پیش ازآغاز مطلب معذرت از آنانیکه دوست داشتند تا به تک تک سوالها پاسخ گفته شود. من در این مطلب تلاش نموده ام تا نظرم را بطور کلی در مورد تجزیه افغانستان بازگو نمایم.
تمایل به تجزیه، تقریبا در بسیاری از کشورهای جهان به صورت خفیف وجود دارد. در کانادا ولایت "کُبک" بستر داغ تجزیه طلبی است و حزب جدایی طلب "کبکوا" در پارلمان کانادا "چهل ونه" عضو دارد. دولت محافظه کار حاکم کانادا برای خشنودی مردم این ولایت جدایی طلب، کبک را بعنوان یک ملت در درون ملت کانادا اعلام نموده استA nation inside Canadian nation. علاوه بر کبک، گاهگاهی زمزمه جدایی طلبی در نشریات محلی ولایت نفت خیز "آلبرتا" نیز شنیده میشود. در امریکا تندروهای راستگرا در "تکزاس" و چپگرایان افراطی در "کالیفرنیا" هرازگاهی دم از جدایی می زنند. مدتها قبل تلویزیون سی بی سی کانادا گزارشی را در مورد بلجیم نشر نمود که یکی از اعضای برجسته پارلمان بلجیم، بجای خواندن سرود ملی کشور متبوعش سرود ملی فرانسه را زمزمه می کرد. گفته میشود که اکثر مردم بلجیم اصلتا فرانسوی تبار هستند و تب پیوستن دوباره به فرانسه در آن کشور داغ است. در بریتانیا اسکاتلندی ها و ایرلندی ها با انگلیسها مشکل دارند. در کشورهای همجوار افغانستان نیز تمایلات جدایی طلبی وجود دارد. در ایران جریانات ترک و ُکرد بر طبل جدایی طلبی می کوبند، و در پاکستان، پشتونها، وبلوچها. در ازبکستان فارسی زبانهای سمرقند و بخارا از دولت ازبکها خوش نیستند و در تاجکستان ازبک تباران دولت حاکم تاجیک را متهم به قوم گرایی می کنند. از جدایی طلبی تبتی ها، ایغورها و مغول ها ساکن چین (درحالیکه خود مغولستان دارای چهار میلیون نفوس میباشد، هفت میلیون مغول دیگر در مغولستان داخلی واقع در چین زندگی می کنند)، و چچن ها و داغستانی ها در روسیه که بگذریم، حتا در کشور کوچک آذربایجان نیز، "لنکرانی ها" و "لزگی ها" بعضی وقتها موضوع جداشدن را زمزمه می کنند. و البته که در تمام این کشورها اقوام کوچک و جدایی طلب از گروه های نژادی مسلط ناراضی هستند و می گویند که فرصتهای برابر اقتصادی و سیاسی برای آنان وجود ندارد.
زبان، قومیت و مذهب عوامل عمده نا خشنودی و نا همگرایی اغلب کشورهای چندقومی جهان است. در سودان علاوه بر دلایل قومی، موضوع اسلام و مسیحیت، آتش جدایی طلبی را روشن نگهداشته است. در بریتانیا در کنار مسایل نژادی، پروتستانیزم و کاتولوسیزم موجب نفاق و ناهمگرایی انگلیسها و ایرلندی ها میباشد. در ایران موضوع زبان ترکی و فارسی پیروان مذهب شیعه را تشویق به جدایی میکند. بهرحال، این ذکر مختصرِ پاره ای از کشورهای چند قومی بود.
پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی و فروپاشی یوگوسلاویا، تمایلات جدایی طلبی در سرار جهان رو به رشد بوده است. بسیاری از جامعه شناسان باور دارند که خلای ایدولوژیک موجب بیداری و تقدس ارزشهای قومی میشود. شکست سوسیالیسم در شوروی زمینه ساز گسترش کاپیتالیسم در سرزمینهای جدید شد. کمپنی های بزرگ، که صرفا به اندوختن پول بیشتر فکر می کنند و در اکثر موارد هیچ پابندی اخلاقی به ارزشهای انسانی ندارند، متهم اند که در صورت ضرورت برآتش تنشهای قومی در کشورهای ضعیف، نفت می پاشند.
نباید از یاد برد که اگر بنا میبود تا برای هر گروه قومی و زبانی یک کشور مستقل وجود داشته باشد امروز در جهان بجای 195 مملکت باید شش هزار و پنجصد کشور وجودمیداشت. زیرا انسانها تا هنوز به 6500 زبان مختلف تکلم می کنند و این در حالیست که تنها 195 مملکت مستقل و رسمی وجود دارد.
غرض از عرض این مقدمه طولانی این بود که بگویم : من مخالف تجزیه افغانستان هستم. زیرا:
1. افغانستان در سه دهه گذشته، بحد کافی، به بهانه های مختلف شاهد قتل و خونریزی بوده است. تجزیه افغانستان به هیچوجه یک تجزیه آرام، صلح آمیز و متمدنانه مثل، چک و سلواکیا، نخواهد بود.
2. تجزیه افغانستان حتما به معنای پایان خونریزی و آغاز زندگی صلح آمیز و مرفه نیست. و بلعکس، تجزیه افغانستان می تواند سرآغاز جنگهای خونین و طولانی نو باشد.
