کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه

ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه

پنج شنبه 4 اكتبر 2012, بوسيله‌ى عظيم بشرمل

چند روز است كه دانشجويان دانشگاه تعليم و تربيه بخاطر تغيير نام اين دانشگاه به نام برهان الدين رباني دست به اعتراضات مدني زده اند. آنها واقعا جسور و مصمم اند، از تحصن درسي آغاز كردند و تا بستن دروازه پارلمان و رفتند به ارگ رياست جمهوري ادامه دادند، كار آنها در تاريخ اعتراضات دانشجوي افغانستان بي نظير است و تكرار نشده است. شيوه‌ مبارزات آنان كاملا دموكراتيك و مسالمت آميز است، بر عكس در افغانستان هميشه تجمعات و اعتراضات همراه با خشونت بوده است.

در اين قضيه اقوام غير تاجيك موضوع جدي قومي انتخاب نكردند. عده‌اي از رهبران پشتون اين نام را انتخاب كردند عده‌اي نيز مخالفت مي‌نمايند. هزاره‌ها مثل هميشه به لحاظ سياسي در يك سرگرداني غرق اند. عده‌اي از دانشجويان هزاره در ميان معترضان اند و نقش جدي و فعال بازي مي‌كنند، عده‌اي نيز به درس‌هاي حاضر مي شوند و خيال شان آرام و راحت است. خليلي و محقق كه ادعاي رهبري هزاره‌ها را دارند، اولي مثل هميشه آرام است، فقط به كار‌‌هاي كرزي سر تكان مي‌دهد، معلوم نيست در دل آلوده‌اش چه مي‌گذرد. دومي در ركاب برادر مسعود قدم مي‌زند يقينا زير دل رباني را دشنام مي‌دهد، ولي در ظاهر اعتراضات دانشجويان را محكوم كرده و از رباني به عنوان شخصيت ملي و دلسوز ياد مي كند، تا مبادا هم جبهه‌گي هايش نا راحت شوند. اگر چند دست آورد محقق از قرار گرفتن در يك جبهه با برادر مسعود بيشتر از معامله با سياف در پارلمان نخواهد بود. اين بيچاره هميشه براي هيچ مي رزمد.

ازبك ها در چنين موارد هميشه نقش جدي نداشته اند و فعلا هم ندارند.

تنها مردم كه در اين قضيه متحد‌اند تاجيك‌ها است. از نويسنده‌ها، تا دانشجويان و تا رهبران سياسي شان از تغيير نام دانشگاه تعليم و تربيه راضي و خوشحال‌اند و شديدا حمايت مي كنند، درست و نادرست اين مسأله را تفسير و توجيه مي‌كنند. تاجيك‌هاي روشنفكر يا ملي كه در اين ميدان قومي وارد نشده اند بسيار اندك اند، نمي‌شود آنها را به حساب آورد.

با اينكه ساير اقوام در اين مسأله كاملا يك دست نيستند بناء بهتر بود كه تاجيگ‌ها نيز اين مسأله را كاملا به يك نبرد قومي تبديل نمي‌كردند. از مزار شريف تا پوهنتون تعليم و تربيه همگي يك دست از نام اين داشگاه به نام رباني دفاع مي كنند. اگر چند مرض قوم پرستي در رگ‌هاي اكثر مردم افغانستان جريان دارد، اما در اين مساله ساير اقوام افغانستان يك دست به نبرد قومي نپرداختند.

رباني يك شخص سياسي بود مدت نيز بطور نيم بند كرسي رياست جمهوري افغانستان را به ولايت افغانستان گرداند. سود يا ضررش تنها به قوم تاجيك نرسيد بلكه دامنگير تمام اقوام ساكن در افغانستان بود و است، بناء مردم حق دارند كه در مورد وي قضاوت كنند. مهم‌تر از همه در دولت‌ دموكراتيك در موارد جنجالي بايد به آراي مردم مراجعه شود.

فرد هميشه مساوي با جمع نيست و رباني مساوي با قوم تاجيك نيست، پس لازم نبود كه تاجيك‌ها مخالفت با نام رباني را مخالفت با تمام تاجيگ هاي افغانستان دانسته و در مقابل آن همگي يك موضع مي گرفتند. اگر چند اين از خصوصيات جامعه‌هاي سنتي است كه فرد مساوي با قبيله و قبيله مساوي با فرد است. خوب بود رباني را به عنوان يك فرد سياسي در برابر قضاوت‌هاي مردم كه بر آنها سياست بازي كرده بود مي‌گذاشتند.

مردم اين حق را دارند نسبت به كسانيكه بر آن ها حكومت كرده‌اند قضاوت كنند. رباني سال‌ها بود كه سرنوشت مردم را رقم زده بود و عامل كشتار تنها 65 هزار انسان يه به گفته‌ حفيظ منصور 4000 آدم در كابل بود. قتل عام افشار نيز توسط نيرو‌هاي تحت فرمان وي و احمد شاه مسعود رقم خورد. اگر او مثل مجددي بعد از دو ماه از چوكي رياست جمهوري كنار مي‌رفتي و زمينه انتخابات را فراهم مي‌كرد، نه كشتار كابل را ما شاهد بوديم و نه ظهور طالبان را، اما او بر خلاف تعهد كه بين رهبران سياسي شده بود نه تنها از چوكي رياست جمهوري كنار نرفت و زمينه انتخابات را فراهم نكرد، بلكه برعكس با تشكيل شوراي حل و عقد دو باره به چوكي رياست جمهوري تكيه زد و بنزن به آتش جنگ در افغانستان ريخت. زيرا او خوب مي‌دانست، اگر انتخابات رياست جمهوري در افغانستان برگزار شود او بازنده بود و نه برنده. به همين علت او به خاطر منافع خودش به راي و منافع مردم پوشت پا زد.

رباني چنانچه در زندگي به خاطر چوكي رياست جمهوري بنزن به آتش برادر كشي انداخت، امروز نيز بخاطر نامش بنزن به آتش درد‌ها و زخم هاي مردم انداخته شده و كشمكش قومي ايجاد شده است.

در زندگي رباني همه به او گفت از چوكي كنار برو ولي او نرفت، امروز نيز همه مي‌گويد،نام دانشگاه نبايد تغيير كند، اما تابلو همچنان به نام رباني است. چنانچه با تمام انتقادات چوكي در زيرش بود، امروز نيز با تمام انتقادات تابلوي دانشگاه به نام اش است. رباني ديروز از چوكي جدا نشد، امروز نيز نامش از تابلو پاك نخواهد شد.

كرزي بر خلاف خواست بسيار از پشتون‌ها خواست، با تغيير نام دانشگاه، پسرك رباني را ابزار ساخته، و براي رييس جمهور شدن قيوم استفاده كند.

اعتراضات دانشجويان دانشگاه تعليم بر حق است، مردم حق دارند، اجازه ندهند نام دانشگاه را كه با ثروت ملي و براي ملت ساخته شده است تغيير كند، آنهم بنام كسي كه اكثر ملت افغانستان از او نا راضي هستند. كرزي نيز نبايد مراكز عمومي را بنام شخصيت‌هاي چون رباني، مزاري، نجيب، نادر شاه و... تغيير نام دهد. اگر چند اينها از پايگاه نسبي قومي در بين مردم افغانستان بر خوردار اند اما نسبت به آنها حس تنفر و انزجا شديد در ميان اكثر مردم افغانستان نيز وجود دارد.

بهتر بود كرزي بجاي شعله ور ساختن مسايل قومي در افغانستان، نكته‌ها و نقطه‌هاي را بر جسته مي‌كرد كه مردم افغانستان را به هم نزديك مي‌كرد. در بين ازبك‌ها، تاجيك‌ها، پشتون‌ها و هزاره‌ها بجز چند شخصيت ‌جنجالي چون مسعود، رباني، مزاري، ظاهر شاه‌، نجيب، دوستم، سياف... شخصيت‌هاي فرهنگي، علمي، سياسي حتا ورزشي زيادي وجود دارد كه همه مردم آنها را دوست دارند. پس بهتر بود حكومت براي تفاهم و نزديك شدن اقوام و مذاهب از آنها استفاده مي‌كرد.

دولت، روشنفكران، فرهنگيان افغانستان كوشش كنند تا موارد اختلاف زا را در افغانستان بخشكاند و زمينه‌اي گذار از هويت قومي و مذهبي به هويت شهروندي را فراهم كند. چنانچه كشور‌هاي مدرن دنيا همين كار را كرده اند. مشكلات قومي‌ و مذهبي در افغانستان جدي‌تر از مشكلات قومي و مذهبي اروپاي ها و آمريكاي‌ها نيست. در آمريكا در حدود چهل سال قبل، اگر مردي سياه پوست وارد ملي بس مي‌شد زن سياه پوست حق نشستند در چوكي را نداشت و بايد چوكي‌اش را به مردي سفيد پوست خالي مي‌كرد. يا در رستورانت‌ها غذاهاي مخصوص سفيد پوستان بود كه سياه‌ها حق نداشتند از آن استفاده كنند. اما آمريكا‌ها توانستند با از بين بردن اين اختلاف آقاي دنيا شوند، امروز اوباما كه از مادر سفيد پوست و پدر سياه پوست به دنيا آمده است، رييس جمهوري آمريكا است و سفيد پوستان كشورش او را به رهبري انتخاب كردند. وضعيت نژادي در آفريقاي جنوبي بدتر از افغانستان بود اما آنجا بزرگان شان توانستند با پديده‌ي شوم چون آپارتايد برزمند و نا بود كنند.

قوم‌پرستي و تبارگراي مرض است، مرض كه حجره‌هاي قضاوت عادلانه و منصفانه انسان را نابود مي‌سازد، بايد واكسن آن را بيابيم، و نيز اجازه بدهيم كه رباني، مزاري، حكمت‌يار، دوستم و... به عنوان فرد، نه مساوي با قوم نقادي شوند، و مردم نسبت به آنها قضاوت كنند. مزاري مساوي با هزاره‌ها نيست و رباني مساوي با تاجيك‌ها، دوستم و حكميت‌يار و... مساوي با پشتون‌ها و ازبك‌ها نيستند. واي بر ملت كه مداحي مي كنند و لي نقادي نمي‌كنند يا تجليل مي‌كنند و لي تحليل نمي‌كنند.

