صفحه نخست > دیدگاه > افتخار دیگری برای افغانستان

افتخار دیگری برای افغانستان

محمد علی فکور
جمعه 21 جون 2013

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

بعد از برکناری طالبان از صحنه‎ی سیاست و اجتماع، زندگی مردم افغانستان با انواع امید و آرزو و زیستن در فضای صلح آبستن شد. همه‎ی مردم امیدوار به این شدند که ابر سیاه بدبختی، جنگ و خشونت از آسمان کشورشان رخت بسته، و فضای جدیدی را به تجربه خواهند گرفت. با وجودی‎که از چهره‎‎ی مردم غبار جنگ و وحشت طالبان و حکومت‎های قبلی پاک نشده بود، اما مردم امید به زندگی جدید بستند و با شور و اشتیاق، روزهای تلخ و پر از رنج روزگار گذشته را به فراموشی سپردند. سالهای بعد، خطرِ از بین نرفتن کامل طالبان و عملی نشدن وعده‎های دولت در زمینه‎ی تأمین عدالت اجتماعی و بازسازیِ مخروبه‎های جنگ، امید جدید آبستن شده‎ی مردم را به چالش کشاند و کم‎کم زمینه‎ی به وجود آمدن فاصله بین مردم و حکومت را مساعد کرد. در این میان، آنچه امیدهای مردم را زنده نگه‎می‎داشت، توجه و فرستاده شدن ملیون‎ها کودک و نوجوان دختر و پسر کشور به مراکز تعلیمی و تحصیلی بود. با گذشت چندسال از عمر حکومت جدید، مکاتب و دانشگاه‎های افغانستان پر از شاگردان و دانش‎جویان جدید شد و روز به روز تعداد مراکز علمی و تحصیلی (دولتی و خصوصی) نیز افزایش یافت. مردم و جامعه‎ی جهانی امیدوار بودند که نسل جدید افغانستان به عنوان نسل متعهد و دانش آموخته می‎توانند برعلاوه‎ی بازسازی روانِ مردم و کشورشان، در رقابت‎های علمیِ جهانی نیز سهم عمده بگیرند و افتخار بآفرینند.

اما تصویر حک شده در ذهن هر انسان از افغانستان، عجین با توسعه نیافتگی، تبعیض، فقر، بیکاری، کشت و قاچاق مواد مخدر، حق تلفی و... است، هرگاهی از افغانستان یاد می‎شود، موارد بالا نیز رخ‎نما می‎شود. جایگاه افغانستان در سایر عرصه‎ها مانند: نا امنی، نقض ارزشهای حقوق‎‎بشری و حقوق‎زنان، تولید مواد مخدر، فساد اداری، عدم رشد و توسعه‎ی متوازن و... قبلا از طریق سازمان‎های داخلی و خارجی مشخص شده بود، که این‎بار در عرصه‎ی سواد نیز مشخص گردید. بازهم در کنار سایر افتخارات بلند، این کشور افتخار دیگری را نیز نصیب خود کرده است (در جمع بی سواد‎ترین کشور های جهان). هنوز هیجان مردم ما از شور و شعف قهرمانی‎های پیشین آن آرام نشده بود که این افتخار نیز نصیب کشور‎ ما گردید. در قعرِ جدول بودن افغانستان در میان کشورهای جهان، شاهکاری دولت‎مداران گذشته و حال و دانشگاهیان ماست که برعلاوه‎ی منزوی‎کردن کشور، اعتبار سیاسی و معنوی کشور و شهروندانش را نیز در سطح جهان به طرف صفر تقرب داده است.
در تازه‎ترین آماری که از سوی دفتر سازمان ملل متحد به نشر رسیده و درجه‎ی تحصیلی و علمی کشورها در تولید علم به بررسی گرفته شده است، آمریکا در بالای جدول و افغانستان در جهت پایین آن قرار گرفته است. این بدین معناست که کیفیت علمی و تحصیلی در افغانستان نسبت به تمام کشورهای جهان در پایین‎ترین سطح قرار دارد. در این‎ آمار به اضافه‎ی افغانستان آفریقای مالی، چاد، بورکینافاسو، گینه، نیجریا، اتیوپیا، سیرالیون، آفریقای مرکزی نیز هستند. طبق این آمار تنها 13 درصد زنان افغان و 39 درصد مردان سواد خواندن و نوشتن دارند.1

کسب این افتخار می تواند عوامل گوناگونی داشته باشد:

الف: عوامل مربوط به دانشگاه

1. اُفت تحصیلی در دانشگاه‎های کشور؛ سهم نداشتن در تولید اندیشه و علم در مقایسه با کشورهای دیگر دنیا، گرفتاری دانش‎جویان در فعالیت‎های غیرمفید و روزمره، نداشتن هدف و برنامه‎ریزی روزانه، ماهانه و سالانه توسط دانش‎جویان، نداشتن انگیزه برای تحقیق و پژوهش علمی، هریک از موضوعاتی اند که می‎شود به صورت جداگانه مورد بررسی قرار داد. بسیاری از دانش‎جویانی را که از نزدیک می‎شناسم، حتا از رشته‎ی انتخابی‎شان چیزی نمی‎دانند چه رسد به اینکه بدانند رشته‎ی تحصیلی انتخابی‎شان چه درد خود و جامعه‎ی شان را درمان خواهد کرد. هرچند انتظار می‎رفت سهم ما در نوشتن کتاب‎ها، مقالات و تحقیقات علمی همزمان با افزایش تعداد دانش‎آموزان و دانش‎جویان افزایش یابد، اما طوری‎که مشهود است به استثنای چند کتاب محدود، بازار کتاب از تولید و نوشتن آثار توسط شاگردان و استادان افغانستانی خالی است.

2. استخدام و به کار‎گماردن استادانِ فاقد علمیت و دانش روز؛ حرکت مدنی (اعتصاب غذایی) که چند هفته پیش از سوی تعدادی از دانش‎جویان علوم اجتماعی دانشگاه کابل راه اندازی شد، حکایت از به‎انزجار آمدن آنان از گماردن و نبود استادان متخصص و دارای مدارک بلند علمی داشت. وقتی چنین استادان بی‎کفایت و غیر متخصص رهبری نظام تحصیلی یک‎کشور را به‎دست داشته باشند، نتیجه‎ی بهتر از این را نباید انتظار داشت. این گوشه‎یی از مشکلات در استادان دانشگاهی بود که تبارز داده شد، در حالیکه بسیاری دانش‎گاه‎های دیگر، منتظر واکنش مشابه در آینده‎های دور یا نزدیک خواهد بود. بنابراین، عقلانی خواهد بودکه به میزان پیشرفت علم و تکنالوژی، استادانِ با مدارک و اندوخته‎های بالاتر به‎جای استادانِ کهنه‎کار و مواد درسی به روز، به جای مواد درسی 15- 30 سال پیش جای‎گزین شوند، اگر چه این امر در تعدادی از دانشگاه‎های خصوصی، عملی شده است که جای امیدواری است، اما در کل در بسیاری موارد تلاشی برای برگرداندن استادان تقاعدی و کم‎ظرفیت صورت می‎گیرد.

3. نبود فرهنگ کتاب‎خوانی؛ دکتر علی‎شریعتی در کتاب سخنی در باره‎ی کتاب در توصیف کتاب می‎گوید: "زیربنای اندیشه‎ی عمومی همه روشنفکران کتاب است و من معتقدم که بدون آن هرگونه تلاشی عقیم است و بدون آن هرگونه مکتب، مذهب و ایدیولوژی و راهنمایی و هدایت فکری و اجتماعی بیهوده است". اما در افغانستان توسل به آن حتا در نوشته‎های علمی، جایش خالی است. کتابخانه‎های عمومی و دانش‎گاهی کشور فقط در روزهای امتحان پرازدحام است و بس. این فرهنگ در افغانستان نهادینه نشده است و میزان خوانش آن نیز در مقایسه با کشورهای دیگر دنیا تفاوت چشم‎گیری دارد. طوری‎که میزان افراد کتاب‎خوان را 0.9% تخمین کرده اند. که با هیچ یکی از کشورهای جهان قابل مقایسه نیست. انتظاری که از دانشگاهیان می‎رود، افزایش و ترویج فرهنگی‎ست که نبود آن زمینه‎ی توسل به بربریت و توحش را مهیا می‎کند و بودنش باعث می‎شود دین، علم، اخلاق، رفتارها و همه چیز عقلانی و انسانی شود. در زندگی بزرگان دنیا نیز دیده می‎شود که حاصل سخت‎کاری و مطالعات فراوان آن رشد نبوغ و کشف استعدادهای بالقوه و در نتیجه تاثیر‎گزاری عمیق در زندگی علمی و اجتماعی‎شان بوده است. تیراژ تولید کتاب‎ها و مقالات، به حدی اندک است که در بسیاری موارد نویسندگان مجبور به توزیع رایگان و یا قیمت ارزان می‎شوند. این بدان معنا نیست که کتاب ارزشِ خواندن را ندارد، بلکه نتایج کار نویسنده قابل درک نیست و برای عموم خواننده‎ها بی‎ارزش است.

4. پایین بودن سطح تقاضا و پایین بودن کیفیت تحصیلی؛ که می‎توان آن را به گونه‎‎یی دو جانبه بررسی کرد؛ زیرا در تحول و بلندبردن ظرفیت علمی، تنها نقش استادان موثر نیست. وقتی از طرف دانش‎جویان تقاضای یادگیری و زحمت کشیدن فراوان وجود نداشته ‎باشد، باید منتظر قهقرای علمی بود. تا کنون آنچه از بزرگان علمی برای ما رسیده این است که در راستای غنی‎کردن و اندوختن علم، باید شب بیداری‎ها و زحمات شبانه‎روزی کشید. به طور مثال، در زندگی‎نامه‎ی آگست‎کنت و ماکس‎وبر نوشته‎اند که هریک در طول شبانه‎روز، 12 تا 14 ساعت مطالعه می‎کردند . 3
همین‎طور در زندگی‎نامه‎ی ابن‎سینا نوشته‎اند که کتابی از ارسطو را بیش از 20 بار خواند و نفهمید، اما در نهایت به درک آن نایل آمد. اما شوربختانه بسیاری دانش‎جویان ما زحمت خواندن و یادگرفتن کم‎ترین مواد را هم به خود نمی‎دهند و حتا در بسیاری موارد شاهد آن بوده ام که فقط با دیکته‎ی دو صفحه، یک ساعت 90 دقیقه‎یی اختتام یافته است.

ب: عوامل بیرونی

1. استفاده‎ی ابزاری از دانشجویان توسط بعضی حلقات مشخص؛ طوری‎که رییس جمهور نیز در سخنرانی 15 روزه‎ی رادیویی خود، احزاب و اشخاص سیاسی را هشدار داد که از دانشگاه و دانش‎جویان، استفاده‎ی ابزاری ننمایند و دانشگاه را به میدان رقابت های سیاسی خود تبدیل نکنند. اما آنچه که مشخص است تبدیل شدن دانشگاه به میدان‎ رقابت های سیاسی و اجتماعی است و هرکس که اعتبار اجتماعی و سیاسی اش را از دست داد، بعضی دانش‎جویان منفعل و بدون اراده را تحریک کرده و به بازسازی اعتبار از دست رفته اش می پردازد.

2. توجه به گرایش های قومی و سمتی، به جای فراگیری علم؛ افغانستان در مجموع پرورش‎گاه اندیشه‎های فاشیستی و قوم‎گرایی است که نزدیک به دو قرن می‎شود روش حکومت داری آن بر مبنای ارجحیت یک قوم بر سایر اقوام است. این وضعیت در دانش‎گاه و دانش‎جویان تاثیر به سزایی داشته است. طوری‎که بزرگترین اتفاقات تاریخی و سیاسی کشور (به جای انکشافات و اختراعات علمی) از دانش‎گاه‎های افغانستان سرزده است. 4

پایان قسمت اول


1: Nationmaster، "تعلیم و تربیه"، 16/6/2013،http://www.nationmaster.com/fa...

2: ظفرشاه رویی، "باسوادان ناآشنا با کتاب"، 8am، یکشنبه 1 ثور 1392، http://8am.af/1392/02/01/liter...
3: تیم‎ دیلینی، نظریه‎ها‎ی کلاسیک جامعه‎شناسی، ترجمه‎ی بهرنگ صدیقی و وحید طلوعی، (تهران: نشر نی، 1386)، صص41 و210.
4: اکرام اندیشمند، سالهای تجاوز و مقاومت، (کابل: 1388، نشر پیمان، چ اول)، ص72.

واژه های کلیدی
آموزش، مکاتب و دانشگاه
آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس