کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > سؤقصد علیه ملالی یوسفزی لکۀ ننگی برجبین ارتجاع اسلامی

سؤقصد علیه ملالی یوسفزی لکۀ ننگی برجبین ارتجاع اسلامی

سه شنبه 23 اكتبر 2012, بوسيله‌ى عزیز یاسین

چنانکه همه گان آگاهی دارند ملالی یوسف زی، دانش آموز چهارده سالۀ پاکستانی و مدافع دلیر حق آموزش دختران، عصر روز سه شنبه نهم اکتوبر مطابق هجدهم میزان ( مهرماه ) سال روان هنگام بازگشت از مدرسه در شهر سوات پاکستان، هدف گلوله نیروهای شر و فساد اسلامی که خود را طالبان پاکستانی مینامند ، قرار گرفت ومغز خرد مند و آزاداندیشش به شدت زخم برداشت ، دو تن دیگراز همصنفانش نیز که در موتر حاملشان باوی همراه بودند زخمی شدند. طالبان پاکستانی نه تنها مسؤولیت این عمل شنیع و ضد انسانی را وقیحانه به عهده گرفته اند بلکه با تأکید خاطر نشان کرده اند که هرگاه ملالی از این حادثه جان سالم هم به درببرد طالبان مسلمان از تصمیم اسلامی خویش منصرف نشده ودر آینده حتما اورا به قتل خواهند رسانید. همزمان با این گزارش تکان دهنده ، گزارش دیگری نیز در رسانه های دولتی و غیر دولتی افغانستان به نشر سپرده شد مبنی بر اینکه طالبان افغانستانی که نسخه های مطابق به اصل طالبان پاکستانی هستند یک مکتب دخترانه را در منطقۀ موسوم به غندک از مربوطات ولسوالی شیبر ولایت بامیان به آتش کشیده و ویران کرده اند

