رفتن به محتوای اصلی
افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

در روابط بين الملل بازي گر اصلي دولت هاست. نماينده با صلاحيت هر دولت با دولت تابع بين الملل هر معاهده ويا توافق نامه را كه امضا كنند از ديدگاه حقوق بين الملل الزام آور و قابليت اجرايي دارد. معاهده عبارت از موافقت نامه هاي كه مابين دولت ها به صورت كتبي منعقد مي شود و تحت حاكميت حقوق بين الملل قرار دارد، بدون توجه به اينكه داراي چه نام و در چند سطر تنظيم شده است.

معاهده ديورند در سال 1893 ميلادي ميلادي بين امير عبدالرحمن پادشاه افغانستان و نماينده انگليس در كابل به امضا رسيده است. مير غلام محمد غبار در كتاب افغانستان در مسير تاريخ در صفحه/688 چنين آورده« امير عبدالرحمن در طي مذاكراتي كه با ديورند نمايند انگليس در افغانستان داشت. طبق معمول بدون راي گيري از مردم افغانستان و بدون مشوره با مامورين در بار خود بر اين معاهده امضا گذاشت». امير عبدالرحمن پادشاه افغانستان بود. او نماينده با صلاحيت افغانستان در سياست گذاري هاي داخلي و خارجي بود. او به عنوان نماينده مردم افغانستان صلاحيت اجرايي و بر قراري روابط بين ديگر كشور ها را داشت. امير عبدالرحمن در دوران پادشاهي خود بسيار مستبد بود. به آرا و افكار عمومي توجه نداشت. بشتر خود اش تصميم مي گرفت. آقاي غبار در كتاب افغانستان در مسير تاريخ صفحه 689 نوشته:« امير عبدالرحمن بعد از امضا معاهده ديورند در بار بزرگي تشكيل نمود. امير عبدالرحمن خان در اين در بار كه هيئت انگليس نيز حاضر بود نطق مفصلي ايراد كرد و در ضمن گفت: ساير ملل امور خود را منظم كردند. حالا افغانستان چهارده سال است كه من مصروف اصلاحاتم، هر ملتي در مقابل دشمنان خود دوستاني دارد، مگر افغانستان. امروز مانيز دوستان لايق و شريك در سود و زيان خود پيدا كرديم. لازيم ديديم كه حدود بين طرفين معين و اختلافات جزئي رفع گردد. براي مبدل نشدن اين دوستي به دشمني لازم بود كه حدود دولتين معيين گردد، پس بدون واسطه غير در خانه دوستانه حدود خود را معين نموديم. ديورند در اين عهد نامه به خط خود امضا كرده و به من داده است كه دولت انگليس هيچگاه از خط فاصل سرحد به اين سو تخطي نخواهد كرد، منهم وثيقه ي به او داده ام كه از جانب دولت عليه مستقله افغانستان تجاوز متصرفانه بعمل نخواهد آمد...».

فيض محمد كاتب در كتاب سراج التوارخ جلد 3 صفحه 946 گفته هاي ديورند نمايند انگليس در مجلس امير عبدالرحمن را چنين آورده است:« ديورند با ايستادن و چنين گفت: امير صاحب فرمودند كه در نفع و ضرر ما و شما شريكيم. اين حقيقت است كه در سود و زيان با هم شريكيم اكنون كه امر سرحد فصل شد اميد وارم كه روز به روز دوستي و دلگرمي زياد خواهد شد. ويسرا طبق تلگراف از اين فيصله اظهار خوشنودي نمودن. همچنين پارلمان انگليس از تحكيم اين دوستي افغان و انگليس اظهار بشاشت كرده است».

امير عبدالرحمن به عنوان پادشاه افغانستان، به عنوان كسي كه نماينده رسمي يك كشور مستقل بودد. در حضور عام مردم به صورت كتبي و شفايي ثابت مي كنند كه معاهده ديورند را به رضايت خود امضا كرده است. امير عبدالرحمن خان به عنوان پادشاه و شخص اول دولت افغانستان در امضا معاهده ديورند از ديدگاه حقوق بين الملل هيچ مانع ندارد. حقوق بين الملل: مجموعه قواعد و اصول الزام آوري مي باشد كه بر گونه هاي مختلفي روابط بين الملل حاكم است.


افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

شاه محمود سدوزایی، شاه شجاع سدوزایی، امیر دوست محمد بارکزایی، امیر محمد یعقوب خان محمد زایی، امیر عبدالرحمان محمد زایی، امیر حبیب الله محمد زایی، نادرشاه محمد زایی، ظاهرشاه محمد زایی وغیره که همۀ آنها با داشتن پساوند زی دردنبالۀ نام خود، با یکی از سلاله های زی سالارمرتبط میباشند، همه کسانی اند که درین کشور فرمان رانده ودر بدل فرمانروایی، قسمت های معینی از خاک این کشور را به اجانب واگذار کرده اند.
شنبه 4 می 2013, بوسيله‌ى توردیقل میمنگی

واژه‌های کلیدی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

20 دیدگاه
خراسانی

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

دست تان درد نکند این نویسنده ای گرامی
واقعا حرف دلم را گفتی.

چمبرعلی

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

سلام به اقای حقوقدان ( جان قنبری ) ! برخلاف عنوان مقاله ، هیچ بحث حقوقی در باره این خط منحوث و تحمیلی نشده است، مه فکر میکردم که شاید نویسنده در این باره یک بحث کاملا علمی و حقوقی داشته باشه ولی چنین چیزی به نظر من نخورد... اصلا از طرف اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان خط دیوریند به حیث سرحد بین المللی نشناخته شده ، در اصل معاهده خط دیوریند برای صد سال انجام شده است ، که منحیث ساحه نفوذ دولت انگلیس نامیده شده است، و ساحه ی که حالی بنام ( پاتا ) یاد میشود ، و به چهار ایجنسی تقسیم شده است ، که مومند ایجنسی ، اورکزی ایجنسی ، خیبر ایجنسی ، کرم ایجنسی و وزیرستان ها است در آن هیچ حکومت دو طرف یعنی افغانستان و انگلیسی حق ندارد که فعالیت داشته باشه ... حالی بعضی برادر های ما که نه درباره این مسئله معلومات داره و نه مطالعه داره ، میخیزه از نگاه حقوق بین الملل ایرا تشریح میته و به مظالم و قساوت های حکومت پاکستان مشروعیت میته ... مشکل اساسی و جدی اینست که حالی پاکستان بالای خط دیوریند قناعت نداره ... دریای کنر میخوایه ، ساحه ی تا پل کامه میخوایه ، اب دریای کابل میخوایه ، در باره با روابط ما با هند نگران است، درباره با اسلحه ثقیله مثلا : تجهیز توپخانه ها و قوای هوایی جنگی افغانستان موافقه نداره، انکشاف کمی و کیفی قوای مسلح افغانستان را نمیخوایه ، تربیه قوای مسلح افغانستان باید پاکستان به عهده داشته باشه ... من از طرفداران دیوریند سوال دارم ایا این همه چیزها را باید کتیش قبول کنیم ؟؟؟؟

زر یا لَی

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

از اعلیحضرت شیاطین عبدوررامان غولشان گرفته تا کرزی بی غیرت خاک و ناموس خود را به هر کسی که پول بیشتر داد، فروختند و میفروشند.
این پای لوچان از قانون چی میفهمند؟ قتل و خون قانون شان است.

