کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > یاری اندرکس نمی بینم، یاری را چه شد؟

یاری اندرکس نمی بینم، یاری را چه شد؟

یاری از معدود روشنفکرانی عصرش بود که حقایق عینی جامعه را استخوان، پوست و روح درک کرده بود، او در ایام کودکی سلطه فیودالیٍ نظام ارباب- رعیت و همچنان حاکمیت دستگاه قبیله محور مرکز بر تمام کشور را از نزدیک مشاهده کرده بود.

سه شنبه 22 مه 2012, بوسيله‌ى اسد کوشا

آتشی کاندر نهاد ما فتاد
گرچه ما را سوخت اما زنده باد
چیست آتش عشق مردم داشتن
دل به زیر نیش کژدم داشتن

در جنبش های عدالت خواهی و استبداد زدایی بشر از بدو شکل گیری تا به میوه نشستن آنها دو مولفه از کانونی ترین هسته سواق و خصیصه ممیزه آنها بوده است. این دو خصیصه در تکوین جهش عدالت خواهی اساسی ترین بذری است که فلسفه عدالت خواهی را در جنین پرورش داده، در تن الهه عشق، عشقی چون انسان دوستی ، برابری خواهی و آزادی تبلور می یابد، دو ویژگی ای که از انسانی ترینٍ انسان بسا انسان تر است- عشق به نوع دوستی و آزاد زیستن از قید و بند های خود ساخته توتالیتار مالکان دین، ثروت و قدرت.

اما امروزه در دیار ما نه تنها به جنبش های عدالت خواهی ارج انسانی انسان محور نهاده نمی شود، بل در ورای طبل ریاکاری همکیشان ظاهری جنبش های عدالت، عزم فرصت طلبانه ای حاکم است که یگانه هدف از نوشتن و یا هم سخن گفتن، رسیدن به اورنگ قدرت، شهرت و پول است. ورنه در عینی ترین حقیقت، جنبش عدالت خواهی- در سرزمین ما، چنان غریب است که به سرباز گم نامی می ماند، سربازی که حتی در حافظه تاریخی سرزمین و ملتش در هاله فراموشی سپرده شده است.

باری، در این مقال کوتاه، به اجمال به بررسی زندگی و بازنگری دیدگاه یکی از قربانیان عدالت خواهی می پردازیم که بخاطر عشق به انسان دوستی، آزادی و استقلال زادگاه اش به دست دژخیمان زمان از سیر حیات حذف شد. البته، نگارنده دوست ندارد به خاطر این نوشته برچسب هایی را بر جبین قبول بپذیرد و غایت این نوشتار بدور از چارچوبه های تنگ ایدئولوژیک و صرفا تعظیمی است بر مزار شهداء عدالت خواهی، در غیر این صورت، جنبش های چپ – راست افغانستان و حتی منطقه نظیر ایران از فقر تئوریک و شناخت درست شرایط زمان و مکان رنج می بردند.
یکی از مبارزانی که در راه عدالت خواهی و استبداد زدایی پیکار کرد، اکرم یاری بود، یاری در سال 20 13 ه.خ در میان کو هپایه های سر به فلک کشیده هندوکش در دامن خانواده اعیان تولد شد. کودکی اش را همدر آنجا سپری کرد و تا صنف چهار، مکتب را در زادگاه خود پی گرفت. سپس بنابه درخواست مکرر ظاهرشاه و همچنین علایق پدر به دربار فرستاده شد. چهار سال در سایه دربار گذراند، اما در فرجام ختم صنف هشت، علی رغم مخالفت شاه و پدر از دربار برید. از دبیرستان حبیبیه فارغ شد و شامل دانشکنده سائنس دانشکاه کابل گردید و از همان دانشکنده به درجه لیسانس فارغ شد.(1)

یاری در ایام دانش آموزی با آفکار پیشرو چپ آشناء شد. در جریان دانش جویی یکی فعالان نستوه ضد نظام سلطنتی بود و در سال 44 13 (؟) "سازمان جوانان مترقی افغانستان" را تآسیس کرد. پس از فراغت به تدریس در دبیرستان خوشحال خان و محود طزری پرداخت(؟). او در کنار فعالیت سیاسی، از غالب ترین نظریه پردازان افغانستانی در گستره نظریه چپ به شمار می رود، گفته می شود که از نوجوانی پر مطالعه بود و هماره در پی ارتقاء دانش و شناخت و همچنین به کارگیری آن در خدمت مردم بود. یاری در سال 58 13 ه.خ توسط دستگاه حاکم خلق دست-گیر شد و تا کنون از حیات وی به سان دیگر زندانیان اطلاعی در دست نیست.

