کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > تیوری های جدید رئیس جمهور کرزی برای جوانان افغانستان

تیوری های جدید رئیس جمهور کرزی برای جوانان افغانستان

جمعه 6 ژوئيه 2012, بوسيله‌ى محمد اکرام اندیشمند

رئیس جمهور کرزی در دومین روز جرگه ملی صلح جوانان افغانستان منعقده کابل (15سرطان1391)نظریات جدیدی را مطرح کرد. از آنجاییکه رئیس جمهور کشورما دیدگاه های تازه خود را در کنفرانس صلح جوانان ارائه داشت شاید بتوان آنرا رهنمود ها و اندیشه های سیاسی رئیس جمهور برای جوانان گفت. افکار و رهنمود های که جوانان افغانستان دیدگاه های سیاسی خود را برمبنای آن شکل دهند و کشور را درآینده مطابق این نظریات رهبری و مدیریت کنند.

رئیس جمهور درحالی که نگرانی و تحلیل رسانه های خارجی به خصوص غرب را در مورد وخامت اوضاع افغانستان پس از سال 2014 جنگ روانی غرب خواند، در مورد انگیزه ی این جنگ روانی گفت:"این برای این است که ما این هارا زود بیرون نکنیم ، یعنی ما را زود بیرون نکنید که شما دچار خرابی می شوید."
اما رئیس جمهور برای جوانان توضیح ندادند که چرا او و دولتش پیمان استراتژیک با غربی ها به خصوص با ایالات متحده امریکا به امضاء رساند که یکی از نتایج آن حضور دراز مدت نظامی آنها در افغانستان است.
تیوری جدید و جالب رئیس جمهور برای جوانان افغانستان، تیوری "زور ومداخله متقابل" بود. وی گفت:" امریکا امروز زور دارد مداخله میکند. زور ما هم که برسد می رویم در واشنگتن حکومت دست نشانده میسازیم. اگر زورما برسد در واشنگتن رئیس جمهوری می آوریم که تابع منافع افغانستان باشد. زور ما برسددر انتخابات شان مداخله می کنیم که یک دست نشانده خود را بیاوریم، مثلی که آنها کردند."

عکس
حامد کرزی در میان قطعه ویژه امریکایی در ارزگان دراکتوبر 2001 قبل از سقوط حکومت طالبان

رئیس جمهور کرزی دخالت همسایگان افغانسان را نیز به زور آنها ارتباط داد و گفت:" پاکستان زورش برسد مداخله می کند، ما هم زور ما برسد مداخله می کنیم. ایران زورش برسد مداخله میکند، ما هم زور ما برسد مداخله میکنیم"
در حالی که رئیس جمهور مداخله و حضور خارجی ها را در افغانستان از یکسو به زور آنها به این دخالت ارتباط داد از سوی دیگر احزاب و گروه های مختلف به خصوص حزب اسلامی ، جمعیت اسلامی، جنبش ملی ، طالبان و جناح های پرچم و خلق حزب دموکراتیک خلق را عاملان جنگ های داخلی و مسبب ورود نیروهای خارجی در افغانستان خواند. او گفت:" این خارجی ها را افغان عام نیاورده است . این خارجی ها را همین های که ادعای کلان اسلامی و وطندوستی داشتند ، آوردند."

عکس
حامد کرزی عضو دفتر سیاسی تنظیم جبهه نجات ملی د رعقب صبغت الله مجددی رهبر این تنظیم در مراسم انتقال قدرت به اداره مؤقت مجاهدین در ثور 1371 خورشیدی

اما جناب رئیس جمهور نامی از تنظیم و رهبر خود یعنی جبهه نجات ملی و رهبر آن صبغت الله مجددی نبردند که در جنگ های خونین و ویرانگر پس از 11جدی 1372 در شهر کابل آقای مجددی رئیس شورای عالی همآهنگی ائتلاف نظامی- سیاسی متشکل از حزب اسلامی حکمتیار، جنبش ملی و حزب وحدت، یکی ازدو طرف اصلی جنگ بود. در این جنگ ها هزاران نفر در کابل کشته شدند.

پیام رئیس جمهور برای جوانان در این سخنرانی احساسی و عاطفی و با دیدگاه های متناقض چندان روشن نبود. برخی از تحلیل گران اظهارات وی را دور جدیدی از تنش با غرب به خصوص با ایالات متحده امریکا ارزیابی میکنند که واشنگتن در صدد راندن موصوف و برادرانش پس از سال 2014 از صحنه ی قدرت سیاسی افغانستان است.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






51 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > تیوری های جدید رئیس جمهور کرزی برای جوانان افغانستان

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • جمعیت و حزب اسلامی نه تنها کابل را خراب کرده و بیشتر از یکصد هزار نفر را کشتند بلکه افغانستان را به یکصد سال قبل بردند. بیشتر این وحشیگری زیر سر خودخواهی مسعودوف بود.

    • جناب صمیم صاحب، تا کنون در بسیاری از نوشته ها که ا زتلفات شهر کابل در زمان حکومت مجاهدین سخن میرود و مجاهدین قاتلان کابل معرفی می شوند ، شمار تلفات شصت هزار نفر ذکر می یابد. هر چند که در این آمار شصت هزار کشته منبعی ارائه نمیشود. اما شما به آن، چهل هزار دیگر هم افزودید. لطف فرموده منبع آنرا بنویسید .
      نکته ی دیگری که خدمت عرض شود این است که شما یک کمی بی انصافی فرموده از عدالت فاصله می گیرید. زیرا، اول اینکه در این کشت و کشتار تنها حزب اسلامی و جمعیت نبودند دیگران هم بود . اما شما همه را به همین دو محدود کردید. دوم اینکه ، جناب صمیم صاحب وقتی تنظیم های مجاهدین در ثور 1371 وارد کابل شدند و رهبران شان از پشاور به کابل آمدند، در میان آنها پیلوت و ژنرال های که هواپیماهای میک و سو را برای بمباران به پرواز آورند و موشک های لونا و اسکاد را شلیک کنند، نبود. تمام این کار را ژنرالان و افسران حزب دموکراتیک خلق اعم از پرچم و خلق در تمام جناح های جنگ انجام میدادند. اگر خواستید که من اسامی یک هزار ژنرال و افسر عالی رتبه حزب مذکور را که در طول دهه ی نود در تمام جبهات جنگ و حتا در میان نیروهای طالبان حضور داشتند برای تان بفرستم.

    • اندیشمند خود یک طالب است و در عین زمان نوکری پاکستان را از روز اول که حزب خلق در افغانستان به قدرت رسید به مفت شزوع نموده است . اندیشمند از کتابهالی قبلی که نوشته است معلوم است که او نه تنها دشمن افغانستان و مردم افغانستان است یلکه در قتل ذهنیت مردم افغانستان به نفع اعرابء وهابی و ملاه های روایندی پاکستان و شاگردانی موددی و فضل الرحمن از سی سال است در کوشش میباشد . این شخص در روز روشن باید ترور شود .

    • تمامی حرف های کرزی ، راست است!
      طالبان را چه کسی ، سياسی و حکومتساز ساخت؟ تنظيم های جهادی و جنگ فرسايشی شان!
      امريکا را چه کسی به افغانستان آورد، مجاهد و طالب!
      پس حرف کرزی، سراپا صائب است، فقط عيب کار کرزی اين است که خودش نيز جزو يک تنظيم است و از همه بدتر اين که قبول کرده« رييس جمهور دست نشانده» باشد!
      مگر کشتن ، شصت هزار کم است، عاليجناب انديشمند؟!

  • سلام به اندیشمند بزرگوار!
    این صمیم نام جز جلال بایانی پاچه گیر کس دیگری نیست که دارای هزار چهره بوده ولی در تمام چهره بدل نمودنها ونامهای رنگارنگ بازهم ضدیتش با زنده یاد ببرک کارمل وطرفداران وی؛ احمدشاه مسعود قهرمان وجمعیت اسلامی نسبت به دیگر افراد وگروه ها ظاهر وهویدا است.
    این شخص سالهاست که بمرض مزمن سادیسم دچار است ‍که حتی بالای خانم خودش نیز رحم نمیکند. او خودش درکابل پرس اعتراف کرده که درایام جوانی اش درهمدستی با دستهء از اوباشان درمسیر راه پروان وپنجشیر مصروف راه گیری می بود وپسران نوبالغ پنجشیری را به زور سلاح وتهدید ازموتر پائین نموده وسالها را وی را اختطاف ومورد استفادهء جنسی قرار میداد. این اعتراف خودش درکابل پرس می باشد. زمانیکه سایت کابل پرس دروازه اش را بروی وی بست وی دربورتال افغان جرمن علیه کابل پرس وسردبیر آن ناجوانمردانه ترین اتهامات را بست. وزیر نامهای پروین؛ ولید طرزی؛ بامی وغیره نامها نویسنده گان کابل پرس وسایت کابل پرس را آماج دشنامهای رکیک ناموسی قرار داد.
    حالا چند وقتی است که کامران میرهزار بار دیگر ستون سخنگاه را کنترول نمیکند ولی جلال بایانی دیگر برایش آبرو نمانده اما زیرنامها وچهره های رنگارنگ مصروف زهرپاشی می باشد.
    لطفا شما به این نامهای مستعار این مرد هزار چهره بازی نخورید وارزش مباحثه ومناظره را به وی ندهید .
    تا وقتیکه خودش از پردهء نام مستعار بیرون نشود وآدرس اصلی وشهرت وپروفیل واقعی خودش را به سردبیر سایت ‍کابل پرس ندهد خودتانرا درزمینهء ارائه نامهای افسران قوای مسلح زحمت ندهید بهتر است.
    موفق باشید
    زرنگار

  • برای شورای نظار و جمعیت اسلامی در جہت کسب قدرت سیاسی دو بار چانس مساعد شد؛
    بار اول در ۱۹۹۲ و بار دوم بہ سال ۲۰۰۱ میلادی ؛ آیا جناب نگارندہ انگشت انتقاد را بالای رھبری آن
    گذاشتہ اند و در آیندہ خواھند گذاشت؛ آیا علل این ھمہ ناکامی ھا از بی تجربگی؛ خود بزرگ نمایی و عدم
    دوراندیشی رھبری ناشی نمیشود۰
    من یقین دارم اگر ارادہ سیاسی در رھبری آن حزب کہ خود را نمایندہ تاجیک ھا می پندارد؛ در سھیم ساختن اقلیتھا
    در قدرت وجود میداشت؛ کشور بہ این روز سیہ گرفتار نمی شد؛ ھم در سال ۱۹۹۲ و ھم در ۲۰۰۱ این امکان میسر بود
    کہ ھمہ بہ اتفاق آرا یک ھموطن را از بین مردم شریف ھزارہ ؛ یا ازبک ؛ یا بلوچ و یا نورستانی
    بہ صفت رہیس جمہور
    انتخاب می کردند؛ این انتخاب دو مزیت و ثمر برای مردم داشت؛ اول رقبای نیرومند این حزب چارہ ای جز از قبولی و تایید را نمی داشتند و از جانبی بہ تمامیت خواھی تاریخی در این کشور نقطہ ی پایان گذاشتہ می شد۰
    جناب کرزی بہ تایید و ھمکاری حزب شما انتخاب شدند۰
    آرزو و امید من این است کہ معیار برای انتخاب رہیس جمھور در آیندہ شایستگی؛ تجربہ و ظرفیت کاری باشد۰
    شورای نظار و جمعیت اسلامی در جہت کسب قدرت سیاسی دو بار چانس مساعد شد؛
    بار اول در ۱۹۹۲ و بار دوم بہ سال ۲۰۰۱ میلادی ؛ آیا جناب نگارندہ انگشت انتقاد را بالای رھبری آن
    گذاشتہ اند و در آیندہ خواھند گذاشت؛ آیا علل این ھمہ ناکامی ھا از بی تجربگی؛ خود بزرگ نمایی و عدم
    دوراندیشی رھبری ناشی نمیشود۰
    من یقین دارم اگر ارادہ سیاسی در رھبری آن حزب کہ خود را نمایندہ ی تاجیک ھا می پندارد؛ در سھیم ساختن اقلیتھا
    در قدرت وجود میداشت؛ کشور بہ این سیہ روزی دچار نمی شد؛ ھم در سال ۱۹۹۲ و ھم در ۲۰۰۱ این امکان میسر بود
    کہ ھمہ بہ اتفاق آرا یک ھموطن را از بین مردم شریف ھزارہ ؛ یا ازبک ؛ یا بلوچ و یا نورستانی
    بہ صفت رہیس جمہور
    انتخاب می کردند؛ این انتخاب دو مزیت و ثمر برای مردم داشت؛ اول رقبای نیرومند این حزب چارہ ای جز از قبولی و تایید را نمی داشتند و از جانبی بہ تمامیت خواھی تاریخی در این کشور نقطہ ی پایان گذاشتہ می شد۰
    آقای کرزی بہ تایید و ھمکاری حزب شما انتخاب شدند۰
    آرزو و امید من این است کہ معیار برای انتخاب رہیس جمھور در آیندہ شایستگی؛ تجربہ و ظرفیت کاری باشد۰
    من امیدوارم کہ آقای اندیشمند کہ بسا زیبا می نویسند ؛ توانایی انتقاد را از رھبران جمعیت اسلامی
    داشتہ باشند۰

  • برای شورای نظار و جمعیت اسلامی در جہت کسب قدرت سیاسی دو بار چانس مساعد شد؛
    بار اول در ۱۹۹۲ و بار دوم بہ سال ۲۰۰۱ میلادی ؛ آیا جناب نگارندہ انگشت انتقاد را بالای رھبری آن
    گذاشتہ اند و در آیندہ خواھند گذاشت؛ آیا علل این ھمہ ناکامی ھا از بی تجربگی؛ خود بزرگ نمایی و عدم
    دوراندیشی رھبری ناشی نمیشود۰
    من یقین دارم اگر ارادہ سیاسی در رھبری آن حزب کہ خود را نمایندہ ی تاجیک ھا می پندارد؛ در سھیم ساختن اقلیتھا
    در قدرت وجود میداشت؛ کشور بہ این سیہ روزی دچار نمی شد؛ ھم در سال ۱۹۹۲ و ھم در ۲۰۰۱ این امکان میسر بود
    کہ ھمہ بہ اتفاق آرا یک ھموطن را از بین مردم شریف ھزارہ ؛ یا ازبک ؛ یا بلوچ و یا نورستانی
    بہ صفت رہیس جمہور
    انتخاب می کردند؛ این انتخاب دو مزیت و ثمر برای مردم داشت؛ اول رقبای نیرومند این حزب چارہ ای جز از قبولی و تایید را نمی داشتند و از جانبی بہ تمامیت خواھی تاریخی در این کشور نقطہ ی پایان گذاشتہ می شد۰
    آقای کرزی بہ تایید و ھمکاری حزب شما انتخاب شدند۰
    آرزو و امید من این است کہ معیار برای انتخاب رہیس جمھور در آیندہ شایستگی؛ تجربہ و ظرفیت کاری باشد۰
    من امیدوارم کہ آقای اندیشمند کہ بسا زیبا می نویسند ؛ توانایی انتقاد را از رھبران جمعیت اسلامی
    داشتہ باشند۰

    • آقای تیموری سلام، آنچی را که شما مطرح کرده اید در دوکتاب زیر که چند سال قبل چاپ و منتشر شده است مورد بحث قرار گرفته است.
      هردو کتاب در انتر نیت است:
      شناسنامه:
      نام کتاب: سالهای تجاوز ومقاومت
      نویسنده: محمداکرام اندیشمند
      طراحی وصفحه آرایی: ویس مهرزاد
      وبراستار: سبداحمد هاشمی
      ناشر: نشر پیمان
      نویت چاپ: چاپ اول، تابستان 1383 خورشیدی
      تیراژ: 3000 نسخه
      قبمت: 250 افغانی
      مشخصات :
      نام کتاب : امریکا در افغانستان
      نویسنده : محمد اکرام اندیشمند
      چاپ اول : بنگاه انتشارت میوند ، کابل ، جوار فارمسی مقابل مطبعه ی معارف ، تاریخ چاپ اول : سال 1384 خورشیدی برابر با 2005 میلادی

  • جناب اندیشمن سلام
    در این جای تردید نیست که در کشتار و ویرانی شهر کابل افزون بر شورای نظار و حزب اسلامی دیگران نیز نقش داشتند، شاید میل دارید که از حزب وحدت و جنبش اسلامی نیز نام برده شوند. خیلی خوب باید نام برده شود، شهر کابل را شورای نظار، حزب اسلامی، حزب وحدت و جنبش ملی ویران کردند و باعث قتل 65هزار مردم بیگناه کابل و از جمله قتل عام مردم افشار شدند. اما پرسش اصلی این است که کی درین ویرانی و کشتاری بیرحمانه و وحشیانه بیش از همه تقصیر دارد؟
    به نظرمن باید احمدشاه مسعود قاتل درجه اول و حکمتیار قاتل درجه دوم شناخته شود. به این دلیل که احمشاه مسعود و باند جنایتکارش تا توانست برای انحصار قدرت تلاش نمود. حزب اسلامی را بکمک جنرالهای حزب دموکراتیک خلق، حزب وحدت و جنبش ملی از صحنه بدر کرد. وقتی که از جانب حزب اسلامی تا حدودی خاطرش آسوده شد، درتبانی با سیاف به جان حزب وحدت و جنبش ملی چسپید و جنگ را بر آنها تحمیل کرد. با این حال فاجعه پشت فاجعه آفرید.
    از یک هزار جنرال حزب دموکراتیک خلق نیز بیهوده یاد میکنید زیرا اکثریت این جنرالها با شورای نظار متحد بودند. درواقع قدرت را همین جنرالها به مسعود سپردند. در غیر آن مسعود خواب هم نمیدید

  • مداری دستنشانده،
    بادارانت نه به زور تو و نه به زور ما از افغانستان خارج میشوند. بلکه خود شان تصمیم گرفتند، که 2014 از افغانستان خارج شوند، بعد از 2014 بازهم 30 هزار عسکر بادارت امریکا در پایگاه هایشان باقی میمانند.
    تو که خود دستنشانده امریکا استی، نباید این کلمه (دستنشانده) را به دهان کثیفت بیگیری.
    بادارانت هی تکرار میکنند، که از خاک افغانستان به هیچ کشور دیگر تجاوز نمیکنند، اما تو مداری هوای تسخیر واشنگتن را به مردم تلقین میکنی. آیا مردم افغانستان را اینقدر گوسفندی فکر کرده ای، که هر چرندیات که تو بگوئی، به آن اعتبار کنند؟
    نفرین به تو مداری...... اگر زور مردم برسد، سر کثیف ترا وخت زیر بالت میکردند.

  • عکس ها سحن میگوید این عکس تاریخی کرزی خان است مبارک هر اوغان بادا

  • از فرهنگیان اخوانی مثل اندیشمند که سالها نان جهادیهای کثیفی مثل مسعود، ربانی و عبداالله را خورده توقع بیشتر نباید داشت. اینها چشم وجدان خود را بسته و بیرق جنایتکاران شورای نظاری را بلند میکنند.

  • ستایش علی
    جناب helal KHAN سلام
    درد تان را به قراری بخورید و دست و پاچه نباشید. کس نگفته که قدرت را باید به" گلبدین سیاف حقانی تسلیم میکردند". میدانم که همه بر آمر صاحب پنجشیر اعتماد کردند و چشمداشت شان این بود که آمرصاحب انتخاب بهتریست نسبت به "گلبدین، تنی، سور خلقیها و..." بنا بر آن درگرفتن قدرت اورا صادقانه یاری رساندند. اما شوربختانه که آمرصاحب زمانیکه به کرسی قدرت تکیه زد خیال کرد او قدرت راخود به تنهایی از نجیب گرفته و دیگران در آن سهمی ندارند. با این خیال او به انحصارگری رو آورد و در انحصارگری دستهای هرچه انحصارگر بود از پشت بست. شما بیاد دارید که با هزاره ها چی کرد؟ گفتم با هزاره ها چی کرد؟ نه گفتم با حزب وحدت چی کرد. زبرا آمرصاحب وقتی با حزب وحدت می جنگید از سری کوه تلویزیون در مخابره میگفت " ... مصروف هزاره ها هستم..." او جنگ با حزب وحدت را جنگ با هزاره ها میدانست. به همین خاطر بود که وقتی به افشار حملهء غافلگیرانه کرد به طفل، زن، پیر و جوان هزاره، که همه در خواب بودند، رحم نکرد.
    _
    شاید اگر قدرت به گلبدین سپرده می شد او نیز بر سری مردم گل نمی پاشید، شاید او از خیرخانه افشار میساخت. اما اینجا جای بحثی احتمالی که شاید رخ میداد نیست. بحث روی آنچه است که رخ داده و اتفاق امتاده. بحث روی بد قولی آمرصاحب است، بد قولی با هزاره ها، ازبیکها، حتا بد قولی با آن جنرالهایکه قدرت را به او سپرده بودند. آمرصاحب به عوص یاران صادق خود سیاف را بر گذید، سیافی که خود قاتل هزاران انسان بیگناه است. شوربختانه که وجدان شما خوابیده و بیدار شدنی نیست آقای Helal ورنه از شما چیزی کم نمی شد که در کنار گلبدینها، ذکری خیری از قاتل افشاریان نیز میداشتید و او را قهرمان خود نمی پنداشتید.

  • از محبت و لطف جناب آقای اندیشمند از ما’خذ ھا بہ این وسیلہ ابراز سپاس می نمایم۰
    در راہ روشنگری و وظیفہ خطیر و پر مسوولیت نویسندہ گی برای ایشان کامیابی ھا آرزو می نمایم۰
    با عرض سلام و احترام

  • با عرض سلام به همه هموطنان مسلمان،
    بسیار جای تآصف است و بسیار بی انصافی است که دراین جا راجع به شهید احمد شاه مسعود "رح" گفته شده،
    من از همین برادران سوال میکنم که آیا حکومت کنونی با کی جنگ دارد؟ آیا با طالبان وحشی و گلبدین که همه مذدوران آی اس آی است جنگ ندارد و روزانه هموطنان ما در سرزمین مظلوم از بین نمی رود؟ و آیا احمد شاه مسعود هم با همین جاسوس ها در نبرد و جنگ نبود؟ من بسیار تعجب میکنم که هموطنان ما تا به حالی هم با وجود این که جنگ افغانستان اشکار شده به همه و همه میدانند بازهم چیطور به خود این حق را میدهند که همچو یک قهرمان توهین میکنند، چطور امکان دارد که احمد شاه مسعود جنگ اش با طالبان و گلبدین به حق نبوده باشد و از این حکومت جنگ اش علیه همین طالبان و گلبدن به حق است. اگر جنگ احمد شاه مسعود علیه انها به حق نبود پس جنگ که همین اکنون علیه این جاسوس ها است هم بر حق نیست. پس از اظهارات شما هویدا می شود که طالبان ، گلبدن و آی اس آی برحق بودند و هستند؟ آیا کسی شما میتواند به سوالات من پاسخ بدهد؟ واقعآ که بسیار تراجید است
    باحترام

  • رامین جان پهلو بگرد که آفتاب سری تالاق آمده و تو هنور در خوابی. شاید آمدشاه مسعود را خواب میبینی. ههههههههههههه. کشتی ماره ظالم

    • ظالم جان که به جواب رامین نوشتی و تمسخر کردی که پهلو بگیر..................، کجای این ادعای او غلط است که اگر جنگ امروز دولت و غرب علیه طالب و القاعده حق باشد، جنگ مسعود چگونه می تواند حق نباشد؟ غلطی در کجای این گپ است؟

  • وحید مژده
    رئیس جمهور کرزی روز پنجشنبه 15 سرطان در جرگۀ صلح جوانان سخنان عجیبی بر زبان آورد. سخنانی که اگر جدی گرفته شود، بسیاری از عملکردهای خود وی را زیر سوال می برد. کرزی رسانه های غربی را متهم کرد که علیه وضع در افغانستان بعد از سال 2014 جوسازی می کنند و می خواهند این ذهنیت را به میان آورند که بعد از آن سال، وضع افغانستان دوباره به حالت بحران باز گشته و ناامنی ها در این کشور سر از نو آغاز می شود. وی این تبلیغات رسانه ای غرب را یک دسیسه دانست که با ایجاد وحشت از آینده در ذهن مردم، می خواهند به حضور طولانی مدت خود در افغانستان ادامه دهند.
    قبل از اینکه حامدکرزی توافق نامۀ استراتژیک را با اوباما به امضاء برساند، مخالفین امضای این توافق نامه همین نظر کرزی را داشتند اما کرزی می گفت که برای یک آیندۀ مطمئن، افغانستان نیازمند دوستی و همکاری درازمدت با امریکاست تا همسایه های ما گمان نکنند که افغانستان بعد از سال 2014 به دوران جنگ های گذشته بر می گردد. پس اگر کسی بیشتر از همه نگران وضع بعد از سال 2014 بود، شخص کرزی و اطرافیان وی در ارگ بودند. اگر چنین نمی بود پس انگیزۀ امضای توافق نامۀ استراتژیک با امریکا و یک درجن کشورهای دیگر شرقی و غربی چی بود؟
    کرزی در سخنان خویش «قدرت» و «مداخله» را در روابط بین الملل به بررسی گرفت و بین این دو رابطۀ منطقی برقرار کرد. وی گفت که هرکشوری که زور داشته باشد، در امور کشورهای ضعیف مداخله می کند. امریکا زور دارد و در افغانستان یک رژیم دست نشانده را برقرار می سازد. ما هم اگر زور داشته باشیم می خواهیم که در واشنگتن دولت دست نشاندۀ خود را داشته باشیم. کشورهای همسایه هم به همینگونه اند که می خواهند در افغانستان مداخله نمایند و اگر ما قدرت داشته باشیم، همین کار را در کشورهای آنان خواهیم کرد. نتیجۀ منطقی که آقای کرزی از این بررسی گرفت، روشن است.
    «برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی
    که در نظام طبیعت ضعیف پامال است».
    این حرف وی هرچند دور از حقیقت نیست ولی شیوۀ بیان کرزی در این مورد می تواند به صورت وحشتناکی مشروعیت بخشیدن به قدرت های سلطه گر برای مداخله در کشورهای ضعیف باشد.
    آقای کرزی به صورت تلویحی می خواهد بگوید که، وقتی کشور قدرتمندی به یک کشور ضعیف می تازد، این یک حق است و طرف مقابل به جای جنگ، باید تلاش نماید تا خود را از نظر دانش علمی تقویت نماید تا بتواند قدرت مند شود و در فرصت مناسب به کشور متجاوز حمله نماید و رویۀ بالمثل انجام دهد!
    اگر چنین است پس همه قیام های ضد استعماری در طول تاریخ مردود بوده و نباید ملتی به استعمار ستیزی خویش افتخار نماید و از این سخن وی می توان به این نتیجه رسید که جهاد افغان ها علیه تجاوز شوروی هم یک حرکت نامعقول بود که نباید صورت می گرفت.
    رژیم های دست نشانده که توسط کشورهای سلطه گر بر کشورهای ضعیف اعمال می شود نیز نباید مورد انتقاد قرار گیرد زیرا قدرت و زور و سلطه توجیه گر وجود چنین رژیم هاست و اگر ما هم توان بیابیم، می توانیم همین کار را انجام دهیم چنانکه آنها کردند. چنین حقی برای کشورهای ضعیف در آینده محفوظ است!
    آقای کرزی گناه همه مشکلات افغانستان از گذشته تا امروز را به گردن دو حزب جهادی یعنی حزب اسلامی و جمعیت اسلامی انداخت که با جنگ های خود زمینه را برای طالبان مساعد ساختند و بعد از آن هم افغانستان مبدل به خطری برای جهان غرب شد. غربی ها به خاطر از میان برداشتن این خطر مجبور به حمله به افغانستان شدند. پس اگر می خواهید دیگران به شما حمله نکنند، برای آنان خطر ایجاد نکنید!
    سوالی که باید از آقای کرزی پرسید اینست که اگر طالبان بد بودند، شما به عنوان یکی از بنیانگذاران این تحریک در تحمیل این حرکت بد، نقش اساسی داشتید. مگر شما نبودید که ملا محمد غوث، شیرمحمد عباس استانکزی و دیگران را در اسلام آباد از سفارتی به سفارت دیگر می بردید و برای شان مشروعیت بین المللی تقاضا داشتید؟ بزرگترین آرزوی شما در آن زمان این بود که به عنوان نمایندۀ طالبان به نیویارک بروید.
    مگر شما نبودید که بعد از اینکه ملامحمد غوث از قدرت در تحریک طالبان برکنار شد و امید شما برای نمایندگی نیویارک به شکست مواجه گردید، از ملا محمد غوث خواستید که انشعاب را در تحریک طالبان به میان آورد و امریکا از این کار پشتیبانی خواهد کرد؟
    آقای کرزی در سخنان خویش گفت که ایجاد خطر برای غرب، موجب حملۀ امریکا به افغانستان شد؛ سوال اینست اگر این خطر در افغانستان وجود داشت پس چرا امریکا در سال 2003 به عراق حمله برد؟ آیا واقعا در عراق سلاح کشتار جمعی وجود داشت؟ اگر افغانستان برای امریکا به خاطر حضور القاعده خطر بود، پس چرا زمانی که اسامه در پاکستان کشته شد و مشخص گردید که مراکز القاعده نه در افغانستان بلکه در پاکستان است، امریکا از پاکستان احساس خطر نکرد؟
    هدف آقای کرزی از این گونه فرافگنی ها و اتهامات بی اساس مشخص است. او می خواهد خود را از مسؤولیت تمام وقایعی که در طول بیش از ده سال گذشته در این کشور رخداد داد برائت دهد و بار همه گناهان را به دوش دیگران بیاندازد. اما این حقیقت مسلم است که در پیشگاه تاریخ، هرکس به خاطر تقصیرات خود به محاکمه کشیده خواهد شد.
    ... در گذشته یکی از پادشاهان افغان( شاه شجاع درانی) ، تنی چند از مجاهدین استقلال را فرا خواند، شمشیر خود را از کمر باز کرد و در جلوی آنان نهاد و گفت: من نمی توانم با شما یکجا شوم اما این شمشیر جهاد است آن را بردارید و علیه دشمن بکار ببرید!
    تاریخ آن پادشاه نادم را نبخشید و این حقیقت تاریخی برای دیگران هم می تواند یک درس باشد.
    عجیب اینجاست که جوانان مخاطب رئیس جمهور در این اجلاس طوری که گفته شد، همه تحصیل کرده و اهل دانش بودند اما حامدکرزی زمانی که این سخنان را در جمع آنان بیان می کرد، با کف زدن های ممتد مورد تائید و استقبال آنان قرار گرفت. جوانانی که آیندۀ افغانستان به دست آنان است، آیا با کف زدن و تائید چنین سخنان گمان نمی کنند که ملت را مایوس کردند؟ آیا تائید این سخنان، با هدف این جرگه یعنی تامین صلح در تقابل قرار نداشت؟

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.