کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > له ښاغلو بزگر صیب او بیانزی صیب سره د زړه خواله

له ښاغلو بزگر صیب او بیانزی صیب سره د زړه خواله

يكشنبه 23 دسامبر 2012, بوسيله‌ى پرویز "بهمن"

من عنوان این مقاله را مانند بعضی مقالات دیگرم به زبان شیرین پشتو انتخاب نمودم زیرا هردو مخاطبان بزرگوارم واکنش شان را دربرابر مقالات من بزبان پشتو نگاشته اند، ولی من بنا برعدم دسترسی به حروف پشتو درکیبورد رایانه ام ازنوشتن کل مقاله بزبان پشتو عاجزم وصرف بعضی حروف را درعنوان مقاله کاپی وبرچسب زده ام. ( د زره خواله) معنای درد دل نمودن، صحبتهای خودمانی نمودن را درفارسی افاده میکند. این جوابیه را قبلا نوشته بودم ولی به نسبت جمع آوری اطلاعات پیرامون زنده یاد دکترسعید افغانی وجعلکاریهای پسرانش این جوابیه به تاخیر افتاد ، زیرا دو نوشته یی را که قبلا نویسندهء (راقم این سطور) دربارهء آقای طارق بزگر وافکار پریشان ومتضاد وی ازطریق کابل پرس به نشرسپردم هنگامه برپا نمود و هردو نوشته بازتاب گسترده یی درمیان عناصر قومگرا وفاشیست مشرب پشتون داشته است که حالا به عوض یک پاسخ مناسب ومنطقی به دشنام وگاه به ناله وفریاد رو آورده اند.
ازجمله اشخاصی که دربارهء مقاله هایم ابراز نظرنموده اند یکی هم آقای عمر باسون ودیگری جناب محترم الحاج استاد بیانزی می باشند. شخص جناب طارق بزگر باوجودیکه مقالات مرا به نظرخواهی خواننده گان سایت وزین دعوت میگذارند ولی خودشان تاکنون از ارائهء پاسخ دربارهء مقالات بنده طفره رفته اند
واکنش جناب پاسون فقط یک نصحیت کوتاه به آقای طارق بزگر بود که باید خودش را ازدرگیرساختن با پرویز بهمن درکابل پرس نگهدارد، زیرا اقوام ساکن درافغانستان همه مانند گلهای رنگارنگ یک باغ اند وبخاطر یک پرویز بهمن نباید کدام قوم ویا ملیت خاصی آماج تیرهای بی هدف واحساساتی طارق بزگر وطرفدارانش قرار گیرد.اینجانب نیز ازآقای پاسون بخاطر ارائهء این مشورهء عقلانی شان اظهار سپاس وامتنان می نمایم همینکه جناب ایشان حد اقل سکوت را نسبت به لاطائلات نویسی ودشنامزنی ترجیح میدهند وآنرا بدیگران نیز توصیه میکنند کار خوب ومعقول می نمایند.

اما دوست گرامی وعزیزاالقدر بنام الحاج؟؟؟؟؟ استاد؟؟؟؟ بیانزی دست به قلم وکاغذبرده وخواستند که دربارهء هردو مقالهء این بنده ابراز نظر فرمایند، ولی بجای یک پاسخ مستدل و منطقی حرفهای ازقلم مبارک شان بیرون جهیده است که نه تنها لقب استادی وحاجی بودن شان را زیر سوال برده اند بلکه حتی داشتن کوچکترین ذره ایی از باور به وجدان جمعی و انسانیت ونوع پروری را درجوابیهء شان ازخود به نمایش نگذاشتند.
ازجانب دیگر ایشان دریکی ازمقالات دیگرشان خبرداده اند که امسال آقای بیانزی درترکیب یک هیئت صلح ومصالحه به کابل سفرکرده بودند وبا جوانب درگیر چون طالبان وگروه گلبدین وهمچنان جناح های مختلف سیاسی به قول خودشان(شمالی تلوالی) مذاکرات صلح را انجام داده اند تا در افغانستان صلح وآشتی را به ارمغان بیاورند. اگر این موضوع دقیق باشد پس باید ازهمین حالا فاتحهء آشتی ومصالحه را میان گروه های درگیر در داخل افغانستان بعداز سال 2014 میلادی بخوانیم که عنصر شرانداز وجنگ افروز درمقام مصلح قرارگرفته است. زیرا نظر به آنچه که من از خلال جملات عقده ایی وعبارات وادبیات فاشیتسی شان درک نمودم چنین هیئت صلح هرگز بیطرف نیست بلکه خودش یکطرف منازعه می باشد. کاربرد ادبیات واصطلاحات شان هیچگاهی چهرهء یک انسان صلحجو ومصالحه طلب را در اذهان ترسیم نمیکند. شاید بهتربود که به عوض ایشان قاضی حسین احمد یاهم جنرال حمیدگل دررأس همچو یک هیئت صلحی می بودند. زیرا این دونفر بمراتب بالای گلبدین وهم طالبان تاثیر معنوی دارند تا آقای بیانزی که خود دنباله رو و مبلغ افکار وعقاید فاشیستی وطالب پسند به نفع طالبان وجنگ سالاران گلبدینی می باشد.