میوند

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

این نویسنده بسیار ادم بی خبر است اگر احیا نا چنین معا هده با انگریزها به امضا رسیده باشد که نه شده باید انرا به جهانیان خودت به کفا لت بادارت تشان بدهید تا به این معضله پایان داده شود واگر شده باشد معاهده به انگریزها به امضا رسیده نه با دولت پاکستان انزمان اصلا دولت به نام پاکستان در صحنه سیا سی جهان موجود نه بود مردم افغانستان باید در شناخت وعدم شناخت این خط منحوس تصمیم بگیرند اقای نویسنده جیره خور دیگران هستید وخط دیورند را قانونی میدانید من به شما توصیه می کنم که بقا ما وشما در وحدت ماو شما است بیا ید باهم کنار بیایم و برای افغانستان وطن ابای خویش خدمت کنیم

ارمان

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

معاهده ويا توافق نامه خط ديورند پس از قرارداد گندمک که در نزديکى جلال آباد ( اين شهر را جلال الدین محمد اکبر‎ ازمغولهاى بزرگ, نواده بابرکبير آباد کرد) امضا شده بود توسط اميرعبدالرحمان خان و هينرى مورتيمور ديورند در دوازدهم نوامبر1893 درکابل امضا شد.
متن کامل انگليسى قرارداد, معاهده ويا توافق نامه خط ديورند:
Durand Line Agreement
November 12, 1893


Agreement between Amir Abdur Rahman Khan, G. C. S. I., and Sir Henry
Mortimer Durand, K. C. I. E., C. S. I.
Whereas certain questions have arisen regarding the frontier of Afghanistan on the side
of India, and whereas both His Highness the Amir and the Government of India are
desirous of settling these questions by friendly understanding, and of fixing the limit of
their respective spheres of influence, so that for the future there may be no difference of
opinion on the subject between the allied Governments, it is hereby agreed as follows:
1. The eastern and southern frontier of his Highness’s dominions, from Wakhan to
the Persian border, shall follow the line shown in the map attached to this
agreement.
2. The Government of India will at no time exercise interference in the territories
lying beyond this line on the side of Afghanistan, and His Highness the Amir will
at no time exercise interference in the territories lying beyond this line on the side
of India.
3. The British Government thus agrees to His Highness the Amir retaining Asmar
and the valley above it, as far as Chanak. His Highness agrees, on the other hand,
that he will at no time exercise interference in Swat, Bajaur, or Chitral, including
the Arnawai or Bashgal valley. The British Government also agrees to leave to
His Highness the Birmal tract as shown in the detailed map already given to his
Highness, who relinquishes his claim to the rest of the Waziri country and
Dawar. His Highness also relinquishes his claim to Chageh.
4. The frontier line will hereafter be laid down in detail and demarcated, wherever
this may be practicable and desirable, by joint British and Afghan commissioners,
whose object will be to arrive by mutual understanding at a boundary which shall
adhere with the greatest possible exactness to the line shown in the map attached
to this agreement, having due regard to the existing local rights of villages
adjoining the frontier.
5. With reference to the question of Chaman, the Amir withdraws his objection to
the new British cantonment and concedes to the British Governmeni the rights
purchased by him in the Sirkai Tilerai water. At this part of the frontier the line
will be drawn as follows:
From the crest of the Khwaja Amran range near the Psha Kotal, which remains
in British territory, the line will run in such a direction as to leave Murgha
Chaman and the Sharobo spring to Afghanistan, and to pass half-way between
the New Chaman Fort and the Afghan outpost known locally as Lashkar Dand.
The line will then pass half-way between the railway station and the hill known as
the Mian Baldak, and, turning south-wards, will rejoin the Khwaja Amran range,
leaving the Gwasha Post in British territory, and the road to Shorawak to the
west and south of Gwasha in Afghanistan. The British Government will not
exercise any interference within half a mile of the road.
6. The above articles of’ agreement are regarded by the Government of India and
His Highness the Amir of Afghanistan as a full and satisfactory settlement of all
the principal differences of opinion which have arisen between them in regard to
the frontier; and both the Government of India and His Highness the Amir
undertake that any differences of detail, such as those which will have to be
considered hereafter by the officers appointed to demarcate the boundary line,
shall be settled in a friendly spirit, so as to remove for the future as far as possible
all causes of doubt and misunderstanding between the two Governments.
7. Being fully satisfied of His Highness’s goodwill to the British Government, and
wishing to see Afghanistan independent and strong, the Government of India
will raise no objection to the purchase and import by His Highness of munitions
of war, and they will themselves grant him some help in this respect. Further, in
order to mark their sense of the friendly spirit in which His Highness the Amir
has entered into these negotiations, the Government of India undertake to
increase by the sum of six lakhs of rupees a year the subsidy of twelve lakhs now
granted to His Highness.
H. M. Durand,
Amir Abdur Rahman Khan.
Kabul, November 12, 1893
اميرعبدالرحمان خان
آيا مى دانيد که واژه خان از کى به پشتونها ( افغانان ويا پټانان) داده شد?
اين واژه ازچنگيز خان است واين لقب از واژه زبانهاى تورانى والتايى است.
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

ارمان

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

میوند گرانمند,
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/9/9d/Jeanne_d_Arc_Orleanide.jpg?uselang=fa
ژان دارک (به فرانسوی: Jeanne d’Arc)‏ و گاه دوشیزهٔ اورلئان (تولد ۶ جنورى۱۴۱۲ ميلادى† ۳۰ می ۱۴۳۱ ، «قهرمان» ملی فرانسه و قدیسه‌ای در کلیسای کاتولیک بود. وى فقط نوزده ساله مرد. صورت فلکى اش سنبله که به آن ژاندارک هم گفته مى شود که باعث پيروزى سربازان فرانسه گذشت. اين سنبله درفش فرانسه را بدست گرفت و باحرکت خود جنگ صد ساله را پايان بخشيد. که آن سربازان از دوشيزه غيرت ياد گرفتند.
حماسه دوشيزه ملالى ميوند کاپى ويا اقتباس (در حقیقت استعمال یک معنای پخته و کامل) ژان دارک است. کاندیدای اکادمیسین سیستانی چنين جعل وتقلب مى کند: ملالى دوشيزه ايکه با مشک آب در ميدان جنگ به مبارزين آب ميداد، نا گاه چشمش به پرچم دارافغانى افتاد که هدف گلوله دشمن قرار گرفت و پرچم از دستش بر زمين غلتید. دوشيزه ملالى مشک آب را بر زمين گذاشت و دويده پرچم افغانى را بلند کرد وآنرا به اهتزاز درآورد و اين لندى (سرود فولکلوريک) را با آواز بلند خواند:
که په ميــــــونــد کې شهــيـد نه شوې
خدايږو لاليه بې ننګۍ ته دې ســاتينه
( اگر درجنگ ميوند شهيد نشدى ، خدا ترا ، براى بى ننگى حفظ کند!)

حماسه ميوند تقلب است يا واقعيت اين دخترک اگر بوده باشد خى سقو دخت بود. از بچه سقو “افغان” چه نفرت دار?
کاپى کاپى اش ملالى جويا تبيلوى و ستاره درخشان درغربستان “لويه جرگه” شد.
کاپى کاپى کاپى اش ملاله يوسفزى پختون خوايى شد.
دراين چه راز نهفته است? که ملالى (ملاله) نامها سواستفاده پشتونها مى شوند
واژه پشتنوالى پس از پته خزانه ساخته شد که سند نوشتارى ارزشهاى مردمان پشتون است گردآورى آن را عبدالرحمان پژواک کرد پر از غيرت وغيرتمندى ايست. البته که دوشيزه ملالى درميوند به پشتونها غيرت نبخشيد بلکه به مردمان غيرپشتون. زيرا پشتون در ذات غيرتمند است چون در لويه جرگه ضد شماره ٣٩ جنگ کرد.
آيا مى دانيد که واژه جرگه از کجا آمده?
اين واژه از چنگيز خان است از واژه زبانهاى تورانى والتايى است. درهمين گونه جرگه چنگيز لقب خان را گرفت.
جرگه در تورانى والتايى(سيب) خيمه چرخگونه معنى مى دهد. مانند که افغان ناله فریاد و ناله , زارى , شیون و واویلا و شکايت , داد و نالشت معنى مى دهد.
غيرتمند در پشتونوالى درج است? .پاکستان هم اسطوره ملاله يوسفزى را ساخت و آنهم گفتوشنو تلويزونى آن دخترک با فرستاده امريکا!
با افغان ويا پشتون وحدت تحقق ناپذير است. چون افغان به خود حثيت ملى و حتى حثيت قومى نگرفته است. تغيرنام ستان افغان ضرورت تاريخى است. ويکى از پيش شرط هاى وحدت مردمان وشهروندان اين سرزمين مى باشد
چرا?
1- اقوام پشتون يا افغان بين خود وحدت ندارد! چه رسد با مردمان غيرپشتون. درهمين هنگام جنگ پشتونها دراين وآن سوى خط ديورند شروع شده است.
2- پشتون يا افغان ازهرچيز نيم اش را قبول دارد! به گونه نمونه از مرزکشى!
* سرحدکشى سال 1893 را که اميرپشتون عبدالرحمان خان قبول کرده بود اکنون نمى پذيرند, چون که قوم گمشده وگمنام درشرق و جنوب بدو بخش تجزيه شد
* مرزکشى 950 کيلومترى غربى سال 1858 توسط همين انگليس که بخش کشور آريانا را (آريانا واژه يونانى ورومى ايران است) مردمان فارسى زبان ياخراسان وسيتان وبلوچستان) جدا کرد ازسوى دولت پشتون به رسميت شناخته ولى ازسوى ايران هنوز به رسميت شنا خته نشده . چون باداران پنجاه کشورهاى کرزى جان درپيشاپيش شان انگليس وبويژه امريکا وملل متحد که سازمان خود شان است اين مرز را مانند خط ديورند به عنوان مرز بين المللى پذيرفته اند.
* مرزکشى 2096 کيلومترى شمالى (1206 کيلومتر تاجيک را ; 750 کيلومتر کشور تورکمنرا ; 140 کيلومتر اوزبيک را ) تقسيم کرد که نام نامى مردمان ايرانيان وتورانيان اش در بلخ و سمنگان و باميان دخت توران و رستم وکابل وزابل ازهزارهاسال درسنگن بشته ها درج اند. اين مرزکشى که درسالهاى 1865, 1876 , 1881 باعث جدايى مردمان غيرپشتون انجاميد ازسوى دولت پشتون به رسميت شناخته شد.
درسال 1920 همين سرزمينهاى مرزهاى مانند بدخشان کوهستان که امروز پيوسته تاجکستان است ازطرف اتحاد شوروى گرفته شد. دولت پشثون درپيشاپش اش ميوند آغا نگفت که 1920 نام کشور تزارى روسيه تقسيم شد.
ميوند آغا
زمانيکه يک کشور تجزيه مى شود ويا نام اش تغير مى کندويا که دوکشور جدا شده اتحاد مى کنند قراردادهاى بين المللى مدار اعتبارخود را دارد. به گونه نمونه سلاح ها وهواپيماهاى شوروى سابق در آلمان شرق بدست آلمان غرب افتاد وهواپيماهاى انتونوف هنوز درآلمان پرواز. پس از سرنگونى شوروى روسيه پابند قراردادهاى خوداش مى باشد.
پاکستان همانند افغانستان, تاجکستان تورکمنستان..... از تقسيم خاک هند و ايران وتوران است. اين کشورها کشورهاى اند ساختگى وبراى منافع کلونيستها زير عنوان تفرقه انداز وحکومت کن ساخته شده اند. باداران دولت پشتون با آهنگ بلند گفتند که خط ديورند ساختگى مرز بين المللى شناخته شده بين کشور ساختگى
پاکستان وافغانستان مى باشد
کرزى خو شادى بازى مى کند. اگر هدف ومنظوراش بازى دادن و تبليغات انتخاباتى و راى گيرى از مردم شريف پشتون نيست, پس اين چالباز موضوع سرحدات چه شمالى وچه غربى وچه شرقى و جنوبى را رسميت داده و در ارگان مورد اعتبار سازمان ملل متحد مطرح کند وآنها را نوشتارى بصورت رسمى ازطريق وزارت خارجه کشور نامنهاد وساختگى ودولت خانه پرى (کاغذى) در جريان گذارد اگر نه متل است که اين را بيان مى کند: "سک که عوعو کرد چک نمي زند".
میوند جان
“آدم بى خبر”
لطف نموده وبه کسى انگشت بى خبرى دراز نکنيد چون که سه انگشت ديگر تان به سوى خود و جرت تان ان(شصت تان) آسمان را نشان مى گيرد.
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

