کابل پرس: به تازگی 9 حزب استقلال طلب آذربایجان، با ارسال نامه ای به دفتر سازمان ملل متحد، بر اساس پیمان 2200 که در تاریخ 16 دسامبر 1996 در مجمع عمومی تصویب شده، خواستار همه پرسی برای استقلال از ایران و تشکیل کشور آذربایجان جنوبی شده اند. پیمان 2200 سازمان ملل متحد بر حقوق سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تاکید دارد.
احزابی آذربایجانی که در نامه به سازمان ملل خواستار برگزاری رفراندوم شده اند شامل اتحادیه ملی دمکراتیک آذربایجان، تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان، حزب سوسیال دمکرات آذربایجان، حزب دموکرات آذربایجان جنوبی، حزب استقلال آذربایجان جنوبی، حزب لیبرال دمکرات آذربایجان جنوبی، جبهه آزادی ملی آذربایجان جنوبی، حرکت بیداری ملی آذربایجان جنوبی و حزب رهایی آذربایجان جنوبی می شود.
موضوع استقلال طلبی اکنون به یکی از موضوعات مهم در نقاط مختلف جهان تبدیل شده است. چندی پیش با برگزاری انتخابات محلی در کاتالونیا و پیروزی احزاب استقلال طلب، راه برای جدایی این منطقه از اسپانیا هموار شد.
از سویی اسکاتلندی ها نیز گام های بلندی برای تجزیه از بریتانیا برداشته اند و در دو سال آینده در این کشور همه پرسی یا رفراندوم برگزار خواهد شد. اسکاتلندی ها معتقدند که می توانند کشوری نمونه در غرب اروپا بسازند.
آنان معتقدند که بدون انگلیسی ها و با کسب استقلال می توانند اسکاتلند را به کشوری نمونه تبدیل کنند، کشوری که مانند کشورهای اسکاندیناوی از جمله ناروی، سویدن و دانمارک در جهان نمونه باشد. کشورهای اسکاندیناوی بويژه ناروی از لحاظ کیفیت زندگی، خدمات اجتماعی و وجود دموکراسی سرآمد کشورهای جهان می باشند.
سال گذشته نیز در سودان یک رفراندوم برگزار شد و کشور جدید سودان جنوبی ایجاد شد. کشوری که شهروندانش از حملات و جنایات بنیادگرایان سودان شمالی به ستوه آمده بودند و در این یکسال نسبت به قبل، شرایط آرامتری را تجربه می کنند.
از سوی دیگر با افزایش اشغال زمین های بلوچ ها در ایالت بلوچستان پاکستان توسط پشتون های این کشور، فعالیت های احزاب بلوچ برای تجزیه و ایجاد بلوچستان بزرگ که شامل مناطقی از افغانستان، پاکستان و ایران می باشد بیشتر شده است.
در افغانستان نیز افکار استقلال طلبی با توجه به شرایط و اوضاع سیاسی و نظامی رشد قابل توجهی داشته است و رفته رفته به یکی از موضوعات مهم تبدیل می شود.
نظرات
29 دیدگاهاحزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
مشکل اصلی در ایران و فارسستان، نه تنها در عدم تکامل یک دید ژرف و عمیق نسبت به مکتبهای مدرن فکری و فلسفی غرب است، بلکه در جامعه ایرنی/ فارسستانی، این مکتبها، رنگ و قالبی اسطورهای میگیرند. در جامعه فارسستانی، از نظر معرفتی، هیچ تفاوتی بین گذر از سنّت به مدرنیته، یا از مدرنیته به صنعت وجود ندارد، و در چنین آشفته بازاری، علمی که توان فهم واقعیت را فراهم کند، نمیتواند به وجود آید، درست همینجاست که ترویج " فرهنگ نقد " به سنگ میخورد، نقد نیاز به قالب نظری دارد تا اندیشهها در آن تئوریزه و فرمالیته بشوند، زبان فارسی، فقط برای شعر و شاعری این قالب را مهیّا کرده است چونکه " توانائی این زبان در این حد بوده " . ..... " براستی آیا تا حالا از خودتان سؤال کرده اید چرا " نیچه " که سطحیترین فیلسوف غرب است در فارسستان اینقدر طرفدار دارد؟"""
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
با پیامهایم خواستم افق جدیدی را که در منطقه در حال گشودن است با شما شریک شوم، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در دورهٔ (((( گذار و انتقال )))) به سر میبرد، بازندگان این تحولات را از هم اکنون میتونید ببینید، رژیم فعلی ایران یکی از بازندگان بزرگ است، ارمنستان منزوی هم اکنون بازنده است ولی روزهای بدتری در انتظارش است. بشار اسد سوریه از دیگر بازندگان است.
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
bazendagane asli sharqe islami ast
ok
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
چرا دیگر پیام ها حذف شدند؟
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
Behman hazara is still here at hazara press
i thought he would be in south Azarbijan fighting for it,s indepence
he promised to fight for azari freedom
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
با درود.بنده خودم باشنده ی استان آذربایجان ایرانم.زبان ترکی یک زبان بیگانه است که با تازش مغولان به ایران رخنه کرد.زبان نیاکان ما آذری است که یکی از گویش های زبان پهلوی بوده.پان ترکیست های بربر دشمن زبان پارسی هستند.شوربختانه این خبر را کابل پرس گذاشته این ها نه حزب هستند و نه نماینده ی مردم آذربایجان بلکه نوکران خودفروخته ی دولت های باکو و آنکارا هستند و منطقه ی آرتساخقره باغ بخش جدایی ناپذیر ارمنستان هست.این منطقه را دولت ارمنستان پس ار کشتار ارمنیان به دست سگان ایلچی بیگ آزاد ساخت و در ایران 35 میلیون ترک زبان شده وجود ندارد بلکه به گزارش آمارهای موثق تنها حدود 17 میلیون تن به این زبان سخن می گوینهد.ما ایرانی هستیم و ایرانی خواهیم ماند و فریب یاوهخ های پان گرگها را نخواهیم خورد
جانم فدای ایران
جانم فدای زبان پارسی
ایران بیزیم دیاریمیز_فارس دیلی افتخاریمیر
آنلاین : http://www.azargoshnasp.net
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
گوش ترکان از یاوه گویی مثل این پر است. هزاران سال نان و نمک ترکان را خورده و آخر فرهنگ غنی تان را با جوک های راسیستی نمایان می کنید.
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
زبان دری زبانی خلق شده توسط ترکان در ترکستان جنوبی است. در ایجاد و بالندگی این زبان ترکان و بويژه ترکان هزاره زحمات زیادی کشیدند. اگر زحمات ترکان در این راه نبود زبان مدعیان فارسی، زبانی مثل پشتو می بود.
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
تُرکان ویژگی نژادی خود را می دارند که به آسانی می توان آنان را از دیگر گروه های نژادی بازشناخت.ترک زبانان ایران هم ترک زبان شده اند که نژاد و فرهنگ و دین آریائی می دارند و تنها زبانشان بیگانه گشته مانند مردمان خاورمیانه و شمال آفریقا که عرب زبان شده اند.مردم آذربایجان پارسی هستند نه تُرک.بزرگترین توهین به مردم آذربایجان که هفت هزار سال پیشینه ی تاریخی می دارند آن است که آنان را تُرک بنامیم آذرآبادگان پاره ی تن ایران من است.بر.ید کتاب تاریخ زبان آذری در آذربایجان نوشته ی دکتر حسین نوین رنگرز استاد دانشگاه محقق اردبیلی شهر اردبیل را بخوانید
آنلاین : http://artapersis.wordpress.com
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
زندگی هزاره ها در ایران به اندازه کافی سخت هست با این اراجیف سخت ترش نکنید
ترکهای ایران بد ترین رفتار و توهین ها رو به افغانی ها میکنن و ازشون برای مسخره کردن فارس زبون ها و فارس ها استفاده میکنن
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
It,s an established fact that Azarbaijanis are arian, they were forced to change thier language to turkish
It,s also and established fact that flat nose hazaras are not turkish
flat nose hazaras are mughul
so hazaras and azarbaijanis have nothing in common
however, if indeed azari are fun of hazaras, then we afghan congratulate both of them and afghan govermen should accomodate all those hazaras who wants to immigrate there
and the sooner the better
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
http://azargoshnasp.net/recent_history/pan_turkist_philosophy/bimaarpanturkist2.htm
«پاسخی به یک مقاله پانترکیست در رابطه با ساسانیان و هفتالیان»
راست بگو و هرچه را در توان داری در تيرت بنه و بلندتر پرتاب كن، فضيلت ايرانی اين است! (نيچه)
«كسي كو بتابد سر از راستي// كژي گيردش كار و هم كاستي// نماند برين خاك جاويد كس// تو را توشه از راستي باد و بس// همه راستي كن كه از راستي// نيايد به كار اندرون كاستي// «
(فردوسی)
«كسي كه بسوي راستي و پاكي روي آورد٬ جايگاهش سراي روشنايي با بهشت خواهد بود. ولي شخص دروغگو و بدكار زماني دراز با شيون و افسوس در تيرگي و كوره روشني به سر خواهد برد. براستي نيت پليد و زشت بزهكار است كه او را گرفتار زندگاني نكبت بار و عذاب وجدان خواهد ساخت.»
اهنود گات-هات۳۰-بند۹
فردی ضدایرانی منش به نام مهران بهاری اخیرأ یاوه هایی را درباره سلسله ساسانیان نوشته است که نشان دهنده تلاش آنان برای مصادره تمدن های اقوام دیگر است. این فرد بدون این که سندی را در تایید سخنان خود عرضه دارد، ادعاهای گوناگون نادرستی را به میان آورده است که در ادامه به چند نمونه از آن ها به طور مختصر پاسخ داده می شود.
احزاب سیاسی آذربایجان خواستار برگزاری رفراندوم برای استقلال شدند!
چرا نام آذربایجان را آزربایجان می نویسند؟
نویسنده : مهرداد بصیرت
آزربایجان یا آذربایجان، تحریف نام آذربایجان، آتورپادگان آدوربایگان، پان تورک پان ترک و تحریف جعل نام آذربایجان
چرا نام آذربایجان را عمداً آزربایجان می نویسند؟
چرا اخیراً در 5- 6 سال اخیر در فضای مجازی ، کسانی که به دنبال اثبات خیلی کهن بودن زبان ترکی در آذربایجان و یا تلقین هویت غیر ملی به آذربایجانیها هستند و مطالب احساسی شبه تاریخی مینویسند، نام آذربایجان را بجای نوشتن را «ذ» ، به صورت مخدوش و تحریف شده با «ز» می نویسند؟ یعنی اینجوری: آزربایجان! آیا اینها سوادشان کم است و این فقط یک غلط املایی یک نمره ای است که فقط نمره دیکتهی آنها را 19 میکند یا اینکه کاسه ای زیر نیم کاسه است و قضیه مهمتر و زیرکانه تر و شیطانی تر از این حرف هاست؟ ... چه اصراری بر غلط نوشتن نام بلند و پر افتخار «آذربایجان» است؟ اصرار بر غلط نویسی این «نام تاریخی» چه دلیلی دارد؟
پاسخ:
وقتی کسی نام آذربایجان را به غلط بصورت آزربایجان می نویسد و عمدا غلط مینویسد، به زبان ساده یعنی او همان کار عربهای موشخور عربستان و امارات را انجام میدهد و دست به تحریف تاریخ زده است. این نشانهی بزدلی و محکوم بودن آن شخص است. چون وقتی کسی از تاریخ حرف میزند، حق ندارد ذره ای از تاریخ را تحریف کند وگرنه از عرب اماراتی و عرب بیابانی ، کثیف تر و بدتر و آلوده تر و ناپاکتر و دروغگوتر و بی حیاتر و پستتر و رسواتر است.
