چند روز است كه دانشجويان دانشگاه تعليم و تربيه بخاطر تغيير نام اين دانشگاه به نام برهان الدين رباني دست به اعتراضات مدني زده اند. آنها واقعا جسور و مصمم اند، از تحصن درسي آغاز كردند و تا بستن دروازه پارلمان و رفتند به ارگ رياست جمهوري ادامه دادند، كار آنها در تاريخ اعتراضات دانشجوي افغانستان بي نظير است و تكرار نشده است. شيوه مبارزات آنان كاملا دموكراتيك و مسالمت آميز است، بر عكس در افغانستان هميشه تجمعات و اعتراضات همراه با خشونت بوده است.
در اين قضيه اقوام غير تاجيك موضوع جدي قومي انتخاب نكردند. عدهاي از رهبران پشتون اين نام را انتخاب كردند عدهاي نيز مخالفت مينمايند. هزارهها مثل هميشه به لحاظ سياسي در يك سرگرداني غرق اند. عدهاي از دانشجويان هزاره در ميان معترضان اند و نقش جدي و فعال بازي ميكنند، عدهاي نيز به درسهاي حاضر مي شوند و خيال شان آرام و راحت است. خليلي و محقق كه ادعاي رهبري هزارهها را دارند، اولي مثل هميشه آرام است، فقط به كارهاي كرزي سر تكان ميدهد، معلوم نيست در دل آلودهاش چه ميگذرد. دومي در ركاب برادر مسعود قدم ميزند يقينا زير دل رباني را دشنام ميدهد، ولي در ظاهر اعتراضات دانشجويان را محكوم كرده و از رباني به عنوان شخصيت ملي و دلسوز ياد مي كند، تا مبادا هم جبههگي هايش نا راحت شوند. اگر چند دست آورد محقق از قرار گرفتن در يك جبهه با برادر مسعود بيشتر از معامله با سياف در پارلمان نخواهد بود. اين بيچاره هميشه براي هيچ مي رزمد.
ازبك ها در چنين موارد هميشه نقش جدي نداشته اند و فعلا هم ندارند.
تنها مردم كه در اين قضيه متحداند تاجيكها است. از نويسندهها، تا دانشجويان و تا رهبران سياسي شان از تغيير نام دانشگاه تعليم و تربيه راضي و خوشحالاند و شديدا حمايت مي كنند، درست و نادرست اين مسأله را تفسير و توجيه ميكنند. تاجيكهاي روشنفكر يا ملي كه در اين ميدان قومي وارد نشده اند بسيار اندك اند، نميشود آنها را به حساب آورد.
با اينكه ساير اقوام در اين مسأله كاملا يك دست نيستند بناء بهتر بود كه تاجيگها نيز اين مسأله را كاملا به يك نبرد قومي تبديل نميكردند. از مزار شريف تا پوهنتون تعليم و تربيه همگي يك دست از نام اين داشگاه به نام رباني دفاع مي كنند. اگر چند مرض قوم پرستي در رگهاي اكثر مردم افغانستان جريان دارد، اما در اين مساله ساير اقوام افغانستان يك دست به نبرد قومي نپرداختند.
رباني يك شخص سياسي بود مدت نيز بطور نيم بند كرسي رياست جمهوري افغانستان را به ولايت افغانستان گرداند. سود يا ضررش تنها به قوم تاجيك نرسيد بلكه دامنگير تمام اقوام ساكن در افغانستان بود و است، بناء مردم حق دارند كه در مورد وي قضاوت كنند. مهمتر از همه در دولت دموكراتيك در موارد جنجالي بايد به آراي مردم مراجعه شود.
فرد هميشه مساوي با جمع نيست و رباني مساوي با قوم تاجيك نيست، پس لازم نبود كه تاجيكها مخالفت با نام رباني را مخالفت با تمام تاجيگ هاي افغانستان دانسته و در مقابل آن همگي يك موضع مي گرفتند. اگر چند اين از خصوصيات جامعههاي سنتي است كه فرد مساوي با قبيله و قبيله مساوي با فرد است. خوب بود رباني را به عنوان يك فرد سياسي در برابر قضاوتهاي مردم كه بر آنها سياست بازي كرده بود ميگذاشتند.
مردم اين حق را دارند نسبت به كسانيكه بر آن ها حكومت كردهاند قضاوت كنند. رباني سالها بود كه سرنوشت مردم را رقم زده بود و عامل كشتار تنها 65 هزار انسان يه به گفته حفيظ منصور 4000 آدم در كابل بود. قتل عام افشار نيز توسط نيروهاي تحت فرمان وي و احمد شاه مسعود رقم خورد. اگر او مثل مجددي بعد از دو ماه از چوكي رياست جمهوري كنار ميرفتي و زمينه انتخابات را فراهم ميكرد، نه كشتار كابل را ما شاهد بوديم و نه ظهور طالبان را، اما او بر خلاف تعهد كه بين رهبران سياسي شده بود نه تنها از چوكي رياست جمهوري كنار نرفت و زمينه انتخابات را فراهم نكرد، بلكه برعكس با تشكيل شوراي حل و عقد دو باره به چوكي رياست جمهوري تكيه زد و بنزن به آتش جنگ در افغانستان ريخت. زيرا او خوب ميدانست، اگر انتخابات رياست جمهوري در افغانستان برگزار شود او بازنده بود و نه برنده. به همين علت او به خاطر منافع خودش به راي و منافع مردم پوشت پا زد.
رباني چنانچه در زندگي به خاطر چوكي رياست جمهوري بنزن به آتش برادر كشي انداخت، امروز نيز بخاطر نامش بنزن به آتش دردها و زخم هاي مردم انداخته شده و كشمكش قومي ايجاد شده است.
در زندگي رباني همه به او گفت از چوكي كنار برو ولي او نرفت، امروز نيز همه ميگويد،نام دانشگاه نبايد تغيير كند، اما تابلو همچنان به نام رباني است. چنانچه با تمام انتقادات چوكي در زيرش بود، امروز نيز با تمام انتقادات تابلوي دانشگاه به نام اش است. رباني ديروز از چوكي جدا نشد، امروز نيز نامش از تابلو پاك نخواهد شد.
كرزي بر خلاف خواست بسيار از پشتونها خواست، با تغيير نام دانشگاه، پسرك رباني را ابزار ساخته، و براي رييس جمهور شدن قيوم استفاده كند.
اعتراضات دانشجويان دانشگاه تعليم بر حق است، مردم حق دارند، اجازه ندهند نام دانشگاه را كه با ثروت ملي و براي ملت ساخته شده است تغيير كند، آنهم بنام كسي كه اكثر ملت افغانستان از او نا راضي هستند. كرزي نيز نبايد مراكز عمومي را بنام شخصيتهاي چون رباني، مزاري، نجيب، نادر شاه و... تغيير نام دهد. اگر چند اينها از پايگاه نسبي قومي در بين مردم افغانستان بر خوردار اند اما نسبت به آنها حس تنفر و انزجا شديد در ميان اكثر مردم افغانستان نيز وجود دارد.
بهتر بود كرزي بجاي شعله ور ساختن مسايل قومي در افغانستان، نكتهها و نقطههاي را بر جسته ميكرد كه مردم افغانستان را به هم نزديك ميكرد. در بين ازبكها، تاجيكها، پشتونها و هزارهها بجز چند شخصيت جنجالي چون مسعود، رباني، مزاري، ظاهر شاه، نجيب، دوستم، سياف... شخصيتهاي فرهنگي، علمي، سياسي حتا ورزشي زيادي وجود دارد كه همه مردم آنها را دوست دارند. پس بهتر بود حكومت براي تفاهم و نزديك شدن اقوام و مذاهب از آنها استفاده ميكرد.
