کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > جهادی بچه ها خاطرات پدران شانرا تازه کردند

خرمستی های جهادی در کابل

جهادی بچه ها خاطرات پدران شانرا تازه کردند

شورای نظاری ها یکبار دیگر آبروی خود را بردند

شنبه 14 سپتامبر 2013, بوسيله‌ى سليم پویان

دیدن صحنه های افراد مسلح پلنگی پوش و اوباشان جهادی به تاریخ نهم سپتامبر در جاده های کابل از یکسو یاد آور صحنه های دهشت و وحشت جهادی سالهای دهه هفتاد بود و از سوی دیگر دل انسان برای آنهای درد می کشید که در این عصر پیشرفت و علم و اموزش هنوز هم عده از جوانان آگاه و نا اگاه با کله های خالی در پی راهی اند که اخیرش به زندان و سنگسار و اعدام منتهی می‌شود.

استادان این اوباشان جهادی در زیر چتر خیمه لویه جرگه تحت تدابیر شدید امنیتی ناتو و امریکا به بهانه برگزاری سال مرگ مسعود سرگرم چانه زنی بر سر قدرت سیاسی اما شاگردان بی خبر از بگو مگو های پشت پرده رهبران مصروف لت کوب و آزار و اذیت مردم بودند.

صبح روز نهم سپتامبر که حکومت کرزی آنرا هفته شهید نامیده صد ها موتر حامل افراد مسلح از پنجشیر و شمالی از راه کوتل خیرخانه داخل شهر شدند.

این افراد مسلح که تعداد شان به حدود پنجصد نفر می رسید با پکول و دستمال چهارخانه و واسکت و پطلون پلنگی «کماندوی» ظرف نیم ساعت تقریبا در تمامی بخشهای شهر پراگنده شدند. افراد مسلح با استفاده از موتر های پولیس و موتر های بدون نمبر پلیت حاوی عکسهای مسعود ظرف چند ساعت بیم و وحشت را در میان مردم به راه انداختند.

شهروندان کابل دها مورد لت و کوب ، تهدید دوکانداران به بسته کردن دوکان های انها، تصادف موتر ها، شکستاندن شیشه های برخی منازل و مارکیت ها و حتی درگیری های مسلحانه این افراد اوباش و لمپین و چاقو کش را در مناطق مختلف شهر شاهد بودند.

تصاویر زیادی از صحنه های که افراد مسلح پلنگی پوش را نشان میدهد در شبکه های اجتاعی به نشر رسیده است. شماری از کاربران این شبکه ها تصاویر تازه جهادی ها را با تصاویر دوران جنگ های کابل در دهه هفتاد مقایسه کرده و چهره های واقعی این جهادی ها را افشا کرده اند.

تلویزیون ژوندون در یک برنامه خبری زنده اعلام کرد که گروهی از افراد مسلح مربوط به شورای نظار ساختمان این تلویزیون را با سنگ مورد حمله قرار داده و با محافظین آن درگیر شده اند. اسمعیل یون مسوول این تلویزیون گفت :

"برخی از افراد ولگرد و بی بند و بار می خواستند بر دیوار ساختمان تلویزیون ژوندون عکسهای مسعود را نصب کنند اما محافظین مانع این کار شدند همین بود که افراد مسلح لباس شخصی با حمایت سربازان پولیس به فیر های هوایی شروع کردند و با افراد ما درگیر شدند. او گفت کسی زخمی یا کشته نشد اما خسارات زیادی به ساختمان وارد شد "

یک تاکسی ران در منطقه کلوله پشته کابل به من گفت "امروز مسعود بیش از یک میلیون بار دشنام دیده"
و جالب حرف زن گدای در زیر چادری بود که می گفت "خدا شما را هم مثل مسعود به دوزخ ببرد."

رهبران گروه های جهادی از هفته ها پیش ادامه دهندگان راه و آرمان خود را مشق و تمرین یاغی گری داده بودند.
ضیا مسعود، ولی مسعود، عبدالله و امرالله صالح سازماندهی و نقشه کشی این جهادی بچه ها را بر عهده داشتند. بنیاد احمدشاه مسعود پول قابل ملاحظه برای چاپ تصاویر، پوستر ها و نمایش فلم ها از طریق رسانه ها اختصاص داده بود و برای توزیع سلاح و تیل موتر ها در مناطق خیرخانه وکارته پروان کابل و ولایت های پروان و پنجشیر خانه ها و منازل شانرا در اختیار این افراد قرار داده بودند.

نمایش زور و سلاح با دو شیوه پیش برده شد. یکی برگزاری مراسم ویژه سال مرگ مسعود و دوم دهشت و وحشت جاده ی برای خاک زدن به چشم مردم.

در جاده های کابل سایه تفنگ و چوب و چماق و پکول و دستمال چارخانه اما در زیر خیمه لویه جرگه سخنان و حرف های غرب پسند و امریکایپسند رهبران این اوباشان توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

قسیم فهیم از سر کرده های باند های جهادی در سخنانی گفت : "مردم افغانستان به دوره‌های گذشته برنمی‌گردند و انتخابات در افغانستان برگزار خواهد شد."

اشاره او به خود خوری های گروه های جهادی در سالهای 1370 بود که قربانی اصلی آن مردم بودند. ظاهرا فهیم با یاد آوری جنگهای مجاهدین خواست نشان بدهد که اگر در آینده سیاسی بازهم در قدرت نباشد یکبار دیگر دست و آستین به آشوب و ویرانگری خواهد زد و از راه زور و تفنگ برای رسیدن به قدرت تلاش خواهد کرد. به این می گویند زور کم قهر بسیار. فهیم خوب میداند که لحظه ی هم حاضر نیست برای از دست دادن سرمایه های گرد اورده اش حتی یک مرمی هم فیر کند و دوم اینکه با حضور صد هزار سرباز اشغالگر امریکایی آیا این جنگسالار خواهد توانست برای بقای سیاسی بازهم به کوه بالا شود؟ از یکسو بیماری شکر مجال زیادی برای زنده ماندن فهیم نخواهد داد و دوم مرض غلامی به امریکا آنچنان فهیم را در خود گیر کرده که او حتی حاضر نیست لحظه ی هم از منافع خود و بادارش حقله غلامی را از گردن دور کند.

ترحم بر پلنگ تیزدندان جفا در حق گوسفندان!

رسول سیاف از یکسو با گوسفند گفتن مردم را توهین کرد و از سوی دیگر برادران طالبش را به پلنگ تشبیه کرد. او طالبان را نا مسلمان و دشمن مردم افغانستان خواند. سیاف به حدیثی از حضرت محمد اشاره کرد و گفت که " پیامبر اسلام از آمدن گروهی که با شلاق مردم را لت و کوب می‌کنند، خبر داده بود که همیشه مورد غضب خدا هستند؛ این گروه همین طالبان بوده است. " اما او فراموش کرده که همین شلاق پیش از طالبان در دست خود او و دیگر برادران جهادی اش بود. سیاف طالبان را مزدور خطاب کرد! "دیگ به دیگدان میگه رویت سیاه "

نمایش کاذب زور و تفنگ در سرکهای کابل و اظهارات امریکای پسند سیاف و فهیم این نتیجه را بدست میدهد که گروه های جهادی حاضر اند سند امنیتی "خاک فروشی" با امریکا را امضا کنند و در آینده حکومت دست نشانده امریکا با عشق و علاقه خاص سهم بگیرند. مهم نیست که در ارگ خلیلزاد تکیه می زند و یا جلالی و اشرف غنی و اتمر و یا عبدالله و عطا مهم این است که سرمایه های باد آورده از دست نرود و خواب این جنایت کاران در قصر های طلایی خراب نشود.

نمایش جهادی ها این حقیقت را نیز برملا ساخت که اخوانی ها در طول بیست سال گذشته نتوانسته اند نیروی تازه و جوان افغانستان را به دنبال خود بکشند و ایدیولوژی قرون وسطی ی بنیادگرایی اسلامی را به انها منتقل سازند. اما چیزی را که موفقانه به فرزندان خود انتقال داده اند همانا فرهنگ دهشت و وحشت و چور و چپاول است که به شمار اندکی از جوانان نا اگاه انتقال داده اند. جوانانی که بسیاری از آنها برای بدست آوردن یک مشت پول یک روز یاغی گری را بر بیکاری و اعتیاد ترجیح میدهند.

راست میگی سیاف آقا!
ترحم بر جهادی ها و طالبان و اشغالگران امریکای جفا در حق مردم افغانستان است

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






57 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > جهادی بچه ها خاطرات پدران شانرا تازه کردند

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • انچه که نوشته شده است راست است خصوصا اینکه فهیم و باند قدرت طلب شمالی بسیار حریص قدرت هستند..... حمله بر تلویزیون اسمعیل یون کار خوب و بجایی بوده است و ان شخص باید کشته شود...... سیاف گپ های ساده لوحانه ای زده است اینکه طالبان مزدور هستند گپ جدیدی نیست اما چرا سیاف حالا ها این حرف ها را میزند ؟ یگ منبع موثق از نزدیکان سیاف گفته است که القاعده و طالبان طی ارسال نامه های مستقیم به سیاف گفته اند که بهر حالت و تحت هر شرایطی سیاف را به قتل خواهند رسانید و لهذا او هم اخرین گپ های خود را میزند ..... صحبت های سیاف و فهیم به مزاج امریکا شیرین است اما امریکا هیچگاهی قدرت را به ادم های وامانده و بیکاره ای همچون این 2 نفر تسلیم نمیکند سیاف در قاموس استخبارات امریکا یگ بچه بی عقل و کودن است که فقط میتواند پاکستان را از ناحیه پشتون بودنش در کابل پریشان سازد چون در تحلیل اسلام اباد موجودیت حتی یگ پشتون سرشناس در کابل موقعیت طالبان را از نگاه قومی در محاسبات دال خوران کمرنگ میسازد.... عبدالله امرالله صالح و برادران مسعود در محاسبات فعلی امریکا خس و خاشاک شمرده میشوند و ایران هم از سرمایه گذاری های هنگفت مالی بالای اینها در نهایت نتیجه صفر خواهد گرفت ..... کرزی هم رفتنی است اما تلاش دارد تا برادرش را جایگزین سازد ولی از سفارت امریکا به ارگ گفته شده که انتخابات برگزار نمیشود..... اینجا همه چیز خراب و پیش فروش شده است....

  • تلویزیون ژوندون از اسماعیل یون فاشیست ضد مردمان اوزبیک وهزاره وتورکمن وتاجیک ویک سرسپرده پاکستانی خاین به صلح وثبات وهمزیستی مسالمت آمیز میان مردمان این سرزمین است وباید خودش به دار زده شود وتلویزیونش به آتش کشیده شود

  • مشت اوباش، لوچک صفت، حرامزاده طبیعت، درنده خو، بی ادب، نادان و کودن با استفاده از امکانات مافیایی جهادی های خونخوار مثل پدران دهشت افگن شان بار دیگر روز روشن را بالای مردم شریف کابل سیاه و تاریک ساختند. این اوباشان رزالت پیشه که تعداد شان به صد ها تن میرسید و جالبتر از همه عده زیاد شان را کیسه بر، موتر شوی، و لندهغر های سر کوچه تشکیل میداد بدون در نظرداشت قوانین ترافیکی و آداب اجتماعی چنان دیوانه وار در جاده های میتازیدن که گویی جهان را چی که حتی کره مریخ را فتح نموده باشند. بنأ تقاضای ما از دولت و مردم افغانستان این است تا به چنین مشت بی فرهنگ و پست فطرت مجال ندهند تا آرامش مردم را بیش ازین برحم بزنند!!

  • سیاف که در قتل مسعود جای پایش دیده میشود حالا اشک تمساع میریزد. هوشتان را بگیرید که سیاف گرگیست در لباس گوسفند. سیاف و رهبران پشتون از طالبان برای وحشت استفاده میکنند و فهیم از اوباشان برای وحشت استفاده میکند. طالب قوم پشتون را بد نام کرد و اگر رهبران تاجک جلو این جوانان خون جوش را نگیرد نام قوم شریف تاجک را از قوم طالب بدتر میکنند. از این فیرهای هوایی و موتر دوانی ها بهتر بود بمبی اساسی زیر موتر اسمعیل یون جاسازی میشد تا خیرش را همه افغانستان ببیند.

  • مردم هزاره بخون اسماعیل یون تشنه است و باییییییییییییییییییید ترتیبی بدهیم که این کثیف خاین و جاسوس معلوم الحال پاکستان را از بین ببریم.... اگر منتظر باشیم اسماعیل یون باز هم به ملیت و قومیت ما هزاره ها توهین را ادامه میدهد ...... باید جوان های هزاره فکر اساسی برای نابودی این کافر مرتد و ضد هزاره بکنند .... اصلا تلویزیون او برای همین تبلیغات علیه هزاره ها توسط پاکستان تاسیس شده است

  • مردم هزاره آنقدر فرهنگ دارند که به دفتر تلویزیون حمله نکنند. بنام واقعی خود نوشته کنی بهتر خواد بود. یون و ژوندون بر علیه ما مردم تبلیغ میکند ولی ما آنقدر مثل آنها بی فرهنگ نیستیم که رفتار اوغانی از خود نشان بدهیم.

  • جان علی تر سو ونفاق انداز!اگر مرد استی از نام ونشان خودت استفاده کن ومانند آن آمر جهنمی ومزدور روس ات به دو طرف فیر نکن.

