کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > ارتحال روح الله خمينی و شاعران عزادار افغانی !

ارتحال روح الله خمينی و شاعران عزادار افغانی !

دو شنبه 2 ژوئن 2008, بوسيله‌ى بهروز باختری

رهبر مذهبی و سياسی ايرانيان ، گويا ساليانی قبل ، در همين برج جوزا ( خرداد ماه) چشم از زندگی پوشيده است . کارنامه حکومتداری و سياستمداری آقای خمينی ، بويژه در سالهای جنگ او با صدام حسين که در واقع بصورت يک نبرد فرسايشی خصوصی بين دو زمامدار به خون هم تشنه ، به راه افتاد و صد ها هزار جوان را به کام مرگ برد ، بی شبهه ، مشحون از بی عدالتی ، خونريزی و بيداد است ! در دوران زمامداری اين مير غضب تاريخ معاصر، چه سر ها که بر باد نرفت، چه خانه ها که بر سر ساکنانش فرو نيفتاد و چه آرزوها که در گورستان « بهشت زهرا» مدفون نگشت!
در روز گار زمامداری اين آقا که معلومات آفاقی او در حد « توضيح المسايل » بود اما حواريون دغلباز، ويرا افلاتون زمان و مالک اشتر عصر ، ميانگاشتند، حتا رهبری اورا « پيامبر گونه» تبليغ ميکردند! ، مذهب ، به جهل و جنون ، آغشته شد . يک روز گوشت وارداتی منجمد، حرام ، قلمداد می شد و روز ديگر حلال !

يک روز مراسم « نوروز» اهورايی شناخته می شد ود يگر روز رسمی باز مانده از گبرکان!

گفته ميشود ، يکی دو آخوند راديکال و افراطی ، ميخواستند به مقبره و مجسمه های فردوسی طوسی نيز ، اهانت کنند اما آيت الله طالقانی و مهندس بازرگان، جلو اين غايله را گرفتند!

در روزگار خمينی بود که صد ها کرد به بهانه طلب « خودمختاری» اعدام شدند، بلا های نيز بر سر اهالی ترکمن صحرا و مناطق سنی نشين ديگر آمد!

خمينی با کوپونی ساختن زندگی ايرانيان ، همه ملت را از هستی ، ساقط کرد ، مواد اوليه و خوار وبار ، کمياب شد و قشری تازه به نام « محتکران بازار » و واسطه گران و دلالان ، سر بلند کرد!

از همه بدتر اعدام های علنی و مخفی بود که در سال های ۶۰ تا ۶۷ ، صورت گرفت . درين آوان، بر هزاران زندانی زن ، هتک حرمت و تجاوز ناموسی، صورت گرفت ، زندانبانان بر دختران باکره به دلايل « شرعی !» تجاوز ميکردند و بازخواست نمی شدند!

کشتار دسته جمعی بيرحمانه زندانيان ديگر انديش ، در تابستان ۶۷ ، لکه بدنامی بزرگی بر سياهه اعمال خمينی مستبد است .

چند تا شاعر افغانستانی که برای ارتحال يک مرد سفاک ، مديحه ، مرثيه يا ستايشنامه ، سروده اند ، از دو حال خارج نيست ، يا اينان ، جاسوس و جيره خوار « ولی فقيه » اند يا از بيداد و خونريزی ، خوش شان می آيد که نوعی بيماری است !

برای معلومات خوانندگان کابل پرس ، نمونه های از آثار ، محمد کاظم کاظمی ، هاشمی لو لنجی ، شريف سعيدی ، موحد بلخی و ... از سايت انتر نتی « پيام آفتاب » نقل ميکنم تا قضاوتی درست صورت گيرد :

یا خمینی !

حجة الاسلام موحد بلخی

به خورشید خوردست پیوند نامت

و بشکوه تر از دماوند، نامت

به خور شید وگل باز می بخشد امروز

چنان شعله پیش ،لبخند نامت

وچون خون روان است وچون جان جوانست

به انـــدام «اروند» وهلمند ،نامت

وچون باغ آیینه حیرت نگار است

کنون نیز در این فرایند نامت

همان آفتاب است پیشانی تو

ندارد اگر چند مانند نامت

خم از می به جوش آمد ودر گرفت

خم وجام و می را ،پراکند نامت

از این رو به خمخانه ها یا خمینی

بود تا قیامت ، نظربند نامت

بود یا خمینی برین خلق عاصی

در این پهلوانی کمر بند نامت

منم بلخ ، من نی ، تو شیر از شکر

منم خم ،تویی قم ، سمرقند نامت

اماما ! یتیمان مشرق به بازو

از آن روز تعویذ کردند نامت

از آن روز آتش از آن روز محشر

که گل کرد گل با خداوند نامت

دریغا ! نه از لهجه شرق جاریست

کنون نیز بر ما خطر مند نامت

عاشق دیدار خمینی

هاشمی لولنجی

رفتی زجهان با دل خونبار خمینی

با ناله همی گوئیم و تکرار خمینی

ما عاشق یک لحظه دیدار تو بودیم

ما زنده به گفتار و به کردار تو بودیم

با دادن جان یار وفا دار تو بودیم

در گیتی همه ذره انوار تو بودیم

رفتی و شدیم بی سرو سردار خمینی

قدس و حرمین است عزادار خمینی

امت شده گریان که تو رفتی ز زمانه

در سوگ تو نالند همه روز و شبانه

فریاد زنان ناله کنان هر سو روانه

چون جمع یتیمان به در صاحب خانه

اطفال شهیدان شده بی یار خمینی

زیرا تو بودی مونس و غمخوار خمینی

لولنجی فدای قلم و فکر رسایت

ای وای که خون شد جگر و فکر رسایت

پس از او

محمد کاظم کاظمی

مباد آسمان بی تو خالی بماند

واین چشمه دور از زلالی بماند

مبادا پس از دست هایش ده ما

گرفتار افسرده حالی بماند

چه می شد اگر کدخدا برنمی گشت

ومی شد کنار اهالی بماند

یقین دارم این را که خواهیم ماندن

اگر کاسه هامان سفالی بماند

ولی بیمناکم از آن گونه روزی

که باما فقط بی خیالی بماند

چه ننگی ست مردان ده را که فردا

نماند ده و خشکسالی بماند

درختان ما سبز گردد؛ بپوسد

وزنبیل همسایه خالی بماند

مباد آسمان بی تو ؛ آری مباد

گرفتار افسرده حالی بماند

یک غزل از

محمد شریف سعیدی

دراین بی برگی تلخ این هجوم زرد پاییزی

تو درآغوش با غم یک سبد لبخند می ریزی

مرا بیدل نمو دی ای که در آیینه ی چشمم

غزل سازی واز مضمون سبزو تازه لبریزی

نمی دانم چرا وقتی که می آیم کنار تو

به رنگ آهوی رم کرده می خواهی که بگریزی

من اما از تو می خواهم که بنشینی کنار من

تو اما می هراسی زود می خواهی که بگریزی

ولی در چشم های آبیت حس می کنم هر دم

که از ذوق شکفتن چون طلوع غنچه لبریزی

تو نیشابور احساس مرا هر چند تاتاری

و ایران دل تنگ مرا هر چند چنگیزی

ولی از مرمر قلب من ای نقش سپید عشق

به چشمانت قسم تازنده هستم بر نمی خیزی

كارنامه

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






60 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > ارتحال روح الله خمينی و شاعران عزادار افغانی !