دولت، روشنفكران، فرهنگيان افغانستان كوشش كنند تا موارد اختلاف زا را در افغانستان بخشكاند و زمينهاي گذار از هويت قومي و مذهبي به هويت شهروندي را فراهم كند. چنانچه كشورهاي مدرن دنيا همين كار را كرده اند. مشكلات قومي و مذهبي در افغانستان جديتر از مشكلات قومي و مذهبي اروپاي ها و آمريكايها نيست. در آمريكا در حدود چهل سال قبل، اگر مردي سياه پوست وارد ملي بس ميشد زن سياه پوست حق نشستند در چوكي را نداشت و بايد چوكياش را به مردي سفيد پوست خالي ميكرد. يا در رستورانتها غذاهاي مخصوص سفيد پوستان بود كه سياهها حق نداشتند از آن استفاده كنند. اما آمريكاها توانستند با از بين بردن اين اختلاف آقاي دنيا شوند، امروز اوباما كه از مادر سفيد پوست و پدر سياه پوست به دنيا آمده است، رييس جمهوري آمريكا است و سفيد پوستان كشورش او را به رهبري انتخاب كردند. وضعيت نژادي در آفريقاي جنوبي بدتر از افغانستان بود اما آنجا بزرگان شان توانستند با پديدهي شوم چون آپارتايد برزمند و نا بود كنند.
قومپرستي و تبارگراي مرض است، مرض كه حجرههاي قضاوت عادلانه و منصفانه انسان را نابود ميسازد، بايد واكسن آن را بيابيم، و نيز اجازه بدهيم كه رباني، مزاري، حكمتيار، دوستم و... به عنوان فرد، نه مساوي با قوم نقادي شوند، و مردم نسبت به آنها قضاوت كنند. مزاري مساوي با هزارهها نيست و رباني مساوي با تاجيكها، دوستم و حكميتيار و... مساوي با پشتونها و ازبكها نيستند. واي بر ملت كه مداحي مي كنند و لي نقادي نميكنند يا تجليل ميكنند و لي تحليل نميكنند.
نويسنده نيز نسبت به كار كرد سياسي رباني معترض و منتقدم ولي به تاجيكهاي چون شاولي خان دروازي، بحرالدين باعث، غلام محمد غبار، مسجدي و... افتخار ميكنم و پيوند نزديك ميان خود و آنها احساس ميكنم كه با هزاران فرد از قوم خودم فرسخ ها فاصله دارد. آنها نقطههاي سفيد سرزمين تاريك مان بودند كه به اين جغرافياي غم و غربت و تاريكي، روشناي بخشيدند. ابر مردان كه «به مردگان مان حيات» و به «راكدان مان تكان» بخشيدند، و به رگهاي مرده رمق زندگي دادند.
نظرات
26 دیدگاهربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
تعجب آور است که قبیله اندیشان هیچگاه از ترشی دوغ خود یاد نمیکنند؛ درهمین زمان کوتاه شفاخانه چهارصد بستر کابل را بنام داود دیوانه تبدل نکردند؟ وبهترین تپه را برای استخوانهای که معلوم نیست از کیها هستند ، اختصاص ندادند؟ جاده قلب کابل را بنام نادر غدار مسمی نکرده اند؟ چندین مکتب را بنامهای خوشحال ختک ورحمان صوفی پاکستانی نامگزاری نکرده اند؟ در قلب کابل ده اوغنان نساخته اند که درهیچ دنیا رواج نیست که نام کشور افغانستان باشد ودر پایتخت آن ده اوغانان هم وجود داشته باشد ، قضاوت نمایید که در آن زمان این نام جعلی وتوهین آمیز بر سرزمین خورشید گذاشته نشده بود. لیسه های گوناگون بنامهای اوغان زاده ها در کابل از امانیه گرفته تا حبیبیه نامگزاری نشده است؟ ملالی ژیژنتون که نه معنی اش را کسی میداند ونه آشنای با این زبان مردم کابل دارند گذاشته نشده است؟ وزیر اکبر که دو روز وزیر پدر خود بوده دهها جای بنامش وجود ندارد؟ صدها مثال دیگر هم است برای گفتن ولی مختصر ساختم. حالا یک دانشگاه بنام یکنفر استاد وپروفیسور فارغ شده از دانشگاه ازهر که در زمان فاطمیان اساس گذاری شده است ومدت پنجاه سال عمر خویش را درمبارزه سپری کرده ورنجهای فراوان روزگار تلخ را دیده وبالاخره بت قبیله را با توانیکه داشت به زمین زد وشکستاند ومردم را باورمند ساخت که منبعد همه شهروندان این سرزمین میتوانند شریک قدرت شوند وزمامدار ویا رهبر کشورشان باشند واین امتیاز دیگر از وثیقه تکه داران قدرت قبیلوی با توان که سایر اقوام در دوره جهاد از خود نشان دادند واکثریت هم هستند ، بیرون شده ودیگر قبیله سالاران نمیتوانند یکه تازی نمایند وحق تلفی! با تسف باید گفت که فرزندان رنجور هزاره را دراین دانشگاه فریب داده اند ودنباله رو اوغان ملتیها وراوای های مزدور پاکستان وگلبدینیهای متعصب ، قرار داده اند وبا همزبانان خویش عقده مندانه برخورد میکنند واز متحد تاریخی خویش فرار دارند ودر پهلوی دشمن تاریخی خویش به همدردی که از کندن کله روباه گرگ پند گرفت ولی ساده انگارهای ما پند نمیگیرند واز نامردی این اب زیرکاه بی خبرند! قبیله گرایان ستیز با زبان شما دارند واز واژه دانش بدشان می آید ونمیگذارند که در پهلوی نام پوهنتون پشتو دانشگاه زبان پارسی که تو هموطن هزاره از مادر وپدر با همین زبان تولد شده ای وبازهم فریب کسانی را داری میخوری که در خون شما بخاطر مذهب وقوم ودرایت ودانش شما تشنه اند واز رشد ودانش هزاره ها ترس دارند، دنیا از وحشت تروریست های اوغان وجهالت فرزندان احمد خان ترس دارد واینها از دانش هزاره ، تاجیک وازبیک ! بازهم برو بانیرنگ اسماعیل یونها یکجا شود! اگر این قبیله گرایان امروز تاجیک را شکست دادند ، خوب بدان ودر یادت نگهدار که دیگران را با آسانترین طریقه میتوانند مانند گذشته به نیستی بکشانند وبه بهانه باور ومذهب میتوانند نا مسلمان گفته پلان نیستی همشهریان بیچاره مارا بکشند ومانند تبار خون آشامشان دست به قتلهای عام بزنند ویا طالبان را بهر شکل که شود به صحنه بیاورند تا تصفیه قومی ونژادی را روی دست گیرند. سادگی هم سرحدی دارد وهرکس که فرهنگ وزبانش را فدای سادگی ونادانی کند، زودتر از همه نابود خواهد گردید. امروز مسله تنها نام ربانی ویا احمد ومحمود نیست ، بلکه مسله بزرگتر از این است وپشتونهای تند رو وقبیله اندیش این را میدانند که دیگران بیدار شده اند ودیگر نیرنگهای گذشته قابل تطبیق نیست وبا ترور شخصیتها میخواهند میدان را خالی گردانند واهداف شومشان را بکرسی بنشانند. امید است که عمق مسایل را نگاه بدارید نه سطح عموامفریبانه آنها را. کامگار باشید.
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
محصلين غير بشتون تهديد ميشوند كه ناكام خواهند شد اكر جينين كارى را به طر فدارى قبيله نكنند.درانجا معلمن قبيله حكمفرماست.خير جوان است اكر ناكام كشيده شود ,زندكى ان شاكرد تباه ميشود. كسى هم برسان نميكند. قبيله به شكل يك كله حيوان با هم يكجا و متحدانه در نا كامى افراد كه خوش شان نيايد عمل ميكنند. من شخصا خودم با اين قضيه بر خوردم و از قبيله و از بشتون نفرت دارم.