باخواندن نوشتهء جناب الحاج استاد بیانزی این سوال در ذهنم خطور نمود که یک انسان باسواد آنهم درحد یک استاد ویک فردی که با افتخار، لقب (الحاج) را پیشاپیش نامش یدک می کشند چگونه تا حال ندانسته اند که انسانیت حتی نسبت به دیانت ترجیح دارد. چگونه تاکنون ندانسته اند که تمام بشریت باهمهء اختلافات رنگ وپوست ودین و مذهب بازهم دریک چیزباهم شریک اند که آنرا انسانیت میگویند. چگونه تاکنون ندانسته اند که همهء انسانها خودشان را آولاد آدم وحوا می شمارند وهمهء انسانها نظر به تعلیمات دینی ویا اخلاقی که ازپدر وپدرکلانهای شان به ارث برده اند ویا خود ازطریق پژوهش ها وتحقیقات فردی شان به نتیجه ایی رسیده اند این را درک کرده اند که: بنی آدم اعضای یکدیگر اند. چو درآفرینش زیک گوهر اند، چو عضوی بدرد آورد روزگار، دیگرعضوها را نماند قرار.
من درین نوشته با آقای بیانزی، بخاطرخشم که ایشان درمقابل بنده ازخود بروز داده اند زیاد سخت نمیگیرم، وآنرا نتیجهء منطقی تعاملات روزگار میان اهل قلم در دنیای اینترنت میدانم. ایشان سخنان خیلی پیش پا افتاده وبرداشتهای خیلی عوام پسند را دربارهء من ابراز نموده اند که بنده روی یکایک آنها مکث نمی نمایم. مثلا جناب شان از استعمار وجنگهای استعماری آغاز نموده اند واین قلم را نیز بخشی ازپروژه های استعماری تلقی فرموده ودرزمرهء مزدبگیران استعمار معرفی نموده اند وبا این حکم قطعی اما خیلی ساده تکلیف خود وطارق بزگر ودیگران را آسان نموده اند که نویسنده گانی همچو بهمن وامثالهم ازپسمانده ها ومخلفات استعمار هستند. آقای بیانزی نوشته اند که : اگر افرادی چون بهمن چنان مضامینی برضد افرادی چون طارق بزگر ننویسند، استعمار؛ معاش آنها را قطع میکند، زیرا استعمار تنها ازناحیهء قوم پشتون احساس خطر می نماید وبه بهمن وامثال بهمن گفته شده است که : تا وقتیکه پشتونها درین کشورحضورفزیکی داشته باشند کرسی ها ومقامات شما وهمچنان پروژه های استعماری ما زیر تهدید است. بناء تا می توانید برای بدنام ساختن این قوم ازهروسیله ایی کاربگیرید.
با این درفشانی ها وفرمایشاتی که ازقلم الحاج استاد بیانزی خواندم میخواهم خدمت خواننده گان گرامی بعرض برسانم که : آقای الحاج استاد بیانزی هرکی ویاهرچه باشد غیراز یک استاد و غیرازیک فردی می باشد که مشرف به زیارت خانهء خدا گردیده است.