3. در صورت تجزیه، هزاره ها از همه اقوام دیگر افغانستان بیشتر متضرر می شوند. زیرا با تجزیه افغانستان، تاجیکها می توانند به تاجکستان بپیوندند، ازبکها به ازبکستان، ترکمنها به ترکمنستان و هراتی ها به ایران. و تمام مناطق مذکور دارای شهرهای نسبتا آباد و مرزهای طولانی با کشورهای مستقل و همتبار اقوام مذکور می باشد.اما، هزاره جات ( ویا هزارستان) نه تنها دارای شهرهای آباد و مرز با همسایه ها می باشد و بلکه حدودا نصف جمعیت هزاره ها در شهرهای کابل، هرات و مزار زندگی می کنند.
درضمن، نباید فراموش نمود که، نسبت به اقوام دیگر افغانستان، هزاره ها وپشتونها (قومیت مخالف تجزیه) طولانی ترین مرز با همدیگر را دارند. در شرایط کنونی که هزاره ها کاملا خلع سلاح شده اند، با چه نیروی می تواند مرز وسیعی را که از ارزگان شروع و به چهارده غوربند ختم می شود، حفظ نمود؟
4. بجای اندیشیدن به تجزیه ما نیازمند گسترش روابط با پشتون ها هستیم. اگر ادعای فاشیستی که می گوید: "ساحه میان دریای سند و دریای آمو سرزمین پشتونهاست" را نمی پذیریم، و باید نپذیریم و علیه چنین تفکری باید بجنگیم، این واقعیت را باید قبول نماییم که پشتونها بزرگترین گروه قومی ساکن میان سند و آمو هستند. لهذا، صلح و آرامش ساحه میان سند و آمو بی صلح پشتونها ممکن نیست. نباید از یاد برد که پشتونها علاوه براینکه عامل نا امنی این خطه هستند خود قربانی نیز هستند. انتروپالوجیست ها باور ندارند که پشتونها بزرگترین کتله انسانی هستند که تا هنوز با ارزشها و شیوه های قبیله ای زندگی می کنند. اگر در گذشته ها،" پشتونوالی" آرامش و قرار را از جامعه پشتون ربوده بود، امروز شریعت (ارزشهای قبیلوی اعراب دشتهای حجاز) با پشتونوالی آمیخته است . معجون "پشتونوالی و شریعت" سمی است که باید آنرا از مغز پشتونها شست، و در جوامع پشتون شمع خرد ودانش را باید افروخت و به جوانان پشتون این آگاهی و امید را خلق نمود که، زندگی بی پشتونوالی و شریعت زندگی پرآرامش و شیرین است.
اولین کتاب پشتو چهار سده پیش نوشته شده است. اگر کل آثار مکتوب زبان پشتو را جمع نماییم به اندازه ده درصد کتابهای زبان فارسی نمی شوند. پس چگونه می توان انتظار داشت که پشتونها مثل فارسی زبانها و یا ترکها فکر کنند در حالیکه در زبان پشتو منابع فکری، علمی، ادبی و هنری بسیار اندک وجود دارد؟ یک مقایسه سرسری وبسایت های فارسی و پشتوی بی بی سی و تفاوت حجمی آن نشان می دهد که چرا پشتونها همچنان با پشتونوالی و شریعت زندگی می کنند.
بهرحال، اقوام غیر پشتون، و مخصوصا هزاره ها، بجای اندیشیدن به تجزیه به این فکر کنند که چگونه می توانند به پشتونها کمک نمایند تا با پشتونوالی و شریعت طالبانی وداع، و مثل اقوام متمدن منطقه بیندیشند. البته که خلق و ترجمه آثار علمی و فکری به زبان پشتو آغاز چنین برنامه ای خواهد بود. از یاد نبریم که پشتونها قربانی عصبیت های پشتونوالی و شریعت طالبانی هستند. و باز به یا داشته باشیم که آی. اس. آی. به شیوه سازمان یافته می کوشد تا شریعت طالبانی و تروریزم را در مغز جوانان پشتون تزریق کنند.
من در آینده مطلب جداگانه ای در مورد ضرورت یادگیری زبان پشتو وضرورت گسترش روابط فرهنگی-اجتماعی هزاره ها با پشتونها، خواهم نوشت.
طرح تجزیه ی افغانستان
پاسخهای به کابل پرس: چون من یکی از مخالفان تجزیۀ افغانستان هستم بنا برآن در بخش مخالفان تجزیۀ افغانستان به پاسخ دوستان و وطنداران ام خواهم پرداخت.
شنبه 3 ژوئيه 2010, نويسنده: نعمت الله ترکانی
طرح تجزیه ی افغانستان
درمیان مردم عامه – عناصرغیر"اوغان"- هنوزاین آگاهی بوجود نیامده است که بدون "اوغان" ها می توان راحت تر وانسانی تر زندگی کرد وبنابران باید کشوررا تجزیه کرد تا ازشرمصیبت های تمام ناشدنی ی که این طایفه برکشور تحمیل کرده است؛ درامان ماند.
چهار شنبه 30 ژوئن 2010, نويسنده: ربانی بغلانی
طرح تجزیه افغانستان!
عبور از خطوط ممنوع: مخالف، موافق و نه مخالف و نه موافق: نظر شما چیست؟/ هدف از طرح این بحث شاید عبور از خطوط ممنوع در کشوری باشد که سرکوب، خفقان، کشتار، تبعیض و چپاول بیداد می کند و این سرکوب، خفقان، کشتار، تبعیض و چپاول از حداقل 150 سال پیش تا دوره ی حکومت فاسد، طالبانی و مافیایی حامد کرزی با حضور حدود 150 هزار سرباز بین المللی بر جنازه ی کشوری بنام افغانستان ادامه یافته است.
سه شنبه 29 ژوئن 2010, نويسنده: کابل پرس
نظرات
17 دیدگاهبه تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
ظاهــرشــاه: مــن از قبیــلۀ
بنیــامین یهــودی هســتم
وزارت خارجۀ اسرائیل تائید نموده است که دولت اسرائیل تحقیقات گستردۀ را جهت شناسائی قبایل پشتونهای افغانستان و پاکستان که اصلیت یهودی دارند آغاز نموده است.
سخنگوی وزارت خارجۀ اسرائیل به روز جمعه 15 جنوری 2010 به روزنامۀ لوفیگاروی فرانسه گفته است: دولت اسرائیل تحقیقات گستردۀ را جهت شناسائی قبایل پتان در افغانستان و پاکستان که یکی از ده قبیلۀ گمشدۀ یهودی اند از طریق تمویل مرکز تحقیقات ملی ممبی در هند رسماً آغاز نموده است.
وی می افزاید از اینکه در شرائط کنونی گشایش چنین مرکز تحقیقاتی در افغانستان و پاکستان امکان نداشت، ما تصمیم گرفتیم که این تحقیقات را در هندوستان که اکثراً میزبان پشتونها می باشد راه اندازی نماییم. قرار است که این تحقیقات از سه ماه الی یک سال کامل را در بر بگیرد... تحقیقات ما قبلا در بخشهای (ریشه یابی تاریخی، رسوم و عنعنات و تقارب در زبان) تکمیل گردیده است. بناً این مرکز این بار نتائج تحقیقات خویش را از آزمایشات خون (دی ان ای) به دست خواهد آورد. تا کنون هزاران سی سی خون از قبایل پشتون افغانستان در منطقۀ مالهباد ولایت اتوراپردیش در شمال هند جهت آزمایشات جمع آوری شده است...
بنا بر اظهارات سخنگوی وزارت خارجۀ اسرائیل، از لحاظ بیولوژی کارشناسان بیولوژیک اسرائیل تمام تلاش خودشان را به کار بسته اند تا ارتباط ژنتیکی میان پشتونها و یهودیان را به اثبات برسانند تا اینکه به این طریق مؤرخان اسرائیلی را یاری کنند که گویا پشتونها در اصل از ریشۀ یهودیان واسرائیلی ها اند. در این باره کارشناسان بیولوژی اسرائیلی در مرکز تحقیقات ملی ممبی از لحاظ ژنتیکی میان اسرائیلی ها و افرادی از قبایل پشتون آزمایشاتی را انجام خواهند داد و با توجه به نتایج این آزمایشات که گویا پشتونها از لحاظ ژنتیکی نزدیکترین ملت به یهودیهای سفاردیم (یهودیهای شرقی) می باشند و به این طریق می خواهند ثابت کنند که پشتون و یهودیان از یک نژاد هستند.
روزنامۀ لوفیگارو در ادامۀ گزارش خود می افزاید: از مدتها قبل واضح بود که قبایل پشتون که در جنوب و جنوب شرقی افغانستان و در غرب و شمال غربی پاکستان زندگی میکنند همه از یک نسل اند و مربوط به قبایل گمشدۀ یهودی میباشند. این روزنامه می افزاید: همنوای کامل در رسوم و عنعنات، نحوۀ پوشیدن لباس، عادتهای خوانوادگی و امورات فرهنگی وجود دارد که این همه بیانگر این است که پشتونها این همه را از اجداد یهودی شان به ارث برده اند.
این اولین بار است که وزارت خارجۀ اسرائیل رسماً تائید میکند که تحقیقاتی گستردۀ را در راستائی شناسائی اصلیت یهودی پشتونها آغاز نموده است که با این کار خود بر عمل کرد سازمانهای غیر دولتی یهودی که از سالیان درازی در جستجوی قبایل گمشدۀ یهود در قرن هشتم قبل از میلادی فعالیت داشتند مهر صحه گذاشت.
مؤرخین اسرائیلی میگویند: موسی علیه السلام حین خروج از مصر با دوازده قبیله از قبیلۀ بنی اسرائیل خارج شده و در فلسطین مسکن گزین شدند که این دوازده قبیلۀ بنی اسرائیل به نامهای (بنیامین، روبین، لاوی، یهودا، جاد، اشیر، زبولون، ساعر، یوسف، نفتالی، دان و شمعون) یاد می گردیدند و از این جمله دو قبیلۀ آنها (بنیامین و یهودا) در جنوب فلسطین جا بجا شده که یهودیان امروزی از نسل آنها می باشند ولی متباقی ده قبیلۀ دیگر در شمال فلسطین جا بجا گردیدند که بعداً از آنجا به مناطق دیگر مهاجر شدند که سپس به نام قبایل گمشدۀ یهودی مسمی گردیدند.
روزنامۀ لوفیگارو در تحلیل خود راجع به این مسئله میگوید پشتونهای افغانستان اکثریت در میان سایر قومیت های مطرح در افغانستان می باشند، همچنان نظریۀ اصلیت یهودی آنها در منطقه و در میان مردم به سطح قابل ملاحظۀ منتشر شده است، ولی تا هنوز کدام مطالعۀ علمی دقیق که ثابت کند که پشتونها در اصل یهود اند صورت نگرفته است اما اکثریت پشتونها ایمان دارند که آنها اصلیت یهودی دارند. حتی اخرین پادشاه افغانستان، ظاهر شاه، در جواب خبرنگار ایتالیائی در بارۀ نسبش گفته بود که من از قبیلۀ بنیامین یهودی هستم.
سایت انترنیتی شبکۀ خبری العربیه نیز به بررسی این مسئله پرداخته و گزارش داده است که اسرائیل تلاش دارد حوالی 15 ملیون پشتون افغانستان را دوباره به دین آبائی شان – یهودیت – برگرداند که متاسفانه تا هنوز تعداد از قبایل پتان را یهودی ساخته و آنها را به اسرائیل مهاجرت داده است.
همچنان این شبکۀ معتبر عربی زبان گزارش میدهد که در دهۀ هفتاد و هشتاد قرن بیستم سازمانهای یهودی فعالیتهای چشمگیری را در جهت کشانیدن قبایل پشتون افغانستان به آئین یهودیت از طریق استخدام و تربیۀ جوانان پشتون در بیروت، پایتخت لبنان و برخی کشور های غربی راه اندازی نموده بود. این شبکۀ خبری به نقل قول از برخی رسانه های اسرائیلی گزارش میدهد که سازمانهای یهودی توانسته اند برخی دانشجویان افغان در آن زمان (مانند زلمی خلیل زاد، اشرف غنی احمد زی و انوارالحق احدی) در بیروت را به دین یهودیت برگردانند. البته این دانشجویان کسانی بودن که بعدها پستهای مهمی را در حکومت کرزی به دست آوردند و زلمی خلیلزاد نیز شناخته ترین دپلومات امریکائی افغانی الاصل در افغانستان، عراق و سازمان ملل متحد ایفای وظیفه نموده است که خانم یهودی دارد.
این سه تن از نخبه گان تحصیل کردۀ پشتون وظیفه گرفتند تا حس نشنلیستی پشتون ها را تقویه نموده و بعد برای پشتونها توضیح دهند که اصلیت آنها یهود اند و باید به اصل خویش برگردند. این جوانان در ابتدای گرایش خود به دین یهودیت بیشتر احساساتی بوده و تلاش داشتند که به طور آشکار دست به فعالیت زنند ولی بنا بر تجارب سازمانهای یهودی و مطالعۀ آنها از اوضاع منطقه به آنها تعلیمات داده شد که باید از مهارت خود کار گرفته و مطابق برنامه های که برای شان داده میشود رفتار کنند. آنها باید اوضاع منطقه را دقیق ارزیابی کنند. آنها باید بدانند که درموقعیت بسیار حساس قرار دارند، آنها در میان دشمنان سرسخت یهودیت (ایران، پاکستان و عربستان سعودی) قرار دارند. اگر آنها با همکاری اسرائیل و برخی سازمانهای غیر دولتی یهودی دست به فعالیت آشکار زنند به زودی از طریق دشمنان اسرائیل و یهودیت در ایران، پاکستان، عربستان سعودی و حتی اقلیت های قومی غیر پشتون درافغانستان سرکوب میشوند. همین بود که آنها رسماً گرایش خود به دین یهودیت را اعلان ننموده ولی فعالیت های عمدۀ را در این بخش مخصوصاً در قسمت تقویۀ حس نشنلیستی پشتونها و داعیۀ برتری آنها از سایر اقلیت های قومی در افغانستان انجام داده اند.
همچنان چندی قبل سایت عربی زبان القدس العربی، چاپ لندن، در مصاحبۀ با داکتر جعفر هادی حسن، نویسندۀ برجستۀ جهان عرب و پژوهش گر مسایل یهود و یهودیت (دارندۀ درجۀ دکترا از دانشگاه مانچستر بریتانیا در یهود شناسی و نویسندۀ کتابهای فرقة الدونمة بین الیهودیة و الاسلام، فرقة القرائین الیهود، الیهود الحسیدیم و پیدایش، تاریخ، عقاید، فرهنگ و عنعنات یهود) به مسلمانان و عربها هشدار داده بود که متوجه باشند که اسرائیل به زودی افغانستان را توسط قبیلۀّ پتان تحت اشغال خود در خواهد آورد.
وی در مصاحبۀ خود می گوید: پروسۀ یهودی سازی قبیلۀ پشتون در افغانستان از چندین دهه بدینسو جریان دارد و ما شاهد روزی خواهیم بود که رسانه های خبری گزارش گرویدن ملیونها تن از پشتونهای افغانستان به آئین یهودیت را در اثر تلاشهای همه روزۀ اسرائیل به نشر خواهند رساند. تعداد زیادی از سازمانهای غیر حکومتی در اسرائیل همین اکنون مصروف جستجوی قبایل گمشدۀ خود اند. آنها میگویند که قبایل گمشدۀ یهود در قرن هشتم قبل از میلاد توسط آشوریها اسیر گردیده و بعد در سراسر جهان پراگنده شدند ولی هنوز آنها عادتهای یهودی خود را حفظ نموده اند. از جمله عادتهای یهودی: تندروی، تعصب، نژاد پرستی (پشتونوالی) عدم احترام به حقوق زن، به فروش رسانیدن زنها، خشونت قبیلوی، به نکاح در آوردن خانم برادر بعد از مرگ وی، علاقمندی به قتل و کشتار، حفظ آداب و سنت های گذشتۀ خود از قبیل لباس، کلاه جالی، رقص عنعنوی مردان در مراسم خوشی (اتــن) و برتری طلبی قومی می باشد که درمیان قبایل پشتونهای افغانستان هنوز حفظ گردیده است.
این پژوهشگر عرب می افزاید: سازمانهای یهودی از گذشته های دور سرگرم جستجوی قبایل گمشده اند، آنها قبایل گمشدۀ خود را در افغانستان، ایران، چین، هند و امریکائی جنوبی جستجو میکنند. تا کنون طبق آمار آنها قبایل پشتون در افغانستان و پاکستان شناسائی شده اند که اصلیت آنها یهود اند و بحث بالای کشورهای دیگر جریان دارد. اسرائیل با بهانۀ دریافت قبایل گمشدۀ خود میخواهد اسرائیل کبرا را از رود نیل در مصر الی دریای فرات در عراق که پلان ستراتیژِیک آن کشور است تشکیل دهد. یکی از حاخامهای (رجال دین) یهود بنام آبیحل در کتاب خویش تحت عنوان قبایل گمشده میگوید که تعداد آنها به 100 ملیون نفر خواهد رسید.
داکتر جعفر هادی حسن در ادامه می افزاید: اسرائیل نهایت تلاش دارد تا قبیلۀ پشتون در افغانستان را که نفوس آنها تقریبا 15 ملیون تن می باشد به دعوای اینکه اصل آنها یهود اند به آئین یهودیت برگرداند. تا کنون ده ها نهاد وسازمانهای یهودی تماسهای متعددی با سران قبایل و رهبران پشتون که در دو طرف مرز افغانستان و پاکستان قرار دارند انجام داده اند وهمچنان ده ها جلد کتاب یهودی را به زبان پشتو ترجمه گردیده و در آنها از اصالت یهودیت پشتونها و خصوصیت یهودی آنها توضیح داده شده است. همچنین در این کتابها توضیح داده شده است که پتانها نسب شان بر میگردد به (افغان بن شاوول) که در تورات از شاوول منحیث اولین پادشاه یهودی در سرزمین فلسطین نامبرده شده است. باید یاد آور شد که سازمانهای یهودی (مانند سازمان عامی شاب – بازگشت ملت) توانسته اند عدۀ از افراد قبیلۀ پشتون را به دین یهودیت برگردانده و آنها را به اسرائیل مهاجرت نمایند که این افراد به مرور زمان اقارب و خویشاوندان خویش را نیز به یهودیت دعوت نموده و آنها را به اسرائیل مهاجرت خواهند داد. و همچنان عدۀ دیگر از تکنوکراتهای پشتون که مخفیانه به یهودیت گرویده اند هنوز در افغانستان فعالیت دارند
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
آقای جعفر رضایی
با سلام مجدد خدمت شما عرض کنم که من هم گزارش اکونومیست را مطالعه کرده ام ( هم به انگلیسی و هم به دری درسرویس آریانا نیت).
طوریکه شما حتما میدانید پشتونولی دين يا مذهب نيست. بلکه مجموعهٔ اصول و قواعدی است که بر مبنای رسوم، عنعنات و عادات پشتونها استوار است و در درازنای تاريخ کهن آنها طرز زندگی و شيوههای معاشرت آنها را با يکديگر معين کرده است.
پشتونولی همچنان هیچگاه قانون رسمی کشور در زمان هیچ پادشاه کشور نبوده است.
این اصول همچنان تحریری هم نیست و مطابق نظر بعضی از دانشمندان 5 هزار سال سابقه دارد.
اما منظور من این است که شما کدام اصل پشتونولی را برای افغانستان و بخصوص برای پشتونها مشکل آفرین میدانید ؟
لطفاً در نظر داشته باشید که طالبان و بخصوص پنجابی های پاکستانی بدلایل معلوم تمام تلاش شانرا به خرچ میدهدند تا پشتونولی و پان پشتونیزم را با پان اسلامیزم تعویض کنند. چیزیکه شما تا حدی حتما در مقاله اکونومیست هم متوجه شده باشید.
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
جناب تنویر! برخلاف بسا موارد، این بار نوشته های شما را خیلی منطقی و درست یافتم که قابل تحسین است. خیلی بجا گفته اید که پشتونوالی دین ومذهب نیست! پشتونوالی قانون و قانون رسمی نیست! همچنان گفته اید که پشتونوالی اصول تحریری نیست! واقعاً چه بجا گفته اید. من نمیدانم چیزی را که دین نباشد، مذهب نباشد، اصول تحریری نباشد! قانون نباشد و با هیچ یک از معیار های جوامع انسانی سازگاری نداشته باشد، چه بنامم و آن انسانی را بر تداوم آن تاکید میکنم از جنس کدام حیوان.
دوم تنویر جان! این مهم نیست که یک قاعده و رسم رواج در چهارچوب قانون گنجانده شده باشد یا نه! همانطوریکه بسیاری از چیزی ها در قانون است ولی تعمیل نمیشود به همان گونه بسیاری از رسم و رواج ها است که در قانون نیست ولی صورت میگیرد و در جامعه عملاً وجود میداشته باشد. این مهم نیست که پشتونوالی قانون است یا نه ! مهم این است که این پدیدهء وجود دارد و قربانی میگیرد.
دیگر اینکه نه تنها پشتونوالی بلکه هر پدیدهء ای که با قوانین مدرن و ارزشهای والای معاصر مغایرت داشته باشد نه تنها که به همان گروه بلکه به گر وهایی که به نحوی بدبختانه با آنها ارتباط میداشته باشند نیز مصیبت آفرین است!!!
من منحیث یک انسان با هوش متوسط به هیچصورت قبول کرده نمیتوانم که پشتونولی بهتر از قانون والی است و هیچ دلیلی هم نمیبینم که انسانی (اگر به معنای واقعی کلمه انسان باشد) بخواهد پشتونوالی را بر قوانین معاصر ترجیح بدهد و به ادامه آن تاکید کند. اگر انسانی چنین بیندیشد بی شک خری بیش نخواهد بود.
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
ښاغلی رضایی صایب،
با اندک تغییر در طرز دید تان افغانستان شاهد تولدء رمضان بشر دوست دیګری خواهد بود. ګسترش روابط فرهنګی- اجتماعی نه تنها بین هزاره ها و پښتون ها بلکه بین تمامی اقوام ساکن سرزمین که امروز نام مبارکش افغانستان است ضرورتی است که الحق ضامن بقا همه ما است. نوشته شما نیز در حقیقت روی همین موضوع می چرخد.
در خصوص قانونء ناتحریر شده پښتونوالی سوالات ښاغلی تنویر را کاملا موجه دانسته و منتظر پاسخ شما میباشیم. من شخصا ترویج این قانون را به خیر و صلاح نه تنها پښتون ها بلکه کل جامعه افغانی میدانم، شما را دلتان اما با شما همنظرم که خلط آن با شریعت نوع طالبی آن را سمی میسازد.
نکته را که در محاسبات آینده به آن دقت کنید خدمت عرض میکنم: اینکه اولین کتاب پښتو چهار صد سال پیش نوشته شده و یا اینکه تمام آثارمکتوب زبان پښتو به اندازه ده در صد کتابهای زبان فارسی نمیشود ممکن رقم درست احصاحیوی باشد اما نکته را که متوجه نشده اید اینست که اکسریت پښتون ها زبان شیرین فارسی- دری را بهتر از زبان ارجمند بښتو بلد اند. به این حساب اګر ما ده در صد داشته های زبان پښتو را جمع مجموع زبان دری نماهیم به این نتیحه میرسیم که وسعت فکری پښتون ها حداقل ده در صد بالاتر از اقوام دیګر این سرزمین می باشد. در هر حال چیزی که خیلی با ارزش است همانا دلسوزیت به حال وطن و نیت نیک ګسترش همکاری و همګرایی که من آن را خیلی با ارزش میدانم.
سلامت باشید
لمر سرخرود
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
آقای سهراب سپهر سلام و تشکر از سهمگیری شما در این بحث
شما منظور مرا درست درک کرده اید. پشتونولی مجموعه از اصول و قواعدی است که در طول هزاران سال شکل گرفته و اساسی برای شیوه زندگی پشتونها بوده و همانطوریکه قانون اساسی بریتانیا تحریری نیست این اصول و قواعد تعین کننده رسم و رواج پشتونها هم نگاشته نشده بلکه سینه به سینه از یک نسل به نسل دیگر انتقال یافته است.
ولی طوریکه گفتم از زمان ایجاد افغانستان هیچ رهبر افغان به شمول احمد شاه درانی پشتونولی را قانون رسمی کشور اعلان نکرده است بلکه آنرا به حیث قواعد و اصول زندگی پشتونها به حال خویش گذاشته اند.
طوریکه محترم رضایی اشاره کردند در مجله اکونومیست مطلبی در این رابط نشر شده که خواندن آنرا به شما هم توصیه میکنم هر چند تمام آنرا تایید نمیکنم.
من از شما و رضایی صاحب باز هم میخواهم که برای واضح ساختن بیشتر مقاله آغاز شده توسط ایشان لطف کرده نظر دهید که کدام اصل پشتونولی را شما زیانمند برای پشتونها دانسته و فکر میکنید تا زمانیکه تغیر نکند تغیر پشتونها ممکن نخواهد بود ؟
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
جناب محترم ښاغلی تنویر صاحب،
سرزمینی که در آن بیش از ۲۰ ملیون انسان در سه قرن ګذشته آزاد و با غرور زیسته اند، موسس و بنیانګذار آن همین احمدشاه درانی است. پس بر ماست که اسم مبارک او را همیشه در تحریر و ګفتار احمد شاه بابا بګویم نه احمدشاه درانی.
نیت خیر در ذکر این مطلب بود امید مورد قبول واقع ګردد.
کامیاب باشید
لمر سرخرود
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟به قبیله او غانها آشنا شونده
به قبیله او غانها آشنا شونده
به چهار گروه اصلی سربان، بتان، غرغوشت و کرلان تقسیم میشوند.
در زبان پشتو خِیل به معنی ایل ( و احتمالاً همان واژه خیل ) و زَی به معنی «زاده» است.
آخونزاده
آکاخل
ابراهیمخیل
احمدزی
اچکزی
ادوخیل
ارکزی
اروکزَی
استانکزَی
اسحقزَی
افریدی
اکبرزی
الکوزی
امرخیل
امینزی
اوریاخیل
اوان
بابورخیل
بارکزای
بازی
بنگش
بوندچتنا
بهادرزی
بهیتانی
پودی
پوپلزَی
پیاروخیل
تبیوال
تنولی
تارینها
ترکانی
ترهکی
جبارخیل
جهانگیری
حکیمزَی
ختک
خروتی
خلیلها
چمکنی
داودزَی
درانی
درپهخیل
دفتانی
دلازک
دوستیخیل
دولتزَی
زدران (پشتو: ځدران)
زازَی (پشتو: ځاځی )
سالارزَی
سپای
سلیمانخیل
سواتی
سوری
سومیزکیکوی
شتک
شملزی
شلمانی
شهبازخیل
شیرانی
شیرزَی
شینواری
صافی
عثمانخیل
علیزی
عمرخیل
عمرزَی
غلزَی/غلجی
فیروزخیل
کاکَر
کتوازی
کریمزَی
کاکهزَی
کوندی
گادون/جادون
گندهپور
گیگیانی
لودی
محبت
محمدزَی
مروت
مشوانی
ملاگوری
مانگل
موسیزَی
موسیخیل
مومند
مهسود
مهمند
میاخیل
میرزاخیل
ناصری
نایب خیل
نورزَی
نهانی
نیازی
ور
وردک
وزیری
یوسفزَی
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
وحشیگری قوم مزدور نگاه کنند در این ویدئو http://www.youtube.com/watch?v=guwr...
او غان یعنی خود فروخته
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
من در اینجا نمیخواهم بگویم که موافق تجزیه هستم یا مخالف آن بلکه میخواهم به صراحت بگویم که افغانستان تا سال آینده تجزیه خواهد شد (و عجیب که تا بحال کسی متوجه آن نشده).
اجازه دهید شواهد موجود را برایتان نام ببرم.
1.در حالیکه صحبت از پاکسازی قندهار است ولی بیکباره بحث از صلح با طالبان میشود!
2. در حالیکه مسائل در افغانستان تنها پیرامون جنگ دور میزند, بناگاه امریکائیها اعلام میکنند که یک تریلیون دولار ذخائر در کوههای افغانستان که عمده در جنوب و شرق (که قسمت پشتون نشین ها است) وجود دارد.
3.وزیر معادن افغانستان بلافاصله در روز بعد (یا دو روز بعد) اعلام میکند که خیر ارزش این ذخائر سه تریلیون است! و سریعأ به انگلیس میرود و در برگشت ادعا میکند که دویست شرکت حاضر به سرمایه گذاری برای بهره برداری از این ذخائر هستند!!!
4.قرمانده نظامی امریکا مک کریستال که ظاهرأ از جریانات پشت پرده بی اطلاع است از عدم کارائی دولت خود شکایت میکند و بلا فاصله او را خواسته و برکنار میکنند و فرد دیگری را جانشین او میکنند.
5.امریکا تاریخ خروج از افغانستان را سال دیگر اعلام میکند بدون پیش شرط احراز موفقیت در این کشور!
حال این فرض را هم اضافه کنید که امریکا خوب میداند که خروجش از افغانستان قبل از از بین بردن طالبان به معنی و مفهوم رجعت دوباره آنها و تصرف دوباره کل افغانستان است که مراجعت دوباره القائده را به افغانستان و لانه کردن آنها در آنجا را در پی خواهد داشت و این مسلمأ چیزی نیست که امریکا بهیچ وجه به آن تن بدهد.
حال برای اینکه مطلب را به بهترین وجه ممکن ادا کرده باشم, به این سیاست قدرتهای بزرگ در دنیا اشاره میکنم که امروزه آنها حتی المقدور سعی میکنند که منافعشان را تا آنجا که ممکن است توسط خود حاکمان منطقه و یا قدرتهای منطقه حفظ کنند چه هم برای آنها کم خطر تر است و هم کم هزینه تر.
بله, کاملأ درست است شما هم اکنون میتوانید حدس بزنید . نیم کشورافغانستان را که پشتون نشین هستند میدهند به باکستان و نیم دیگر را که ایرانی تبار هستند میدهند به ایران و بدین ترتیب برای همیشه به غائله طالبان و القائده در این منطقه دنیا پایان خواهند داد چه من بعد این دو کشور ایران و پاکستان خواهند بود که مسئول سرزمینشان خواهند بود تا از بروز هرگونه عملیات تروریستی از جانب القائده در خاک کشورشان جلوگیری نمایند و بدین ترتیب امریکا بدون پرداخت هزینه گزافی بخواست خود که ریشه کن کردن القائده از این سرمین است خواهد رسید.
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
آقای مینوچهر یا منوچهر سلام
من به حرفهای دیگر شما احترام دارم هر چند با تمام آن موافق نیستم ولی اینکه گفته اید نیم دیگر افغانستان ایرانی تبار اند وادارم کرد تا برایتان قدری بنویسم.
هیچ مردم کشور ما ایرانی تبار نیست. ازبکها ، ترکمنها ، هزاره ها ترکتبار و مغول اند. تاجکها تا حالا معلوم نیست که منشا شان از کجا است هر چند بررسی اخیر نشر شده در بی بی سی که لینک آنرا برایتان در زیر میدهم نشان میدهد که تاجکهای شمال دریای آمو مانند ازبکها اند چون ژن ترک در آنها خیلی زیاد است و تحقیقات دیگر میرساند که در جنوب دریای آمو تاجکهای افغان کاملا ً با تاجکهای شمال هم از لحاظ چهره و از لحاظ فزیکی فرق میکنند چون خیلی با پشتونها آمیخته اند و ژن پشتون در آنها خیلی زیاد است.
شما اگر یک تاجیک شمال دریای آمو را با جنوب بخصوص آنانی که در شمالی و بغلان و مزار زندگی میکنند مقایسه کنید از لحاظ سیمای ظاهری و فزیکی فرق بزرگی بین شان میبینید. تاجکهای شمال دریای آمو اصلا ً از ازبکهای ازبکستان فرق نمیشوند و چهره های مغولی دارند در حالیکه تاجیکهای افغانی بیشتر به پشتونها مشابه هستند.
منشا تاجیکها از اینرو هم به گمان اکثر محققین چین کهن و مناطقی چون اویغور است.
مسله دیگر زبان است. اگر شما فقط به خاطر زبان تاجیکها و دیگران را ایرانی تبار میدانید نادرست است. چون اگر این مسله را محک قرار دهیم پس تمام مردم کانادا ، امریکا، سریلیون، زیمبابوی انگلیس باید انگلیس یا انگلیس تبار خطاب شوند.
همچنان من کاملا ً موافق نیستم که زبان ما که نسبت مشابهت یا هم ریشه بودن فارسی خطاب شود چون فارس نام یکی اقلیت های قومی ایران است که متاسفانه بعد از به کرسی نشستن رضا شاه بوسیله انگلیسها فارسی را یگانه زبان مردم ایران اعلان کرد و نژاد واهی آریاهی را بر مردمی تحمیل کرد که با کلتور و زبانهای مختلف در ایران زندگی دارند.
ترکها، بلوچها، لر ها ، کردها از حق تحصیل به زبان مادری محروم گردیدند و اندیشه اگر " فارسی صحبت نکنی ضد ایران هستی" ترویج گردید. این ملیت فاشیست فارس طوریکه در همین کابل پرس بعضی دوستانی دیگر هم نوشتند ، ملیت های دیگر بخصوص آذری ها و ترکها را که اکثریت نفوس ایران را تشکیل میدهند با بدترین توهینها و برخورد غیر انسانی هدف قرار دادند که تا امروز ادامه دارد.
از اینرو خطاب کردن یک زبان رسمی کشور به نام یک قوم فاشیست ایران جفا است.
اگر شما میگویید که دری، تاجیکی و فارسی یک زبان است من مخالف نیستم ولی پس چرا آنرا دری خطاب نکنیم اگر یکی است ؟
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2009/09/090907_ez_tajikentertainment.shtml
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
پشتون ها هيچ گاه تغير نميكنندزيرا درسرآنهابنام مغزوفكر وانديشه
چيزي وجودندارد.
و
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
در پاسخ به بیانات شما در مورد ایران
اولاً جمعیت ترک ها در ایران بین 17 تا 23 درصد تخمین زده میشود البته در صورتی که به مراجع معتبر رجوع کنید در سایت ویکیپدیا این مراجع به اندازه کافی قید شده و در مورد آمار آن بحث گردیده است به لینک زیر رجوع کنید:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86#.D9.85.D8.B1.D8.AF.D9.85
بحث نژادپرستی در ایران با چیزی که شما در افغانستان شاهد آن هستید تفاوت دارد و ناشی از لطیفه های عامیانه است که در مورد آذری های ایران به کار میرود و بیشتر ناشی از نارضایتی عمومی سایر اقوام در زمان حکمرانی سلسله قاجار که باعث لطمات زیاد به این کشور شده است می باشد. تدریس زبان آذری و کردی و سایر زبان های قومی در قانون اساسی ایران آزاد است ولی تحصیل عمومی به زبان رسمی کشور فارسی است که اکثریت مردم به آن تکلم میکنند و الباقی با آن اشنایی دارند. رهبر ایران و رئیس جمهور فعلی ایران هردو دارای والدین آذری هستند و بیش از 70 درصد اعضای کابینه آذری هستند.
تحرکات تجزیه طلبی آذری ها در ایران بسیار محدود و بیشتر به تحریک جمهوری آذربایجان به علت حمایت ایران از ارمنستان در غائله قره باغ است.
لرها فارسی با لهجه لری صحبت می کنند و قابل توجه اینکه بی تردید جزو اقوام ایرانی هستند و در این زمینه بسیار متعصب تر از سایر نقاط ایران می باشند جهت مطالعه بیشتر به لینک زیر میتوانید رجوع کنید:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%B1%DB%8C
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%B1
زبان کردی خود ریشه پارسی دارد و کرد ها خود قومی ایرانی هستند . قسمت محدودی از کرد های ایران که در دهه 60 شمسی مبارزات مسلحانه ای در منطقه کردستان ایران انجام میدادند نیز خاستار جدایی از ایران نبودند هم اکنون در این قسمت ایران آرامش کامل برقرار است و به جز گروه کوچکی از شورشیان پ ک ک به نام پژاک که آنها هم خاستار تجزیه طلبی نیستند، مدعی دیگری وجود ندارد.
یک تفاوت عمده ایران این است که در طول تاریخ آن هیچ گاه هیچ یک از اقوام ایرانی اقدام به نسل کشی و قتل عام قوم دیگری نکرده اند در حالی که در کشوری مانند ترکیه شاهد قتل عام ارامنه و یونانیان و کرد ها به دست ترک های عثمانی بوده ایم.
مساله ای که درایران کاملاً واضح است نارضایتی اکثریت مردم از تمامی طبقه های جمعیتی و قومیت ها از رژیم ایران است.
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
ترکهای ایران از 50% بیشتر نباشد کمتر نیست. ترکهای آذری در دو ولایت آذربایجان شرقی و غربی و در ولایت های تهران تعداد کثیری هستند. در شیراز ترکهای قشقایی و در شمال و شرق ایران ترکهای ترکمن و قزلباش و همچنین ترکهای هزاره که به خاوری معروفند جمعیت کثیر دارند.
یا حق
به تجزیه افغانستان بیندیشیم و یا به تغییر پشتونها؟
واینکه ما که هستیم و زبان ما چه است این مربوط خود مااست
نه مربوط چند تا دزد ی هویت زبان تاریخ ما http://www.youtube.com/watch?v=BRCj1lkFvvQ&feature=player_embedded
http://www.youtube.com/watch?
v=qJ8HYobPeOc&feature=player_embedded
این ویدئو در باره زبان است