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • inha khod frokhtetrin insanha hastand ke khoda framush karda va khomain khonkhar ra meparastand.rejim jinaiatkar iran kochiktrin tarahom dr brabr afghanha nadarand aslan afghanha ra be invane yak insan qabul nadaran.
    be omid roz ke inha jihalat beron biaiat va adam showat.

    • سلام برادر شما اول باید بری حرف زدن را یاد بگیر بعد بیای در باره خمینی حرف بزنی اول بگو دو دوتا چندتا میشه هان؟

  • جناب محترم مير هزار. آقايانی که برای شخص ديکتاتور و متفرعنی مانند خمينی شعر مدحی ميگويند واورا مانند مديحه سرايان دوره سلطان محمود غزنوی ، تا عرش معلا ، بالا ميبرند با کاسه ليسان و خود فروخته گان و مداحان ببرک کارمل ، داکتر نجيب و نوراحمد تره کی در يک صف ، می ايستند ! سايت های بی آزرمی که از ببرک کارمل وطن فروش ، توصيف و تمجيد ميکنند يا گلب الدين تروريست را رهبر مقاومت ملی ميخوانند يا ملا عمر را ستايش ميکنند ، همه وهمه بيماران روانی هستند ! نشريات و سايت های مزدوری که از خمينی ، تمجيد ميکنند ، در خدمت اجانب اند ، شخصی را که وجدان و کرامت باشد ، سرشار از نفرت در برابر خمينی و امثال اوست . بااحترام . دلير هروی

  • آقای بهروزباختری!

    بی حیائی هم یک حد ومرز دارد تعرض و هتاکی به عقاید مردم متدین کار خیلی ناصواب است خودت داری از خطوط قرمز گستاخانه عبور میکنی

    آیة الله خمینی قطع نظر از اینکه رهبر سیاسی وبنیانگذار یک نظام بود در قرن بیست بعنوان یک رهبر مذهبی وپیشوای مستضعفان پذیرفته شد چه سنی و چه شیعه ولی خودت با بی حرمتی نام اش را یاد میکنی وتوهین روا میداری

    • آقای تمیم سلام!

      همین خمینی بود که نظام فاشیستی جمهوری اسلامی ایران را پایه گذاری کرد. همین نظام که تا دیروز و قتی که جنگ ایران و عراق بود میگفت که اسلام مرز ندارد و از افغان ها در جبهه جنگ استفاده میکرد ولی حالا اردوگاه تل سیاه ..... و غیره را ساخته است.

      مرگ برنظام فاشیستی جمهوری اسلامی ایران و مرگ بر خمینی

    • از "اسلام مرز ندارد" هر فردی به اندازه عقل و درایت خود برداشت میکند... "اسلام مرز ندارد" به معنئ حذف مرز های سیاسی نمیباشد، جان برادر!

    • ببینید جناب آقای غزنیچی!

      دشنام دادن و شعار دادن خیلی آسان است اما قضاوت نمودن و مشکلات یک کشور را درمنگنه عدالت وانصاف گذاشتن کاری خیلی مشکل است.

      هیچ کس دعوای نبوت برای امام خمینی را نکرده است امام خمینی در زمان حیات خودش تا وقتیکه زنده بود برای تطبیق آرمانهای خویش تا جائی نزدیک شده بود اگر زمان برایش اجازه زنده گی را میداد شاید تحولات زیادی در زنده گی پیروان خودش چه ایرانی یاافغانی یاعراقی ویافلسطینی بوجود میاورد اما وی تا حد توان خودش با آن زنده گی ساده وفقیرانه که داشت ثابت کرد که وی فرد استثنائی در تاریخ سیاسی معاصر درجهان اسلام بوده است.

      طبعا هشت سال جنگ تجاوز کارانه صدام مشکلات زیادی را برای ایران بوجود آورد که هم برای ایرانیان وهم برای عراقی ها وافغانی فضای نامناسب بوجود آمد اما باید قضاوت عجولانه وسطحی نباید بنمائیم.

      زیرا اولا خودمانرا درجای آنها قرار بدهیم که ما در برابر مهاجرین تاجک چه کردیم؟

      بیشتر نمیخواهم اندرین باب قلم فرسائی کنم اما سخن زیاد است.......

    • در مورد خمینی خدمت شما عرض کنم که نظر به ارزیابی یک عده، موصوف در قرن بیستم از جمله معدود انسانهای بود که دارای قدرت رهبری و سمتدهی جامعه بود.اما اینکه جامعه را به کدام سو رهبری میکرد این جای سوال بزرگی خواهد بود.من با وجود انکه فلسفه و جهان بینی خمینی را از بنیاد نمیپذیرم اما نمیخواهم در قسمت قضاوت در مورد موصوف راه واقعیت بینی را از نظر دور اندازم.خمینی دارای شخصیت چند بعدی سیاسی-مذهبی بوده و از خود راه و روش زیادی که معمولآ بنام خط امام یاد میکنند به میراث گذاشته است.ګر چند یک تعداد فکر میکنند که یکتعداد شخصیت های مهمی در جهان وجود دارند که انها از بعضی نکات شباهت و یا تضاد با خمینی داشتند.مثلآ مهاتما گاندی،لینن،هوچیمن، ماو تسه تونگ وغیره.ممکن از این مقایسه دوستداران مذهبی اش ناراحت شوندو حاضر به این مقایسه نباشند و یا برعکس دوستداران گاندی حاضر نباشند انسان صلح دوستی مثل گاندی را با خمینی که نقطه مقابل ان میباشد مقایسه کنند.اما از نقطه نظر توان رهبری یک ملت ممکن انها با هم شباهت های داشته باشند.گرچند افرادی مثل گاندی و یا نیلسون مندیلا مرتکب ادمکشی های که خمینی گردیده، نگردیده اند.و بر جوامع خود میراث بهتر از خمینی به یادگار گذاشته اند که هر روز بیشر از پیش کشور هایشان از برکت ایده های این بنیاد ګذاران، بدون تنفر با سایر فرهنګ ها و عقاید راه خود را به پیش رو باز میکنند.بر عکس کشور ایران با پیروی از خط امام راه انزوا و ابتزال و استبداد را طی نموده و در انظار پیروان سایر ادیان و مذاهب و متباقی دیگر اندیشان ، فرهنگ کینه و نفرت را پرورش میدهد.بخصوص در دوره ریاست جمهوری اقای احمدی نژاد که خود را متعهد تراز دیگران به ارمان های خمینی میبیند،و با ثروت باد آورده قیمت بلند بین المللی نفت در صدور وحشت و نفرت ،دست کمی از بوش ندارد.