نويسنده نيز نسبت به كار كرد سياسي رباني معترض و منتقدم ولي به تاجيك‌‌هاي چون شاولي خان دروازي، بحرالدين باعث، غلام محمد غبار، مسجدي و... افتخار مي‌كنم و پيوند نزديك ميان خود و آنها احساس مي‌كنم كه با هزاران فرد از قوم خودم فرسخ ها فاصله دارد. آنها نقطه‌هاي سفيد سرزمين تاريك‌ مان بودند كه به اين جغرافياي غم و غربت و تاريكي، روشناي بخشيدند. ابر مردان كه «به مردگان مان حيات» و به «راكدان مان تكان» بخشيدند، و به رگ‌هاي مرده‌ رمق زندگي دادند.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






58 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • عالی بود ارجمند عظیم بشرمل. قبیله گرایی تنها مختص پشتون ها نیست. بعضی کسان که از قبیله گرایی و قبیله گرایان پشتون می‌نالند خود قبیله گرا تر از قبیله گرایان عمل می‌کنند.

    • نا عظیم پشتونمل
      اینکه تو متعصب بیمار , حق خواهی دگرانرا تعصب میخوانی , تو یک کودن هستی ویا قضاوت اوغانی میکنی مردم تاجک دعوا نکرده اند که باید بنام استاد ربانی نامگذاری شود همچنان که در گذاشتن نامها و حتی تغیر نامها از فارسی به اوغانی به خاطر (وحدت ملی و منافع ملی = حاکمیت اوغان و منافع اوغان) اعترض نکردند چند وقت قبل فاروق وردک فاشیست جاسوس پاکستان خودسرانه نام لیسهء بی بی مهرو را به نام ننگین قیوم وردک نادان به کدام اساس و صلاحیت تغیر داد ایا وزیر معارف این صلاحیت را دارد ؟ در انوقت متعلمین اعتراض کردند اما نتنها کسی نشنوید حتا انعکاس هم نیافت , چرا دهن مردارت گنگ شده از که آن چیزی نمیگویی چرا از راکت پرانی پدرت غل بیدین حکمت غار که قاتل اصلی مردم کابل و اوغانستان است چشمت را کور میکنی شما اوغانها بیحد و اندازه بی حیا ودیده درای هستید .
      تو خود , دگران را دعوت به همزیستی بدون تعصب میکنی اما تو و قبیله یی هایت سراپا تعصب واز برتری خواهی قومپرستی و حاکمیت خواهی میکفید , نوشته گنده و تهوع آورت سرا پا تعصب وشیطنت است . اینکه مردم آمریکا و افریقای جنوبی از دشمنی قومی فارغ و به مثابهء یک ملت واحد در کشور های شان زنده گی میکنند , بخاطرآنست که انها مانند اوغانها فطرت و خصلت نداشته و قضاوت اوغانی نمیکنند و حقوق دگران را هم احترام میگذارند .
      تازمانیکه غدهء سرطان اوغانی از پیکر کشور ما بریده نشود هیچگاهی عدالت وزنده گی مسالمت آمیز در کشور ما تامین نمیگردد

    • بیسواد فیرهای هوایی نکن! نویسنده پشتون نیست! این طرفداران شورای نصوار عجب خرهای تشریف دارند، بجای نقد استدلال نویسنده روی می آورند به فحش و دشنام نویسی، یکی دو تا هم نیستند، از خانم بی ادب بنام نجیبه بینا و فریبا زنده دل بگیر تا این بهزاد و خرویز خرمین و تاکسی وان لندن! یکی از دیگری بدتر و دریغ از یک استدلال منطقی!

    • پروفیسور رهگذر( بیخدا ) !! معنای بیخدا را در سابق برایت تشریح کرده بودم
      تو جناب که سواد از سرا پایت فوران میکند چشم کور اوغانی ات را باز کن و عینک عقل و منطق بپوش و باری دگر بخوان که من نو شته ام پشتونمل , قبیله یی هایت , تو یک کودن هستی و یا قضاوت اوغانی میکنی ؟ و بعدا" به فرمودهء شما نقد و استدلال کرده ام .
      چون ناعظیم پشتونمل , کدام آدم مهم و مشهور نیست و ضرورت هم ندارم که شجره و چونه و پودینه اش را بشناسم من طرز دید ونوشتهء نامنصفانه اش را نقد کرده و واقعیت را برایش نوشته ام ولو از هر قوم و تبار که باشد , بیان واقعیت برای همگان یکسان باید باشد نه آنکه مانند اوغانها همه چیز باید جعل و دروغ , تبلیغ شود به گمان اغلب او اینگونه تبصره های نادرست وپوچ را به هدایت کدام ولینعمت خود مینوسد , تخلص اوغانی اش تاحدی گواه است , واینکه نوشته ام ناعظیم کودن است , باز مکرر میکنم زیرا , گیریم اگر او به ارادهء خود مینویسد , چقدرکودن باید باشد تا چنین احمقانه ونامنصفانه قضاوت کند .
      گرچه برای تو غول بیخدا , چار عیب شرعی , چند بار این کاستی بزرگ کلهء گندیده ات را نوشته ام که چون عقل و منطق نداری وهم بنا بر فطرت که داری نمیدانی استدلال و منطق چیست از سراسر پیام , تنها کلمهء کودن را که صفت تو هم است درک نموده یی و در سابق غوغو و پاچه گیری میکردی مگر اینبار الاغ شدی و لگد میزنی وباز با بی حیایی ودیده درایی من و دیگر نظر دهنده گان مخالف ات را متهم به دشنام نویسی میکنی
      كى هستيد؟
      نام شما

    • بیخود است، باز هم حملهٔ شخصی! می‌شود یک بار دیگر معنی بیخدا را دوباره توضیح دهید؟ چون من یادم نیست که شما چه فرموده‌اید.
      پست بالایی شما سراسر هتاکی، اهانت و تحقیر نویسنده است. گمان کرده‌اید ایشان پشتون است، نویسنده مطلب هزاره است نه پشتون. پس تا اینجای مطلب بیخود و بیجا مزخرف‌بافی کرده‌اید.
      .
      منطق خوردنی نیست جناب! منطق را باید در استدلال و گفتمان نشان داد. منطق ابزاری است برای تشخیص سره از ناسره. برای نمونه: همین‌که شما نویسنده مطلب را کودن و غول خطاب می‌کنید از دیدگاه منطقی نادرست و مغالطه است، و در زبان منطق به آن میگویند مغلطهٔ حمله به شخص و یا اد هیومانیم اتک. این هم درس رایگان منطق برای شما.
      الاغ و کودن هم بی گمان کسی است که بجای نقد مطلب روی می‌آورد به حملات شخصی و توهین و تحقیر قوم شریف پشتون.

    • اكر بشتون بشتونوالى كندواين كشور را تباه و برباد كند او عامل اساسى نيست.بنظر اين كودن اين طالب تبار كه باز هم بشتونوالى كرده انكه از عزت ,شرف و حق قوم خود در برابر تجاوز به دفاع بر جيزد ان قوم برست است؟
      ربانى را قوم را مزخرفت كشت ما در صدد انتقام نبرامده ايم.اينكه يك نام يك شعبه كه هيج ارزش هم ندارد بنامش كردند و قبيله با اين بيشرمى بر عليه ان بزركمرد ايستاده شده ما را تكان ميدهد كه هم بايد بكويي كه جرا اينقدر نامهاى بشتونها كه نيم انها از كشور مانيستند و بنام انها جاده ها دانشكده ها ,شفاخانها و قرا و قصبات ,همه نا مكزارى شده كه ما هم از نام ان مستبدين بيفرهنك و جاهل رنج ميبريم و تحمل ميكنيم. بخاطر وحدت دروغين ملى كه اصلا وجود نداشته.

    • بشتونها ى دوطرف كه غلام حلق بكوش با كستانى شده اند كه روز با كستان هم نزديك شده ان كشور نا قرار است مانند فاحشه خود را به اغوس روس انداخته است.
      اين جند جنرال خايه كشال حالا نميدانند كه كليد كشور را به كدام ابر قدرت تسليم كنند.در حالت سراسيمكى قرار كرفته اند.
      ما ميكوييم مرك بر با كستان و با كستانى هاى بيناموس كه هدف شان نابودى كشور ماست.
      با كستان دشمن نا موس دين و ايين ماست.
      ما به اولاد خود هم كفته ايم بلا كستان و با كستانى دشمن ماست.
      بشتونها غاو غان خر خود ما شما خط خود را از با كستانى روشن بسازيد و با كستانى را در جايش قرار بدهيد و بشتون با كستانى فرزن وطن شما نيست او قو غول او دشمنت است ,خاكت را در توبر ه ميبردارد امروز من را ميكشد و فردا تو را !!!

    • رهگذر ( بیخدا ) یکبار دیگر معنی بیخدا را دوباره توضیح میدهم , یکبار دیگر دوباره !!!
      بیخدا = پدرآزار , مادرآزار , همسایه آزار , بد زبان , بد کردار , بد رفتار , لچک , دانگه یی , کیسه بر , دزد , رهزن , آدم کش , از زیردار گریخته گی , 420 عیب شرعی ! اگر واضح نگردیده باز هم در خدمتم .
      تخلص ات بسیار بجاست تو باید نامت را اصلاح کنی نامت بعد از این رهگیر است رهگیر (بیخدا )
      رهگیر = پاچه گیر ، باعث هرگونه آزار و ازیت برای رهگذران به اشکال مختلف , مثلا" رهگیری تو در کابل پرس ، زیر پیام من برای نا عظیم پشتونمل , تو بخاطریکه به مذاق اوغانی ات برابر نبود , نوشتی ( این طرفداران شورای نصوار عجب خرهای تشریف دارند، بجای نقد استدلال نویسنده روی می آورند به فحش و دشنام نویسی ، یکی دو تا هم نیستند، از خانم بی ادب بنام نجیبه بینا و فریبا زنده دل بگیر تا این بهزاد و خرویز خرمین و تاکسی وان لندن! یکی از دیگری بدتر و دریغ از یک استدلال منطقی! ) به کسانیکه حق را مینویسند خر گفتی پس تو رهگیر استی .
      استاد منطق !! از درس تان متشکرم اما شما بمن منطق اوغانی را تدریس نموده اید , یعنی من با هر قدر استدلال منطقی و مثا لها , واقعیت را در باره قوم شریف پشتون !! بنویسم , به فرمودهء جناب عالی , بیخود است , حمله شخصی ! هتاکی ، اهانت ، تحقیر بیجا ، مزخرف ، حملات شخصی و توهین و تحقیر قوم شریف پشتون , است
      اگر برای قوم شریف صلح خواه ، وطندوست ، عدالت خواه ، مردم دوست ، احترام گذار حقوق زن ، ترقی خواه ، دموکرات ، فرهنگ پرور ، با همت ، با غیرت ، ضد انتحار ، ضد انفجار ، ضد راکت ، ضد ای اس ای پاکستان ، ضد نوکری ، ضد اجیری ، ضد چور وچپاول , قوم نمونهء مثال درجهان قوم شریف پشتون !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      مداحی کنم , آنست که منطق را در استدلال و گفتمان نشان داده ام .

    • چه تعریف بی مایه و سست و مزخرف! از معده‌ات تعریف کردید جناب!خیر، بی‌خدا یعنی عدم باور به خدای موهوم، همین و بس. بی‌خدایی هیچ‌گونه بار اخلاقی مثبت و یا منفی ندارد. مثال: همان لامپ مسجدتان توسط یک بی‌خدا(یا بقول شما: پدرآزار , مادرآزار , همسایه آزار , بد زبان , بد کردار , بد رفتار , لچک , دانگه یی , کیسه بر , دزد , رهزن , آدم کش , از زیردار گریخته گی ) اختراع شده است (ادیسون بی‌خدا). و یا ماری کوری فرزانه هم یک بی‌خدا بود.
      .
      بازهم بیجاست، کلی استدلال من در همین کابل پرس دعوت شماها به پیروی از منطق و درست نویسی و یا استدلال منطقی بوده است. شماها از یکسو از قبیله گرایی شکایت دارید و ادعای بالاتر از دهان تان (با فرهنگ و متمدن بودن) را دارید و از سوی دیگر قبیله گراتر از قبیله گرایان و بی فرهنگ‌تر از بی فرهنگان عمل می‌کنید. اینکه من شما را متوجه چنین کاستی می‌کنم به معنی دشمنی با شماها نیست بلکه اتفاقاً من دوست شماها هستم.
      .
      منطق، اوغانی و غیر اوغانی ندارد، منطق منطق است. من به قول شما اوغان هم نیستم.
      .
      بقیه سخنانتان مانند رهگیر نمی‌دانم پاچه گیر....حمله شخصی است، مانند این میماند که من شما را بجای بهزاد خرزاد و یا بدزاد خطاب کنم، اینگونه سخنان مفت هم نمی‌ارزد.

    • اقای بهزاد واقعیت را بیان بمودید بیشک ات.
      از تخلص این کثیف فهمیده میشود این هم یکی از همان فاشیست ها است.

  • ربانی اولاد اخوان بود. اخوان مرتجعی که طالبان را مثل فرشته های نجات لقب داده بود. خدا نیامرزد این خبیث را.

  • چرا نام دانشکاه باید تغیر کند این دانشگای تعلیم و تر بیه سایقه تاریخی خود را دارد در تاریخ افغانستان سبت است
    کسانیکه در این کا ر دخیل است باید دانشکاه جدید اعمار میکرد و یا یک شهرک جدید میساخت و یا خط اهن بزرگ اعمار میکرد و انرا بنام مر حوم ربانی نام گذاری میکرد هیچ کس حق شکایت و حکایت را نداشت در حالیکه دانشکاه تعلیم و تر بیه کابل از خود تاریخ داشته هزاران دانش امز را تعلیم و تر بیه نموده به وطن تقدیم کرده است او را خط بزنیم و بجای ان نام کسی دیگر را ولو هر کس باشد تحریر نمایم که از نظر من کاملا غلط است .
    دلیل دیگر اینست که چون در قتل مرحوم ربانی جناب ریس جمهور کرزی با استانکزی دخیل بوده بخاطر که رد پای خود را گم کند و پیروان مر حوم ربانی را فریب داده و دل شان را خوش سا خته باشد و این کار را کرده و یا تائید نموده است .
    دلیل سومی ان اینست که کرزی میخواهد با این نی رنک و فریب لعل را بدست اورد و هم دل یار را نرنجاند هم تفرقه را بین تاجیک و هزاره انداخته و هم یک تعداد از تاجیک ها راخوش بسازد و این کوتا مدت خواهند بود با ریس جمهور بعدی ویا بعد تر همان نام سابق ان خواهند بود در زمان حفیظ الله خاین که نام جلال اباد را تلون شهر ساخته بود در حالیکه جلال اباد یک شهر تاریخی بوده هر کس این نام را تغیر دهد ان شخص خاین تاریخ افغانستان است وبس

  • گرچند من انتقادهای زیادی بر عمل و سیاست اقای ربانی در زمان حاکمیت اش دارم اما با همه ای اینها باید انصاف را در نظر گرفت.
    مثلا ما درکابل جاده ای نادر پشتون داریم. یعنی نه تنها نام یک خاین ملی و یک مرتجع دست پرورده ای انگلیس را بر یک جاده گذاشته اند بلکه نام یک قوم خاص را هم در دم اش اضافه کرده اند. ایا به نظر شما این درست است در حالیکه همان نادر در کشتار و اذیت و ازار بخشی از جامعه دست داشت و در مقابل بخش های عظیمی از مردم افغانستان تبعیض روا می داشت.
    نمونه های دیگر هم بسیار است.
    حالا ربانی از نادر شاه اگر بهتر نبود بدتر هم نبود. پس دلیلی ندارد که نام یکی را قبول کنیم و نام دیگری را قبول نکنیم. گرچند من زیاد طرفدار این نام گذاری ها نیستم و بهتر بود که طرفداران اقای ربانی یک دانشگاه به نام ایشان می ساختند که هم به مردم فایده بود و هم برای خودشان و هم برای نام اقای ربانی بیشتر زیبنده می بود. باالاخره با صدها ملیون دالر که اینها دارند این کار مشکل هم نیست. اما با همه ای اینها، به نظر من نباید خیلی این مساله را بزرگ کرد.

  • دوست عزيز غير از تو هين ديگر كا ر ند اريد از صبح تا شب در اين سا يت فقط تو هين
    به أشخا ص مقدسات وبس نفر ين بر شماه سك شو ي ها خود سا زي قبل جا مه سأزي
    است انسان قبل در باره. جا معه فكر نما يد و بد هاي جا معه را انتقا د نما يد بسو ي اصلا ح خود
    بيشتر فكر كند وا ين انتقا دات را نخست متو جه خود بسا زد از اين انتقا دات كر ده
    دست بهم دا دن با يكد يگر جا معه بسا زند كه برا ي همه. رحمت با شند زير ا پيا مبر اسلا م
    با لمؤمن منين رؤوف رحيم بود را در زبا ن عر بي دور نمو دن بدي ها را گو يند ور حمت
    جلب نيكي ها ر ا بيان ميد ا رد و به عبا ره ديگر رحمت جلب منفعت ورأ فت دفع مضرب
    ميبا شد در جا معه اسلا مي هر فرد اين جا معه دارا ي اين دو صفت اصلي ميبا شند
    اين صفت. ميتو انند كه جا معه بسا زند كه أسو ه الگو آن رسو ل. اكرم صلي. الله عليه
    وسلم با شد أنسا ن عا قل هر گيز با هيچكس كلام زشت نميگو يد شما ه مر دم شريف
    با سواد روشن فيكير زنده. ومرده را. تو هين ميكنيد همين است وطني ما روز بروز
    فقير وضعيف تر ميشود

  • بالای دروازه تشناب دانشگاه نوشته بود :
    « تشناب شهید برهان الدین ربانی »

    • قبل ازهمه پیامگزار محترمیکه بنام بهمن پیام گذاشته اند این پیامگزار من نیستم که درآینده ایشان بانام ونشان خودشان باید پیام بگذارند.
      دوم اینکه تا اندازه ای حرفهای مرا جناب رضا فخری نوشته است وبا بخشی ازنظریات شان موافق می باشم.
      سوم اینکه آقای بشرمل خود اعتراف نموده اند که درین نامگذاری تاجیکها همه دریک صف قرار گرفته اند وتاجیکهای که با این نامگذاری مخالف اند یا اندک هستند ویا هم اثر گذار نیستند.
      البته این اعتراف خوبی است مبنی براینکه درافغانستان همانطوریکه تا کنون درطول دوصد وشصت سال یک قوم زور گفته وتمام جاده ها کوچه وپس کوچه ها را حتی بنام مرغهای خانهء شان نامگذاری کرده بعدازین ملیتهای دیگر نیز میدانند که هویت ملیتی یعنی چه وشخصیتهای تاریخی یعنی کی؟
      این نویسنده گفته است که به محمد ولی خان دروازی احترام دارد؟ ونام وی را شاولی خان نوشته است من ندانستم که هدف وی شاولی خان هنرمند پسر محمدولی خان دروازی بود که چندسال قبل پدرود حیات گفت ویا هم شخص محمد ولی خان دروازی که درزمان سفرشاه امان الله کفیل پادشاهی بودکه بعدا توسط نادر غدار به شهادت رسید.
      ولی بهرحال هرکی بوده باشد این را نیز خدمت ایشان باید عرض کنم که حتی همان شخصیتها نیز امروز مورد قبول وتائید پشتونها قرار تندارد. اگر باور ندارید نوشته های آقای سیستانی را هم درمورد غبار وهم درمورد محمد ولی خان دروازی بخوانند.
      درخاتمه میخواهم بگویم که این غایله هرچند توسط کرزی بخاطر ایجاد شرارت ونفاق راه اندازی شده ولی عمق بییداری تاجیکها را نشان میدهد که آیندهء خیلی امیدبخش را نوید میدهد. برخلاف نظر نویسنده باید عرض کنم بعدازین: مزاری مساوی به تمام هزاره ها؛ جنرال دوستم مساوی به تمام ازبیکها وشهید مسعود وربانی مساوی به تمام تاجیکها می باشند چه بخواهید ویا نخواهید تا وقتیکه زورگویی ملیت حاکم دوام داشته باشد همچو واکنش های منطقی طبیعی به نظر میرسد.
      با احترام
      پرویز بهمن

    • بهمن بدل در دوم بيش رويت و در كلاه خان كل هم بنويس كه مربوط فلانى است.تشناب را جه ميكنى دهنت تشناب است.دقاطر زويه

  • مقاله عاری ازتعصب وکینه ومنطقی نوشته شده است ,اول اینکه دراین شرایط نا جور وناارام نباید نام گذاری هاراکه نه به درد بخوراند ونه ضروری روی دست گرفت ,دوم اینکه اگر نیاز خیلی مبرم به نام گذاری نهاد ونقطه ای احساس شد بگذارید ازاشخاص تاریخی ,فرهنگی ,وازآدم های گزینش شوند که درقضایای چنددهه اخیرنه مستقیم ونه غیرمستقیم دخالت نداشته اندد.درکشوریکه نه امنیت دارد,نه اقتصاددارد,نه دولت ونهادهای دولتی درست سروسامان یافته است ,اکثریت مطلق جمعیت فعال ان درگرداب بیکاری غرق اند ,مکاتب واموزشگاهای ان دردشت برهنه,زیرسایه یک درخت ,ویاکناریک دیوارنیمه ویران روی خاک ویاهم بوریای فرسوده وشاریده دایرمگردد,جای شرم است روی اینکه نام ونشان کی بردرودیوار این ویاان نهاد چسبانیده شود یخن هم رابیگریم.
    وازسوی دیگر این برادران جهادی!!! تادیروز همه اقدامات وکنش های شان که فی سبیل الله !!!بودچه شد که امروز جنون زده به چوکی ومقام ,ساختن قصرها ومارکیت ها,قبضه نمودن زمین های مردم ودولت وهزاران اموردنیای فانی ونابکار!!! غرق شده اند؟؟؟
    شاید روزی ملت بگوید (روزی که ملت بخودآید):شمابرادران جهادی !!! عجب فریب مان دادید!!!؟؟؟

  • بهترین راه اینست که دوصندوق بگذارند. موافق ومخالف. من دریکی ازدموکرات ترین کشورهای دنیا زنده گی می کنم. دراینجا مشکل تغییراسم جاده ومکتب مشکل هرروزه است. هر روز عده یی با پلاکارت ها به مخالفت یا موافقت با نامگذاری یک جاده یا مکتبی می برآیند. درچنین وضعی مدتی برای هردوطرف برای تشریح نظرات شان تعیین می گردد وبعد نوبت به رایگیری می رسد. نتیجۀ رایگیری را همه احترام می گذارند وموضوع خاتمه می یابد.

    • در هر جا راى كيرى شود.تمام نامهاى كه از 300 سال به اين سو كزاشته شده تك قومى و تسلط فاشيستى و تحميلى ميباشد.نام فغانستان يك نام است كه تنها بيك قوم متعلق است و اين يك نام جعلى است اكثريت مطلق انرا نميخواهند.افغانملتى ها تحمل نخبه كان غير بشتون را ندارند واين در حالست كه ما اقوام غير بشتون جه جنايات و جقدر خاين, جابر ,ظالم سود خور,قرانخور,غدار, زن فروش قوم بشتون را تحمل كرده ايم.ونامهاى كثيف انها همه روزه ما را و روان ما را ازار ميدهد.
      مرك بر فاشيستان قبيله.
      زنده باد وحدت اقوام برادر در تحت رهبرى احمدضيا مسعود,دوستم و محقق قهرمان.

    • رای گیری در افغانستان؟؟ از او کرده پای پیاده امریکا رفتن آسان است.

    • شما بسیار راه حل منطقی ودموکراتیک را پیشنهاد نموده اید .

  • نا عظیم پشتونمل
    اینکه تو متعصب بیمار , حق خواهی دگرانرا تعصب میخوانی , تو یک کودن هستی ویا قضاوت اوغانی میکنی مردم تاجک دعوا نکرده اند که باید بنام استاد ربانی نامگذاری شود همچنان که در گذاشتن نامها و حتی تغیر نامها از فارسی به اوغانی به خاطر (وحدت ملی و منافع ملی = حاکمیت اوغان و منافع اوغان) اعترض نکردند چند وقت قبل فاروق وردک فاشیست جاسوس پاکستان خودسرانه نام لیسهء بی بی مهرو را به نام ننگین قیوم وردک نادان به کدام اساس و صلاحیت تغیر داد ایا وزیر معارف این صلاحیت را دارد ؟ در انوقت متعلمین اعتراض کردند اما نتنها کسی نشنوید حتا انعکاس هم نیافت , چرا دهن مردارت گنگ شده از که آن چیزی نمیگویی چرا از راکت پرانی پدرت غل بیدین حکمت غار که قاتل اصلی مردم کابل و اوغانستان است چشمت را کور میکنی شما اوغانها بیحد و اندازه بی حیا ودیده درای هستید .
    تو خود , دگران را دعوت به همزیستی بدون تعصب میکنی اما تو و قبیله یی هایت سراپا تعصب واز برتری خواهی قومپرستی و حاکمیت خواهی میکفید , نوشته گنده و تهوع آورت سرا پا تعصب وشیطنت است . اینکه مردم آمریکا و افریقای جنوبی از دشمنی قومی فارغ و به مثابهء یک ملت واحد در کشور های شان زنده گی میکنند , بخاطرآنست که انها مانند اوغانها فطرت و خصلت نداشته و قضاوت اوغانی نمیکنند و حقوق دگران را هم احترام میگذارند .
    تازمانیکه غدهء سرطان اوغانی از پیکر کشور ما بریده نشود هیچگاهی عدالت وزنده گی مسالمت آمیز در کشور ما تامین نمیگردد

  • شما هزاره ها با عبدالرحمن خان و نادر خان كه ميخواستند نسل شما را نابود كنند مشكل نداريد اما با رباني و مسعود مشكل شما ختم نميشود

    • تاجیق جان طالب فرشته های صلح ربانی بود یا هزاره؟

    • اصلا اين همان با كستانى طالب تبار است كه از نام تاجيك به هزاره توهين ميكند و خودش هم جواب ميدهد برادران هوشيار باشيد كه دربين اين بيام كزاران تفرقه انداز ها هم است.هر كسيكه از نام اقوام غير بشتون به قوم ويا رهبرديكر توهين كند و يا هزيان بكويد بدانيد او خاين و زن با كستانى و از قبيله مزخرف است.

  • تعجب آور است که قبیله اندیشان هیچگاه از ترشی دوغ خود یاد نمیکنند؛ درهمین زمان کوتاه شفاخانه چهارصد بستر کابل را بنام داود دیوانه تبدل نکردند؟ وبهترین تپه را برای استخوانهای که معلوم نیست از کیها هستند ، اختصاص ندادند؟ جاده قلب کابل را بنام نادر غدار مسمی نکرده اند؟ چندین مکتب را بنامهای خوشحال ختک ورحمان صوفی پاکستانی نامگزاری نکرده اند؟ در قلب کابل ده اوغنان نساخته اند که درهیچ دنیا رواج نیست که نام کشور افغانستان باشد ودر پایتخت آن ده اوغانان هم وجود داشته باشد ، قضاوت نمایید که در آن زمان این نام جعلی وتوهین آمیز بر سرزمین خورشید گذاشته نشده بود. لیسه های گوناگون بنامهای اوغان زاده ها در کابل از امانیه گرفته تا حبیبیه نامگزاری نشده است؟ ملالی ژیژنتون که نه معنی اش را کسی میداند ونه آشنای با این زبان مردم کابل دارند گذاشته نشده است؟ وزیر اکبر که دو روز وزیر پدر خود بوده دهها جای بنامش وجود ندارد؟ صدها مثال دیگر هم است برای گفتن ولی مختصر ساختم. حالا یک دانشگاه بنام یکنفر استاد وپروفیسور فارغ شده از دانشگاه ازهر که در زمان فاطمیان اساس گذاری شده است ومدت پنجاه سال عمر خویش را درمبارزه سپری کرده ورنجهای فراوان روزگار تلخ را دیده وبالاخره بت قبیله را با توانیکه داشت به زمین زد وشکستاند ومردم را باورمند ساخت که منبعد همه شهروندان این سرزمین میتوانند شریک قدرت شوند وزمامدار ویا رهبر کشورشان باشند واین امتیاز دیگر از وثیقه تکه داران قدرت قبیلوی با توان که سایر اقوام در دوره جهاد از خود نشان دادند واکثریت هم هستند ، بیرون شده ودیگر قبیله سالاران نمیتوانند یکه تازی نمایند وحق تلفی! با تسف باید گفت که فرزندان رنجور هزاره را دراین دانشگاه فریب داده اند ودنباله رو اوغان ملتیها وراوای های مزدور پاکستان وگلبدینیهای متعصب ، قرار داده اند وبا همزبانان خویش عقده مندانه برخورد میکنند واز متحد تاریخی خویش فرار دارند ودر پهلوی دشمن تاریخی خویش به همدردی که از کندن کله روباه گرگ پند گرفت ولی ساده انگارهای ما پند نمیگیرند واز نامردی این اب زیرکاه بی خبرند! قبیله گرایان ستیز با زبان شما دارند واز واژه دانش بدشان می آید ونمیگذارند که در پهلوی نام پوهنتون پشتو دانشگاه زبان پارسی که تو هموطن هزاره از مادر وپدر با همین زبان تولد شده ای وبازهم فریب کسانی را داری میخوری که در خون شما بخاطر مذهب وقوم ودرایت ودانش شما تشنه اند واز رشد ودانش هزاره ها ترس دارند، دنیا از وحشت تروریست های اوغان وجهالت فرزندان احمد خان ترس دارد واینها از دانش هزاره ، تاجیک وازبیک ! بازهم برو بانیرنگ اسماعیل یونها یکجا شود! اگر این قبیله گرایان امروز تاجیک را شکست دادند ، خوب بدان ودر یادت نگهدار که دیگران را با آسانترین طریقه میتوانند مانند گذشته به نیستی بکشانند وبه بهانه باور ومذهب میتوانند نا مسلمان گفته پلان نیستی همشهریان بیچاره مارا بکشند ومانند تبار خون آشامشان دست به قتلهای عام بزنند ویا طالبان را بهر شکل که شود به صحنه بیاورند تا تصفیه قومی ونژادی را روی دست گیرند. سادگی هم سرحدی دارد وهرکس که فرهنگ وزبانش را فدای سادگی ونادانی کند، زودتر از همه نابود خواهد گردید. امروز مسله تنها نام ربانی ویا احمد ومحمود نیست ، بلکه مسله بزرگتر از این است وپشتونهای تند رو وقبیله اندیش این را میدانند که دیگران بیدار شده اند ودیگر نیرنگهای گذشته قابل تطبیق نیست وبا ترور شخصیتها میخواهند میدان را خالی گردانند واهداف شومشان را بکرسی بنشانند. امید است که عمق مسایل را نگاه بدارید نه سطح عموامفریبانه آنها را. کامگار باشید.

    • محصلين غير بشتون تهديد ميشوند كه ناكام خواهند شد اكر جينين كارى را به طر فدارى قبيله نكنند.درانجا معلمن قبيله حكمفرماست.خير جوان است اكر ناكام كشيده شود ,زندكى ان شاكرد تباه ميشود. كسى هم برسان نميكند. قبيله به شكل يك كله حيوان با هم يكجا و متحدانه در نا كامى افراد كه خوش شان نيايد عمل ميكنند. من شخصا خودم با اين قضيه بر خوردم و از قبيله و از بشتون نفرت دارم.

    • حال اگر نام کدام تعمیر را بنام این بادپکه گک احمق بکنند کدام فایده ندارد. ربانی یک اخوانی بی عقل و هم کاسه گلبدین حکمتغار و سیاف وهابی و نوکر سابقه ای اس ای پاکستان است. بیچاره بسیار زیاد از مردن میترسید. در وقتی که گلبدین کابل را راکت میزد، ربانی از ترس به شکردره میرفت و در پسخانه انور دنگر پت میشد. مردم بیچاره کابل زیر راکت های کور راکتیار کشته و زخمی میدادند. و این بادپکه ری هم نمیزد. و از خاطری که کدام کس دیگر در چوکی اش در ارک ننشیند، چوکی رئیس جمهور را هم با خود میبرد. خوب اگر محصلین ناراضی هستند کدام چاره نیست و اما اگر کرزی دلش است که نام کدام ساختمان را بنام ربانی بگذارد، نام همین اطاقهایی را در شکر دره که ربانی در آن پنهان میشد بنام ربانی گک لوده و بادپکه بگذارند . اما تشناب های پارک هنوز کدام نام ندارد. این تشنابهای پارک را به پاس خدمات شایسته و نجات مردم و انقلاب کبیر ثور بنام رفیق کارغل بگذارند.در بالای دروازه اش نوشته شود که بیت الخلای شهید گلگون کفن کارغل، شهید صلح و رفع حاجت.

  • انسان با شعور میداند طالبان وکسانی که به آدم کشی ترور وحشت وانتهار انسان های بی گناه وشخسیت ها میپردازد جنایت کار جنگی گفته میشود یا کسانیکه بخاطر صلح و آرامی خلق الله جانهایشان را از دست می دهند گفته میشوند آیا اینها فرا موش کرده اند بابه مزاری کیها به شهادت رساندن با صد حیله نیرنگ که گو یا با بابه مزاری صلح میکنیم دست وپایش را بستند و ایشان ره از هوا توسط هلیکوپر به زمین انداختن به شهات رسید وهمین استاد رباانی شهید را با همین صرف بخاطریکه راه صلح را در پیش گرفته بود به شهادتش رساندن او مردم بیدار شوید تا بکی دنبال قبیله سالاران جنایت کار قبیلوی ها میروید آزموده را آزمودن خطاست

  • انسان با شعور میداند طالبان وکسانی که به آدم کشی ترور وحشت وانتهار انسان های بی گناه وشخسیت ها میپردازد جنایت کار جنگی گفته میشود یا کسانیکه بخاطر صلح و آرامی خلق الله جانهایشان را از دست می دهند گفته میشوند آیا اینها فرا موش کرده اند بابه مزاری را کیها به شهادت رساندن با صد حیله نیرنگ که گو یا با بابه مزاری صلح میکنیم دست وپایش را بستند و ایشان ره از هوا توسط هلیکوپر به زمین انداختن و به شهات رسید وهمچنان استاد رباانی شهید را با به شکل دگر ترورش کردند صرف بخاطریکه راه صلح را در پیش گرفته بود به شهادتش رساندن او مردم بیدار شوید تا بکی دنبال قبیله سالاران جنایت کار قبیلوی ها میروید آزموده را آزمودن خطاست...

  • جناب بشر مل! آن امریکایی ها که پس از جنگ ها به ملت رسیدند و اوبامای سیاه پوست به ریاست جمهوری رسید و آن جامعه و مردمش با این مردم اوغانستان به خصوص اوغان های قوم و تبار تو فرق دارند. این اوغانهای تو هنوز در توحش به سر میبرند. سر بریدن ، انتحار کردن و خود کفاندن خود را پشتونوالی و غیرت اوغانی تعریف میکنند. وقتی در میان اوغان برادرش بمیرد، زن او به عنوان ملکیت، میراث آن خانواده است. یعنی دقت کن که این اوغانی گری و پشتونوالی به انسانی بنام زن ارزش انسانی قایل نیست. فرهنگ اوغانی تبار اوغانی تو فرهنگ ضد بشری است. با علم و دانش دشمنی دارد. مگر نمی بینی که او غان های تو در ولایات پشتون نشین زنان باسواد خود را می کشند. تعلیم و تربیه دختران را بی غیرتی میدانند. ضد انسان، ضد حقوق بشر، ضد مدنیت، ضد پیشرفت هستند. تمام جنگ های ضد دولت و قانون و زندگی عصری در این یک قرن از سوی پشتونها رخ داد. آنها بر ضد امان الله شاه قیام کردند . او را تکفیر کردند و بر ضد او شوریدند. اگرچه حبیب الله کلکانی نسبت نزدیکی به کابل قدرت را گرفت اما شورش اول بر ضد مدنیت و تحول امان الله خان از سوی جامعه پشتون های تو بود. همین پشتون های تو بعداً اول بار بر ضد حکومت خلق و پرچم که حکومت مدرن بر مبنای مارکسیزم – لنینیزم بود جنگ را آغاز کردند. حالا هم همین اوغانها در محیط جغرافیایی اوغانی بر ضد حکومت فعلی می جنگند تا هر چه مدنیت و نشان های آن در افغانستان است از بین ببرند و بجای آن وحشت اوغانی طالبی را حاکم کنند. بجای آن، ملا عمر حاکم شود که یا افکار و اندیشه هایش چیزی بیشتر از یک حیوان متعفن و کثیف نیست.
    حالا تو جناب بشر مل توصیه میکنی که تاجک ها تعصب نکنند و ما جامعه شهروندی بسازیم و برویم به طرف ساختن جامعه شهر وندی. اما خودت بگو که آیا این قوم و قبیله ی وحشی پشتونی تو این اوغانستان را خواهند گذاشت که جامعه شهروندی بسازند؟ این جامعه اوغانی را تو با جامعه اروپا و امریکا مقایسه می کنی؟ عجب آدم نادان و بی عقل هستی؟

  • فقط این چند تای را که معلم عطا و عبدالله عبدالله و برادران مسعود پیش انداخته اند یاد دارند که غو غو کنند و به نام پشتون همه کس را دشنام بدهند و برای هرکسی از در دشمنی داخل شوند. اینها همین قسم تربیه شدند. این ها به خاطر منافع خود نه پدر خود را میشناسند نه مادر خود را. من یک تاجیکم اما گاهی ادعا نخواهم کرد که پوهنتونی را به نام گلبدین ربانی سیاف ملاعمر و یا مسعود بگذارند. این ها همه جنایتکار بوده اند.

  • اولا راستی تا یادم نرود ، بر پدر هر چه وطنفروش است لعنت ، هزار لعنت و نفرین به خانان دو سره ، دو پشت و دو روی ، که همچون نان تاوه گی ، پشت و رو ندارند . لعنت خدا و نفرین زمین به خاکی شاه مداری های پاکستانی و جمبوره های شان علی القاعده . شیطان الفقها فقیه الشیاطین ..
    به خدا قسم می خورم که همین پدر لعنت ملای بدخشی وطن فروش ، زمان طالبان در ماسکو آمد برای کمک ، با کریه ترین چهره های حیوانات باغ وحش همچون فهیم قسیم ، عبدالله نوکر خدا و چند کس و کرباس دگر ....
    هژده میلیون دالر ، چند صد چاین تانک BMP و بیست و سه هزار RPG7 و...
    اسپا سیبا ، تواریش ... اسپاسیبه
    در گور پدرش شاش کند سگ .
    تمام برنج « آهوبره » پاکستانی به چهار قاره دنیا صادر می شود . تمام سرمایه از همین ملای ملعون بدخشی است . همه اعلانات برنج به عناوین « دربار » و .. همه در انحصار همین مرتیکه خبیث است ، که خدایش نیامرزاد .
    بچه ها ، بالای دروازه تشناب های دانشگاه نوشته اند :
    « کناراب شهید برهان الدین ربانی »
    آری ، در مزبله یادی ...

  • سلام به تمام خوانندگان كابل پرس وجناب بشرمل
    مقاله زيباي نويشته اي
    اين تاجكان جنايت كار وجيره خور ايران تاروزقيامت هم انسان نميشود هميشه سگ باقي خواهد ماند اين رباني جنايت كار وجهنمي هرچه جنايت كه ازدستش امد انجام داد وحتي مدت چند سال چوكي ره ودروازه كونش چسپ ايلفي زده بود تا جنايات بيشتر باهمكاري مسعود خر وبز وگوش بريده بالاي مردم افغانستان انجام بدهد اين جا واقعا كشوريست كه ازكثيف ترين ادم ها بنانم قهرمان ملي ياد ميكنند ونام دانشگاه رابنام شيطان ميكند واقعا دم كرزي گرم كه اين سك را مسخره كرد وبعد چند روز يا چندماه نام قديمي اش را همان تعليم وتربيه برميگردانند تاجك ها اين قدر رباني رباني كرد وخودشان اقرار كرد كه چقدر ادم پستي بوده
    جايش قعر جهنم است
    نامش ازتاريخ روزگارپاك خواهد شد
    رباني زنده است دربيابان ها سرگردان ميگردد
    زمين درقبر جايش نداده است

  • اقای بهزاد برادر . در افغانستان قوم گرایی ریشه تاریخی و بنیادی دارد . چرا در طول تاریخ هزاره ازبیک ازبدنه دولت بکلی فاصله داشت و تاجیک در حد بسیار کم بعض پست های خیلی فرعی را دارا بود . بخاطر که هزاره بودن ازبیک بودن درنوع خودش جرم پنداشته میشد از طرف دید گاه حاکمه وقت و حالا . این قوم گرای مختص از طرف یک طرف برادران ما که خودرا تول واگ میگوید بود . امروز دیگران قوم گرایی اینها را نقد میکند نقد نمودن با قوم گرای خیلی فرق میکند ..

  • او زال او لوده او پدر لعنت او بی شرف چرا از نام یک قوم فارسی زبان بر علیه یک قوم فارسی زبان دیگر استفاده می کنی؟ عجب روزی رسیده است که شما قبیله پرستان ملعون محتاج حمایت اقوام غیر پشتون شدید. مگرم به لحاظ خدا، دست از فتنه بکشید. به فکر ارامش وطن باشید. به فکر ساختن وطن باشید. برای وطن ابرو نماندید. برای وطن حثیت نماندید.
    من بالا ربانی و هر رهبر مجاهد و غیر مجاهد دیگر انتقادهای کلان دارم. مگر نام کردن یک دانشگاه به نام ایشان را انقدر بزرگ نمی دانم که به خاطرش غوغا به راه انداخته اید. در شرایط فعلی حرفهای مهم تر مطرح است. طالب در هر سو مردم عادی را قتل می کند. پای بیگانه و مخصوصا پاکستان را به کشور کشانده است. در مناطق بسیار وحشت و توحش بر پا کرده است. در تمام جهان مردم افغانستان را به نام وحشی و درنده معرفی می کند.
    فعلا فرصت این حرفها نیست. همان طالب بیاید صلح کند و مثل ادم در کنار هموطنانش زندگی کند باور کنید من می گویم که ان وقت دولت برود قصر دارالامان را به نام ملاعمر بکند. ربانی هر چه کرد اما در اخر از قدرت کنار رفت و حد اقل حداقل چند صباحی برای صلح تلاش کرد و برای طالب وحشی عذرها کرد که دست از جنگ بکشند. همین اش کافی است که یک جایی را به نامش کنند.
    تلاشهای تو احمق بسیار بیهوده است. ارزوی دشمنی میان فارسی زبانها را به گور می بری. یک وقتی یک اشتباه هر دو طرف کردند و برای هر دو طرف عبرت شد که در ان جا هم شماها نقش هیزم کش را داشتید چونکه تاج و تخت قبیلوی تان را در خطر می دیدید.
    به نظر من در مقابل وحشی هایی مثل طالبان باید مظاهر کنید که هر روز چوب را در ک و ن ناموس خود می زنند و بعد فیلمش را در یوتیوب می مانند که جهان تماشا کند. یک زن از قوم خود را یک ماه در قرارگاه تروریستان مورد تجاوزهای دسته جمعی قرار می دهند و بعد در اخر به خاطر اختلاف ان زن بدبخت را در ملا عام تیر باران می کنند. ایا این کارها را برای انسان جایز می دانید؟
    شرم کن. به جای فحش نویسی از زبان این و ان قوم بر علیه یک قوم همزبانش برو یک گوشه ای از اقیانوس جهالت مردمت را کم کن. برو یک کاری خیری برای مردمت انجام بده. دیگران ان قدر هوشیار شده اند که به خاطر تاج و تخت قبیله به سر و روی همدیگر نزنند و به سر و روی همدیگر زده فرصت را برای توحش و جنایت قبیله اماده کنند.

  • من خودم به حیث یک هزاره از دانشجویان هزاره می خواهم که فریب این بازیهای سیاسی را نخورند و درس خود را بخوانند و به تظاهرات هایی که توسط قبله گراها رهبری می شوند اشتراک نکنند.
    اگر واقعا انهایی که تظاهرات می کنند قصد خیری دارند اول لطف کنند حملات طالبان بر مسافرین هزاره در مسیر خانه های شان را محکوم کنند. حملا انتحاری را محکوم کنند. محرومیت تحمیل شده بر دایکندی را محکوم کنند که هنوز یک متر سرک پخته ندارد. حملات کوچیها بر ده نشینان در هزاره جات را محکوم کنند. ممنوعیت استفاده از کلمات فارسی توسط فارسی زبانها را محکوم کنند. قوم گرایی افراطی و بی حد افغان ملتی ها را محکوم کنند. ان وقت ما می فهمیم که ایها خیرخواه هستند. در غیر ان صورت باید این طور تصور شود که اینها بنابر برتری طلبی قبیلوی نمی خواهند که چیزی و جایی به نام یک غیرپشتون باشد. نامهای پشتون را برده اند در شمال کشور، در غرب کشور و در مناطق فارسی و ازبک زبان به جای نام اصلی محلی شان مانده اند. چرا اینها بر علیه این ظلم ها تظاهرات نمی کنند؟؟
    مگر نام سبزوار در هرات را به شندند تبدیل نکردند؟ مگر نام قره تپه را به تور غندی تبدیل نکردند؟ مگر قرار است که در ممکلت ما همه چیز به نام یک قوم و قبیله باشد؟ مگر دیگران از این سرزمین نیستند؟ ایا غبار حق ندارد که یک جایی به نامش باشد؟ ایا کاتب هزاره حق ندارد که یک جایی به نامش باشد؟ تپه ای نادر خان، جاده ای نادر پشتون، میدان پشتونستان، پشتنی تجارتی بانک، مکتب امانی، مکتب نادرخان، قصر دارالامان، جاده ای میوند، و هزاران جا و مکان دیگر. چرا یک سرک به نام بدخشان، بامیان، شبرغان، پنجشیر، دایکندی نداریم؟ پکتیا که بسیار کوچک است لوی پکتیا می شود اما بدخشان با وسعت عظیم و یک ملیون جمعیت هیچ وقت لوی بدخشان نمی شود. مگر در ننگرهار به نام داود سرتمبه، یک شهرک نیست؟ مگر میراث داود برای افغانستان چه بود؟
    حالا، هر چه می کنند بکنند اما ما نباید فریب بخوریم و برای منافع قبیلوی دیگران مورد استفاده قرار بگیریم. ما همیشه اولین قربانیان حاکمیت تک قومی بوده ایم و باور کنید که در اینده هم حاکمیت تک قومی و قبیله گرا، شما را به عنوان اولین قربانی ها به بدترین شکل مورد تبعیض قرار خواهند داد. از گذشته باید عبرت گرفت و نباید فریب خورد و ناخواسته به نفع قبیله گرایی و حاکمیت تک قوم دوندگی کرد. کارهای ما نباید تیغ طالب را تیزتر کند.

  • دوستان عزیز مطلب تحت عنوان " ربانی را بشناسید" بزودی خدمت شما دوستان بدست نشر سپرده خواهد شد!