زیرا قضاوت آن حاجی که درزنده گی خویش یکبار ویا دوبار احرام را ازمیقات تا آخرین روز حج به تن خویش بسته میکند و به قول شهید تاریخ؛ زنده یاد دکترعلی شریعتی درمیان هزاران هزار مخلوق پروردگار ازهمنوعان وهمکیشان خویش، خودش را گمشده ای درصحرای محشر می یابد او هرگز چنین مضمونی نمی نویسد.
ممکن است که چنین مضامینی را گناهکارانی مانند این بندهء سراپا تقصیر که تاهنوز به زیارت خانهء خدا مشرف نشده است وازفیض جهاد چهارده ساله برضد شوروی هم محروم بوده است از روی نادانی وجهالت واحساسات مقطعی بنویسد ولی یک فردی که مانند آقای الحاج استاد بیانزی که بحکم لقب (الحاج) صحرای محشر را در زنده گی اش یکبار ویا دوبار درآئینهء حج خانهء خدا با چشمانش دیده است او چنین لاطائلات را نمی نویسد. مگر حالا که چنین خامه ای نازیبا ازقلم شان تراوش نموده است پس ایشان نباید یک حاجی ویک استاد باشند.
جناب استاد الحاج بیانزی فرموده اند که ایشان مضمون خانم عالیه راوی اکبررا سه بار مطالعه فرموده اند ولی درآن هیچ اثری ازتعصب قومی ندیده اند ، آنچه که خانم عالیه راوی اکبر نوشته اند حق طبیعی وخدا داد شان می باشد که بحیث یک زن پشتون ازحق قومی اش دفاع کرده است، اقای الحاج بیانزی این سوال را نیز مطرح نموده اند که: پشتونها چه ظلمی را درحق دیگران مرتکب شده اند که سزاوار اینقدر نقد وخرده گیری اند؟ پشتونها بحیث یگانه قوم شجاع که ازکیان و از تمامیت ارضی این خاک دربرابر شوروی سابق دفاع کرده اند چه گناهی غیرازین دارند که همیشه درسایت کابل پرس ودیگرسایتها مورد شماتت و طعن ولعن قرارگرفته اند. ایشان میفرمایند:

(بهمن ورور چه د پشتو ، او فارسی او یا د متضادو او مخالفو ګوندونو خبری کوی او یا ځینی بی معنی تصویرونه ښیی مثلا د عالیه راوی تصویر یی نصب کړی دی (څه مطلب) او لاندی یی لیکلی دی( چه مشرب او نور) دهغی له خولی څه خبری یی رانقلی کړی دی ما دری ځلی ولوستی د هغی په خبرو کی هیڅ کومه د تعصب خبره نه وه نو بیا د هغی د خبرو د رانقلولو هدف څه وو ( یواځی دا چه د پشتون نوم یی یاد کړی دی)، که چا د پشتون نوم واخست په دوی خولې راشی زړه یی دا دی چه پښتانه هم پښتنو لکه د دوی په شان کنځل ولیکو او یا ووایو چه پښتانه یهودان دی ، پښتانه جاهل او ناپوهه دی او .... نو بیا به دوی خوشاله وي. زه نه پوهیږم پښتنو څه لویه ګنا ه کړی ده او یا بی غیرته خلک دی، پښتنو خو تل دا وطن د پردو له منګلو ژغورلی دی هماغه پردی (روسان) چه د بهمن صاحب او د ده د ملګرو په واسطه راوستل شوی وو لکه پرون چه روسانو سره امیر صاحب د دوستۍ معاهدې کړې وې او نن د امریکایانو سره عبدلله عبدالله، یونس قانونی، دوستم، او خلیلی د ورورۍ معاهدی کړي او دا ملک یی پرې خرڅ کړی دی (او اوس زمونږ د غوښو او هډوکو د خرڅ وار دی) دوی ته ویل شوی دی (که پښتون قوم شتون لری نو ستاسی معاشونه او مقامونه په خطر کی دی او مونږ هم په اسانی خپلو اهدافوته رسیدی نه شو)