ضمن این نوشتار سعی خواهیم نمود تا به گونه یی هرچه فشرده ترواکنشهایی را که تا کنون در برابراین جنایت نا بخشودنی نشان داده شده است به بررسی گرفته موضعگیریها ونقطه نظرهای نهاد ها ومراجع مختلف را در برابر این حادثۀ دلخراش برشماریم واز آنجایی که این رویدادخشن ورویدادهای مشابه آن تا کنون تحت شعار اسلام ناب محمدی صورت گرفته وبدون شک درآینده نیز صورت خواهد گرفت ؛ به تاریخ نوشته شدۀ اسلام مراجعه و معتبرترین کتب تاریخ اسلام را مرور مینماییم تا بنگریم که آیا این ادعاهای طالبان حقیقت داشته و واقعاً به تأسی از آموزه های قرآنی و سنت نبوی انجام می یابد ویا اینکه طبق اعتقاد و باوراکثریت مسلمانان جهان ، طالبان میخواهند با همچو ادعاهایی اعمال خشن و انسان ستیزانۀ خویش را رنگ و چهرۀ اسلامی بخشیده واز آموزه های قرآنی و سنت پیامبر اسلام سؤاستفاده نمایند.
در رابطه به واکنشهای گسترده یی که تا اکنون در برابراین حادثۀ ننگین و شرم آوربه عمل آمده است بایدگفت که میتوان آنرا در مجموع به گونۀ زیرین دسته بندی نمود:
1 – واکنشها یی که از جانب نهاد ها و افراد و اشخاصی ابراز شده است که یا اصلا مسلمان نیستند ویااینکه مسلمان هستند مگراسلامیتشان آرمانی و آیدیالوژیک نیست و تلاش میورزند تا ازآموزه های این دین استفادۀ ابزاری نموده و چنان وانمود کنند که گویا این بربریتها و دهشت افگنیها وزن ستیزیها و کودک آزاریها ربطی به آموزه های قرآنی و سنت نبوی ندارد و آنانی که دست به این اعمال میزنند در حقیقت افراطیون وجنایتکارانی اند که از این آموزه ها وباورها سؤ استفاده مینمایند و با این اعمال خویش میخواهند دین اسلام را بدنام نمایند . چنانکه اعلامیه ها و تبلیغا ت گستردۀ دولتهای سرمایه داری غربی و منطقوی ودولت دست نشاندۀ آنان درافغانستان وهمچنان نهاد ها، سازمانها و أحزاب فرمایشی ییکه در چوکات این دولتها فعالیت مینمایند، شاهد این مدعاست.
2 - و اکنشهایی که از جانب افراد و اشخاص ساده دل و خوش باورو خیر خواه وخیر اندیشی ابراز میشود که اکثریت جامعه راتشکیل داده و باورهای دینی را از پدران و مادران خویش به إرث برده اند وهمینکه شنیده اند که گویا دین اسلام دین صلح و صفا و محبت ومهربانی وانسان دوستی وغیره وغیره است ، به همین قدر إکتفاء وبسنده کرده و بدون اینکه پیرامون صحت وسُقم این إدعا ها تحقیق و تتبع نماید خویشتن را به گونه یی باورمندانه و آرمانی و صادقانه متعلق به این دیانت میدانند و همه دارو ندار مادی ومعنوی خویش را در پیوندی عمیق با آن معنی مینمایند . اینان بدون آنکه استفادۀ ابزاری ازدین و مذهب درمد نظرشان باشد ، این جنایات و وحشی گریها را قاطعانه تقبیح ونکوهش نموده و عاملان آنرا که همان طالبان و گروهها ی همفکر و هم مانند آنان باشند ،نه تنها جنایتکار بلکه نامسلمان و وحشی و" دشمن خدا و رسول " و " وهابی " و " افراطی " می پندارند.
3 – واکنش کسانی که در هالۀ غلیظ و ضخیمی از خود بیگانه گی مطلق قرار داشته و به تأسی از آموزه های صریح و روشن قرآن و سنت پیامبر اسلام تمام هست و بود خود را مدیون دین اسلام میدانند و آنانی را که به گفتۀ ایشان به دین مبین اسلام مشرف نشده اند منفور و منحوس پنداشته واز ته دل با آنان دشمنی میورزند و کوچکترین صدای اعتراض مخالفین خویش را با گلوله وشمشیر پاسخ میدهند اینان طبعا أعمال خشونت بار وتروریستی خود و هم طرازان خود را که درآیات قرآن " جهاد فی سبیل الله " نامیده شده است ، وسؤ قصد علیه ملالی یوسفزی یکی از همین اعمال خشن و غیر انسانی میباشد ، نه تنها به گونه یی علنی و آشکار مورد تأیید وپشتیبانی قرارمیدهند بلکه به آن میبالند و مباهات مینمایند و انجام دهنده گان آنرا مورد نوازش وتفقد نیز قرار میدهند .
4 – واکنش بیطرفانه و فرصت جویانۀ کسانی که با درنظرداشت منافع و مصلحتهای شخصی و گروهی خویش این جنایات تکان دهنده و اعمال ضد بشری را عمداً نادیده انگاشته و رندانه و بی شرمانه وبزدلانه از پهلوی آن عبور مینمایند.
5 – واکنش سازمانها و شخصیتهای سیاسی که خود را ملی ، مترقی و دیموکرات وحتی ظاهراً سوسیالیست و کمونیست مینامند مگر با موضع گیریهای عقب گرایانه وغیراصولی و تنگ نظرانۀ خویش به اثبات رسانیده اندکه درواقع جناح چپ بورژوازی به زعم خود ایشان ملی و مترقی را تشکیل داده و عملاً درخدمت منافع آزمندانۀ سرمایه داران تازه به دوران رسیده قراردارند و همین رویکرد است که آنان رابه ناسیونالیستها و پو پولیستهای دلقک صفت مبدل وعملاً درمسیر همسویی با مرتجعین و عقبگرایان قرارداده و با عث شده است تا ایشان این جنایت حول ناک اسلامی را نه به عنوان یک جنایت اسلامی وضد انسانی بلکه به عنوان یک عمل ضد اسلامی و ضد انسانی تقبیح نموده و خاطر نشان سازند که گویا همچو اعمالی ریشه در آموزه های قرآنی و سنت نبوی نداشته ودر مطابقت با آن قرار ندارد.
6 – واکنش کسانی که این رویدا را از چشم اندازی تنگ نظرانه و پیش پابینانۀ ناسیونالیستی ، میهن مدارو وطنپرستانه تماشا نموده ملالی یوسفزی را یک کودک عادی پاکستانی قلمداد و اورا درکنار سائر پاکستانی های به گفتۀ این گروه " دال خور" ! قرارمیدهند و شایستۀ اینهمه توجه و اعتنا نمیدانند.
7 - واکنش سازمانها و شخصیتهای سیاسی آزادیخواه ، برابری طلب و رادیکالی که با درفش سوسیالیسم کارگری پا به میدان نهاده و درراستای منافع طبقۀ کارگر و سائر زحمتکشان وتهیدستان جوامعشان کارو پیکار مینمایند و با صراحت وآشکارا اعلان میدارندکه حاضر به باج دهی به ناسیونالیسم و مذهب نبوده و دین و مذهب را امر شخصی و عقیدتی آدمها میدانند و خواها ن جداساخت دین از سیاست و عدم مداخلۀ دین درزنده گی شخصی دیگران میباشند. و به تأسی ازیک چنین رویکردی، اعمال دهشت افگنانۀ طالبان را و به خصوص ترور و سؤ قصد علیه این دختر چهارده ساله را بدون هیچگونه ملاحظه کاری و عوامفریبی بورژوا مئابانه و فرصت طلبانه ، به حیث یک عمل زشت و شنیع اسلامی و ضد بشری و تروریستی که ریشه در آیات قرآن و عمل کرد های ننگین محمد بن عبدالله که به زورشمشیر و به کارگیری نیرنگها و ترفند های خاص خودش، خویشتن را به حیث رهبرو پیشواوگویا پیام آور" خدا " بالای توده های نا آگاه وخشن و خشونت پذیرورهبر پرست جزیرة العرب قبولانده بود، بیرحمانه نکوهش و تقبیخ مینمایند
.
خوانندۀ گرامی تا اینجا حتما متوجه شده است که نویسندۀ این مقال در زمرۀ کسانی قرار دارد که تحت شمارۀ هفتم دسته بندی شده و این عمل ننگین ونابخشودنی را به مثابۀ یک عمل زشت و شنیع اسلامی و ضد بشری و تروریستی که ریشه در آیات قرآن و عمل کرد های ننگین محمد بن عبدالله دارد نکوهش و تقبیخ مینمایند. پس باید بپرسد ویا پرسیده باشد که : چو گفتی سخن دلیلش بیار ! آری ، من نیز خود را مکلف به آوردن دلیل وشاهد برای اثبات ادعای خویش دانسته از خواننده گان گرامی صمیمانه خواهشمندم تا با خونسردی و حوصله مندی تمام با من بوده مطالبی را که در سطور زیرین پییشکش حضورشان مینمایم یکی دوبار به دقت وبا تأنی و منتقدانه مطالعه و سپس در پرتو وجدان بیداروعقل سلیم وبه گونه یی منصفانه و شرافتمندانه قضاوت نمایند و هرگاه نیازی به توضیحات بیشتراحساس نمایند مرحمت فرموده از طریق ایمیل که در ذیل این مقاله درج شده است با اینجانب تماس حاصل فرمایند.
از آنجایی که مو ضوع مورد بحث ما سؤقصد سربازان جان برکف اسلام یعنی گروه طالبان علیه ملالی چهارده ساله میباشد، سعی میکنیم تا ازمیان دهاوبل صدها عمل شنیع تروریستی یی که به امر و تأیید ناشیانۀ محمد انجام یافته ودر صفحات سیاه تاریخ بشریت ثبت گردیده است ؛ تنها روی یک واقعه که شباهت نزدیکی با این حادثۀ المناک دارد و عبارت است از ترور عصماء دختر مروان یهودی که در هجوونکوهش دهشت افگنی های محمد و دین اسلام ، به رسم آن روزگار، چکامه هایی میسرود، مکث نموده چند و چون آنرا بیان نماییم.
در این راستا نخست سری به صفحات تاریخهای معتبر اسلامی زده آنچه راکه با وجود سانسورهای شناخته شده و مروج در سرزمینهای اسلام زده و خود سانسوری های تاریخ نویسان مسلمان ، نتوانسته اند پنهان نموده و ماستمالی نمایند به خوانش میگیریم و سپس در پرتو آن به بحث خویش ادامه میدهیم .
محمد بن سعد کاتب واقدی ( 230 – 168 هجری قمری ) مؤرخ‌ و سيره‌نويس‌ مشهور بغداد در صفحه های 24 و 25 جلد دوم کتاب مشهور خویش که تحت عنوان ( طبقات ) به زبان عربی تألیف نموده و آقای دکتر محمود مهدوی دامغانی آنرا به فارسی ترجمه نموده و به سال 1374 از جانب انتشارات فرهنگ واندیشه در تهران اقبال چاپ یافته است ، مینگارد:

« سریَّۀ عُمَیربن عَدِيّ

پس آنگاه پنج شب مانده از ماه رمضان نوزدهمین ماه ازهجرت ، عُمَیربن عَدِيّ بن خَرَشَة خَطمِی به قصد عصماء دختر مروان که از بنی امیه بن زید بودرفت.وعصماءهمسریزیدبن زید بن حِصن خَطمی بود وهمواره اسلام را عیب میکرد و پیامبر( ص ) را می آزرد ومردم را بر آن حضرت میشوراند و در هجو اسلام شعر میسرود.
عُمیر بن عَدِی که چشمش هم شبکور و هم کم سو بود در دل شب خود را به خانۀ عصماء رساند وبر بالین او رفت. تنی چند از فرزندان عصماء کنارش خفته بودند ویکی از آنان که شیر خوار بود سربر سینۀ مادر داشت . عُمیر با دست خود او را جستجو نمود و طفل را از سینه اش دور کرد ؛ آنگاه شمشیر خود را بر سینۀ او نهاد و چنان فشرد که از پشتش بیرون آمد. پس عُمیر نمازصبح را در مسجد مدینه با پیامبر( ص ) گزارد و پیامبر( ص ) از او پرسید : آیا دختر مروان را کشتی ؟ گفت : آری ، وآیا گناهی کرده ام ؟ پیامبر( ص ) فرمود : در این مورد دو بز هم شاخ به شاخ نمی گذارند ( ارزش این حرفها را ندارد) و این عبارت از آنروز که بر زبان رسول خدا ( ص ) آمد ضرب المثل شد وپیامبر ( ص ) عُمَیر را بینا ملقب فرمود ..»

همچنان محمد بن عمر واقدی (متوفی 207 ویا 209 هجری قمری ) که یکی از برجسته‌ترین مؤرخین و سیره‌ نویسان سدهٔ دوم و سوم هجری بود و آگاهی گسترده یی دربارهٔ رخدادهای تاریخی داشته و بسیاری از تاریخنگاران از پژوهشهای او بهره‌ برده‌اند. در صفحه های 124 و 125 جلد اول کتاب المغازی – تاریخ جنگهای محمد - که آنرا نیز آقای دکتر محمود مهدوی دامغانی به فارسی ترجمه نموده و از جانب ستاد انقلاب فرهنگی – مرکز نشر دانشگاهی ایران به چاپ رسیده است ، مینگارد:

« ذکر کشته شدن عصماء دختر مروان
عبدالله بن حارث از پدرخود برایم روایت کرد که: عصماء دختر مروان از قبیلۀ بنی امیه بن زید، که همسریزیدبن زید بن حِصن خَطمی بود، پیامبر ( ص ) را آزار میدادو از اسلام ایراد میگرفت ومردم را علیه پیامبر ( ص ) تحریض میکرد، وی این اشعار را گفت:
به نشمینگاه بنی مالک و نبیت و عوف وبه نشیمنگاه بنی خزرج
شما ازافراد ناشناخته یی پیروی کردید که نه از قبیلۀ مراد اند ونه مذحج
پس از کشته شدن سران قوم هنوز هم به او امید دارید.
همچنانکه از گوشت سوخته آبی امید داشته باشند.
عُمَیربن عَدِيّ بن خَرَشَة بن امید خَطمِی چون این گفتار اورا شنید و شوراندن اورا علیه اسلام بدید، گفت: پروردگارا، نذرمیکنم که اگرمحمد ( ص ) را به مدینه بر گردانی، من عصماء را به قتل برسانم – رسول خدا ( ص ) درآن هنگام در بدر بود – چون پیامبر ( ص ) از بدر مراجعت فرمود ، عُمیر بن عَدِی در دل شب به خانۀ عصماء رفت ، بعضی از بچه های او اطرافش خواب بودند ویکی از آنها شیرخوار وروی سینۀ او بود؛ عمیر با دست خود اورا لمس کرد و کودکی را که شیر میداد از او کنارزد و شمشیرش را بر سینۀ عصماء نهاد و چنان فشار داد که از پشت اوبیرون آمد. آنگاه نمازصبح را با پیامبر( ص ) گزارد.چون پیامبر ( ص ) از مسجد بیرون آمد، به عُمَیر نظر فرمود و پرسید: آیا دختر مروان را کشتی ؟ گفت : آری پدر و مادرم فدایت گردند. عُمَیر ترسیدکه نکند باقتل او مرتکب نافرمانی شده باشد. این بود که پرسید: آیا گناهی برمن است ؟ پیامبر( ص ) فرمود : نه ،به خاطر او حتی دو بز هم شاخ به شاخ نخواهند گذاشت ( ارزش این حرفها را ندارد). این مثل برای اولین بار از پیامبر شنیده شد.عمیر میگوید: پیامبر ( ص ) به اطرافیان خود نگریست و فرمود هرگاه دوست داشتید به مردی نگاه کنید که خدا ورسول را ازغیب یاری داده است، به عُمَیربن عَدِیّ بنگرید. عمربن خطاب هم گفت: به این کوربنگرید که چگونه در اطاعت خدا سختگیر است. پیامبر ( ص ) فرمود : نگو کور او بصیر و بیناست. چون عُمَیر ازپیش رسول خدا( ص ) برگشت ، متوجه شد که پسران عصماء به اتفاق گروهی مشغول به خاک سپردن اویند، آنها چون متوجهعُمَیرشدند که ازمدینه می آید، پرسیدند : ای عُمَیر ، آیا تو اورا کشته ای؟ گفت آری ، همه به من مکر کنید و مهلتم ندهید؛ سوگند به آن کسی که جان من در دست اوست ، اگر همۀ شماهم آنچه را که او میگفت بگویید، با این شمشیر همۀ شما را میزنم تا کشته شوم یا همه را بکشم. دراین هنگام اسلام میان بنی خَطمه آشکار شده بود و مردانی بودند که اسلام خود را از ترس قوم خود پوشیده میداشتند. حسان بن ثابت ، عُمَیربن عَدِيّ رابا اشعار زیر مدح گفته است که آنهارا عبدالله بن حارث برای ما انشاء کرده است.
بنی وائل وبنی واقف وخطمه پست تر از بنی خزرج اند.

به یاد آرید هنگامی راکه خواهرتان به شدت فریاد وا ویل میکشید،
و مرگ ها فرامیرسد،
جوانمردی والا نژاد که در ورود وخروج گرامی است، جنبید
و پیش از سپیده دم خون گرم اورا فروریخت و بر او باکی نیست.
خداوند تورا شادمانه از شربت سرد بهشت سیراب گرداناد در نعمتی فراگیرنده
عبدالله بن حارث از پدر خود برایم روایت کرد که قتل عصماء در پنج شب باقی مانده از رمضان، پس از بازگشت پیامبر ( ص ) از بدر ودر نوزدهمین ماه هجرت صورت گرفت.»
و حال که خون گرم ملالی یوسفزی را با گلولۀ اسلامی فروریخته اند باید منتظر بمانیم که چه کسی پیدا خواهد شد تا در مدح آن " جوان والا نژاد پاکستانی و یا افغانستانی " یی که خون گرم ملالی را با گلولۀ اسلامی خویش برزمین ریخته است ، همچو حسان بن ثابت شاعر دلقک صفت دربار خشونت بارمحمد پسرعبدالله قریشی مدیحه سرایی نموده از " خداوند رحمان و رحیم " استدعا نماید تا آن " جوان مسلمان " را از "شربت سرد بهشت برینش " سیراب گرداند.
محمد به تقلید از آنچه که پیرامون شخصیتهای افسانوی یهودی چون ابراهیم و یعقوب و موسی و عیسی و غیره و کتابهای به اصطلاح مقدس تورات و انجیل در کوچه و بازار مکه و یثرب از زبان یهودی های ساکن این شهر ها شنیده بود، خواسته ها وگرایشهای دهشت افگنانه وانتقامجویانۀ خویش را که بازتابی از زنده گی خشن و قبیلوی آن روزگار جزیرة العرب و عقده های حقارت دوران کودکی او بود ، در قالب جمله های قصاری که نامش را " آیت " و " کلام الله " و " حدیث قدسی " گذاشته و آنرا در فصلهایی به نام " سوره ها " به گونه یی پراگنده وبی ربط کنارهم جا داده و مجموعۀ آنرا " قرآن " نامیده است ، با مهارت تمام ونیرنگها و ترفند هایی دلپذیر برای صحرا نشینان دوران خویش ، نهادینه سا خته و مشروعیت بخشیده است. و با استفاده از همین ترفند ها و حُقه ها و خیمه شب بازیهای جادوگرانه از یکسو، وبابه کارگیری شمشیر و إرعاب و ایجاد ترس و وحشت دردل عربهای ساده لوح توتم پرست و إطاعت پذیر آن روزگار ازسوی دیگر؛ خویشتن را به حیث نماینده و پیام آور موجود موهومی به نام " خدا " با القابی چون " برگزیده " ؛ " سرورکائنات " ؛ " بهترین عالم " ؛"خیرالبشر" وغیره و غیره و یاران کودن و استفاده جوی و چاقوکش و شمشیر زن خویش را " شیر خدا " و " دوست خدا " و " نورانی " و " بهشتی " وغیره وغیره جازده و آن عربهای خرافاتی و نادان را وادار نماید تا به ناچار ودریک حالت استیصا ل محض ، ایشان را با همچوصفات و القابی پذیرا گردند. آنچه که درمورد قتل فجیع عصماء بنت مروان گفته شد میتواند مؤید این مدعا باشد واما در مورد تأیید این ادعا با آنچه که به نام " آیات قرآن " یاد مشود ، به منظور جلو گیری از اطالۀ موضوع به ذکر یکی دو مورد از صدها مورد قابل تذکر بسنده نموده بحث را عجالتاً به پایان میبریم.
یکی از این موارد تقویت و نهادینه ساختن روحیۀ انتقامجویی درنزد بادیه نشینان عرب و استفاده بردن ازآن درجهت نیل به اهداف و آرمانهای خودش میباشد که درآیت یکصد و نود و یکم سورۀ البقرة باز تاب یافته است :
وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ ﴿191﴾
ترجمه : و هر كجا بر ايشان دست‏يافتيد آنان را بكشيد و همان گونه كه شما را بيرون راندند آنان را بيرون برانيد [چرا كه] فتنه [=شرك] از قتل بدتر است [با اين همه] در كنار مسجد الحرام با آنان جنگ مكنيد مگر آنكه با شما در آن جا به جنگ درآيند پس اگر با شما جنگيدند آنان را بكشيد كه كيفر كافران چنين است.
مورد دیگری که میتوان دراین راستا برشمرد مشروعیت بخشیدن به جنگ و کشتارو إعمال فشار و خشونت و إهانت بالای آنانی که دین جدیدی را که محمد میخواست بالایشان تحمیل نماید نپذیرفته و میخواسته اند در همان دین أجدادی شان که در بسیاری حالات خداپرستانه نیز بوده است ، باقی بمانند ، اینگونه اشخاص یا باید کشته می شدند ویا اینکه جزیه پرداخته به ذلتها و زبونی ها و حقارتهای گوناگون تن میدادند، چنانکه در آیت بیست نهم سورۀ التوبة گفته میشود :
قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ ﴿29﴾
ترجمه : با كسانى از اهل كتاب كه به خدا و روز بازپسين ايمان نمى‏آورند و آنچه را خدا و فرستاده‏اش حرام گردانيده‏اند حرام نمى‏دارند و متدين به دين حق نمى‏گردند كارزار كنيد تا با [كمال] خوارى به دست‏خود جزيه دهند.

حال که با گذشت هرروز و وقوع عملیاتهای انتحاری و ترورهای وحشیانۀ طالبان وحزب اسلامی و القاعده و گروه جنایتکار حقانی و غیره همفکران متحجر و مفسد آنان ، شاهد افتادن نقابها و پرده های ابهام از روی ادعاهای بلند بالای اسلامستها هستیم ، بر ماست تا به مثابۀ قشر آگاه و با درد جامعه صدای اعتراض و انزجار خود را شر افتمندانه و بدون هرگونه کرنش و ملاحظه کاری و مصلحت جویی و خود سانسوری ، بلند نموده و آموزه های بنیادی ای دین خشن و تجدد ناپذیر را افشا ، تقبیح و نکوهش نماییم و به خاطر بیرون شدن از این لجنزار دست به هم داده و چاره جویی کنیم.
پایان

خوانندۀ گرامی ! ازحضورشما صمیمانه خواهشمندم تا این مقال را یک بار دیگر نیز با دیدی انتقادی و امعان نظر مطالعه فرموده با تحریر ملاحظات و نقطه نظرهای خویش و إرسال آن به آدرس زیرین، برایم إفتخار بخشید تا همصحبت شما باشم .
Azizyasin78 yahoo.com


مگر خون ملالی یوسفزی از خون کودکان ما رنگین تر است؟
طالبان به کودک کشی رو آورده اند
پنج شنبه 18 اكتبر 2012, نویسنده: عبدالرحیم احمد پروانی

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






71 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > سؤقصد علیه ملالی یوسفزی لکۀ ننگی برجبین ارتجاع اسلامی

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • خیلی عالی بود آقای یاسین! محمد خود یک تروریست بزرگی بود . دین اسلام بر اساس ادمکشی و تروریزم استوار است. نابود باد دین کثیف اسلام.

    • اقاي عزیز یاسین جنايات خبيس و ضد بشري ماويست هاي قاتل كه با كشتن مليون ها انسان ها بي گناه ملت چين به نام مخاليفين از طفل گرفته تا زن و مرد با محكمه هاي صحراي به نام انقلاب ضد امپريالستي نا بود كرد و فعلآ در نقش قدم همان امپريا ليسزم سر به سجده گذاشته چه گونه توجيه مكنيد، ببرك قاتل بارها شما شعله ها را بخاطر عمال تند و زشت تان بنام تند روان بي خرد ياد ميكرد، اگر جنايت كاران پرچمي اينقدر جنايت را در حق مردم انجام دادند، خدا ميداند شما خبث ها اگر قدرت را تصعب كنيد چه بلاي بر سر مردم خواهيد اورد

    • دوست عزیز استوار صاحب درود به شما
      لطفا خونسرد باشید و آب رانادیده موزه های خود را در نیاورید. نکتۀ دیگر اینکه لطفا عفت کلام را مراعات نمایید زیرابا این پیش داوریها و ناسزا گوییها هرگز نخواهم توانست به نتیجه یی برسیم .
      دوست عزیز من درکجا نوشته ویا گفته ام که جنایت و آدم کشی و اعدام وغصب حق مظلومین و نابرابری وبیدادگری ... شایسته و پسندیده است که شما اینقدربیرحمانه برمن تاخته اید ؟
      لطفا این گپهای زشت خود را پس بگیرید و منصف باشید
      سلامتی شما را آرزو مینمایم
      عزیز یاسین

    • اگر به گفتار ات "صادق" باشي، يك نوشتار راجع به جنايت بشري ماويست ها كه سبب كشتاري مليون ها انسان هاي بي گناه مردم چين شد به همه بنويس، خودات به بسيار آساني به مقدسات، مسلمان،يهود و نصاري كه تقريبآ نيم نفوس دنيا را تشكيل ميدهد در همين سايت به ارتباط حج بيشرمانه حمله نمودي،و حلا ميخواهي با نوشتن چند حرفي به ظاهر مودبانه مانند"دوست عزيز......" خود را حق به جانب وانمود كني، نه خير، هيچ گاه شيرني الوده به زهر چهره اي و عمال شوم و بي خرد شخص "خودات" را توجيه و شسته نمي تواند

  • بسیار اموزنده است واقعا عالی است .
    محمد در هنگام که وفات کرد 9 تا زن داشت یک مر پیر چطور میتواند بین این 9 زن عدالت بر قرار کند
    دوم اینکه این در کدام کتاب و در کدام دین و در کدام ایئین است بدون از دین اسلام و رهبری اسلام .

