کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > تجلیل از مرگ قاضی حسین احمد نمکی بر هزاران زخم ناسور ما

شهرکابل، تجلیل گاه مردگان بیرونی و فراموش شده خویش !

تجلیل از مرگ قاضی حسین احمد نمکی بر هزاران زخم ناسور ما

پنج شنبه 17 ژانويه 2013, بوسيله‌ى محمد ادریس حسان بادغیسی

شهرکابل، تجلیل گاه مردگان بیرونی و فراموش شده خویش !

(تجلیل از مرگ قاضی حسین احمد نمکی بر هزاران زخم ناسورما)

دراین روزها ، تبارزو اظهار اهداف و جانبداری از اهداف در رویکردها به گونه های متخلفی اظهار میشود که یکی از آن تجلیل و برپاداری مراسم یادبود ، سالگیره سوگواری و... می باشد . گرچه این مراسم به گونه امروزی سابقه کهن در کشور نداشته ، اما کم و بیش و گه گاهی پیش از این هم تدویر میشده و بوده است .

اما این مراسم درکشور طی یکی ودو دهه اخیر، رنگ و بوی دیگری و شدت وقوت هر چه بیشترازخود تبارز داده و با شکوه هر چه بیشتری دایر میگردد .

این محافل سوگواری ، تعزیت و همدردی هم در مجالهای دینی ، مذهبی ، سیاسی ، قومی ، فرقه ای و گروهی ... وبه اهداف خاص و مشخصی درنظر گرفته میشود وبیشتر مهره های سیاسی دراین محافل نقس اساسی رابازی میکنند وحیثیت کلیدی را دارند و به آنها صبغه ای سیاسی داده میشود .

معمولا این محافل جاهای برگزارمیگردد که درآنجا بیشتر فضای نفاق، تشتت ، اختلاف عقاید دینی و سیاسی بین افراد حاکم است که یا برای اظهار موجودیت گروهی ویا برای فراخوانی افراد پراگنده یک گروه در دوریک حلقه . لذا اقدام به تجلیل چنین مراسم ، جهت یک پارچگی افراد از یک گروهی که یا در ضعف قرار دارند و یا تازه بنیاد هستند و میخواهند در جامعه عرض اندام و اعلان موجودیت آشکاررا کنند که نظیر آنرا در جوامع متحد و یک پارچه کمتر میتوان مشاهده کرد وتجلیل از چنین مراسم در افغانستان ، ثبوتی خوبی برای این ادعا محسوب میشود که در این اواخر بشدت رشد کرده و حس میشود .

حال ، نکته جالب این جاست این افراد بیرونی که بعد از مرگ شان تجلیل مشیوند ، در زندگی خود اصلا و یا خیلی کم مورد قدر ، اعزاز وتکریم پیروان خود بودند و اما بمحض بربستن چشم از این دنیا به اسطوره های تاریخی و سمبولهای رهبریت تبدیل میشوند و همه ساله برایشان مراسم سالگیره برای ذگر محاسین شان تدویر می یابد !
اگر بر فرض محال، گیریم که این اقدامات بخاطر دستیابی به اهداف مزبور نیست و جنبه اسلامی و عقیدتی دارد ، مگر از پیامبر اسلام(ص) وخلفای راشدین شخصیتهای والاتری هم در مقام رهبریت و اصلاحات جامعه ومدنیت و... ، کسی دیگری هم در این دنیا سراغ داریم ؟ درپاسخ میتوان قطعا گفت : نه که این خودش اثبات دیگری برنفی تجلیل این مراسم از دیدگاه عقیدوی و دینی است .

پس میماند که این مراسم هیج جنبه ای دینی ، مذهبی و عقیدتی بجزء سیاست و گروه بازی و ایجاد تفرقه بین اقشار و طیف های یک جامعه و در عین حال فراخوانی اعضای پراگنده ای یک گروه مشخصی جهت تقویه خود با استفاده از شکا ف اندازی میان جمعات بزرگ ، میخواهند مطرح شوند واعلان استقلال وموجودیت کنند چیزی دیگری نیست.

چنانچه بیشتر اشاره شد ، در دین اسلام هیچ جای برای تجلیل مراسم در خصوص بزرگان و پیروان دین وجود ندارد وحتی تجلیل وتعزیت برای پیامبران الهی که از بهترین الگو های جوامع بشری بودند ؛ برعکس در اغلب آموزه های دینی از آن به بدعت و امری من درآوردی نگریسته شده وتقبیح شده است .