هیچ اشکالی ندارد که کسی درباره قدمت و تاریخ رواج زبان ترکی در آذربایجان چیز بنویسد ، بحث کند، احساسات خودش را مطرح کند و از احساساتش دفاع کند اما حق ندارد ناراستی کند و کژی را پیشه سازد. حق ندارد به دنبال تاریخ سازی برای احساسات خودش بگردد و برای احساس و علاقه اش حرف از علم و تاریخ بزند، کسی که تکرار کار عربها را میکند حق ندارد قیافهی آدم راستگو به خودش بگیرد. پان تورک اگر صداقت دارد و راست میگوید چرا نام «آذربایجان» را غلط می نویسد؟! چرا نامی به این مهمی و قدمت تاریخی را بر خلاف همه اسناد و کتابهای تاریخی ، عمدا غلط می نویسد؟ چرا نام خانهی پدرش را زیر پا له میکند و بدلی و جعلی آن را پیش میکشد؟! این از کار کثیف و نفرت انگیز اعراب بی تمدن و دروغ پرداز ، بدتر است و نویسندهی جاعل آن از آغاز بی اعتبار و محکوم است. عرب با میراث پدری خودش چنین نمیکند، اعراب به میراث پدری ایرانیان حمله میکنند، اما پان تورک با میراث پدری خود چنین میکند و به نام خانهی مادر و پدر خودش را یورش میبرد!
دلیل اهریمنی این تحریف تاریخی:
نام «آذربایجان» ، از نظر زبانی و زبانشناسی و زبانشناسی تاریخی نامی «ایرانی» است . یعنی واژه و کلمهیی «ایرانی» است و کلمهای روسی یا انگلیسی یا آلمانی یا عربی یا ژاپنی یا چینی یا سوئدی و یا حتی ترکی نیست. .. و این مشت محمکی است که سرزمین «آذربایجان» با اسم خودش بر دهان یاوه گویان پان تورک ضد ایرانی می کوبد که تا ابد درد خواهد داشت. آذربایجان همان آدربایگان و یا آتورپادگان است و به هر سه صورت در کتب تاریخ آمده است و هر سه کلمهی «آذر و آدور و آتور» واژگان فارسی (مشترکات ایرانی شمالی و جنوبی) هستند ، به معنی «آتش». و همه کس از قدیم می دانسته که آذربایجان یعنی جای آتش و در کتب متعدد تاریخ نوشتهاند که آذربایجان یعنی «سرزمین آتش» و زادگاه و جایگاه زردشت در آذربایجان بود و مغان ایرانی که نگاهبانان آتش مقدس اهورامزدا بودند در آذربایجان اقامت داشتند و بزرگترین پرستشگاهها و آتشکدههای ایرانیان زردشتی در آذربایجان بوده است. مانند آتشکدهی شیز (تخت سلیمان) که آتشکدهی آن هنوز برجاست و یکی از 9 میراث ثبت شدهی جهانی ایران توسط یونسکو است در آذربایجان غربی (مانند تخت جمشید و ارگ بم و گنبد سلطانیه و بازار تبریز و چغازنبیل و نقش جهان اصفهان و مقبره شیخ صفی اردبیل و بیستون کرمانشاه). دشت مغان هم هنوز دشت مغان نام دارد و آذربایجان هم آذربایجان نام دارد. و این نام ها را یونانیان و رومیها به زبان یونانی و یهودیان هم به زبان عبری در کتابهایشان نوشتهاند و نویسندگان مسلمان در سراسر تاریخ اسلامی در 1400 سال گذشته هم این سرزمینها را «مغان» و «آذربایجان» نوشته اند. ....پان تورکهای جاعل و عوام فریب از نام آذربایجان نفرت دارند چون این نام بزرگترین سند بر «هویت ایرانی آذربایجان» است و همین نام ، گواه آن است که هر چه پان تورکان ضد ایرانی و ضد آذربایجانی از کهن بودن زبان ترکی در سرزمین آذربایجان میگویند، دروغ و فسانه یی بیش نیست. اینها آنقدر صداقت و جسارت و شجاعت ندارند که نام آذربایجان را عمداً غلط مینویسند. :-)
به همین دلیل است که پان تورکان در دروغ پردازی ها و فحشهایشان به ایران و تمدن ایرانی و نوروز و مهرگان و زبان فارسی و ایرانیان و آذربایجان و آتورپاتکان می تازند و از کلمه ی آذربایجان نفرت دارند و آنرا وقتی هم مینویسند، به غلط و مخدوش مینویسند تا «آذر» را به هم ریخته باشند و چشمشان به «آذر» ایرانی و «آتش زرتشت» نیفتد. این ناکسان یا جاهلان، برای بی ریشه کردن نام بلند و پر افتخار «آذربایجان» ، به آذر اهورایی ایرانیان یورش میبرند و آن را آزر می نویسند یعنی یک کلمهی غلط و بی معنی و بی ریشه و بی تاریخ و جعلی برجا میگذارند. یعنی همان جعل و تحریف و دروغ نفرتانگیزی که برخی از عربهای بعثی بزدل و حقیر درباره نام پر افتخار خلیج فارس انجام میدهند.
شرم بر دروغ گویان اهریمنی خوی باد. شرم بر دشمنان ایران و ایرانی باد. شرم ابدی بر ناپاک کنندگان آذر پاک و آتش اهورایی آذربایجان باد. شرم باد!
نکته درباره نام زبان «فارسی دری» (ایرانی دری)، زبان ادبی و سراسری ما ایرانیان:
چرا ما خودمان را «ایرانی» می نامیم ولی زبانمان را « زبان ایرانی» نمی نامیم، بلکه آنرا «زبان فارسی» میگوییم؟
این مساله دلیل تاریخی دارد و بطور تاریخی فارسی یعنی ایرانی و این یک امر تاریخی است و معنای تاریخی نیز دارد و زبان فارسی یعنی زبان ایرانی = زبان عمومی و مشترک و ادبی ایرانیان. دلیل سادهی آن نیز همان چیزی است که همهی ما هم با آن مواجه شدهایم و دیدهایم که در زبان و فرهنگ عربی، «فارس» یعنی ایرانی و «فرس» = ایرانیان و مشابه آن در انگلیسی و اروپا هم Persian پرشن (=فارسی) یعنی ایرانی و Persia پرشیا (= ایران) . و فقط ما ایرانی ها بوده و هستیم که به خودمان «ایرانی» میگفتیم و میگوییم و البته ایرانی درست بوده و هست و دیگران فقط بطور تاریخی بما «فارس و پرس» میگویند همانطور که در زمان هخامنشیان ، همهی ایرانیان را بطور تاریخی ، «ماد» میگفتند و فرقی هم نمیکرد درباره ی کورش و داریوش و خشایارشا حرف می زدند یا درباره ی دیاکو !
اما ایرانیان، حداقل از زمان ساسانیان ، زبان رسمی و ادبی و مشترک ایران را « دری » میگفته اند (هنوز هم در افغانستان دری میگویند) اما پس از اسلام کم کم با نفوذ زبان عربی و به تقلید از اعراب ، این زبان همگانی را بطور مفصل «فارسی دری» (یعنی زبان ایرانی از نوع دری) خواندند که در قرون اخیر به اختصار به آن «فارسی» گفته ایم یعنی زبان «ایرانی». یعنی زبان عمومی ایرانیان، وگرنه در هرگوشه و در هر بخش از ایران همواره انواع زبانهای محلی بوده و هست و خواهد بود و منظور از زبان ایرانی همان زبان عمومی و رسمی و ادبی همگانی یعنی «دری» (یعنی درباری) بوده است که حالا میگوییم «فارسی». زبان فارسی دری ترکیبی بر مبنای فارسی باستان و پهلوی شکل گرفته و ترکیبی از زبانهای محلی ایرانی را نیز در خود دارد.
نویسنده : مهرداد بصیرت http://iranbasirat.persianblog.ir/post/345