      خمینی در اوان زمامداری اش هزاران انسان را به شکنجه گاهها و دادگاههای شرع فرستاده و هزاران طفل را بی پدر ساخته است.( بدست ایت الله خلخالی)انکار قتل ها و اعدام های دستجمعی انسانها به جرم عقاید شان بدست خمینی و عمالش مثل انکار قتل های انسانهای بیگناه در سالهای 57 و 58 در کشور خود ماست.او انسان بی رحم و عاطفه بوده و فرهنگ انسان ستیزی و ازادی ستیزی را برای ایران و ایرانیان به ارمغان آورد.با و جود همه جنایات ضد بشری اش موصوف از تملق و چاپلوسی تنفر داشت.(البته چیزی که در ظاهرش دیده شده ،از باطنش خبر نداریم)و زندگی ساده یی را اختیار نموده بود .من بیاد دارم روزی در مقابل نماینده مجلس که از نماینده گان تهران بود و به نمایندگی سایر وکلا در مقابل خمینی صحبت میکرد .خمینی از شنیدن تعریف ها و تملق از زبان ان نماینده مجلس بینهایت ناراحت گردید.من مطمئن هستم که اگر خمینی در قید حیات میبود این شاعران چاپلوس را هم از مدح خودش منع مینمود.

      زندان های اوین و قصر و غیره حکایات بس تاثر انگیز از جنایات رژیم و عمل غیر انسانی و شکنجه رژیم جمهوری اسلامی در مقابل روشنفکران، دانشمندان ،روزنامه نگاران ،سیاستمداران و غیره دارد.برای به حق جلوه دادن شکنجه هایش رژیم اسلامی ایران در مرحله نخست اتهامات بزرگی از قبیل جاسوسی به دشمنان و مخصوصآ اسرائیل میزند.و بعدآ برای از بین بردن مخالفان خود از هیچ وسیله دریغ نمینماید.من خاطرات یک حجت الاسلام را که از مذهب تشیع به تسنن گرویده و به وحشتناکترین وجه شکنجه گردیده بود مطالعه کردم .باور کنید خیلی بیرحمانه است .(اگر کسی ارزوی مطالعه اش را دارد برایش پیوند میدهم).خمینی اگاه به علوم معاصر نبوده و تمام تحصیلاتش مذهبی و مملو از تنفر در مقابل سایر علوم بود.مثلآ اقتصاد را قرار پیوند داده شده ارزیابی نموده است.و یا مدعی بود که سرمایه داری و اسایش و رفاه ملت سبب دوری انها از دین میگردد.اگر کشتن انسانها به جرم عقاید شان و یا وابستگی های سیاسی شان جرم مقابل بشریت باشد،خمینی به وفرت مرتکب ان گردیده است.برای یک لحظه اگر خود را به عوض ان فرد مظلوم زیر شکنجه قرار بدهیم و یا ان فرد شکنجه شده، یکی از اعضای خانواده ما میبود الحق در مورد اعمال خمینی و رژیم اش طوری دیگری قضاوت میکردیم.این فرد( و سایر شرکای جرمی اش مثل خامنه ای) که در روز عاشورا اشک تمساحی میریزدو به جرم قتلی در هزارو چهارصد سال قبل لعنت به یذید میفرستد،خودش در نقش یذید قرن بیستم مرتکب قتل هزاران انسان مثل حسین گردیده است.یکتعدادی که هم از جنایات موصوف چشم پوشی میکنند ،معمولآ از پیروان مذهبی اش میباشند.و کور کورانه و بدون تعقل و تفکر به تقلید محض از وی روان میباشند.در خارج از حیطه مذهب تشیع و پیروانش خمینی از احترام و پیروی برخوردار نمیباشد.از همین سبب اندیشه هایش منحصر به مرز های جغرافیایی ایران و یک تعداد پیروان تشیع در کشور های همسایه محدود ماند و بس.موصوف برعلاوه قتل و شکنجه مخالفان عقیدتی خود بر همرزمانش نیز به دیده شک مینگریست و هیچ نوع مخالفت را نمیپذیرفت.حتی یک تعداد از انها را یا حصرخانه گی محکوم ساخت و یا بقتل رسانید.موصوف روزی مثل استالین مورد محاکمه قرار خواهد گرفت.

      بیاید همه با هم در یک زبان بر ضد شکنجه و قتل انسان ولو به هر عنوان و بدست هرکس که باشد ، فریاد برآوریم.اگر در زندان ابوغریب است یا پلچرخی و یا اوین است یا گوانتانامو.

      همه ای انسانها را دوست باید داشت ولو متعلق به هر نژاد و دارای هر عقیده یی که باشند.

      آنلاين بنگريد : نظریه امام در مورد اقتصاد

    • طبیعت دوست یا همان آقای بهمن!

      ببین بچیش که باز خودرا در مقابل بنده قرار دادی صد بار ترا نصیحت کردم که ازسویه ات بالا حرف نزن چند روز آرام بودی اما باز مثل قاچ ویا سمارق افغانی سبز شدی.

      اولا اینکه هیچ وقت "یزید" ابن معاویه را نباید "یذید" بنویسی وبازاینکه چرا آن حجت الاسلام که از مذهب تشیع به تسنن تغیر مذهب داده آنرا لینک نداده ای؟

      شاید که توی کفش توهم چیزی باشد ....

    • کاکو،
      واقعا که کاکو استی. از ادبیات و زبانت معلوم است که نو از سنگر بر آمدی و روزانه مصروف بازار گشتی استی و سه روز میشه که صاحب کمپیوتر شدی. از مطالعه و سوادت معلوم است به سه نام مطلب مینویسی و هر کدامش خالی از جواب و پر از خرافات.

      برو برادر، زیاد نه یک دو تا کتاب بخوان، نوشتن و ادبیات فارسی/ دری را بیاموز و اگر موفق شدی، بیا مطلب نوشته کن. اصطلاحات روی بازار را پیش اندوالایت در بازار بان.

    • کاکو جان بچیم سلام،از اینکه نوشته ام را اصلاح نمودی تشکر.(مگر ظالم جان کور خود بینای مردم نباش .خودت در همین نوشته ات مرتکب اشتباه املائی شده ای.خو من سرت غرابه نمیکنم.در اخر همین نوشته باز اشتباه و اصلاح انرا خودت ببین) اینکه من مثل هر فرد معمولی مرتکب اشتباه در نوشته ام میگردم ، یا اشتباه املایی یا اشتباهات از دیدگاه اصول و قواعدزبان و یا اشتباه تخنیکی وغیره از کسانی که انرا بهتر میسازند خیلی خرسند میگردم.چه بسا پس از تحریر ،خودم هم بعضآ متوجه میگردم( که مثل دفعه پیشتر که خودت یک حرف را فراموش کرده بودی تایپ کنی) یا یک حرف به عوض حرف دیگری آمده است و یا بعضآ ما در انتخاب حروف مرتکب اشتباه میگردیم.باور کن که اینکار خیلی طبیعی میباشد.من از کسی که در این راستا مرا رهنمایی کند بسیار سپاسگذار خواهم بود.ولو به طریقه بازاری که خودت کاکو جان پیشه کرده ای.اگر از برکت راه اندازی همین سایت توسط میرهزار نبود( دیگر سایت ها هم است مگر کمترمورد علاقه من میباشد)و اگر امکانات تخنیکی عصر حاضر (انترنت وغیره)در اختیار من نبود،ممکن من و امثال من از نعمت نوشتن به زبان فارسی-دری محروم میشدیم.

      در مورد پیوند یا به قول خودت لینک باید عرض کنم که من نخواستم بدون موجب و تقاضای علاقمندان بیهوده پیوند بالای پیوند بگذارم.حالا که خودت تمایل به مطالعه ان داری برایت ادرس میدهم.اما چون حکایت طولانی است قول بدهی تا اخیر آنرا مطالعه کنی.من از مطالعه آن متاثر شدم.نمیتوانم حدس بزنم که خودت انرا چه قسم خواهی یافت.خوب در هر حال یکبار به مطالعه اش می ارزد.

      در اخیر لطفآ کمی گوشهایت را نزدیک بیاور،چون میخواهم چیزی برایت بگویم تا دیگران نشنوند:
      اول من بهمن کشن ابادی نیستم.با وجود انکه نظریاتم با اقای بهمن نزدیکی دارد.و من به ایشان احترام فراوان دارم.

      دوم اینکه کسی خبر نشود و بین من و خودت باشد که طرز درست نوشتن سمارق به زبان فارسی رایج در ایران (و همچنان اصطلاح بیولوژیک ان) قارچ میباشد ونه قاچ.معملآ قاچ به قسمتی از یک میوه (مثل تربوز و یا خربوزه وغیره)اطلاق میگردد که از اصل بدنه میوه قطع شده باشد.ما به ان به زبان گفتاری" قاش" میگوئیم.لطفآ پیش از اصلاح دیگران به اصلاح خودت کوشش کن.(به نظرم کمی ادم لافوک معلوم میشوی اینرا بدان که آدم لافوک همیشه خجالت زده میشود.)

      در خاتمه با تاسف که منظورت را از "توی کفش ..." چیزی ندانستم.اگر منظورت را واضح تر بنویسی ،پاسخ انرا برایت حتمآ تحریر مینمایم.

      در ارتباط با پیوند مورد صحبت مالطفآ کتاب شماره دوازدهم با عنوان :"چرا سنی شدم؟" که بقلم حجت الاسلام رادمهر است مطالعه کن.ضمنآ در این صفحه کتب دیگری هم وجود دارد اگر خواستی انها را نیز میتوانی بخوانی.البته هر نوع مسولیت کتابها بدوش مولفین انها میباشد. موفق باشی.امید وارم باز هم برایم بنویسی.من از مطالعه نوشته ها و نظریات خودت و دیگران لذت میبرم.

      آنلاين بنگريد : چرا سنی شدم؟ بقلم حجت الاسلام رادمهر

    • جناب محترم دوست عزیز به اسم مستعا "پدر"!امید وارم سلام های مرا بپذیرید.گرچند نوشته های اقای کاکو مستحق پاسخی همچو نوشته شما ممکن است باشد.اما من به این زودی ها ناراحت و عصبانی نمیشوم.بگذارید عصبانیت و حرف سخت را برای لحظه اخر که راهی بجز آن را سراغ نداشته باشیم.اگر همه مودبانه بنویسند خو ادب هم بیقدر خواهد شد.اگر همه مذهبی بنویسند ،امور دنیوی بیرون خواهد ماند.بهتر است از هر قسم نوشته و هر قسم نظر داشته باشیم تا به قول معروف از هر چمن سمنی باشد .من برایتان سعادت ارزو میکنم.

      کاکو صاحب باز فکر نکند که همان بهمن است که طبیعت دوست شده و حالا بنام پدر مینویسد.شک کرده شک کرده ایمان شان از دست شان نرود.

    • ممنون جواب عالی دادی

  • مرحوم خمينی البته به جامعه بشری خدمتی نکرده است ، اما خدمت ، غمخواری و مواظبت او از قشر مفتخوار و طفيلی روحانی ، بسيار چشمگير است . آخوند های ايرانی که در دوره شاه ، جای نشست و برخاست شانرا به آسانی پيدا نميکردند . وقتی به اتوبوس شهری ، سوار ميشدند ، کسی حاضر نميشد ، صندلی خالی را به آخوند ، تعارف کند ! يکباره دو دوره خمينی ، عنوان و القاب ، وزير و استاندار و سفير يافتند که اينک سی سال است بر خر مراد سواراند ، دختران خردسال را به زنی می گيرند يا به عنوان صيغه ، به شمال و شميرانات و حتا دوبی و بحيره سياه ميبرند! ، و پلو و چلو رنگارنگ ميخورند! آقای مصباح هراتی که در مقاله اش ، منتشره خاوران ، خمينی را ، خورشيد تابان خوانده ، حق دارد ، خيلی هم حق دارد بگويد، گويا ازين دستر خوان ، ايشان هم بی نصيب ، برنميگردد!
    وای به حال ملت ايران که بر سر دريای نفت ، تشنه وگرسنه ميخوابد ، در عوض ، حزب الله لبنان و طالبان افغانی و پاکستانی ، از درآمد نفت ايران ، بهره ميبرند ! خوب ، خمينی به قشرخود ش ، خدمت کرده است ! با ادب. فردوس عزيزی

    • عزیزی صاحب اکثر حرف های تان مفت و بی ارزش است... همه میدانند که طالبان را غرب و پاکستان بوجود آورده و آنها را کمک مالی میکنند... اما حرف تان در مورد حزب الله واقعیت دارد و این نیز واقعیت دارد که حزب الله یگانه نیروئ است که مُشت کوبنده بر دهن اسرائیل و باداران غربی اش زده است! مُشت کوبنده و دندان شکن!

  • جناب بهروز باختری

    معلوم میشود که شما بدون داشتن آگاهئ کافی به کوبیدن این و آن میپردازید... اولاً شما لطف نموده و یک کمی تحقیق کنید که کدام طرف آغازگر جنگ بود؟

    اگر ایران آغاز گر جنگ بوده باشد، پس حملۀ صدام را بر کشور کویت چگونه ارزیابی میکنید؟

    استعمال سلاح کیمیاوی توسط صدام حسین بر کُرد های عراقی و عساکر ایرانی را چگونه توجیه مینمایید؟

    پس به احتمال زیاد دهن شما را نیز صادر کننده گان دیموکراسی به اندازۀ کافی شیرین کرده تا اینگونه به مخالفین آنها بتازید ...

