کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > درد بی پناهی در وطن و غصه ی مردن در غربت

درد بی پناهی در وطن و غصه ی مردن در غربت

درد بی پناهی در وطن و غصه ی مردن در غربت

به بهانه ی روزجهانی پناهندگان

پنج شنبه 21 ژوئن 2012, بوسيله‌ى طاهر هجران

به بهانه ی روز جهانی پناهندگان

درد بی پناهی دروطن و غصه ی مردن در غربت

وقتی حرف از پناهنده و پناهندگی به میان می آید، نا خود آگاه تصویرهای دل خراش زیادی بر ذهن انسان نقش می بندد، کشتی های غرق شده ی پناه جویان بر روی آبها، اردوگاهای که بر دامنه ی دشت ها باصد ها خیمه ی کهنه در کنار هم بر پا شده با سیلِ از جمعیت در آفتاب سوزان و ازدحام کُشا کُش آنها هنگام تقسیم یگ وعده نان بخور و نمیر، مرز بانان مسلح با سگهای تعلیم یافته، سیم های خار دار که بر سر مرز ها کشیده شده، و چوب های بلند دار که انسان گمنامی در آن آویخته شده است، و هزاران صحنه و لحظه های غم انگیزی دیگر که جان و جهان پناهنده را شکل میدهد و بدور از چشم خبر نگار و دوربین اش اتفاق می افتد و همه ی ما بی خبر ازان.

آنچه که در بالا آمد همه ی ماجرا نیست ، درد انسان پناه جو دردِ بی پناهی در وطن و زادگاه اش هم هست، او پیش ازان که آواره ی کوه و دشت دریا و بیابان شود، کوهی از تحقیر ها و تهمت ها را از سوی هموطن و همدیارش بر دوش خسته اش کشیده، تا از سرجبر با دل نا خواسته و ناچار از یار و دیار اش دل بر کَند. و غمگینانه باید گفت که حتی رفتن و رسیدن نقطه ی پایان رنج و محنت انسان مهاجر نیست، آنجاست که درد غربت نشینی و احساس تلخ شهروند درجه دوم بودن و از همه بد تر ترس از مردنِ در غربت و گم شدن و فراموش شدن دامن گیر پناهنده میشود و هیج گاه رهایش نمیکند.

روز بیستمِ ماه شش میلادی برابر است با روز جهانی پناهنده که بر همه آواره گان گیتی گرامی باد.

سروده ی در همین ارطبات، با عنوان قصه ی مهاجر، تقدیم به همه ی آنهای که با درد و دل تنگی مهاجرت آشناست.

قصه ی مهاجر

غروب است و هوای قریه دل گیر // وشب خورشید را بسته بزنجیر
نـــــــوای غربت و حـس جداي // به آتش می کشد جان مسا فــــر

دلش ميخواست ازين آغيل نميرفت // دلش اينجا بدون دل نميرفت
بدون خاطره آن يار شـــــیـــرین // ازين منزل به آن منزل نميرفت

به غربت میرود از جبر دوران // بریدن دل ز قریه نیست آســـان
نه پای رفتن اش نه جای ماندن // مردد مــانده مردِ قریه حـــیران

دلش میخواست جنگ هرگز نمیبود // بدوش کس تـفنگ هرگز نمیبود
کـــبوتر را کسی با تیر نـــمیزد // به جان شیشه سنگ هرگز نمیبود

دل ش میخواست گرگان بیا بان // نمی آمــــد میان جــــلد انســـان
دل اش میخواست نبود قانون جنگل // و حـــیوانی نـــیمشد طبع انسان

دلش میخواست به جاي آتش و خون // کبوتر بود و برگ سبز زیتون
دلش مــــیخواست به باغ آروزیـــش // صنوبــــر بود بجای بید مجنون

ولی این ها همه یک آروزو بود // حـقــیقت تــلخ با او روبــرو بود
به غربت سر نوشت گنگ نا خوان // نــوشــته بــر کــفان دست او بود

سفر می رفت ولی نا خواسته و دور // چوقمری ها به کوچ لانه مجبور
پرســـتو ها همه کوچـــیده بــودند // قـــناری ها همه از لانه ها دور

شقایق تشنه لب از خشک سالی // نه بارانی نه ابری در حوالی
بـــهار قریه را هم برده از رنگ // کلاغان سیاه سالی به سالی

رها شــــــد مــــرد قـریه از دیارش // بسوی سر نوشت تلخ و تارش
فناهِ دشـت و دریاهای غـربت // و یا زندان و حبس و چوب دارش

و یا مــیشد شــکار تیر مـرز بان // و یا هم خود کُشی و تیغ و رسمان
چـــنین است قــصۀ نسل مهاجر // شروع اش تلخ و همچون زهر پا یان

طاهر (هجران)


...

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






54 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > درد بی پناهی در وطن و غصه ی مردن در غربت

آگهی در کابل پرس

loading...

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.