اما چه شد که امروز مسلمانان بخاطر تشبث به مسایلی از قبیل قوم گرایی ، فرقه ای و گروهی ... برای رسیدن به اهدافی ، دست به انجام کارهای میزنند که در ارشادات دینی ازآنها بازداشته شده اند و مثال زنده آن همین میلاد النبی (ص) و گاهی برای خلفاء راشدین است که امروزه خیلی با شکوه وبا مصارف انگفت مالی از طرف اهل تسنن درجبهه گیری مقابل اهل تشیع که از اهل بیت رسول الله (ص) تجلیل میکنند ، برگزار میگردد و درآن بجای این که به دعا و نیایش و ختم قرآن پرداخته شود ، به ترانه خوانی ، سخنرانی و بکوبیدن وتکفیر کردن ... همدیگر می پردازند که بزعم خویش کار شایسته و درخور کرده باشند . در حالیکه هردو جانب به خسران و سقوط در گودال بدعت ها و غرق در فتنه نفاق هستند که عواقب و پیامدها بسا ناگوار در جوامع اسلامی ازخود بجای گذاشته و میگذارد !

دراین نوشتار منظوراز این مقدمه چینی ، بحث سر موضوع است که این روزها درکشور تکه و پاره افغانستان گل سر سبد هر جمع و حلقه ای و متاسفانه بیشتر قشر مذهبی ، دینی و فرهیخته کشورشده است . او اینکه بعد از مرگ "قاضی حسین احمد" ، رهبر وپیشگام جماعت اسلامی پاکستان ، طی یک هفته قبل ، نهادهای و حرکت های دینی و بخصوص جمعیت اصلاح افغانستان به تجلیل وبرپایی مراسم فاتحه خوانی برای او شدند و از او بعنوان فرد موسس وپشگام جهاد افغانستان یاد شد و فوتش ضایعه ای عظیم درعالم جهاد ودعوت خوانده شد ؛ درحالیکه این مراسم در پاکستان ، کشوراصلی و میزبان وی ، قطعا محسوس نمی باشد و محفلی هم در این خصوص تدویر نشد و اگر شده هم خیلی سطحی بوده است و نظیر این اقدام را در سالهای پیش هم مردم افغانستان شاهد بودند که عبارت ازفوت جنرال ضیاءالحق پاکستانی بود که مردم در بیشتری جاها در افغانستان برایش نماز جنازه غیابی اداء کردند . حادثه ایکه در تاریخ اسلام برای دومین فرد بعداز نجاشی ، پادشاهی حبشه ، بود که پیامبر(ص) مسلمانان را به اداء نماز جنازه غیابی امر فرمودند و آن یک واقعه ای استثنایی و تاریخی در درازنای تاریخ اسلام پنداشته میشد. ولی اکنون آن حادثه به سنتی از سنن عملی تبدیل شده است و مبالغه نخواهد بود اگر بگویم که جای خیلی از اعما ل فرض ویا مهمتر از خود را در افغانستان گرفته وانجام میشود که خود بدعت بزرگتر از همه است .

دراین جا بذکر چند مثال که به همین تازگی یعنی ؛ طی سال جاری برگزارشد ذیلا اشاره میکنم .

یکی از این مراسم یاد بود و سالگیره بیست و سومین سال از وفات خمینی در کابل بود که در تاریخ افغانستان بی سابقه بود ولی این اواخر بسیار با شکوه برگزار شد.

هچنان نظیر این مراسم را چند ماه پیش در افغانستان بودیم که مصادف به حمله و ترور دختر بچه پاکستانی ، ملالی یوسفزی ، بود که درنتیجه آن زخمی شد وبعدا جور وفعلا سالم در انگلیستان زندگی میکند. در پیوست به این حادثه ؛ سیل از پیام های کتبی و تلفنی همدردی به خانواده و کشورپاکستان هم از تریبون مقامات رسمی دولت استقبال شد و هم مراسم فاتحه خوانی سراسری در مدارس افغانستان به امر وزیر صاحب معارف رسما ابلاغ شد و جبرا و کرها اجراء شد .