  • این نوشته بجز در یک مورد، یعنی حمله برساختمان تلویزویون آقای اسعمیل یون که درحقیقت؛ همین مورد؛ علت وانگیزهء اصلی این چرندنامه است دیگر درهیچ موردی بصورت مستند نتوانسته است دلایلش را به کرسی بنشاند تصادم ترافیکی که نویسنده عکس آنرا ازصفحات فیس بوک برداشته است معلوم نیست که درکجا وچه وقت واقع شده است؛ وهویت راننده ومالک اصلی موتر معلوم نیست. آیا میشود هر راننده را که عکس مسعود قهرمان را بالای موترش نصب کند افراد وابسته به نهضت مسعود شهید بدانیم؟ این کمال حماقت است که با چنین صحنه سازی ها بتوانیم هرکی را که دل ما خواست برچسب بزنیم.
    دوم اینکه اگر این فرزندان جهادیها از پدران شان تجلیل نکنند ازکی ها تجلیل کنند؟ از داکتر فیض شعله ایی جاسوس آی اس آی وچین؟ همان شخصی که درشهر کویته بنیانگذار سازمان راوا شد وازجهاد درکشمیر تحت اشغال هند داد سخن داد؟ ویا از خانم متوفایش خانم مینا کشور؟
    اگر دختران وزنهای مردنمای راوایی حق دارند که درشهرهای کویته واسلام آباد وکراچی از مادر معنوی شان خانم مینا وپدر معنوی شان داکتر فیض تجلیل کنند چرا فرزندان جهادی ها درخاک وکشور خودشان حق نداشته باشند که از پدران حقیقی شان تجلیل ننمایند؟
    واما چنانچه دربالا اشاره نمودم که خشم سلیم جان ودیگر راوایی ها بالای فرزندان جهادیها بخاطر همان حمله؛ بالای ساختمان تلویزون ژوندون است که من دروغ آن را درمقالهء قبلی ام درهمین صفحهء کابل پرس؛ فقط دیروز افشا ساخته ام. اصلا چنین درگیری درآن ساختمان رخ نداده است.
    زیرا بنده بعنوان کسیکه تمام اخبار آنروز را درمیدیای اوغانها تعقیب کردم درمرحلهء اول خبرگذاریهای تاند وبینوا ولر وبر اعلان کردند که:
    درکابل وحشت ودهشت می بارد؛ پلنگی پوشان شمال به در ودیوار مردمان کابل ریخته اند وحالتی ازچور وچپاول درشهرکابل حکمفرماست، ساختمان تلویزیون ژوندون مورد حمله قرار گرفته تاکنون چندین کارمند محلی ومحافظان امنیتی این ساختمان زخمی گردیده وبه شفاخانه ها منتقل گردیده اند؛ ازحالت صحی شان تاکنون دکتران چیزی نمیگویند. اینگونه تبلیغات دروغ مانند جرقهء آتش در وجود پشتونها درخارج از افغانستان تاثیر انداخت. تاجاییکه درشهرهلسینگبوری سویدن دگروال محمدانور؛ یکی از بقایای جنرال نجیب الله احمدزی؛ احساساتی شد و یک ژورنالیست تقلبی را بنام وارث خان به خانه اش دعوت کرد وبوسیلهء آن باد وبخار خودرا خارج کرد که خواننده گان میتوانند لینک آنرا در ذیل همان مقاله ام ببینند. ولی بعدا همین اسعمیل یون در آخرین مصاحبه اش گفت که : به هیچ یک ازکارمندان تلویزیون او آسیبی نرسیده است.
    حالا عقل سلیم حکم میکند که کدام خبر باید درست باشد؟ چه شد آنقدر تبلیغاتی که گویا تلویزیون ژوندون وکارمندان آنرا زیر شدیدترین حملات فزیکی وتسلیحاتی نشان میداد؟
    درینجا نویسنده این چرندنامه نیز ازقول اسعمیل یون روایت کرده که به کارمندان تلویزیون آسیبی نرسیده ولی خسارات هنگفتی به ساختمان تلویزیون وارد گردیده است؛ یعنی اینکه ساختمانهای تلویزیون نسبت به بدن انسانها خیلی نازکتر بوده است. سنگها پرتاب شده جنگ وبرخورد فزیکی صورت گرفته ولی هیچ انسانی زخم نبرداشته فقط ساختمان آسیب دیده است؛ به این میگویند دروغ شاخدار.
    درحالیکه هیچ چیز واقع نشده است؛ نه کسی به تلویزیون ژوندون رفته ونه هم کسی خواهان نصب عکس مسعود قهرمان بالای دروازهء تلویزیون ژوندون بوده است. همهء این صحنه سازیها کار خود فاشیستان پشتون است؛ خود کوزه وخود کوزه گر وخود گل کوزه.بودند وهستند
    سال قبل چند تن ازهمین پشتونهای دو رگه، درحالیکه عکس های شهید مسعود را درموترهای خود نصب کرده بودند به منطقهء غرب کابل که عمدتا منطقهء هزاره نشین وشیعه نشین است، بغرض ایجاد فتنه وتحریک احساسات مردم، بدماش گونه نمایش قدرت دادند ویک هموطن هزاره را نیز زیر تایر کردند که بعدا این عمل ازطرف تمام شخصیتهای طراز اول سازمانهای طرفدار اندیشه وافکار مسعود قهرمان رد گردیده ومحکوم گردید. احمد ضیا مسعود؛ احمد ولی مسعود، داکتر عبدالله ؛ امرالله صالح همهء شان آن بدماشی را محکوم کردند.
    ولی امسال فاشیستهای اوغان زمانی دیدند که دیگر ترفندهای جنگ اندازانهء شان میان شمالی والها وهموطنان شریف هزاره درسال پار کارگر نیفتاد؛ حالا شکل بازی را تغیر دادند.
    تمام خبرگذاریهای اوغانی درهمان ساعات اولیهء روز نهم سیپتمبر؛ شروع به دروغ پراگنی؛ دشنامزنی؛ فحش گویی کردند وحالا توسط عناصر ستون پنجم شان درمیان فارسی زبانها یعنی راوایی های شرمندوک وخجالت زده مثل نویسندهء این چرندنامه میخواهند بزبان فارسی نیز زهر تبلیغات خویش را بریزند.
    ولی آقای سلیم ودیگر راوایی های شرمندوک وعناصر ستون پنجم فاشیسم اوغانی باید این را بدانند که تاریخ به عقب برنمیگردد؛ تجلیل از احمدشاه مسعود؛ عبدالعلی مزاری؛ استاد برهان الدین ربانی؛ تجلیل ازهویت وتاریخ غصب شده ومسخ شدهء باشنده گان بومی غیر اوغان این سرزمین است که درطول دوصد وهفتاد سال حاکمیت ایل (خر) درین کشور به گروگان گرفته شده بود.
    تجلیل از روز شهید ودر راس آن فرمانده بزرگ واسطوره ایی وخوشنام تاجیک تبار زنده یاد احمدشاه مسعود فهرمان تجلیل ازهویت وتاریخ باشنده گان بومی این سرزمین است که حالا حتی موجودیت فزیکی شان وبقای شان درسرزمین آبایی شان توسط اولاده های احمدشاه درانی؛ بچهء بیریش نادر افشار درمعرض تهدید قرار دارد.
    دیگر شما عناصر ستون پنجم فاشیسم اوغانی؛ میتوانید این چرندنامه های تان را درهمان بیغوله های راوا وافغان جرمن که بصورت یکجانبه مطالب شما را نشر میکند وبه مخالفان اجازهء جواب دادن نمیدهند به نشر بسپارید. این جا کابل پرس است؛ هروقتیکه شما نوشتید منتظر جواب هم باشید. بروید شما به همان کار پدری تان که حراج نمودن دختران راوا به صاحبمنصبان عالی رتبهء پاکستانی است ادامه بدهید. اگر بالای باشنده گان بومی وغیر این سرزمین اشغال شده هرقدر حالت بد بیاید ؛ ولی بازهم به راوا وراوایی ها هیچ کسی روی خوش نشان نمیدهد. زیرا شما نوکران نوکر استید. یعنی اینکه : پاکستان نوکران امریکا، وشما وطالبان وگلبدین نوکران پاکستان. پس نوکر نوکر چه باشد که دیگران را نصیحت کند.

    نوت: تصویر سخن میگوید:این فاشیست لعنتی حتی تاب دیدن پیروزی یک تیم ورزشی را بالای کشور بادارش یعنی پاکستان ندارد. روزی که تیم فوتبال افغانستان بر تیم فوتبال پاکستانی پیروز شد این شخص از استرس زیاد راهی بیمارستان گردید. من پوست شما فاشیستان را حتی درچرمگری هم می شناسم

  • اسماعیل یون!

    من تو کثیف را خوب میشناسم، خوب بیاد دارم که بواسطه یک کثیف دیگرت آدرست برایم داده شد که اسماعیل یون در قصه خوانی پشاور در دانش کتابتون کار میکند که او را حتمی ببینی که کار ات انجام میشود. وقتیکه به دانش کتابتون رسیدم شخص اسماعیل یون را با دستان سیاه و روی سیاه دیدم که از یک جا یک بسته کتاب را در جای دیگر میگذاشت به فارسی پرسیدم که اسماعیل یون کیست؟ هیچ کس جواب نداد بار دوم تکرار کردم اما بازهم جواب نیافتم بعداً به پشتو گفتم که اسماعیل یون کیست گفت زه یم! من برایش گفتم که مرا ...... از ..... نزد تو فرستاده است گفت که من همرای فارسی زبان ها علاقه ندارم حرف بزنم بنده بعد از اینکه از دانش کتابتون که در یکی از پس کوچه های تنگ و تاریخ قصه خوانی (کوچه عقب دو زیارت) در محله چرکین و کثیف موقعیت داشت خارج شدم و الی اکنون لعنت نثار اسماعیل یون میکنم چون وطن ما و شما به کسانی احتیاج دارد تا بر خم های مان مرحم گردند نه به یک مریض، عقده ایی، مریض روانی و عقیده ایی!

    اینکه مسعود کی بود اسماعیل یون نیز میداند که چی شیری بود مسعود که نه تسلیم زر شد و نه تسلیم زور!
    مگر اسماعیل یون! تو بخاطر بقای خویش چند بار معامله نهانی با پاکستانی ها داشتید اگر پا فراتر از گلیم خود بکشی رازهایت را یکی پی دیگر افشا خواهم کرد و آنگاه اعضای فامیلت (اگر حس وطن دوستی داشته باشند) ترا پاره پاره کرده پیش سگ ها خواهند انداخت!

  • زنده باد عبدالملک ... شما خوب اسماعیل یون را شناخته اید او نوکر و چاکر پاکستان است و تلویزیون اش برای تبلیغ علیه فارسی زبان ها توسط ای اس ای تاسیس شده است

  • مسعود قهرمان پوشالی که توسط القاعده به درگ واصل شد وارث این همه اوباش گری ولمپن گری اوباشان ووحشیان دره پنجشیر است اوباشان وحشی گری را از قهرمان دروغین وپوشالی شان مسعود خون اشام به ارث برده است جالب این جاست که با تحولات دهه اخیر تا هنوز این اوباشان به این واقیعیت نرسیده که دیگردوران توحش گذشته باید مثل یک انسان در اجتماع رفتار نمود وبه مردم وقوانین احترام گذاشت

    آنلاين بنگريد : http://j

  • سلام دوستان عزیز! من دقیقا نمیدانم که در جریان سالگرد شهید احمدشاه مسعود در کابل چه گذشته است. اما یک چیز را مطمئنم! در شرایط که فرزندان استبداد تاریخی در عرصه سیاست، جنگ و انتحار و ترور و... بیداد مینمایند؛ فرزندان خراسان بزرگ باید نیز مانور های خویش را در محدوده ایجاب قانون مندی به مرحله نمایش بگذارند!! پرواز بلند فرزندان کوهپایه های هندوکش، پامیر و بابا؛ به وصعت بلندای تاریخ و عزت این مردم را آرزو مندم و.... زنده و پاینده باد ان دسته از فرزندان سرزمینم که در پی تثبیت هویت و ایجاد پایداری میرزمند!!!

  • مستند به گذارش معلوماتی دفتر کار جنرال « سید عبدالقدوس سید » نویسنده کتاب « جنگ های کابل » صفحه 330 در سال 1370 هجری شمسی ، سلاح و تخنیک محاربوی ذیل در قوای مسلح افغانستان مورد استفاده قرار داشت که بدست احمد شاه مسعود وزیر دفاع حکومت مجاهدین افتاد .
    تانک و ماشین های محاربوی 2500 عراده ، انواع زرهپوش ها 3000 عراده ، انواع توپ ها و هاوان ها 6000 میل ، اسلحه خفیف پیاده بیش از میلیون میل ، دستگاه پرتاب راکت سکاد 8 دستگاه ، راکت سکاد 50 فیر ، وسایط نقلیه ترانسپورتی 28000 عراده ، انواع راکت های ریاکتیف یکصد هزار فیر ، مهمات مختلف دوصد هزار تن ، هواپیماهای نظامی هلیکوپتر و ترانسپورتی بیش از سه صد فروند ، سلاح خفیف نوع انگلیسی ، ایتالیایی ، فرانسوی ، چکی ، امریکایی ذخیره شده در دیپوها ، یکصد هزار میل ، فابریکه ترمیم اسلحه 3 باب ، انواع پرزه جات فالتوی کارآمد به قیمت مجموعی پنج میلیارد دالر ، راکت های رهبری شده به نام پیچوراو دووینه با دستگاه پرتاب آن 220 فیر .
    تبصره :
    اولین برنامه آی اس آی پاکستان از بین بردن اردوی افغانستان بود که در اولین هفته های حکومت مجاهدین عملی گردید . تمام موجودی سلاح و مهمات محاربوی اردوی افغانستان توسط شورای نظار به پاکستان انتقال یافت ، بهترین جنرالان اردوی افغانستان آواره و دربدر شدند و بقیه ( با استشاره آمریکا و درخواست نظامیان پاکستان ) در زمان حکومت کرزی به تعداد « هفتاد هزار صاحب منصب » از ثبت و شمار وزارت دفاع « به بهانه هواخواهان شوروی ها » منفک و اخراج گردیدند . نگارنده با دو نفر دگروالان اردوی سابق مصافحه نمودم که یکی آن تخم فروشی می کرد و دومی تا اکنون کنار محوطۀ ستره محکمه عریضه نویسی می نماید .
    دیگران لطفاً بفرمایند : « خیانت » و « خاین ملی » را چگونه تعریف می نمایند ؟

  • راکت های اسکاد که در تپه اسکاد موجود بود بعد از اینکه منطقه اسکاد به همت بابه مزاری و گلبدین حکمتیار از فومندان انوری در یگ جنگ 17 روزه تصاحب شد در ظرف 2 روز نظامیان گلبدین حکمتیار افراد بابه مزاری را از منطقه اسکاد عقب زدند و راکت های متذکره را به isi تحویل دادند ..... مسعود در این کار مقصر نبود ...... خداوند عالمیان بابه مزاری و گلبدین حکمتیار را به اتش سرخ جهنم گرفتار نماید امین یا رب العالمین

  • میر احمد لومانی!

    این چگونه قضاوت طفلانه و احمقانه است که میکنی، اگر طالبان خون آشام و نوکران پنجابی هر روز فاجعه می آفرینند، باز این اوباشان بی بند و بار بی فرهنگ قیمت آن را از مردم بستاند، شما این لمپن گری و قیرط و فیرط جاهلانه و خرانه را مانور میگویئد؟1 تعریف تان از مانور چیست؟ مانور آزار و اذیت مردم؟ مانور نقض قوانین ترافیک و سایر بی بندوباریهای اجتماعی؟ کمی سر در گریبان کنید و منطقی قضاوت کنید!

  • تاریخ 27 سنبله مصادف با مردار شدن ربانی پدر تیوری دزدان و آدم کشان از خداوند برایش دوزخ گرم و جهنم ابدی خواهانم. مرگ بر قاتلین ملت و انسان کشها!