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
حال اگر نام کدام تعمیر را بنام این بادپکه گک احمق بکنند کدام فایده ندارد. ربانی یک اخوانی بی عقل و هم کاسه گلبدین حکمتغار و سیاف وهابی و نوکر سابقه ای اس ای پاکستان است. بیچاره بسیار زیاد از مردن میترسید. در وقتی که گلبدین کابل را راکت میزد، ربانی از ترس به شکردره میرفت و در پسخانه انور دنگر پت میشد. مردم بیچاره کابل زیر راکت های کور راکتیار کشته و زخمی میدادند. و این بادپکه ری هم نمیزد. و از خاطری که کدام کس دیگر در چوکی اش در ارک ننشیند، چوکی رئیس جمهور را هم با خود میبرد. خوب اگر محصلین ناراضی هستند کدام چاره نیست و اما اگر کرزی دلش است که نام کدام ساختمان را بنام ربانی بگذارد، نام همین اطاقهایی را در شکر دره که ربانی در آن پنهان میشد بنام ربانی گک لوده و بادپکه بگذارند . اما تشناب های پارک هنوز کدام نام ندارد. این تشنابهای پارک را به پاس خدمات شایسته و نجات مردم و انقلاب کبیر ثور بنام رفیق کارغل بگذارند.در بالای دروازه اش نوشته شود که بیت الخلای شهید گلگون کفن کارغل، شهید صلح و رفع حاجت.
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
انسان با شعور میداند طالبان وکسانی که به آدم کشی ترور وحشت وانتهار انسان های بی گناه وشخسیت ها میپردازد جنایت کار جنگی گفته میشود یا کسانیکه بخاطر صلح و آرامی خلق الله جانهایشان را از دست می دهند گفته میشوند آیا اینها فرا موش کرده اند بابه مزاری کیها به شهادت رساندن با صد حیله نیرنگ که گو یا با بابه مزاری صلح میکنیم دست وپایش را بستند و ایشان ره از هوا توسط هلیکوپر به زمین انداختن به شهات رسید وهمین استاد رباانی شهید را با همین صرف بخاطریکه راه صلح را در پیش گرفته بود به شهادتش رساندن او مردم بیدار شوید تا بکی دنبال قبیله سالاران جنایت کار قبیلوی ها میروید آزموده را آزمودن خطاست
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
انسان با شعور میداند طالبان وکسانی که به آدم کشی ترور وحشت وانتهار انسان های بی گناه وشخسیت ها میپردازد جنایت کار جنگی گفته میشود یا کسانیکه بخاطر صلح و آرامی خلق الله جانهایشان را از دست می دهند گفته میشوند آیا اینها فرا موش کرده اند بابه مزاری را کیها به شهادت رساندن با صد حیله نیرنگ که گو یا با بابه مزاری صلح میکنیم دست وپایش را بستند و ایشان ره از هوا توسط هلیکوپر به زمین انداختن و به شهات رسید وهمچنان استاد رباانی شهید را با به شکل دگر ترورش کردند صرف بخاطریکه راه صلح را در پیش گرفته بود به شهادتش رساندن او مردم بیدار شوید تا بکی دنبال قبیله سالاران جنایت کار قبیلوی ها میروید آزموده را آزمودن خطاست...
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
جناب بشر مل! آن امریکایی ها که پس از جنگ ها به ملت رسیدند و اوبامای سیاه پوست به ریاست جمهوری رسید و آن جامعه و مردمش با این مردم اوغانستان به خصوص اوغان های قوم و تبار تو فرق دارند. این اوغانهای تو هنوز در توحش به سر میبرند. سر بریدن ، انتحار کردن و خود کفاندن خود را پشتونوالی و غیرت اوغانی تعریف میکنند. وقتی در میان اوغان برادرش بمیرد، زن او به عنوان ملکیت، میراث آن خانواده است. یعنی دقت کن که این اوغانی گری و پشتونوالی به انسانی بنام زن ارزش انسانی قایل نیست. فرهنگ اوغانی تبار اوغانی تو فرهنگ ضد بشری است. با علم و دانش دشمنی دارد. مگر نمی بینی که او غان های تو در ولایات پشتون نشین زنان باسواد خود را می کشند. تعلیم و تربیه دختران را بی غیرتی میدانند. ضد انسان، ضد حقوق بشر، ضد مدنیت، ضد پیشرفت هستند. تمام جنگ های ضد دولت و قانون و زندگی عصری در این یک قرن از سوی پشتونها رخ داد. آنها بر ضد امان الله شاه قیام کردند . او را تکفیر کردند و بر ضد او شوریدند. اگرچه حبیب الله کلکانی نسبت نزدیکی به کابل قدرت را گرفت اما شورش اول بر ضد مدنیت و تحول امان الله خان از سوی جامعه پشتون های تو بود. همین پشتون های تو بعداً اول بار بر ضد حکومت خلق و پرچم که حکومت مدرن بر مبنای مارکسیزم – لنینیزم بود جنگ را آغاز کردند. حالا هم همین اوغانها در محیط جغرافیایی اوغانی بر ضد حکومت فعلی می جنگند تا هر چه مدنیت و نشان های آن در افغانستان است از بین ببرند و بجای آن وحشت اوغانی طالبی را حاکم کنند. بجای آن، ملا عمر حاکم شود که یا افکار و اندیشه هایش چیزی بیشتر از یک حیوان متعفن و کثیف نیست.
حالا تو جناب بشر مل توصیه میکنی که تاجک ها تعصب نکنند و ما جامعه شهروندی بسازیم و برویم به طرف ساختن جامعه شهر وندی. اما خودت بگو که آیا این قوم و قبیله ی وحشی پشتونی تو این اوغانستان را خواهند گذاشت که جامعه شهروندی بسازند؟ این جامعه اوغانی را تو با جامعه اروپا و امریکا مقایسه می کنی؟ عجب آدم نادان و بی عقل هستی؟
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
فقط این چند تای را که معلم عطا و عبدالله عبدالله و برادران مسعود پیش انداخته اند یاد دارند که غو غو کنند و به نام پشتون همه کس را دشنام بدهند و برای هرکسی از در دشمنی داخل شوند. اینها همین قسم تربیه شدند. این ها به خاطر منافع خود نه پدر خود را میشناسند نه مادر خود را. من یک تاجیکم اما گاهی ادعا نخواهم کرد که پوهنتونی را به نام گلبدین ربانی سیاف ملاعمر و یا مسعود بگذارند. این ها همه جنایتکار بوده اند.
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
اولا راستی تا یادم نرود ، بر پدر هر چه وطنفروش است لعنت ، هزار لعنت و نفرین به خانان دو سره ، دو پشت و دو روی ، که همچون نان تاوه گی ، پشت و رو ندارند . لعنت خدا و نفرین زمین به خاکی شاه مداری های پاکستانی و جمبوره های شان علی القاعده . شیطان الفقها فقیه الشیاطین ..
به خدا قسم می خورم که همین پدر لعنت ملای بدخشی وطن فروش ، زمان طالبان در ماسکو آمد برای کمک ، با کریه ترین چهره های حیوانات باغ وحش همچون فهیم قسیم ، عبدالله نوکر خدا و چند کس و کرباس دگر ....
هژده میلیون دالر ، چند صد چاین تانک BMP و بیست و سه هزار RPG7 و...
اسپا سیبا ، تواریش ... اسپاسیبه
در گور پدرش شاش کند سگ .
تمام برنج « آهوبره » پاکستانی به چهار قاره دنیا صادر می شود . تمام سرمایه از همین ملای ملعون بدخشی است . همه اعلانات برنج به عناوین « دربار » و .. همه در انحصار همین مرتیکه خبیث است ، که خدایش نیامرزاد .
بچه ها ، بالای دروازه تشناب های دانشگاه نوشته اند :
« کناراب شهید برهان الدین ربانی »
آری ، در مزبله یادی ...
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
اقاى باران اين قوم انقدر ذليل و بست شده كه بست ترين مو جود روى زمين كه با كستانى است بالاى تان سوار است؟
يك كمى غيرت كنيد.بزن در دهن با كستانى او بروتى م و د ه ك ا و. ويا كل كو بروت هايت را.
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
سلام به تمام خوانندگان كابل پرس وجناب بشرمل
مقاله زيباي نويشته اي
اين تاجكان جنايت كار وجيره خور ايران تاروزقيامت هم انسان نميشود هميشه سگ باقي خواهد ماند اين رباني جنايت كار وجهنمي هرچه جنايت كه ازدستش امد انجام داد وحتي مدت چند سال چوكي ره ودروازه كونش چسپ ايلفي زده بود تا جنايات بيشتر باهمكاري مسعود خر وبز وگوش بريده بالاي مردم افغانستان انجام بدهد اين جا واقعا كشوريست كه ازكثيف ترين ادم ها بنانم قهرمان ملي ياد ميكنند ونام دانشگاه رابنام شيطان ميكند واقعا دم كرزي گرم كه اين سك را مسخره كرد وبعد چند روز يا چندماه نام قديمي اش را همان تعليم وتربيه برميگردانند تاجك ها اين قدر رباني رباني كرد وخودشان اقرار كرد كه چقدر ادم پستي بوده
جايش قعر جهنم است
نامش ازتاريخ روزگارپاك خواهد شد
رباني زنده است دربيابان ها سرگردان ميگردد
زمين درقبر جايش نداده است
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
از شما با كستانى تاجيك خور انتحارى ,بشم خور ك ي ر خور ك و خور انفلاقى هرجه كه خواسته باشد جور ميكند. شما كى انسان هستيد؟
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
اقای بهزاد برادر . در افغانستان قوم گرایی ریشه تاریخی و بنیادی دارد . چرا در طول تاریخ هزاره ازبیک ازبدنه دولت بکلی فاصله داشت و تاجیک در حد بسیار کم بعض پست های خیلی فرعی را دارا بود . بخاطر که هزاره بودن ازبیک بودن درنوع خودش جرم پنداشته میشد از طرف دید گاه حاکمه وقت و حالا . این قوم گرای مختص از طرف یک طرف برادران ما که خودرا تول واگ میگوید بود . امروز دیگران قوم گرایی اینها را نقد میکند نقد نمودن با قوم گرای خیلی فرق میکند ..
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
او زال او لوده او پدر لعنت او بی شرف چرا از نام یک قوم فارسی زبان بر علیه یک قوم فارسی زبان دیگر استفاده می کنی؟ عجب روزی رسیده است که شما قبیله پرستان ملعون محتاج حمایت اقوام غیر پشتون شدید. مگرم به لحاظ خدا، دست از فتنه بکشید. به فکر ارامش وطن باشید. به فکر ساختن وطن باشید. برای وطن ابرو نماندید. برای وطن حثیت نماندید.
من بالا ربانی و هر رهبر مجاهد و غیر مجاهد دیگر انتقادهای کلان دارم. مگر نام کردن یک دانشگاه به نام ایشان را انقدر بزرگ نمی دانم که به خاطرش غوغا به راه انداخته اید. در شرایط فعلی حرفهای مهم تر مطرح است. طالب در هر سو مردم عادی را قتل می کند. پای بیگانه و مخصوصا پاکستان را به کشور کشانده است. در مناطق بسیار وحشت و توحش بر پا کرده است. در تمام جهان مردم افغانستان را به نام وحشی و درنده معرفی می کند.
فعلا فرصت این حرفها نیست. همان طالب بیاید صلح کند و مثل ادم در کنار هموطنانش زندگی کند باور کنید من می گویم که ان وقت دولت برود قصر دارالامان را به نام ملاعمر بکند. ربانی هر چه کرد اما در اخر از قدرت کنار رفت و حد اقل حداقل چند صباحی برای صلح تلاش کرد و برای طالب وحشی عذرها کرد که دست از جنگ بکشند. همین اش کافی است که یک جایی را به نامش کنند.
تلاشهای تو احمق بسیار بیهوده است. ارزوی دشمنی میان فارسی زبانها را به گور می بری. یک وقتی یک اشتباه هر دو طرف کردند و برای هر دو طرف عبرت شد که در ان جا هم شماها نقش هیزم کش را داشتید چونکه تاج و تخت قبیلوی تان را در خطر می دیدید.
به نظر من در مقابل وحشی هایی مثل طالبان باید مظاهر کنید که هر روز چوب را در ک و ن ناموس خود می زنند و بعد فیلمش را در یوتیوب می مانند که جهان تماشا کند. یک زن از قوم خود را یک ماه در قرارگاه تروریستان مورد تجاوزهای دسته جمعی قرار می دهند و بعد در اخر به خاطر اختلاف ان زن بدبخت را در ملا عام تیر باران می کنند. ایا این کارها را برای انسان جایز می دانید؟
شرم کن. به جای فحش نویسی از زبان این و ان قوم بر علیه یک قوم همزبانش برو یک گوشه ای از اقیانوس جهالت مردمت را کم کن. برو یک کاری خیری برای مردمت انجام بده. دیگران ان قدر هوشیار شده اند که به خاطر تاج و تخت قبیله به سر و روی همدیگر نزنند و به سر و روی همدیگر زده فرصت را برای توحش و جنایت قبیله اماده کنند.
ربانی از گلاويزی كرسی رياست جمهوری تا تابلوی دانشگاه
من خودم به حیث یک هزاره از دانشجویان هزاره می خواهم که فریب این بازیهای سیاسی را نخورند و درس خود را بخوانند و به تظاهرات هایی که توسط قبله گراها رهبری می شوند اشتراک نکنند.
اگر واقعا انهایی که تظاهرات می کنند قصد خیری دارند اول لطف کنند حملات طالبان بر مسافرین هزاره در مسیر خانه های شان را محکوم کنند. حملا انتحاری را محکوم کنند. محرومیت تحمیل شده بر دایکندی را محکوم کنند که هنوز یک متر سرک پخته ندارد. حملات کوچیها بر ده نشینان در هزاره جات را محکوم کنند. ممنوعیت استفاده از کلمات فارسی توسط فارسی زبانها را محکوم کنند. قوم گرایی افراطی و بی حد افغان ملتی ها را محکوم کنند. ان وقت ما می فهمیم که ایها خیرخواه هستند. در غیر ان صورت باید این طور تصور شود که اینها بنابر برتری طلبی قبیلوی نمی خواهند که چیزی و جایی به نام یک غیرپشتون باشد. نامهای پشتون را برده اند در شمال کشور، در غرب کشور و در مناطق فارسی و ازبک زبان به جای نام اصلی محلی شان مانده اند. چرا اینها بر علیه این ظلم ها تظاهرات نمی کنند؟؟
مگر نام سبزوار در هرات را به شندند تبدیل نکردند؟ مگر نام قره تپه را به تور غندی تبدیل نکردند؟ مگر قرار است که در ممکلت ما همه چیز به نام یک قوم و قبیله باشد؟ مگر دیگران از این سرزمین نیستند؟ ایا غبار حق ندارد که یک جایی به نامش باشد؟ ایا کاتب هزاره حق ندارد که یک جایی به نامش باشد؟ تپه ای نادر خان، جاده ای نادر پشتون، میدان پشتونستان، پشتنی تجارتی بانک، مکتب امانی، مکتب نادرخان، قصر دارالامان، جاده ای میوند، و هزاران جا و مکان دیگر. چرا یک سرک به نام بدخشان، بامیان، شبرغان، پنجشیر، دایکندی نداریم؟ پکتیا که بسیار کوچک است لوی پکتیا می شود اما بدخشان با وسعت عظیم و یک ملیون جمعیت هیچ وقت لوی بدخشان نمی شود. مگر در ننگرهار به نام داود سرتمبه، یک شهرک نیست؟ مگر میراث داود برای افغانستان چه بود؟
حالا، هر چه می کنند بکنند اما ما نباید فریب بخوریم و برای منافع قبیلوی دیگران مورد استفاده قرار بگیریم. ما همیشه اولین قربانیان حاکمیت تک قومی بوده ایم و باور کنید که در اینده هم حاکمیت تک قومی و قبیله گرا، شما را به عنوان اولین قربانی ها به بدترین شکل مورد تبعیض قرار خواهند داد. از گذشته باید عبرت گرفت و نباید فریب خورد و ناخواسته به نفع قبیله گرایی و حاکمیت تک قوم دوندگی کرد. کارهای ما نباید تیغ طالب را تیزتر کند.