برگردان: برادر بهمن که اینقدر دربارهء مسایل پشتو وفارسی واحزاب مخالف ومتضاد به یکدیگرقلم فرسایی ویا بعضی عکس های مردم را درمقالاتش میگنجاند چه هدف دارد؟ مثلا عکس خانم عالیه راوی اکبررا درمیان عبارات مضمونش گذاشته وزیر آن صفات مشرب مشرب وغیره را علیه وی بکار برده وازوی بعضی عبارات را نقل کرده است، من که سه بار مقالهء موصوفه را خواندم درجملات وعبارات وی چیزی ازتعصب به نظرم نخورد پس هدف ازین نقل قول نمودنها چی بود؟ فقط همین که نام پشتون را استعمال کرده است بس؟ آیا کسیکه نام ازپشتو وسرنوشت پشتونها ببرد بالای آنها (بهمن ها) عرق سرمیکند؛ مگر دلشان میخواهند که ما پشتونها نیز مانند خودشان به پشتونها دشنام بزنیم، ویا اینکه بگوئیم که پشتونها یهودی اند، پشتونها مردم جاهل ونادان اند، تا اینکه اینها خوشحال گردند، من نمیدانم که پشتونها چه گناه بزرگی مرتکب شده اند ویا چه بیغرتی کرده اند که حالا مستحق اینقدرتوهین ودشنام باشند، پشتونها که همیشه این وطن را ازچنگال بیگانه ها نجات داده اند، همان بیگانه ها (روسها) که بوسیلهء بهمن صاحب ورفقای همفکرش بوطن آورده شدند، بهمان شکلیکه دیروز باروسها آمرصاحب معاهدهء دوستی وصلح را به امضا رسانیده بود، امروز نیز با امریکاییها عبدالله عبدالله، فهیم وقانونی ودوستم وخلیلی معاهدهء برادری واخوت با آنها امضا کرده اند واین کشوررا فروخته اند وحالا نوبت به فروختن گوشت واستخوانهای ما رسیده است. برای اینها گفته شده است: تاوقتیکه ملت پشتون درین خاک وجود داشته باشد، معاشات ومقامهای دولتی شما درمعرض خطرقرار دارد، وما نیز به آسانی به اهداف خویش نایل نمیگردیم »

نخست باید جناب بیانزی صاحب این مطلب را درنظر بگیرند که هیچ انسان عاقلی درعصرحاضراگر او را دردی نرسیده باشد لب به دشنام وتوهین علیه هیچکسی بازنمیکند چه برسد علیه یک قوم ویا یک ملیت خاص.هرکی دشنام میزند حتما اورا دردی رسیده است.اما من شخصا هیچ علاقه ایی به دشنام دادن به آدرس قوم خاصی را ندارم، وهم اینکه اگر کسی بخواهد قوم خودش را دشنام بزند ویا به قوم یا ملیت فرد دیگری دشنام بزنند چنین دشنام زدنها ازنظرمن گره گشای مشکلات جامعهء چندقومی افغانستان نیست. من شخصا به هیچ قومی نمیخواهم دشنام بزنم ونه هم ازکدام قوم خاصی نفرت قلبی دارم . من بهترین دوستان پشتون تبار، ازبیک ، هزاره وتاجیک دارم، خودم هشت سال دورهء ابتدایی مکتب را بزبان پشتو درقندهار خوانده ام، علاوه برآن ازنظرقرابت ورگ ورشته درخانوادهء ما با پشتونها ازچندین طرف پیوند خونی برقراربوده وبالفعل درخانهء ما زبان پشتوحاکم است و بیشتر اززبان فارسی کاربرد عملی دارد و بعبارت واضحتر میتوانم بگویم که زبان رسمی خانوادهء ما پشتو است . مطالعاتم نیز اکثرا اگرچیزهای خوبی برای خواندن پیدا شود درپهلوی دیگرزبانها بزبان پشتوهم می باشد.

همینکه این چرندیات شما را کلمه به کلمه ترجمه میکنم باید بدانید که تافتهء جدا بافته ازملیت پشتون نیستم وحتما اشتراکات تباری با پشتونها دارم. اما تمام این موارد شخصی وخانواده گی واجتماعی من؛ دلیل به آن نمیشود که ازافشا نمودن حقایق سر باز بزنم وهرچرند وپرند وهرمقاله ای قوم ستیزانه ویا برتری طلبانه را نقد نکنم. شما درهیچ گوشه ای ازجهان ملیت خالص وناب را پیدا کرده نمیتوانید. خالص سازی جامعه براساس نژاد وقوم وزبان خاص ؛عصاره ایی از افکار مالیخولیایی هتلر وموسیلینی است اینکه لطف کرده اید مرا غیرمستقیم متعلق به جناح پرچم ویا یکی ازاعضای جمعیت اسلامی معرفی کرده اید خیلی ها ممنون استم ولی خدمت آن سرورگرامی بایدعرض نمایم که نه من پرچمی استم ونه هم جمعیتی وجهادی.
ازسیاق کلام جناب عالی طوری استنباط میگردد که گویا پرچمی ها شوروی ها را به افغانستان آوردند ؛ درحالیکه حقیقت غیراز آنچه هست که جنابعالی آنرا میخواهید تلقین نمائید. اگر پرچمی ها را رفقای من میدانید پس من هم حق دارم که بگویم لطفا تاریخ را ازسرمرور نمائید! حد اقل به نوشته های غوث جانباز خودتان مراجعه کنید تا بدانید که قوای شوروی را کیها به افغانستان آوردند وچرا.

درزمانیکه قصر نشینان تپهء تاج بیگ؛ قوای شوروی سابق را به این کشور داو طلبانه دعوت نمودند وبا افتخار حتی آشپز و خدمه و پرستار وپزشک وقابله را ازشهروندان اتحاد شوروی در درون قصر خویش استخدام نموده بودند رفقای من یا درسلولهای زندان بودند ویاهم در تبعید بسرمی بردند. آنهایکه طوق غلامی وبرده گی قوای تا دندان مسلح روس را با افتخار بگردن آویخته بودند ودرافتتاح انستیتیوت علوم اجتماعی با کمال افتخار خودشان را کمونیستان واقعی وپیروان حقیقی لینن کبیر اعلان می نمودند رفقای من نبودند بلکه رفقای آن رهبران مجاهدین بودند که بخاطر اشتراکات قبیلوی تصمیم به تشکیل حکومت ائتلافی گرفته بودند.
ادامه درصفحهء بعدی

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






51 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > له ښاغلو بزگر صیب او بیانزی صیب سره د زړه خواله

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • متن معاهده مخفی بین احمدشاه مسعود و قوای اشغالگر شوروی در افغانستان
    منبع: عملیات گروه MO SSSRدر افغانستان، دسامبر 1988
    این سند بوسیله جنرال گرموف، جنرال تنی و احمدشاه مسعود امضأ گردید.
    1. گروه مسلح پینجشیر کلیه عملیات نظامی خود را در سالنگ جنوبی و مناطق همجوار متصل به شاهراه کابل-حیرتان، بشمول استعمال هرگونه اسلحه در مناطقی که بدست قوای مسلح پینجشیر قرار دارد، علیه مواضع قوای شوروی، افغانی، محافظین سرحدی و حارندوی متوقف سازد.
    2. گروه مسلح پینجشیر مسؤلیت حفط خطوط مخابراتی بین تاجیکان و چاگانی را بدوش گرفته و مانع حمله، قطاع الطریقی و سایر اعمال خصمانه علیه قوای شوروی و افغانی گردد.
    3. طرف شوروی طبق موافقه دوجانبه مسؤلیت تهیه تدارکات، ضروریات فوری و سائر مواد مورد احتیاج را برای تقویه و نگهداری پینجشیر و سایر مناطق متعلقه بر حسب وقت تعین شده بدوش میگیرد.
    4. به سائر گرو ها و دسته جات مسلح اجازه داده نخواهد شد تا در مناطق مربوطه داخل شده و علیه قوای شوروی و قوای افغانی دست به حملات تروریستی و تخریبی زده و پایپ لاین را منهدم کنند.
    5. تبادله معلومات و مساعی مشترک جهت پیداکردن اتباع شوروی و افغانی در منطقه مورد نظر بین دو جانب بعمل خواهد آمد.
    6. در صورت خلق و اوج تشنج ، مشاوره لازم در مورد اجتناب عملیات جنگی و برقراری صلح در منطقه مورد نظر بین دو جانب بعمل خواهد آمد.
    7. مؤثریت این پروتوکول در سراسر قلمرو 30 کیلومتری در هردو سمت بین تاجیکان و چاگانی امتداد خواهد ییافت. در ماورای این قلمرو، قوای شوروی و قوای مسلح پینجشیر حق دارند تا عملیات نظامی را علیه سائر گروه های مسلح متعلق به دیگر تنظیم های مجاهدین براه انداخته و ایشان را محو نمایند. خصوصاّ گرو های که عملیات نظامی را علیه هردو جانب متعاقدین متوقف نساخته اند.
    8. پروتوکول حاضر از لحظه امضأ و صحه گذاشتن به آن مرعی الاجرا میشود.

    • مردم ازین جعلکاریهای اوغانهای فاشیست را زیاد خوانده اند. طوریکه نویسنده هم تاکید کرده است اگر چنین ادعاها درست باشد پس کشته شدن وزخمی شدن وتباه شدن مردم پنجشیربه سبب چی بود؟ کدام یک را باید قبول کرد متن ترجمهء شدهء جعلی اوغانها را یا تباهی وبربادی پنجشیریها را.
      راست گفته اند که اوغانها یک جیره خور انگلیس را که در دامان انگلیس مرد وی را بحیث فاتح میوند قبول دارند ولی آتش بس یکسالهء مسعود قهرمان را نماد وطنفروشی وی تبلیغ میکنند. ههههههههههه!!!!!
      بروبچیم اوغان که وقت چنین جعلکاریها گذشته است

    • هوادارن مسعود و سایت های که برای مسعود مینویسند، این قرارد مسعود را با روسها نه تنها که رد نمیکند، بلکه هرکدام به نوبه و ذوق خود را آنرا تعبیر میکنند. اینجا فقط چند نمونه از صدها....
      - داکتر وفا معصومی، 15 اکتوبر 2008
      در: تار نمای پیشین خراسان زمین
      به آن جنبه اسلامی میدهد:
      "شباهت ، مقایسۀ ودست آورد دو قرارداد صلح مؤقت مسعود در سالنگ جنوبی با جنرالان روس درسال 1982 با قراردادصلح حدیبیۀ پیامبرش با کفار قریش مکه، در ماه ذی قعده، سال 628 بعد از میلاد یا سال ششم هجری"...
      - زندگی نامه احمدشاه مسعود قهرمان ملی
      heratcity.net در سایت:
      و در: ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
      بعد از سه سال نبرد با روسها در سال 1361 درپی شکست کامل شش تهاجم گسترده ارتش اتحاد شوروی سابق
      در پینجشیر، فرمانده کل نظامی روس ها در افغانستان برای توافق آتش بس با احمد شاه مسعود وارد مذاکره گردیده و به مدت دوسال، این توافق به امضاء رسید(1982)
      که در واقع روس ها با این توافق، مجاهدین را برای اولین بار به عنوان یک طرف سیاسی به رسمیت میشناسند.
      - این هم چند نقل قول از ترجمه این قرارداد توسط آرینفر
      ariaye.com در سایت آریائی
      گروموف آخرین قوماندان اردوی اتحاد شوروی در افغانستان در کتاب " ارتش سرخ در افغانستان" مینویسد :
      " تلاشهای مرکز اطلاعاتی سپاه چهلم دستاورد های معینی به همراه داشتند . در سال 1982 ما توانستیم به مهمترین هدف خود نایل گردیم . ما توانستیم با احمد شاه مسعود تماس های بس پایدار برپا کنیم که تا پایان خروج نیرو های اتحاد شوروی از افغانستان تداوم یافتند . طی زمان حضور نظامی ما در افغانستان ، کار ما با موفقیتهای متناوبی ادامه یافت . ".....
      "بویژه در سال 1982 نمایندگان سپاه چهلم و شخص احمد شاه مسعود موافقتنامه ای را به امضا رسانیدند که درآن مسعود تعهد سپرده بود بروی کاروانهای نظامی ارتش شوروی در سالنگ جنوبی ، جای که او فرمانروای بی چون و چرای آن بود ، آتش نگشاید ."....
      "مسعود به اعضای گروهش دستور داد تا از فعالیت شدید بر ضد نیروهای دولتی دست کشیده و مبارزه مسلحانه را در گام نخست برضد سازمانهای مخالف جمعیت اسلامی افغانستان پیش ببرند . " . . .
      " همه گفتگو ها با مسعود مستقیما توسط فرماندهی نظامی شوروی انجام می گرفت ." ...
      " مصالحه چندین ماه دوام یافت ، باید بگویم که مسعود به تعهدات خود به استثنای چند مورد پابند بود . "

