رفتن به محتوای اصلی
پرچم هزارستان

پرچم هزارستان

جوامع مردمی همیشه دارای نشان هایی بوده اند که وضعیت تاریخی و معاصر آنان را بازگو کرده و در جامعه ی مدرن امروزی نیز داشتن نشان و سمبول جمعی اهمیت خاص دارد.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

تمام ترجمه هاى اين مقاله : [English] [فارسى]

هزارستان یکی از مناطق تاریخی باستانی ست که با وجود اینکه در سه قرن اخیر مورد تاخت و تاز و غارت قرار گرفته و بخش هایی از آن به اشغال درآمده، اما همین اکنون نیز بخش هایی وسیعی از افغانستان فعلی را شامل می شود.

جوامع مردمی همیشه دارای نشان هایی بوده اند که وضعیت تاریخی و معاصر آنان را بازگو کرده و در جامعه ی مدرن امروزی نیز داشتن نشان و سمبول جمعی اهمیت خاص دارد. برای نمونه مردم سامی در چند کشور اروپای شمالی دارای سمبول و نشان تاریخی- معاصر خود می باشند. در بسیاری از کشورها، مناطق، شهرها، ولایت ها و ایالت ها نیز دارای نشان ويژه خود هستند.

من بیرق هزارستان را با توجه به شناخت خود و با توجه به روایت های تاریخی و معاصر و نیز نگاه دانشمندان هزاره به هزارستان چنین رسم کرده ام:

با پیکر هایکو:
زرد، ریشه و تبار مردم هزاره است. با کوهستان های هزارستان هم از یک خانواده رنگ می باشد.
سپید، پاکی و راستی ست. با زمستان خاص هزارستان همخوان است و یکی از رنگ های بیشتر استفاده شده در لباس ماست.
آبی، کار است، توسعه و پیشرفت و آبادی ست. استعداد، توانایی، خواست و عملکرد ملی ماست.

* شما می توانید نقاط همگانی بیشتری در این ترکیب رنگ بیابید. این ترکیب رنگ در بین پرچم های موجود نمونه ندارد.

بیرق کشورهای مختلف جهان

گالری عکس

کامران میرهزار

کامران میرهزار

شاعر و متخصص سیستم های معلوماتی
سردبیر و ناشر کابل پرس
هزاره از هزارستان

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

24 دیدگاه
سخی زاهدی

بیرقی برای هزارستان

من با اینکه آشنایی زیادی با رنگها ونشانه ها ندارم ولی با محض دیدن این پرچم نو ورنگهای خوش نمایش ابتدا یک مقایسه کردم با بیرق فعلی افغانستان بعد یک نگاه به تمام بیرق دیگر جهان که در پایین اش بود انداختم دیدم که نه بحق این بیرق زیباتر از همه بیرقها واین سه رنگ خوشگلترین رنگهای جهان است واز همین هزارستان به همین پرچم ورنگ زیبا در رویاهایم جستجو میکنم سپاس از میر هزار عزیز با ططرحوسلیقه ی ناب اش.

محسني از ناروي

بیرقی برای هزارستان

اين فقط رويا و زيبا دلپذير است - در طريقت مارا حيله ناپذير است
سپيد ار باشد نشان از قلب ما - اصل زرد باشد و سبزش ناگزير است

محسني از ناروي

بیرقی برای هزارستان

اين فقط رويا و زيبا دلپذير است- در طريقت مارا حيله ناپذير است
سپيد، ار باشد نشان از قلب ما- زرد باشد اصل و سبزش ناگزير است

اينطوري بهتر شد فكر كنم . نه شاعرم و نه هم تجربه خاصي در زمينه دارم٠ ببخشيد

be nam

بیرقی برای هزارستان

حروف لاتین هم همخانی داره.
بسیار بیرق زیبا با حروف hazaristan.
az khaow shuma kodam chize dega bor nashawa.

ناشناس

بیرقی برای هزارستان

پیامد احتراز ناپذیر استبداد دراز مدت قبیله وتلاش های هویت ستیزانه ی گروه های قبیله اندیش و تمامیت خواه همین است . منتظر ظهور بیرق های " تورکستان" ، تاجیسکتان جنوبی" و ده ها ستان دیگر بمانیم.

farsheed

بیرقی برای هزارستان

کامنت بالا از من است . با پوزش که نوشتن نام را فراموش کرده بودم .

امیرالمومنین عمر یک چشم

بیرقی برای هزارستان

افغانستان از خود نه بیرق دارد نه ملت. افغانستان مصنوعی است و به زودی تجزیه خواهد شد. من هم از بیرقهای شاهان این کوچیان متنفرم

امیرالمومنین عمر یک چشم

بیرقی برای هزارستان

افغانستان مصنوعی است مثل پاکستان. به زودی شاهد فروپاشی هر دو خواهیم بود. به این خاطر پشتونها یا همان افغانها از اکنون برای به وجود پشتونستان به هر کس کون میدهند. این سبک مغزان پای لوچ اشتر همه مردم غیر پشتون را با خود بدبخت میکند. پشتون ها بازیی را ادامه میدهند که شاهان دزد و امیران وحشیشان شروع کردند. اما نتیجه اش نابودی خود پشتونها خواهد بود.