هرچند براساس بعضی روایت ها گفته می شود که یاری تا قبل از دست-گیر شدن به دست رژیم حاکم نوشته های چاپ ناشده زیاد داشته، اما پس از دست-گیری نهایی او درست معلوم نیست که برسر آنها چه آمد؟ القصه می گویند که دستگاه سلطه پس از زندانی کردنش، اکثریت کتاب ها و دست نوشته او را نابود کرده، و کوچک ترین اثر از آنها به جای نگذاشته است. از جمله سند تاریخی ای که از یاری به جا مانده است، مختصر جزوه ای است تحت عنوان" یادواره مختصر قلمی از شهید فقید اکرم یاری". این جزوه که به همت هوادرانش چاپ گردیده است، حاوی چند مقاله تحلیلی و یادداشت های کوتاه اما پر مغز می باشد.

ما در اینجا به دور از ترویج کیش شخصیتی و اسطوره سازی، اینک به بازخوانی بعضی از یادداشت های یاری می پردازیم که در نسخت روایت-گر روح انسانی و مبارزه خواهی او و در ثانی داد-گر عدالت خواهی و انسان دوستی است.
در جای این یادداشت نوشته است:

" آنکسی که در باره حقایق عینی جامعه روش منطقی داشته باشد و درد های جامعه را درک بتواند، نمی تواند در برابر شکنجه جسمی خلاف آنچه که می بیند و می شناسد، درهم شکند و دروغ بگوید. عظمت و روحیه تسلیم ناپذیری یک شخصیت ناشی از درک عینی و حقایق جامعه می باشد."

یاری از معدود روشنفکرانی عصرش بود که حقایق عینی جامعه را استخوان، پوست و روح درک کرده بود، او در ایام کودکی سلطه فیودالیٍ نظام ارباب- رعیت و همچنان حاکمیت دستگاه قبیله محور مرکز بر تمام کشور را از نزدیک مشاهده کرده بود. نیک می دانست که چه سان انسان زنده زنده در حلقوم دستگاه های حاکم بلعیده می شد، و اندک ترین حرکت آزادی خواهی ، عدالت طلبی و حق خواهی به چماق و شلاق استبداد و زورگویی حاکمان بسته می شد، از همین رو، تا آخرین لمحه حیات پیکارش با تعهدات خود صادق و راسخ مانده، در انتهایی قهرمان گرایی و عظمت در مقابل رژیم آمخوار سر تسلیم خم نکرد و به مردم دروغ نگفت.

و یا:

" راستی و صداقت چیست؟ انطباق تفکر ذهنی با حقایق عینی جامعه است. اگر نتوانیم در زندگی عادی و روزانه، خود را با واهیات و ابتذال فریب دهیم، اگر نتوانیم از حقایق بگذریم، پس آنگاه باید راه شناسایی حقایق در پیش گیریم.
...هر چند در کردار و همچنان در تفکر از حقایق عینی نگریزیم، هر چند در کردار و همچنان در تفکر به حقایق عینی چه خورد و چه بزرگ باشد، پی گیری نشان دهیم، همانقدر در پولادین ساختن اراده رزمنده خود در وسعت و پهنای روحیه عالی انسانی خویش دستاورد های بزرگتر کسب خواهیم نمود.(58/01/25)"

دیدگاه فوق یاری، درست همانند چشم انداز کانت به روشنگری و نظر نیچه به ابرانسان می ماند، در نظر کانت روشنفکر کسی است در پیوند حقایق عینی جامعه بشری و به سرنوشت آن می اندیشد، در انسانی کردن جامعه دست می یازد و انسان را قادر بر سرنوشتس می سازد. و همین طور این دید درست مانند نگاه نیچه به ابرانسان، آن انسان بسیار انسانی تر است که با انسانی ترین روحیه انسانی خویش در تلاش شناسایی حقایق و پولادین ساختن اراده ابرانسان است، انسانی که به آزادی انسان می اندیشد. بر این سیاق، روشنگری در نزد یاری یک ارزش والا، ارزش خیلی ها انسانی، ارزشی که فریاد رسای انسان متعالی را فریاد می کشد و غایتی جزء کسب حقوق یکسان، امحاء ظلم و زدودن محرومیت ندارد.

"پایان هر زندگی مرگ است، زنده بودن خود به معنی تکوین مرگ می باشد."

فهم یاری از مرگ، دیالیکتیک علمی است، تمام موجودات اعم از جاندار و بی جان در روند زیست محکوم به مردن است و یا به قول هدایت تنها مرگ است که راست می گوید. آموزه ای که به ما می آموزد از یک سو مبارز، فداکار و آزادی خواه باشیم و از دیگر سو یادآور می شود که فروتن، انسان دوست و مدارا-گر باشیم و از جفاء در حق دیگران گریز پیشه کنیم.

الحق عدالت خواهان در تاریخ جایگاه بسی ارزنده و حتی فراتاریخی دارند، یا به کلام دیگر تا زمانی که تاریخ است آنها در قلب تاریخ زنده و جاویدان اند. و به همین سان یاری، با آنکه یاری در زادگاه اش غریب، بی کس و شهید فراموش شده است، با آنکه پیکرخم آلود دارد و در رعد و برق معمامله اطرافیان دیروزی وجه المعامله قرار گرفته است، با آنکه یاری هنوز هم مهر تکفیر بر جبین دارد و باآنکه یاری در تنها ترین تنهایش بی یار و بی مزار است، جایگاهی بسی عظیم و یادی بسی زنده در تاریخ آب و خاکش و در قعر استخوان هندوکش دارد.

یادآوری:

1- اطلاعات فوق را یکی از نزدیکان فکری-خانوادگی یاری در دست رس نگارنده قرار داده است.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






50 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > یاری اندرکس نمی بینم، یاری را چه شد؟

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • kaash een aghaye yari zenda mebood ta mededeem ke felan chi dedgahe
    medasht

  • Jahannow Daily
    این بزرگ مرد سالها برای اولاد وطن کتاب تالیف کرد و یک نسل تمام که هم اکنون صاحب سواد و تحصیل اند از برکت کتابهای این شهید بزرگ صاحب علم دانش شدند افسوس که شخصیت های ملی و دلسوز وطن ما ناشناخته مانده اند همه ازین بزرگ مرد مقروضیم زنده گی ک...وتاه اما پر بار و آگاهانه او را باید کاووش کنیم دلسوزان گمنام وطن را بشناسیم و از راه و روش آنها باید بیاموزیم و پیروی کنیم اگر این بزرگمردان را نوکران بیگانه به شهادت نمی رساندن وطن ما اینقدر بد بخت نمی شد مدافعین واقعی وطن و مردم وطن ما یاری و یاری ها بودند بخوانید تحقیق کنید بعد می دانید
    شهید یاری در ریاست تالیف و ترجمه وزارت معارف کار میکرد به کتابهای مکتب که در آنوقت اولاد وطن می خواندند بوِیژه از صنف ششم تا دوازدهم مراجعه کنید و خدمات شهید اکرام یاری را بیاد آورید

  • محترم کوشا؛
    خوش آمدید و چه خوب که یادی از آن دانشی مرد کردید. خفاشانِ شب پرست به یاری مهلت ندادند که در کار فکری و اندیشه تا پایان بسوزد. افغانستان کشورِ "نیمه سوخته" ها است. یاری از جمله نخستین کسانی بود که "سرمایه" را بطور جدی مطالعه می کرد و عطشِ بی پایان در جهتِ کسبِ معرفت و دانش داشت. آنچه را گفتم از زبانِ فردی است که یاری به او ارادت داشت و او یاری را از زمانِ نوباوه گی او می سناسد. صرفنظر از این، آثار او بیانگرِ استعداد سرشارآن شادروان است. تشکر از شما!

    • اکرم یاری چه مرد بود در عصر شاه غدار در یک نظام فِئودالی قرو ن وسطای را طی می نمو د با بی عدالتی ها مبارزه می کرد ودر دوره سرسپر ده ها سوسیال ا مپر یا لیسم شو روی وقت با هم فکران نستو خود آن ها رونیزم خطاب نموده علیه آن ها می رز میید یاری راهت گرامی باد.

  • زنده یاد اکرم یاری بحیث یک انسان مترقی و مبارز در بین جنبش محصلین دانشگاه کابل چهره شناخته شده و مورد احترام بود . من ایشان را از نزدیک ندیده بودم ، لیکن برادرش صادق علی یاری در فاکولته طب کابل در مضمون فیزیولوژی استاد ما بود . صادق علی یاری برای اولین بار کتابی نوشت در مورد فیزیولوژی دماغ و اعصاب ( نحوه کارکرد مغز انسان ) که قبلاً نسبت مخالفت دکانداران دین ، تدریس آن ممنوع بود . چند صباحی داکتر یاری آن کتابش را تدریس کرد ولی نسبت مخالفت دولت از تدریس آن منع شد و کتاب منحیث یک منبع مهم علمی نزد شاگردان باقی ماند . با دریغ که این انسان مترقی توسط دستگاه امین جلاد زیر نام ماؤویست توقیف و با عدۀ دیگر از استادان فاکولته طب مانند داکتر عبدالفتاح همراه ، داکتر سید علی شاه محجوب ، داکتر رشیدی ، داکتر ولی ذکی و عده دیگر از استادان و اسیستانت ها ، در پولیگون پلچرخی چنان مخفیانه ازبین برده شدند که جنازه هایشان را به فامیل ها یشان واپس ندادند .
    یاد و خاطره برادران یاری تا امتداد بی نهایت ها جاودانه باد .

  • منی بیچاره به ارزوی یک قطعه عکس این شیر مرد تاریخ بودم و انقدر از لیاقت این مرد شنده بودم انقدر ار صداقت و راستی و وطنپرستی ان شنیده بودم که واقعا تحت تاثیر قرار کرفته بودم و اکنون هم اشک میریزم خدا نعلت کند به قاتلین ان که فرزندان صذیق این وطن را از ما گرفت ورنه ما کجاه این بد بختی ها کجاه اخ افسوس صد افسوس
    از نبودن اکرم یا زی بخدا قلبم شکاف است و همشه خون میریزد.

  • سلام بر شما و کابل پریسان
    در جنبش های عدالت خواهی و استبداد زدایی بشر از بدو شکل گیری تا به میوه نشستن آنها دو مولفه از کانونی ترین هسته سواق و خصیصه ممیزه آنها بوده است. این دو خصیصه در تکوین جهش عدالت خواهی اساسی ترین بذری است که فلسفه عدالت خواهی را در جنین پرورش داده، در تن الهه عشق، عشقی چون انسان دوستی ، برابری خواهی و آزادی تبلور می یابد، دو ویژگی ای که از انسانی ترینٍ انسان بسا انسان تر است- عشق به نوع دوستی و آزاد زیستن از قید و بند های خود ساخته توتالیتار مالکان دین، ثروت.
    آری یاری یک شخصیت انسان دوست بود.
    قدیر پنجشیری- دانشگاه کابل

  • نویسنده ی گرامی مطلب و دوستانی که نظر داده اید.
    اگر شما به رساله ی مختصر "یاد واره ی قلمی شهید اکرم یاری" دسترسی دارید، لطف فرموده آنرا در اختیار همگان قرار دهید.

  • نویسنده ی گرامی مطلب و خواننده گانی که نظر داده اید.
    اگر شما به رساله ی مختصر " یاد واره قلمی شهید اکرم یاری" دسترسی دارید، لطف فرموده آنرا در اختیار همگان قرار دهید.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.