  • ربانی یا همان تاجیک تاجیک پرست تاجیک سالار که بعد از دوران جهاد سالهای سال چوکی ره ده کون خود بسته کده بود به گوشه گوشه ای وطن از دست مجاهدین فرار می کرد ارزش نوشتن در باره او ندارد

  • من با نظر هموطن عزیزم محترم بشرمل جداٌ موافقم ، این بی تفاوتی ها و سطحی نگری ها و خموشی ها در قبال چنین اعمال قصدی و عمدی و شرارت بر انگیز شخص اول مملکت گناه نا بخشودنی است و باعث ترویج یک رسم ناروا میگردد، محصلین بپا بر خاسته و قیام کننده در برابر بلند نمودن صدای حق و مشروع شان باید از پشتیبانی سرتاسری مخصوصاٌ وسایل اطلاعاتی برخوردار باشند تا این رسم منحوس درهم شکسته و رئیس جمهور مطابق میل و خواست خود به افتخارات ملی با همچو نام گذاری های نا عاقبت اندیشانه چنین بی باکانه بازی نکند.
    چنین مؤسسۀ عالی علمی را بنام برهان الدین ربانی مسمی ساختن خطا نی، گناه نی، جفا نی، بلکه جنایت است، ننگ تأریخ است. و برای من و اکثریت دیگر دلیل این کار روشن نیست، لطفاٌ بمن بگویید که مرحومی در طول حیات خود برای منافع ملی افغانستان و مردمش چه خدمت بزرگ کرده اند که سزاوار چنین تقدیس و تکریم اند، اینکه ربانی تاجک است پشتون است هزاره و یا ازبک بنام خدا که مطرح نیست لعنت به کسی که قلم بردارد و روی منافع ملی کشورش بنویسد ولی در دل و دماغ تعصبات قومی جا دهد، نی خدایم آگاه است که چنین نیست. در صباوت برهان الدین ربانی شخص مجهول الهویه بوده ولی از زمان ریاست تنظیمیه که نامش تُتُق کرد تا ریاست جمهوری برای وحدت ملی افغانستان چه کرد؟ او یک ستمی قوم گرای تاجک پرست بوده با دیگر اقوام در خصومت قرار داشته و مخصوصاٌ بروی اسناد، شواهد و قرائن دشمن علنی پشتون ها بود. در ریاست جمهوری امر کرد که سپاهش از وجود پشتون پاک شود و مسافرین پشتون که از بی امنیتی کابل مثل دیگران به شمال فرار میکردند از موتر پائین انداخته می شدند و تحمل شنیدن یک حرف پشتو را نداشت و تا توانست هزاره کشی کرد، در پس درب های بسته با روسها طرح تجزیۀ وطن ریخت و به احمد شاه مسعود گفت این موقفی است که چانس یاری کرده تاجک رئیس جمهور و تاجک وزیر دفاع نباید دیگران را درین قلمرو راه باشد، اولاد وطن کدام تعلیم و تربیه را از این پروفیسور بیاموزند چگونه نام پوهنتون تعلیم و تربیه بنام چنین شخصی می گذارید. لطفاٌ نقش و دست آورد استاد را در صلح جویی و صلح خواهی در ریاست شورای عالی صلح برایم توضیح بدهید. پس دلیل چیست؟ تنها شهادتش توسط توطئه دوستانش و گماشتۀ طالبان چنین امتیازی را برای جناب شان اعطا فرموده، در جالیکه در ولایات قندهار، ارزگان، خوست، پکتیا، پکتیکا، کنر، نورستان، لغمان و ننگرهار به هزاران عالم، دانشمند، ملا، مولوی و کلان شوندگان صاحب رسوخ قومی بدست طالبان نابکار و مزدور کشته شده اند و کرزی صاحب کدام مسجد و یا مکتب را بنام شان مسمی ساخته.
    کار های کرزی صاحب را دانستن و به کنه آن پی بردن دانش خاص می خواهد و راستی کار ساده نیست مخصوصاٌ که از پسر مرحومی خواهش نمود که با محصلین معترض صحبت کند و راه حل را سراغ فرمایند، این خود نشانۀ فراست و درایت زمامدار مدبر است، شمارا بسر هر که دوست دارید قسم که کدام عقل و منطق حکم می کند که یک خلف صالح حاضر به فسخ افتخار بزرگ جد مبارک خود است، این نوع تدابیر حتی در کتب دارالحکمۀ بغداد هم تذکر نرفته.
    خموشی و بی تفاوتی نه تنها صواب نیست بلکه جرم است، صدا ها را قوی و رسا بلند کنید.
    صدای ما و شما دور افتادگان بی اثر نیست

  • سلام به همه
    جای بس تاَسف است که کسانیکه پوهنتون کابل را سوختاندند و به تعبیری بادودش در هوا نوشتند" نصرالمن الله و الفتخ القریب" و تمام وسایل و مواد درسی آنرا به یغما بردند، اموروز بخشی از همان پوهنتون به نام آنها مسمی شود.
    کرزی و امریکا از ابتدا به منظور تطبیق پلان های دراز مدت امریکا بر بی رحم ترین و جانی ترین عناصر منجمله برهان الدین ربانی تکیه کرد. ازین نظام هیچ بعید نیست که فردا پوهنتون پلی تخنیک را بنام مزاری و تاق ظفر پغمان را به نام تاق سیاف، وفردا هم پوهنتون ننگر هار را بنام گلبدین، و تخت رستم را بنام تخت دوستم ...نام گذاری کند. ولی قسمی که دیده میشود خواست برحق محصلان پوهنتون از پشتیبانی وسیع نیروهای عدالت خواه و دیموکرات بر خوردار نیست. این به معنی ناحق بودن خواست محصلین نیست، بلکه از بی تفاوتی عدالت خواهان است. در هیچ یک از سایت ها ورسانه ها قسمیکه لازم است بر حقانیت خواست محصلین پافشاری نشد.تلویزین های که از خارج نشرات دارند هم به دفاع از خواست محصلین کدام برنامه نداشتند. حتی خانم نا ترس و عدالت خواه سجیه کامرانی نیز در برنامه خود درهمان روزی که محصلین دروازه های پارلمان را بستند، فکر میکنم در همان روز یکی از به اصطلاح وکیلان رابه نام بکتاش تلفونی با خود داشت. از هرچیزی پرسید به جز خواست محصلین و بستن دروازه پارلمان توسط آنها.لازم بود از وی پرسیده میشد که بکتاش خان درهمین روز جناب شما در کجا تشریف داشتید و چه اجرائات کردیدو یا شما هم مانند فوزیه کوفی و خواصی امر حمله بر محصلین را دادید.
    به نظر من محصلین نه باید تنها گذاشته شوند. تمام عدالت خواهان در خارح کمپاین وسیعی را در رسانه آغاز نمایند و در داخل در کنار محصلین قرار گیرند. تا باشد که محصلین هم خودرا تنها احساس نکنند و مستبدین هم بدانند که درین ملک ممکن نیست که هر چه دل تان خواست بکنید.
    با عرض حرمت

  • اكتبر 16:31, بوسيله‌ى حبیب قویاش
    اکتر حبیب قویاش: 10سرطان 1391
    اعلامیه شورای همبستگی روشنفکران افغانستانی در کشور بلغاریا در حمایت از اهداف جبهه ملی:
    پیشگفتار: تاریخ کشور،کشور که تحت نام افغانستان را اندکی وکوتاه واجمالی مطالعه وبه بررسی قرار داده وکلیه حوادث ورویداد های تاریخی را چنانچه در شقیقه سفید تاریخ بایگانی یافته و بدون
    کم وکاست به نسل کنونی ؛نسل که در گرداب وتحریف وتقلب تاریخی وهویتی در دو قرن آخیر؛ جان کنی میکند ،انعکاس وانتقال داده وپیشآمد حوادث تلخ ودرد ناکتر را هوشدار داده وبه واکنش ورزم وبزم عاقلانه را که مبتنی بر خواست ونیاز شرایط و تشخیص اهداف وآرمان انسانی ،آرمان وآرزو های که در اثر جنایت پیشه گان درونی وحامیان مناسبت دون ومنحط قبیله ها ؛سال ها است در میان کام وزبان به بیرحمانه ترین شکل کوبیده شده ودر نطفه خفه وخاموش شده است ؛مستلزم میداشته ویکرنگی وبا هم بودن وحرکت انسجام یافته را متن وبستر شعار قرار داده است.
    ما ،اگر در بستر ودرزنای تاریخ دو قرن اخیر کشور "افغانستان " مکث وتآمل کوتاه نمایم ؛آنگاه دیده میشود که ؛دو قرن سکوت ؛دو قرن جهالت ؛دو قرن غارت ،دو قرن بیداد ،دو قرن واپسگرای از لحاظ تمدن وتنکنالوژی ،دو قرن تخریب تمدن باستانی که ،دستآورد رنج وتلاش ملیت های بومی اصیل ،دو قرن تهاجم وتجاوز قبیله هادر سرزمین ومحل مردمان بومی ،دوقرن ترور شخصیت های ملی ومردمی ومبارزین راه عدالت وبرابری از جمله ولی دروازی طاهر بدخشی ،بحرالدین باعث ،استاد بلال تالقانی ،میجید کلکانی ،قهرمان کشور احمد شاه ،جنرال داود تخاری ،استاد ربانی وووإاست.
    در طول وعرض این تاریخ "دو قرن اخیر" کشور از مسیر رشد وتکامل وپیشرفت در همه ابعاد عمدآ باز وعقب نهگداشته شد .
    نام جعلی وتقلبی وقلابی که هیچگونه پیوند به ریشه واصلیت از دیدگاه تاریخ وبافت ملیت های بومی واصیل که شامل اوزبیک ها ،تاجیک ها ،هزاره ها ،تورکمن ها ،نورستانی ها ،قزل باش ها وغیره نداشته ،به این سرزمین باستانی وتمدن زا تحمل شد.
    در سایه شوم نام استعماری و انحصاری "افغانستان " باشند گان بومی این خطه تاریخی چی رنج وشکنجه ها نبود که ،تحمل نکرده باشند. در روال وگسترده این زمان ،تاجیک کاتب ،هزاره جوالی کش ،اوزبیک نفر خدمت ،تورکمن قالین باف ،نورستانی کافر وده ها توهین وتحقیر که ،زبان از گفتن وتکرار شرم میبایست کرد ،عارض روزگار شده واست إ
    در دو قرن" سکوت وسیا هی وظلمت "،قبیله های دو سوی سلیمان کوهی بنابه دید وملحوظات دون بدوی ؛ کشور ومردم را به شرق وغرب جهت تاراج ودستبرد عرضه نموده ودر پیشاپیش نیروهای اشغالگر وبیگانه قرار گرفته وبه چور وچپاول مردمان غیر قبایل پرداخته وعلیه مقاومت گران ضد استعمار در جنب لشکر تجاوز شمشیر آختن ودر جهت نابودی فرهنگ وتمدن این خطه تاریخی بیشرمانه تاختند وپر روشن است که ،زوال فرهنگ وتمدن مساوی به زوال صاحبان تمدن وفرهنگ است که ؛این عمل وسیاست یکی از برنامه های استعمار وحامیان درونی قبیله ها بوده وهنوز که هنوز است این برنامه فرهنگ ستیزی وزبان ستیزی دارد قوام یافته وروز به روز ابعاد گوناگون را به خود مگیرد.
    قبیله ها از درون کاخ ریاست جمهوری واز بیرون طالبان بگونه سیستماتیک وگسترده در جهت تطبیق برنامه فاشیستی سقاوی دومه تلاش ورزیده ودارند جنایت وخیانت های برزگ را در حق دیگران تدارک وعملی سازند ویکی از این جنایت تاریخی همانا ارقام جعلی وهوایی وبدون کوچکترین نورم علمی است که تازه از دانشنامه آریایی انتشار شده ونفوس افغان ها "پشتون" ها را بالا تر از 62 فیصد نشان داده است ؛عجباإإ
    از سوی دیگر تا دیروز سیاست "من " و"ما" ناشی از آبجانی وعدم شناخت وتحلیل از تاریخ خونابه دو قرن سیاهی که در بالا اشاره یافت ، زمینه پیشرفت وتجاوز دشمن مشترک را هموار ساخته وتا سرحدی که بخش های حیاتی در کشور شامل نیروی نظامی ،اقتصادی وسیاسی در انحصار قبیله های مهاجر وتجاوزگر وخراب کار در آمده است.
    بازی های سیاسی در گرداب عدم خودباوری و عدم اعتماد بین "من"و"ما" طی 15 سال اخیر
    یکی از دردناکترین دوران تاریخ است که ،بین رهبران ملیت های محکوم کشور مستولی شده
    پیامد آن عبارت از سقوط کابل به دست قبایل افغان وارتش پاکستان میباشد.
    جنایت قبایل ها "طالبان" در کشور غیر قابل شمار اند واین جا ،ما،نمیخواهیم پیرامون عملکرد این
    وحشیان دوران ماقبل تاریخ اذهان خویش را جریحه دارنموده وتاریخ است که همه کارروایی ها را
    در آرشیف مغز خویش حفظ وبایگانی مینماید ودرسی باشد در مسیر بعد تاریخ إ
    واما ،امروز شرایط وجو سیاسی بعد وبحث دیگری را باخود گرفته است .امروزفاصله یی "من" و"ما"
    در اثر بازپرسی وباز خوانی از تاریخ دوقرن "سکوت" در کشور در پرتو دانش وگذشت بگونه عیاری پیموده شده وعیاران خراسان چون مسلم خراسانی ،ناله را به فریاد تبدیل نموده وآهنگ مقا ومت و مبارزه رادر کوچه ها وپس کوچه ها طنین انداز نموده وبه نیروی انسجام یافته ،با درک رسالت تاریخی در جهت طرد دشمن وطن ومردم عذاب کشیده ورنجور در حرکت میباشند .تا باشد –چنین باداإ
    وحدت وهم پارچگی ،اتحاد ویک رنگی ،حرکت وتلاش مردمان غیر قبایل که در اثر دستور شرایط
    وتاریخ تحت رهبری وقیادات رهبران ملیت های دردمند ودر بند اسارت در چارچوب جبهه ملی ومردمی شکل گیری شده را ؛ما؛نیاز مبرم زمان پنداشته وامیدواریم که ،این ضرورت تاریخ درپرتو دانش وخودگذری به اهداف استراتیژی تبدیل شده ودر قالب این استراتیژی ؛نظام پارلمانی مرکزی ،تشریک همه اوقوام وملیت ها درساختار دولت ،توضیح ثروت به اساس معیار نفوس ولایت ها ،انتخاب والی ها از سوی مردم وتعین سرنوشت مردم برمبنای حقوق مساوی وشهروندی که حق مسلم هر تبعه کشور است ،تحقق ببخشد و، پروگرام واهداف جبهه ملی بازتاب دهنده همچو آرمان واهداف میباشد ،قابل تایید وما به عنوان کتله روشنفکران در جهت تحقق برنامه ملی ومردمی جبهه اماده گی نشان داده واز هیچگونه سعی وتلاش دوش به دوش سایر مقاومت گران دریغ نخواهیم نمود.
    با احترام:
    داکتر حبیب قویاش
    repondre message
    repondre message
    دیدگاه و نظر

  • همراهی کرزی با قاچاقبران افغان؛ عبدالله عبدالله,مارشال فهيم ,احمدولی مسعود, احمد ضياء مسعود و فرشته حضرتی دختر وکيل جان محمد پنجشيری خواهر زن احمد ولی مسعود مانع از نبرد نیروهای امنیتی با قاچاقبران می شود!!!!!!!!!!
    (در مورد همکاری عبدالله عبدالله با فرشته حضرتی دختر وکيل جان محمد پنجشيری خواهر زن احمد ولی مسعود که در کابل با ايجاد کانال استخباراتی با سفارت سويدن مقيم کابل ويزه انکشور را توزيع ميکند و اين ويزه توسط احمدولی مسعود و احمد ضياء مسعود در بدل ۳۰۰۰۰ دالر امريکايی به فروش رسانيده ميشود وتا اکنون ۱۶۰ تن پاکستانی و ۵۵ تن ايرانی و ۷۸ تن افغان را به اروپا فرستاده اند که بيشتر انها تقاضای پناهندگی نموده است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    گفته ميشود که حبيب اصغری درراس اين شبکه بوده است. از قرار معلوم ، پس از آنکه از جانب فرشته تقاضا نامهً جهت تدوير " سيمينار" به اصغری ميرسيد ، جهت اشتراک اشتراک کنندگان " سيمنار" های موهومی ، وی مکاتيبی را ازدفتر مارشال فهيم ، شورای وزيران ووزارت امورخارجه برای اخد ويزه عنوانی سفارت هاصادرميکرد و برای هر نفريکه پول می پرداخت ويزه می خواست. ازين افراد بين 20000 تا 30000 دالر گرفته ميشد ، بعدا اين اشخاص قانونی به اروپا سفر ميکردند ، يک روز فرشته برای شان محفلی برپا ميکرد و سپس هر کدام را در کشور های مختلف بشمول سويدن جهت پناهندگی می فرستاد. اينکه آنها موفق به دريافت پناهندگی ميشدند ويا ميشوند ، مربوط فرشته نبوده ونيست. صرف رسانيدن آنها کافی بود.
    از قرار معلوم اصغری برطرف گردیده و ازکرسی معاون اداره امور پایين افتاده است ولی کسی نمی داند که ممکن هم اکنون ويا چند روز بعد دوباره به پابايستد. وی در اين مسايل چنان آبديده شده است که جوره ندراد. پيرامون کارنامه های درخشان زندگی ننگين وی بعدا معلومات مفصل ارائه خواهد شد.!!!!!!!!
    يک خبر جالب ديگر اينکه زنیکه بنام شريفه حضرتی در سیویدن زندگی میکند نيز چند ماه قبل درميدان هوايی دوبی هنگام انتقال سنگ و دالر قاچاقی دستگيرشد و مدت سه ماه دردوبی زندانی بود. وکیل وی بعدازبدست آوردن ضمانت مالی اورا موقتا از بند رها کرد ولی اکنون ميگويند که محکمه حکم بازداشت مجدد خانم را صادر نموده است!!!!!!!!!!!!!!
    خانم فرشته در ایام نوجوانی در زمان حاکميت حزب ديموکراتيک خلق به شوروی فرستاده شد. درآنزمان محصلین افغانی در شوروی سابق قاچاق دستمال زری وگل سیب ،پتلون کوبای ،کلاه روسی ، چاینک نکلی ، الماس روسی ، دالر وربل می کردند لذا قاچاقبری این خانم هم تازگی ندارد. کسی که یک پنی را دزدید صد دالر را هم دزدی می کنند. ترک عادت موجب مرض است، مشت نمونه خروار،این یک واقعیت است نه خصومت ونه افشا گری . آفتاب به دو انگشت پنهان نمی شود ،قاچاق آدم کار تازه این افراد نیست. در سويدن نيز "تارنما " ساخته است و " نهاد ...." را تاسيس نموده است. به همين علت و از برکت اين پيشه های جديد است که وی اکنون در داخل و خارج کشور " جايداد" های خوبی خريداری کرده است!!!!!!!!!!!!
    در زمانيکه احمدولی مسئول سفارت افغانستان در لندن بود ، به هزاران هزار دالر از درک فروش پاسپورت ، اعطای ويزه و تصديق هويت مهاجرين بدست آورد. تعدادی زيادی پاکستانی را در بدل پول هويت افغانی داد. گفته ميشود ، پولي را که ازين مدرک بدست آورد با "لطيف دزد" در هسپانيا يک هوتل خريده است( لطيف دزد پسر مامای شريفه جان است که در زمان مسعود معاون لوژيستيک وزارت دفاع بود . مسعود وی را جهت خريداری سامان آلات به دوبی فرستاد . وی با پول ها از دوبی فرار کرد و به هالند پناهنده شد و اکنون با احمدولی هوتلی را در هسپانيآ خريداری کرده است .) !!!!!!!!!!!
    در مورد قاچاق احمدضيا ، ويکی ليکس ( از قاچاق 52 مليون دالر ، سنگ های قيمتی و داشتن خانه های مليون دالری در دوبی ) بحد کافی افشاگری کرده است که ضرورت به تشريح دوباره نيست.!!!!!!!!!!!!!!!
    در جويی که آب رفته است بازهم آب می رود.!!!!!!!!!!!!!
    شما می توانید بصورت مستقیم نظر خود را ارایه کنید
    Kabul tel:
    0784035745
    0706818782
    0782109652
    0786611240
    0780031128
    (( شکرا له رحمانزی )) کابل پوهنتون د ژورناليزم محصل

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.