ارمان

بیرقی برای هزارستان

کلمه "افغان" از ديدگاه واژه و ريشه شناسى فریاد و ناله , زارى شیون و واویلا و شکايت, داد و نالشت معنى مى دهد همانگونه ايکه بزرگان زبان فارسى ويا به گفته حاکمان دولت ستان افغان بزرگان زبان درى بکاربرده اند
غزليات حافظ شيرازى و واژه " افغان" و "افغان" :

به هر سو بلبل عاشق در افغان
تنعم از میان باد صبا کرد

مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق
ای دل این ناله و افغان تو بی چیزی نیست

شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست

ماهی و مرغ دوش ز افغان من نخفت
وان شوخ دیده بین که سر از خواب برنکرد

نام "افغان" به هيچ گونه نام يک کشورنمى توان شد اين سومين باراست که حاکمان به قول معروف "افغان" ويا پشتون مى کوشند با فريب, نيرنگ, تقلب و چالبازى اهداف شوم خود را پياده کنند.

بهتراست براى کشور افغان ستان يک نام نو جستجو کرد . که هرشهروند خود را مثل شهروند درجه يک و درجه دو ووو حس نکند. چون نام "افغان" شايسته نه براى ملت پشتون و يا ملتهاى غيرپشتون مى باشد. باوجود ايکه حاکمان "افغان" و فغان و فریاد و ناله , زارى شیون و واویلا و شکايت, داد و نالشت مردمان اين سرزمين را کشيدند.

واژه“افغان“ حيثيت ملي بخود نگرفت نمى گيرد و نه خواهد گرفت .

به آرزو تغير نام "افغانستان "

توجه شما را به جملات سيد جمال الدين افغانى جلب مى کنم. راستى ديکرشيوه هاى تحريک آميز مدرن نيست اکنون هنگام منطق و دانش است. زمان دشنام و توهين گذشت.

"فارسها اين مردم را "افغان" ناميده اند ؛ به اين علت كه هنگامي كه آنان در زمانهاي قديم توسط بخت النصر اسير شده بودند بسيار آه و ناله و فرياد و شيون مي كردند . از اينرو نام "افغان" كه در زبان فارسي معناي ناله وفرياد مي دهد آز آن زمانها بر آنان اطلاق مي شده است . "

"عوام فارسي به زبان عاميانه اين مردم را " اوغان" مي نامند كه مشابه نام " پتان" است كه از طرف هندوان بر آنان اطلاق مي شده . اما بعضي از طوايف افغاني مثل ساكنين قندهار و غزني خود را پشتون و يا پشتانه مي خوانند . و بعضي هم مثل ساكنين نواحي خوست ؛ كورم و باجور خود را پختون و پختانه نا ميده اند . "
اين دوبند متن ترجمه از کتاب سيد جمال الدين افغانى زير عنوان "تتمة البيان في تاريخ الأفغان" مى باشد که به زبان عربی در سال 1901 در مصر منتشر شد.
سيد جمال الدين افغانى ويا اسد آبادى که با "ال کابلى" هم دستخط دارد اين کتاب را در قرن نوزده نوشت ولى چاپ اش دراولين سال قرن بيست به فرمان آدمکش قرن عبدالرحمان خان چاپ شد.

الافغانى در فصل اول کتاب خود معنى و ريشه واژه افغان را و پيوند سياسى اش را روشن نموده فصل دوهم کتاب خود چندين اقوام افغان را به معرفى گرفته است: بگونه نمونه: کاکر, توخى, يوسفزى, عبدل, مهمند, هتک, افريدى سليمان خيل, بارکزى, اليکوزى وغيره

"تتمة البيان في تاريخ الأفغان" که به زبان عربی مى باشد درانترنت به گونه ديجيتال قابل دريافت است. لطفاً برگ اين کتاب را بخوانيد

سيد جمال الدين افغانى, "تتمة البيان في تاريخ الأفغان" , مصر, 1901,ص 13

http://www.archive.org/stream/tatimmatalbayanf00afghuoft#page/181/
حاکمان پشتون = جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل ودرجهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت , غصب چمندزارهاى غير پشتون بويژه درهزارستان , ونسل کشى

وحدت ملى در ستان افغان سراب است
حاکمان اوغان در پشت آن دوان دوان است

تغيرنام افغانستان ضرور است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

ارمان

بیرقی برای هزارستان

چمبر علی,

اگر شما مى خواهيد افغان با معنى فریاد و ناله , زارى شیون و واویلا و شکايت, داد و نالشت باشيد از پندار من پروا ندارد به عربى "اشکالى" ندارد. ولى من اين واژه منحوس مى دانم. واژه پشتون را حتى قبول دارم. ولى افغان با تمام معنى ومفهوم آن نيستم

تغيرنام افغانستان ضرور است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 24 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس