس آی بوده اند وهستند، اګر باور نداری مضمون میرویس افغان را درسایت پندار وترجمه اش را درکابل پرس بخوان.

  • مسعود یک جنایتکار است هر کاری کنید جنایتکار بودن این جانی را پنهان کرده نمی توانید. و ما قسم به خون شهدای غرب کابل می خوریم که هر جایی که هستیم این جنایتکار را رسوا خواهیم کرد.
    "هزاره ی مهاجر"

  • سلام به دوستان!
    به جواب دوست ما در مورد نقد عملکرد قهرمان ملی وسائر رهبران بنده کاملاً موافق هستم و در این کار هیچگونه مخالفت وجود ندارد حتی در حضور خود قهرمان ملی ، موضوعات مختلف و انتقاد های شدید از وی صورت میگرفت، اما لازم است تا ابتدا ذهنیت های مسموم شده چه در مورد استاد مزاری و چه در مورد آمر صاحب پاک سازی شود و بعداً این بحث دریک فضای کاملاً عاری از جانب داری صورت گیرد. ما به هیجوجه ادعا معصومیت آمرصاحب را نداریم چرا میدانیم انسان خالی از سهو و اشتباه نیست ولی یک نکته را کاملاً درک میکنیم تقوای آمرصاحب حرف نداشت، و این تقوا بنیاد موضوعات اسلامی را تشکیل میدهد او را از عملکرد انحرافی باز میدارد.
    بحث این نیست که نام آمر صاحب در تقویم باشد یا نباشد، ومن مطمئن هستم اگر زنده میبود خودش با این امر مخالفت میکردهمانگونه که هیچ رتبه ئی را قبول نکرد و صرف به کلمه "آمر صاحب" قناعت داشت، ولی بحث اینجاست که این تیم فاشیست اصلاً هیچکس دیگر را قبول ندارند و این موضوع را ننگ میدانند که شخصی از تبار دیگر در حوزه افتخارات داخل شود، اینها به اندازه رذل هستند که حتی تاریخ جهاد ومقاومت مردم افغانستان را قبول ندارند چراکه درین دو افتخار همه اقوام شریک هستند و منحصر به یک قبیله نیست. و از جانب دیگر،همانطوریکه قبلاً هم یاد آوری نمودم اینها زخم ناسور از بابت مختوم ساختن سلسله قبیله در سینه دارند و تمام سعی آنها اینست همین سلسله ئی را که دوباره احیا ساخته اند از دست شان نرود. دراخیر، امیدوار هستم همه دوستان عمق توطئه را درک کنند وفریب اغواکننده گان نخورند .

  • من مطمن استم که اکثر بد بخت هایی که به ضد مسعود شهید نظر میدهند اول مسعود را نمی شناسند دوم دل تحقیق و برداشتش را ندارند چون میترسند مبادا حقیقت مسعود و عظمت مکتب مسعود از قوم پرستی جاهلانه شان دورشان سازد. مسعود یک افسانه تکرار نا شدنی به مثل چگوارا و دیگر هزاران مبارز راه ازادی بود مسعود اسلامیت بود مسعود شهامت و شجاعت بود مسعود فداکاری و عدالت بود مسعود رهبر شایسته و دانا بود مسعود یگانه مرجع و نقطه اتحاد تمام اقوام ساکن در افغانستان بود و تو جاهل و کور دل که به قهرمان ملی داغ جنایت میزنی ایا از جانی هایی که به طرفداری شان نه فهمیده کمر بسته ای خبر داری؟ ایا از جنایات اعراب پاکستانی ایران وغربی و امریکایی در این خاک خبر داری؟ ایا با این مردمی که لقب قهرمانی به مسعود داده اند و تا پای جان ایستاده اند لحظه یی هم درد شده یی؟ ایا روز هایی که از هر طرف بوی وحشت و مرگ می امد و یگانی نجات اول خدا و بعدش مسعود بود در این کشور بودی؟ پس اگر جوابت بلی است خدا را حاضر دیده قضاوت کن اگر خدا نمی شناسی وجدان خود را بیدار کن بعدش قضاوت کن . این زیاده خواهی ها. این از قوم من خوب و برای قوم من بهتر ها گفتن به جز بدبختی دیگر ارمغانی به این مردم نخواهد داشت.

    • جناب احمد
      تو یا خودت دیوانه هستی یا دیگران را دیوانه می دانی. نام چه گوارا را درکنار این جنایتکار مبری؛ برو ببین این ضد بشر، خاین در افشار با هزاران مردو زن افشاری چه کرد. زنان و اطفال خردسال توسط نیرهای مسعود در یک هفته قتل عام شدند. توی لوده نام این گرگ و سگ و شغال را در کنار چه گورا می بری.

    • بلی مسعود برای مردم پنجشیر که ساکن پنجشیر بودند کم کم برای تخار و بدخشان و یک اندازه هم برای مردم شمالی خوب بود .
      برای مردم خود کسب و کار و معاش دست وپا کرد , در خانه های لوکس قوماندانان و افراد مطرح پنجشیر که از غارت انرا بدست اورده بود رفت وامد و مهمان میشد ,اما نمی پرسید که پول ان از کجا تامین شده است . ! جلندر چرسی را نسبت به بابه جان ارزش قایل بود , مرد شمالی غازی امان اله گذر را چون گوشت دهان توپ استفاده ولی هرگز او را از پنجشیری ها مقدم ندانست , عبدالرحمان داکتر را دوتایی پشه اهمیت نداد در برابر او خری دزدی نا دانی بیسوادی بنام فهیم را بالا برد ,اقوام دیگری که در کمیته سیاسی نظار جمع شده بود با انکه خدماتی را برای مسعود خیل انجام میداند هیچگاه مقام و منصب قایل نشد مگر برای پنجشیری ها , در گلبهار از مطرح شدن قوماندانان جمعیتی و نظاری به بهانه های مختلف جلوگیری و تبلیغاتی را در زمینه اینکه شاید با فرید خیل کوهستان ارتباط بگیرند بنا قابل اطمینان نیست ضربه زد , قوماندان های بدخشان را فراموش ناگذیر بدامان ربانی ارجاع شدند , در مقابل قوماندان های تخار قندوز مزار و حتا هرات و قندهار تعصب و تبعض قایل وکسانی از انان بدامان دیگران پناه برده و مشکلات افریدند تعدادی هم با دل پر از جنگ ها خود را کنار کشیدند نتیجه ان فرار به غار ..
      اما مردم دوستی کسی قبول کند یا نه ,کسی قهرمان تراشی کند یانه ,کسی بت پرستی کند یا نه , کسی سمت پرستی کند یا نه , اما حقیقت این است که دولت بدست ربانی و مسعود بود و یک طرف جنگ ودعوا با دیگران همین ها و طرف دیگر اش گل بی دین , مزاری, سیاف , دوستم ..................... و در نتیجه کابل چور خراب وند بازی قتل عام ناموس مردم بر با د مهاجر داخل و خارج چورملی و اسلامی رایج .................
      مسعود مثل همه قوماندانها و رهبران غرق در نفرت و بد بینی تکبر خودخواهی و امتیاز خواهی برای سمت و منظقه اش بود باری گفته بود "تاجک کابل یعنی مُلی هر کی اینها را سواری میکند !
      با این همه , واضیع ست که کمی از چار تا ادمکش دیگر شان فرق داشت .

  • مسعود جنایتکار،دوزد گردنه، خائن و وطنفروش بود، نفاق قومی را دامنزد، تمام زیر بناء افغانستان را به خاک یکسان کرد. مسعود که در صنف دو مکتب بود قلم وکتابچه همصنفیان اش را دوزدی میکرد. تو احمق متعصب اگر شعور داشته باشی دوزد را قهرمان نمیگوی.هرقدر که دوستان علیهی این جنایتکار بنویسیم کم است. غیر از پجشیری دیگر تمام مردم بر ضد این دوزد جنایتکار است، مردم غیور تاجک را با این سگ یکجانکنید. این دشمن تاجکها ازهمه بیشتر بود.یاری تاجک

    • نام مسعود قاتل را کنار نام چه گوارا نمان که نام چه گوارا را کثیف می سازد.
      مسعود هموطنان و همشهریان خود را قتل عام کرد و بر زنان و دختران شان تجاوز کرد اما چه گوارا برای ازادی انسان در سه کشور مبارزه کرد.
      افراد مسعود دختران را در مکروریان مورد تجاوز قرار می دادند و بعد فامیل هایش شان را چور می کردند. یادم است که یکی از دختران همسایه ای ما را نفرهای مسعود می خواستند مورد تجاوز قرار بدهند. ان دختر مجبور شده خود را از منزل بالا بایین انداخت.
      مسعود کثیف یک قاتل بود. کسی که نام یک قوم را به نام این جنایت کار بد می کند به مردم فارسی زبان جفا می کند.
      مردم بیچاره ای شمالی را مسعود تباه کرد. هم در کابل مردم شمالی را مورد ظلم و تجاوز قرار داد و هم به بهانه جنگ با طالبان این مردم را تباه تباه ساخت.

  • مسعود بالا تر از تصور من وشما است به یک انگشت نمیتوانیم افتاب را بنهان کنیم مسعود

  • خداوند حضرت احمد مسعود (رضی الله عنه)
    را با صحابه پیغمبر (ص) مهشور بدارد.
    بیسیار نالان و خفه شودیم.اعزاز.سویدن

    • خداوند به حق خون 6000 شهدای کابل جای مسعود را در قهقرای جهنم قرار دهد. انشاالله

  • مسعودیزم یعنی ( دوزیزم، جنایتیزم، چورچپاولیزم، بیناموسیزم، پنجروبایزم،قومگرایزم، زمینغثبیزم، بیسوادیزم، ) شما سگهای مسعود جنایتکار کوشش نکنید که مردم ما را غافلگیرکنید. مردم مثلی شما بیسواد بیشعور نیست، که جنایتکار جنگی را قهرمان بگوید.هاهاها

  • از بی سواد، تحجر و خریت مسعود همین بس که دوست نداشت روی زنش را برادرنش ببیند.

  • هزاره های محترم
    شما را به ارواح حسین رض سوگند میدهم که
    آیا همین اکنون یا همین امروز اگر زور همین شورای نظار و نام مسعود نباشد- یکروزی هم میتوانید در افغانستان بخصوص در رسانه ها و بخصوص و بخصوص در حکومت و پارلمان آزادانه صحبت ونماینده داشته باشید؟؟؟؟؟؟
    من که سوگند میخورم که نه خیر - طالب و پشتون هیچگونه حقی برای تا ن روا دار نخواهد بود و حتی حق زنده گی و انسانی زیستن را.
    فقط شما را بخاطر پیشمرگها استفاده مینمایند - چنانچه گل بیدین چنین نمود و بعد بنام طالب مزاری را از هیلوکوپتر به زمین بدون پراشوت دیسانت نمود.

    • نه هیچ کس نمی تواند بدون شما آزدادنه گپ بزند ها ها ها. اگر خیانت مسعود درحق مزاری و دوستم نبود حالا طالبی نبود.

  • برادراش ندید مگر با یک هزاره گریخت.هاهاها، وو پجبز ها کو شش نکنید که نمایندگی از مردمی قهرمان تاجک کنید. مسعود بز و دزد معاملگر بیشتر خیانت بر مردم تاجک مهرمان در کابل کرد، با گلبدین چند دفعه مامله کرد. ووقتی که طالبان در کندهار بودن مسعود خائن در رادیو وتلویزون اش از طالبان حمایت کرد. این موضوع در ارشیف رادیو کابل است.و در وقت داکتر نجیب تمام اسناد معامله گری این جنایتکار با وروسها در ریاست پنج موجود بود. مگر بدبختانه این جنایتکار تمام اسناد معالات خود را نابود کرد. مگر در وروسیه شاید موجود باشد و وقت تاریخ نویسی ، تاریخ نویسان پیدامیکند.

    • وقت تاریخ نویسی یا تاریخ سازی جعلی؟
      این موضوع را از غوث جانباز درپورتال افغان جرمن انلاین پرسان کن که همین اکنون خودش را درآرشیف روسها داخل نموده وجز وطنفروشی قبایل اوغان مثل تره کی وامین تا کنون هیج جیز بدستش نیامده است، معامله ګری قبایل اوغانهای حاکم برسر فروش این خاک ګاه به انګلیس وګاه به شوروی سابق وحالا هم به ناتو وقدرت های غربی بمراتب بیشتر وطولانی تر ازیک قرار آتش یکسالهء مسعود قهرمان با شوروی سابق بوده واین را تاریخ درحافظهء خویش دارد. چرا با ګلبدین معامله کرد بخاطریکه قبایل اوغان در همان وقت ګلبدین را نماینده وپایګاه قدرت قومی خویش میدانستند واز خلقی تاظاهرشاهی عقب وی ایستاد بودند، مسعود شهید مجبور بود تا به قبایل اوغان بفهماند که دیګران نیز درین خانه حق حاکمیت بالای سرنوشت شان را دارند، خوش داری یالله نداری برو در پشت کوه های سلیمان وسنګر بګیر، بهمین ترتیب با طالبانت نیز

    • برادراش ندید مگر با یک هزاره گریخت.هاهاها، وو پجبز ها کو شش نکنید که نمایندگی از مردمی قهرمان تاجک کنید.
      این کلمات گنگ چه مهفوم داره؟؟؟؟

  • بهمن تو یک جاسوس هستی، وتو تمیتوانی که از نام مسعود معاملگر استفاده کنی ومردم غیور تاجک را غافلگیر کنی، تو یکی از پرچمی کمونست و وطنفروش هستی. روسهارا ببرک خائن به افغانستان اورد. وبه زور ورسها به قدرت رسید. تو نمیتوانی که افتاب را به دو کلک پنهان کنی. اگر تره کی وامین جاسوسان بود چرا وروسها انها را کشت و مزدور خود را به قدرت رساند؟ یک کمی منطقی فکر کند ورنه مردم را مجبور میکنی که به تو یک مریض روانی وبی منطق بگوید. ودر وقت امدن امریکا کی برای امریکایها چکچک میزد؟ انانی که درغار ها پنچشر بودن، این به تمام مردم اشکار هست، در اخیر برایت توسیه میکنم که همشه منطقی فکر بکن نه از تعصب، این عمل به شخصیت ات نقص .میکند.

    • ګل خان عزیز!
      ازسطح سوادت برایم معلوم شد که اوغان تشریف داری زیرا تا اوغان نباشی، روس را وروس توصیه را توسه نمی نوشتی پس تو مرا مجبور ساختی که بزبان اوغانی برایت پیام بنویسم:
      ګوره ګل خانه وروره!
      ته چه په ما باندی دجاسوسی تور لګوی باید سند هم ولرۍ چه زه د چا جاسوس یم او ولی جاسوسی وکم، زما ضرورت چه شی دي چه زه جاسوسی وکم او دڅه لپاره؟
      په هرترتیب، دا ډیر آسان کار دي اوهیڅ کوم زحمت هم نه غواړي چه یو چا ته بیله کوم سند او مدرک جاسوس ووایي. او حکم ورباندی وکړي خو لیکن استدلال کول او دخپلی مفکوری څخه دفاع کول دا نو نوکی ستونزمن کار دی او څه زور غواړي.
      ما ویلی دي چه داوطن اصلا یواشغالی ملک دي اصلی اوغانستان ډ دیورند آنلاین دکرښی هخوا چه اوس خیبر پښتونخوا په نامه یادیږي اصلی اوغانستان هلته براته دي، هغوی دتاریخی اسنادو په حکم خپل څانونه اوغانان بولي، نو ته پخپله فکر وکړه چه دیوم قوم اکثریت چه چیری اوسیږی او فقط یوڅوکاله وړاندي د مکر اوحیلی او دانګریزانو اوبیا دپاکستانیانو دزور په مرسته د اوسنی افغانستان مرکز اوشمال خوا ته راعلی دي ، او اوس غواړی چه خپله ژبه اوکلتور هم پرخلکو باندي په زور وتپی ، آیا دوی اشغالګر څواکونه ندي؟ آیا تا اوریدلی چه پنحشیریان پرکندهار باندی حملی کړی وي، اوهلته پنحشیریان اونور تاجیکان په زوره ځای پرځای شوی وي او ویلی وي چه دا زمونږ ګد وطن دي زه هم حق لرم چه کندهار اوپکتییا اوهلمند کښی استوګنه ولرم، او پخپله مورنی ژبه مکتب ولرم، ځان لپاره کور کلی اوځمکه ولرم، آیا تا دغسی ناقلین لیدلی په جنوب کی؟
      نو دغه اوسنی پښتانه چه ځانونه په شمال کښی اصلی ځایونکی خلک بولي نو دوی دکوم وخت نه را پدیخواه هلته میشته سوی دي؟ آیا دا پخپله اشغالګری ندي؟
      پهرترتیب، پوښتنی ډیری دي اوکه ته یوسه ځان سره سوج وکړی او دزغم نه کار واخلی هرشی درته روښانه کیږي زه ستا دځواب منتظر پاته کیږم
      په درناوی
      پرویز بهمن

  • بهمن غزیز طرز نوشتن شما نفاق را دامن میزند. هر کسی که در بین مردم افغانستان نفاق اندازی کند جاسوس است و یااز سیاست مدرن جهان ناخبر. اگر کمی دقت کنید به الفاظ تان خود میدانید. ضرورت به ثبوت نیست. جهان در کجا است ما وشما در کجا. من افسوس میکنم که مثلی شما یک روشنفکر و جهان دیده این قسم فکر دارد از بیسواد وطالب جاهل چی گله. شما میدانید. که این نفاق کشور غزیز مارا به کجا کشان. من خلاف سیاست های به اصطلاح شما قبیله گرای هستم. ومیخواهم کشور عزیزم مثلی کشور های اروپای باشد نه مثلی حالا. شما باید به شکل علمی ومنطقی سیاست کنید.نه احساساتی و به تعصب، شما به یک سلی چندین رو را داغ میکنید. پشتونها با تاجکهاروابط خیشاوندی دارد. وتاجکها در ولایات شرق ۴۰٪ راتشکیل میدهد. من خودم پنجا ٪ تاجک هستم. اگر شما در کدام کشور اروپای هسید لطفاّ قانون کشور مذکور را به دقت مطالعه نماید. یک سیاه از افریقا مرکزی وقتی که اروپا میاید، بعد از پنچ سال اروپای میشود. وما ملت بدبخت تاحال افغان نشدیم. وسیاستمدارن بی منطق ما جیبهای خود راپر میکند.نقطی جالب این است که روشنفکران را بازی میدهد حکومت میکند. ایا در وقت مسعود شما کدام موقف داشتید؟ حالا سگهای مسعود وسگهای گلبدین وکرزی د وطن ایش میکند. من وتو در کشور های بیگانه زندگی غوربت را سپری میکنیم. اگر تو جاسوس نباشی بعث منطقی میکنی و اگر جاسوس هستی به الفظ تعصب امیزات ادامه میدهی. و در اخر برایت توصیه میکنم که گناه چند سیاستمدار خود خوا رابالای قوم پشتون نه انداز.به شخصیت ات نقص میکند. به امید مافقیت ات.