  • جنابعالی نقش پختونوالی را نادیده گرفتید. در فرهنگ پختونوالی انتحار و زنفروشی وجود دارد. تا وقتیکه به نقش پختونوالی نپردازید مقاله شما فقط اسلام ستیزی است.

    • آقای زال! واضح نساخته اید که ازچه وقتی مسألۀ انتحار در فرهنگ پختونوالی راه یافت. آیا فرهنگ انتحار از بطن سنت پختون والی سربالاکرد یا وقتی مجاهدین سر بکف اسلام ناب محمدی در مناطق سرحدات تحت عنوان جهادبر علیه کفار! بسان صدراسلام سنگر گرفتند؟ تا جائیکه دیده شده جهاد یک پروژه یا آجندای نوظهورنیست که از بطن سنت پختونوالی بر خاسته باشد، بلکه قدمت 1400 ساله دارد و یکی از اصول مهم اسلام وواجب بر مسلمانان است. واینکه بیشتر بین پشتونهای ماورای سر حدات وجوددارد ازیکطرف سطح آگاهی آنان بسیار پائین است ودر حصار جهل وخرافات گیر مانده وزودتر تحت تاثیر روایات اسلامی واقع می شوند، واز جانب دیگر بیشتر از بقیه مسلمانان افغانستان خواهان رسیدن به نعمات بهشتی و زنان باکره هستند.
      جهاد از همان ابتدای امر خصلت کاملاً سیاسی داشت. پیامبر اسلام در طول نه سال برای یک دولت عربی و مناسبات اقتصادی و سیاسی جدید به 28 یا بروایتی 65 جنگ خرد وبزرگ دست زد. او بسیاری از آیه های قرآن در مورد جهادرا در جریان همین جنگ ها وضع کرد. بعدها جانشینانش برای گسترش امپراطوری فیودالی اسلام به دیگر نقاط دنیا به جهاد ادامه دادند. پیامبر اسلام برای اینکه بتواند عرب های وحشی و زنباره را بعنوان سرباز جنگهایش بسیج کند وبرای مبارزۀ سختی که درراه کسب قدرت پیش رو داشت مشروعیت کسب کند، لازم می بود که ماهیت این جنگ های وحشیانه را در پردۀ از رمز وراز دینی بپیچد.به همین خاطر جهاد را دستور خدائی قلمداد کرد. ووعده های کوتاه مدت ودراز مدت به جهادیانش داد بدین شکل: تا زمانی در جهاد شرکت می کنید وکشته نمی شوید از غنائم جنگی بشمول مال ودارائی و زنان قوم مغلوب سهم می برید؛ (البته بعد از جداکردن 5 یک حق خدا ورسول... ) واگر کشته یعنی به اصطلاح قرآنی شهید شدید مستقیماً به بهشت می روید. پیامبر این موضوع را با آوردن آیات عدیده تضمین کرد. ودربهشت البته انواع واقسام لذات مادی موجود است که شامل تعداد زیادی " دختران باکره" وپسران تازه خط برای مردان جهادی است. مبرهن است که این رشوه به جهاد گران فی سبیل الله است. همین رشوه است که در حال حاضر مدافعین اسلام ناب محمدی به جهادی های انتحاری میدهند وآنها برای وصال حوریان بهشتی بیصبرانه در انتظار لحظۀ کفاندن خود هستند. بناءً فرهنگ انتحاری ریشه در روایت اسلامی دارد نه در سنت پختونوالی. بااحترام نظام

    • دانشمند ارجمند جناب نظام درود بر شما
      ازهم اندیشی و همکاری قلمی شما یک جهان سپاس!
      من با تآیید نظر صائب و دقیق شما به آقای زال و همفکران ساده اندیش ایشان توصیه مینمایم تا ار سماجت و سطحی نگری کنار آمده قضایا را با دیدی وسیع و انسان محورانه بنگرند و به جای چسپیدن به معلولات , علتها را جستجوو افشاء نمایند . به گونۀ مثال در رابطه به همین موضعگیری تنگ نظرانۀ ضد پشتونی شان در همین قضیۀ مشخص مورد بحث مان به دلائل و علت یابی های شما به گونه یی منصفانه و بدون پیشداوری های متعصبانۀ ناسیونالیستی بنگرند و سر به گریبان برده عاقلانه و خرد مندانه قضاوت نمایند . به هر حال ، از اینکه جناب شما دانشمند گرامی با نوشتن پاسخ عالمانۀ تان مرا از پاسخ دهی به دوستمان آقای زال و امثالهم بی نیاز گردانیده اید سپاسگزارم و آرزومندم شما را در بحثهای آینده نیز باخود داشته باشم.
      مؤفق و کامگار باشید
      عزیز یاسین

    • آقای عزیزیاسین!
      گذشته ازمطالب تکراری شما دربارهء تاریخ اسلام این را خدمت شما باید بعرض برسانم که جنابعالی نظر به بحثهای قبلی تان با قرآنیار گلبدینی خیلی خوردتراز آن تشریف دارید که دربارهء آیات قرآن وتفاسیر آن نظریه پردازی نماپید. اما پرسش من ازشما این است که چرا از برجسته ساختن جهالت پشتونیزم که خودش یک دین همطراز بادین اسلام است طفره میروید؟
      آیا میان اسلام پشتونها وسندیها وپنجابی ها وتاجکها وترکها وایرانیها مالیزیها واندنیزی ها هیچ فرقی نمی بنید؟
      چرا از تفاوت فرهنگی حتی میان ملاها وقشر روحانی درمیان اقوام وملیتهای مختلف انکار می ورزید؟
      با احترام
      پرویز بهمن

    • درسراسر آنچه که شما روایت نموده اید چیزی بنام انتحار دیده نمیشود. شاید درفهم لغت انتحار مشکل داشته اید. شما جنگ را به شکل تحریف گونهء آن اینجا روایت نموده اید ودرآخرهم نتیجه گیری تان ازعملیات انتحاری با جنگ رو در رو را یکی دانسته اید. من درین موضوع باشما وارد بحث نمی شوم زیرا هدف من اثبات اینکه جهاد را ازعملیات انتحاری باید تفریق کنید نیست ولی بصورت خلص با نتیچه گیری که شما به آن رسیده اید میخواهم ازشما بپرسم شما نوشته اید
      بناءً فرهنگ انتحاری ریشه در روایت اسلامی دارد نه در سنت پختونوالی. بااحترام نظام
      آقای نظام!
      اگر مطابق همین حکم شما ازشما بپرسم که آیا آنچه که استالین درشوروی سابق وخمرهای سرخ درکمبودیا خلقی ها در افغانستان برادران کاسترو درکوبا انجام داده اند ریشه درایدیالوژی کمونیزم داشت؟
      پرویز بهمن

    • از بطن پختونوالی. چرا که فقط پختونها انتحار میکنند. مگر تاجیک، هزاره و اوزبیک مسلمان نیستند؟ چرا آنها انتحار نمیکنند که این افتخار را پختونها صاحب شدند؟

  • لکۀ ننگی فساد اخلاقی , زنفروشی در فاحشه خانه فامیلی برجبین شکرا له رحمانزی در بگرام...!
    در کون یا مقعد بی ننگ , بی غیرت , بی ناموس و اولاد سگ و جاسوس I.S.I مثل شکرا له رحمانزی هر هفته یک درخت سبز می شود آما با کما ل میل و افتخار زیر سایه اش می نشیند.......!!!
    تو یک ادم چتل هستی محیط کابل را چتل ساختی من خو در روزنامه ها خواندم که عساکر امریکایی شب هشت هزار افغانی برای یک دختر باکره و شب چهار هزار برای یک خانم پرداخت می کنند در بگرام.....!!!
    پید ا کردن همه دختر ها و خانم ها را فامیل و شکرا له رحمانزی و خانم مقبولتش كه مرتکب فساد اخلاقی شده به دوش دارند, تو خو یک دلال استی , فاحشه خانه دارید و چتل هستی...!!!
    مطابق اتهاما ت مطرح شده دوسیه فساد اخلاقی , زنفروشی در فاحشه خانه فامیلی شما در لوی څارنوالی
    زیر مطالعه است...!!
    مطابق اتهاما ت مطرح شده دوسیه فساد اخلاقی فاحشه خانه فامیلی تانرا در لوی څارنوالی حذف کنید....!!!
    هر کسی که هستی بی غیرت , بی ناموس و اولاد سگ و جاسوس ای اس ای. ISI پاکستان هستی ...!!!
    رحمانزی حرامی این خیزک های آخری تان باشد , عنقریب چهره کثیف و پست تو جاسوس ای اس ای ISI پاکستان را به همه هموطنان عزیز رسوا می کنم ....!!

  • د ملالې يوسفزۍ نوم څو ورځې کېږي چې له واړه تر زاړه، له ښځې تر نره، له پاچا تر ګدا د ټولو په خوله دی.
    ټول د دغې نجلۍ د سر خير غواړي او پر هغو کسانو لعنت وايي چې ملاله يې ويشتې ده. دا څو ورځې کېږي چې د پاکستان د هر ټلويزيون، اخبار او راډيو هره دويمه خبره د ملالې په نامه پيل کېږي.
    له حامد ميره را نيولې تر ملافضل الرحمان، قاضي حسين، عمران خان او حميد ګل پورې چې د ټولو لکۍ د ای ايس ای په تار سره تړلې د ملالې په ټپي کېدو ځانونه خفه بولي او ملاله يوه اتله بولي.
    د پاکستان په تاريخ کې دا لومړی ځل دی چې پنجابيان او ای ايس ای د يوې پښتنې نجلۍ پر سر لاس تېروي او د هغې پر دښمن بد وايي.
    د پاکستان په ټولو دفترونو، جوماتونو او مدرسو کې ملالې ته د عاجلې شفا د غوښتو په هدف د قران کريم ختمونه او دوعاوې وشوې حتی په لندن کې د پاکستان د سفارت کار کوونکيو چې په ژوند به يې کله د لمانځه چورت هم نه وي وهلی د ملالې د پاره ختم وکړ.
    د ای ايس ای حميدګل په خپلو ملګرو کرنل امام، نصير الله بابر او خالد خواجه پسې ختم نه کوي خو د ملالې د پاره يې د جوماتونو په لاوډ سپيکرونو د خلکو غوږونه ور کاڼه کړل.
    پاکستانيو مطبوعاتو چې ټول يې د ای ايس ای په پيسو چلېږي د ای ايس ای د ځانمرګې ډاکټرې عافيې صديقې د را خلاصولو د پاره يې دوې ورځې پرلپسې راپورونه ونه چلول خو د يوې پښتنې ملالې د پاره نن څلورمه ده چې په هرو پېنځو دقيقو کې يو ځل د هغې په اړه راپور خپروي.
    فضل الرحمان او قاضي حسين د پښتنو د هلکانو د پاره لا هم ښوونځی حرام بولي خو نن د ملالې هغه غوښتنه پر ځای بولي چې وايي طالبان دي ورک شي او د دې ښوونځی دي پرانيستل شي.
    حامد مير په خپل کالم کې ليکلي چې يوه د ميوند ملاله او يوه د سوات ملاله يو د بل سارې دي. او د دغو دواړو پتمنو تر مېنځ توپير نشته. په داسې حال کې چې حامد مير تر پرونه پورې د ميوند د ملالۍ کيسه دروغ بلله.او پښتنو ته به يې د ډمې زامن ويل.
    دا ټولې هغه خبرې دي چې تر پرونه د منلو وړ نه وې. خو نن يې دا دی تاسو هم اورئ.
    اوس به راشو ملالي ته.
    ملاله څوارلس کاله مخکې په سوات کې زېږېدلي ده. او له نن څخه شا و خوا پېنځه کاله مخکې يې لا هم د بي بي سي پر ويب پاڼه ليکنې خپرېدې.
    تېر کال په هالنډ هېواد کې د ماشومانو د نړيوال امن جايزې ته پسې ونومول شوه. او تر هغه وروسته بيا ملالې وويل چې زه غواړم يوه سياسي ډله جوړه کړم او په راتلونکي کې يوه سياسي مشره شم.
    څو ورځې مخکې وسله والو پر ملاله بريد وکړ او دا پکې ژوبله شوه. په داسې حال کې چې د دغسې بريد کوونکيو له بريد څخه تر اوسه څوک ژوندی نه دی وتلی.
    اوس چې ملاله غواړي سياستواله شي. پنجابيان او د ای ايس ای ډله يې اتله بولي، درست پاکستان ورته دوعاوې کوي، درست پاکستان ورته کمپاين چلوي او د حامد مير په څېر يي زمونږ ځينې ليکوالان هم د ميوند د ملالۍ سياله بولي.زه باوري يم چې پنجابی دښمن د پښتنو د تړلو د پاره يو بل ځنځير جوړوي.
    دا خبره نه ده ډېره دردوونکې چې پنجابی دښمن د افغانانو د پاره ځنځير جوړوي ځکه دا عادي خبره ده او له دښمن څخه يوازې همدا تمه کېږي. دردوونکي دا ده چې بيا يې زما پښو ته ځنځير زما د يو پښتانه ورور له تورې څخه جوړ کړ.
    نن چې په مرميو ويشتل کېږي هم زما د سوات ملاله ده او سبا چې به يې دوی بې قدره کوي هغه به هم زما د ميوند ملاله وي.
    ملاله به خدای جوړه کړي، ملاله به سياستواله شي، ملاله به د پښتنو په زړونو کې د ميوند د ملالۍ په څېر ځای ونيسي. خو په اخير کې به ورڅخه د پاکستان فاحشه ډمه وينا ملک جوړه شي.
    زرګونه پښتانه به ورپسې روان وي او دا به يې د تباهۍ کومې کندې ته وغورځوي. ورپسې روان پښتانه به يې هم شرمولي وي او د ميوند ملاله به هم د خلکو تر پام ور بده کړي.
    ملاله به سبا د پاکستاني دښمن په خوښه داسې خبرې وکړي لکه نن چې يې هاغه بل پښتون عمران خان کوي. ايا بيا به درپسې خپلې دغه اوښکې نه خاندې چې نن يې د سوات د ملالې پر ټپ څڅوئ خو د کندهارۍ ملالۍ د مخ هغه زخمونو مو دغسې پرې ايښي دي چې د ورپاشل شويو تېزابو له امله جوړ شوي او اوس هم د جوش اوبو غوندې اېشي.
    دا اوښکې وساتئ. اوښکې بې ځايه مه مصرفوئ دلته ورته ډېره اړتيا ده.
    نن دښمن وايي چې هر نارينه پښتون ترهګر دی خو که خدای ملاله جوړه کړه سبا به دا هم واورئ چې د پښتنو تور سرې هم ترهګرې دي

  • هدف انتحاری های اسلامی کشتن کفار ورفتن به بهشت برین است نه چیز دیگر. این همان چییزی است که مولوی ها، ملاها و حافظان بیضۀ اسلامی در مدارس دینی پاکستان به انتحاری ها القا می دارند. واژۀ انتحاری را میدیای جهانی به آنها بر چسپ زده اند، ورنه خود آنها واژۀ شهید را نسبت به خود بکار میگیرند، نه انتحاری. شهید کشته شدن درراه خدا است وانتحاری ها هم خود را لشکر خدا وعساکر خارجی ونیز حامیان داخلی آنهارا کفار قلمداد می کنند. مطابق دساتیر اسلامی اگر فرد مسلمان در جنگ با کفار کشته میشود او شهید است وجای شهید در بهشت.

  • پروفیسور مغز تهی، فیلسوف جاهل، دانشمند بی ادب و گستاخ، نویسندۀ مزخرفات، و دلاک الاصل و کیسه مال (عزیز یاسین) حیف نام!!!!
    باز هم تعفن قلب و قلمت قریب است سایت کابل پرس را نیز گندیده سازد!
    آیا ضرور است چیزی نمیدانی چیز ها بنویسی؟ نخیر جناب! اول مکتب بخوان بعداً قلم فشانی کن خاله گک! از روزیکه من مقاله هایت را خوانده ام در همه یک درد خودت را از اسلام دیده ام. دلاک خان! صادقانه و شریفانه بگو که تر در دوران نوجوانی کدام کسی با استفاده از نام ملا در حق تو کدام کار خراب نکرده است؟ ببین فیلسوف خان اگر جوابت بلی باشد نباید درد آن نوجوانی را از اسلام ببینی هر بدی است در ما است نه در اسلام.
    از روزیکه از مادر تولد شده اید کدام عضو بدنت توسط امریکا و انگریز و دیگر کفار (بادارانت) کلان شده است. یکبار بالای اسلام حمله میکنی، یکبار بالای سرور کائنات حمله میکنی، یکبار احکام اسلامی را میخواهی (بفکر خودت) به تمسخر بگیری!
    بالاخره ما درد تو را فهمیدیم که دردت از یک ناحیه است! آن هم ... ....
    به امید اینکه هوشیار شوید!

  • بر قبر متعفن و بویناک پیامبری می باید شاشید که پیامی جزء قتلو قتلو ندارد

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.