  • البته اگر به دور از تعصب بنگریم شاید بتوان گفت که خمینی از جمله رهبران به نام منطقه بوده است که تا به حال شاهد آن بوده ایم. و نکته دیگر اینکه آن دو بزرگوار اول که مدح خمینی را گفته بودند کلمه « سید » را که در آغاز نامشان بوده اند و در اشعارشان هم همین نام ها ست را از قلم انداخته اید.
    موفق باشید

  • در ايران و افغانستان ، سه دهه است که بد ترين حاکمان رويکار اند. در افغانستان ناقضان حقوق بشری و جنايتکاران جنگی ، نه تنها محاکمه نشده اند ، بلکه از ملت « طلبکار » نيز هستند! برخی از شاعران افغان، گاه به ساز شوروی رقصيده اند ، اينک، قلا ده رژيم ولايت فقيه را به گردن دارند، و گاه امريکايی مشرب و دماکراسی خواه (!) ميشوند! برخی از قلم بدستان ، بوسيله سازمان های استخبا رات خارجی ، خريده شده اند ، بخصوص ايران و پاکستان در گماشتن جاسوس ها و ايجنت های خويش در دستگاه دولت قبيله سالار افغانستان ، مسابقه گذاشته اند !
    خمينی ، آخوندی سيهکار و عوام فريب بود ، برای سلطنت چند روزه دنيا ، حتا بر نزديکترين ياران خويش ، پشت کرد . طالقانی را دق مرگ کرد! بازرگان را حبس خانه گی کرد و آيت الله منتظری را که مطبوعات ايران به دستور خمينی ، ويرا ( فقيه عاليقدر » لقب داده بودند ، ناگهان ، بی آب و بی پرده کرد ، رييس دفتر اورا بدون محاکمه کشت !
    خمينی بسيار سنگدل و بيرحم بود . گفته ميشود، وقتی صد نفر در هفتم تير ( شايد سال ۵۹)
    در ساختمان حزب جمهوری اسلامی ، با انفجاری مهيب ، هلاک شدد ، در زمره آيت الله بهشتی که دوست نزديک خمينی بود ، گويا به ولی فقيه، خبر فاجعه ، رسانيده شده بود ، وی خم به ابرو نياورد و خونسردانه يک بيانيه چند کلمه ای تشريفاتی ! داد!
    خمينی به حدی سنگدل بود که قساوت ها و بيرحمی او ، فقط از دست گلب الدين حکمتيار بر می آيد و بس . حکمتيار و خمينی در خيلی چيز ها ، همانندی و شباهت دارند ، از جمله کسب قدرت و دوام قدرت به هر قيمت !
    خوش به اقبال خمينی که از دنيا رفت و اعمال خويش را ظاهرا از نظر ها دورکرد ، اما د ر کشور ما آدم های بد تر از خمينی، بر گرده ملت سوار اند و عزراييل به سراغ شان نمی آيد . سياف ، ملاعمر ، و.... ازين گونه اند !با احترام . فايق روستايی

    • آقای روستائی!

      این همه اراجیف وبهتان را بنام نظریه ارائه کرده ای که هرکدام آن در جای خودش قابل بحث است و بااین کلی گوئی ها نمیشود افتخارات یک رهبر مذهبی سیاسی یک ملت را نادیده گرفت اگر امام خمینی هیچ کار نکرده باشد تنها وتنها همین شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی وی درتاریخ معاصر ملت های دربند وعمدتا مسلمان تازه گی دارد

  • I loved the Title

    That is Great

  • آقای مير هزار. وقتی آدم ، شعر های آقای کاظم کاظمی ، ابو طالب مظفری و ديگران را د ر باره خمينی ميخواند ، از خجالت ، آب ميشود . بدنامی و شرم بسيار است به گله های جوانان پر شور و کم تجربه و مقلد که گوسفند وار ، دنبال قلم زنان جنايت پيشه ای چون کاظمی ، قدسی و جعفری ، راه می افتند و از اين گرگ های در لباس ميش و فرهنگيان خود فروخته ، به اصطلاح ميخواهند کسب فيض(!) کنند!
    از کابل پرس که بزرگترين معايب فرهنگی و اجتماعی مان را ، به نقد و باز نگری می گيرد ، سپاسگزارم . تا جايی که درين ماه ها بنده تجربه کرده ام، کابل پرس تنها نشريه ايست که سانسور نميکند و اين سربلندی اندکی نيست.با عرض ادب . عنايت وارسته

    • جناب وارسته بیا یک لحظه خمینی را بدون تعصب درباره اش فکر کنیم.یک کشوری که سراسر حکومت ودولتش مثل کشور مامزدور بیگانه ها بودن .از زیر استثمار رهانید.و یک کشور نمونه غیر وابسته متکی به خود.مستقل ازاد در خاورمیانه و کشور های اسلامی تحویل مردم خود ودیگر آزادیخواه هاجهان نمود .که حالا تمام ازادیخواه هان جهان از انقلاب خمینی الگومیگرند.برای همچون انسانها نتنها چند شاعر احرار مرثیه میسرایند بلکه تمام کسانی که حس ازادیخواهی .مستقل بودن .دست بیگانگان و مستکبرانرا از خوان فقیرانیکه که خود ثروتمندترین هستند اما فقیرانه زندهگی میکردند و تمام معادن نفت گاز و هزاران منابع طبیعی دیگر غذای لذیذ کرکس های متوقع استکبار جهانی بود از خوان خود کوتاه نمودن را دارند. در باره خمینی ها.چگوارها.نیلسون مندیلاها و گاندیهاتاکه فکر و اندیشه ازادیخواهی دارند میسرایندو مینویسند

  • گویا شاعران زیادی هستند که چنین کرده اند، فکر می کنم بسیاری آنها وقتی در ایران زندگی می کردند تحت تاثیر و مسخ فضای حاکم بر ایران بوده اند و گرنه فکر نمی کنم مثلا شریف سعیدی که حالا در سویدن زندگی می کند دیگر چنان عقیده ی داشته باشد.
    ولی این شاعران نیز شعرهایی اینچنانی دارند:
    سید مرحسین مهدوی
    قنبر علی تابش
    سید ذکریا راحل
    سید ابو طالب مظفری
    سید نادر احمدی
    سید رضا محمدی
    سید ضیا قاسمی
    و چند تای دیگر

  • بهروز خان سام علیکم !! راست گفته اند که : از کوزه همان برون تراود که در اوست ! سواو و اطلاعات ات از نوشته ات پیداست (افلاتون)بجای (افلاطون )بنظر میرسد اصلا از نظام موجود درایران دل خوش ندارید !؟ولی بهتر بود بجای توهین و اهانت به یک شخصیت سیاسی مذ هبی نقد و نظر تان را بصورت علمی مطرح میکردید البته اگر داشتید !؟ معلوم است که آدم خیلی بیسواد و کم اطلاعی هستید زیرا کسی که آ گاهی و علم داشته با شد هر گز چنین فحش نا مه ای را تحویل دیگران نمیدهد !!! پیشنهاد من اینست که بجای ناسزا گوی بر علم و آ گاهی ها یتان بیفزایید .