حال آنکه روزانه در افغانستان ، ملالی نه ، بلکه ملالی ها کشته میشوند که یکی ازآنها هنوزهم خونش درلباس ابدیش خشک نشده ، شاد روان انیسه جان است و همه در سکوت فرورفتند و کسی بجزء خانواده اش پیدا نشد که نام ازآنها بزبان ببرد چه برسد که برایش دعا و مراسم فاتحه خوانی برگزارکند. به همین منوال ؛ مانند قاضی حسین احمد ده ها تن از رهبران دینی ، جهادی ، شخصیت های برجسته کشوری ... صدها تن از سربازان جان بکف و فرزندان ملت بخاطر دفاع از وطن ، ناموس ، تمامیت ارضی و تامین امنیت برای همه و زمامداران ، جان های شرین خود را میدهند وشهید میشوند و مادران و اطفال نازنین خود را به سوگ و اشک بی فرزندی وبی پدری می نشانند و هیجکس نیست که از خون پاکشان قدری بدانند و ارج گذارند .

حال، درد کجاست که همه ما این قدر خود ستیز و بیگانه پرست شدیم ؟ آیا مصداق مقوله " حب الوطن من الایمان " این است که در حق وطن و وطن پاسداران جریان دارد؟

نه کسی از شهداء کشورتجلیلی کرد و نه کسی از مقامات عدلی ،قضایی واجرایی برای شناسایی وپیگیری عاملین شهادتشان و سپردن آنها به پنجه قانون اقدامی صورت گیرفت و خانواده های این عزیزان همه یا اینکه در گوشه ای از افغانستان ویا از ترس جان شان به پشت در کشورهای دیگر پناه جستند و بدترین حالت بسرمی برند .

سؤال این جاست که آیا خون عزیزان کشور از خون دیگران کمرنگتر است و یا اینها کاری ناشایست در حق کشور میکنند بجزء دفاع از وطن ، ناموس ، تمامیت ارضی و استقلال کشور و سربلند زیستن ؟!

حال اگر چنین نیست ، باید برای این های که لحظه وار پیش چشم همه ما جانهای شرین شان را میدهند در قدم اول اقدام هم از سوی دولت وهم ملت شود تا از خون پاک این عزیزان با پیگیری و دستگیری جانیان وعاملان آنها پاس داشته شود که تا حا ل نشده است و صرف تجلیل و تعزیه برای پاسداری ازین عزیزان باقی مانده است و می ماند که اگر یک نفر در دنیا درخور سوگواری و برپاداری مراسم دعا وفاتحه خوانی باشد همان یک نفر هم مردم افغانستان باید باشد و نه غیر .

اگر خیلی حس انسان دوستی و اسلام گرایی ما فوران میکند ، برای آن حس و همدردی همین هموطن و شهداء کشوربه آن حق اولویت دارند همینطور مردم مظلوم که از زمین وآسمان بر سرشان مصبیت می بارد و دنیا همه در غم ما مانده اند وما در غم دیگرانیم !

بعنوان بر آمد از این مقال ، میخواهم به چند نکته اشاره کنم :

- تجلیل از چنین مراسم در اسلام جای ندارد وبرفرض گیریم که امر پسندیده ای باشد ، خود مردم این کشور این قدر دردها و اسطوره های از دست داده داریم که اگر سالها به سوگ آنها بنشنیم ، بازهم کم آوردیم .

- مردم کشور تا هنوز لقمه بخورو نمیرشان از خیرات کلیساها و انجمن ها مذهبی غیر اسلامی تامین میشود و به این حالت انصا ف نیست که به تلف کردن مبالغ انگفت برای دیگران ما تجلیل کنیم.

- تجلیل و سوگواری بیگانگان بما و مردم هیج ربطی ندارد و باعث ایجاد خلا در اتحاد مردم و اقشار مذهبی میگردد که کشور سالهاست از این ناحیه رنج میبرد.

- اگر مردم و دولت و بخصوص آنعده که دراین مجا ل دست پیش میزنند ، بهتر است برای کسان به مبادرت این مراسم بورزند و برگزارکنند که شب و روزشان برای آزادی ،استلال و تمامیت ارضی کشور گذشت و کشور تکه و پاره فعلی حاصل خونبهای شان است و الا همین را هم نداشتیم.

- اگر تجلیل گریم ، بیایید لحظه به سوگ کسان بنشینیم که بخاطر واکسن اولاد این کشور خون سرخش میریزد و شهید میشود.
- به تعزیه و دلجویی کسان اقدام کنیم که فزندان عزیزشان را بخاطر دفاع از این مرزبوم از دست دادند وبسراغ اطفال بریم که از اشک بی پدری خیسند و پشت لقمه نان سرگردان و سر پناه شان آسمان و قالین نرم زمین است .
- به عزاء کسان بپردازیم که از بی پناهی رهسپار دیار غربت شدند و هروز زیرپای این آن در اقصی نقاط دنیا لگد ومال میشوند وکسی نیست که از مرگشان پرسان کند و یا حداقل اجسادشان را تحویل بگیرد .

- بحال اولاد واطفال نازنین خود به تعزیه بپردازیم که از مهمترین حق خود، تعلیم و تربیه ، بی بهره اند و هرروز به سر وصورت شان اسید پاشیده میشود و مسموم مشیوند تا از تعلیم باز بمانند .

- به تجلیل از مادران بپردازیم که با تمام کاستی ها در زندگی شان دست وپنجه نرم میکنند و شب وروز زحمت میکشند تا اولاد این کشوررا بدامن بپرورانند .

- به فساد که در ادارات دولتی کشور جاری است و مدال فاسدترین کشور جهان را ازآن خود کردیم ، زانو غم دربغل بگیریم.

- به سوگ آنان بنشنیم که در کویته ، فاریاب ، کابل ، بغلان ، هرات ،قندهار،هلمند ،جلال باد و... از استخوانهای آنها کوه ها جور میشود.

- به سوگ ناتوانی خودم بنشنیم که متن و ستون فقرات دولت وملت ،امنیت ملی ، آماج حمله قرار میکیرد که جلوگیری نمیشود که هیج برای تداوی ودرمان قربانیانش به کشورهای خارج متوسل میشویم .

و در اخیر به سوگ وضعیت فعلی خود بگیریم که به جای تجلیل از بیگانگان ، به وضعیت نا هنجار که نه آب آشامیدنی و نه سرپناه و نه شفاخانه و دوا ونه جاده و پل و نه مکتب و دانشگاه .... و دیگر امکانات رهایشی داریم و خواب شرین ما را هر لحظه بمب و راکت انداز بخود می برد و حرام ما میکند وبه جای شهر کابل بعنوان تجلیلگاه مراسم بیگانه ها، به وضعیت شهری آن نگاهی با اندازیم که به جهنم روی زمین تبدیل شده است و هر وقت ازپسی تجلیل و سوگواری این اندوه ها بر آمدیم ، آن وقت به سراغ دیگران بریم . نا گفته نماید که بذکر نامهای چند افراد فوق الذکرکه بطور مثال آوردم ، توهین کنم ویا شایستگی یادبود را ندارند و یا محترم نبودند . ولی با توجه به وضعیت رقت بار مردم کشور، سرگرم شدن به دیگران که اصلا بما و تجلیل ما نیاز ندارند ؛ نه اینکه حس همدردی و انسانی نیست بلکه گناه کبیره است و جفای نا بخشیدنی در حق این ملت است.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






49 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > تجلیل از مرگ قاضی حسین احمد نمکی بر هزاران زخم ناسور ما

آگهی در کابل پرس

loading...
كلمه شناسايى
: پيوند هايپرتكست

پيام‌ها

  • من مرك اين قاتل را به شهداى كربلاى كابل به ان عزيز دخترك سبزبوش و به شهداى عيد قربان مسجد فارياب و به شهداى محافل عروسى بلخ و ديكران تبر يك عرض ميكنم. از خداى با ك ميخواهم جاى اين خونريز در تحترين دوزخ باشد.شما فاميل هاى شهدا عزيزكه نان خود را از دست داده ايد ميدانم درين زمستان شما جقدر مشكل داريد .زنده كى بالاى اولاد شما باشد مرك بر قا تلان باكستانى بيناموس.اين سك مورد خوب شد شكر ديكرانش اكر بميرند ما شايد بيغم شويم.

  • کسانی که بر مرگ مظلوم ترین مردمان جهان یعنی مردم افغانستان رقص و پایکوبی میکنند و بر خونهای بیگناه و مظلومانه آنها رحم نکرده و از قاتلین مردم افغانستان درمقابل انظار این مردم و جهانیان بزرگداشت به عمل میآورند و بر زخمهای سوزان و ملتهب مردم نمک می پاشند سوگند به خدای عزوجل که اینها کثیف ترین بی دیانت ترین و بی ناموس ترین و وطنفروش ترین مردمان جهان اند، قاضی وقاد این جنایتکار فاشیست که در زمان استاد ربانی 8 ملیارد افغانی به وساطتت استاد سیاف گرفت و قول داد که گلبدین را از امارت حزب اسلامی خلع نموده افرادش را تحت سرپرستی خود میگیرد و مناطق تحت تسلط اورا به سیطره دولت در میارد ، او این پولهای هنگفت را گرفت و به پاکستان رفت و دولت ربانی را فریب داد که ازین جنایت و منافقتش همه مردم افغانستان آگاه هستند، این مرد کثیف مطلقا در محور آی اس آی میگردد و از جاسوسان قدیمی دولت پاکستان میباشد، حاجی فرید یک طالب کثیف بی دانش و فرهنگ و بی ناموس شناخته شده است که بخاطر جنایات و دروغهایش مردم در انتخابات شورای ملی اورا مردود کردند او التصلق صمیمی با آی اس آی و با القاعده دارد و دراین مورد افتخار هم میکند و عملیات جنایی و غیر اسلامی انتحاری را جایز میشمارد- وحید مژده یک شخصیت منافق سر خورده و بی ناموس و زن فروشی است که در وزارت خارجه طالبان برای طالبان کار میکرد و اصلا از گه خوران حزب کثیف و قاتل گلبدین است و بگونه شدید از جنایات طالبان تروریست ، حزب بدنام گلبدین و آی اس آی در افغانستان پشتیبانی و حمایت میکند و بنام کارشناس سیاسی خودش را جا زده و به نفع طالبان و آی اس آی فعالیت گسترده را در میدیا راه انداخته این مرد شوم منافق بیدین وطنفروش بخاطر اینکه در حزب گلبدین بی دین بوده است از طرف مقامات بلند رتبه ارگ حمایت و پشتیبانی بیدریغ میشود و مستقیما با طالبان و اعضای رهبری آنها ارتباط دارد و از آن انکار هم نمیکند و همینگونه عباس کریمی که در زمان استاد ربانی با چند ملیون دالر در کودتای گلبدین کارمل دوستم به سمت شمال گریخت و به دوستم پیوست این موجود کثیف دزد منافق بی وجدان بخاطر ازبک بودنش دوستمی و بخاطر حربی بودنش گلبدینی است و با گروه وحشتناک طالبان و ای اس آی ارتباط صمیمی دارد و همینگونه افراد دیگری که در این بزرگداشت قاضی حسین احمد این جانی و قاتل هزاران هزار مردم افغانستان اشتراک کردند و سهم گرفتند همه به نحوی از انحا دشمنان بیدریغ مردم افغانستان هستند و اگر دولت مسلمان ومردمی و با ناموس میبود تمامی این دشمنان افغانستان را بایستی دستگیر و به پنجه قانون میسپاریدند مگر متاسفانه که اینها بر عکس از درون ارگ ریاست جمهوری و به فرمان خود کرزی حمایت و پشتیبانی میشوند تا سرمایه های باد آورده دالری را که پاکستان و آی اس آی در اختیار شان میگذارد ازدست ندهند جا دارد تا مردمان درد دیده و رنج کشیده افغانستان بر این دشمنانی که بر زخمهای شان نمک میپاشند و بر رنجهای شان وقیحانه میخندند و با ریش و عبا و قبا و منافغت در انظار ظاهر میشوند بتازند و بر دهانها و ریشهای انها بشاشند.

  • اقاي بادغیسی
    از ترور يگ پشتون و همدردي دل نا خوش داريد به گفته شما
    "حمله و ترور دختر بچه پاکستانی ، ملالی یوسفزی"
    ولي ناله سر ميدهيد كه بايد در عوض از كشتار پاكستاني هاي كويته ذكر شود، ايا خون ملالي از خون كويته هاي پاكستاني کمرنگتر است ؟
    "به سوگ آنان بنشنیم که در کویته ، فاریاب ، کابل ، بغلان ، هرات ،قندهار،هلمند ،جلال باد و... از استخوانهای آنها کوه ها جور میشود"

  • لعنت خدا و رسولش بر این مزدوران سر سپرده و بی غیرت!که بالای خون هزاران انسان بی گناه که بر اثر دسایس شوم همین ملاچه منافق! (قاضی حسین احمد) در افغانستان ریخته شده پا گذاشته و از روز مرگ این جانی کثیف کودکانه و دلقکانه تجلیل میکنند! بخدا قسم این مشت مزدور ذره وجدان و غیرت ندارند!

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.