  • سلام به همۀ دوستان
    ازانجاییکه همه میدانند که این سرزمین پرافتخارصدها بلکه هزاران قهرمان رادر ادوار مختلف تاریخ به جهانیان معرفی نموده که این قهرمانان شامل تمام اقوام ساکن این مرزوبوم بوده وهست٠مګر باتاسف که یک تعداد از بی خردان که سنګ تاجک پرستی برسینه کوبیده وتخم نفاق وشقاق رادر بین مردمان این سرزمین می پراګنند که این خود یک عمل زشت وغیرافغانی بوده ونسل کنونی واینده کشور هیچګاهی عاملان این نفاق پراګنی را نخواهند بخشید ٠ ملت قهرمان تاجک ده ها بلکه صدها قهرمان در این وطن داشته اند ، قهرمانان واقعی واصیل نه قلابی وساختګی ٠ احمدشاه مسعود را با کدام دلیل ومنطق باید لقب قهرمان داد؟ ایا از عمل حملات تخریبی واقدام تروریستی درولسوالی پنجشیردرزمان حکومت داوود خان به دستورمستقیم استخبارات پاکستان ٠ حریق وتخریب تمام نهادهای اداری ، تعلیمی واجتماعی ولسوالی پنجشیربعد از تحول هفت ثور ١٣٥٧ ٠کشتاربی دریغ سربازان زمانییکه درمنطقه ګلبها رکه ازجنګ با مجاهدین اباورزیده بودند درحمل ١٣٦٠ ٠پروتوکول های پیهم با اشغال ګران روس واشتراک در محافل قوماندانان شوروی درمناطق تخته سنګ وبګرام بطور علنی ومخفی ٠قتل عام تمام کارمندان وسربازان امنیت دولتی که بدون کوچکترین مقاومتی تسلیم شده بودند درسا حه انګورباغ ولایت تخار به دست خود مسعود در زمان حکومت نجیب ٠استخراج تمام احجار قیمتی معادن پنجشیرواثارتاریخی وبعد فروش ان توسط برادرش احمدولی مسعود دربازارهای فرانسه ولندن به نرخ شلغم ٠قتل عام مناطق کارته نو، ګذرګاه وچهلستون بعداز یک زدوبند سیاسی با دوستم ، نبی عظیمی واصف دلاور و دست بوسی ببرک کارمل وانتقال مصؤنانه وی ازمکروریان دوم توسط ګارد مخصوص احمدشاه مسعود به میدان هوایی واز انجا به حیرتان در ١٨ ثورهمان سال٠چوروچپاول تمام دیپوها ،ذخیره ګاه ها ووسایل نظامی ودولتی وبعدان یورش شبانه شورای نظار به حریم خانه های مردم بی دفاع کابل ٠سرقت بیشرمانۀ صرافی سرای شاهزاده توسط افراد فهیم وقوماندان ګدا ، البته دوبار این کار صورت ګرفت٠قتل عام چنداول وافشار درمدت هفت شبانه روز تحت قوماندۀ مستقیم احمدشاه مسعود ، کلیپ های ویدیویی موجود هست ٠غارت موزیم کابل وانتقال اثار ان به پنجشیروبعدا به پشاور جهت فروش توسط اشخاص معتمد احمدشاه مسعود ،که ازانجمله تفنګچۀ راکه وزیراکبرخان با مکناتن را کشته بود به اعجازالحق پسرضیاالحق به طورتحفه توسط دولت نام نهاد اسلامی مسعود ربانی اهداګردید٠قتل دوصدو هشتاد نفر از افسران نظامی حکومت نجیب به اتهام کودتای نافرجام دوستم وګلبدین علیه حکومت ربانی ومسعود توسط شخص مسعود درمنطقۀ بادام باغ کابل ،ابتدا تیرباران شدند بعدا اجسادشان خلاف تمام اصول اسلامی وانسانی در روی زمین به شکل عریان وپراګنده رهاشده که بعدان توسط سګ های همان محل تکه وپاره وطعمه ګشتند٠حال شما خود قضاوت نمایید قهرما ن بودن همین صفات را تقاضا میکند یا خیر؟ پس بیایید دیګراین وطن را باد نماییم نه ویران وقوم غیور تاجک را دیګر به پای چنین اشخاص جاه طلب ولکۀ ننګ بردامان افغانیت که اګر ازجنایات اش بګوییم وقت کافی نخواهد بود ، ګره نه زده ویادی از قهرمانان واقعی نماییم٠با امید ان روزی که مردم ما به دوراز سایۀ توپ وتفنګ زندګی ارام وپرسعادتی را نصیب شده واز این دلقک بازی ها ازاد باشند٠ باعرض حرمت

  • آرین اوغان (خر)!
    این سرزمین از روزی که نام افغانستان یعنی نام سگ شکاری بالایش گذاشته شده است، یک سرزمین اشغال شده توسط اولادها وچوچه های حرامی انگلیس وپنجابی یعنی افغانهای سلیمانکوهی می باشد.
    درین ملک هیچ چیزی مربوط همه نیست حتی نام وتاریخ آن.
    تو پدر لعنت بی پدر حرامی که نام آرین را بالای خود گذاشته ایی واز آن بوی فاشیسم بمشام میرسد تا کنون ندانسته ایی که معادن ودیگر احجار قیمتی در درهء زیبای پنجشیر مال همان مردم ستمدیده می باشند که ازدوطرف مورد تهاجم قوای شوروی وجاسوسان آی اس آی چون گلبدین قرار گرفت. نوش جان مسعود که سنگهای پنجشیر را فروخت. میخواهی بگویی که آنرا بانجیب گاو شوهر فتانه جان رقاصهء شهر غلغله تقسیم میکرد؟
    او پدر لعنت حرامی!
    نجیب خودش یک نوکر روس بود که دوبار توسط روسها بقدرت رسید؛ یکبار رئیس خاد شد وبار دیگر رئیس جمهور؛ اوچه مشروعیتی داشت که مسعود قهرمان با او برسر عایدات زمرد وسنگهای قیمتی جور می آمد؛ او ونظام مزدور اورا برسر تقسیم مفاد فروش زمرد شریک میساخت؟
    آیا دولت او مشروعیت داشت؟
    پدر لعنت حرامی اوغان خر!
    دولت نجیب هرگز مشروعیت نداشت؛ رژیم او یک رژیم خون آشام وغیر مردمی بود که حتی خود پشتونهای جنوب هم درمقابلش به نبرد می پرداختند، اما بزور وبازوی پاکستان.
    تو پدر لعنت اوغان سگ از قیام مسعود قهرمان درزمان سردار داوود دیوانه یاد کرده ایی.
    میخواهی بگویی باید مسعود درآن زمان علیه رژیم سردار داوود دست به قیام نمیزد ومانند دیگر هم صنفانش خودرا تسلیم رژیم خون آشام داوود میکرد تا اورا مانند دیگران بدون هیچ محاکمهء قانونی سربه نیست میکردند؟
    بر پدر تو اوغان سگ لعنت که بااین منطق ضعیف درکابل پرس پیام میگذاری.
    قیام دربرابر رژیم خودکامهء داوود دیوانه یک فریضهء وجبیهء انسانی بود؛ مگر این سرزمین تا چه وقت مال پدر وپدر کلان اوغان سگ باشد که یک پسر کاکا برود وپسر کاکای دومی بیاید وبرمردم بیچاره حکومت براند؟ آیادرین وطن دیگران حق ندارند تا نظام وآئین دلخواه خودشان را برپا سازند؟
    آیا در کدام گوشهء قرآن آمده است که حاکمیت این ملک؛ صرف مال خدا داد قبایل خرزاد اوغان است؟
    تو پدرلعنت بی ناموس اوغان سگ خیلی رئاکارانه از وجود قهرمانان تاجیک هم منکر نشده ایی. آفرینت! اما من از تو بی پدر حرام نسب اوغان که سلسلهء نسبی ات به خر برمیگردد می پرسم که آیا درطول حاکمیت پادشاهی ظاهر شاه وداودد شاه وتره کی امین کسی قبر میر مسجدی خان یا میر بچه خان کوهدامنی را پیدا کرده است که آنها درکجا دفن گردیده اند؟ تو بی ناموس مادرزنا از تفنگچهء وزیر اکبر یاد کرده ایی.
    اوبی پدر مادرزنای اوغان خر!
    وزیر اکبر تفنگچه ازکجا کرد؛ آن حرامی که پدرش امیر دوست محمد بود؛ اورا ازصف جهادی ها ومجاهدان پروان کشید وبا فرستادن قوطی نصوار پدر؛ اورا ازپروان به کابل دعوت کرد ودست بسته به انگلیس ها تسلیم نمود. خودت ازکدام غیرت وزیر اکبر به وجد آمده ایی؟
    بر پدر تو اوغان خر ذات لعنت، سردار ایوب تا آخر عمرش در جیره خوری انگلیس ها درهندوستان باقی ماند ودر دامان انگلیس جان سپرد، اما امروز شما اوغان ها حرامی خر ذات او را قهرمان وفاتح میوند تبلیغ میکنید، آیا مسعود با تمام اشتباهاتش از ایوب خان کمتر سویه دارد؟
    آیا مسعود در دامان روس مرده است یا در دامان پنجابی ویا در دامان انگلیس؟
    از اینکه درین پیام خودم ؛ خواستم باسبک اوغانی باخودت برخورد کنم بازهم معذرت میخواهم . ولی چاره ندارم، زیرا میدانم که اوغان بغیر ازهمین زبان دیگر زبانی برسمیت نمی شناسد. بازهم درآخر بخاطر حسن ختام میخواهم بنویسم :
    بر پدر تو آرین اوغان خر لعنت؛ برهرچه وبرهرکی که مانند تو نام افغانستان را می پسندد واین سرزمین اشغال شده را ملک افغانان میداند لعنت.

  • انديشه جهاد،فلسفه جهاد،تصورات وفكر جهادنقطه سياه ،خونباروددمنشانه ايست كه بايد از قاموس تمدن انسانى زدوده شود.
    تمام اديان زير اين شعار وبه تأسى از اين فلسفه در طول تاريخ يكى ديكرى را قتل عام نموده،تقابل هاى صليبى كه صدهاسال
    ادامه داشت رابياد أوريد،
    ولى اسلام بيشتر از هر دينى درراه جهاد ادم كشته وخون ريخته است.كل تاريخ اسلام ازاغاز تاكنون از جهادوكشتارشكل يافته
    است،زيرا اين دين در بستر وحشيانه ترين رسم خشونت،دريدن قبايل دشمن،رهزنى وكاروان كشى،غصب داشته هاى قبيله هاى
    رقيب و.....شكل يافت كه تمدن هاى همسايه را با همان شيوه ووسيله ،يعنى جهاد يكه يكه از بساط برانداخت وفلسفه توحش وبربريت
    عرب بيابانى را مسلط ساخت .

  • اسماعيل يون مرد پرافتخارودليرافغان زنده باد .

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.