    • جناب مير هزار گرامی . با امتنان از نشر اين مطلب آموزنده . خدا اجر بدهد باختری صاحب را . نسل امروز افغان بايد از حقايق پشت پرده که در نشريات فرمايشی و سر کاری و مزدور ، يافته نميشود، آگهی يابد .در دوره زمامداری خمينی ، از همان آغاز ، حکومت اين مردک با خدعه و منافقت توام بود . در بهشت زهرا ، در نخستين بيانيه اش ، تعهد کرد ، افسران بلند پايه تسليم شده ارتش را مجازات نميکند ، آنان که لباس روحانی و ر يش سپيد اورا ديدند ، گول خوردند ! با روح الله خمينی ، بيعت کردند ، اما دوهفته بعد خمينی که مست پيروزی بود ، زير قولش زد و همه « بيعت کنندگان » را از دم تيغ گزرا نيد!
      در زمره اعدام شدگان روز های نخست ، يکی خانم فرخ روی پارسا بود که تصويرجسد سوراخ شده اش در ستون روز نامه ها ، همه دنيا را تکان داد!
      در دوره خمينی که يک حکومت خانوادگی مذهبی رويکار کرده بود ، فرزند ارشد او « همه کاره» کشور بود ! از « حاج احمد آقا» حتا رييس جمهور و رييس مجلس و همه دولتمردان ، ميترسيدند . وی که رييس دفتر پدر خود نيزبود ، تلفنی ، دستورات خمينی را ابلاغ ميکرد و گردهمايی های نمايشی پدر را ر وسامان ميداد !
      مداخله بيت حضرت امام ! در امور مملکت بسيار بييشتر از بيروی سياسی کميته مرکزی احزاب کمونستی آن دوره در کشور های توتالير کمونستی بود!
      نوه ها ( نواسه ها) حضرت امام خمينی ، سيد حسن و سيد حسين و حتا خانم ها ی شان در مسايل کشوری ، دخالت ميکردند!
      سلمانی و آشپز و دربان حضرت امام هم ، باد به غبغب می انداختند و به ديگران ، امر و نهی ميکردند! تمام اعدام ها و مجازات ها ، بعد از مشورت با خمينی يا امضای حاج احمد خمينی ، نافذ ميشد !
      من نميدانم ، شاعران و نويسندگان افغانستانی ، با کدام جرات و دستاويز ، خمينی و خمينيزم را تبليغ ميکنند ؟ مرگ بر جاسوسان !
      با احترام . محمود فاريابی

    • ديره مننه مير هزار صاحبه ! زه تاته مبارکی وايم دداسی خوندوره او ريالستيک مطلب چه خپاره شوی ده . ژوندی اوسی. په درناوی . زلمی خاوری

    • az enja malom ast ke shoma merhazar wa amsal shoma ba jaye goftan kalema pak allah az democracy yad mekoned magar ba yad dashta bashed ke az goftan chenen harf ha jaye dar gharb ba shoma moyassar na khahad shod nafren ba to wa amsal to

    • راست میگویی محمود جان فاریابی، شرم و خجالت باد به شاعران افغانی که در این زمانه مدح گویی میکنند و آن هم در باره یک بیگانه و بالاتر از آن یک تن از جمله جانیانی که دین اسلام را در دنیا بدنام ساخت. به سایت صدای افغان اگر نظر اندازید، در این روز ها پر از نوشته های جانسوزی بیکاران افغانی در مدح ملا خمینی است که خیلی مسخره و تاسف آور است. من هرگز فرقی بین این نویسنده گان و کاکا ملا عمر و امثال نمی بینم. یعنی در نادانی و کهنه فکری و کوری عقل.

    • حرفهای محمود وقتی درست بوده میتواند که خمینی از فامیل خودش یکی را جانشین تأیین میکرد در حالیکه اینطور نشد. پس میتوان گفت که فاریابی صاحب نیز متأثر از اسلام امریکایی (وهابیت) بوده و این حرف ها را برای رضای بوش پدر و پسر نوشته نه اعدام شدگان چراکه در هیچ جایی از قلم محمود جان فاریابی ما مطلبی را مبنی بر اعدام خودسرانۀ مردم بیگناه در کشتی های نظامی، نظارت خانه های مخوف در دنیای غرب و کشور های اشغال شده نخوانده ایم.

    • امیر جان نفرموده اند که اگر خمینی اسلام را بدنام کرد پس کیها اسلام را نیک نام کردند؟ جمال عبدالناصر، آل سعود، ... و یا اتاترک؟

    • نویسنده مقاله باید بداند و دیگر خواهران و برادران سنی مذهبم که نه تنها این شاعران در سوگ امام خمینی شعر سرودند بلکه رهبران احزاب سنی افغانستان از جمله برهان الدین ربانی، گلبدین حکمتیار، احمد شاه مسعود، مولوی یونس خالص، مولوی محمد نبی محمدی، مولوی منصور، صبغت الله مجددی، سید احمد گیلانی و ... هم در رثای ایشان جمله های قصار دارند که در دفتر ویژه ارتحال ایشان ثبت است. روسای کشور های اسلامی از جمله عربستان و پاکستان و علمای مذهبی سنی و دیگر جهان اسلام از جامعه الازهر مصر و مدرسه حقانی و دیوبندی و حتی دیگر آزاد اندیشان چون نلسون ماندلا و فیدل کاسترو هم در مورد ایشان گفته ها دارند.
      ناگفته نماند که ایشان را در غرب به عنوان احیاگر اسلام معاصر پس از سید جمال الدین افغانی می شناسند. انقلاب اسلامی که ایشان پایه گذاری کردند باعث بیداری مسلمانان و نهضت های اسلامی در سرتاسر جهان شده است. ایشان بخاطر اشغال افغانستان توسط روسیه المپیک مسکو را تحریم کرد و با روسیه قطع رابطه کرد و بخاطر فلسطین دولت ایران تا حالا با رژیم اسراییل در تضاد می باشد.
      به همین سادگی نمی توان به شخصی چون او که یکی از بزرگترین چهره های سیاسی قرن بیستم بوده و تاثیر گذار ترین چهره اسلامی در نزد مسلمانان، ناسزا گفت و تهمت بست و کسانی را که به او نظر مثبت دارند از دم تیغ افترا گذراند.
      اما کسانی که به اسلام عقیده ندارند معلوم دار است که او را نپسندند. برای آنها باید اول خدا و دین اسلام را ثابت کرد و بعد جنبش های اسلامی و شخصیت های اسلامی را معرفی کرد.