    • گل خان عزیز!
      تعصب ورزیدن با بیان نمودن حقایق فرق فاحش دارد این درست است که گناه چندتا سیاست مدار پشتون را نباید بالای احاد پشتونها یا همهء پشتونها انداخت اما خودت بطور نمونه فقط یک پشتون را برایم درچپ وراست نشان بده که محمدگل مهمند جنایتکار ملی را حد اقل انتقاد نموده باشد درحالیکه وی را غیر پشتونها جنایت سالار مسلکی وقاتل دسته جمعی مردم بیگناه درشمال میخوانند.
      اینکه تاجیک با پشتون خویشاوندی دارد درین شکی نیست اما نباید فراموش کنی که در ترکیه نیز بسیاری کردهای ترکیه با ترکها خویشاوندی وقرابت فامیلی دارند درعراق نیز کردها وعربها باهم خویشی وقرابت دارند اما مسأله حق طلبی کما کان بجای خودش باقی است.
      سالهاست که مسعود وحبیب الله کلکانی وطاهر بدخشی وباعث وغیره زیر خاک شده اند ولی چرا مشکل افغانستان حل نمیشود نه تنها که حل نمیشود بلکه ابعاد تازه تری نیز بخود میگیرد مگر جناب عالی پنداشته ایی که مسعود حالا هم ازقبر خویش به پیروانش فرمان میدهد ودستورات نظامی وسیاسی صادر میکند؟
      بناء نفاق اندازی را کسی راه می اندازد که به سلطهء قومی باور مند باشد اگر صد فیصد پشتون باشی لطفا مضمون این خانم پشتون را بخوان تا برایت ثابت گردد که کی جاسوس است وکی جاسوس نیست آیا برای یک خانم استفاده ازچنین کلمات ‍‍کوچه ایی وبازاری؛ خلاف عرف واخلاق اجتماعی نیست؟ آیا کدام وقت در پورتال افغان جرمن نوشته ایی که این خانم جاسوس است؟
      یا اینکه مرغ شما یک لینگ دارد اگر غیر پشتون خواهان احیای حق وحقوق ملی خود شود وی جاسوس میشود واگر مرد ویا زن پشتون خواهان بسط وگسترش بخشیدن سلطهء قومی وتگ تباری خویش شود وبدیگر اقوام ورهبران آنها دشنام بزند او صفت ملی گرا وقهرمان را بخود میگیرد.
      اینکه شما از ‍کشورهای اروپایی وامریکا مثال زده اید ولی این را به اثبات نرساندید که مگر همین کشورهای اروپایی کشور یوگوسلاویای سابق را بکدام دلیل به چند کشور مستقل قسمت تقسیم کردند دلیلش جز زورگویی صربها وهژمونیزم صربی دیگر چه چیزی بود؟
      امروز دانا روباکر چرا از موضع خلیلزاد وحامدکرزی که سالها از وی حمایت کرده است انتقاد میکند؟
      مگر حقیقت غیر ازین است که سالها به وی اشخاصی مانند اشرف غنی احمدزی وانورالحق احدی نبی مصداق ورحمت ربی زیرکیار وغیره معلومات غلط را دربارهء ترکیب قومی افغانستان به وی ارائه کرده بودند که حالا چلوصاف همگی شان از آب بدر آمده است
      اروپا وامریکا اگر بمدارج ترقی وتمدن رسیده اند از راه تطبیق افکار فاشیستی نرسیده اند. بلکه از راه تطبیق عدالت به چنین مرحله ایی رسیده اند. تو وامثال جنابعالی اگر واقعا وجدان انسانی میداشتی اولا اینقدر در دفاع ازموضع باطل پشتونیستی قرار نمیگرفتی ؛ بر وطنفروشان قبیله از امان الله ومحمود طرزی تا محمدگل مهمند وگلبدین وملاعمر وکرزی لعنت میفرستادی آنوقت مردم به صداقت شما باور مند میشد. اما خودت مثل ذدیگر همفکرانت دم جسد مسعود را محکم گرفته ایی وبه بهانهء اشتباهات وی درجنگهای کابل میخواهی مردم از اصل حقیقت تاریخ اگاه نشوند وپشتونها زیر نام اکثریت جعلی وبا استعداد بار دیگر برسلطهء قومی خویش همچنان ادامه دهند. درحالیکه رسیدن به این آرزو آنهم درقرن بیست ویک خواب است وخیال است ومحال است وجنون
      بااحترام
      پرویز بهمن
      برمنگهم- بریتانیا

  • تشکر آقای بهمن ! به نکات و موضوعات خیلی مهم اشاره فرمودید

  • اغای بهمن تو بسیار یک منطق ضعیف داری. کم بنویس با منطق بنویس، و از نوشته های که علیه فامیل ها مینویسی از کم دانشی ات راآشکار میکند.سیت کابل پرس یک سیت مثلی خودت است. اگر جرت داری بیا که در یک سیت بیطرف استدلال کنیم. مافق باشی.

    • بیسواد، همینکه کابل پرس نظرات بیسوادانه ای شما را بدون سانسور نشر میکند، خود دلیل بیطرفی کابل پرس است! اگر چیزی در چنته داری، دا گز دا میدان!

    • سلام به گل خان دوست داشتنی!
      از اینکه آن برادر ویا خواهر دیگر بر بیسوادی شما انگشت گذاشته است من آنرا تکرار نمی کنم 
      ولی درزبان فارسی سایت را سیت نوشتن غلط است . سیت برای چوکی های موتر استعمال میشود 
      وسایت یعنی همین 
      سایتهای انترنتی میباشد. اینکه سایت کابل پرس سایت بیطرف نیست خودت میتوانی سایت بیطرف خودت را بمن نشان بدهی که آن سایت کدام است
      اما سیت بیطرف را ازخودت نمیخواهم زیرا من وتو نمیخواهیم سوار موتر یا اوتوبوس شویم
      بااحترام
      پرویز بهمن

    • جناب پرویز بهمن
      اشتباهات مسعود نه بلکه جنایات مسعود در کابل؛ فقط کوشش نکنید که یک جنایتکار ضد بشر یعنی مسعود را قهرمان جور کنید.

  • کسی که دیگران را بیسواد میگوید، این از بسوادی اش نمایندگی میکند. خودت نظریات را نظرات نویشتی افسوس.

  • بسیار معذرت میخواهم بهمن عزیز! شما اشتباعات خورد وریزه من را نگیرد ، من افسوس میکنم که شما بیسواد چیرامیگوید؟ مگر من بیسواد او رامیگویم که مقالاتش ونوشته هایش بی مفعوم است. ومن تعصیل کرده اروپا هستم.در اروپا بیسواد ان است که مضامین اش مفعوم ندارد نه املا اش.تو ورفیق هایت میخواهید موضوع را تغیر بدهید، من از شما محترم خواهش میکنم که سری موضوع بعث کنید. ودیگر به موضوعات خورد وریز وقت خودرا برباد نکید.اشخاصی که منطق ضعیف دارد موضوع را درک کرده نمیتواند.من میخواهم باتو راجع به نوشته های نفاق انگیزات بعث کنم.مافق باشی

    • ګلخان جان دوست داشتنی وعزیز!
      آنجه را که نوشته ایی وآنجه را که من ودیګر دوستان بالای آن خورده ګرفته ایم ؛ یعنی انتقاد کرده ایم؛ همانا میزان سواد شماست، شما باور کنید که من پیام شما را برای بار چهارم وپنجم میخوانم وبعد کلمات غلط شما را خودم در ذهن خود قیاس میکنم که شاید منظور خودت چنین باشد بعد قیاسم درست می براید.
      ببین دوست عزیز!
      اول اینکه خودت نوشته ایی که با تو بعث کنم .
      بعث (ع) این کلمه بعث معنای برانګیختن را میدهد من بعدا دانستم که هدف خودت بحث کردن است بحث (ح) نه بعث کردن ویا برانګیختن. دوم اینکه خودت در آخر تمام پیامهایت نوشته میکنی که مافق باشی ، من بعدا دانستم که منظورت همانا موفق بودن است، خودت نوشته ایی که (من ازشما محترم خواهش میکنم که سری موضوع بعث کنید)
      باور کن من چندین بار این پاراګراف را خواندم از آن مفهوم نګرفتم بعد دانستم که منظور خودت این است که باید بالای اصل موضوع بحث شود، درحالیکه جنابعالی نوشته ایی که موضوع سری بعث شود، بدین معنا که باید موضوعات پنهانی برانګیخته شود، زیرا (سری) بودن همانا مخفی بودن است، وبعث وبحث را که برایت تشریح کردم. حال با این خطا های آشکار و علنی با وجودیکه من طرفدار بحث ومناقشه هستم ولی جنابعالی اولا باید صحیح نوشتن کلمات وجملات را دقیق باید تمرین کنید تا هدف خویش را واضحا بطرف مقابل برسانید تا طرف مقابل نیز بدون هیج نوع زحمتی به جواب خودت بپردازد. حالا من نمیدانم که با خودت بالای کدام موضوع بحث کنم؟
      با احترام
      پرویز بهمن

  • بهمن عزیز مرغ تو یک لنگ دارد! تو میخواهی که آب را خت کنی وماهی بگیری، افسوس توهم خود را نوسینده میگی. جملات واضع من را نمی فهمی ودرک کرده نمیتوانی وخودرا تعلیلگر علوم سیاسی میگی. از مقالات که راجع به فامیل ها نوشته میکنی معلوم میشود که تو نه به علوم سیاسی میفهمی و نه منطق علمی داری.
    به اصطلاح تو پشتونها ۲۶۵ سال بالا شماحکومت کرده.اگر تاریخ خوانده باشی میدانی که کی میتواند درافغانستان حکومت کند. اگر نخوانده باشی بخوان معلومات ات رابیشتر میکند.
    یک چیزی که من برایت یاداوری مکنم. به دقت بخوان امید که درک کنی،از سالهای ۱۷۴۷ یعنی از وقت احمدشاه بابا کبیر تا حال دو بار سقاءها کوشش کردن که حکومت کند. در هردو بار وطن را به ویرانه تبدیل کردن. زیربنا هارا از بین بوردن، دزدی کردن نظم عامه را برهمزدن، مردم بیچاره را به خاک وخون کشاندن.این را من نمیگویم،غبار درتاریخ نوشته و مردم کابل درکابل میگوید.
    وتو گفتی که محمد گلخان مهمند جنایتکار بود، اگر ما به این متر گز کنیم، بسم ملا خان و امرالله هم جنایتکار هستند.این ها تروریستهای طالب را شکنجعه میکند، و محمد گلخان مهمند تروریستهای سقاوی را شکنجعه میکرد نه مردم عام را. از این استفاد سو نکند به بادارن خارجی ات، ومردم ما را علیه یکدیگر تحریک نکند. تو و رفیقهای انگشت شمارات نمیتواند که مردم غیور تاجک را علیه دیگر اقوام تحریک کنید، با منطق ضعیف ات.تو میخوهی که به غلطی ها خورد وریزه ام من را خفعه کنی، نی اغای بهمن تو منطق سیاسی نداری مطالعه کند.هرکسی که تورا تحریک میکند. او از تو هم بدتر است.وقت را به مقالات فامیلی برباد مکند،از مقالات سیاسی و علمی کار بگیر. وسلام گلخان..

    • محترم ګلخان!
      خودت از غبار مرحوم یاد کرده ایی ؛ ولی ازصفحه وجلد کتاب عبارات غبار را درمورد حبیب الله خادم دین رسول الله ذکر نکردی؛ من منکر اشتباهات امارت نه ماهه حبیب الله خادم دین رسول الله ؛ آن مرد بیسواد روستایی عیار وکاکه، خراسان زمین که به قول استاد خلیل الله خلیلی، عیاری ازخراسان درتایخ ګذشته است وبازور بازوی خودش بدون استمداد از لشکریان روس وانګلیس سلطنت امان الله وخصر زنباره اش محمود طرزی را سقوط داد نیستم؛ من هم از غبار برایت نقل قول می کنم که محمدګل خان مهمند عامل شکست سلطنت امان الله زنباره شد؛ او بود که فرقهء عسکری درننګرها را به یاغیان شینواری تسلیم نمود؛ وراه را برای سقوط حاکمیت امان الله که باوی اختلافات قبیلوی درانی وغلجایی داشت؛ آن حکومت را سقوط داد؛ ولی وقتی دید که قدرت بدست غیر اوغانها رسیده بار دیګر با نادر غدار وقرآنخور دست را یکی کرد؛ ومردم شمالی را چور ؛ زن وفرزند مردم شمالی را بحیث غلام وکنیز به پکتیا انتقال دادند؛ غبار این را هم نوشته است که هنګام ورود نظامی های ایله جاری قبایل اوغان یعنی جاجی ومنګلی مدت یک هفته سر ومال مردم کابل وکابلی ها در اختیار لشکریان فاتح قرار ګرفت وخزانه ارګ دراختیار لشکریان فاتح قرار داشت؛ لشکریان فاتح جنوبی وال اوغان؛ درمدت یک هفته هرچه از دست شان آمد چور کردند؛ خوردند وبردند.
      این قرار دادی بود که نادر با قبایل ایله جاری جنوب امضا کرده بود؛ که درصورت مسلط شدن به کابل مدت یک هفته چور وچپاول شهریان کابل بدست جنګجویان جنوب؛ آزاد میباشد.
      یکی از قوماندانهای این ملیشه ها سرجنګ خان جاجی در منطقهء سیاهسنګ کابل یک باب منزل یک تاجر کابلی را بزور غصب کرده بود؛ وآنرا ملکیت خویش اعلام نموده بود؛ تاجر مذکور برای اعادهء حق خویش نزد نادر خان رفت؛ وحکم پادشاه را بخاطر استرداد ملکیت خویش بدست آورد؛ وقتی که سرجنګ خان جاجی حکم نادر خان را بدست آورد؛ آنرا پاره کرده وبه تاجر مذکور ګفت: به نادر بګو!
      من وتو یکجا داخل کابل ګردیده ایم؛ اګرتو حق داری که در ارګ قصر داشته باشی من هم حق دارم که این خانه را داشته باشم؛ اګر میخواهی من این خانه را ترک ګویم؛ تونیز قصر ارګ را رها کن آنګاه حق به حقدار میرسد. ازظلم واستبداد محمدګل مهمند که بحیث جنګ سالار جنایت پیشهء فاشیست که حتی تمام نامهای اماکن تاریخی شمال را بدون هیج ګونه دلیلی به پشتو تبدیل کرده است؛ میتوانی درهمین کابل پرس از نوشته های محترم توردیقل خان میمنګی؛ بخوانی حاجت به غبار وغیره نیست؛ بناء فاشیست بودن احمدخان ملتانی ات را که حالا لقب بابای کبیر را برایش اعطا کرده ایی تا تره کی وامین وملاعمرت هرګز پوشانده نمیتوانی در آخر بار دیګر به اصلاحات املایی پاراګرافهای شما می پردازم آنجا که میفرمائید:
      احمدشاه بابا کبیر تا حال دو بار سقاءها کوشش کردن که حکومت کند. در هردو بار وطن را به ویرانه تبدیل کردن. زیربنا هارا از بین بوردن، دزدی کردن نظم عامه را برهمزدن، مردم بیچاره را به خاک وخون کشاندن»
      آقای ګلخان!
      جملات را کاملا غلط نوشته ایی:
      صحیح آن این است:
      اززمان احمدشاه بابای کبیر؛ تا حال سقاوی ها دوبار کوشش کردند تا حکومت را بدست ګیرند یا بالای مردم حکومت نمایند؛ اما در هردو بار وطن را به ویرانه تبدیل کردند؛ زیربناهارا ازبین بردند؛ دزدی کردند؛ نظم عامه را برهم زدند؛ مردم بیچاره را به خاک وخون کشاندند».
      شما باید میان افعال ومصدر فرق قایل شوید؛ کردند ؛ بردند؛ زدند؛ خوردند؛ همه افعال میباشند ولی : کردن؛ خوردن؛ بردن؛ زدن همه مصدر میباشند که درآینده امیدوارم که این غلطی ها را اصلاح نمائید من هرګز درپی خفه ساختن صدای شما نمی باشم بلکه خوش می شوم تا جملات را صحیح ودرست بنویسید، از علایم ندائیه: ویرګل؛ کامه؛ قوسین؛ دونقطه شارحه؛ همزهء وصل وغیره باید استفادهء درست کنید تا مطلب تان واضح ګردد.
      بااحترام
      پرویز بهمن

    • گل خانه د کوندی زویه!
      غول و غولگری را حاکمیت و کشور چلاندن دانستن فقط و فقط در تصور غژدی نشین های تمدن گریز پاده های اصطبل قبیله میگنجد و بس. اول ااینکه قدرت را با چلمچی بودن نادر افشار گرفتن یا به زور انگلیس یا روس و یا هم حالا بر اساس نوکری امریکا جز شرم و ننگ چیزی دیگری ندارد. دوم تو گوساله احمق آیا نمیبینی که با همه افتخارات کاذب شما غول ها، هنوز اوغانستان عقبمانده ترین کشور روی زمین است. افتخار در کجاست؟ دوم اگر شما گوساله ها که هنوز از فرهنگ مختوم غژدی نشینی بیرون نشده اید و یک بینی بریده چلمچی نادر افشار را بابا میخوانید چرا از دیگران توقع دارید که آن شخص چلمچی بینی بریده را بابا بدانند. شما گوساله های آخور قبیله هر قدر که میخواهید بر مادران تان تهمت ببندید و آن بینی بریده چلمچی را بابای خود بداندید. دیگر شهروندان افغانستان قرن هاست با ساختار قبیلوی خدا حافظی کرده متمدن شده اند این میراث قبیلوی شما غول های بیابانگرد را قبول ندارند. سوم سقا بودن و سقاوی کردن هزار بار بر گروگان بودن و چلمچی بودن شرف دارد چنانچه بابا بزرگ تان چلمچی نادر افشار بود و و نادر افشار بینی اش را به دلیل درست پاک نکردن چلم بریده بود. چهارم اینکه بر پدر همان بابا کبیر تان یک لعنت کبیر!

  • حسر به (س)نوشته میشود، نه به (ص) که خودت نوشتی.

  • بهمن جان گلخان یک پسر جوان تو را بگیل کرده. راه سرات گم کرده. به خاطر خدا از جنایتکاران دفاع مکن.

  • بهمن عزیز!
    من از شما خواهش میکنم، ویاداوری میکنم که در مباحثات و استدلال کمپیوتری به مفعوم توجوع کند نه به املا، «امو خرک امو درک». و اگر میتوانی ترکیب حکومتها سقاوی را برایم تشرح کند؟ یعنی سقاءاول، وسقاء دوم مسعود جنایتکار را. خوش میشم. امید که عدالت کنی.

    • آقای ګلخان!
      من کلمهء (خصر) را (خصر) می نویسم، زیرا( خسر) به زعم شما نزد من یک کلمهء عربی با معنا بوده که ترجمهء فارسی آن میشود زیان وتاوان. بخاطریکه التباس وخلطی، میان این دوکلمه رخ ندهد من قصدا آنرا (خصر) می نویسم، ولی ایرادی ندارم که اګر شما آنرا (خسر) بنویسد. درهندوستان آنرا (سسر) میګویند که مفهوم همهء آنها پدر شوهر یا پدر زن میباشد.
      شما نوشته اید که به املا توجه نکنم وبه مفهوم پیام شما ترکیز نمایم.
      عزیزم!
      من وتو درکابل پرس باهم مقابل شده ایم، درحقیقت میتوان ګفت که این ؛ املا وانشای درست است که مفهوم را میرساند ورنه ، نه من ترا می شناسم ونه هم پدرمن با پدرتو درکدام مسجد نماز خوانده اند که بنده ازطرز عقاید تو وسابقهء سیاسی تو آګاهی داشته باشم وبمجرد خواندن پیام ات به مفهوم آن پی ببرم.
      جنانجه من قبلا برایت نوشتم که من پنج ، شش بار پیامت را مرور میکنم وبعد از آن مفهوم آنرا خودم میګیرم وبعد به جوابت می پردازم، اما یکی دوپیام آخرت کمی واضح تر برایم معلوم شد، بازهم کوشش کنید که توجه را ( توجوع) ننویسید.
      اما اصل موضوع:
      من قبلا ګفتم که بنده، به هیج صورتی منکر اشتباهات دورهء نه ماههء امارت حبیب الله خادم دین رسول الله نیستم، من برایت نوشتم که پشتونها بعداز بقدرت رسیدن وی، آرام ننشستند وبرای سرنګونی وی، ازهرطرفی حتی به کمک انګلیسها وروسها دست بکار شدند، درترکیب حکومت آن مرد بیسواد روستایی، شخصیتهای مهم وبا نفوذی چون استاد خلیل الله خلیلی، پدر مرحوم استاد عبدالحق واله وغیره اهل خرد ودانش حضور داشتند، ولی هم امان الله وهم نادر به کمک انګلیسها آرام ننشستند ونګذاشتند که آب درګلوی وی ګرم شود، بناء من نمیخواهم ادعا کنم که نوع حکومت وی، یک حکومت ایده آلی بوده است، بلکه میخواهم بګویم که دورهء نه ماههء امارت وی، به اقوام غیر پشتون افغانستان این جرأت را بخشید که افغانستان خانهء یک قوم نیست، که ازپدر ومادر حاکم وپادشاه خلق شده باشند وزعامت حق موروثی آنها باشد. محترم سهراب سپهر خیلی صریح به جواب شما پرداخته اند که من ازتکرار آن جلوګیری میکنم، ولی خدمت شما این عرض را باید بکنم که شما اکنون درقرن بیست ویک زنده ګی میکنید، درین عصر حاکمیت تګ قومی وتګ قبیله ایی که ګویا جز پشتون دیګر هیج قومی در افغانستان استعداد حکومت کردن را ندارد این طرز تفکر، به قرون وسطای اروپا ونیز قرنهای حاکمیت پسران احمدخان ملتانی برمیګردد که هرپسری درولایتی اعلان پادشاهی میکرد و باشنده ګان این سرزمین را هریکی بطرفداری خویش می جنګاند وخون هزاران انسان بیګناه را درجنګهای ذات البینی خانواده ګی خویش بخاطر تاج وتخت می ریختاندند ؛ درین چه افتخاری برایت دست داده است که آنرا به افتخار یاد میکنی ؟ وآنرا بحیث دوره های ثبات وامنیت یاد کرده ایی ؟ مګر همین اولاده های احمدخان ملتانی نبودند که یک برادر ، برادر دیګر خویش را کور نموده وبخش بزرګی ازقلمرو این سرزمین را دربدل طلا وپول وثروت مادی؛ ګاهی به سیګها ګاهی به انګلیسها وبعد ها به روسها واګذار میکردند، اما امروز تو منحیث یک انسان با خرد درقرن بیست ویک هنوز هم خواب احمدشاه بابای کبیر را می بینی آیا این برایت جای شرم وخجالتی ندارد؟ من هیج نمیدانم که چرا خودت ازګفتن این حرف که اززمان احمدشاه بابای کبیر تا حال، دوبار غیر پشتونها بقدرت رسیدند اما حکومت کرده نتوانستند خجالت نمی کشی؟ ګیرم که سقاوی ها نتوانستند، ولی نمیدانی که بعداز مرګ احمدخان ملتانی تا امروز باشنده ګان این سرزمین بی در وبی دروازه ؛ آب درګلوی شان ګرم نشده است؟
      دنیا بطرف ترقی وپیشرفت روان است تو بطرف غژدی نشینی وقبیله ګرایی زی زی غلجایی ودرانی ،اقلیت واکثریت آیا این طرز اندیشه امروز درنظرت انسانی به نظر میخورد؟
      اګر افغانستان واقعا خانهء تمام اقوام این کشور است جرا باید یک تاجیک ویا ازبیک ویا یک هندو یا یک بلوج نتوانند رئیس جمهور وصدراعظم شوند؟ چرا نمیشوند؟ مګر خودت مضمون اخیرمرا دربارهء سرلوج مرادزی خوانده ایی؟
      آقای ګلخان!
      اجازه بده که بخشی ازنوشته ای یکی ازهموطنان هزاره ام را برایت بنویسم وبعد قضاوت را بخواننده ګان بګذارم نویسندهء محترمی بنام جواد سلیمی زیر عنوان مقصر کیست جنین می نویسد:
      (1.برادربزرگتر
      برادربزگتر اصطلاحی است که آن رادرکتابی بنام دویمه سقاوی نویسنده ای بنام مستعار «سمسورافغان» بکار برده است این کتاب که چندین بار ودرتیراژچندین هزار نسخه ای به چاپ رسیده است یکی ازپرتیراژترین کتابهای است که تا کنون بزبان پشتو چاپ گردیده است.هیچ کتابی مثل این کتاب که درآن پشتونها برادربزرگتر خوانده شده اندباین اندازه پرطرفدار نبوده است. علت این اقبال چه میتواند باشد؟محتوای این کتاب درحقیقت محصولی فکر جمعی باصطلاح روشن فکر پشتونها نظیر اسمعیل یون،انورالحق احدی،حسن کاکر،روستار ترکی،سلیمان لایق وکسانی دیگری که هریک خود را دارای درجه ای دوکتری وپرفسوری میدانند میباشد که زیر نام مستعار سمسور افغان درزمان طالبان درتیراژوسیع درافغانستان،پاکستان وحتی درشوروی وسائرنقاط دنیا طبع وپخش گردید؛اگرانسان بدون پیشداوری وبا فکر آزاد این کتاب را مطالعه کند بدون تردید آنهم درعصریکه تیکنالوژی وعلم تمام مرزهارا درهم نوردیده است،دچار حیرت وتعجب میگردد ویقین میکند که با این طرز تفکر که دراین کتاب عرضه گردیده والآن هم پدید آورندگان آن دررأس اهرم قدرت قرار دارند ممکن نیست افغانستان روی خوشی وسعادت راببیند.
      2. اکثریت واقلیت ها
      این فکراکثریت واقلیت که سالهای سال است دست آویز دست قوم حاکم قرارگرفته نیز فکر باطل ودوراز واقعیت میباشد ونیزدرکتاب نام برده اصطلاح برادربزرگتر را برهمین محاسبه غلط ودورازواقیعیت بنا ساخته اند که چون قوم پشتون دراکثریت مطلق قرار دارد پس برادر بزرگتر است وحق حاکمیت مطلق نیز مال آنهاست، تمام اقوام دیگر افغانستان چون اقلیت مطلق هستند مؤظفند که بدون چون وچرا حاکمیت وتمام کلتوروعنعنات وزبان آنهارا معرف خویش قرار دهند وبپزیرند.در غیرآنصورت آنها خطاکارندومستحق توبیخ ؛ وبرای این باور شان بقانون مترقی دیموکراسی امروز دنیا نیز استشهاد میکنند، که این حرف با منطق روز نیز که حق حاکمیت واستعلا را ازآن اکثریت میدانند منطبق است؛متأسفانه این حرف نامعقول وبی بنیاد را، با دیپلوماسی فعال بقدرتهای دنیا نیز با ورانده اند؛ولی هیچ کس ازاینها تا حال نپرسیده اند که این حرف را شما براساس کدام آمارو ارقام میگوئید؛اگرشما راست میگوئید وبه این گفته ای خویش باور دارید چرا جلو آمارگیری علمی نفوس اقوام کشور را به بهانه های مختلف میگیرید؟ چندین مرتبه قرارشد که آماری علمی ودقیقی ازتمام مردم افغانستان گرفته شود حتی درهمین آواخیر سال 1386 شمسی ولی بعد ازسروصداهای زیاد؛ بکلی فراموش شد؛فلسفه ودلیل این ممانعت ها چیست؟جزء اینکه تمامیت خوا هان قوم حاکم نخواسته ونمی خواهند که درافغانستان کارهابرطبق شفافیت ووضاحت پیش برود چون میدانند اگر پرده ها برافتند این دروغ تاریخی چند صد سا له شان برملا شده وادامه استبدادو انحصارشان درهم میشکند درحالیکه این دروغ تاریخی کارائی خودرا ازدست داده است، ولی بازهم طرزفکرواندیشه ای اینها تغییرنمیکند وآیابا این وضع میتوان انتظار بهبودی رادروضعیت آشفته وبهم ریخته ای این سامان داشت ؟ درحالیکه اندیشه همان اندیشه ای عبدالرحمانی است.
      3.اندیشه ای کوچیگری
      یکی ازمعضلات جدی که دامن گیر جامعه افغانستان هست وسیاست مداران قوم محوروقبیله گرا ازآن به عنوان اهرم فشار برعلیه ملیت های دیگر استفاده کرده ومیکنند تفکر کوچیگری است،کوچی ها ازهرگونه مسؤلیت ومکلفیت ها درقبال سرنوشت ملی معافند ودرتمام امتیازت ملی شریک،دزدی وچپاول اموال ساکنین افغانستا ن مشخصه ای شان است وتعدی تجاوز به اموال ومحصولات مردم پیشه شان؛ ودرامتیاز گیریهای سیاسی هم جزءقوم حاکم حساب میشوند درحالیکه تابعیت شان معلوم نیست وبه هیچ حدو حدودی هم پایبند نیستند ودین شان پختونوالی وشعاروعملکردشان سپین پشتانه است؛ آیا با وجود چنین افکاری که حتی روشنفکران قبیله هم ازاین سیره پشتبانی میکنند آمدن صلح وثبات درافغانستا ن ممکن است؟با وجود چنین افکار قرون وسطی بازهم ما باید این مطلب را که ناآرامی وبهم ریختیگی این مرزوبوم؛ براثر مداخله ای بیگانگان است را با ورکنیم؟ درحالیکه بخش ازیک جامعه حاضر نیستند که هیچ قانونی را بپزیرند وخود شان را مافوق قانون بدانند وعده ای دیگیری هم که خود شانرا درس خوانده وروشنفکر میدانند نه تنها ازاین شیوه ای قرون وسطائی؛ حمایت میکنند بلکه برای تحمیل آن بردیگران طرح ونقشه میریز ند؛ با این وصف؛ امیدی برای اصلاح وپیشرفت باقی میماند؟ومیتوان باور کرد ویروس های که، جامعه ای افغانستان رافاسد کرده وارداتی است ودرزیر سر بیگانگان ؟هیچ عقل سلیمی این حرف را باورنمیکند. ازقدیم گفته اند که: ماهی ازسر گنده گردد نی زدم* ما اگر واقعا درصدد بهبود این وضعیت ناگوار وشرم آور هستیم باید اینگونه افکار پوسیده ای را که ثمره چندین قرنه اش جزء رنج وخواری نبوده است دوربریزیم؛ آنگاه است که میتوان امید واربود افغانستان خود را بکاوران درحال صعود جامعه ای بشری ملحق بسازد.)
      حال قضاوت را بشما وبخواننده ګان میګذارم
      بااحترام
      پرویز بهمن

  • سهراب سپهر برادر !
    چرا زورتداد، اگر فهیم خورضابط به احمد شاه بابا کبیر، بابا نگوید، ده دانش تبله میزنیم. و تو کدام گو هستی. در پشت پرده هر روباه شیر میشود.
    شما دزدان گردنه غلام بچهای ظاهر شاه بودید. وبرای او دختر های نازک میاوردید.
    تمام سقاویها را ما استعمال میکنیم. زنده باد کرزی که یک دزد را بر جا دیگر انداخته و پاشاهی میکند. وسقاوی ها استداد اش را ندارد.

    • یاری گک غول!
      شما غول های بیابانی شترچران بی تمدن را به دولت داری چه کار! برو غژدی نشین آخور قبیله. شما اولاده های احمدشاه چلمچی قرنهاست به این و آن نوکری کرده اید و جالب اینجاست به آن افتخار هم میکنید. شما کوچی زاده های بیابانگرد بدوی را به پادشاهی چه کار. زن فروختن مسلک پدری شما اولاده های شبه انسان های بیابانگرد است نه از دیگران. عجب استعداد دولتداری را در این دو نیم قرن به اثبات رسانیده اید که گاهی از برکت لنده های مادران خود به حاکمیت واهی و پوشالی رسیده اید و گاهی هم به از برکت لنده های خواهران خود. شما بی ناموس های قسم خور زن فروش کوچی را به مفاهیمی چون دولت و وطن چه کار. کوچی هرزه گرد بی خانمان را به دولت داری چه کار. عجب نیست که این ملک در این دونیم قرن به مصیبت دچار است.

  • سهراب گو خور ودزد گردنه!
    هرچه که بودیم ۲۶۵ سال بالای تان حکومت کردیم و ۵۷۰ سال دیگر هم میکنیم.دزدان استعداد اش ندارد. دوبار ۹ ماه کردید غیر از دزدی دیگر کار تان نبود.

  • سلام بهمن عزیز!
    ایا تو مکتب خواندی؟ اگر خوانده باشی افسوس به دانش اومعلم که تورا کامیاب کرده. اغای محترم من چند بار برایت توصیه کردم. که «کم بنویس با منطق بنویس». اغا مطابق سوال جواب بدهید.سوال من از شما ترکیب حکومتهای سفاوی بود.نه این داستان بی منطق. چند نقطی که بی منطقی مضمون تورا اشکار میکند.
    ۱-«در غیرآنصورت آنها خطاکارندومستحق توبیخ ؛ وبرای این باور شان بقانون مترقی دیموکراسی امروز دنیا نیز استشهاد میکنند، که این حرف با منطق روز نیز که حق حاکمیت واستعلا را ازآن اکثریت میدانند منطبق است؛متأسفانه این حرف نامعقول وبی بنیاد را، با دیپلوماسی فعال بقدرتهای دنیا نیز با ورانده اند».
    آیامردم دنیا مثلی خودت بی منطق و بیشعور است؟ که به گپ های جند نفر گوش میدهد و محاسبه غلط را قبول میکند، افسوس به دانش ات اغای بهمن، تو یک بیسواد، نااگاه از سیاست های جهان هستی.
    ۲- «چندین مرتبه قرارشد که آماری علمی ودقیقی ازتمام مردم افغانستان گرفته شود حتی درهمین آواخیر سال 1386 شمسی ولی بعد ازسروصداهای زیاد؛ بکلی فراموش شد؛فلسفه ودلیل این ممانعت ها چیست»؟
    اگر شما اکثریت میبودید به زور بالای پشتونها آماری علمی تان راقبول میکردید.شما یا بز دل هستید،ویا اقلیت بسیارکوچک. و پشتونها هر وقت میتواند که مانع آمار شود. این از جرهت و استعداد آنها دلالت میکند.ویا اکثریت مطلق هستند.
    واین نوشته خودرا درجای دیگر کاپی نکند، که دیگر ها هم از منطق ضعیف ات اگاه میشود.و خدا نخواسته به یک شخص فاقد استقرار فکری معریفی نشوید.ودراخیر برایت یادآوری میکنم که من بسیار خوش شدم که تو جملات واضع من راچندین بار میخوانی.یک پسر که صنف پنج مکتب است.مضمون من را خواند وبار اول از اش مفعوم کامل گرفت. یعنی تو بیسواد تر از اطفال صنف پنج هستی.تو دیگر ازسیاست بیسوادانه ات دست بکش.بخاطری که استعداد اش رانداری.

    • ګلخان محترم !
      خودت طوری وا نمود میسازی که این بنده بیسواد هستم وتو عالی جناب درمقام یک معلم تشریف داری وخوب را ازبد تشخیص میدهی ، تاکنون من ده ها غلطی املایی ات را برایت مستند نشان دادم و بعداز ین نیز نشان میدهم، خودت حتی درترکیب جمله بندی نیز دچار اشتباهات شدید انشايی شده ایی ولی من آنرا به رخت نکشیدم، اما حالا بخوان که کی بیسواد است:
      طور مثال خودت نوشته ایی:
      (بهمن عزیز!
      من از شما خواهش میکنم، ویاداوری میکنم که در مباحثات و استدلال کمپیوتری به مفعوم توجوع کند نه به املا)
      ببین آقای ګلخان!
      درینجا علاوه بر آنکه خودت کلمهء عادی (توجه) را توجوع نوشته ایی فعل مخاطب را نیز به غایب تبدیل کرده ایی، یعنی به عوض اینکه می نوشتی ( توجه کنید) شما نوشته اید (کند)، اګر ضمیر اول مخاطب باشد باید فعل نیز مخاطب باشد. این قاعده را حتی اطفال کودکستانها هم میدانند ولی خودت نه یکبار بلکه چندین بار این غلطی را تکرار کرده ایی وازمن خواسته ایی که به غلطی های املایی وانشایی ات توجه نکنم وترا عفو نمایم، ولی با وجود این هم خودت اصرار داری که تو باسواد تشریف داری ومن بیسواد استم . باز در ادامه چنین می نویسید:
      « و اگر میتوانی ترکیب حکومتها سقاوی را برایم تشرح کند؟»
      صحیح آن این است که« اګر میتوانی ترکیب حکومتهای سقاوی را برایم تشریح کن! علامهء سوالیه نیز اینجا بیجا و غلط است زیرا خودت یک جملهء شرطیه را اینجا قید کرده ایی نه اینکه سوالی را مطرح کرده باشی.
      بار دیګر:
      درهمین پیام اخیرت خودت می نویسی :
      آیا تو مکتب خواندی؟ اګر خوانده باشی........»
      عزیزم!
      فعل خواندی به زمان ګذشته برمیګردد اما وقتی که درجواب می نویسی اګر خوانده باشی.... اینجا حالت استمرار مقصدت است بناء سوالت را نیز باید چنین می نوشتی: آیا تو مکتب خوانده ایی؟ یا اینکه آیا مکتب خوانده استی؟ آیا روزی به مکتب رفته ایی؟ اینګونه سوال حالت استمراری را مطابق شرط که خودت ګذاشته ایی که اګر رفته باشی چنین ویا چنان میکردی مطابقت داشت. من نفهمیدم که آن پسر صنف پنج هم مثل اینکه از نواسه هایت باشد که تازه میخواهد خشت اول را مطابق دستورات بابه کلانش بګذارد، کوشش کن که آن پسر صنف پنجم را مثل خودت تربیه نکنی. زیرا از قدیم ها ګفته اند:
      خشت اول ګر نهد معمار کج
      تا ثریا میرود دیوار کج
      بعدا در ادامه به کلمهء نامفهوم دیګرتان توجه کنید که درمقابل آن علامه های سوالیه را ګذاشته ام:
      « نه این داستان بی منطق. چند نقطی؟؟؟؟؟؟؟؟ که بی منطقی مضمون تورا اشکار میکند».
      من حدس می زنم که شاید منظور خودت این باشد:
      چند نکتهء اساسی که بی منطقی بودن مضمون شمارا درین داستان آشکار ساخت. درغیر آن این هم شما واین هم تمام خواننده ګان عزیز کابل پرس که ازین جملهء بی مفهوم چه نتیجه ای حاصل میګردد. من برایت در ابتدا نوشتم که اګر درست فارسی را نمیدانی من برایت به زبان بی پدر وبی مادر اوغانی می نویسم آنګاه تو حق داری که غلطی های من را درآن بګیری ومن هیجګاه از اصلاح نمودن جملات خویش درزبان اوغانی خسته نمی شوم . ولی خودت را برایم چنان وانمود کردی که نه اوغان استی ونه هم مسلمان. چیزی بین البین میان هردو قرار داری، بناء اګر میخواهی درست استدلال نمايي باید بعداز ین که برایم پیام میفرستی باید تمام معیارها وقاعدهء دستوری زبان فارسی را مراعات کنی ومن حاضر نیستم که از غلطی های املایی وانشایی خودت بګذرم ولو هرقدر بمن دشنام بزنی ومرا توهین کنی بمن بیشتر جرأت می بخشی تا نارسایی هایت را آشکار سازم.
      حالا اصل موضوع:
      من مطابق خواست اولی شما اشارهء مخصتر به امارت نه ماههء خادم دین رسول الله نمودم، عاقلان را یک اشاره بس بود. اما برایت ګوشزد کردم ومی کنم که: ترکیز نمودن بالای ترکیب حکومتهای غیر پشتونی خادم دین رسول الله وحاکمیت مجاهدین راه حل بحران نیست. زیرا اګر شما باور مند استید که تمام فرزندان این آب وخاک بدون تبعیض وتمایز درعمل و واقعیت هم ، همه فرزندان این وطن اند بناء تمام این فرزندان بدون درنظر ګرفتن زبان وقومیت شان ، حق حکومت کردن وپادشاهی وامارت را درین سرزمین دارا می باشند. همین که خودت به ترکیب قومی حکومت ها چسپیدی این خود واضح میسازد که درینجا تمام فرزندان این سرزمین حق مساوی ندارند، یکی باید بزرګتر ودیګری کوچکتر باشد. واین اصل مشکل وپرابلم این کشور است که با ایجابات زمان ؛ خصوصا مقتضیات این عصر که جهان بطرف ګلوبلازیشن درحرکت است هیج مطابقت ندارد.
      خودت دربرابر نوشتهء آقای جواد سلیمی که اصلا هزاره است نوشته ایی:
      آیا مردم دنیا مثل خودت بی منطق وبی شعور است که به ګپ های چند نفرګوش میکند ومحاسبهء غلط را قبول میکند؟
      من اینجا مقصد خودت را نفهمیدم که اګر جهان تاکنون درمورد سرشماری نفوس مطابق نورمهای بین المللی خاموش مانده است این دلالت برچی میکند؟ آیا میخواهی بګویی که خاموشی جهان تاکنون درین مورد دلالت بر این میکند که پشتونها اکثریت مطلق را تشکیل میدهند وهیج حاجت آمارګیری نیست؟
      اګر چنین باشد چرا غالمغال اوغانها از موضعګیری دانا روهراباکر به آسمان رسیده است؟
      آقای ګلخان!
      میخواهی، ګناه دغل بازی ها وحقه بازی های چندین دههء اخیر رژیم های قبیلوی اوغان را که حتی درسازمان ملل متحد ودرتمام موسسات بین المللی دیپلومات های محمد زایی تبار ودیګر وابستګان خاندان شاهی وبعد خلقی وطالبی معلومات غلط را به جامعهء جهانی ارائه کرده اند بدوش جهانیان بیندازی؟
      مګر من غیر پشتون از اشرف غنی احمدزی کوچی جه توقع داشته باشم که وی تاریخ قومی این سرزمین را به زبان انګلیسی بیطرفانه وغیر جانبدارانه به مقامات ملل متحد ارائه کرده باشد؟ آیا تو باور داری به این که اشرف غنی احمدزی وانورالحق احدی، زلمی خلیلزاد ودیګر باسوادان اوغان درحق سایر اقوام، درمجامع بین المللی حقیقت را ګفته اند؟
      بناء خودت را به کوچه حسن چپ نزن و نه هم کوشش کن که خودرا احمق جلوه دهی، زیرا مردم درشرایط امروزی با این ترفندها کاملا آشنا استند. به امید پیروزی وموفقیتهای بیشتر شما.
      بااحترام
      پرویز بهمن
      برمنګهم / بریتانیا

  • سلام اغای بهمن!
    من مثلی شما مقالات دیگر ها را کاپی نمیکنم.و میخواهم شفاء بنیسم. شما جناب محترم یک شخص مریض و پر از تعصب هستید. من هیچ وقت به تمام مردم غیور تاجک توهین نمیکنم. واگر کسی را متعصب دیدم باز من متعصبتر میشوم.وتو گفتی که تو به زبان پشتو با من بحث را ادامه میدهی، بارور به خدا(ج) کنید، که من پنج دقیقه خندام را کنترول کرده نتوانستم. تو در زبان خودت استدلال کرده نمیتوانی. عزیزم پشتو یک زبان پچیده است، خدانکند که خود را دشنام ندهد.تو خودت اقرار کردی که نوشته های من راچندین بار میخوانی باز مفهوم میگری.
    اگر استقرارفکری دارید. درنوسته اخیرات به زبان خودت قوم خودت را بزدل وبی کفایت معرفی نمودی.درزبان پشتو شاید برعکس بنویسی. یعنی منظورات یک چیز باشد وتو شاید دیگر چیز بویسی.
    اغای بهمن!
    معقوله علمی است که «هروقت منطنق کسی ضعیف شد،برخورد فزیکی میکند». در اینجا منطق تو ضعیف شده که املا و اشارا بهانه میگیری.
    حالا تو درذ فرهنگی هم هستی، بخاطریکه
    تو نوشته های اغای جواد سلیمی را در مضمون خودت کاپی کردی.
    آغای بهمن!
    شما استقرار فکری ندارید، بخاطریکه من داوایل برای شما گفته بودم که جهان درکجا است وما چی فکرمیکنیم من از سیاست های مدرن یاد آوری کرده بودم. مگر شما رد کردید،بر جای اروپای غربی، یوگوسلاویا را یاد کردید.شما چرا ضد ونقیص مینوید. این ثبوت میکند که تو مریض روانی هستی.ویا جاسوس آیران وپاکستان هستی، که میخواهی مردم ما را بر علیه یک دیگر تحریک کنی وفایده اش را به بادارهای خارجی ات برسانی.
    بااحترام گلخان

    • محترما!
      جنابعالی مدعی استی که من بیسواد هستم اما همین بیسواد تمام غلطی های املايی وانشایی ترا میگیرد ولی مثل اینکه شما شرم ندارید تا قبول کنید که اصلا نه بامنطق انسانی ونه هم با سواد عادی هیچ نوع وابستگی ندارید
      بازهم به غلطی های تان توجه کنید شما نوشته اید
      (سلام اغای بهمن!
      من مثلی شما مقالات دیگر ها را کاپی نمیکنم.و میخواهم شفاء بنیسم. شما جناب محترم یک شخص مریض و پر از تعصب)
      درینجا حرف «ی» زاید وبی معنی است مثلی نوشته نمیشود تنها اگر می نوشتید مثل ‍کفایت میکرد
      دوم اینکه کلمهء شفاء یعنی چه؟
      شما را خدا شفا دهد شفاء نقطهء مقابل مرض است اما اینکه شما شفاء می نویسید خیلی خنده دار ومضحک برایم معلوم شد اگر شما دکتور هم باشید باید بعداز آنکه نسخهء شمارا کسی از دواخانه بگیرد ودواهای را که شما برای مریض تجویز داده شفابخش واقع گردد میشود نوشت که نسخهء شما شفابخش بود
      اما اینکه نوشته اید من شفا می نویسم یعنی چی؟
      شاید منظور تان این بوده باشد که گویا شما شفاف می نویسید. این حدس خودم است نمیدانم که آیا منظورتان شفاف است یا کدام چیز دیگر
      درجای دیگر چنین ادامه میدهید:
      (بارور به خدا(ج) کنید، که من پنج دقیقه خندام را کنترول کرده نتوانستم. تو در زبان خودت استدلال کرده نمیتوانی. عزیزم پشتو یک زبان پچیده است، خدانکند که خود را دشنام ندهد.تو خودت اقرار کردی که نوشته های من راچندین بار میخوانی باز مفهوم میگری.)
      شاید اینجا منظور خودت ازکلمهء بارور درحقیقت « باور» باشد که این را برایت می بخشم ولی اینکه بار دیگر فعل غایب را درجای مخاطب بکار برده اید خودرا مسخره ساخته اید باید می نوشتی که کوشش کن خودرا دشنام ندهی بعوض اینکه نوشته اید دشنام ندهد
      درجای دیگر میفرمائید:
      (این ثبوت میکند که تو مریض روانی هستی.)
      صحیح آن این است که می نوشتید که این ثابت میکند که تو مریض روانی هستی
      فرق میان ثبوت وثابت کردن خیلی زیاد است. ثبوت خودش مصدر است نه اسم فاعل. ثبوت بخودی خود ثابت کننده نمی شود. تا مدرک اثباتیه ای یک دلیل وجود نداشته باشد
      (معقوله علمی است که «هروقت منطنق )
      منظور شما همانا مقولهء علمی شاید باشد
      بهرترتیب آقای گلخان!
      من باوجودیکه غلطی های املایی وانشایی خودت را میگیرم ولی ازادامهء بحث ومناقشه باخودت هرگز خسته نمیشوم. اینکه خودت هرچیزی که مرا بگویی من ازخودت خفه نمی شوم اما غلطی هایت را میگیرم واین کار هم به نفع خودت می باشد وهم به نفع دیگر خواننده های عزیز سایت کابل پرس
      من بخشی ازنوشتهء آقای جواد سلیمی را بحیث یک سند آوردم ونامش را نیز ذکر کردم این کاررا دراصطلاح نویسنده گی نقل قول میگویند نه دزدی یا سرقت ادبی
      فرق میان سرقت ادبی ونقل قول درفن نویسنده گی اززمین تا آسمان موجود است. دزدی آن است که نوشتهء کس دیگری را بدون ذکر نام وی بصورت مکمل یا ناتکمیل کاپی بنام خودم نشر کنم. آنگاه من سارق ادبی می باشم وآقا جواد سلیمی حق دعوا بالای من را دارد
      به امید صحت وسلامتی تان
      بااحترام
      پرویز بهمن
      برمنگهم - بریتانیا

  • سلام بهمن عزیز!
    من همچنان از مناقشه با شما خسته نمیشوم.واین را باید بخاطر داشته باشی که تو یک بسواد علمی هستی. این را من به اثبات میرسانم.
    ۱- تمام مقالات تو از شکم ات است. هیچ ربط یا ارطبات با علم ندارد.
    ۲- از تعصب و تنگ نظری پر است.
    ۳ـ از نفاق و جنگ اندازی پر است.
    تو میخواهی که ملت بیچاره مارا به خاک و خون بکشانی. مثل ۱۹۹۲ که کارمل وطن فروش با مسعود جنایتکار یکجا شدن وکابل قشنگ را خراب کردن.
    اگر باور نمیکنی، مراجعه کنید به یوتب وبنوسید«کودتاه ۱۹۹۲» ثبوت میشود.
    اغا بهمن!
    شما احمد شاه بابا کبیر را « احمد شاه ملتانی خطاب میکید» این از مطالعه ناقث ات دلالت میکند. احمد شاه بابا کبیر تنها مربوط پشتون ها نبود بلکی مربوط تمام ملت افغانستان بود. اگر باورنمیکنی، مراجعه کنید به کتاب «افغانستان درمسیر تاریخ، جلد اول صفحهای ۳۵۴ و ۳۵۵،» از اخلاق ورفتار ان بزرگ من اگاه میشود.
    وحالا به من اشکار شد که تو ظرفیت استدلال منطقی را نداری. ظرفیت تو به اندازه است که بالای یک شخص عادی یا کدام اتحادیه افغانها مقیم اروپا بنویسی. اگر باز هم باور نمیکنی، مرور کنید به نوشته های تان که علیه مردم بیدون کدام معلومات موثق نویشتی. مقالات بیدون معلومات و «رفرنس » فاقد علم است. امید که توجه کنید.
    اغا بهمن!
    توبه سواد مکتب توجوع میکنی ومن به سواد علمی ات انتقاد میکنم.
    ومن بسیار کوچک بودم که اروپا آمدم.
    بااخترام گلخان

    • ګلخان عزیز بار دیګر سلام!
      من ندانستم که تعریف خودت از علم چیست؟ اولین پایه های علم ومعرفت را سواد تشکیل میدهد. بعداز آنکه من تمام غلطی های املايی وانشایی خودت را ګرفته ام، حالا خودت مجبورشدی که اعتراف کنی که من ازنظر سواد پوره استم ولی ازنظر علم نه.
      من ادعای کامل بودن درعلم را ندارم، به اساس باورهای سنتی که من از پدر ومادر خود آموخته ام علم کل؛ نزد خداوند است، غیر از خدا که خالق این جهان است هیج موجودی علم کامل ندارد.
      من حالا نیز به کمبود زخارف علمی ام اعتراف دارم، ولی خودت که مدعی استی که کتابهای مرحوم غبار را زیر و رو کرده ایی سوادت به اندازهء یک طفل دبستانی هم نیست، کسی که با کتاب « افغانستان درمسیر تاریخ » ارتباط داشته باشد درنوشتهء یک پیام کوتاه خویش مانند تو اینچنین بی سواد مزخرف نمی باشد. خودت دعوا داری که خیلی خورد بوده ایی که به اروپا آمده ایی، معنای سخن خودت این است که باید ازغلطی های املایی وانشایی خودت بګذرم زیرا تو درافغانستان خیلی کوچک بودی ودر آنجا درس نخوانده ایی، پس غلطی های املایی تو قابل اغماض باید باشد آیا منظورت همین است؟
      پس درینصورت تو با این بیسوادی از کتاب مرحوم غبار چه مفهوم خواهی ګرفت؟
      حدس من این است که تو دروغ میګویی، تو درسنین جوانی قرار نداری، بلکه پسرانت وحتی نواسه هایت درین سنین قرار دارند وآنها هم شاید ازفرط بیسوادی ؛ به شغل تاکسی رانی مشغول می باشند و وقت ویا استعداد نوشتن یک پیام را هم ندارند.
      برداشت من ازخلال این پیامهایت این است که خودت ازهمان کدرهای بی سواد خلقی های ګردپای شهرمالمو استی، واګر پرچمی هم باشی مربوط باند فاشیست داکتر نجیب الله احمدزی قاتل تشریف داری، از عربده های اولی ات درپیام های قبلی ات برایم معلوم شد که خودت حتما ازجملهء همان کسانی استی که بدون استحقاق بحیث معلم یا یک منشی حزبی درکدام ناحیهء کابل مصروف عربده بالای زیر دستان بوده ایی، وتعدادی ازشاګران با استعداد را بنام عناصر ضد انقلاب تحویل شکنجه ګاه های خاد نجیب نموده ایی . سبک ولهجه ات برایم نشان میدهد که خودت ازباشنده ګان لغمان باید باشی، زیرا به قول رفیق خدایداد بشر مل که خود یک انسان شریف و وطنپرست است در زمان وزارت وی در تعلیم وتربیه یک تعداد لغمانی های چالاک ولی بیسواد را درمکاتب شهرکابل توظیف نموده بود. خودت ازهمان معاش بګیرانی مرتجع ومتعصب پشتونی در دامن حزب دموکراتیک خلق جناح پرچم برایم معلوم میشوی که حالا طشت رسوایی ات را از بام به زیر میخواهم بیندازم. هرقدر که بامن مکاتبه هایت ادامه یابد چهرهء اصلی ات برایم نمایان میګردد.
      خودت نوشته ایی که ظرفیت نوشته های من بالاتر از آن نیست که بالای یک اتحادیهء فرهنګی اوغانها نوشته کنم.
      آری!
      من این را با تو می پذیرم، من دربارهء اتحادیه های اوغانها در اروپا خصوصا در سویدن معلومات کافی دارم، من چندسال پیش ساکن شهرهای اوپسالا وبعدا بوروس بودم ، درشهر بوروس دررشتهء کتابداری در دانشګاه بوروس درس میخواندم ، وچندین باربه شهرمالموی شما نزد رفیق زرنګار نیز آمده ام .
      ازطریق رفیق زرنګار ، تګ تګ فاشیست ها وخلقی های ګردپای شهرمالمو را می شناسم، اولادها وپسران جوان شانرا که شبها ازطریق پالتاک به اقوام غیر پشتون دشنام میزدند همهء شانرا می شناسم. ازپسران خان پاچا ګرفته تا پسران امان الله امیری، ومنشی چانته ومحمد زمان آرزو، داکتر خلیل ساپی وچکری همه را ازنزدیک دیده ام.
      ولی آنها مرا نمی شناسند وبیاد ندارند، زیرا من خودم را نزد آنها پشتون معرفی کرده بودم، وتمام رازهای درونی شانرا کشف کرده ام وحالا تمام اسناد نزدم موجود است که آنها علیه اقوام غیر پشتون درپالتاکها چه میګفتند و آنها چګونه ازطرف پدران شان تشویق می شدند تا علیه اقوام دیګر دشنام بزنند.
      من ازتمام ظاهر فریبی های فاشیست های پشتون درشهرمالمو که خودشان را در افغانستان ملا وآخوند معرفی میکنند ولی در اروپا زنان شان با سبک واستایل اروپایی زنده ګی میکنند آنها را ازطریق انترنت افشا کرده ام، تا نزدیکان وبستګان شان درافغانستان نیز بدانند که این فامیل ها با این حجابهای کاذبانهء افراطی شان درافغانستان آنطرف مرز اینچنین نیستند یعنی اینکه اینها منافق تشریف دارند. آیا این مسؤولیت یک نویسندهء با وجدان نیست؟
      آیا زمانیکه یک خلقی ګردپا مانند چکری ویا محمدنادر بریالی یا انجنیر شیردل سنګین قاچاقبر؛ بالای مردم بیچاره ودربدرافغانستان جنګ زده فخر میفروشند که ګویا آنها از اروپا آمده اند، وبرمردم بیچاره منت میګذارند که آنها را قدر واحترام کنند وبه همین علت معاشهای دالری را ازبانک جهانی میګیرند، وبرچشم مردم بیخبر خاک می افشاند وخودشانرا فرشته وملایک جلوه میدهند نباید رسوا شوند؟
      آیا مردم بیخبر افغانستان حق ندارند که این چهره ها واین مارهای آستین را بشناسند که آنها درکشورهای دومی شان چقدر رسوایی را براه انداخته اند؟ وحالا بخاطر اعادهء حاکمیت تګ قومی پشتونی حاضراند با وحشی ترین موجودات طالبان وګلبدینی ها یکی شده و دست صلح واتحاد را به سوی آنها دراز نموده اند؟
      خودت درین مورد خواهان چګونه ریفرنس می باشی؟
      آیا ریفرنسی بالاتر از جلال بایانی پیدا خواهد شد که خود ازخادیستان نجیبی است ودرمورد خرمستی های خلقی ګردپای چون غلام اسحاق چکری شهادت داده است؟
      مګر خود اوغانهای شهرمالمو بهتر ریفرنس برای شناخت چهرهء اصلی شیردل سنګین نیستند؟ مګر آنها نمیدانند که برادر این وزیر صاحب محترم بنام( پستک) هنوزهم یکی از قاچاقبران انسان میباشد؟
      ته پخپله چه په مالمو کی اوسېږې پستک نه پیژنۍ؟
      آیا این چهره ها قابل افشاساختن نیستند؟ کسی که مثل چکری، یک زن سویدنی الکولیست همسایه اش را درحالت نشه تجاوز جنسی میکند وحالا درافغانستان به زور اسمعیل یون وزلمی هیواد مل شامل ادارهء کرزی میشود قابل معرفی نمودن نیست؟
      چه چیزی کرزی وادارهء کرزی را جز عصبیت کور پشتونوالی وا داشته است که این شخصیتهای رسوای تاریخ را شامل ادارهء خویش نماید؟ مګر درمیان هزاره ها وتاجیک ها هیچ انجییری پیدا نمیشود که جای شیردل سنګین قاچاقبر را پر نماید؟
      آیا شما از ویلاهای که درشهرمالمو توسط شیردل سنګین خریداری شده است خبر دارید؟
      آیا شما از اینکه نادر بریالی فاشیست در دبی دفتر بازرګانی را باز نموده است خبردارید؟
      این نادر بریالی چرا قبل از مقررشدنش بحیث معین وزارت فواید عامه در دبی دفتر تجارتی نداشت؟
      من آن سالهای که به شهرمالمو می آمدم ، این شخص یک سوسیال خور بیکار بود که به زور ونیرنګ خودش را رئیس اتحادیهء فرهنګی جا زده بود ولی حالا در دبی دفتر تجارتی باز کرده این پولها را ازکجا کرده است؟ چرا ازوظیفه اش سبکدوش شده است؟ ویا چرا وظیفه اش را ترک داده است؟
      حالا پرسش اصلی از خودت ګلخان این است که آیا درین موارد نوشتن غیر علمی است؟ بخاطریکه این ها پشتون استند؟
      کسی که دربارهء رسوایی های پشتونها بنویسد وی متعصب وبیسواد وغقده ایی وغیر علمی است اما اګر دربارهء احمدضیا مسعود وهزاره ها وازبیک ها بنویسد علمی است؟
      امیدوارم که درین باره پاسخهایت را ولو هرقدر هم بیسوادانه باشد برایم بدهیید
      دراخر میخواهم بار دیګر غلطی های املایی وانشایی ات را تصحیح کنم:
      ۱ارطبات// صحیح آن ارتباط میباشد
      ۲ کارمل وطن فروش با مسعود جنایتکار یکجا شدن وکابل قشنگ را خراب کردن.// صحیح آن شدند و کردند میباشد
      ۳ وبنوسید«کودتاه ۱۹۹۲» ثبوت میشود.// صحیح آن «ثابت میشود» میباشد
      ۴ این از مطالعه ناقث ات؟؟؟؟ دلالت میکند.// صحیح آن: این برمطالعهء ناقص تو دلالت میکند
      ۵ بلکی مربوط تمام ملت افغانستان بود// صحیح آن بلکه ....... میباشد
      ۶ از اخلاق ورفتار ان بزرگ من؟؟؟؟ اگاه میشود.// صحیح آن بزرګمرد ....« آګاه میشوید» میباشد.
      ۷ بیدون کدام معلومات موثق نویشتی. مقالات بیدون معلومات و «رفرنس » فاقد علم است. امید که توجه کنید.// صحیح آن بدون میباشد واینکه دربارهء رسوایی های فامیلهای فاشیست درمالمو دربالا برایت توضیحات ارائه شده است.
      ۸ توبه سواد مکتب توجوع میکنی ومن به سواد علمی ات انتقاد میکنم// صحیح آن توجه می باشد.
      ونکته اخیر هم اینکه شما درین مورد خیر دروغ ګفتید: زیرا شما ازهمان ابتدا برای من ( پرویز بهمن) نوشته اید که من (ګلخان)بحال آن معلمی که ترا نمره داده وکامیاب کرده افسوس میخورم. اما حالا غیر مستقیم برایم می نویسید که ګویا سواد مکتبی من پوره است ولی سواد علمی ندارم که من درابتدا پاسخ شما را داده ام ومنتظر جواب شما می باشم.
      بااحترام
      پرویز بهمن
      برمنګهم/ بریتانیا

  • سلام فراوان برای اغا بهمن!
    جناب عالی من بدبختانه در سویدن زندگی نمیکنم ومن تمام مقالات تورا در کابل پرس مطالعه کردیم.و من مثل خودت بز دل هم نیستم که نام و آدرس خود را غلط بدهم. من در هالند زندگی میکنم واسم من گلخان بارکزی است.
    شما فکر نکنید که تمام پشتونها در مالمو زندگی میکند. این هم از معلومات ضعیف ات واستقرار فکری ات دلالت میکند.پشتونها ۷۰٪ مردم افغانستان را تشکیل میدهد و درتمام چهان زندگی میکند.
    استدلال من در باره مقالات تو از نگاه منطق ضعیف تو است نه از نگاه کدام تعصب زبانی، من چندین بار برایت نوشته ام که من متعصب نیستم و درمقابله با متعصبین متعصبتر هستم، امید که درک کنید.
    جناب عالی وقت قیمتی ات را به مقالات علیه اشخاص عادی برباد نکنید. بیا که
    بحث سیاسی وتاریخی کنیم و به یک نتیجه برسیم. اگر ضرفیت اش را نداری، دیگر من وقت خود را با تو ضایعه نمیکنم. تو غیر از مقالات بی منطق و به املا انتقاد میکنی، وخودت خسر را خصر مینویسمی وبازمیگوی که« من کلمات عربی را استعمال نمیکنم» جناب عالی حرف (ص) مربوط زبان عربی است.
    جناب بهمن!
    از نویشته هایت برای من اشکارشد که تو یکی از کارملیست کمونست وخادیست بی خدا هستی. که هزارها انسان بی گناه را در زندان پلچرخی شکنجه و عدام کردی. کارمل لین و مزدور سرسپرده کمونستها با معاملهگر جنایتکار ماویست مسعود یک جا شد و شت هزار بی گناه را در کابل کشتند. تو وامثال تو باید جواب بدهید.و خودت پول بیت المال را دزدی و در برمنگهم زندگی ارام ومرفه داری وخود را مثل چکری دزد پنهان کردی. از سفا گرفته تا کارغل ومسعود باز از چکری گرفته تا فطرت و خودت دزدان حرفهی هستید. ملت قهرمان بیدار است، تمام شما جواب خواهیم داد. وتورا از برمنگهم کش میکنیم به جواب دهی.
    بااحترام گلخان بارکزی

    • بار دیګر به ګلخان بیسواد اما نهایت عزیز ودوست داشتنی سلام تقدیم میدارم:
      بازهم از خلال نوشته هایت برایت نشان میدهم که تو از همان کدرهای بیسواد نجیب ګاو استی، وازلغمان می باشی، دارای فرزندان بیسواد می باشی که پسرانت جز رقص وتاکسی رانی چیز دیګری یاد ندارند، من تمام پیامهای خودت را چندین بار خوانده ام، میدانم که درد تو ازکجا نشأت میکند، تو خیلی آزرده خاطر استی که من چطور بطور مستند از هویت وکارنامه ها وخرمستی های خلقی های ګردپای شهرمالمو درسویدن پرده برداشته ام. نام ګلخان بارکزی وآنهم درهالند قابل تحقیق است ولی متوجه باش که اګر ګلخان بارکزی درهالند وجود حقیقی داشته باشد وتو ازنام وی استفادهء سوء کرده باشی با نمبر آي پي کامپیوترت ترا ازشهرمالمو بیرون می سازم وبدست ګلخان بارکزی می سپارم، منظورم این است که درهردوصورت تو همان شخصی استی که من درپیام اولی ام ترا تشخیص داده ام، زیرا من با ګردپاهای خلقی شهرمالمو وطرز کلام ونوشتار شان آشنایی نزدیک دارم.
      اما اول پرسش عادی که ازجناب عالی باید شود این است که اګر متعصب تشریف ندارید این رقم ۷۰ فیصد بزرګی پشتونها را نسبت به سائر اقوام ازکدام مرجع ومنبع بدست آورده اید؟
      اګر این رقم درست باشد چرا پشتونها از راه اندازی یک سرشماری نفوس، با حضور داوران بین المللی بیطرف تا کنون طفره رفته ونمیخواهند نفوس شماری شود؟
      شما اګر مانند مرشد اعلای تان رفیق سلیمان لایق، اپرچونیست معروف، مطمین استید که پشتونها اکثریت قومی مردم را تشکیل میدهند چرا از احصائیه ګیری بیطرفانه شانه خالی میکنید؟
      آیا درین تخمین شما پشتونهای آنطرف مرز نیز شامل استند ویانه؟
      شما اګر متعصب تشریف ندارید، این را باید واضح سازید که دربرابر نوشته های آقایون، اسمعیل یون، سرلوچ مرادزی، روستار تره کی، غفور لیوال، نبی مصداق، رحمت ربی زیرکیار، داوود میرکی، عالیه راوی، باری جهانی، احمدجان آریوزی وغیره که خواهان پیوند دادن اوغانهای لر وبر بوده واقوام تاجیک وازبیک وهزاره را مهاجرین آمده ازآنطرف دریای آمو میدانند چه نظر دارید؟ از رقم هفتاد فیصدی ات معلوم شد که سی فیصد خلقهای ساکن کشوررا شما نیز مربوط به تاجکستان ومغولستان وازبکستان میدانید که توسط چنګیز به این خاک آورده شده اند پس فرق میان شما وآقایون که نام شان رفت درچی است؟
      مګر تعصب شاخ دارد ویا دم؟
      تو که خودرا پشتون معرفی می نمائی وازطرف دیګر ادعا داری که متعصب تشریف نداری وهم درعین زمان یک حرف پشتو را هم نوشته کرده نمی توانی و درزبان فارسی هم من بیسواد بودنت را به اثبات رساندم این رقم هفتاد فیصدی پشتونها را ازکجا بیرون آورده ایی؟
      مسأله دوم اینکه، شما درشناخت من دچار اشتباه شده اید، من به زنده یاد ببرک کارمل ازصمیم قلب احترام دارم، ودر دورهء حاکمیت وی متعلمی بیش نبودم، دوران حاکمیت زنده یاد ببرک کارمل ازبهترین ودرخشانترین دوره های حاکمیت عصری حد اقل درسطح شهر ها بود، شهرکابل درآنوقت زیبایی وطراوت خودش را داشت، بستګان واقارب ما که از زیر ساطور دژخیمان امین جلاد جان سالم بدر برده بودند، زنده ګی دوباره یافتند، آزادیهای های مدنی را تا اندازه ای بدست آوردند، مردم عادی وشهریان شهرها دیګر ترسی از زنده بګورشدنهای دسته جمعی درپلیګونهای پلچرخی نداشتند، بهترین اقتصاد دان کشور یعنی سلطانعلی کشتمند عهده دار نخست وزیری بود، جبههء ملی پدر وطن تاسیس ګردید، علما وروحانیون صادق ومسلمانان واقعی درحد دکتور سعید افغانی که خود ازلغمان وازفارغان الازهر بود، برمشروعیت دینی آن نظام تاکید داشتند، اشخاصی چون مولوی ګل محمد تګابی، مولوی عبدالشکور هراتی خطیب، مولوی عبدالولی حجت فرخاری، مولوی عبدالشکور نجرابی، مولوی عبدالواجد شینواری، مولوی سیدمحمدعلیشاه توکلی ( شیعه) دکتور نعمت پژواک، دکترروان فرهادی ودیګر شخصیت های غیر حزبی همه در زیر سایهء همان حکومت مشروع زنده ګی نموده وبر حفیظ الله امین فاشیست و دار دسته اش لعنت میفرستادند. در آن دوره واقعا یک نظام چپی حکمفرما بود، مردم کار وبار داشتند، قانون وجود داشت، نظم اجتماعی برهم نخورده بود، زنان حق تحصیل داشتند، شخصیتهای بزرګی چون رفیق اناهیتا راتب زاد برای اولین بار عهده دار وزارت آموزش وپرورش شد وغیره جنبه های مثبتی که یک برصدم آن درنظام های فرتوت خاندانی آل یحیی ویا خلقی های ګردپا وجود نداشت، ولی بازهم زنده یاد ببرک کارمل، دریک عمل انجام شده قرار ګرفت، زیرا حفیظ الله امین وتره کی ازشوهران ننه های شان شورویها تقاضاهای مکرر می نمودند که باید روسها وارد کشور شود و آنهارا برای تصفیه های نژادی وتباری یاری رساند، اما روسها هوشیارتر از آن دو مغز قبیلوی بودند، آنها آمدند ولی نظام قبیله سالار وی را از اریکهء قدرت به زیر کشیدند وجان هزاران انسان شریف میهن را بشمول اعضای حزب دموکراتیک خلق را ازشر این اختاپوتهای قرن نجات دادند حالا تو بګو که جرم زنده یاد ببرک کارمل چه بود؟
      مسعود بزرګ را نیز قابل احترام میدانم، حد اقل همینکه نګذاشت ، ګلبدین حکمتیار، مانند حفیظ الله امین فاشیست اختیاردار کل شود و دمار از روزګار مردم غیر پشتون برارد نوش جانش. مسعود مرد بود وبه واقعیت هم چهرهء حقیقی ګلبدین را می شناخت وهم مانع رسیدن وی به قدرت تګ فردی ګردید، روحش شاد . تنها همین کار مسعود شهید خودش یک شهکار تاریخ است که دل قبیله سالاران را داغ داغ ساخته است . مسعود اګر اخوانی بود اګر مجاهد بود واګر وابسته به هرجریان فکری بود، نزدمن فقط تنها یک کار وی قابل تقدیر واحترام است که همانا قرار ګرفتن وی دربرابر انحصارطلبان قومی وقبیلوی پشتونی ازنوع اسلامیستی آن بود. وهیجګاهی میزان احترام من نسبت به آن بزرګمرد تاریخ کم نمی شود، وخداوند مرا از روزی نجات دهد که قلم من درهتک حرمت به شخصیت عالی وی بکار برود.
      او مردانه درخاک و وطنش رزمید، با مردم عادی وپیروانش یکجا زیست، باوجودیکه تمام امکانات پناهنده شدن به خارج برایش میسر بود، وطنش را ترک نکرد ومردانه دربرابر دشمنش جان داد ودشمنش نیز تا وقتیکه خودش را به جهنم واصل نګشتاند کامیاب به ازبین بردن آن قهرمان نشد ، افتخار به مسعود بزرګ وافتخار به چنین مرګ.
      وای بحال مرګ نجیب ګاو، که بزدلانه بدون یک لحظه مقاومت توسط دشمنان قبیلوی اش چون غرغشت خواخوژی وشهنواز تنی دربدترین حالت وزبونانه ترین حالت به قتل رسید وننګ زمانه را بخود خرید ودرآخرین روزهای که جسد عریان وی را درچهارراهی آریانا آویزان کرده بودند همه دیدند که وی ختنه نشده بود. ازین دیګر چه رسوایی باید نصیب قبیله پرستان وخیمه شب بازان تاریخ ګردد؟
      قبل ازپرداختن به اغلاط املایی ات یک نکته را خدمت شما بعرض می رسانم که من نګفته ام که من کلمات عربی را استعمال نمیکنم. من ګفته بودم که( خسر) درلسان عربی معنای خساره وتاوان را میدهد، بخاطریکه میان این دوکلمه یعنی (خسر) وخصر التباس بوجودنیاید من آنرا خصر می نویسم، شاید خودت معنای التباس را هم نفهمیده باشی، التباس، داخل شدن یک شی دریک شی دیګررا معنی میدهد. یعنی اینکه من بخاطریکه خلطی میان پدر شوهر وپدر زن وکلمهء تاوان وخساره بوجود نیاید خسر را خصر می نویسم ولی اګر کسی بازهم خسر بنویسد ایرادی وانتقادی ندارم. امیدوارم که حالا ذهنت روشن شده باشد. اینجا که شما فرموده اید، (ص) عربی است من میګویم که (س) نیز عربی است بحث روی حروف نیست بلکه روی کلمات است خدا کند که بعدازین فرق میان حرف وکلمه را بنمائید. حالا به اغلاط املایی وانشایی تان توجه کنید که چند تا خواهد شد:
      توکل به الله
      ازاینجا شروع میشود:
      ۱ من تمام مقالات تورا در کابل پرس مطالعه کردیم؟// صحیح آن کردم است زیرا در اول ضمیر(من) را استعمال کرده اید.
      ۲ شما فکر نکنید که تمام پشتونها در مالمو زندگی میکند// صحیح آن میکنند می باشد
      ۳ این هم از معلومات ضعیف ات واستقرار فکری ات؟؟؟؟؟ دلالت میکند.پشتونها ۷۰٪ مردم افغانستان را تشکیل میدهد و درتمام چهان زندگی میکند.// صحیح آن این است که. این هم از معلومات ضعیف ات وعدم استقرار فکری ات ناشی میشود ازاینکه پشتونها را جمع نوشته اید باید فعل آن نیز جمع باشد یعنی اینکه پشتونها رقم هفتاد فیصدی را تشکیل میدهند.
      ۴ اگر ضرفیت اش را نداری، دیگر من وقت خود را با تو ضایعه نمیکنم// اګر ظرفیت...... ضایع نمی کنم میباشد.
      ۵ از نویشته هایت برای من اشکارشد که تو یکی از کارملیست کمونست وخادیست بی خدا هستی. که هزارها انسان بی گناه را در زندان پلچرخی شکنجه و عدام کردی.// صحیح آن این است که تویکی ازکارملیستهای کمونیست ......عوض عدام باید اعدام را بکار برید. ویک تذکر منطقی:
      درزمان کارمل بزرګ، هزاران انسان بیګناه به زندان پلچرخی بدون اسناد به پلچرخی اعدام نشده اند، درزمان زنده یاد ببرک کارمل، دادګاه ویژهء انقلابی وجود داشت وطبعا هرنظامی مخالف مسلح خودش را یا اعتام ویاهم به حبس های طویل المدت محکوم میکرد. خودت میخواهی بار ګناهان حفیظ الله امین فاشیست را هم بګردن کارمل بزرګ بیندازی ومیان حوادث تاریخی خلط نا جوانمردانه نمائی . این عباراتی را که بکار برده ایی درتاریخ شامل حال ګردپا های خلقی میشود نه شامل حال پرچمی ها.
      ۶ کارمل لین؟؟؟؟ و مزدور سرسپرده کمونستها با معاملهگر جنایتکار ماویست مسعود یک جا شد و شت ؟؟؟؟هزار بی گناه را در کابل کشتند/// من این کلمات را نفهمیدم، شاید منظور شما ازکلمهء (لین) لعین باشد که خودتان یک ملعون بی سواد تشریف دارید ونه زنده یاد ببرک کارمل، شت شد را من نفهمیدم خودت درپیام آینده ات آنرا تشریح کن. ولی بخاطر معلومات مزیدت باید بیفرایم که خودت یک سند کتبی وتصویری ویا صوتی نداری که زنده یاد ببرک کارمل با فرمانده نامدار دوران جهاد مسعود شهید کدام قرار داد ویا پروتوکولی را به امضا رسیانیده باشد. این صرف یک بهتان است، درقتل وکشتار شهریان کابل نیز راکت های کور دوست قبیلوی تان ګلبدین حکمتیار عامل اساسی بشمار میرود، مسعود بزرګ وقوای دولت نوتاسیس جهادی درموضع دفاعی قرار داشتند نه تعرضی. تاریخ همه چیزرا بیاد دارد زیاد خودت را زحمت نده.
      ۷ تو وامثال تو باید جواب بدهید.و خودت پول بیت المال را دزدی و در برمنگهم زندگی ارام ومرفه داری وخود را مثل چکری دزد پنهان کردی. از سفا گرفته تا کارغل ومسعود باز از چکری گرفته تا فطرت و خودت دزدان حرفهی؟؟؟ هستید. ملت قهرمان بیدار است، تمام شما جواب خواهیم داد. وتورا از برمنگهم کش میکنیم به جواب دهی.// این جمله بندی کمی درست است ولی دزدان حرفه ایی را باید همین طور می نوشتی. اما ادعایت براساس ظن وګمان استوار است، من هیجکارهء هیج نظام نبودم ونیستم، مانند هزاران پناهندهء دیګر افغانستانی، خودم فارغ فاکولتهء ژورنالیزم درکابل می باشم، مدتی درزمان مجاهدین درآژانس باختر کار کرده ام، ولی با وخیم شدن اوضاع کشوررا مانند دیګران ترک داده ودرکشور سویدن مقیم ګردیدم آنجا درس خواندم وحالا به بریتانیا زنده ګی میکنم. دیګر این خالی کردن باد وبخارهای شما همه بیجا بود، خوب میشد که اول به تشناب میرفتید وشکم خویش را آنجا خالی میکردید بعد به مقابل رایانه می نشستید. منتظر پاسخ شما هستم
      بااحترام
      پرویز بهمن
      بریتانیا

  • سلام بهمن دوست داشتنی و فاشیست بیسواد!
    حالا معلوم شد که تو از بقایای کارمل وطن فروش و کمونیست هستی. واوا شما باید جواب تمام بدبختیهای که در وطن امده جواب بدهید.
    کارمل بدترین چهره در افغانستان است،این وطن فروش عامل تمام جنایات است. بسیار خوب شد که تو چهره اصلیت را نشان دادی.توخادیست جنایتکار گپ از ارامی درشهر ها میزنی و از کشتار روسها و خادیستهای بی خدا در اطراف
    اگاهی نداری. روسها وخادیستهای کارغل بی خدا قریه جات را بمباران کرد ومسعود جنایتکار شهرهارا به خاک خون کشانید. افسوس به تو بدبخت که هیچ منطق سیاسی نداری.
    بیا که من وتو یک مباحثه منطقی کنیم!
    ۱- کارمل لعین به زور روسها به قدرت رسید، این به تمام مردم باغیرت افغانستان معلوم است وتو بیسواد فرهنگی نمیتوای که بر چشمهای مردم خاک بپاشی. اگر شهید امین وشهید
    تره کی وطنفروش میبودند روسها انها را از بین نمیبوردند و مزدور اصلی خود را یعنی کارمل را به قدرت نمیرساند. وقتی که دیدند که کارمل مربوط یک اقلیت کوچک وفاقد علم سیاسی است ازبین برداشت،و شهید دوکتور نجیب االله که هوشیارتر وبه سیاست اگاه تر بود به قدرت رساندن. اگر کارمل به گفته خودت یک سیاستمدار لایق وبیغرض بود. مثل شهید نجیب الله نامش درخشان میبود. اگر نر هستی وشیر مادر افغان را خوردی بروید به کابل وعکسهای دوکتور نجیب الله رامشاهده کنید. برعلاوه که جنایتکاران مسعود ماویست سری قدرت هستند نام کارمل لعین را کسی به زبان آورده نمیتواند.یعنی معنی این که کارمل بدترین چهره تاریخ افغانستان است.وبرعکس تساویر دوکتور نجیب الله در کوچه کوچه کابل و ولایات به فروش میرسد.این یک مقایسه معبوبیت نجیب با کارغل است. امید که تو بی شعور درک کنی.
    ۲- من برای تو بی منطق به اثبات میرسانم که مسعود ماویست کابل را به خاک وخون کشانید.
    مسعود ودزدان گردنه از خیر خانه تامکرویان قدرت داشتند.از کارته نو تا چهارآسیاب اشخاص گلبدین حکمتیار بودند. بیاید که مقایسه کنیم.
    دزدان گردنه به راکتهایشان مناطق گلبدین را هدف میگرفت و گلبدین مناطق مسعود را هدف میگرفت.
    من از شما بی منطق سوال میکنم. کدام مناطق بیشتر خراب شده است از خیر خانه تا مکرویان یا از کارته نو تا چهارآسیاب؟ امید که تو بیسواد بی منطق درک کرده بتوانی.
    باحترام گلخان

    • فاچه گیر بایان بجز از دشنام گفتن کار دیگری پیدا نتوانستی ؟

    • آقای ګلخان باسواد اما خلقی ګک ګردپا!
      ببین که هرقدر سلسلهء مباحثات را بامن ادامه بدهی، خود بخود چهرهء حقیقی و واقعی کمونیست بودن، ومتعصب بودن، وناموش فروش بودنت را به خواننده ګان عزیز افشا می سازی، خودت بحیث یک خلقی بی دین وناموس فروش که وطن وناموس وطن را دو دسته به روسها تحویل دادی حالا سنګ مسلمان بودن و وطنپرست بودن را به سینه میزنی،
      خوب بخوان که چه نوشته ایی:
      ( اگر شهید امین وشهید
      تره کی وطنفروش میبودند روسها انها را از بین نمیبوردند و مزدور اصلی خود را یعنی کارمل را به قدرت نمیرساند. وقتی که دیدند که کارمل مربوط یک اقلیت کوچک وفاقد علم سیاسی است ازبین برداشت،و شهید دوکتور نجیب االله که هوشیارتر وبه سیاست اگاه تر بود به قدرت رساندن.)
      صحیح آن این بود که می نوشتی: اګر تره کی وامین ...... روسها آنها را ازبین نمی بردند... ومزدور اصلی... به قدرت نمی رساندند... وقتی دیدند که او......علم سیاسی است اورا ازمیان برداشتند. وشهید..... به قدرت رساندند. ولی بهرترتیب ، به این غلطی ها بعدا می پردازم .
      ولی نکتهء مهم اینکه حالا چهرهء حقیقی خویش را افشا کردی
      حالا معلوم شد که تو خلقی ګرد پا ، این لقب شهید را ازخانهء ببویت کشیده وآنرا به قاتلان معلوم الحال وطن یعنی تره کی ، وامین ونجیب ګاو ارزانی داشته ایی.
      تره کی وامین همان کسانی که بعداز پیروزی کودتای ثور، دراثرصدور یک فرمان انقلابی نشان محراب ومنبرراکه سمبول اسلامیت ومسلمان بودن افغانستان بود، آنرا ازبین بردند ودر درون یک خوشهء ګندم به شکل دایروی نام خلق را مختصرا نوشتند ورنګ بیرق تاریخی افغانستان را به تقلید ازکشورهای کمونستی به رنګ سرخ تبدیل کردند، وبعدازمردار شدن تره کی وبقدرت رسیدن امین، امین ملعون اعلان کرد که من صرف ، به یک ملیون انسان سوسیالست در افغانستان ضرورت دارم وبقیه به کارمن نمی آید، اما امروز تو انسان بی ناموس وبی وجدان به چشم همهء مردم خاک پاشیده واز خانهء ببویت لقب شهید را کشیده وبه همجو انسان ملعون بخشیده ایی بخاطریکه آن حرامی ها پشتون بودند وسزاوار این لقب استند، پس حالا خودت بګو که چګونه ودرکجا متعصب نبوده ایی؟ توکه اقرار کرده بودی که متعصب نیستی، وبه اقوام غیر پشتون احترام داری وهمه را مساویانه افغان میدانی، اما حالا بدترین انسانهای روی زمین را بخاطر پشتون بودن شان لقب شهید داده ایی آیا تو متعصب کور ګردپای بیسواد نیستی؟
      تو اګر زنده یاد ببرک کارمل را عمیل ودست نشاندهء روسها میدانی، من ازخودت می پرسم که دعوت های مکرر را ازقوای شوروی بخاطر مداخله در امور افغانستان کی کرده بود؟ آیا برادر حفیظ الله امین خودش به استقبال قوای شوروی به شمال موظف نګردید تا از ورود قوای دوست استقبال نماید؟
      اګر روسها حفیظ الله امین را بحالش میګذاشتند، وهمراه وی یکجا قریه به قریه، مردم افغانستان را بخاک وخون می کشاندند آنوقت مګر روسها قوای دوست وانترناسیونال بودند؟ امازمانیکه امین را از اریکهء قدرت براختند فورا رنګ قوای اشغالګر را بخود ګرفتند؟ آیا همین است قضاوت عادلانه وانسانی که باید به حیث یک انسان با وجدان میکردی؟
      ګیرم که من وتمام پرچمی ها را ازخط اسلام کشیدی. وماهم این حکم ترا قبول کردیم همهء ما وطنفروش وخاین ومزدور روس بودیم، اما داکترنجیب الله هم ازمیان همین وطنفروشان قد برافراشته بود، چرا اورا لقب شهید داده ایی؟ بخاطریکه پشتون بود؟
      مګر همین داکتر نجیب تو رئیس خاد نبود؟ تو که از شهادت وشکنجه هزاران تن انسان این سرزمین رئاکارانه ومنافقانه یاد میکنی وخاد و خادیستها را قاتل میدانی، مګر فکر نکرده ایی که رئیس این خاد وخادیستان وبنیانګذار این دستګاه کی بود؟
      واقعا که ګردپا بودی. خودت را رسوای عام وخاص ساختی، یکبار تمام پیامهای خودرا ازسر مرور کن که تو بی وجدان خودت را محکوم کرده ایی ولی درعین زمان تاکید براین داری که پرویز بهمن بیسواد است. تمام منطق تو انسان بی عقل وبی فراست این است که تره کی وامین وداکتر نجیب الله همه شهید شده اند، ببرک کارمل ومسعود وحبیب الله سقاو و دیګر غیر پشتونها همه وطنفروش وخاین وجانی ونوکران اجانب بوده اند، تنها مرد میدان پشتون ها می باشد اګر کافر باشند ویا مسلمان همه به بهشت میروند وشهید می شوند، اما درعین زمان مرا فاشیست خطاب میکنی. بالاخره تمام وجدان انسانی تو همین بود؟
      حالا حتی خود را شریک کارهای خداوند هم ساختی وتقسیم مخلوقات را که کی شهید است وکی غیر شهید آنرا هم بعهدهء خود ګرفتی؟ پشتونها همه بهشتی وشهید وغیر پشتونها همه کافر ومزدور وخاین؟ همین بود خلاصهء آن منطقی که از آن تا کنون می لافیدی؟
      همین بود آن احساس وطندوستی و وطنپرستی که تا حال، لاف آنرا میزدی که همهء ساکنان این سرزمین را افغان میدانی؟
      پس حالا این قضاوت را بدیګر خواننده ګان عزیز باید بګذارم که فاشیست حقیقی کی است؟
      اما دربارهء خراب شدن شهر کابل:
      خودت نوشته ایی که کارتهء پروان، شهرنو وزیر اکبرخان ،خیرخانه، تایمنی، وحوالی این مناطق همه در دست شورای نظار بود وچارآسیاب وکارتو نو در دست ګلبدین . ومسعود بالای این مناطق بمبارد میکرد، وګلبدین بالای مناطق مسعود راکت پرانی می کرد، ازمن پرسیده ایی که کدام مناطق بیشتر تخریب ګردیده است؟ من ازخودت می پرسم که درصورتیکه خودت مدعی استی که تمام شهرکابل را قوای مسعود تخریب کرده منظور خودت ازتمام شهرکابل کدام مناطق است؟
      اما قبل از آنکه بار دیګر، غلطی های املايی وانشایی ات را برایت نمایان سازم این مطلب را نیز برایت واضح بسازم، که تو واقعا یک اوغان اصیل استی، زیرا اوغان اصیل نمک ناشناس وناسپاس هم می باشد که خودت یک نمونهء والای آن می باشی.
      زیرا من از وقتی که جنابعالی بامن باب مباحثهء انترنتی را باز کرده ایی تقریبا من ده ها غلطی املایی وانشایی ات را ګرفتم ودر پیام بعدی ات آنرا اصلاح کردی که یک نمونه اش همین کلمهء لعین بود که تو آنرا ازبرکت من آموختی وبعدازین هم می آموزی، نمونهء دومی ( توجه) بود که تو قبلا آنرا (توجوع) می نوشتی اما حالا این کلمات را ازبرکت من اصلاح کرده ایی، ولی تو آنقدر کم ظرف ونمک ناشناس استی که باوجودیکه من بالایت حق استادی دارم، مرا توهین میکنی، بمن فحش میګويی ومرا فاشیست خطاب میکنی، این ازهمان اخلاق اوغانی ات بر خاسته است، که خودت کمزاد استی، اګر تمام اوغانها مانند خودت باشند پس بدان همهء آنها مانند توکمزاد می باشند. خدا کند که چنین نباشد، وازمیان این ها یک انسان با شرافت از نوع ماندیلا وګاندی قد برافرازد که فعلا در این افق تاریک، ظهور چنان انسانی را ازمیان اوغانها بعید میدانم.
      اوغان اصیل یعنی کسانیکه از استاد خویش می آموزند بعد همان استاد را ګردن می زنند، تره کی امین را تربیه کرد ولی همان شاګرد وفادار بالشت را به دهن اش ګذاشته و اورا مردارساخت، نجیب ګاو را زنده یاد ببرک کارمل تربیه کرد، ولی روزی رسید که برای رئیس جمهور شدن وفرد اول حزب قرار ګرفتن، به پای ګرباچف خودش را انداخت که ګویا کارمل مربوط اقلیت غیر پشتون است من پشتون استم وسزاوار ریاست جمهوری من استم، پس به جرأت باید ګفت که ای لعنت خدا برشما انسانهای ناسپاس، واقعا که شما ننګ بشریت استید، به شرافت قسم است که زمین ننګ دارد که همچو قوم ناسپاس چرا درروی آن زنده ګی میکند. حضرت سعدی خودت وهمفکرانت را قرنها قبل شناخته بود که ګفته است:
      سعدیا شیرازیا پندی مده کمزاد را
      کمزاد اګر عاقل شود ګردن زند استاد را.
      اګر تو دعوای مسلمانی میکنی، حضرت علی (رض) خودش فرموده است، هرکی یک حرف را برایم یاد داده است او مولایم می باشد. اما تو انسان مزخرف، به آن اندازه پست فطرت تشریف داشتی که حتی دریک پیام ات بطور ضمنی هم یاد نکردی که از غلطی ګرفتن هایت تشکر میکنم، برعکس، خودت را عقل عالم دانستی، برمن تاختی، ومرا بیسواد وفاشیست خطاب کردی ، پس حالا بخوان که این بیسواد چګونه ترا راه ورسم نوشتن را یاد میدهد:
      جناب عالی از ابتدا چنین آغاز نموده اید:
      ۱ حالا معلوم شد که تو از بقایای کارمل وطن فروش و کمونیست هستی. واوا ؟؟؟؟؟؟شما باید جواب تمام بدبختیهای که در وطن امده جواب بدهید.// صحیح آن این بود که می نوشتید که شما ..... اګر منظور از استعمال نمودن کلمهء واه واه است باید علامهء ندائیه را نیز درکنار آن می نوشتی که :واه واه! .... درغیر آن استعمال این کلمه بی معنی است.
      ۲ .توخادیست جنایتکار گپ از ارامی درشهر ها میزنی و از کشتار روسها و خادیستهای بی خدا در اطراف// صحیح آن آرامی می باشد ( اګر من خادیست بوده باشم، پس رئیس عمومی من کی بود؟) مسخره!!!!!! یک خندهء بزرګ
      ۳ وتو بیسواد فرهنگی نمیتوای ؟؟؟که بر چشمهای مردم خاک بپاشی// صحیح آن نمیتوانی می باشد
      ۴ وقتی که دیدند که کارمل مربوط یک اقلیت کوچک وفاقد علم سیاسی است ازبین برداشت؟؟؟؟؟،و شهید دوکتور نجیب االله که هوشیارتر وبه سیاست اگاه تر بود به قدرت رساندن؟؟؟؟// وقتیکه دیدند......... اورا ازبین برداشتند..... به قدرت رساندند، صحیح آن می باشد زیرا فاعل را دریک جا جمع ودرجای دیګر مفرد خودش مسخره است.
      ۵ برعلاوه که جنایتکاران مسعود ماویست سری؟؟؟؟؟ قدرت هستند نام کارمل لعین را کسی به زبان آورده نمیتواند// شاید صحیح آن این باشد که باوجودیکه...... سرقدرت استند. سری قدرت را برای اولین بار ازقلم این خلقی ګرد با میخوانم.
      ۶ .وبرعکس تساویر دوکتور نجیب الله در کوچه کو....// شاید منظور ایشان تصاویر دکتورنجیب الله باشد
      ۷ این یک مقایسه معبوبیت؟؟؟؟ نجیب با کارغل است. // صحیح آن این بود که : این یک مقایسهء کوچک میان محبوبیت نجیب .... و کا..... دربین مردم بود.
      ۸ من برای تو بی منطق به اثبات میرسانم که مسعود ماویست کابل را به خاک وخون کشانید.
      مسعود ودزدان گردنه از خیر خانه تامکرویان قدرت داشتند.از کارته نو تا چهارآسیاب اشخاص گلبدین حکمتیار بودند. بیاید؟؟؟؟ که مقایسه کنیم. شاید منظورشان مخاطب باشد یعنی بیائید
      ۹ دزدان گردنه به راکتهایشان مناطق گلبدین را هدف میگرفت و گلبدین مناطق مسعود را هدف میگرفت.//
      صحیح آن این است که دزدان سرګردنه با راکتهایشان..... هدف میګرفتند وګلبدین...... هدف میګرفتند
      درپیام دومی شان آقای ګلخان چنین ارشاد میفرمایند:
      بار دیگر سلام بهمن فاشیت!
      تو با غلطی گرفتن بی منطق ات من را خفعه؟؟؟؟؟؟ کرده نمیتوانی،ونمیتوانی زبان بادارهایت را در زبان دری قشنگ جابجا کنی.مثل کارمل لعین که میخواست اخلاق شوروی کافر را در وطن اسلامی ما مروج بسازد.تو مزدور آیران هستی و رهبر بی خدایت مزدور شوروی بود.
      بااحترام گلخان// اول اینکه منظورت شاید خفه باشد ورنه حفعه را من تا حالا نخوانده ام، اما اینکه من بخواهم زبان بادارانم را بالایت بقبولانم ، من این کاررا کرده ام وهمین اکنون ترا براه مستقیم سوق داده ام، اینکه خودت نمک ناشناس وکمزاد استی سخن جداست، ورنه همین اکنون کلمات لعین وغیره را ازبرکت این قلم آموختی ودوباره آن بد را تکرار نمی کنی واین از زور این قلم است، من طرفدار خفه ساختن صدای تو به هیج وجه نمی باشم زیرا اګر می بودم این قدر مناظره را با تو ادامه نمیدادم، من خوش دارم که هرقدر باد وبخار فاشیزم پشتونی دربدن داری من آنرا از بدنت خارج می سازم تا همهء خواننده ګان عزیز چهرهء اصلی ترا ونیات باطنی شما ګردپاهای جاهل وبی منطق وقاتل را بشناسند این مسؤولیت ایمانی و وجدانی من است که باخودت مناظره را ادامه دهم
      بااحترام
      پرویز بهمن
      بریتانیا

    • سلام به همه .
      بهمن صاحب این غول سلیمان کوهی در ذیل یک مضمون , خود را بنام مجاهد معرفی و در برابر من چنان سرخ و زرد شد که فراموش کرد که چند پیام کوتا در ان بالا تر از زوایه مجاهدین سربکف بر عیله من نگاشته است , به یکبارگی در پیام های دیگریش در همان مضمون هویت خادیستی اش را نمایان کرد ,بگمان اغلب گفته میتوانم که ایشان از جمع مردم جلال اباد و یا لغمان میباشند (خدا حق میداند تحقیقی هم در رابطه به اوغان و تاجک بودنش انجام داده یا خیر ) , کارمند پادین رتبه خاد و ظاهرا پرچمی در اصیل مثل تمام اوغان ها اوغانملتی تشریف دارند انتخاب نام گلخان اش بر گرفته از " نام گلخان اکبری که از جمع کوچی ها ی احمد زایی لوی فکتیا و ریس خاد قندهار و اداره دوازده کابل از حلقه نجیبی- گلبدینی و اینک تجار چای در هندوستان و وشاید هم به جهنم متوسل شده باشند" میباشد .
      شناخت موجودی بنام اوغان اسان نبوده تمام اوغانها عضو وفا دار حزب قبیلوی شان اوغان ملت اند , از این رو ست که بیشرمانه از جلاد تاریخ تره کی امین گلبدین ... دفاع میکنند .
      خان لندن

    • سلام به خان دوست داشتنی وعزیز!
      واقعا چنانچه شما فرمودید این هیولا ازهمان پیروان کثیف ودد صفت نجیب ګاو است، من چهره وسبک نوشتاری وی را تشخیص داده ام، وی درشهرمالموی سویدن زنده ګی میکند، ازلغمان می باشد، درقبیله ساپی می باشد، یکی از پسران یک خلقی زرغونی طی ایمیلی برایم نوشت که وی حالا درشهرمالمو یک دوکان خوراکه فروشی باز کرده است، او زمانی درزمان تصدی وزارت رفیق خدایداد بشرمل، منشی حزبی یکی از مکاتب شهر کابل بود، او مانند رهبر نمک حرامش نجیب ګاو در دستر خوان پرچمی ها رشد ونمو کرده است ، همان نجیب ګاو که درجناح پرچم انسان شد، آداب واخلاق سخنرانی را یاد ګرفت، به ادبیات مارکسیستی چشمانش آشنا ګردید، ولی درآخرین تحلیل به روی همه پرچمداران وپیروان زنده یاد ببرک کارمل تف کرد، وپاس آن همه رفاقت ودوستی را در بدل رئیس جمهور شدن وفرد اول حزب قرار ګرفتن به کارمل وکارملیان نشان داد.
      بخاطر رسیدن به قدرت به پای ګرباچف افتید، مشاوران روس را واسطه کرد، بایکی از آنها خانم خویش فتانه جان را تا ماسکو به بهانهء مریضی هم سفرساخت، و بعداز ختم تداوی از آنجا حامله برګشت ، تا آنکه دختر ک زیبای چشم کبودی را بنام موسکا جان بدنیا آورد، که سمبول دوستی افغان شوروی باقی ماند. او به ګرباچف همین دلیل را پیش کرد که وی پشتون است، ونسبت به هرکس دیګر به دوستی افغان شوروی می بالد، پشتونها نسبت به هر قوم دیګری قدر کمک های نظامی واقتصادی شوروی ها را درزمان امان الله خان میدانند وفراموش نکرده اند، اما موجودیت کارمل ودیګر اقلیتها سبب شده است که تا این دوستی میان کشور شورا ها وقوم اکثریت مکدر شود. پشتونها اکثریت بومی این کشوررا تشکیل میدهند، اګر قرار باشد که در رأس قدرت فردی چون او ازقبیله کوچی احمدزی، قرار بګیرد، مقاومت مجاهدین هم ازمیان میرود زیرا پشتونها یعنی مجاهدین ومجاهدین هم پشتون، دیګر اقلیتهای شمال تاب وتوان مقاومت را ندارند ومیتوانند با شوروی ها زبان مشترک پیدا کنند، او با این ترفندها توانست که هم ذهن شوروی ها را بطرف خود بکشاند وهم در داخل حزب، کودتای سفید را سازمان دهد.
      وازطرف دیګر، به ده ها وصدها جانی وقاتل خلقی باند امین فاشیست را که بجرم جنایت علیه بشریت درپلچرخی بودند همه را به یک فرمان انقلابی مورد عفو قرارداده وهمه را اززندان رها ساخت، پس حالا شما از پیروان دون همت وبی سواد وی نظیر شاه محمود مستمند وګلخان ودیګر اراذل واوباش چه توقع دارید که آنها بخاطر فرونشاندن عقده های متراکم خویش درکابل پرس چه باید بنویسند.
      خوشبختی این است که بیسوادان نظیر روغ لیونی یاهمان زکریا یوسفزی سرحدی بیسواد، جلال بایانی پاچه ګیر، ودیګران چنان بی سواد وبی منطق تشریف دارند که قدرت ادامه دادن یک بحث منطقی را ندارند، لذا بهتر است که این هیولاهای ګردپا را درهرجا که ګیر کردید بازبان منطق وادب به سرجای شان بنشانیم تا مردم چهره های کثیف این اوباشان را که ګاه زیر ریش ګلبدین وملاعمر خودرا پنهان میکنند وګاه نکتایی اشرف غنی وانورالحق احدی را به عاریت میګیرند هرچه بیشتر رسوا شوند.
      بااحترام
      پرویز بهمن
      بریتانیا

    • بلی بهمن صاحب .
      نجیب که اینها از او فرشته ساخته اند ادم عیاش و قبیلوی بود خیانت اش به حزب ,مردم ,دولت, وطن چون روز روشن است , داکتر که فارغ فاکولته طب هم نبود با استفاده از موقف خود دانشگاه و استادان فاکولته طب را مجبور ساخت تا چند کاغذ را بنام اخذ امتحان نمره بدهند تا داکتر رسمی شوند ..
      این ملا نجیب فرزند اختر چلی ارزشی برای زن قایل نبود اگر عکس های خود ودو دخترش وانه و مسکا که در داخل محوطه قرارگاه وزارت امنیت توسط عکاسان شعبه عکاسی وزارت گرفته شده است را ببینید بغل عکس قطع شده است ! این قیچی کاری از سبب یست که عکس خانمش را جدا کرده است .
      عکاس ایکه چند بار از اولاد ها و خانمش عکس گرفته بود فضل خداوند زنده و در یکی از کشور های سوسیالستی اسبق زندگی میکنند , ایشان گفتند باری حین عکس گرفتن ها دختر بزرگتر اش خنده های طفلانه میکرد داکتر پا را پیش گذاشت با چّندوک و مندوک دخترک را در برابر کمره چون بت بی حرکت استاده کرد .
      هر بار یکه عکاسان از خانم و اطفالش عکس میگرفتند خود داکتر گوش زد میکرده تا فلم ها را نیز با عکسها برایش تسلیم بکنند
      اگر به نوشته های خانم برادر اش ثریا بها توجه بفرمایید ضدیت این خانواده اوغانی کابل نشین را با زن وحقوق اش مشاهده خواهید نمود.
      اگر که گاهی کابل رفتید پسران هزارگل مالک سرای هزارگل ریس استخبارات ظاهر شاه که خود از رشوه ستان ها و ظالمان روزگار بوده است و اینک در قسمت های از شهر نو و کوچه مرغ ها ساده میتوانید سراغش را گرفته و ملاقاتش بکنید او که مثل خانم نجیب و اکثر محمد زای ها حکومتی ساکن شهر نو در میان محمد زایی ها زندگی میکرده است مثل تعداد زیادی از مردم شهر نو قلعه موسی و قسمت های ازتایمنی چسپیده به شهر نو از داستان های روابط عاشقانه فتانه جان با دیگران برایتان چیزی های خواهد گفت تعداد ی از ان بیچاره ها را که نجیب میشناخت , در زمان ریاست و حاکمیت خود لادرک کرد .
      پسر کلان حاجی هزار گل خود از چاقو کشان کابل بوده , چاقو کش- چاقو کش را خوب میشناسد او گاهی شوق مقابله با بچه اختر محمد را میکرده بعد فراری پاکستان و غرب شد وبعد مصالحه اجباری به حلقه استخباراتی نجیب گیر افتاد نجیب او را وعده داد که جایداد ضبط شده انان را دوباره به اختیار شان خواهد گذاشت, که چنین هم کرد بر علاوه واپس گیری خانه سرای دوکان خانه مکرویان .... را نیز بدست اورد دشمنی ها و رقابت های گذشته را فراموش از مریدان رقبت گذشته خود گریده و در مقابل این ها بین کابل و روم میانجی شد, و گاهی هم به خانه و دفتر داکتر رفته و داستان های زدن و کندن و "خه واندن" یکدیگر را یاد و کیف میکردنند ... خان

  • بار دیگر سلام بهمن فاشیت!
    تو با غلطی گرفتن بی منطق ات من را خفعه کرده نمیتوانی،ونمیتوانی زبان بادارهایت را در زبان دری قشنگ جابجا کنی.مثل کارمل لعین که میخواست اخلاق شوروی کافر را در وطن اسلامی ما مروج بسازد.تو مزدور آیران هستی و رهبر بی خدایت مزدور شوروی بود.
    بااحترام گلخان

    • کدام گل خان خادی زن فروش جاسوس گلبدین و پاکستان .....؟

    • گل خان چطور امکان دارد که رهبر به روس ها و پیرو به ایران نزدیک باشند . یا پرت و پلا گفتن از سبب اتن و دود کردن منگک است ؟

  • اغابهمن اما دزد گردنه ، فاشیت خادیست آدمکش! تو خود در چند جا غلطی املای کردی. من مثل تو بیکار نیستم که غلطی های تو بیسواد بی منطق رابگیرم. فقد اینقدر برایت میگویم که من تاحال هم متعصب نیستم. اگر تو بیسواد استقرار فکری داری،من گفته بودم که من متعصب نیستم ولی با متعصبین متعصبتر هستم.تو بی وجدان یک خر چار پای بیش نیستی وبه زبان زشت فهمیده میتوای.من در نوشته بعدی خود کارمل حائن را برایت محرفی میکنم منتظر باشید.
    ناموس به (س) نویشته میشود نه به (ش).بچه کارملوف منتظر باشید.

    • آقای ګلخان !
      نمیدانم که یک پیام دیګرم چرا ازمیان پیامها غایب شد ولی بهرترتیب باید خدمت شما عرض شود که من هم منتظر نوشته های استم که به قلم خودت نوشته شده باشد نه اینکه مال مسروقه باشد. خلقی های بیسواد وګلبدینی های وطنفروش که زور شان به آخر برسد به سرقت نوشته های دیګران مبادرت می ورزند وکلوخ استنجای دیګران را مضمضه میکنند.
      این را نیز باید خدمت ات بعرض برسانم که (فقط) را هیجګاه فقد ننویس
      از خرده ګیری کلمهء ناموس وناموش از تو ممنون استم، ولی نباید فراموش کنی که غلطی های تایپی با غلطی های املايی وانشایی اززمین تا آسمان فرق دارد.
      بااحترام
      پرویز بهمن
      بریتانیا

  • ملنگ
    _
    اگر فرشته حضرتی-بیژنپور در مرگ احمدشاه مسعود یخن پاره میکنند دلیل آن روشن است. فرشته حضرتی-بیژنپور از آن "مرحومی" یک چیزهای چشیده بود. فرشته حضرتی-بیژنپور حق دارد آمر صاحب شهید گفته بام تا شام ناف شانرا پاره کنند که او "قهره مان بود" زیرا او مزهء قهره مانی "مرحومی" را چشیده او نمی تواند آنرا از یاد ببرد. اما مه حیران به یک تعداد مردم کم عقل و احساساتی هستم که چه گفته از یک قاتل جانی پشتیبانی میکنند. اگر کدام فایدهء از او به ایشان رسیده پشتیبانی کنند. تا میتوانند "رح" ده دمب نامش قطار کنند اما لحاظ خدا او را سری گرده های مردم سوار نکنند. از مردم انتظار نداشته باشند که او قاتل هزاران انسان بیگناه را شهید و قهرمان بگوییم. زیرا ما جنایات او را به چشم سر شاهد بودیم چطور می توانیم به خود دروغ بگوییم که او جنایتکار نبود "قهره مان" بود و یا او شهید است. ما باور داریم که او در دوزخ در انتظار سیاف، گلبدین، عبدالله عبدالله، فهیم و ... است. او را حتا "بز" گفتن گناه است. زیرا بز شیر میدهد، گوشت اش مزه دار است، از پوستش بهترین چرم ساخته می شود. اما مسعود چی بود؟

    • ملنگ جان یا آقای جلال مشهور به پاچه گیر بایان!
      هیچکسی درقرن بیست ویک درمرگ هیچکسی یخن پاره نمیکند جز قبیله پرستان بت پرستی که بزرگترین وخطرناک ترین جانیان بشریت مانند محمد گل مهمند را بابا خطاب کرده واورا می پرستند ولی به شخصیت های غیر قبیله عنوانهای من در آوردی دزد ورهزن ونوکر وقاتل را میدهند ومیخواهند شخصیت های جانی خویش را درتاریخ بحیث قهرمانان واز دیگران را بحیث دزدان سرگردنه ثبت تاریخ فرمایشی خویش سازند.
      اما درقرن بیست ویک مردمان غیر پشتون دیگر به شما این اجازه را نمیدهند تا این بد خویش را بار بار تکرار کنید. هرکی را که قبیله وفاشیستان پشتون وطنفروش برجسب زده است او بالعکس انسان شجاع ومیهن دوست بوده است کسی را که قبیله وفاشیستان پشتون لقب قهرمان وبابا داده است او انسان مفعول و وطنفروشی بوده که بخاطر یک پاو طلا حتی سرزمین های هم تبارش را گاه به سیک پنجاب گاه به انگلیس وگاه به روس فروخته است. مطمئن باش که دیگر به شما این اجازه دست برد زدن به تاریخ را نمیدهیم
      بااحترام
      پرویز بهمن

  • zndabad masod qaraman markbarkakfrosha

  • سلام آغا بهمن بی منطق!
    تورا از یک گزارش تازه خبرکنم، خبر داری یا نی.
    نفوس شماری تازه:
    ۱ـ پشتونها ۶۲،۵٪
    ۲- تاجکها ۱۲،۵٪
    ۳ دیگرها ۲۵٪
    حالا چی میکنی اغا بهمن،چیغ بزن تا گلون ات پاره شود. بنویس مضامین بی منطق ات تا که میتوانی. یک معقوله است.« کاروان روان است سگها غپس کند»
    بااحترام گلخان

    • ګلخان نازنین !
      درین چند روز من ودیګر خواننده ګان عزیز را منتظر نګاه داشتی که ګویا کدام مطلب جدید را در رد پیامهای من خواهی آورد، اما بالاخره دیده شد که یک موضوع خارج از ارتباط را که از قول سایت بی بی سی، آنهم که ازطرف ارګان رسمی مثل ادارهء احصائیه افغانستان رد شده است آنرا به خورد خواننده ګان دادی.
      آخر ثابت کردی که همان پیش بینی من درست از آب درآمد، که خلقی های ګردپا وګلبدینی های وطنفروش که زور شان به آخر می رسد به دزدی مطالب دیګران مبادرت می ورزند ونام منبع را هم افشا نمی سازند، اما همان ضرب المثل مشهور دربارهء خودت صدق کرد که خدا وقتی مرده را میزند، چتلی اش روی تخته می براید، حالا تو ثابت کردی که همان کلوخ استنجای دیګران را مضمضه کردی، وحالا میخواهی که دیګران نیز عمل ترا تکرار کنند، آیا جای شرم برایت نیست، بلاخره ازهمان پسران تاکسی ران خود نه شرمیدی که این راپور را درین جا نوشتی. اجازه بده که اصل خبر را من برایت بصورت مکمل، اینجا کاپی کنم تا خواننده ګان بدانند که این کلوخی که تو آنرا بدهان برده ایی از کجا آنرا پیدا کرده ایی اما قبل از آن غلطی املایی ات را برایت بګویم که بازخم مقوله را غلط نوشته ایی بعنی اینکه بازهم همان اوغان تشریف داری و آنرا معقوله نوشته ایی. واما اینک اصل خبری که آنرا نامکمل آنرا به نشر رسانده ایی.
      (
      احصائیه مرکزی (مرکزآمار) افغانستان آمار منتشر شده از سوی آکادمی علوم در باره درصدی اقوام افغانستان را رد کرده و آن را "مضر" خوانده است.
      منبع خبر: بخش فارسی بی بی سی
      اخیرا آکادمی علوم افغانستان دایره المعارف (دانشنامه) آریانا را بازنگری و بازچاپ کرده و در بخشی از جلد اول آن درصدی اقوام افغانستان را مشخص کرده است.
      مسئولان آکادمی در این آمار نوشته اند که قوم پشتون ۶۲ درصد، قوم تاجیک ۱۲ درصد، قوم هزاره ۹ درصد و ازبکها ۶ درصد هستند.
      اما عبدالرحمان غفوری، رئیس اداره احصائیه مرکزی، (مرکزآمار) افغانستان روز دوشنبه، ۲۲ جوزا/خرداد در گفتگویی با بی بی سی صحت این آمار را زیر سوال برد.
      آقای غفوری گفت: "ما کاری در این رابطه نکرده‌ایم و نمی‌فهمم که این ها (اکادمی علوم) این ارقام را از کجا پیدا کرده اند. از نظر ما این ارقام قابل تائید نیست."
      رئیس اداره مرکزی آمار تاکید کرد: "به نظر من، پخش و نشر این گونه ارقام بیش از آن که مفید باشد، مضر است."
      اداره مرکزی احصائیه (آمار) در افغانستان تنها نهاد رسمی است که مسئولیت سرشماری جمعیت و تهیه آمار در این مورد را به دوش دارد.
      ولی هنوز این اداره موفق به انجام سرشماری نشده است.
      برخی از اعضای پارلمان افغانستان هم نسبت به انتشار آمار اقوام افغانستان در دانشنامه آریانا واکنش تندی نشان داده و آن را تلاش "سیاسی" دانسته اند.
      احمد بهزاد، نماینده هرات به بی بی سی گفت: "عناصر تندرو سیاسی که در اکادمی علوم جا خوش کرده اند، برنامه ها و اهداف خاص سیاسی خود را در قالب فعالیت های نهادهای علمی و آکادمیک به پیش ببرند."
      رئیس اداره احصائیه مرکزی می گوید، هنوز هیچ سرشماری در افغانستان انجام نشده تا بتوان درصدی اقوام این کشور را مشخص کرد
      این نماینده مجلس آمار ارائه شده در دایره المعارف آریانا را "گوشه ای از تلاشهای بخشی از تیم حاکم" بر کشور خواند و گفت که آنها "به شدت دغدغه های تفوق طلبانه قومی" دارند.
      او افزود: "اگر حکومت در ارائه میزان درست جمعیت اقوام افغانستان صادق است، باید بجای آمارسازی کاذبانه، بهتر است که هویت شهروندان را تذکره (شناسنامه) به صورت الکترونیکی تهیه می‌شود، ثبت کند تا جای هیچ گونه نکرانی، دغدغه و ابهام باقی نماند."
      هر چند در گذشته در شناسنامه ملی افغانها، قومیت آنها ذکر می‌شد، اما حکومت به رهبری حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، دستور داده که قومیت شهروندان در شناسنامه و دیگر اسناد دولتی ذکر نشود.
      مساله سرشماری و به ویژه تعیین میزان جمعیت اقوام در افغانستان از موضوعات به شدت حساس است.
      در دست کم سه دهه اخیر در افغانستان، موضوع میزان حضور اقوام مختلف در ساختار قدرت سیاسی بر اساس شمار جمعیت آنها به شدت مورد بحث بوده است.
      به همین دلیل در اجلاس بن آلمان در دسامبر ۲۰۰۱ میلادی، که منجر به تشکیل دولت موقت به رهبری حامد کرزی شد، نیز بر حضور مناسب اقوام مختلف در قدرت سیاسی تاکید شد)
      حالا چه میکنی ګلخان اوغان؟
      بااحترام
      پرویز بهمن

  • بهمن وطن فروش پرچمی بی خدا! منتظر باشد، من کارمل وطنفروش ودیگر وطنفروشان را براید تشرح میکنم.
    چیغ بزن تا که میتوانی .......هاهاها

    • اوگلخانک !
      به یاد داشته باش هر وقتی که علامه ندائیه را در آخر هراسم آوردی متعاقب آن فعل آنرا نیز مخاطب بنویس. زمانیکه مرا خطاب نمودی پس حالت انتظار مرا نباید غایب بنویسی که گویا پرویز ....! منتظر باشد.
      صحیح آن این بود که می نوشتی منتظر باش
      دوم اینکه تو خلقی گردپای چه چیزی دربارهء زنده یاد ببرک کارمل داری که آنرا من وسائرخواننده گان نخوانده باشیم. مگر غیر ازین دشنامهای که تاکنون تو خلقی غول گردپا به آن بزرگمرد تاریخ داده ایی چه چیز جدیدی برای خواننده ها خواهی داشت؟ واقعا غول تشریف داری
      پرسش من ازتو این است که ازچه وقت به اینطرف مسلمان شده ایی؟ تو خلقی غول بخاطر سوسیالیست سازی افغانستان هزاران مسلمان بیگناه این سرزمین را صرف به جرم رفتن به مساجد راهی پلیگون های پلچرخی ساختی وهزاران انسان را زنده بگور نموده ایی حالا مگر تزکیهء مسلمان شدن را برایت گلبدین وطنفروش امضا کرده است که از اصطلاحات خدا وقرآن واسلام استفاده میکنی؟
      تو بحدی بی وجدان تشریف داشتی که به نجیب گاو حفیظ الله امین مرتد وتره کی غول بیخدا القاب شهید را بخاطر پشتون بودن شان ارزانی نمودی
      پس تو دیگر دربارهء زنده یاد ببرک کارمل چه حرفی برای نوشتن وخواندن خواهی داشت؟
      ولی بازهم منتظر استم که گلخان چه خواهد نوشت
      بااحترام
      پرویز بهمن

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.