میوند

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

ارمان محترم: من نه میخوا هم انچه خودت از کدام بوجی پر از تب قومیت بیرون اوردید وبه قوم پشتون تخت و تاز کردی مباحثه کنم از هر قومی که هسنید به همه اقوام افغانستان احترام دارم تربیه ام اجازه نه میدهد که مانند شما بیارمان به قوم دیگران توهین کنم اصل موضوع خط منحوس دیورند است نه خوب وبد اقوام یک بار به اطرافیت نگاه کنید وصادقانه اعتراف نماید که دراطرافیت چه مگذرد وان وقت به ادرس دیگران حواله بدهید من نه کفتم که رابعه بلخی خوب بود یا خراب یا جعل و تذویر من نام قهرمان بیبی مهرو را احترام کامل دارم وبه ان افتخار می کنم اما جای تاسف است یک تعداد از جاسوسان مانند خودت از کشورهای خارجی پول گرفته که مردم افغانستان را در برابر هم قرار دهند برایت اطمنان میدهم که افغانستان زنده می مانند و به پیش میرود به همین نام پر افتخار و دوست داشتنی و اگر خودت خوش نه دارید می توانید به جای دیگری بروید وخوب زندگی کنید
زنده باد افغانستان سر بلند تا یک نفر افغان است زنده افغانستان است به امید اینکه ادم شوید

باب

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

دوستان عزیز:
چند توضیح ضروری در مورد این بحث:
مقدمتاً باید خدمت شما عزیزان گفت که ساخت و بافت افغانستان بر اساس جعل و دروغ بنا شده است. اگر ما خواسته باشیم یک هویت افغانی برای تشکیل کشوری بنام افغانستان داشته باشیم، باید دروغ بگوئیم تا این هویت ریشه دار گردد. سئوال اصلی این است که ما چطور می توانیم چنین کاری را انجام دهیم؟ بیائید مساله خط دیورند را که حدود صد سال پیش امضاء شد بجایش بگذاریم و بالای مطلبی بحث کنیم که زیر نظر هر کدام ما صورت گرفت:
سردار محمد داود خان طی یک سفر رسمی ماسکو رفت. صمد غوث که همرکاب او بود و از خود سردار صاحب بود در کتاب خویش می نویسد که حین سخنرانی بین او و برژنیف، رهبر شوروی وقت، سردار محمد داود بعنوان اعتراض دست به میز کوبید و از مداخلات شوروی در امور داخلی افغانستان اعتراض کرد و مجلس را ترک کرد ... بریژنیف که او را برای خدا حافظی در قصر کریملین بدرقه می کرد از سردار صاحب خواست که در دعوت شب شرکت کند ولی سردار صاحب آن را نپذیرفت و از آنجا راساً به فرودگاه ماسکو رفت و مستقیماً بکابل پرواز کرد. هواخواهان سردار صاحب و افغان های بی تمیز جاهل این اقدام سردار صاحب را یک اقدام افغانی او قلمداد کرده و از آن تحسین و تقدیر بعمل می آوردند تا اینکه امروز ایشان متوجه شدند که این یک اشتباه دیپلماتیک بود و این جهالت سردار صاحب نه تنها باعث تباهی خود و خانواده او شد بلکه افغانستان را تباه ساخت!
حال جناب عبدالجلیل جمیلی که او نیز از همرکابان سردار صاحب بود و بحیث ترجمان بین سردار صاحب و رهبران شوروی کار می کرد گفته صمد غوث را رد کرده و می گوید که آنچه جناب صمد غوث در کتاب خود نوشت کاملاً دروغ و کذب است و سردار صاحب هیچوقت این کار را نکرد و بسیار مودبانه در جلسات سخنرانی کرد و با کمال ادب دیپلماتیک با رهبران شوروی خدا حافظی کرد و ماسکو را بسوی کابل ترک کرد! امروز هم صمد غوث، هم عبدالجلیل جمیلی و اکثریت همرکابان سردار محمد داود در آن سفر زنده و تیار هستند ولی هیچیک شان از اثر بی وجدانی افغانی شان لب به سخن نکشوده و یک واقعیت ثابت تاریخی را درست منعکس نمی دهند. آیا ثبوتی بالاتر از این یافت می شود که افغانستان و افغانیت چیزی جز خر سازی انسان و انسانیت نیست؟
دوستان: در صورتیکه ما در مورد یک متن صریح و یک حادثه واضح با چنین اختلافات بین خود افغانان افاغنه مواجه باشیم، پس چطور می توانیم حرف یک افغان را در مورد یک حادثه تاریخی بپذیریم. خصوصیت یک افغان این است که هیچوقت در لفظ و تعهد خویش پابند نبوده و همیشه از طریق قران خوری و شرفباختگی می خواهد حرفهایش را بکرسی بنشاند. مثلاً نمونه بارز افغان و افغانیت سردار محمد نادر، چوکره انگلیس، بود. وی بالای قرآن تعهد نامه می نوشت ولی آن را نقض می کرد. برای "وحدت ملی" در افغانستان وی امیر حبیب الله خان کلکانی را بکابل دعوت کرد ولی با کمال نامردی او را گرفتار و اعدام کرد علیرغم آنکه سوگند شرف یاد نموده بود که به وی آسیبی نرساند و از او تقاضا داشت که بخاطر حفظ وحدت ملی و صلح از جنگ دست بردارد.
می رسیم بالای مساله خط دیورند: جناب چمبر علی به نمایندگی از افغان های الاغ صفت ادعا دارد که معاهده دیورند برای صد سال امضاء و این صد سال در سال 1993 به پایان رسید و بعد از آن این معاهده اعتبار ندارد. جناب ارمان برای رد این دروغ گوئی چمبر علی متن موافقه را که به زبان انگلیسی طی هفت ماده نوشته و امضاء شده است به نشر سپرد. اگر چمبر علی براستی هم وجدان داشته باشد باید از دروغگوئی هایش خجالت بکشد و عذرخواهی کند ولی وی برای ثبوت افغانیتش هزار دروغ دیگر را حاضر است ارائه کند تا دروغ اولیش را برکرسی نشاند! آیا این کار ممکن است؟
مشکل وحدت ملی در افغانستان چیست و کی ها علیه وحدت ملی در افغانستان کار می نمایند؟ امروز هیچ گروهی بجز افغان ها علیه وحدت ملی نیست. در حالیکه حق مسلم تاجیک هاست که با تاجیک های هم تبار شان در تاجیکستان بپیوندند ولی آن ها چنین کاری را نمی کنند. عین حرف در مورد از بیک ها، هزاره ها، ترکمن ها، بلوچ ها، عرب ها ... و غیره صدق می کند ولی برای این گروه ها وحدت ملی در داخل افغانستان اولویت ندارد. اولویت یک افغان در چیست؟ آن ها بهر قیمتی شده باید با پشتون های پاکستان ضم گردند و خط دیورند برای آن ها رسمیت ندارد. آن ها حاضر اند غلامی پاکستان را بپذیرند، نه استقلال افغانستان را که با خط دیورند تضمین گردیده است! در این مورد باید گفت که خط دیورند مرز بین المللی بین افغانستان و پاکستان است. افغانستان چطور می تواند که از یک طرف برای افغانستان مرز را قبول نکند و از طرف دیگر داد از وحدت ملی بزند؟ وحدت ملی بر اساس تعلقات قومی؟ شما در روی زمین هیچ کشوری را یافته نمی تواند که امروز وحدت ملی خویش را تابع تعلقات قومی بسازد. آلمان ها زیر زعامت هتلر و حزب فاشیست او چنین یک اقدامی کرد ولی در جنگ دومی جهانی چنان درسی گرفت که تا زنده اند این فاشیست ها چنین بدی را نباید تکرار کنند! اگر یک افغان براستی هم فرهنگ می داشت و تاریخ می داشت، آن ها ابداً چنین کاری را اصلاً در فکرش نمی پرورانید. حال از یک افغان جاهل آدم چه توقعی می تواند داشته باشد؟
جای یک افغان باغ وحش کابل است و بس. بحث با یک افغان بالای موضوعات مدنی در گوش خر یاسین خواندن است. بیائید باین شیوه بحث برای همیش خاتمه داده و گلم افغان و افغانیت را در افغانستان و در منطقه جمع کنیم تا قربانیان این توطئه و رذالت مزه زندگی انسانی را بچشند!

باب

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

ثبوت غیر قابل انکار دروغ یک افغان حیوان صفت: جناب میوند از روی جهالت مانند طوطی شعار می دهد: "تا یک افغان است، زنده افغانستان است!"
این شعار از که بود و نتیجه آن چه شد؟
سردار محمد داود به شرف و عزتش دست بالای قرآن سوگند خورده بود که نسبت به نظام خانوادگی خویش زیر زعامت سردار محمد ظاهر خان وفادار باشد و از آن دفاع کند. وی قسمت اعظم عمر خویش را در این راه وقف هم کرد تا اینکه احساسات غیر قابل کنترول حیوانیش غلبه کرد و یک شبه بالای شرف و عزتش پا گذاشت و علیه خود، شرف خود، عزت خود، خانواده خود، افغانستان و افغانیت خود پا گذاشت و در تبانی با روس مشرب ها دست به کودتا زد و ..... همچنان وی اعلام کرد: "تا یک افغان (داود خان) است، زنده افغانستان (یعنی افغانستان داود خانی) است!"
بتاریخ هفتم ثور 1357 قهرمانان خلقی و پرچمی خاک این افغان و افغانستان را طوری در توبره باد کرد که اصلاً شناخت آن افغانستان امروز ممکن نیست چه رسد به اینکه از آن افغان و افغانستان بحیث هویت ملی یاد کرد. اگر جناب میوند براستی هم فرهنگ و تاریخ می داشت و آن را فرامی گرفت یا اقلاً وی ذره ای از شعور انسانی می داشت و یک ذره هم فکر می توانست او چنین شعاری را تکرار نمی کرد ولی وی باز هم افغان است و می خواهد افغانیت خویش را ثابت سازد. پس بحث ختم باید باشد.

باب

افغانستان از ديدگاه حقوق بين الملل يك وجب به آن طرف خط ديورند حق ندارد

مشکل یک افغان در چیست؟
اینکه یک افغان می خواهد افغان باشد و افغان بزید، یک حق مسلم برای وی بحیث انسان در قالب زیست با همی در جهان معاصر است ولی مشکل از کجا شروع می شود؟ مشکل وقتی شکل زخم ناسور می گردد که یک افغان شروع به افغان سازی دیگران می کند!
ای افغانان جاهل: از خر جهالت تان پائین شوید. همین که شما خود را افغان ساخته اید باید کافی باشد. چطور شده می توانید که شما یک انسان عادی را افغان سازید؟ شما به بهانه وحدت ملی و هویت دادن به افغانستان به کارهائی دست می زنید که چیزی جز ثبوت حماقت شما نیست. تا بکی؟
در جهان و افغانستان کسی یافت نمی شود که طرفدار وحدت ملی نباشد ... خواستار استقلال و هویت نباشد .... خواستار زندگی پر افتخار نباشد ... ولی وحدت ملی، استقلال و هویت و افتخار از طریق اصول انسانی ممکن است، نه افغانی؟ شما با بکی می خواهید با عزت و شرف تان بازی کنید تا خود را یک افغان ثابت سازید؟

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 20 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس