کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > سرابی به نام "راوا"

سرابی به نام "راوا"

نويسنده: رستم شجاع

دو شنبه 14 آوريل 2008

آقای میرهزار،

از مدتی به اینسو با راوا در جدال هستید. چون هم شما و هم به اصطلاح راوا معتقد به «جامعه دموکراتیک»، «حقوق بشر»، «دموکراسی» و «عدالت اجتماعی» هستید، نفهمیدم که کشاکش شما روی چیست و چون دیدم که اتهام زنیهای شما تا جایی رسید که خودت راوا را «...زیر ران خلیلزاد» و راوا شما را «... محقق» خطاب کرد، نخواستم مداخله کنم. گاهی فکر می کردم که شاید این جنجالها بر سر لحاف ملا نصرالدینی باشد که «جامعه جهانی» آن را می خواهد و مخصوصاً که راوا در چنین تمثیلهایی شهره غرب است و در دلدادن و دل بدست آوردن واقعاً معجزه می کند، به این خاطر چیزی ننوشتم. اما اخیراً هر دو طرف تان پای آقای نورانی را نیز به این معرکه کشانده، شما او را «معلم سیاسی راوا، کسی که از هوتل به هوتلی میرود و با خاینین مینشیند» نامیدید و به اصطلاح راوا او را در لفافه «روشنفکر مفلوکی که انتقاد خنثی می کند، مشاطه گر بنیادگرایان وابسته به ایران شده، دندانش به استخوان شهرت رسیده و به پیروی از کرزی چپن به شانه انداخته» نامید ه است.

من که یکی از دوستداران نورانی هستم و از او شناخت کامل دارم، خواستم در مورد این اتهامات چیزی بنویسم. با اینکه باور دارم که اگر نورانی فرصتی بیابد، به آسانی پاسخ این جلف گویی ها را خواهد داد و راوایی را که حتی موش هم نیست، تکه پاره خواهد کرد. اگر این افترا زنی ها و اتهامات پست ادامه بیابد، باور دارم که در کنار دهها گرفتاری مهمش، به این هم خواهد پرداخت.

چون من و امثال من که سرابی به نام راوا را خوب می شناسیم و اصلاً چنین تشکیلاتی در کرۀ زمین وجود ندارد (بلی، زمانی راوایی بود و مینای قهرمانی که به خاطر رهایی خلقش می رزمید و سرانجام سرش را نیز بر راهش گذاشت و جاودانه شد)، حال یکی دو قلممرد ریشو، چند زن و دختری را به این نام تا و بالا کرده و در تصور ساده لوحان توانسته اند به آن شکلکی ببخشند و از آن سود بکشند و به نام آنها عقده های فاشیستی خود را در مورد بسیاری از مخالفان فرو نشانند (وقتی برای شان جواب داده شود، فغان به راه می اندازند که در مورد ما افشاگری شده و به اینصورت هر ناسزاگویی را برای خود محفوظ داشته و عده ای جبون هم فوراً به آن تن داده، سکوت می نمایند). دخترانی که از دروغگویی و صحنه آرایی های این آقایان به تنگ آمده، در نمایش اخیر که قرار بود چند فرستاده غربی مجاب شوند، یکی هم حاضر به سخنرانی نشد. این لگد زدن نشان داد که حتی این چند زن و دختر نیز شدیداً از برخوردهای کاسبکارانه نسبت به خود خسته شده اند. لذا منطقاً نورانی نمی تواند معلم چیزی گردد که وجود خارجی نداشته باشد.
نورانی حرف می زند، مقاله می نویسد و مصاحبه می کند. فکر نمی کنم در شرایط کنونی کسی مثل او در قبال ایران و مزدورانش، پاکستان و جواسیسش، بنیادگرایان، جنگسالاران، طالبان، تکنوکراتان، ناتو، امریکا، کرزی، روشنفکران هزار چهره، پارلمان، نمایش ها، انجو ها، خلقیها، پرچمیها و به اصطلاح کمکهای جهانی اینقدر موضع روشن و تغییر ناپذیر داشته بوده باشد، زیرا آنانی که آماده سودا شدن هستند، هر لحظه موضع شان را عوض می کنند. مثلاً هستند روشنفکران دنائت پیشه ای که به اشاره یک سرجاسوس با قاتلان انقلابیون جبهه می سازند، یکشبه دموکرات می شوند و وقتی ازین جاسوس بیش از چند تنگه چیزی برای شان نمی پاشد و به ماتحت شان لوش مالیده می شود، دوباره انقلابی می شوند و اعلامیه انتقاد صادر می کنند. موضعگیری های نورانی در نشریه او و دوستانش (پیشرو) چنان روشن و تزلزل ناپذیر چاپ می گردد که تا حال هیچ کسی یارای خرده گیری بر آنها را نداشته و گاهی تبلیغ کنندگان چندچهره را چنان ادب کرده و سر جایشان نشانده که جز سکوت مرگبار چاره ای برای شان نمانده است.

روشنفکران چندچهره ای که در ظاهر بسیار تند نویسی می کنند و در پشت پرده با مهارت مغازله می نمایند، به مشتمالی و «چاپیگری» مهمانان غربی پرداخته، بعضی از آنان به «استاد مشتمالی» شهرت یافته و به این ترتیب به فند ملیون یورویی، قصرهای سه طبقه و موترهای هشت هزار یورویی دست می یابند، جهت کتمان اینهمه دنائت عموماً انواع اتهام را در حد شخصیت های ضعیف خود به دیگران می بندند، ولی برای آنانی که نورانی و طرف را از نزدیک می شناسند، این جلف گویی ها به اندازه بند بوت شان هم ارزش ندارد.

موضع نورانی در قبال دولت کرزی برای کسی پوشیده نیست. او لحظه ای بر هیچ کرسی این دولت ننشسته، «وزیر» و «والی» نشده، «مشاوریت» هیچ وزیری را نداشته، انتقادات او بر این دستگاه بسیار روشن، تحلیلی و در دفاع تزلزل ناپذیر از خلق افغانستان قرار داشته است. او هرگز مثل طوطی گک رنگینی انتقاد نکرده که فقط چند انتقاد غرب پسند را تکرار کند و در بدل آن برای خدمت به تمثیل دموکراسی غربی پیوسته مدال به گردن بیاویزد. لابد انتقاد غیر خنثی برای عده ای که مدالهای کثیفی را با وجوه 25 هزار دالری کمایی می کنند، غیر ازین چه مفهومی داشته می تواند؟ تمثیل و مشاطه نمودن اصطلاح «دموکراتیک» به وسیله این چنین روشنفکرانی غیر ازین چه معنی دارد که در تلویزیونها بر یکی از جنایتکارترین ارگان های دولتی بشورند و بعد به خاطر عدم رعایت آن در محاکم دست به دست عریضه بگردانند و دل از گاودانی برنکنند و باز هم دیگران را اتهام بزنند. این شیوه به کار روسپی هایی شباهت دارد که وقتی از زیر ران بر می خیزند، جهت پنهان نمودن سودای زیر ناف، زهد نمایی کرده، درس انتقاد از تن فروشی می دهند. نورانی به هیچ جایی وابسته نیست و در هیچ سفارتخانه ای بستر نیانداخته و خود و دوستانش از هیچ دالر، یورو، بورس، ویزای پانزده یا بیست نفری سود نبرده و سفارت امریکا در اسلام آباد را بلد نیست (و اگر غیر از آن است، خوب است همین لحظه بنویسید) و تا حال خود و یا خانم آقای خلیلزاد حرفی برایش ننوشته و جالب است آنانی که نورانی را متهم به پیروی از کرزی می کنند، مغازله با حامیان او را برای خود کاملاً انقلابی می شمارند و به قول مردم، ضرب المثلِ از «چیزخورد» خفه و از «چیز کلان» آشتی را تمثیل می کنند.

نورانی با هر که می نشیند، از هیچ انتقادی هراسی ندارد و می داند که جواب خاینان و وطنفروشان روشنفکر و غیر روشنفکر را چگونه بدهد (اگر فاکتی داشته باشید که سکوت کرده باشد، لطفاً بنویسید). تا جاییکه او مصروف کار است و با آبله کف دست نان می خورد و در برابر هیچ جاسوسی قد خم نمی کند، فرصت رفتن به هر هوتلی را ندارد. خوب است که نورانی هزار بار چپن بپوشد و آنانی که مشت شان نزد نورانی باز است، هزار بار از بی چیزی برای او لجن پراکنی کنند، اما یک بار هم ننگ «زنده گاوی» و مشتمالی و چاپی کردن جواسیس را قبول نکنند، زیرا مردم ما زمانی چپن می انداختند که کرزی آن را نمیشناخت و به این خاطر این اتهام به اندازه پشقلی اهمیت ندارد. حال که عوض آقای نورانی پای من وارد جدال شما شد، خوب است ادامه دهید و چنان بشنوید که نشنیده باشید.

اشاره: به نظر می رسد در نوشته ی آقای شجاع و بويژه نظرات ارايه شده در بخش سخنگاه، نکات ناگفتنی و پنهانی از راوا وجود دارد که به روز کردن مطلب " سرابی به نام راوا" چندان خالی از لطف نيست. باشد که ببينيم با ارايه ی نظرات بيشتر از سوی طرفداران و منتقدان اين سازمان اين بحث به کجا می رسد. / سردبير

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






59 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > سرابی به نام "راوا"

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • ويروس ضد راوايی میرهزار به نورانی و رفقايش سرایت کرده گويی هيچ دشمنی در افغانستان نيست و اين روزشنفکران جيره خوار بجای حمايت از راوا بر عليه اين سازمان مبارز بی همتا دست به يکی کرده اند.

    • حتما متوجه شده ای که در کابل پرس سخت ترين انتقادها عليه هر کسی که می خواهد باشد نشر می شود. از اين قاعده نه من استثنا هستم و نه راوای شما.

      جيره خوار نيز سازمان پوشالی شماست خواننده ی بی نام. می بينی که در نوشته ی بالا تنها راوا مورد انتقاد قرار نگرفته و از من نيز انتقاد شده است.

    • لالا راوایی، تو ام حقیقته خوب میفامی و میدانی که بدرز کوبیده. بیا ازی راوایی های بروتی بگذر. انقلاب و مبارزه با ای دروغگویی و دورویی نمیشه.

    • نورانی در نوشته بالا خواسته که حساب خودش را از حساب راوایی های فاشیست جدا نشان دهد.

      حال که میرهزار به نکات مهم ضعف راوا انگشت گذاشته، و مخصوصا نورانی معلم سیاسی راوا معرفی شده، این مردک ترسیده که نکند به مثابه مسئول اینهمه، مورد مواخذه قرار گیرد.

      از طرز نوشته و استدلالهای این مردک معلوم است که یک نویسنده مائوئیست و راواییست که حال میخواهد مثل سپنتا، اتمر، براهوی و دیگران ظاهرا خط بینی کشیده حسابش را با حساب مائوئیست ها و شعله های جدا نشان دهد، اما از طرز خرامت همه ترا میشناسند و با این شعبده بازی ها نمیتوانی چهره ات را پنهان کنی.

    • وقتی میرهزار مینویسد «معلم سیاسی راوا، کسی که از هوتل به هوتلی میرود و با خاینین مینشیند» شاید منظورش نشست و برخاست نورانی در نشست هایی از نوع ذیل در کنار چکری و مجاهد صاحبان دیگر باشد:

      سيمينار، نقش مجاهدين در تامين امنيت در کشور تدوير يافت

      کابل

      آژانس خبرى پژواک ١٤ سنبله ۱۳۸۶

      عده از مجاهدين در يک سيمينار تحت نام (نقش مجاهدين در تامين امنيت درکشور) حضور افراد جهادى را در ارگانهاى امنيتى کشور به خاطر تامين امنيت مفيد خواندند.

      سيمينار يک روزه يادشده، ازجانب شوراى متحد ملى افغانستان با اشتراک عده از مجاهدين، نويسنده گان و تحليلگران امور، امروز ١٤ سنبله در هوتل گلزاد شهر کابل تدوير يافت.

      محمد صديق چکرى سخنگوى سابق جمعيت اسلامى افغانستان ، در مورد نقش مجاهدين در ارگانهاى دولتى گفت: ((در شروع حکومت مؤقت و انتقالى که تعدادى از مجاهدين در ارگانهاى دولتى نسبت به حال بيشتر بود، مشکلات امنيتى ٨٠ فيصد کمتر از فعلاً بود.))

      به گفتۀ وى، يکى از ناکامى هاى حامد کرزى رئيس جمهور کشور اين است که مجاهدين را به شکل و نامهاى گوناگون چون دى دى آر، داياک، اصلاحات ادارى و غيره از خود دور نمود .

      برنامه هاى يادشده براى انجام کارهاى چون جمع آورى سلاح از افراد غير مسؤول و بعضى واحدهاى نظامى و انتخاب افراد مسلکى در پست هاى دولتى، روى دست گرفته شده است.

      در جريان تطبيق اين برنامه ها شمارى از مجاهدين سلاح هاى شانرا به دولت تسليم و به زندگى مُلکى سوق و تعدادى هم از وظايف وپست هاى دولتى برکنار گرديدند.

      مولوى حجت الله هلمندى يک تن ديگر از مجاهدين دوران جهاد در اين سيمينار گفت که دولت بايد به جاى افراد بى تجربه، از مجاهدين در تامين امنيت و قطع مداخلات خارجى استفاده نمايند.

      وى علاوه کرد: ((چرا که همين افراد ،برزگترين متجاوز زمان ( شوروى سابق ) را شکست داده بودند.)).

      همچنان موصوف گفت که دولت بايد به خانواده هاى شهداى دوران جهاد و مقاومت توجه نمايد.

      اما پاغر نورانى (ممکن منظور داد نورانی باشد) تحليلگر امور سياسى که در اين سمينار شرکت داشت گفت که وجود مجاهدين در حکومت، در جهت تامين امنيت، کدام تاثيرى نخواهد داشت. (آیا تاثیر منفی هم نخواهد داشت؟)

      به گفته نورانى در حال حاضر، بيش از چهل هزار نيروى خارجى و اضافه تر از صد هزار پوليس و اردوى ملى در کشور فعاليت دارند اما امنيت را تامين کرده نتواسته اند.

      در جريان سال جارى، نسبت به چهار سال گذشته مشکلات امنيتى در کشور بيشتر شده است.

      نورانى نقش مجاهدين در دوران جهاد را ستود و گفت که مجاهدين به دليلى که فعاليت آنها قبل از بوجود آمدن تنظيم ها (احزاب جهادى) آغاز يافته بود، بايد از تنظيم ها جدا فکر شود و تمام کارکردهاى تنظيم ها به آنان ربط داده نشود.

      شمارى از مردم، گروه هاى مجاهدين را به دليل جنگ هاى داخلى که سبب کشته شدن مردم و ويرانى ها گرديد ، مورد انتقاد قرار مى دهند.

      احمد ضياء رفعت رئيس شوراى متحد ملى افغانستان، هدف از تدوير اين سيمينار را در نظر گرفتن مجاهدت ها و قربانى هاى مجاهدين افغان خواند که در مقابل نيروهاى متجاوز شوروى وقت و متحدين آن، از خود نشان داده اند .

      رفعت تامين امنيت در کشور را نهايت مهم خواند و گفت: ((تا زمانيکه مشکلات ناامنى و مداخله بيگانه گان در کشور موجود باشد تصميم در مورد کشور و مردم ما از بيرون گرفته خواهد شد.))

      در اين سيمينار که تعداد مجموعى اشتراک کنندگان آن به حدود ٧٠ تن ميرسيد، عدهاى از مجاهدين و نويسنده گان مقاله هايى که در مورد نقش مجاهدين در تامين امنيت نوشته بودند، به خوانش گرفتند.

      آنلاين بنگريد : سيمينار، نقش مجاهدين در تامين امنيت در کشور تدوير يافت

    • آیا واقعا این نورانی بود که راوا اشاره کرده که به رسم کرزی چپن به تن کرده است؟؟

      هرچند نورانی حداقل در سطح اینترنت فرد شناخته شده نیست و کمتر در موردش میتوان معلومات یافت، اما اگر این واقعیت داشته باشد، تنها از همین عملش میشود به شخصیت و کراماتش پی برد.

      کرزی به حدی با چپن انداختنش منفور عام و خاص شده که حتی کسانی که قبل از کرزی چپن به تن میکردند از آن منزجر شده اند، اما حال اگر یک روشنفکر مدعی روشنگری بیاید و چپن به تن کند، فردا بیگمان تسبیح نیز خواهد گشتاند و پس فردا انگشتر های کلان عقیق دار را نیز انگشتانش خواهد کرد.

      این عمل با تسبیح انداختن، ریش ماندن و بالاخره پیوستن به جبهه ملی مصطفی ظاهر قابل مقایسه است.

    • سلام خواننده ی عزيز،

      نورانی که در اين خبر آمده، با آقای داد نورانی فرق دارد. برای خواندن نوشته های آقای داد نورانی به وبلاگ هفته نامه پيشرو مراجعه کنيد. اينجا

    • آقا یا خانم ریاضی دان!

      من میدانم که کجای شما را درد گرفته است. نوشته آقا یا خانم شجاع به نظر شما ویروس ضد راوایی است، اما به نظر من تبر به درز خورده است.

      کسانیکه راوا را از بیرون می شناسد، به این گفته های شما شاید کمی باور کند، اما من که یکی از اعضای شما هستم،هرگز به مبارزه شما باور ندارم و هر لحظه میخواهم از درون این تشکیلات گندیده برآیم اما مترصد فرصت هستم.

      من یک زمان حاضر بودم به خاطر آرمان های شما جانم را فدا کنم و در سخت ترین شرایط در کنار شما بودم، اما زمانیکه مرداری های شما را دیدم و حالا درک کردم( مشاوریت زن زلمی خلیلزادبرای راوا، عدم موضعگیری در مقابل تجاوز امپریالیزم امریکا، صدور ویزه به بسیار سهولت برای اعضای شما، اشتراک شما در در کابینه نوکرکی به نام کرزی...) که عمر خود را عبث در راه ترکستان رفتن،به مصرف نرسانم.

      هموطنان گرامی و ای کسانیکه میخواهید در راه رهایی انسان از زیر استعمار و استثمار مبارزه کنید، راوا یکی از جمله سازمان های است که غیر از تعهد به مبارزه هرچیزی را میتوانی در آن ببینی. راوا پوقانه ای است که توسط فقط چند نفر مرد به وسیله چند دختر دلیری که فقط اغغال شده است،پندانده شده است.

      در افغانستان دشمنان زیادی است اما عمده ترین آن امپریالیزم امریکا و متحدانش است و تضاد عمده فعلاً مبارزه با تجاوز است، اما طوریکه از کردکار شما معلوم میگردد مدافع سینه چاک امپریالیست ها هستید. کشور ما اشغال شده است اما شما فقط به چند جنایتکار داخلی چسبیده اید.

      شما آماده هستید که برای گرفتن حتی چوکی یک ریاست، تا نزد نوکرک امریکا سر به تالاق بدوید.

    • آقای میرهزار،
      من محصل سال سوم فاکولته حقوق هستم و یکی از خواندگان دایمی سایت شما و راوا. تا جائیکه من مطالعه دارم شما و آقای داد نورانی یا نورانی فراهی از آن جمله روشنفکران بی حیثیت، فرومایه و خود خواه هستید که عقده خود خواهی شما نمی تواند یک انتقاد آن هم وارد را بالای خود بپذیرید.

      فکر می کنم شما پیش راوای مردم دوست و طندوست به اندازه یک پشقل هم ارزش ندارید. راوا در طول مبارزه خود علیه دشمنان مردم به اثبات رسانیده که یگانه سازمان است که بدون ترس در مقابل دشمنان داخلی و خارجی جنگیده و خوشبختانه مثل شما روشنفکران نوکر منشانه لگه سیاه و ننگ را بر روی خود ندارد. و همیشه مبارزه پیگیر و خستگی ناپذیر علیه همه دشمنان ملت خواهد داشت.

      شما هم که طرفدار آزادی و عدالت اجتماعی هسیتد پس چه باعث شد که شما تبر خود را علیه راوا تیز کردید؟ کدام عقده شخصی خو با آنها ندارید؟ اگر نی پس بیاید همه طرفداران آزادی و دموکراسی به دشمنان ملت و مخالفان آزادی و عدالت اجتماعی اجازه ندهیم تا از این جنجالهای شخصی و عقده ای ما که درد ملت را درمان نمی کند استفاده کرده و خود را قویتر از پیش بسازد. من با باور کامل گفته می توانم که اگر ما همه دست به دست هم بدهیم و این حرکات طفلانه خود را دور بکنیم دشمن در مقابل خود را بسیار ضعیف و شکست خورده خواهد دید. وافقا وقتی که می بینم روشنفکران ما بر سر یکی دیگه وار می کند بسیار متاثر می شوم.

      مشوره ام برای خودت این است که این جر و جنجالهای خود را بس کو چون هر چه کنی باز هم به خال پای راوا نمیرسی. آقای نورانی فراهی خو اصلا لیاقت بوت پاک کردن راوائی ها را ندارد.

      آقای میرهزار اگر دوباره شما تصمیم گرفتید که به وطن خود برگردید و اگر احیانا دوباره به زندان انداخته شدید مه حاضرم تا وکالت شما را پیش ببرم ضرورت به سفارش نخواهد بود:-)

    • آقای قدیر خان!

      آقای نورانی و آقای میرهزار هرکه میخواهند باشند و هر موضعی سیاسی میخواهند داشته باشند، برایم مهم نیست، برایم مهم این است که شما قدیر خان بدون اینکه درکی درستی از موضع شعله یی ها داشته باشید، آنها را با سایر خودفروخته ها همردیف قرار داده اید.

      من مارکسیست - لنینیست مائوتسه دون اندیشه و یک شعله یی هستم. شما بفرمائید و بگوئید که در طول تاریخ مبارزاتی جنبش چپ افغانستان چه وقت و برای کی شعله یی ها وطن و خود را فروخته است. آیا شعله یی ها وطن را به روسها، پاکستانی، فرانسوی ها، امریکایی ها، عربستان سعودی، ایرانی ها و سایر کشورها فروخته است که این همه نفرت بر ضد آنها داری. حساب سپنتا، براهوی و سایر خودفروخته ها که زمانی خود را در لباس شعله یی به مردم جا زده بودند،از مبارزین راستین و جان به کف شعله یی زمین تا آسمان فرق دارد. شعله یی های واقعی هرگز حاضر نیستند برای زر و زور خودفروختگی نمایند، چنانکه احزاب خلق و پرچم، هفتگانه و هشتگانه، تکنوکرات های غربی و سایر خودفروخته ها برای رسیدن به قدرت و نان و نوا خودفروختگی کرده اند.

      آقای قدیر خان اگر واقعاً نفرت شما بر مبنای سند است،لطفاً لست خودفروختگی ها، جنایات، جاسوسی ها و حرامزادگی های شعله یی ها را برای آقای میرهزار بفرستید تا در سایت وزین خود آنها را انعکاس دهند و خوانندگان مطلع شوند، در غیر آن از اراجیف و الفاظ توهین آمیز به شعله یی دست بردارید.

      اگر شعله یی ها خودفروخته میبودند، حالا مثل سایر خودفروخته ها به نان و نوای میرسیدند.

      بی شرمی از خود حد و اندازه دارد.

      شعله یی ها به صراحت اعلان میکنند که کشور ما اشغال شده است و تضاد عمده بین خلق های کشورهای مستعمراتی است.مبارزه شعله یی ها توده یی و طولانی است. تا زمانیکه این تضاد حل نگردد، نه استثمار از بین میرود و نه زندگی پر سعادت نصیب توده ها میگردد.

    • با عرض معذرت قابل ذکر است که جمله تضاد عمده بین کشورهای مستعمراتی ... ( و کشورهای امپریالیستی ) است، در پاگراف بالا مانده است.

    • آقای مير هزار. برادر. خيلی مقاله ها و مطلب ها ، شخصی، خصوصی و بينمک شده است . خوب اين نورانی ، که داد نورانی نيست و اورا کسی نميشناسد ، چه حاجت به اينهمه د رفشانی و تعريف و توصيف!
      مونيکای عزيز ، دوستت دارم . مونيکای هوس انگيز ، ميپرستمت ، کنار بحيره سياه چه عشق های باهم داشتيم ! خواننده عزيز، حواست باشد اين مونيکا، آن مونيکا نيست که معشوقه بيل کلينتون بود و همه اورا ميشناسند ، اين مونيکا ، با آن فرق دارد !

    • فکر کنم که دوست بالا اشتباه نکرده، من گزارش این سیمینار را در تلویزیون نیز دیده بودم و فردی که در عکس ذیل در وسط نشسته همانی است که در گزارش از وی تذکر بعمل آمده:

      http://kabulpress.org/IMG_40171kpcbisawadi.JPG

    • عکس نورانی در جمعی از افراد دیگر و به فرض خاین اگر دلالت بر خیانت کسی کند، باید قبل از همه راوا هزاران بار خاین باشد که عکس های یادگاری فریده احمدی (عضو رهبری راوا) با ریگن (رییس جمهور وقت امریکا) در تمامی مطبوعات به چاپ رسیده بود و راوا از آن عکس در مظاهره های خود استفاده می کرد. اگر قرار برین باشد که عکس کسی در جمع دیگری خیانت تلقی شود، راوا ملیون ها بار خاین تر است، زیرا عکس های یادگاری بیشماری با اربابان بنیادگرایان و طالبان دارد. راوا با کثیف ترین حامیان طالبان (پاکستان) هم عکس های فراوانی دارد و محافل معرفی با حزب مردم پاکستان (مادر طالبان) برگزار کرده است. عکس های زیادی با وزیر داخله سابق (آفتاب احمد خان شیرپاو) دارد. مگر یاد تان رفته یا بی چشمی را از حد گذرانده اید؟

    • بسيار جالب است اين موضوع. راوا ديگران را نفرين می کند که چرا در افتتاح يک هفته نامه رهنورد زرياب دعوت شده است و در حالی که می بينيم در دو مراسم رسمی اين سازمان آدم هايی از همان نوع و نيز ان جی او سالاران مهمانان در صدر نشسته اند. اين موضوعی که شما ذکر کرده ايد نيز بسیار جالب است. آيا امکان دارد اين عکس ها را در اختيار ما قرار داده و توضيحات بيشتری ارايه کنيد؟ از کجا تا شاگردی زن زلمی خليل زاد!

    • گمان نگنم که راوا کدام سابقه ی نیک داشته باشد که شما مجذوب انقلابی گری این سازمان تروریست شده اید. راوا برود جواب خون اکبر نوتاش و کسانی مانند نعیم هزاره را بدهد که با قساوت تمام آنها را به قتل رسانید و دوستان دیگر خود را به زندانهای خلقی ها و پرچمی ها انداخت. هرگز این سازمان بخاطر جنایت های خود بخشیده نخواهد شد.

    • سلام

      متاسفانه من از اين دو هيچ نمی دانم. امکان دارد معلومات بيشتر را در اينجا بياوريد و يا اگر کدام سندی مبنی بر صحت ادعايتان داريد را برايم از طريق ايميل ارسال کنيد؟

    • داد نورانی فراهی یک شعله ای دو آتشه و راوایی است، من او را به خوبی میشناسم. این هم شاید از شگرد های راوایی باشد که یک راوایی برخیزد و با بی نمکی ضد راوا بنویسید تا بتواند دیگران را بفریبد و در چهره متفاوت ظاهر شود.

      اگر قبول ندارید به نشریه‌ای که به نام روزگاران انتشار میداد توجه کنید، لحن و شیوه نوشتنش همگی مائوئیستی و راوایی است.

    • به جواب این حرف های پر طمطراق شکیلا فقط یک حرف کفایت میکند که زدن ریشه ها مهم است، نه شاخه ها.

      جهادی، طالبی و بنیادگرا فقط شاخه های امپریالیزم است. اگر راوا جرئت دارد ضد امپریالیست ها مخصوصاً امپریالیزم امریکا مبارزه خود را شروع کند.

      با شروع شدن مبارزه راوا ضد امپریالیست ها مخصوصاً امپریالیزم امریکا، تمام امکانات راوا قطع میگردد.

      راوا که یک حباب است، چیزی جز نوکرک حلقه به گوش امپریالیست ها نیست، اما این واقعیت دارد که در ظاهر زیاد ضد بنیادگرایی و جهادی و طالبی است.

    • آقای شعله‌ای،

      با گفته شما کاملا موافقم، امید آنچنانی که میگویید این مبارزه را با جدیت آغاز کنید تا ما هم در صفوف شما با شما یکی شویم.

      اما این مبارزه باید در افغانستان و بین مردم باشد نه فقط شعار دادن در سایتهای اینترنتی از اروپا و امریکا و کانادا.

      و باید توجه داشته باشید وقتی مبارزه ضد امپریالیستی تان آغاز شد، ناگذیرید که با "شاخه ها" هم روبرو شوید چون همین شاخه ها هستند که "ریشه" را در افغانستان حفظ کرده اند.

      اگر شما شروع به ریشه کنی کنید، امریکا همین شاخه ها را ضدشما بسیج خواهد کرد تا با شما درگیری کنند، بناء نباید کاملا شاخه ها را هیچ و یا کم ارزیابی کنید.

    • ویروس خود راواست. گویی در افغانستان هیچ مسئله دیگری نیست که راوا آنچنان اتهامات سخیفانه را به نورانی می بندد؟ "جیره خواران" خانم خلیلزاد به دیگران اتهام می بندند. چه زمانه ای؟!! حمایت از "سازمان مبارز بی همتا" زمانی معنا می یابد که طرف هم به مبارزه و شجاعت دیگران ارزشی قایل باشد، نه اینکه خود را همیشه "مبارز بی همتا" بنامد!

    • به فرح پاکزاد

      سوال اول: شما که با اسم مستعار زندگی میکنید، پس چگونه وکالت دیگران را خواهید کرد؟ ثانیاً دستگاه قضایی افغانستان کجا و داشتن وکیل کجا؟

      سوال دوم: آیا شما میدانید که رهبر اصلئ راوا کیست و معاونانش کیها اند؟ و در کجا زندگی میکنند؟ از کجا تمویل میشوند؟ هدف شان در آینده چیست؟ موقف شان در مقابل دین اسلام چیست؟ چرا آفتابی نمیشوند؟

      و در اخیر باید گفت که شما با آنکه دانشجوی سال سوم حقوق و علوم سیاسی میباشید نمیدانید که در زبان فارسی، فاکولته را دانشکده میگویند و هرگاهی خواستید انگلیسی بنویسید میتوانید از کلمه فاکولته استفاده نمایید. بهر حال از نوشته تان معلوم میشود که حتی دانشگاهیان راوایی در یاوه گویی و فحش دادن درجه یک میباشند.

    • فرح جان، تو و راوایت هم برای ما به اندازه پشقل ارزش ندارید. خوب است که تو بروی و بوت پاکی راوایی ها را بکنی، چون ارزش آن را داری و این در وجودت به خوبی دیده می شود. بلی دیگران نمی توانند به این پستی و ذلت تن بدهند که بوت پاک راوا شوند، البته راوا درین مورد بسیار ماهر است، چون به خوبی از عهده نقش بوت پاکی زن خلیلزاد برآمده است. دروغ هم می گویی که محصل فاکولته حقوق هستی پاکزاد جان؟!!

  • این نورانی کدام مرغک نو است که ما نمی شناسیم.

    قبل از آغاز این بحث کمی وی را برای ما بشناسانید.

    یک نورانی همان رهبر مشهور اسلامیست های پاکستانیست که شهره عالم است که فکر کنم درین نوشته منظور او نباشد.

    • آقای رستم شجاع!

      ازتعریفها وتوصیفهای بی حد وحصر تان از جناب داد نوارانی فقط اینرا درک کردم که جنابعالی خواسته اید بگوئید که عنقریب از جانب پروردگار بالای داد نورانی وحی نازل شدنیست باید همگی دست جمعی بر پیغمبری داد نورانی ایمان بیاورند.

      اینکه ایشان نه خلقی است نه پرچمی نه شعله ئی نه راوائی نه جهادی و نه هم انقلابی ونه هم سابقه کاری باکدام نظام سیاسی داشته است ونه هم در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی سابق زندانی شده است ونه به پاکستان مهاجرت کرده خلاصه ایشان یک فرشته منزل آسمانی است که باید مردم افغانستان اورا من حیث یک ناجی بزرگ به رسمیت شناخته وهیچ گونه اننقاد از عملکردهای وی بعمل نیاورند.

      تا جائیکه من مقالات راوا وهم جناب کامران میرهزار را خوانده ام از راوا چیزی گفته نمیتوانم اما آقای کامران از اشتراک آقای نورانی در محافل که ایشان شرکت کرده اند انتقاد بعمل آورده است نه دشنام زده است ونه کدام چیز دیگر شاید هم نوشتن مقالات داد نورانی مورد استفاده راوائی ها قرار گرفته باشد که اندرین باب سوء تعبیر رخ داده باشد ویااینکه شاید کامران اسناد مبنی بر ادعای خویش داسته باشد.

      اما ازآنجائیکه کامران میرهزار عملا این دشنامنامه خودت رانشر کرد این بخوبی برای شما وهم برای داد نورانی ثابت کرد که کامران میرهزار بیش ازهرکس دیگر به آزادی بیان معتقد است چنانچه که خود داد نورانی نیز میتواند درهمین سایت از خودش دفاع کند.

      من خودم نشریه (پیشرو) را نه دیده ام ونه خوانده ام اما فکر نکنم که داد نوارانی آنقدر دل وگرده داشته باشد که به منتقدین خودش چون کامران مجال نشر مقالات مخالف خودرا بدهد.

      بهرحال هرچه در دیگ باشد درکاسه می ریزد ببنیم که خواننده گان دیگر ما از داد نورانی چه برداشت دارند.

      ازاینکه بنده صرف یک مقاله انتقاد گونه داد نورانی را در پیام مجاهد خوانده ام برداشت ام ازاینکه داد نورانی به آن اندازه که شما درین دشنامنامه تان توصیف وی را کرده اید به آن اندازه از شجاعت وشهامت انتقاد برخوردار نبوده و نه هم معیار های یک نقاد چیره دست را دارا می باشند. اما باز هم درعالم ناشناسی احترام برایش قایلم.

    • آقای عطاخیل سلام،
      در کجا چنین شتابان متوجه شده اید که آقای شجاع، میرهزار را دشنام داده است؟ من هم آن نوشته را خواندم، اما چیزی که شما می گویید در آن ندیدم. اگر لطف کنید و بگویید که در فلان جا به میرهزار دشنام داده شده است، ممنون خواهم شد. در هیچ جایی نوشته هم ندیدم که از نورانی، پیغمبری تراشیده شده باشد و یا گفته شده باشد که به خارج رفته یا نرفته و یا فلانی بوده و نبوده وغیره. تا جایی که نوشته را خواندم، رستم نام خواسته است که اتهاماتی که به نورانی زده شده است، از او دفاع کند. شاید شما نوشته های راوا را نخوانده اید و یا آن چیزی که به نورانی اتهام زده شده است،درک نمی توانید. شما بسیار با عجله او را فرشته تصور کرده اید، شاید هم به خاطر نام شان: نورانی؟!
      به هر حال موفق باشی.

    • به آنهایی که هنوز هم از بیجیایی، جنایت پیشگی و چاکر منشی حزب خلق و(خلق و پرچم) هنوز به خوبی وقوف ندارند:

      به این لینک مراجعه کنید و شمه ای از چگونگی خپی ها (خلقی ها و پرچمی ها) نسبت به وطن، مردم وتاریخ را به چشم سرببیند.

      سایت برگنامهء فانوس هنر:
      http://www.faanoos.com/misc/sahanghar1.htm

    • اینبار با دیدن این مقاله از جانب نورانی نام و یا هم کدام مریدش، پیشنهادم به راوا اینست که دیگر اینگونه نوشته ها را یکسره نظر انداز کند به حد پشکل به آن ارزش نباید قایل باشد. به نظر میرسد اینان میخواهند راوا را مصروف جنگ های زرگری با خود کنند تا از مبارزه و هدف اصلیش باز ماند.

      راوا در دو نبشته اش اخیرا به مسایل زیادی پاسخ گفته و بهتر است بعد از این مثل گذشته مبارزه اشرا روی جنایتکاران و قلمبدستان منفور شان متمرکز سازد که وطن را به ماتمکده مبدل کرده اند.

      انسانهایی چون نورانی و امثالش بی ارزش تر و بی اهمیت تر از آنند که راوا روی شان انرژی صرف کند مخصوصا که چیز نوی برای گفتن ندارند.

    • کبیر خان سلطانی، راوا و مبارزه؟!!! نکند شوخی می کنی؟ مبارزه از طریق کتاب خانم خلیلزاد؟!! یا ستیو پینارز؟ یا جودی ایتالیایی؟ یا دهها جاسوس دیگر؟ کدام یکی جانم؟ کی را می خواهی بازی بدهی؟ شاید راست می گویی که بسیار مصروف پول پیدا کردن هستید. کاملاً درست. فقط اگر وجدان داشته باشید، می دانید که به خون مینا چقدر خاین هستید. تو باید به راوا پیشنهاد کنی که نوشته های خلاف خود را یکسره نظر انداز(!) کند، چون با گذشت هر روز بادرفتگی راوا نمایان شده می رود.

    • بی نام
      ظالم جان به خیالم سریال های هندی تلویزیون ها چنان گیج ات ساخته که نیاز به معرفی افراد داری.

      حتی یک وطندار که کراچی هم دارد امروز نورانی را به خوبی می شناسد چون او به کرات در تلویزیون های وطن ما در موارد معینی موضع گرفته است. ولی شما گیج خان از کابل پریس می خواهید او را به شما معرفی کند.
      متوجه شده ام که حتما هفته نامه های ملالی، روز، سینما وغیره می خوانید، چون اگر هفته نامه ها با مواضع سیاسی می خواندید، نورانی را در پیشرو می شناختید.

      ظالمک، گیجی ات قربان!

    • آقای سلطانی
      ما خوانندگان کابل پریس را اجازه بده که پاسخ راوا را نیز بخوانیم. در غیر آن برداشت خاهد کدیم که راوا عاجز مانده است و زیر کاسه نیم کاسه است.

      مه از راوا می خواهم که سکوت نکند که به معنی قبولی است.
      وقتی که در مورد حامد سمیع، زریاب، کامران میرهزار، سیاه سنگ و دیگر دوستان سکوت نمی کند، سکوت در مقابل داد نورانی که از چهره های محبوب و نویسنده خوب به حساب میرود و کسانی زیادی نوشته ها و صحبت هایش را می پسندد، به معنی درستی نوشته رستم نام است.

      با احترام فایقه

      سلام پریانی
      دانشجو دانشگاه کابل

    • آقای درویش سلام!

      شما بنده را متهم به شتابزده گی کرده اید ولی خود نوشته آقای رستم را نخوانده اید بمجرد نام دیدن نام عطاخیل شتابان از من خواهان اثبات دشنام شده اید. لطفا به جملات اخیر این نوشته که درچوکات آمده است توجه کنید:

      ). تا جاییکه او مصروف کار است و با آبله کف دست نان می خورد و در برابر هیچ جاسوسی قد خم نمی کند، فرصت رفتن به هر هوتلی را ندارد. خوب است که نورانی هزار بار چپن بپوشد و آنانی که مشت شان نزد نورانی باز است، هزار بار از بی چیزی برای او لجن پراکنی کنند، اما یک بار هم ننگ «زنده گاوی» و مشتمالی و چاپی کردن جواسیس را قبول نکنند، زیرا مردم ما زمانی چپن می انداختند که کرزی آن را نمیشناخت و به این خاطر این اتهام به اندازه پشقلی اهمیت ندارد. حال که عوض آقای نورانی پای من وارد جدال شما شد، خوب است ادامه دهید و چنان بشنوید که نشنیده باشید.

      جناب آقای رستم هرنوع انتقاد علیه داد نورانی را به اندازه یک پیشقل هم اهمیت نمیدهد.

      استعمال کلمه پیشقل که همانا مواد فضله حیوان است خودش یک دشنام است اگر من معنای کلمه پشقل را غلط فهمیده باشم از شما وهم از رستم خان معذرت میخواهم.

      شادباشید

    • آقای عطا خیل با سلام مجدد، همانطوری که نوشته بودم که با شتاب نوشته اید، منظورم همین بود که "خوب است که نورانی هزار بار چپن بپوشد و آنانی که مشت شان نزد نورانی باز است، هزار بار از بی چیزی برای او لجن پراکنی کنند، اما یک بار هم ننگ «زنده گاوی» و مشتمالی و چاپی کردن جواسیس را قبول نکنند، زیرا مردم ما زمانی چپن می انداختند که کرزی آن را نمیشناخت و به این خاطر این اتهام به اندازه پشقلی اهمیت ندارد. حال که عوض آقای (...)" خطاب به راواست نه آقای میرهزار. چنین چیزهایی در نوشته های راوا آمده است و اگر شما آنها را دقیق بخوانید متوجه می شوید. تا جایی که من متوجه شدم، بحث بر سر چپن پوشیدن است که راوا به آقای نورانی اتهام بسته است.
      برداشت من از نوشته همینطور است.

    • آقای درویش!

      اگر از اول مقاله خودت باز مرور کنی رستم خان ادعا دارد که ما ازجنگ کامران میرهزار وراوا سر به در نیاوردیم که اصلا جنگ سرچی است؟

      شاید هم سر لحاف ملا نصرالدین بعد موضوع چپن پوشیدن توسظ راوا ذکر شده است اما موضوع هوتل به هوتل گشتن توسط کامران میرهزار این آقا رستم با یک تیر دو فاختک را شکار کرده است.

      من در پیام اولی خود از راوا نخواستم دفاع کنم زیرا موضعگیری راوا درقبال مخالفین اش جز دشنام چیز دیگری نیست اما ازکامران میرهزار من باید دفاع کنم که منظور کامران میرهزار ازهوتل به هوتل گشتن داد نورانی مغازله با جنایتکاران است.

      این دشنام نیست صرف انتقاد است وهرکس حق دارد که کس دیگر را در صورت موجودیت سند انتقاد کند.

      امیدوارم باردیگر صرف همین مقاله را هم به غور بخوانید ودر آخر کلمه پشقل را استعمال کردن نسبت به هر منتقد خودش دشنام است.

    • درویش خان، از منتهای بدطینی تو حکایت میکند وقتی چشمانت کور و وجدانت میخوابد و نمیتوانی مبارزه راوا را ببینی آنان را جاسوس بخوانی.

      اگر راوا فقط مثل شما ها پشت پول و شهرت میبود، حال جایش در کنار ستمکاران میبود و مثل گدی گک هایی مثل قدریه یزدان پرست، شکریه بارکزی، فوزیه کوفی، سیما سمر، جمیله مجاهد، فرشته حضرتی، فاطمه گیلانی، مسعوده جلال و دیگران میبود و زیر چپن کرزی میبودند.

      اما اینان مبارز بودند که با قاطعیت علیه ستمکارن و جنایتکاران داخلی و خارجی مبارزه میکنند و نشریات و مبارزات شان تیرهایی در چشم و قلب خاینان وطن ماست.

      تنها زمانی حرف و سخن تو و همراهانت مورد قبول خواهد بود که مثل نمونه های ذیل شما ها هم مورد حمله و فحاشی دشمنان وطن ما قرار گیرد. این افتخار را راوا دارد که همه خانیان جهادی، طالبی، خلقی، پرچمی و تکنوکرات آنرا دشمن خود میدانند و دل پردرد از افشاگری های راوا دارند:

      http://pz.rawa.org/41/41demand.htm

      http://pz.rawa.org/40/40protest.htm

      http://pz.rawa.org/46/46mozin.htm

      http://pz.rawa.org/sokhani/2-mitaq-khoon-pg-1.gif

      http://pz.rawa.org/46/46qola.htm

      http://pz.rawa.org/66/66sayyaf_ut.htm

      http://pz.rawa.org/42/42winner.htm

      http://pz.rawa.org/41/41paygham.htm

      http://pz.rawa.org/41/415slaps.htm

      http://pz.rawa.org/41/41latifp.htm

      http://pz.rawa.org/41/41against.htm

      http://www.rawa.org/28press7.htm

      http://www.rawa.org/28against.htm

      http://www.rawa.org/28press1.htm

      http://www.rawa.org/dec10-00.htm

    • تا وقتی اعضای راوا مخفی باشند کس گفته نمی تواند که آيا در دولت شامل هستند يا نه.

    • بر نورانی صاحب خرده گیری نکنید، بیچاره ماهها دفتر به دفتر گشت و تلاش کرد که منحیث وزیر یا معین وزارت مبارزه با مواد مخدر تعیین شود اما نتیجه نداد، حال درین نوشته خواست درد این جدی گرفته نشدنش را از راوا بکشد چون تصور میکند که این تاپه راوایی بر تاراقش بود که باعث شد به وی این پست ها داده نشود.

      حال بصورت قاطع با این نوشته اعلان کرد که حسابش با راوا جداست تا خدا کند که در کدام پست دیگری مقرر شود.

      اما فکر کنم به این حد کافی نیست، نورانی صاحب نیاز دارد که علیه شعله جاوید هم مقالاتی بنویسد که دیگر به دولت کرزی و آمران امریکایی اش ثابت شود که با همه‌ این جریانات افغانستان الوداع گرفته تا مورد اعتماد گردد و برایش پست خوبی داده شود.

      خداشرمانده چند ماه پیش این نوشته را میکردی امروز در چوکی جنرال خدایداد نشسته بودی!!

    • مبارزه حقیقی را جانباختگان سازمان رهایی افغانستان انجام دادند و نه اعضای فعلی راوا که به آرمانهای مینا و فیض شهید خیانت کردند.

    • واقعاً که راوایی ها چشم سفید هستند. خود شان خود را به زمین و زمان کوبیدند، به پایبوسی کرزی رفتند و اکنون به دیگران اتهام می زنند. زهی وقاحت! تا جایی که من خبر دارم شماها بودید که (...) را به خاطر وزارت نزد کرزی با سخنگوی فلان حزب تان روان کردید و (...) به عنوان مشاور در (...) وزارت کار می کرد. اکنون که دیده درایی می کنید، در صورتی که لازم شد و شما دیگران را مجبور ساختید، آن را افشا خواهد کرد. یاد تان باشد که شما آغاز می کنید و مسوولیت را باز به دوش نمی گیرید. افشاگری های خاینانه از نوع شما از دست هر کسی ساخته است. فقط متوجه باشید که دیگران را مجبور نسازید مانند شما به عمل متقابل دست بزنند. شما خود در غارها خزیده اید و دیگران را به رگبار اتهام می بندید. خدا شما را شرمانده که بادرفتگی تان هر روز نمایان شده می رود، نه نورانی را که با داشتن زندگی علنی، چنین رستم وار به جنگ ددان می رود، نه راوای خیالی شما. مبارزه با داشتن ملیون ها دالر و از آدرس های نامعلوم کار هر خسی است.

    • رفیق درویش!

      اگر خودت همان درویش استی که بامن درمورد رفیق کارمل ورفقای حزبی ات درگیر استی باید جواب بدهی که آیا پیامهای آقای عطاخیل برایت قناعت بخش بود ویانه؟

      اگر مجاب شده ائی چرا پیام نمیدهی و اگر اعتراض داری بازهم چرا سکوت اختیارکرده ئی؟

      از دوپیام سربه سر من فهمیدم که اصلا کم سواد بوده ئی که نتوانستی دشنام آقای شجاع را به آدرس های مختلف درک کنی؟

      کو حریف نکته دانی

      که سخن نگفته باشی به سخن رسیده باشد.

      اگر بازهم همان درویش استی بار دیگر من ترا بیسواد خطاب نمیکنم چون قول داده ام که درشهر کورها یک چشم پادشاه است.

      قبول داری؟

    • راوا یعنی شعلهء جاوید. شعلهء جاوید هم با روس ها و ایادی شان دشمنی داشت و هم با اخوانی ها. به این معنی که دشمنی راوا و شعلهء جاوید با اخوانی و طالبی و خلقی و پرچمی برای خدا و خلق خدا نبود و منتی هم سرکسی بار نکنند. دشمنی آنها دشمنی ایدیولوژیک بود که این ایدیولوژی هیچ رابطه یی با مردم، فرهنگ، تاریخ و منافع کشور ما- افغانستان نداشت.

      دشمنی کردند، افشاگری کردند و هرچه کردند به خود کردند. همین حالا هم برای خود می جنگند و برای عقده های خود نه برای مردم.

      شما ببینید که ملیون ها نفر در افغانستان در جنگ و جهاد علیه روس و پاکستان شهید شده اند. اما راوایی ها تنها همان هایی را تقدیس و تقدیر میکنند که عضو شعلهء جاوید یا عضو راوا بودند.

      راوا، در بهترین صورتش، یک سازمان ایدیولوژی زده است که تنها به خود فکر میکنند. آنها هیچ چیزی از پل پت و ندارند، تنها چیزی که کم دارند قدرت سیاسی است. اگر بدست شان بیاید، کمتر از پلپت جنایتکار نیستند. چرا که جنایات پلپت ناشی از ایدیولوژی ای میشد که راوا و شعلهء جاوید نیز پیرو آن هستند. پس راوایی ها یعنی جنایتکاران باالقوه!

    • به ادامه سخنان آقای عاصم باید افزود که این آقای داد نورانی هم برادر سکه راواست و تفاوتی با آنان ندارد. یک مائوئیست شعله‌ای که شریک جرم راواست.

      امروز اگر وی یا کدام طرفدارش در مقابل راوا به طغیان آمده شاید مشکل در تقسیم غنایمی باشد که از چین و سایر کشور ها بدست می‌آورند نه اینکه شیوه غیر از راوا را پیشه کرده باشد. حداقل متن و شیوه نوشتار راوایی این مقاله معلومدار است که نویسنده کسیست که باید سالها با راوا کله جنبانده باشد!

    • عابدالله خان، وجدان خودت خوابیده است که به راه مینا خیانت می کنید و آن را "مبارزه" می نامید. راوا فقط در فکر شهرت و پول است و هیچ پروژه ای غیر از پول آوری ندارد. برای راوا حتی ارزش ندارد که صدها انسان قربانی شوند، فقط راوا زبانزد خاص و عام باشد و پروژه هایش پول آوری داشته باشد. به هر اندازه ای که وضعیت در افغانستان بحرانی تر شود، راوا به همان اندازه خوشحال می شود، زیرا پروژه هایش گل می کند و خود را در نقاب "شرایط امنیتی خراب" و "مخفی کاری" پنهان می کند. این دروغ را هم تحویل کدام طفلک بده که راوا اگر در فکر پول و شهرت می بود، مانند فلانی و بستانی به مقام می رسید. بسیار دویدید، اما جایی را نگرفت جانم! افتخارات راوا هم ارزانی خودش باد!

    • گزافه گویی های هوایی از روی عقده های ضد راوا!

      راوا خود به بهترین وجهی پاسخ اینگونه سفله های تسلیم طلب و پنچر شده را داده است:

      اگر «راوا» ذره‌ای استقلالش را به معامله می‌گرفت و زیر بار می‌رفت، وضع به یقین فرق می‌کرد و به مقام ها و دفتر و دیوان بیشتر و وسیعتری از «کمسیون مستقل حقوق بشر» و «وزارت امور زنان» دست می‌یافت. منتها دیگر «راوا»یی می‌بود تسلیم شده، «جامعه مدنی» شده، «انجمنی» شده و بی‌مسلک و بی‌وقار و بی‌شمشیر در برابر جنایتکاران که از مردم خاینانه می‌طلبد «گذشته‌ی تاریک را ننگرند» و به روی حاکمیت رهبران نستوه جهادی لبخند زنند!

      «راوا» گزارش مالی ندارد، شما افشایش سازید که چقدر گرفته، از کجا گرفته، چه شده و «سران»‌اش در کجا برای خود قصرها آباد و حساب‌های بانکی باز کرده و سرگرم عیش و نوش اند. در غیر آن دروغگو که ثابت می‌شوید هیچ، به اثبات می‌‌رسانید که در برخورد به «راوا» حنجره‌ی خاد، واواک، سرجنایتکاران و کلیه فرهنگیان خادی ـ جهادی هستید.

      و حرف نهایی اینکه افسوس که وضع مالی ما بسیار بد است طوری که حتی امکان تجلیل روزها و برگزاری محافل و کنفرانس‌ها و انتشار اسناد زیادی را از ما سلب می‌کند ورنه پارلمان و حکومت و ولایت و سفارت و قومندانی و ... را زیر پای جنایتکاران و چوچه سگان ادبی و تبلیغاتی شان به جهنمی شعله ور بدل می‌کردیم.

    • آقای صمدی، این چه اتهامی است که همواره به دیگران حواله می کنید: "پنچر و تسلیم طلب"؟ می دانی کسانی "پنچر" و "تسلیم طلب" اند که خود را به پای خانم خلیلزاد انداخته باشند، کسانی "پنچر" و "تسلیم طلب" اند که سفارت خانه های کشورها را به خانه های شخصی خود مبدل کرده اند، کسانی "پنچر" و "تسلیم طلب" و خاین اند که به خاطر پول به هر نوع دلالی تن می دهند و حتی حاضر اند نام انقلابی راوا را به سازمان سیاسی-اجتماعی بدل کنند (شاید این را هم اتهام بنامید، اما خوب است که یک بار دیگر جواب خود به آقای میرهزار را از سر مرور کنید). تسلیم طلبی مگر شاخ و دم دارد که تو آقای صمدی باید آن را با دستانت لمس کنی و بعد بگویی که اینه شاخ و دم اش معلوم است؟ دیگران را "پنچر و تسلیم طلب" خواندن بسیار آسان است. خوب است سرت را یک بار در گریبانت بکنی و از کاکاهای کلانت آن را پرسان کنی. در مورد وضع بد مالی هم شکایت کرده ای. همان حرف آقای عبادت الله را برایت می نویسم که جان برادر، برو کدام طفلک را فریب بده.

  • حساب راوا و جاوا دیگربه همه معلوم است. درشرایطی که فاشیزم افغان ذلتی هستی کشور را تهدید میکند، راوا و جاوا در خدمت همین فاشیزم پل پا گم میکندومیخواهد « جنگسالار» محاکمه کند.

    حالا دیگر کور هم میداند که دلده شور است. راوا چیزی نیست جز آلهء دست پاکستان درگام نخست ووسیلهء دست فاشیزم افغان ذلتی برای ملامت کردن و برون راندن هرچه بیشتر شخصیت های غیر پشتون از دولت و مراکز قدرت.

    اما هم راوا و هم باداران پاکستان و رهبران پشت پردهء فاشیست آن باید بدانند که مردم بیدار شده اند. خود میتوانند خوب وبد خود را تمییز دهند. نیازی به چند تا دخترک بیسواد و لچر نیست که از حقوق آنها دفاع کند.

  • موترهای هشت هزار یورویی دست می یابند

    شاید منظور هشتاد هزار یورو باشد چون هشت هزار یورو برای یک موتر مدل بالا و لوکس پول ناچیز است!!!

    • دوست عزیز،
      شما چه می گوید که به هشت هزار یورو موتر لوکس خریده نمی شود. مه نمیدانم که به نظر شما موتر لوکس چیست، ولی مه که پیاده روم برایم موتر با قیمت دو هزار یورو نیز لوکس معلوم می شود.
      جانمرگ ساتکت مثلیکه تیر است

    • تو که پیاده رو هستی پس برت بایسکل هم لوکس معلوم میشه و هرکسی که داشت آنرا انتقاد کن که جاسوس است که به آن دست یافته!!

      تنها در شهر کابل گفته میشود چهارصد هزار وسایط نقلیه وجود دارد که اکثر شان بنابر درک تو لوکس هستند، پس حداقل چهارصد هزار جاسوس!!

    • ظالمک بی نام،
      خوده ده کوچه حسن چپ نزن بیادر!
      موترهای هشت هزار یورویی اگر از جیب خودت باشد، شاید سوال برانگیز نباشد، ولی وقتیکه موتر دو هزار یورویی هم از جیب دیگران بود مالوم میشه که ساتکت تیر است.
      مردم ما با آبله کفت دست موتر یافتن نه که توفه گک باشه!!
      ظالم جان، می فامی که گپ ده کجاس

  • اگر راوا واقعا "سراب" است پس این آقا چرا وقتش را برای نوشتن در برابر آن به هدر میدهد، میتواند بسیار به آسانی از سر این "سراب" بگذرد!!

    • ما که از خیرش گذشتیم...

    • تعریف سراب اینست که انسان ها را فریب می دهد و باید به کسانی که در مورد سراب نمی دانند، معلومات داده شود. حالا راوا هم همینطور است. افراد زیاد را بازی داده است که گویا "مبارزه" می کند و زیر همین نام، به همه بدو بیراه می گوید و تنها خود را مبارز و دیگران را خودفروخته می نامد، پس خوب است که اکنون که آقای شجاع آن را سراب نامیده است، همه سراب را خوب بشناسند. دیگران به آسانی از "سر این سراب" گذشته اند، باید دیگران نیز در مورد آن بدانند.

  • روشنفکران چندچهره ای که در ظاهر بسیار تند نویسی می کنند و در پشت پرده با مهارت مغازله می نمایند، به مشتمالی و «چاپیگری» مهمانان غربی پرداخته، بعضی از آنان به «استاد مشتمالی» شهرت یافته و به این ترتیب به فند ملیون یورویی، قصرهای سه طبقه و موترهای هشت هزار یورویی دست می یابند، جهت کتمان اینهمه دنائت عموماً انواع اتهام را در حد شخصیت های ضعیف خود به دیگران می بندند، ولی برای آنانی که نورانی و طرف را از نزدیک می شناسند، این جلف گویی ها به اندازه بند بوت شان هم ارزش ندارد.

    این استاد مشتمالی کیست، آقای رستم؟ ولا خجالت کشیدم که آدمیزادی در افغانستان ما هم باشد که به دختران عفت دار این وطن درس چاپیگری جاسوسان را بدهد.

  • ميرهزار در مورد نوراني گفته است: «معلم سیاسی راوا، کسی که از هوتل به هوتلی میرود و با خاینین مینشیند.» و راوا گفته: «روشنفکر مفلوکی که انتقاد خنثی می کند، مشاطه گر بنیادگرایان وابسته به ایران شده، دندانش به استخوان شهرت رسیده و به پیروی از کرزی چپن به شانه انداخته»

    ولي خودت به جواب آقاي ميرهزار هيچ نپرداخته‌اي. آيا سخنان ايشان درمورد نوراني کاملاً صدق مي‌کند که خودت از جواب دادن به آن تيرت را آورده‌اي يا اين که اينقدر دلت سر راوا پخته است که جواب به ميرهزار از يادت رفته. فکر مي‌کنم که ميرهزار گپ سخت‌تري نسبت به راوا در مورد نوراني گفته است.

    • او ظالم بی نام، چرا این همه با عجله مطلب را می خوانی. یک بار دیگر از سر آن را بخوان و ببین که در آن چنین چیزهایی آمده است:

      لذا منطقاً نورانی نمی تواند معلم چیزی گردد که وجود خارجی نداشته باشد. نورانی حرف می زند، مقاله می نویسد و مصاحبه می کند. فکر نمی کنم در شرایط کنونی کسی مثل او در قبال ایران و مزدورانش، پاکستان و جواسیسش، بنیادگرایان، جنگسالاران، طالبان، تکنوکراتان، ناتو، امریکا، کرزی، روشنفکران هزار چهره، پارلمان، نمایش ها، انجو ها، خلقیها، پرچمیها و به اصطلاح کمکهای جهانی اینقدر موضع روشن و تغییر ناپذیر داشته بوده باشد، زیرا آنانی که آماده سودا شدن هستند، هر لحظه موضع شان را عوض می کنند.

      موضع نورانی در قبال دولت کرزی برای کسی پوشیده نیست. او لحظه ای بر هیچ کرسی این دولت ننشسته، «وزیر» و «والی» نشده، «مشاوریت» هیچ وزیری را نداشته، انتقادات او بر این دستگاه بسیار روشن، تحلیلی و در دفاع تزلزل ناپذیر از خلق افغانستان قرار داشته است. او هرگز مثل طوطی گک رنگینی انتقاد نکرده که فقط چند انتقاد غرب پسند را تکرار کند و در بدل آن برای خدمت به تمثیل دموکراسی غربی پیوسته مدال به گردن بیاویزد.

      نورانی با هر که می نشیند، از هیچ انتقادی هراسی ندارد و می داند که جواب خاینان و وطنفروشان روشنفکر و غیر روشنفکر را چگونه بدهد (اگر فاکتی داشته باشید که سکوت کرده باشد، لطفاً بنویسید). تا جاییکه او مصروف کار است و با آبله کف دست نان می خورد و در برابر هیچ جاسوسی قد خم نمی کند، فرصت رفتن به هر هوتلی را ندارد.

      مگر جواب چیزی غیر از این است، عزیز دل برادر؟ یک سطر پرسش، همینقدر جواب!

  • آقای شجاع،

    نامت خو شجاع است اما خودت بسیار ترسو و بزدل معلوم می شی. شما خو راوا را متهم می کنید که عفت کلام ندارد پس چه باعث میشود که عفت کلام شما، شما را رها می کند و آتش انتقاد شما را می سوزاند.

    آقای شجاع!!!! معلوم می شود که آقای فراهی خودت را هم بازی داده و در لجن کثیف خود غرق کرده. سر وقت است جوان هستی بهتر است به هوش بیایی و راه درست را انتخاب کنی. آینده ملت به دست جوانان است. کوشش کو راه خیانت به ملت را راه کنی.

  • افسوس
    روزگار عدالت واقعی خود را نیافت تا حساب مرد را از نامرد و مبارز را از گریزی های کرد
    بلی واقعا چشم پارگی هم از خد اندازه دارد انسانهای مفلوک و بیچاره ای که که از برکت راوا و مبارزه اش و تحلیل های درست آن همیش سود جسته اند اینک دزدیده دزدیده خود را با راوا در یک پله می اندازند نی بابا اگر از حقیقت نگذریم و واقع بین باشید این راوا است که لرزه به اندام فهیم و رسول سیاف انداخته و زریاب ها را به خاموشی وا داشته وبرای مردم راه را روشن کرده است شما
    اگر خودرا ژورنالیست وافعی و مردمی می گویید لطف نموده از دشمنان ملت پرسان کنید که دشمن شما کیست؟ پس میدانید که راوا یعنی چه
    شما و امثال شما آقایان میرهزار نه در صحنه ی سیاسی افغانستان و نه در مبارزه در برابر اژدهای خون آشام
    پشقل شمرده نمی شوید به همین لحاظ اگر صد بار هم زندان تان کند ولی از ناحیه شما خطر احساس نکرده آزاد میگردید ولی میدانید
    اگر کدام آدم عادی رابا پیام زن (نشریه راوا ) گیر کندو یا راوای تشخیص بدهد مثل اینکه دشمن افعانستان را به دام انداخته برخورد می کنند این است تفاوت قلم شما و راوا. راوا قلمش خنجر است بر گلوی اینان ولی از شما نسخه ای است که دموکراسی شان را قانونیت می بخشید.
    پس از روی این مثال کوچک می شود به بزرگی راوا و مبارزه اش پی برد، من راوایی نیستم چون می گویند که مردان را به عضویت نمی پذیرند ولی اندکی با مسایل افغانستان آشنا هستم و راوا را هم از روی قاطعیت و مبارزه اش می شناسم
    پس معلمین راوا نه نورانی و نه کسی دگر خواهد بود جز زنان شجاع و قاطعیت همیشکی شان و درد های مردم مظلوم شان.
    و جای شرم است که در چنین شرایط که راوا تنها در برابر این همه دشمنان و سیاهی ها به تنهایی به پا ایستاده و مردانه وار مبارزه میکند شما سبب اذیت و کندی مبارزه شان(اگر چه چیزی هم نیستید ) می شوید واقعا این خدمت است به محقق ها و رسول سیاف و فهیم و دوستم و بس
    بالاخره باید پذیرفت که راوای هست که در دل شما لرزه انداخته و دشمنان ملت را مانده به عزت راوا می تازید
    یا این که میگویند
    " در جنگلی که آتش بیداد می رود
    هر سرو راست را به غلط
    تعبیر میکنند"
    بارها گفتید و شنیدیم که راوا مزدور پاکستان است ولی این چگونه رژیم است که خودش اینک به قربانگاه می رود ولی از وجود راوا استفاده نمی کند این رژیم ها و آی اس ای راوا را برای کدام روز حفط کرده ؟ خوب است اندکی سر را به یخن خود بکنید و بپذیرید که می شود اولاد صادق و جان باز هم این سرزمین به دامانش داشته می باش.
    موفق باشید
    روی دشمنان افغانستان هر جنس که هست
    سیاه باد

  • امریکایی ها و ناتویی ها که از کنگره امریکا جواز بمباردمان کشور ما را دارند، بر مردم ما بمب می ریزند و کشتا می کنند
    ولی از سوی دیگر راوا از کنگره که برای بمباردمان کشور ما عسکر می فرستد، پول می دهد و جواز خرید اسلحه را صادر می کند تقدید نامه دریافت می کند،این چه نوع مبارزه است؟

    آنلاين بنگريد : کابل پریس و سایت راوا

  • روشنفکران مفلوک و مشاطه گر بنیادگرایان که با پرچم «فضا و جامعه‌ی باز» و «مبارزه علیه نگره‌ی چپ کلاسیک» همآوا با جنایت سالاران در ایران و افغانستان در حرکت اند، آنقدر فرومایه اند که به مجرد آشنا شدن دندان شان به استخوان شهرت یا یک مقام، به هر دنائتی تن داده، از انتقاد های حتی خنثا بر دژحیمان می‌گذرند و بی‌شخصیتی را به جایی می‌رسانند که به تقلید از حامد کرزی چپن سر شانه می اندازند.

    این مطلب را راوا در جوابیه اش به کامران میر هزار نوشته است و در لفافه داد نورانی را انسان بی شخصیت و روشنفکر مفلوک دانسته است که مشاطه گر بنیادگرایان می باشد و به تقلید از کرزی چپن سر شانه می کند. قبلا نیز در نوشته ی محمود نام اشاره های به چپن پوشی را نیز خوانده بودم و چون نمی دانستم که منظور کیست، سکوت اختیار کردم ولی حال باید از این مرد مبارز دفاع کنم.

    من داد نورانی را از صحبت هایش در رادیوها و تلویزیون ها و عمدتاً از نشریه به معنی واقعی کلمه پیشرو می شناسم. می شناسم که در منجلاب رسانه های افغانستان داد نورانی مبارز، دست در خون و آتش برده و پیشرو وار بر جنایت و خیانت هجوم می برد.
    من که از علاقمندان جدی داد نورانی به شمار میروم، نشریه پیشرو را بی استثنا از کتابفروشی های کابل می خرم و آنرا کلیکسیون می کنم. خواستم یکبار دیگر مروری بر کلیکسیون پیشرو داشته باشم تا بتوانیم به شکل درست در مورد حرف های راوا قضاوت کنم:
    1. روشنفکران مفلوک و مشاطه گر:

    من در 25 شماره پیشرو که داشتم هیج جای ندیدم که داد نورانی یک روشنفکر مفلوک و مشاطه گر بنیادگرایان باشد، آیا این نوشته ها از یک روشنفکر مفلوک و مشاطه گر بنیادگرایان ساخته است"

    آنانی که باید اعدام شوند برای حلق آویزی کامبخش کف می زنند (شماره 24 دلو 1386)
    " در کشور ما دیگر بر کسی پوشیده نیست که بعد از کودتای 7 ثور تا امروز چه جنایاتی صورت گرفته و امروز صدها جنایتکار بر سطوح مختلف قدرت لمیده و حکم می رانند. جنایتکارانی که قتل عام را به راه انداخته، بر زنان و دختران تجاوز کرده، دارای های عامه و مردم را چپاول و غارت نموده، مساجد و قرآن ها را سوزانده و حتا توبه های شان را در خانه خدا به مسخره گرفته....."
    درین جا "جنگ سرما و دندان" نیست
    "زمستان امسال با گرفتن جان حدود هزار نفر لکه ی ننگی بر جبین رژیم و وعده های دروغین نیروهای غربی در افغانستان است."
    "خدمت آنها (حاکمان) برای کمتر از ده درصد غارتگران، دزدان، اختلاس کنندگان، مافیای مواد مخدر و جنگسالاران می باشد که اساس و تشکیلات این رژیم را می سازند."
    "آنانی که در رده های بالایی قدرت قرار دارند، قصرها ساخته و ده ها بادیگارد و نوکر و چاکر دارند، با پول های مواد مخدر بانک ها را پر می سازند و دهها هموطن ما را به اعتیاد می کشانند، دارایی های مردم را چور کرده، ماهانه حداقل هزار جریب زمین را به یغما می برند، از کشتن و تجاوز به زنان لذت می برند، آسایش خود را در بدبختی دیگران می یابند، از خوش و بش با قاتلان مردم ابایی ندارند، با گروپ های مسلح اختطاف می کنند، جگر گوشه های مردم را می دزدند، دختران جوان را به زور تصاحب می شوند و غیره، از کشته شدن این همه انسان و حیوان درین زمستان چه باکی دارند و چرا از چنین انسان های جانور سرشتی باید انتظار داشت تا بر مردم رحم و شفقت داشته باشند و به توده های زحمتکش بهروزی و آسایش ارزانی دارند."

    2. به تقلید از حامد کرزی چپن سر شانه می اندازند:

    آیا وقتی که انسانی چپن بر شانه می اندازد، آیا استنباط راوا این است که او در کنام کرزی است، ولی داد نورانی نه تنها که بر حلقه کرزی تف باریده است، بلکه او را مسوول تمام جنایات می داند:

    کرزی نمی داند یا تجاهل می کند ( شماره 22 قوس 1386)
    "اعتراف کرزی مبنی بر اینکه دولتمردانش همگی دزد و چپاولگر اند اگر از یکطرف خودش را برائت نمی دهد، از سوی دیگر پرده برداشتن از راز پوشیده ای نیست که گویا او این مهم را کشف کرده است و حال توده های ستمدیده ی مردم را در جریان می گذارد و نتیجه آن هم جز باد هوا چیز دیگری بوده نمی تواند، زیرا بعد از این اعلان باز هم آب از آب تکان نخورده، همین دولت و همان چپاولگران چون گرگان دراندیشی به جان، مال و ناموس مردم چسبیده اند."
    "آقای کرزی خوشحال نباشد که از رازهای پنهانی پرده برداشته، شاید او آخرین کسی باشد که این صحبت ها را کرده، زیرا هر دقیقه و هر لحظه مردم در دکانها، رهروها، موترها و بس ها همه و همه این چپاولگری ها را یاد می کنند و بر اداره دولت افغانستان با رکیک ترین ناسزاگویی ها نفرین می کنند."

    "آیا شما حالا از این یلغار و چپاولگری های زیر دستان خبر شدید و در گذشته این همه فجایع به نحوی شریک نیستید؟ اگر به فرض زور شما مثلیکه در گریه های تان بیان داشتید به جلوگیری از این همه بدبختی ها نمی رسد و رییس جمهور سمبولیک هستید چرا استفعا نمی دهید؟ مگر می توانید با این بیانات احساساتی، اخلاقی و شهید نمایی گردن خود را خلاص کنید؟ سراپای اداره شما را خون و نیرنگ گرفته است ولی شما حاضر می شوید که جنایتکاران 30 ساله را با توشیح خودبخشی ولسی جرگه ببخشید. در آنجا کی ها شما را زیر فشار قرار داد و آیا خود با این زورمداران و چپاولگران جان و جگر نیستید؟"
    " او است که در ین شش سال پیوسته به تطهیر جنایتکاران پرداخته، دستبوسی می کند، عزل و نصب می دارد، به آغوش می کشد و بفکر تکمیل زنجیره ای جنایتکاریی در دولتش بوده، ثروت های ملی و دارایی های عامه را به پای غارتگران بیرونی و چپاولگران درونی می ریزد و اگر نمی ریزد به پای همه مهر و امضا می گذارد و راه های فقر و بدبختی طبقاتی را برای توده های مردم باز می کند."

  • 3. انتقاد های خنثی:
    آیا تنظیم ها را جنایتکار گفتن، امریکا را امپریالیست گفتن، ایران را دشمن افغانستان نامیدن و هفت ثوری ها را خاین دانستن، به خیال راوا انتقاد های خنثی است:

    در جهان پر از کشمکش، اعلان صلح مسخره است ( شماره 21 عقرب 1386)

    "اعلان صلح در کشوری مثل افغانستان مسخره تر از هر جایی می باشد. زیرا یکی از فکتورهایی که افغانستان را در وضعیت کنونی قرار داده، خود سازمان ملل می باشد. این را کسی فراموش نمی کند که چگونه آقای لخضر براهیمی با خلیلزاد از کنفرانس بن تا امروز بدترین جنایتکارانی را بر گرده ی مردم سوار کردند و چون برادران جوره ای عمل کرده، سیاست های امریکا را در کشور ما پیاده می کردند و شعار آقای ابراهیمی که ما عدالت را فدای صلح می کنیم، هرگز فراموش افغان ها نمی شود."

    جنایت رنگ دیگری بخود می گیرد (شماره 21 عقرب 1386)
    " حزب وحدت که حاکم بلامنازع در مناطق مرکزی افغانستان به شمار می رفت با مرکز قرار دادن یکاولنگ منحیث پایگاه نظامی به اختلافات مذهبی و قومی در این منطقه دامن زد و زمینه ی ورود طالبان را به این منطقه فراهم ساخت و در حقیقت زمینه را برای قتل جوانان یکاولنگ بوسیله طالبان آماده کرد"

    افغانستان: نقطه ای در منافع قدرت ها (شماره 18 سرطان 1386)

    "مداخلات ایران در افغانستان و عراق، مخصوصاً در افغانستان به طولانی شدن ناامنی ها می انجامد که با استراتیژی امریکایی ها چندان در تضاد قرار ندارد."

    چرا تنها ایران؟ (شماره 18 سرطان 1386)

    منافع ملی افغانستان ایجاب می کند که هیچ خارجی در افغانستان حضور نداشته باشد و از هیچ جایی مداخله ای صورت نگیرد. در غیر آن ایران در جریان جنگ های ضد شوروی، در تهران و قم تنظیم های هشت گانه را سازمان داد، در درگیری های صفحات مرکز، پاسداران فعالانه دست داشت..."

    "... لذا فعالیت های ایران یا از طریق حمایت از جبهه ملی، یا طالبان و یا هر دو، طوری که مداخله گران دیگر عمل می کنند، عمل کرده، با منافع ملی ما کاملاً متضاد می باشد .."

    اسلام هم مرز داشت!!! (شماره 17 جوزا 1386)

    " اخراج غیر انسانی افغان ها از ایران، بدست آمدن سلاح های تولید ایران در شماری از ولایات کشور، تربیه دلالان فرهنگی و اطلاعاتی ها در افغانستان، توهین و تحقیر ملت ما و مداخله ی آشکار رژیم آخوندی این کشور بوضوح نشان می دهد که نقش رژیم ایران در بربادی کشور ما به هیچ صورت از نقش دولت پاکستان کم نیست."

    گور دستجمعی در بدخشان، گوشه ی از جنایات هفت ثور ( شماره 16 ثور 1386)
    " اکنون بقایای رژیم هفت ثوری نمی توانند با "اشتباه" خواندن چنین جنایات فجیع، از کوه جنایات شان پر کاهی بسازند. تنها محاکمه مردمی و مجازات جنایتکاران هفت ثوری می تواند زخم های مردم عزادار ما را التیام بخشد؛ هر نوع منشور خودبخشی، تنها و تنها بر نفرت مردم از ین جنایتکاران خواهد افزود"

    استعمار، جنایتبارت از استبداد است ( شماره 16 ثور 1386)

    "اکنون بر مردم جهان کاملاً روشن شده است که ایالات متحده امریکا به عنوان یک کشور متجاوز و امپریالیستی به شرم آور ترین وجهی عراق را اشغال کرده، تا به منافع نفتی آن دست یابد."

    اگر این انتقادات خنثی می بود، سایت انترنیتی مطالعات افغانستان و روزنامه چراغ اخطاریه علیه داد نورانی نشر نمی کردند:

    سایت انترنیتی مطالعات افغانستان در دلو 1385 نوشت:
    "نکته قابل توجه دیگر در رابطه با نوشته های نورانی، خصومت ورزی و تبلیغات سو علیه کشور همسایه ما ایران است. به گونه ای که هفت شماره نشریه پیشرو ایشان تا اکنون منتشر شده، چهار شماره به تبلیغات خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخته است"
    همین گونه روزنامه چراغ در شماره 354 (25 عقرب 1384) اخطاریه ای در مورد انتشار هفته نامه پیشرو منتشر کرد و از اطلاعات و فرهنگ خواست که این نشریه را ببندد.
    "

    در همین حال اگر گذری کوتاه بر نوشته های دری پیشرو ( از این که ادبیات پشتوم خوب نیست، شرمنده ام) بیاندازیم می بینیم که داد نورانی موضع روشن و شفاف، حتی در بعضی موارد بسیا مهم شفاف تر و واضح تر از راوا موضع گیری کرده است، به این عناوین مروری کنید:
    1. شیفتگان قدرت، قوم و قبیله نمی شناسند
    2.محاکمه ی سر جنایتکار اگسا، اما دیگران چطور؟
    3. پارلمان؛ خون تازه در جسم سرطانی جنگسالاران
    4.اسدالله سروری جانی ایکه باید خون حساب دهد
    5. مرگ بر پاکستان
    7."اطلاعاتی" ځنځیرونه ( مقاله ای در باره اطلاعاتی های ایران در افغانستان)
    8. دیوانه ای بر بام با بمب اتم در بغل
    9. شاعری که برای ملتش از جان گذشت
    10. زن ماشین چوچه کشی نیست
    11. شعر مقاومت، شعر ساطور
    12. امریکای لاتین خون چه گوارا را ارج می گذارد
    13. جنایتکاران خود را بخشیدند
    14. خصوصی سازی فقر می زاید
    15. نورانی هولوکاست شد!! (جوابی به یاوه سرایی های سایت مطالعات افغانستان)
    16. محمودی اسطوره ی مقاومت و پایداری
    17. مینا، زنی که برای آزادی فدا شد
    18. کشتار افغان ها پایان ناپذیر است
    19.عاملان گورهای چمتله کیانند؟
    20. فاجعه آفرینان، ادعای بحران زدایی دارند!!
    21. شعر زندان، سروده ی جاودان
    22. جهانی شدن رفاه یا فقر؟
    23. قتل عام یکاولنگ، لگه ننگینی بر جبین جنایتکاران
    24. ایالات متحده امریکابه دنبال آتش افروزی بیشتر است
    25. آنانی که باید اعدام شوند برای حلق آویزی کامبخش کف می زنند
    27. پارلمانی که می آید، مظهر اراده ی مردم نیست
    28. از استبداد، استبداد می روید
    30. احمدی نژاد، با دیوانگی های سوپر انقلابی

    پس از خواندن نشریه پیشرو من به این نتیجه رسیدم که باید در مقابل داد نورانی عقده های شخصی داشت تا او را بیشرمانه روشنفکر مفلوکی که به تقلید از کرزای چپن به شانه می زند، نامید.
    ولی شاید هم راوا را این چیز ها خوش نیامده باشد:
    1. نوشته فاروق فارانی
    2. شعری از فاروق فارانی
    3. نوشته ی در مورد شعر زندان
    4. پاراگراف " شهادت مینا عده ای از عقده مندان را در آزمون سختی برد و با این بی باوری که او به مبارزه پشت کرده و در راه زندگی غیر سیاسی گام نهاده، روحش را سخت آزردند، اما بعد از دو ماه که دستان بسته و گیسوان خون آلودش با جمجه سوراخ شده ی از لای آوار کشیده شد، او سربلند و سرافراز از امتحان رزم و مبارزه بیرون آمد و خجلت و سر افکندگی را نصیب ناسزاگویانش کرد." در مطلب" مینا، زنی که برای آزادی فدا شد
    5. پارگرافی در مطلب" زن ماشین چوچه کشی نیست":
    " و هم عده ای از چپ های به اصطلاح انقلابی نیز در ین مورد به گنده فکری های استفراق آوری مبتلا بوده، زنان شان را چون ماشین های چوچه کشی استعمال می کنند. با نفرت از دختر به تولید یک درجن طفل می پردازند و با هزار چهره گی و لفاظی های شرم آور تلاش می کنند تا این گناهان نابخشودنی خود را نیز به گردن زنان شان که جاهلتر از خودشان اند، بار کنند و خود را برائت دهند! این افراد که با چنین ادعا هایی هزار بار مستوجب تف باران اند، با بی شرمی و بی حیایی خود را بزرگان و منجیان تفکر چپ انقلابی وانمود می کنند و دردناک تر آن که چند دختر و پسر جوان را نیز که متاسفانه به قضایا سطحی برخورد می کنند، درس برابری جنیست می دهند!! و با چنین بادرفتگی عریان مفتش وار درجه انقلابی بودن دیگران ترازو کرده، چون شیخان سالوس فتوا می دهند."
    6. مطلب " باز هم هشت مارچ تحقیر شد"
    " هشت مارچ که از درون مبارزات زنان طبقه کارگر عليه سرمايه داران کارخانه نساجي نيويارک سربر آورد و 50 سال بعد با تجليل از آن 129 تن از زنان اين طبقه در آتشي جيجق شدند، در حقيقت يادواره ايست از اين پيشقراولان مبارز عليه بيدادگري هاي طبقاتي، ستم و تبعيض که فقط زنان زحمتکش بايد از آن درس مبارزه، رهايي و نفي تبعيض را بياموزند و تجليل از آن فرياديست دردآلود عليه اين نابرابري ها که نمي شود آن را در درون سالون هاي لوکس، تهنيت گويي ها، آرايش و عطرآلودي ها، تحفه دهي و ماچ بازي ها، پول کندن و پروپوزل سازي ها به تحقير و مسخره گرفت.
    اين روز که از درون خون و آتش سر برآورد و مي رفت تا رسم مبارزاتي به زحمتکشان زن عليه فرماندهان سرمايه بياموزاند، صاحبان ثروت کوشيدند، آرام آرام آن را از چنگ زحمتکشان بربايند و در مشت خود گيرند. لذا اين داعيه مبارزاتي که چون سناني بايد عليه آنان به کار گرفته مي شد، تلاش نمودند تا آن را در غلاف کرده و با خارج نمودنش از محتواي رزم و مقاومت، پوشالي اش بسازند و به مجالس تجليل زنان بورژوا و خرده بورژوايي که بي شباهت به فيشن شو نباشد، مبدل نمايند و هنرآرايانه زير بار گل و تهنيت مدفونش سازند.
    اين تحقير در کشور ما، جايي که دوزخ اصلي سوزاندن زنان برپا است، نيز از چندسال بدين سو جريان دارد و راه فساد براي عده اي با اين "تجليل" باز شده، تمام ارگان هاي دولتي و غير دولتي با ولع خاصي آن را برگزار کرده، در کنار اينکه براي تعدادي از زنان دسته ي گل و چادر اعطا مي گردد!! با نقل و دهن شيرين کردن و بيانات چند مرد مسوول که از صدقه سر آنان اين حواله ها و نواله ها شکل گرفته و بي آنکه فريادي برضد اسارت و تبعيض زنان به گوش برسد، در ميان بوس بازي ها اختتام مي يابد. درين ميان دزدان و اختلاس گران حرفه اي سودهاي کلاني به جيب زده، به اين خاطر فرا رسيدن هشت مارچ را لحظه شماري مي کنند.
    تشکلات انجويي وعلاوتاً احزاب و سازمان هاي سياسي که کارشان در موارد بسياري بدتر از انجوها با کندن پول همراه بوده و عم و غم شان فقط تلاش جهت بدست آوردن پول و عيش کردن مي باشد، با شعارهاي سرخ و سبز به اصطلاح انقلابي و غير انقلابي تلاش مي نمايند تا کاسب کارانه ازين روز يورو و دالر بدوشند، تا هم خرما و هم ثواب گردد. اينان که در عمل باوري به اين تجليل ندارند و اگر پاي پول در ميان نباشد، مثل روز کارگر هرگز يادي از آن نمي کنند، لذا تقلا مي نمايند تا با برگزاري چنين محافلي چشم خارجي ها را پرکرده و مهمترين دستاورد آنان فلميست که بعد از برگزاري در بازار هاي مکاره غربي به نمايش مي گذارند و سود اصلي به دست مي آيد. اگر چنين نباشد و باور واقعي به محتواي هشت مارچ وجود داشته باشد، نه با برپايي چنين محافل لوکس و پرمصرف و دعوت کردن چند خارجي و داخلي آرايش کرده که در يک نشست زنان و مردان غير پروپوزلي و باورمند به رهايي زحمتکشان زن، در خاک آلود ترين نقاط پايتخت و غير پايتخت، بايد برگزار گردد. جمعي که با تکان بازوان ستبر و فريادهاي آزادي، هدف واقعي اين تجليل را بيان کرده و بر تحفه ها، عصريه ها و يوروها تف بياندازند و اگر فلمي در ميان باشد نه بخاطري که چون تحفه مقدس و کليد گنج ناياب به اروپا و امريکا برده شود، بلکه به تاريک ترين نقاط کشور انتقال يابد و تبليغ حقيقي براي اين روز و رهايي زن از ستم هاي طبقاتي و اجتماعي و آگاهي يافتن آنان از وظايف سنگين و دشواري که پيشرو دارند صورت گيرد تا بعد از آن به خواست مردان زن ستيز و چوچه کش تن ندهند.
    اين تجليل را با چنين باور و اهدافي فقط آناني انجام خواهند داد که زن و هشت مارچ آن را نه وسيله پول به دست آوردن که جزئي از پيکار زحمتکشان دانسته و رهايي ميهن را از قيد تمام ستم هاي طبقاتي و غير طبقاتي بدون شرکت واقعي زنان نمي دانند و حتماً چنين روزي رسيدني است."
    7. انتقاد از نمایش های پیش یوناما و سازمان ملل متحد

    در صوریتکه از این مسایل که یکمقدار به سیاست هایش تچ می کند، بدش نیامده باشد، پس این کدام دردی است که راوا و محمود نام را آزار می دهد و بر نورانی مبارز می تازد و دوستداران او را مجبور ساختند که سکوت را بشکانند و به دفاع از او برخیزند؟

    به نظر من خوب است، کورکورانه در مورد کسی قضاوت نکنیم، ما به نورانی ها نیاز داریم.

  • راوا در اعلامیه به مناسبت 8 مارج (18 حوت 1386) می نویسد:
    زنان افغان در دوزخ بنیادگرایان و اشغالگران می سوزند

    ولی همین راوا از کنگره اشغالگران تصدیق نامه افتخاری دریافت می دارد. کنگره امریکا را همه می داند که چه بلایای است.
    من نفهمیدم که این چگونه مبارزه است از یک سو اشغالگر میدانی از سوی دیگر از کنگره اش تصدیق نامه افتخاری دریافت می دارید.
    آیا این مبارزه از نوع مبارزه های ملانصرالدینی نیست؟

    آنلاين بنگريد : دو تصدیق نامه افتخاری به راوا

    • با عرض پوزش
      لینک این تصدیقنامه ها اینست

      آنلاين بنگريد : تصدیق نامه های افتخاری کنگره امریکا به راوا

    • آقای میرهزار، لنک باز نمی شود. مشکل تخنیکی دارد. دو بار http نوشته شده است. اگر آن را تصحیح بفرمایید.
      تشکر

    • کدام عضو راوا می تواند بگويد تفاوت تجليل از رهنورد زرياب توسط سفير ايران با تجليل از سازمان راوا توسط کنگره آمريگا چيست؟

    • دوست عزیز، هروقت بیست و سه سوال راوا را پاسخ دادی آنان نیز حتما این پرسش خودت را پاسخ خواهند داد.

    • جناب، ميرزا بنويس سازمان چند چهره ی راوا می داند پاسخ هايش را گرفته و درست و بجا هم گرفته اما از آنجايی که در توبره فقط دشنام دارد و نديدن نواقص سازمان خود ممتاز خوانده، به همان خانه ی اول بازگشته است.

    • من یکی از راوایی های هستم که این سوال را جواب می دهم.
      ـ رهنورد زریاب که یک نویسنده جاسوس است به شکل فردی در سفارت ایران تجلیل شد، ولی راوا به حیث یک سازمان از سوی کنگره امریکا تجلیل می شود.
      ـ زریاب ادعای مبارزه ندارد و از اینرو در سفارت ایران نیز تجلیل می شود که زیاد مهم نیست، ولی راوا ادعا مبارزه دارد و از کنگره امریکا تصدیق نامه دریافت می دارد.

      - زریاب بنام زریاب تحجلیل می شود ولی راوا بنام زنان عذابدیده این تصدیق نامه های چتل را بدست می آورد.

      - زریاب انقلابی نیست، ولی راوا خودش را یک سازمان انقلابی میداند و باز هم از کثیفترین دشمن انقلابیون تصدیقنامه دریافت می دارد، آنهم تصدیقنامه برای خدمات ارزنده برای جامعه!

      کامران جان،
      من بارها با رهبری راوا در این مورد صحبت کردم ولی نتوانستم قناعت شان را فراهم بسازم.

    • مشکل است پذیرفت که راوا یکچنین اعضای ناآگاه و کودن را در بین خود راه دهد که هنوز تفاوت مبارزه راوا با جاسوسی زریاب را درک نکرده باشد.

    • شمیم جان، نه تنها راوا بلکه هر سازمان دیگر شاید اعضای کودن داشته باشند و شاید درک شان از مفاهیم بسیار پایین باشد اما آن شخص به خوبی به مساله راوا و زریاب اشاره کرده است. به خاطری که جاسوسی یک نفر زیاد خطرناک نیست اما از یک سازمان "مبارز" بسیار خطرناک است. چرا کنگره امریکا از راوا تجلیل کرده. آیا اگر این تجلیل را طور مثال از کدام سازمان دیگر یا فرد دیگر می کرد، راوا زمین و زمان را به هم نمی کوبید که جاسوسان امریکا از کنگره آن جایزه می گیرند؟ اما چرا از خود را جایز می دانند و دیگران را جاسوس می کشند؟ اصل مساله این است.

    • آقا یا خانم شمیم!

      من فکر میکنم که تو احمق تر از آن هستی که این مسایل را بفهمی. کدام مبارزه؟ شما از کدام مبارزه حرف میزنید؟ آیا مبارزه این است که به نام انقلاب و انقلابی چتلی های خلیلزاد و خانم خلیلزاد را یک سازمانی که ادعای انقلابی میکند، دو دستی بالا بکشد. من شرمم می آید که نام این چتلی خوری ها را مبارزه می نامید.

      نگذارید که مردم چتلی های پت و پنهان شما راوایی ها را برملا کند. از داخل افغانستان می خواهید که چتلی های شما را برملا کنیم یا از اسلام آباد، یا از پشاور؟ از فرستادن دختران نازنین و مبارز افغان به خارج و یا از خریداری های بی رویه تان برای بالا سری ها؟ از مصارف خانه فلانی عضو تا در فلانی کشور یا فلانی شهر یا از مصارف خانه فلانی عضو تان در ... از کجا شروع کنم.

      رهبر تان را بگوئید که رفتار ... نافی خود را با فلانی دختر تا کجا رسانده است.

      احمق جان لطفاً نام مبارزه و انقلاب را بد نکنید. به نظر شما کسانیکه حقایق را می گوید، کودن است، اما کسانیکه حقایق را در دل های شان نگه میدارد و جرئت گفتن را ندارد مبارز آگاه و فهمیده.

      بشرمید و نام مبارزه را نگیرید که دل ما را از مبارز و مبارزه بد میکنید.

      رهبران شما عالیجنابان در کورسهای به اصطلاح سیاسی از روی بی برنامگی هر روز یک تصمیم می گیرد، یک روز اعضای تان را خودکفا می سازد، روز دیگر حرفه یی. یک روز کودکستان روز دیگر یتیم خانه...

      با کودکستان ساختن، کلینک ساختن و برگزاری های محافل مزخرف هشتم مارچ تان چه حال و احوال دارید. آیا عواید تان خوب است یا خیر؟

      بی برنامه ترین سازمان سیاسی که تا حالا من دیده ام، همین سازمان است که نه هدف مشخص دارد و نه برنامه مشخص، اما فقط یک برنامه مشخص و یک هدف مشخص دارد و آن هر نوع چتلی خوردن است تا به پول های هرچه گزافتر دست یابد.

      ننگ باد بر این همه چتلی خوردن شما

      آیامیخواهید سایر چتلی های دیگر تان را هم افشا کنم؟ بگوئید. من هم یکی از اعضای بخت برگشته تان هستم که فعلاً از جریان ضد انقلابی و مزخرف شما جدا شده ام.

    • آقای مير هزار. شما اينک به مغالطه ها ، توهمات ، قياس های دور از خرد، روی آورده ايد ! شما اکنون به بهانه کوبيدن راوا، ميخواهيد اعمال ننگين و ضد مردمی ، ناکس ترين قلمبدستان ، وهمدستان و هم سنگران اشغالگران شور وی
      را توجيه کنيد! زرياب چه جاسوس ا يران باشد چه نباشد، يک نويسنده مطرود خلق ، اپور چونيست و نوکر مآب است . وی هم پياله و همنفس سليمان لايق هاو عبدالله نايبی ها ست و تا ديروز از کميته مرکزی حزب ديموکراتيک خلق ، دستور ميگرفته است . امروز وقتی سفارت رژيم ضد بشری خامنه ای از رهنورد تبجيل ميکند به معنی همسويی رهنورد با رژيم شکنجه گران است وبس . سعی کنيد صفحات کابل پرس را به تطهير ! نامردمان ووطنفروشان ، آلوده نکنيد . راوا بحيث يک سازمان مدافع زنان ، در اروپا و امريکا معرفی شده است ، پارلمان های دنيای آزاد ، ممکن است از جورج حبش ( رهبرحماس) يا ، پ. ک ک. ترکيه نيز دفاع کنند . اينها چيز ديگری است و گذشته سياه زرياب چيز ديگر ! با احترام . ف. فردوس

  • رستم شجاع در اين مقاله در پله لطيف پدرام، اسحاق نگارگر و جهادي‌ها افتاده چون آنان نيز در حمله بر راوا تنبان خود را بيرون کرده بودند و حال رستم نام نيز اين کار را کرده است.

    خوب است که شخص خود نوراني در اين مورد چيزي بگويد و اجازه ندهد که هواخواهان وي به اندازه‌ي افرادي که در بالا ذکر کردم تنزل کنند و تنبان خود را از تن کشيده و کلمات کوچه‌اي را به کار برند.

    ولي اگر اين مقاله از نوراني باشد و به نام ديگر نوشته نشر کرده باشد، بايد گفت که به حال شما بسيار متاسفم.

    • آقا یا خانم بی نام، تنبان را خودت از تن ات کشیده ای که به هر گند و چتلی خوری راوا لبیک می گویی و آن را چون نوشدارو سر می کشی. مثل اینکه حرف های آقای رستم بسیار شما را سوختانده است؟ من هم به حال خودت متاسفم که به هر قسمی شده باید از کته هایت دفاع کنی، ولو کثافت کاری شان چون آفتاب روشن باشد. لطیف پدرام، اسحاق نگارگر و جهادی ها هم کثیف تر از تو اند. کلمات کوچه ای را تنها راوا و پنج تا دوستدارش یاد دارند.

  • نورانی اینجانمیرود آنجا نمیرود. نشانی سفارت امریکا را ندارد وووو..... گپ های برادر ما آقای شجاع مثل لاف های لافزنهای سر کوچه ها میماند.

    این مطلب بیشتر به یک نامه خصوصی شباهت دارد که با نیش کنایه و اشاره همراه است که فرد که مخاطب می فهمد منظور چیست. اما کسی که از قضایا خبر نباشد هیچ متوجه نمیشود. این نامه خصوصی هیچ چیزی ندارد که به اطلاعات خواننده اظافه کند. در صورتی که مقالاتی در نشریاتی عمومی نشر میشوند باید به اطاعات سیاسی اجتماعی افراد اضافه کنند. این دید کلی من به این مطلب است. اما اگر خواسته باشیم تقیقتر شویم میشود به مسائل دیگری هم اشاره کرد.

    من چندین مقاله و تحلیل سیاسی از آقای نورانی خواندم همچنین آقای نورانی را که در میزگرد های سیاسی رادیوی شرکت کرده بودند گپای شان را شنیدم. بنظر آدم درستی می آید مسائل را درست تحلیل میکنند. اما این آقای که به دفاع از آقای نورانی بر خواسته اند بنظر میرسد از هیچ چیزی اطلاع ندارند. بیشتر به سبک خود راوا به راوا اتهام بستند و خط نشان کشیده اند.

    مثلا میفرمایند:

    "موضعگیری های نورانی در نشریه او و دوستانش (پیشرو) چنان روشن و تزلزل ناپذیر چاپ می گردد که تا حال هیچ کسی یارای خرده گیری بر آنها را نداشته و گاهی تبلیغ کنندگان چندچهره را چنان ادب کرده و سر جایشان نشانده که جز سکوت مرگبار چاره ای برای شان نمانده است."

    اما هیچ مثالی از ایت ادب کردنها و سرجا نشاندنها نمی آورند.

    در جای دیگر می فرمایند:
    موضع نورانی در قبال دولت کرزی برای کسی پوشیده نیست. او لحظه ای بر هیچ کرسی این دولت ننشسته، «وزیر» و «والی» نشده، «مشاوریت» هیچ وزیری را نداشته، انتقادات او بر این دستگاه بسیار روشن، تحلیلی و در دفاع تزلزل ناپذیر از خلق افغانستان قرار داشته است."

    حتی یک مثال هم نمی آورند که مثلا در تاریخ فلان وزیر داخله درخواست کرد بیا برو در ولایت غور والی شو یا فلان والی در خواست کرد بیا معاون من باش اما آقای نورانی نپذیرفت. کسی که چنین گپهای میزند لااقل باید دو مثال بدهد. اکثر جاهای این مقاله دوست ما از این کاستی ها رنج میبرد.

    در جای دیگر چنین مثال زدند:
    "این شیوه به کار روسپی هایی شباهت دارد که وقتی از زیر ران بر می خیزند، جهت پنهان نمودن سودای زیر ناف، زهد نمایی کرده، درس انتقاد از تن فروشی می دهند."

    این شیوه نگارش یک باسواد و با فرهنگ نیست. میتوان گفت سبک گفتمان راوای است. ما اگر بر راوا انتقاد داریم نباید فرهنگ خود را مثل راوا بایین بیاوریم.

    در جای دیگر چنین فرمودند:
    " نورانی به هیچ جایی وابسته نیست و در هیچ سفارتخانه ای بستر نیانداخته و خود و دوستانش از هیچ دالر، یورو، بورس، ویزای پانزده یا بیست نفری سود نبرده و سفارت امریکا در اسلام آباد را بلد نیست (و اگر غیر از آن است، خوب است همین لحظه بنویسید) و تا حال خود و یا خانم آقای خلیلزاد حرفی برایش ننوشته و جالب است "

    کی این اتهامات را به نورانی نسبت داده؟ که شما رد میکنید. اگر هم فرض محال بگوییم که راوا چنین نسبتهای ناروای به نورانی داده کی به اتهامات و دشنام های راوا ارزش قائل میشود. که شما حالا آنهارا رد میکنید.
    وقتی آدم به این دفاعیات توجه میکند بنظر آدم میرسد که آقای نورانی در دادگاه است و پشت میز محاکمه نشته اند و این آقای شجاع هم ویکیل مدافع ایشان است.

    این شیوه دفاع مرا بیاد یک فیلم قدیمی ایرانی انداخت. همین قدر یادم است که یکی از فیلم های صمد آقا بود. معموران پولیس در تعقیب یک فراری هستند که مردم فراری می آید در جای که صمد آقا روی چندین لوله بزرگ روی هم گذاشته ایستاده است. مرد فراری روی به صمد آقا کرده و میگوید: من داخل این لوله ها میروم اگر معمور ها آمدند بگو کسی را ندیدی. بعد داخل لوله رفت و خود را پنهان کرد. معموران سر میرسند از صمد آقا میپرسند کسی را ندیدی . صمد آقا میگوید آن کسی که شما در تعقیب او هستید داخل لوله نیست. معموران تازه متوجه داخل لوله ها میشوند میبینند مرد فراری در داخل آنها است.

    در این مطلب چیز تازه نبود و نیست. من ندانستم چرا آقای میر هزار آنرا دو باره به صدر مطالب آوردند؟

    • سلام آقای فرهنگ دوست!

      اتفاقا به نظر من آوردن اين مطلب به صفحه ی اول اين خوبی را دارد تا مواردی که تاکنون از چشم من حداقل پنهان مانده بود، توسط خوانندگان مشخص شود. مثلا اين سازمان خود ممتاز خوانده که از دعوت رهنورد زرياب در مراسم افتتاح يک هفته نامه انتقاد می کند (با دشنام و نفرين)و يا کاملا بجا به نظر من از تجليل سفير ايران از رهنورد زرياب، چرا خود از کنگره ی آمريکا تشويق می شود و با کمال افتخار آن را در سايت خود نشر می کند. تفاوت اين دو در چيست؟ پيوندی که اين چهره ی ديگر راوا را نشان می دهد، در همين صفحه و توسط خواننده ای آمده است. شاگردی برای خانم خليل زاد، تقدير شدن از سوی کنگره ی آمريکا و...

    • جناب فرهنگ دوست هروی

      سلام برشما!

      واقعا مثال خیلی دقیق وبجا داده اید باور کنید که بعداز مدت های زیادی خندیدم .

      ازاینکه من هم فلم صمد آقا را دیده ام بناء تشبیه شما از نوشته جناب رستم خان شجاع باردیگر آن فلم را بیادم آورد.

    • آقای میرهزار، خودت به نظر میرسد که هنوز بسیار اطلاعات ناقص از راوا داری. تازه به مسایلی آگاهی می‌یابی که هیچکدام پس پرده نه بلکه در صفحات نشریات و سایت راوا آمده اند. خودت از کتاب شرل خبر نداشتی، از جایزه عضو سنای امریکا به راوا خبر نداشتی، از اعدام قاتلان مینا در پاکستان خبر نداشتی و .... چرا منتظری که دیگران برایت این مسایل را بیرون کشیده لقمه تیار بدهند، یکبار صفحات پیام زن و سایت راوا را مرور کن ممکن به مسایل زیاد دیگری برسی که برایت قابل بحث و انتقاد باشند.

      به همان پیمانه که از مسایل قابل انتقاد راوا (اگر آنها را پهلو های منفی راوا بپذیریم) بیخبری، مطمئنا از نقاط مثبتش نیز باید بی‌خبر باشی که درینصورت خواهی نخواهی "نگرانی ها" و انتقاداتت از راوا را میشود گفت که یکجانبه و سطحی اند.

      برای یک نویسنده و روزنامه نگار بامسئولیت و دقیق خوبست که اولا به موضوعی که اینقدر پشتش را گرفته خوب خود را آشنا سازد و بعد اینقدر نیشدار در موردش موضعگیری کند.

      اگر اشتباه نکرده باشم، مطالبی در ارتباط به راوا تنها مطالبی در سایت کابل پرس اند که بار بار به روز میشوند اما هیچ مطلبی غیر آن به این سرنوشت دچار نشده است. این کار ناپسند نیست، اما سوال آمیز است، وقتی این قاعده تنها در مورد راوا عملی میگردد اما نه دیگران.

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.