    • هیچکسی ین را نکرده که مسعود برای یکسال قرار داد آتش بس باقوای شوروی سابق امضا کرد بلکه درهمان وقت وهمان زمان بهترین ومعقول ترین کارر انجام داد. ولی تعبیر اوغانک های مائوویست این است که او ومردم مجاهد پنجشیر همیشه درصلح ومودت با روسها بسر برده اند.
      آقای بهمن درست فرموده اند. اگر مسعود آن آتش بس را با روسها امضا هم نمیکرد وی برای پشتونها قابل تحمل نبود. زیرا وی ازنظر قومی تاجیک بود وهم قلادهء رهبری یک پشتون وطنفروش را مانند گلبدین وخالص وحقانی بگردن نه آویخته بود

  • این اعلامیه بعد از سه سال تهاجم قشون سرخ بر وطن عزیز ما از جانب مبارزین قهرمان پینجشیر نشر شد.
    درین اعلامیه بخوانید، که مسعود کدام فرزندان راستین این کشور را ترور کرد.
    نویسنده: میرویس ودان محمودی
    احمد شاه مسعود قهرمان یا جاسوس؟
    سایت afgazad.com

    • اگرنویسنده گان آن اعلامیه ازگروهک های مائوویستی مفت خور آلمان باشند باید پرسید که دربرابر این ادعای گلبدین که گویا مسعود پنجشیررا به سنگر گروه های مائوویستی شعلهء جاوید درآورد چه میگویند؟ گپ گلبدین درست است ویا ازنویسنده گان اعلامیه. نشود که هردو گروه باهم برضد مردم پنجشیر دست شان را یکی کرده باشند که کرده اند

  • پرویز "بهمن"
    “خودم هشت سال دورهء ابتدایی مکتب را بزبان پشتو درقندهار خوانده ام، علاوه برآن ازنظرقرابت ورگ ورشته درخانوادهء ما با پشتونها ازچندین طرف پیوند خونی برقراربوده ...“
    بلاخره از زیر پلو مولی برامد.
    “هرکی دشنام میزند حتما اورا دردی رسیده است.اما من شخصا هیچ علاقه ایی به دشنام دادن به آدرس قوم خاصی را ندارم،”
    دروغ گوی حافظه نداره.
    “من تاکنون پشتونی که پشتونیست نباشد آنرا کمتر دیده ام ولی اگر بالفرض چنین انسانهای با وجدان پیدا شوند من ایشانرا انسانهای باوجدان وآزاده می نامم نه پشتون.“
    حال میفامیم که به تو بیچاره حتمن کدام دردی از مرد های فاسد قندهاری رسیده.

  • من هیچ چیزی درین کامنت شما درمورد بهمن نیافتم که باهم درتناقض قرار بگیرد. پشتونیست با پشتون منطقا ازهم فرق دارد. اگر کسی پشتونیست را انتقاد میکند ویا باوی مخالفت میکند او پشتون را توهین نکرده است. اگر پشتونی را هم توهین میکند او پشتون مخالف خویش را که پشتونیست است هدف قرار داده است. فکر کنم که شما مقالات آقای بهمن را درست درک نکرده وخوش دارید که بیجا دشنام بدهید.

  • پرویز بهمن ادعا میکنه که همه پشتون ها پشتونیست هستند. به معنای دیگر همه پشتون ها فاشیست هستند.

  • اگر هم نباشند شما چگونه خلاف آنرا ثابت میکنید؟مگر اینقدر دشمنی پشتونها را با غیرپشتونها بخاطر قدرت وچوکی درطول تاریخ چه کسی منکر شده میتواند؟ آیا پشتونها تحمل رئیس جمهورشدن یک غیر پشتون را دارند آیا قدرت شنیدن سرود ملی را بزبان فارسی دارند؟

  • تما شا کنید یک مسابقهء کشتی گیری جالب را بین بزگر صیب و بیانز ی صیب
    youtube.com/watch?NR=1&v=yBxTM1_F2AA

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.