    • قیس آغا دل ات آرام باشد. نه خمینی، نه عبدالناصر و نه آل سعود هیچکدام اسلام را نیک نام نکردند. اما خوشبختانه تا امروز هیچ افغان و هیچ شاعر افغانی احمق و ساده لوح پیدا نشده که آنان را مدح کند و مقالات جانسوز و پر از یاوه در باره شان بنویسند. و از آنان بت های قابل پرستش بسازند. خجالت است بر افغان ها که پس از رفتار های توهین آمیزی که خمینی و خمینی های دیگر ایرانی در مقابل افغان ها کردند، به نام مذهب این ایرانی مکار را مدح میکنند و حتی جاده یی را در کابل به نام ناپاک او مینامند. تا چه وقت این همه نادانی و سادگی، دنیا را ببینید به کجا رسیده و چه زمانی شمایان از بند ملایان ریاکار رهایی می یابیذ.
      در حصه آتاترک بدان که او اگر کدام خدمت بخصوصی به اسلام نکرده باشد، اسلام را بدنام هم نساخته، چون خمینی و ملاعمر و ... این شخص لااقل کشور خود را به جلو انداخت و به تمدن امروزی بسیار نزدیک تر ساخت. امروز ترک ها کمتر مسلمان تر از من و تو کرده نیستند و در آسایش بیشتر هم زنده گی میکنند. مثل ما مردم شان در پهلوی جنگ، از گرسنگی و قحطی نمیمیرند و زنان شان از ناامیدی هر روز خود را آتش نمیزنند و اطفال شان به عوض مکتب رفتن و با سواد شدن در جستجوی نان و آبی به ادامه زنده گی نیستند. ولی امثال ترا خمینی به کدام آسایش و پیشرفت کمک کرد به جز اینکه دل ات به بهشت برین خوش است که از خیرات خمینی یا ملا عمر به آن خواهی رسید. اما بدان که آن بهشت برین هم جای انسان های خوشبخت این دنیا است.

    • دوست محمد جان، این هایی که تو نام گرفته ای، همه و همه کسانی هستند که برای پول و مقام از هیچ جنایت و خیانت روگردان نبوده و نیستند. همه کسان که اسلام را سیاسی ساخته اند چه شعیی چه سنی، هدفی به جز استفاده شخصی برای بقای شخص خود هدفی دیگری نداشته اند. تو خمینی را به سید جمال الدین افغانی برابر میکنی که باور کردنی نیست. من در غرب زنده گی می کنم ولی برخلاف گفته ات او یعنی خمینی و دیگر کسانی چون او صرف به حیث احیاگر خفقان و وحشت در اسلام معاصر محسوب می شوند.

    • آقای دوست محمد! اين به اصطلاح رهبران اسلام ! اغلب همان جنايتکاران و قاتلان بشريت در زمان معاصر اند ، معلوم است که يک تبهکار ، تبهکار ديگر را تاييد ميکند! در باره کاسترو بگويم که يک ديکتاتور است که تا اکنون مردم کوبا برای رفتن به « دستشويی» ميبايست از دولت اجازه بگيرند! علمای ديو بندی همان تروريست های بين اامللی هستند ! در ثانی ، شاعر وهنرمند با سياستمدار و زمامدار فرق ميکند ! کاظم کاظمی بهتر است اگر مجبور است يک « مرجع دينی برای تقليد» داشته باشد ، به سراغ علمای برود که سجاده نشين اند نه کاخ نشين ! احترام . محمود

    • هر که مذهب را سیاسی ساخت و یا می سازد مذهب را بد نام میکند خواه من باشم ویا تو و یا خمینی،گلبدین، مزاری،سیاف، رفسنجانی ،بن لادن....

    • بصیر جان خرم !در مورد انتقادی که شما از املای بهروز خان فرموده اید باید خاطر نشان سازم که این فیلسوف یونان باستان در زادگاهش بنام پلاتون(platon) شناخته میشود که معرب آن افلاطون و در زبان فارسی-دری انرا افلاتون و افلاطون مینگارند ،که هر دو درست و پذیرفته شده است.به شما بهتر معلوم است که از نگاه تلفظ حرف ت که با حرف Tو حرف ط با تلفظ TTتناسب دارد.در مورد دیگری ادعا دارید که باید نظریات به صورت علمی و بدون توهین و اهانت مطرح شود.من این کلام شما راجمله پسندیده میدانم و این مثال تان را هم میپذیرم که نوشته اید:" کسی که آ گاهی و علم داشته با شد هر گز چنین فحش نا مه ای را تحویل دیگران نمیدهد !!!"مگر من در نوشته هایتان نه یکبار بلکه چندین بار با جملات اهانت آمیز و دشنام به دیگران مواجه شده ام .من در اینباره زیاد مثال نمیدهم توجه تان را به مطالعه مجدد همین نوشته تان معطوف میدارم.اگر به ان هم قناعت ندارید برایم بنویسد لست بزرگتر از نوشته های دیگر تان خدمت تان تقدیم میدارم که در ان فحش های بیشتر تقدیم مردم نموده اید.کوشش کنید که نظر به قضاوت خود تان ،خود شما محکوم نگردید.و از دایره آگاهان و عالمان به بیرون پرتاب نگردید.به ارزوی سعادت تان

  • Mr Behrouz Bakhtari
    You have levelled a lot of allegations against Ayatollah Khomeini. Can you prove at least one of them?

  • متاسفانه، از ما است که بر ما است

    اگر واقعا میخواهید آخوند خمینی را بشناسید، لطف کرده رساله سید خمینی را مطالعه کنید. چند سطر را از وبسایت خودش در اینجا کپی کردم که بعض از تفکرات و احکامات این عالی جناب را بتوانید بدون زحمت مطالعه کنید البته به استثنا مفت خوران قم که خودشان پیکر این سطور میباشند.

    - ( مساله 2421) صیغه کردن اگر چه برای لذت بردن هم نباشد صحیح است
    ٢٤١٠- اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آنكه نه سال دختر تمام شود، با او نزديكى و دخول كند، چنانچه او را افضا نمايد هيچ وقت نبايد با او نزديكى كند.
    - ١٠٧ تمام بدن كافر، حتى مو و ناخن و رطوبت هاى او نجس است.
    - ٢٦٣١ خوردن گوشت اسب و قاطر و الاغ مكروه است، و اگر كسى با آنها وطى كند، يعنى نزديكى نمايد، حرام مى‏شود، و بايد آنها را از شهر بيرون ببرند و در جاى ديگر بفروشند.
    - ( مساله 2432) مرد میتواند زنی را که صیغه او بوده و هنوز عده اش تمام نشده بعقد دایم خود درآورد .
    - ( مساله 2427) زنی که صیغه شده میتواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود ولی اگر بواسطه بیرون رفتن حق شوهر از بین برود بیرون رفتن او حرام است .
    - ٢٦٣٢ اگر با گاو و گوسفند و شتر نزديكى كنند بول و سرگين آنها نجس مى‏شود و آشاميدن شير آنها هم حرام است و بايد بدون آن كه تاخير بيفتد آن حيوان را بكشند و بسوزانند و كسى كه با آن وطى كرده، پول آن را به صاحبش بدهد، بلكه اگر به بهيمه ديگرى هم نزديكى كند، شير آن حرام مى‏شود.
    - ١٠٨ اگر پدر و مادر و جد بچه نابالغ كافر باشند آن بچه هم نجس است،و اگر يكى از اينها مسلمان باشد، بچه پاك است.
    - و وغیره...

    به! به! عجب رهبر انقلابی.

    شاعران افغانی ما به شان یک آدم مسخره شعر میگویند و عده ای مردم ما به فرمان همان آخوندها یکدیگر را خانمان میکنند. ثمر انقلاب جمهوری اسلامی را میتوانید در سنگ سفید، تل سیاه و در بسیاری از مناطق هزاره جات ملاحظه کنید که چطور خمینی پرستهای ما هزاران انسان را بیرحمانه بقتل رساندند، هزاران خانواده ها را خانمان کردند و به ناموس صدها هزاره تجاوز کردند.

  • با سلام ملت افغانستان به خصوص هزاره ها در سه دهه اخیر تجربیات زیادی را از سر گذرانده اند و تغییراتی کرده اند. بسیاری از کسانی که تا بیست یا سی سال قبل به ایران و خمینی به دلایل مذهبی و اعتقادی احترام قائل بودند حالا با روشن شدن ماهیت فاشیستی رژیم ایران و سوء استفاده آنها به شمول خمینی از دین و مذهب برای ساختن و تقویت ایران.دیگر دیدو نظرقبلی را ندارند.

  • ارتحال جانگدازامام عزیزحضرت ایت الله العظمی موسوی الخمینی بر شیفتگان حق وحقیقت وگویندگان منصف ومطلع واگاه تسلیت باد
    اقای باختری متاسفم که جامعه ما امثال شمارا به عنوان نویسنده شناخته است خوب است کمی عفت زبان وقلم داشته باشی که برشانت می افزاید
    ازادی بیان نه ان است که حتاکی کنی بلکه ان است که واقعیتهارابییان کنی انهم باحفظ کرامت افراد
    درمقاله شمامطلب قابل استفاده ای به چشم نمی خوردجزان چند قطعه ش
    عرکه ازجای دیگر کبی گرفته ای.

    • شاه مرحوم آدم کش نبود اگر این کاره بود خمینی در همان 15 خرداد 1342 باید می مرد این رژیم فعلی است که در ساحه ی دموکراسی آدمارو مثل کوسفند قربانی می کند

    • در سوگ آینه ( محمد کاظم کاضمی)

      امشب خبرکنید تمام قبیله را

      بر شانه می برند امام قبیله را

      ای کاش می گرفت به جای تو دست مرگ

      جان تمام قوم، تمام قبیله را

      برگرد، ای بهارشگفتن! که سالهاست

      سنجیده ایم با تو مقام قبیله را

      بعداز تو، بعد رفتن تو _گرچه نابه جاست _

      باور نمی کنیم دوام قبیله را

      تا انتهای جاده نماندی که بسپری

      فردا به دست دوست، زمام قبیله را

      زخمیم، خنجر یمنی را بیاورید زنجیرهای سینه زنی را بیاورید...

      آقای کاظمی ! گويا شما مرگ پدر يا خواهر را در زلزله بم ، تجربه ميفرماييد ؟ مردن خمينی آنقدر جانسوز است که طلب ، قمه و زنجير فرموده ايد؟ تا خود را بکشيد! آقای کاظمی آيا حاضريد برای چنگيز مغل هم ، مرثيه بسراييد و خود را قربان کنيد؟
      با احترام . سيد محسن قاريزاده

    • اولندش اين کاظمی که در سايت خويش برای ديگران درس دستور زبان و نشانه گذاری و ادبيات شناسی ميدهد ، نقد ادبی او تا آنجا قد ميکشد که اگر از وی بپرسی ، شاعر ارشد ومقاوم و با تدبير معاصر کيست ؟ ميگويد : ابوطالب مظفری ! واگر از مظفری همين سوال را بکنی ، ميفرمايد : بهترين شاعر کاظمی است!
      اما همين شاعر معروف (!) يعنی کاظمی ، هنوز وزن شعر و افاعيل را بدرستی نميداند ، تمامی نظميات او پر از بيوزنی است ، در همين شعر گونه به اصطلاح سوکنامه ، اين مصراع ( زخميم خنجر يمنی را بياوريد) از وزن خارج است : زخميم ، خنجر [ ر] اضافی است ، بايد برای درست شدن وزن بگوييم ( زخميم ، گرز يمنی را بياوريد!):
      دومندش ، يک شاعر افغانستانی نبايد اينهمه عاشورايی( !) ، زنجيرزن و قمه زن باشد ! در دنيا ، برای نمايش تاثر بر مرگ عزيزان ، تعبير ها و واژگان بهتری هم وجود دارد ، هر چند شاعر شيعی است و شايد زنجير زدن مسلک تباری اوست !
      سومندش ، ميراث خمينی ، صد ها هزار بيوه بازمانده از جنگ عراق ، يک ملت معتاد به بدترين مواد مخدر و سقوط پايه های اخلاق سنتی است ، دروغ و دورويی چندان در سرزمين ايران شايع است که اگر مادری به فرزند بگويد « دوستت دارم» ، آدم ، خيال ميکند ، از همان تعارفهای بيمزه متعارف است!
      نميدانم ، کاظمی که « امام قبيله !» را دوست ميدارد ، اين مرده ريگ اورا نيز دوست دارد يانه؟ با احترام . رسول مدقق

    • اما از خدا مخفی نيست از شما هم مخفی نماند که خمينی يک خدمت بزرگ به جوانان و نو جوانان ايران و افغان کرد ، بخصوص بينش و دانش مليت بزرگ و زحمتکش هزاره و شيعيان افغانی را تغيير داد، خمينی همه را از دين ، بيزار و منزجر کرد ! اين خدمت کوچکی نيست . وقتی از خيابان دريا ، د مدمه های صبح راه ی افتی ، يسو ی ايستگاه را ه آهن مشهد ، در دو کيلومتر ی راه ، چندين مسجد جلو چشم تو سبز ميشود اما يک نفر در هيچ مسجدی ، نما ز صبح اقامه نميکند ، اگر باور نداری امتحان کن . شهر مشهد را ميگويم که به نام شهر مذهبی شهره است . با احترام . احمد بی پروا

  • هنگامی که می شنوم شاعر و نویسنده گانی چون پرتو, کاظمی مظفری و...گردهم میایند و در بارة خمینی و صدها تندرو و فاشیست دیگری که ما در افغانستان در این روزها شاهدیم, شعر می سرایند و یا بی شرمانه دستان آنها را می بوسند, من خود را به عنوان یک انسان توهین شده می یابم.
    می خواهم بگویم: " امشب می خواهم لایخوار گونه سنایی ها
    را در دربارهاشراب شک بنوشانم
    تا همه ی هستی شان را استفراغ کنند و
    از نو آدم شوند
    امشب می خواهم فردوسی شوم
    و با گرز وگوپال بر سر این فاحشه های
    شهر بکوبم
    تا همة پلیدی های شان به زباله دان تاریخ
    بریزند.

    بدرود,
    ی. صمیم

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.