اخیرا سایت آژانس خبری کوکچه و سایر سایت های خبری مضمون توهین آمیزی را تحت عنوان ( روایتی از شکل گیری ائتلاف احمد زی – دوستم در ارگ کابل ) به قلم هاون امیر زاده بدست نشر سپرده ، که انتشار آن باعث تاثر عمیق و انزجار شدید اکثریت ترکتباران افغانستان در داخل و خارج کشور گردیده است .
با درد و دریغ فراوان این آقا که متاسفانه از جمله کادر های برجسته و حرفه ای ح ، د ، خ ، ا ، منشی و مربی یکی از نواحی سازمان جوانان در شهر کابل نیز بود و اکنون با آن همه باور و وابستگی ها گذشته خویش پشت کرده و نول پاک میکند ، با یاوه سرایی های کودکانه و موضعگیری های ناسالم ، نتوانسته است کینه و نفرت بی پایانی که با ترکان افغانستان و جهان در گند و لجن فکری خود انباشته آنرا مهار کند ، سخت تکان دهنده و قابل مکث و تاسف است .
اگر آقای امیر زاده عقده حقارتی از دوران کودکی و یا نوجوانی خود از ترکان کشور در دل دارد و خواسته با نشر چنین مضمون آکنده از دشنام و شایعه پراکنی خود را تسکین روانی بدهد حرف کاملاً جدا است ! اکاذیب ، روایت سازی های دروغین و توهین به یک قوم و استعمال کلمه ( کله خام ) به ترکان افغانستان به جرم وحدت با برادران پشتون ، سخت نفرت انگیز و تهوع آور است .
سوال در اینجاست که این دکتر پوچ مغز از کدام انستیتوی تربیتی جهان سند فراغت دکترا را بدست دارد که شمه ای از اخلاق اکادمیک در نوشته او به ملاحظه نمیرسد ؟ او چرا با چنین گستاخی و بی حیائی قومی را مورد اهانت قرار داده ، که در طول صد ها سال حکم روایی خویش در نیم قاره هند ، کشورهای حوزه مدیترانه شرقی ، شبه جزیره عرب آسیای مرکزی ، ایران ، کشورهای شاخ افریقا و اروپای شرقی مصدر خدمات بس بزرگ علمی و فرهنگی به جامعه بشری و بخصوص جهان اسلام گردیده است ؟ آیا او نمیداند که سلجوقی ها غزنوی ها ، خوارزم شاهیان ، تیموریان ، بابری های هند ، تیموری های هرات ، صفوی ها ، شیبانی ها ، افشاری ها ، قاجاری ها ، اشتر خانیان ، امپراطوری بزرگ عثمانی و غیره مربوط به کدام قوم و طایفه جهان است ؟ آیا صد ها و هزاران دانشمند ، شاعر و نویسنده منحصر به فرد جهان ، چون بوعلی ها ، فارابی ها ، مولانا ها ، بیدل ها ، خوارزمی ها ، نظامی ها ، صائب ها ، نوایی ها ، الغ بیگ ها ، امیر خسرو ها ، گوهر شاد ها ، پروین ها ، شهریار ها و صد ها و هزاران دیگر از میان این قوم و تبار سر بلند ننموده است ؟
همه میدانند که مردم دلیر افغانستان اعم از پشتون ها ، تاجیک ها ، هزاره ها ، اوزبیک ها ، ترکمن ها ، بلوچ ها ، نورستانی ها ، اهل هنود و غیره در طول سده های گذشته با اشتراکات زبان ، زمین و زندگی با همی رفته رفته خصایل مشترک ملی پیدا نموده و گام های استوار به سوی وحدت و همبستگی ملی که یکی از مؤلفه های اساسی ملت سازی به شمار می آید برداشته اند . هیچ قدرت شیطانی در جهان نمیتواند که مردم شریف ما را از هم جدا سازد . آنانی که به دستور دشمنان مردم افغانستان با نشر چنین اکاذیب ، یاوه سرابی های فتنه انگیز و دشنام دادن ها زوزه میکشند ، تا وحدت و همبستگی ملی مردم میهن ما را خدشه دار سازند ، هرگز به این آرزوی شوم و ناپاک خویش پیروز و نایل نخواهند شد و این آرمان شیطانی را با هزاران نفرین با خود به گور خواهند برد .
ائتلاف محترم ستر جنرال عبدالرشید دوستم درستیز وال قوای مسلح کشور با محترم دکتر اشرف غنی احمد زی شخصیت بزرگ علمی جهان و کاندید مقام ریاست جمهوری افغانستان هیچ ارتباطی به مداخله کشور های ترکیه ، ازبکستان و یا به زعم او فعالیت گسترده و تلاش های پیگیر پان ترکیست های جهان ندارد .
شخصیت های ضعیف النفس ، کاسه لیس و مزدوری چون امیر زاده ها اند که به دستور باداران آخوندی خویش رزیلانه سعی و تلاش دارند تا فضای بی اعتمادی میان اقوام مختلف کشور را بیشتر از پیش تقویت بخشیده و زمینه زندگی صلح آمیز را به توده های رنجدیده کشور ما تنگ تر سازند .
همه به خاطر دارند همین امیر زاده ها بودند که به دستور نظام فاسد آخوندی ایران صرف به خاطر استعمال یک کلمه و واژه دانشگاه و پوهنتون در کشور فاجعه آفریدند و چه ماجرا های تکان دهنده و دلخراشی را برای هفته ها و ماه ها در شهرهای کابل ، بلخ ، قندهار و جلال آباد برپا کردند ، که متاسفانه خاطرات تلخ آن سال های درازی در اذهان جوانان ما باقی خواهد ماند و پروسه همبستگی و وحدت ملی را در افغانستان عزیز ضعیف ، کند و خدشه دار نموده است .
انتخاب محترم جنرال دوستم به حیث معاون اول محترم دکتر اشرف غنی احمد زی کاندید مقام ریاست جمهوری کشور بار دیگر آتش کشنده و مرگ باری را به خرمن هستی این اوباش های فرو مایه افروخته و آنها را به چنین یاوه سرایی ها ، هرزه گویی ها و به هر سو دندان تیز نمودن ها ناگزیر ساخته است .
یقین کامل داریم ائتلاف های انتخاباتی که بین کاندید های مقام ریاست جمهوری سال 2014 افغانستان به وجود آمده است ، به مدد پروردگار بزرگ عالمیان پیامد های مثبت ، بارز و چشمگیری در قبال خواهد داشت و فضای اعتماد و همدیگر پذیری را میان اقوام مختلف افغانستان تقویت و مساعد خواهد نمود و به مشت کوبنده و مرگ باری بر دهان امیر زاده ها این جیره خوران آخوند های ایران و دشمنانان حقیقی مردم افغانستان مبدل خواهد شد .
و من الله التوفیق
روایتی از شکل گیری ائتلاف احمدزی- دوستم در ارگ کابل
هارون امیرزاده
اخیراً 27 کاندید ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری 2014 نمودند که در میان آنها ائتلاف یک تعداد شخصیت های های متضاد و جنجال برانگیز نیز دیده میشود. یکی ازین گونه ائتلاف ها، ائتلاف داکتر اشرف غنی احمدزی و جنرال عبدالرشید دوستم است که همه را شگفت زده ساخته است. برخی ها ائتلاف مذکور را ائتلاف دموکرات- جنگسالار نامیدند و برخی دیگری آنرا ائتلاف "خشونت " خواندند که فکر میشود هر دو شخصیت از خشونت عصبی و تکلیف روانی شدیداً رنج می برند. چنانچه آقای احمدزی از همان لحظات ثبت نام خود را برنده اعلام نموده و حرف از تشکیل حکومت آینده می زند بدون اینکه رقابت انتخاباتی میان کاندیدان مطرح رسماً شروع شده باشد. این در حالی بود که در انتخابات قبلی در حدود 3 فیصد رای بدست آورده بود و حالا با اتکاء به وعده های خام جنرال دوستم خود را پیش از پیش برنده اعلام نموده است. اما جنرال دوستم معاون اول وی مغرورانه و با زبان بازاری خود را برنده انتخابات در دور اول اعلام نمود، بدون اینکه رییس خود آقای احمدزی را بحساب آورده باشد. چنانچه وی گفت:" می برم میدانه می برم میدانه".
در مورد اینکه آیا واقعاً جنرال دوستم "میدان" رقابت های انتخاباتی را صرف با اتکاء به یک تعداد هوادارانش میبرد و رای میلون ها مردم دیگر افغانستان را نا دیده میگیرد، کمی مضحک و حرف مفت به نظر میرسد. چنانچه آقای دوستم در انتخابات 2009 عین لاف را زده بود و برای کرزی وعده پیروزی در دور اول انتخابات را داده بود، اما کرزی نه تنها در دور اول انتخابات برنده نشد، بلکه در دور دوم هم بدون برگزاری انتخابات توسط حامیان خارجی اش برنده اعلام شد. بسیاری آگاهان معتقد هستند که اگر حرف ها و وعده های جنرال دوستم میان تهی و لاف نمی بود، کرزی هیچ نیازی به تقلب کاری در رای مردم در انتخابات نمی داشت.
به هر ترتیب آینده نشان خواهد داد که کی در یک رقابت شفاف ، آزاد و دموکراتیک برنده میشود و کی از راه تقلب و مهندسی توسط کرزی و احمدزی به گفته دوستم " می بره میدانه".
اما در مورد شکل گیری ائتلاف دوستم و احمدزی در تحت مدیریت حامدکرزی در ارگ ریاست جمهوری افغانستان روایاتی مختلفی وجود دار که یکی ازین روایت ها در مرکز بحث مقاله کنونی قرار دارد.
چگونه ائتلاف احمدزی- دوستم در ارگ کابل ساخته شد؟
حامد کرزی از مدت ها قبل بعد از ختم مدت ریاست جمهوری اش برای ماندن در قدرت به شیوه دیگر در جستجوی راه های مختلف از لغو انتخابات گرفته تا برگزاری آن از طریق معرفی کاندید مورد اعتمادش بوده است . وی چندین کاندید مورد نظرش را از استاد رسول سیاف گرفته تا زلمی رسول، قیوم کرزی و غنی احمد زی وارد میدان ائتلاف سازی های پیش از ثبت نام کاندیدان نمود. گفته میشود در آغاز دست بسوی استاد عطا محمد نور والی بلخ دراز کرد و تلاش کرد که با دادن امتیازات و معاملات پنهانی وی را بحیث ابزار سیاسی برای تقویت موقعیت کاندید مورد نظرش استفاده کند. اما نظر به اظهارات استاد عطا وی به هیچ قیمتی حاضر به فروش ارمان های مردمش برای تداوم نظام فاسد و قبیله سالار نشد. در نتیجه سناریوی اولی کرزی ناکام ماند. اما بازی کرزی به اینجا به پایان نرسید وی از طریق افراد همدست خویش به شکار افراد متزلزل ادامه داد. در انتخابات 2009 آقای کرزی توانسته بود استاد محمد محقق و جنرال عبدالرشید دوستم را با تعهدات خام بفریبد. ولی در انتخابات 2014 برایش خیلی دشوار بود که با استفاده از نیرنگ های کهنه آنها را شکار کند. اما این بار کرزی از کارت" داکتران غلجایی امریکایی بدون سرحد" استفاده نمود.
این داکتران کی ها هستند، چه مهارت دارند و دارای کدام بر نامه هستند؟
این گروه عبارت اند از داکتر زلمی خلیلزاد مامور متقاعد امریکا و مهندس بازیهای درون قومی ، داکتر علی احمد جلالی تیوریسن نظامی و داکتر اشرف غنی احمد زی مشهور به "نابغه شرق و غرب!!" همچنان داکتر انورالحق احدی رهبر افغان ملت نظریه پرداز برتری طلبی قومی از جمله داکتران نامبرده می باشد.
به نظر بسیاری آگان همه این داکتران از لحاظ تباری به قبایل غلجایی تعلق دارند و دارای افکار پشتونیستم خیلی خطرناک برای افغانستان هستند . هم چنان آنها در گذشته از جمله تیوریسن ها و حامیان طالبان بودند و روابط نزدیک با امریکایی ها دارند. بعد از یازدهم سپتمبر در تحت حمایت غرب تحت نام های دپلومات، نماینده خاص بوش، دموکرات، تکنوکرات، سیاست مدار و "متفکر بزرگ جهان" وارد سیاست افغانستان شده نقش کلیدی در ساختن نظام کرزی بر اساس تفکر تمامیت خواهی بازی نموده اند. آنها را مردم افغانستان داکتران بدون سرحد بخاطر عدم تعهد و دلبستگی شان به افغانستان می نامند. آنها در یک جیب پاسپورت امریکایی دارند و در جیب دیگرشان افغانی. در وقت قدرت طلبی به افغانستان می آیند از کارت قوم و نیروی امریکایی استفاده می کنند و در روز مصیبت افغانستان را رها کرده نزد امریکایی ها بر می گردند و از مصیبت افغانستان در سطح بین المللی تجارت سیاسی و اقتصادی می کنند.
گروه مذکور نقش خیلی کلیدی ، تجارب و مهارت بزرگ در فریب دادن، خلع سلاح نمودن، بد نام ساختن، به حاشیه راندن و تحمیل نظام ریاستی متمرکز بر رهبران منسوب به شمال دارند. ازینرو ماموریت این گروه در آستانه شکل گیری ائتلاف های سیاسی ایجاد تفرقه اندازی و جلب افرادی ضعیف النفس و" کله خام سیاسی" از میان گروه های موسوم به جبهه شمال بود. چنانچه برخی اعضای داکتران بدون سرحد مثل خلیلزاد و جلالی بازی را از میزبانی جنرال دوستم شروع کرده و تلاش کردند ظاهراً بدون دخالت کرزی از میان شخصیت های کلیدی شمال سرباز گیری کنند. اما تصور میشود که دو مسئله اساسی باعث اختلافات شدید میان آنها شد؛ یکی مسئله نوع نظام سیاسی و دیگری مسئله رهبری سیاسی. گروه داکتران بر تداوم نظام ریاستی کنونی و رهبری سیاسی پشتون تبار تاکید می کردند. اما بسیاری گروه های منسوب به شمال خواهان تغییر نظام ریاستی کنونی به نظام صدارتی و پشتون بودن را شرط اساسی رهبری کشور نمی دانستند.
اما آقایان داکتر درین مرحله بازی موفق نشدند به اهدافشان برسند و در نتیجه گروه های شمال ائتلاف جدیدی سیاسی موسوم به " اتحاد انتخاباتی افغانستان" را که در آن به تعداد بانزده حزب و جریانات سیاسی افغانستان باهم پیرامون اهداف و برنامه معین سیاسی توافق کرده بودند، تشکیل دادند. نظر به محتوای نامه استاد محقق به دوستش آقای یاسا ، جریان اتحاد انتخاباتی در نتیجه اختلافات بر سر رهبری و زیاده خواهیجنرال دوستم برای مقام معاونیت اول دچار بحران و فروپاشی شد. این در حالی بود که کرزی و آقایان داکتر تا آخرین روز ها خیلی نا امیدانه در جستجوی معاون اول برای داکتر زلمی رسول و یا داکتر غنی احمدزی از میان رهبران مطرح تاجک بودند.
برخی ها فکر می کنند در نتیجه اختلافات میان رهبران جریان انتخاباتی به اصطلاح جایزه ممتاز تکت لاتری گروه کرزی بر آمده از بن بست و سرگردانی نجات یافتند. در نتیجه ضیا مسعود بحیث معاون اول زلمی رسول در آمد و جنرال دوستم بحیث معاون اول در کنار غنی احمدزی قرار گرفت. بدین تر تیب کرزی و داکتران بدون سرحد روح تازه یافتند وتوانستند در انتخابات چندین کاندید مورد نظر از استاد سیاف گرفته تا زلمی رسول، قیوم کرزی و غنی احمدزی را وارد میدان بازی در مقابل داکتر عبدالله یگانه کاندید مطرح و نیرومند نمایند.
به نظر می رسد که کرزی بیشتر بر سر غنی سرمایگذاری می کند و کاندیدان دیگر نقش فرعی و تاکتیکی را بازی خواهند نمود. این در حالیست تقریباً نیمی از کابینه و افراد نزدیک به وی خود را کاندید نموده و چشم به قدرت دوخته اند. به نظر بسیاری آگاهان انتخابات 2014 بیشتر از هر وقت دیگر پیچیده تر و دراماتیک تر خواهد بود.
چه چیز را احمدزی و دوستم با ائتلاف شان بدست آوردند و یا از دست دادند؟
داکتر احمدزی:
– با جلب جنرال دوستم در واقع تیم ارگ نه تنها از بن بست و سر گردانی برای پیدا کردن معاون اول از میان تاجکان مطرح نجات یافت، بلکه موفق شد گروه رقیب سیاسی اتحاد انتخاباتی را تضعیف نموده و از اختلافات آنان سود ببرد. اما در عوض با جلب دوستم که قبل از همه آقای احمدزی وی را جنگ سالار و قاتل می نامید،القاب تکنوکرات و متفکر جهانی اش را زیر سوال برده و به نظر می رسد که وی بخاطر رسیدن بقدرت حتا از معامله با شیطان هم رو گردان نیست.
– درین شکی نیست که با جلب حمایت دوستم، احمدزی خواهد توانست، رای یک تعداد ازبکهای وفادار به جنرال دوستم را بدست بیاورد و در موقعیت بهتر نسبت به انتخابات 2009 در شمال قرار گیرد، ولی در عوض از رای تاجکان محروم شده و بدون آنها از مشروعیت لازم برخوردار نخواهد بود. به نظر برخی ها از دست دادن رای تاجکان در واقع موقعیت داکتر عبدالله بیشتر تقویت خواهد یافت. این در حالیست که فکر میشود تنها نفوس تاجکها در کابل، هرات، پروان و بدخشان بیشتر از نفوس کل ازبک های افغانستان است.
– بسیاری ها فکر می کنند که احمدزی با بدست آوردن دوستم بسیاری پشتونها را که جنرال دوستم را قاتل دست جمعی طالبان پشتون در دشت لیلی می دانند، از خود ناراضی کرده است. هر چند جنرال دوستم از جنایات گذشته معذرت خواسته است، اما به نظر بسیاری آگاهان نه تنها جنرال دوستم تبرئه نخواهد شد ، بلکه به پیروزی احمدزی نیز کمک نخواهد کرد. افزون بر آن اعترافات دوستم می تواند فشار های جامعه جهانی و حقوق بشر را ازدیاد ببخشد.
– برخی باور دارند که یکی از اهداف پشتونیسم را ایجاد تفرقه قومی و زبانی در شمال میان اقوام غیر پشتون تشکیل می دهد. فکر میشود که با قبولی جنرال دوستم به مقام معاونیت اول بجای تاجکان ، عملاً پشتو نست ها به اهداف شان رسیده و در انتخابات و پس از آن تنش های زیادی میان ازبک ها و تاجکان که قرن ها در برادری در کنار هم زندگی کرده اند، آغاز خواهد شد. این برای پشتونیسم طلایی ترین فرصت تاریخی خواهد بود.
- یکی دیگر از تبعات ائتلاف احمدزی و دو ستم ساختار شکنی است. زیرا حکومت کرزی بویژه داکتر احمدزی، مهندس نظام متمرکز ریاستی افغانستان بر اساس سلسله مراتب قومی، کدام جای شایسته حتا تشریفاتی هم برای ازبک های افغانستان در هنگام تحمیل نظام تمامیت خواه شان در لویه جرگه قانون اساسی در نظر نگرفته بود. اما با قبولی دوستم بحیث معاون اول خود ساختار شکنی کرده وبدین تر تیب سیستم خود را بی اعتبار ساخته است.
– آقای احمدزی فکر می کند که بودن دوستم در مقام معاونیت اول، می تواند حمایت ازبکستان و ترکیه حامی سنتی دوستم را نیز بخود جلب کند. اما برخی آگاهان معتقد هستند که پان ترکیسم بعد از فروپاشی شوروی سابق در آسیای میانه و بویژه در شمال افغانستان ازطریق جنرال دوستم جای پای گسترده پیدا نموده است. چنانچه پان ترکیست ها در تحت رهبری ترکیه با همراهی پاکستان در اکثر بازی های دوستم از ساختن شورای هماهنگی گرفته تا ائتلاف سازی ها، بد قولی ها و جنگ های داخلی نقش کلیدی داشته است.
در 12 سال اخیر ترکیه از طریق حضور نظامی ناتو در تامین امنیت و در تحت نام میانجی صلح میان دولت کرزی و طالبان عملاً در سیاست های کلان افغانستان جای پای باز کرده است. در انتخابات 2009 بر اساس نامه آقای محقق با آقای یاسا ترک ها نقش اساسی در حمایت دوستم از کرزی بازی نمودند. و لی ترکیه صرف از دوستم بحیث ابزار در سیاست های کلان پان ترکیستی استفاده نموده، کوچکترین کمکی به گرفتن حقوق ازبک ها از حکومت کرزی نه نموده است. ازینرو بسیاری ها فکر می کنند که این بار نیز شاید ترکیه نقش اساسی در سقوط اتحاد جبهه ملی توسط جنرال دوستم و پیوستن وی به گروه کرزی- احمدزی بازی نموده باشد.
جنرال دوستم:
– بدون شک بدست آوردن مقام معاونیت اول برای جنرال دوستم و بسیاری طرفداران شان یک دست آورد مهم است. ولی در عمل مقام معاونیت شکل تشریفاتی دارد و قدرت در دست رییس جمهور متمرکز است. این در حالی بود که جنرال دوستم تا چند روز قبل سر قوماندانی قوای مسلح افغانستان که یک پست تشریفاتی بود، کار می کرد ، ولی هیچ کسی به اوامر وی ارزش قایل نمیشد. در نتیجه وی ماهیت مقام های تشریفاتی را نسبت به هر کسی دیگر خوب می داند.
– جنرال دوستم و طرفدارانشان همواره حرف از نظام فدرالی و تمرکز زدایی می زنند، ولی در عمل در برابر چند تا مقام بی ارزش کمر حاکمیت تمامیت خواهان را بسته می نمایند. این نشان دهنده این است که آنها بیشتر از نام ازبک ها بحیث دلال قومی استفاده می نمایند، بدون آنکه کدام باور و بینش راهبردی برای تقسیم قدرت بگونه عادلانه میان همه مردم افغانستان را داشته باشند.
– به نظر برخی آگاهان جنرال دوستم فکر می کند که با معذرت خواهی از پشتونها و دادن رای ازبک ها برای ریاست احمدزی، آنها کینه انتقام خون طالبان در دشت لیلی را خواهند بخشید. شاید احمدزی بخاطر منافعش رفتار دوستم با مردمش را موقتاً فراموش کند، ولی فراموش نباید کرد که در فرهنگ قبیلوی نه معذرت خواستن جای دارد و نه بخشیدن، فقط انتقام و بدل می تواند مشکل را حل کند.
- جنرال دوستم در بد قولی و عهد شکنی در سه دهه اخیر شهرت آفاق است. تعهد شکنی اخیر و حتا سوگند خوردن وی در تاشکند بقول استاد محقق نشان دهنده اینست که او یک انسان فرصت طلب و غیر قابل اعتماد است. این در حالی بود که دوستم به ظاهر حرف از برادری با هزاره ها و دوستی با محقق می زند ولی عهد شکنی اخیر وی نشان داد که وی بخاطر مقام از فروش نزدیک ترین دوستان خود هم دریغ نمی کند.
برخی ها ائتلاف احمدزی-دوستم را مشابه به ائتلاف شورای هماهنگی 1994 که به ابتکار پاکستان، ازبکستان و ترکیه شکل گرفته بود، تصور میکنند که منجر به تخریب کامل شهر کابل و قتل عام مردم عام شد و در نهایت به ظهور طالبان، فرار گلبدین به ایران و فرار دوستم به ترکیه انجامید. اما اگر این ائتلاف این بار نیز بر اساس چنین سنارویی ایجاد شده باشد، پیامد های آن خیلی خطرناک برای افغانستان خواهد بود. ازینرو بسیاری ها فکر میکنند که ائتلاف اخیر دوستم با غنی احمدزی بزرگترین اشتباه سیاسی وی در سه دهه اخیر خواهد بود که قبل از همه بهای آنرا مردم شریف و آزاده ازبک خواهند پرداخت. مردم خوش باور ازبک بار دیگر قربانی" خام فکری سیاسی" خواهند شد و دوستم در روز های دشوار مثل گذ شته به ترکیه فرار خواهد کرد.
نظرات
40 دیدگاهیک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
موجوديت ٤٥٠ مليون تورك در جهان ، سپري شدن ١٦ امپراتوري توسطت توركان و خدمات انها درمقطع هاي گوناگون تاريخي براي فرهنگ ،زبان و كلتور فارسي زبانان نه اينكه براي ما أقليت روي زمين يعني تاجيكان قابل تحمل و باور نمي باشد ، بلكه براي همه تورك ستيزان در جهان قابل قبول و تحمل نيست . اگر چه امير زاده و أمثال أن از استقرار فكري و حالت سالم رواني برخوردار نيستند با اين نوشته هاي ناسيوناليستي خود همچو جواب كو بنده را براي ما تاجيكان مظلوم نصيب مي شوند و با اين قوم بزرگ و سلحشور تورك ما را مواجه و مثل احمد شاه مسعود پوچ مغز به دم توپ و به حلقه دار برابر ميسازد .
كسانيكه درينجا از امير زاده پشتيباني مي كنند ، مثل او و مسعود مغز گنده و كله خراب اند ، ما با كله گنده و مغز پوچ خود چه برتري ازين كله خام ها داريم ،اينها در اصل كله خام نه بلكه كله نام بودند كه ما را به حاشيه را ندند و أفراد كله گنده مثل هارون امير زاده كه در كشور هاي اروپايي از پول خيرات زندگي مي كند تلاش دارد رابطه تاريخي تاجيكان و تورك ها را كاملا خدشه دار بسازد .
من رحيم غلام بچه از همه توركان بجاي اين چند ادم بي هويت معذرت خواسته همان شكلي كه با همه وجود خود در خدمت سلطنت پشتون بودم در خدمت امپراتوري توركان خواهم بود .
رحيم غلام بچه پنجشيري از شهدا صالحين
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
واه واه گلم جم هـاى كله خام مستى ميكنندبخصوص رحيم جان كله خام بچه كه مثل رهـبرى كله خام گلم جم هـاى افغانستان دوستم از محفل تب خوشى بچه بازى زنكه بازى مست شده تعداد گلم جم هـاى كله خام را ضرب زده وزرب زده زرب زده به ٤٥٠مليون كله خام رسانده تبريك باشد چند چرخ ديگر كه زدى گپ اش ره به يك مليارد ميرسانى ،بيدار شو او اوزبك كله خام كه بجز بچه بازى لواطت وبى ناموسى چيزى ديگرى دركارنامه شما گلم جم هـا نيست،هـمين حال در سرپل جوزجان وفارياب نه زن مردم نه دختر نه بچه مردم از دست بقاياى اين گلم جم روز ندارند.تو رحيم بچه گلم جم. ميراث هـمين چهـل امپراتورى به گفته خودت توركان هـمين هـاست،بيسوادى جهـالت بچه بازى وغيره وغيره ،تو گلم جم بي سواد هـمراه اين جانى بيسواد دوستم ميخواهـى با پيوند خود با هـمه جهـالت وچتلى تان با امپراتورى هـا براى خود هـويت جديد درست نمايد، تا شود گند وچتلى بيسوادى جهـالت گلم جم هـا رو پوش پيدا كند،هـويت كاذب و شونيستى تورك تبار شعار برترى طلبى ونفاق افگنانه است كسيكه خود بوده نميتواند كسى ديگر هـرگز شده نميتواند.
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
baradarani tajik wa uzbek ma wa shoma dar qarn hai pesh az 220 sal chi dar asiai meana wa chi dar afghnistan imruza wa khorasani gzashta dar in sar zamin hkomrawai kar dem wa hanozham manandi do baradar dar in sar zamin zindagi mekonem hata khon sharik shodaem kheshi wa tabaridarem hej doshmani ma ra az ham jida karda nametawanad in kari doshmanani ma wa shoma tavriki baini rahbarani zaifi ma wa shma dar amadand an hara az ham jida kardand wa felan mekhahand baini mawashoma tafriqa biandazand wa hkomat bi konand qarariki man medanam in chizhaiki naweshta meshwad kari uzbakha wa tajik ha nest wa kari doshmanani ma wa shoma yane trorist parastan faqad tawast beitifaqi ma wa sho ma an ha metawanand hkomat bi konand hashyar bashed dar barai milathai khod chizi khilaf na nawesed zarar bakhodi ma wa shoma ast hej tajiki danista wa ba sawad wa ham chinan uzbeki rawoshan fikr dar barai milathai khodchinin namenawesad in kari doshmani freb kari ma wa shoma ast waqt bsyar asas barai istifada kardani anha az ma wa shoma ast matajikha wa shoma uzbekha wa hazaraha wa digar aqwam barai rasidan ba haqi qanoni khod yak hadaf darem jida shodani rahbarani zaifi ma wa shoma milathai ma wa sho mara az ham jidakarda nametawanad qarariki dar rasanaha mebinem doshmanani ma wa shoma mekhahand ki namimiliyathai ma wa shoma dar shinas nama afghan naweshta shawad yane ba nami yak milat ki khodi anha astand in khiyanat ra na uzbak na tajik wa hazara wa na digar milathai azizi ma wa shoma pas hamai ma wa shoma yak hadaf darem zamaniki ma wa shoma yak hadaf darem pas ma ra kasi az ham jida karda nametawanad hama dar yak radif mbariza mekonem baz ham megoem jawanani aziz milathai baham baradar hoshyar bashed pshaimani sod nadarad tarikhi abdurahmani wa nadiri gadar dobara takrar meshawad dar an zaman pad arani ma wa shoma be sawad bodand dar in zaman ma hama ba sawad astem tamami jahan ra wa
mardomi jahan ra medanem az barai khoda hoshyar bashed
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
من نیز با تائید نظرات آقای جمال این را میخواهم اضافه کنم که این نویسنده های که بنام ترک تباران درعرصهء میدیا درین تازه گی ها تبارز کرده اند روی دیگر فاشیسم قومی می باشند وهیچ پیوندی با ازبکهای بیچارهء کله خام ندارند. کله خام بودن این مردم بیچاره از وقتی شروع شده است که خاندان محمدزایی برای اقوام غیر پشتون افغانستان بصورت علیحده وظیفه ای را مشخص ساخت. برای هزاره ها جوالی گری وغلامی ؛ برای پنجشیریها همچنان نوکری وسقاوی؛ برای ازبکها قالین بافی وهمچنان پاک کردن چتلی اطفال نوزاد درخانه های افسران بلند رتبه .
این خاندان فاشیست؛ بخاطریکه به شکل آرام بتوانند به حاکمیت قبیلوی وخاندانی شان بی درد سر ادامه دهند برای زنان بیچارهء ازبک فقط قالین بافی را وظیفه داده بودند. زنان بیچاره ء ازبک بخاطر اینکه اطفال نوزاد شان درهنگام بافتن قالین برای آنها مزاحمتی خلق نکنند فقط با دادن یک قرص تریاک ؛خودشان را از غم گریان ونالهء اولادهای شان بی غم می ساختند. از همین نقطه است که شما کمتر ازبکی را در افغانستان می بنید که از عقل وفراست سالم برخوردار باشد.
امروز؛ فاشیسم پشتونی بخاطر تحکیم پایه های قومی وقبیلوی اش بار دیگر ازهمان ترفند انگلیسی نفاق بینداز وحکومت کن استفاده کرده است و با ائتلاف غیر صادقانه وریاکارانهء اشرف غنی - دوستم میان غیر پشتونهای ستمدیده درز ایجا کرده است. از ادبیاتی که این نویسنده ( قلیچ) وهمچنان توردیقل خان میمنگی در توجیه این ائتلاف نامقدس بکار می برند بخوبی هویدا است که این کله خامها واقعا به این باور شده اند که اگر آنها با فاشیسم قومی پشتون متحد شوند دیگر هزاره وتاجیک به آسانی میتواند منقاد شوند وبار دیگر حلقهء غلامی وبرده گی اوغان را بگردن بیندازند.
شما برای یک لحظه؛ نوشتهء اخیر این قلیچ وتوردیقل را با نوشته های سابق شان مقایسه کنید که قبلا چه می نوشتند وحالا چه می نویسند. قبلا از ستم خاندان شاهی وتبعیض های قومی داد وناله وفریا سر داده بودند ولی حالا گوش های مردم از یادآوری مزخرفات ( امپراطوری ترکان وسلاجقه وعثمانی ها ومغولهای هندی وغزنوی های خون ریزی که هیچ ربط منطقی با سرنوشت غم انگیز ازبکهای بیچاره ندارد) کر شده است.
قبلا از ظلم وستم جمعه خان همدرد می نالیدند ولی حالا دیگران را متهم به دامن زدن به اختلافات قومی میکنند وسخن از وحدت ملی اقوام میزنند
ببین تفاوت ره ازکجاست تا بکجا
نظر به نوشته های آقای پرویز بهمن این کله خامها درتاریخ چند بار دیگر نیز این اشتباه شان را تکرار کرده اند. در دوران محمد گلخان مهمند هم یکبار این ها به امید اینکه زبان ازبکی جای فارسی را بگیرد با محمد گلخان مهمند یکی شدند ولی بعد زن ودختر شان را هم از دست دادند. بار دیگر در دوران حکومت ربانی با گلبدین دست برادری دادند وبار سوم با طلبه های کرام دست برادری دادند وعلیه همسایه های خودشان دست به خیانت زدند. این بار زیر نام تورک تباران میخواهند برای خودشان یک هویت جعلی درست کنند. درحالیکه؛ امروز همهء مردم ؛ دیگر بیدار شده اند ومیدانند که چنین شعارهای ساختگی وچنین خوش رقصی ها به پیشگاه فاشیسم قومی پشتون وقصر نشینان انقره رجب طیب اور دغان از کجا آب میخورد. اگر اشخاصی مانند دوستم وفهیم وخلیلی و وحید مژده هزار بار حلقهء غلامی اوغان را بگردن بیاویزند اقوام شان هرگز دنباله رو آنها نخواهند شد. نسل امروز ازبک نیز دیگر نمیخواهد که تریاک نوش باقی بماند وفقط بخاطر رضای دوستم واشرف غنی چند نسل دیگرش را در غلامی وقالین بافی بگذراند.
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
سلام همدیاران گرامی ! هرچند نقد و نوشته و تبصره کنند گان را خوانده و می خوانم که بیاد شعر از بیدل بزرگ در ذهنم ظاهر میشود که : عرض ماومن چه دارد جز بروی هم زدن = موج این دریا شکست و شیشه ایی یکدیگر است. در قاموس و کارکرد های انسان چیز فهم و دردمند توهین جای نداشته و نخواهد داشت و این که همه یی این توهین ها یکی در پی دیگر از یک سو بسوی دیگر چون سیل حواله میشود را چگونه تعریف نمود وآیا هر کدام از طرفین را در کدامین قالب جای داد ؟ از نظر واژه شناسی کله خام و کله پخته " فالین باف و سقاوی و غلامی و برده ووو واژه تاجیکی بوده و است و این که کی علیه کی استعمال نموده -پاسخ در چاه است ! واما چیزی که قابل بحث است و ما میفهمیم که همه چیز هویدا است و وجود بیولوژیکی شی و توام به رشد تاریخی همان شی. منظورم وجود تاجیک تبار و تورک تبار! اینکه امروز بنابه چالش و جو سیاسی که فضای کشور را مهار نموده و برخی چیز فهمان این چالش و جو سیاسی را در محدود ای تبار و قشلاق سقوط داده و از این شیوه خوش خدمتی نمایند -سخت در اشتباه اند. هرچند در قانون ریاضی منفی ضرف منفی مثبت است ولی این در چهارچوب ریاضی و در قلمرو انسانی برعکس نتیجه !
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
به جواب جمال بى ادب ورذيل واوباش وعيار بى منطق ورسوا بايد كفته ميشد كه آيا شما هردوعملآ تجربه داشته ايد يعنى در باى جمال ويا خواهرش زنك بسته ورقصانده اند ويا كس ويا كون عيار ويا خواهر ومادرش را كدام اوزبيك باك كرده؟ نه من اينطور نميكويم من ميكويم و قبلا هم كفته ام كه مسئله يك شخص را با تمام قوم يكجا نكن همانطور كه در قوم تاجيك خوب بد واشخاص با افكار واطوار مختلف هست در همه اقوام و مليت ها هست.
اما مي آييم سر اصل مطلب: به نظر شما در تمام جهان تاجيك ها جند ميليون نفوس دارند؟ اقليت واكثريت در همه جوامع موجود است ودر افغانستان هم تاجيكان
اقليت هستند واين نبايد باعث شود كه جند نفر بى منطق واويلا راه بيأندازند وبه توهين و تحقير اقوام ديكر بيردازند .در ايران نيز همه فارس نيستند واقليت بزرك ترك هاي آذرى وتركمن ها وديكر اقوام كرد وبلوج وجود دارد و همجنان در تاجيكستان واوزبيكستان.
ليكن در مجموع نفوس فارسى زبان كه ايرانى ها ميخواهند ميخواهند با هم متحد نموده و( از اصل شان جداكنند )هيجكاه قابل مقايسه با تورك ها نيستند
حالانكه اوزبيك ها وتورك هاي افغانستان وايران وتاجيكستان زبان فارسى وتاجيكى را ميدانند مينويسند و حتى شعر ميسرايند اما فارسى زبانها وتاجيك ها برعكس فقط زبان خودرا ميدانند .
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
آقایان جمال و عیار، تحفه های شمارا که عبارت ا ز د و و د شناب و تهمت به تورک تباران بوده ، ما تورک تباران تحفه
شمارا قبول نداریم و نمیگیریم چون ادعای شما نا حق است و شما دروغ گوبوده اید ، تحفه پس به خود تحفه د هنده مسترد کردیم عتای تان به لقای تان ، چون قاییده همین است که
تحفه مربوط به خود تحفه د هنده میشود .
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
سلام به آقایان خدای بیردی و آقای بصیر!
اولا خدمت جناب بصیر باید عرض کنم که دوست عزیز آنچه که شما راجع به کشور ایران وترکیب قومی آن کشور وهمچنان نقش تاریخی زبان فارسی دربین ازبکها وترکمن ها نوشته اید درحقیقت خودتان را محکوم ساخته اید. ما نیز میگوئیم که زبان فارسی مال کدام ملیت بخصوص نیست بلکه حتی ازبکها وترکمن ها از افغانستان کنونی گرفته تا هندوستان وخوارزم وازترکیهء عثمانی گرفته تا حوزهء بالقان همه از نظر تاریخی میراث داران فرهنگ زبان فارسی می باشند. ادعای ما نیز همین است که تمام گروه های قومی چه کورد وچه ترک وچه عرب روزی وروزگاری به زبان فارسی نوشته اند وسخن زده اند. این تیوری جدید ترک تباران یک فکر جدید عظمت طلبی وشوونیزم قومی است که میخواهد بدین وسیله میان احاد یک ملت تفرقه ونفاق قومی را ایجاد کرده وجانشین شوونیزم پشتون گردد. شما مسایل زبانی را با مسایل قومی از دیدگاه خون وتبار باهم قاطی کرده اید ومیخواهید از آن یک تیوری جدید برای اغوا وفریب مردم بیچارهء ازبک درست کنید. درحالیکه حرف ما چیست؟
ما میگوئیم که ازین افتخارات کاذب خودتان را بیرون کنید. این تاریخ سازی های جعلی درکارخانه های انقره واستانبول برای خرسازی شما درست شده است. ازبکهای افغانستان مانند تاجیکها وهزاره ها درطول دوصد سال حاکمیت قبیلوی اوغانها آماج بیرحمانه ترین تبعیض های قومی قرار گرفته اند که نباید بعدازین قرار بگیرند. من هرگز ادعا ندارم که تمام ازبکها کله خام است. لطفا پیام مرا دوباره مرور کنید. من نوشته ام که درمیان ازبکهای امروزی کمتر انسانی پیدا می شود که ازنظر عقل وفراست انسان سالم باشد. دلیلش را هم گفته ام که همان نوشیدن تریاک در ایام طفولیت می باشد. اگر شما به اضرار جانبی تریاک بالای اطفال شک دارید لطفا به مراکز تحقیقاتی علمی کشورهای غربی مراجعه کنید تا بدانید که آیا شما انسان های سالم استید ویا نه.؟ من همین موضوع را خدمت یک دکتر ازبک بنام دکتر تیمور تالقانی نیز عرض کردم که ایشان بعداز این مطلب درین مورد تحقیقات علمی را آغاز کرده است. مطلب دیگر دربارهء نفرخدمت بودن ازبکها درخانه های افسران عالی رتبهء پشتون بود که این هم یک حقیقت تاریخی است ولی شما ازبسکه کلهء تان خام است بدون اینکه حقیقت مطلب را درک کنید فورا به دشنام وتوهین طرف مقابل آغاز کرده اید آنهم بدون یک دستاویز منطقی.
دوستان ازبک!
اختلاف میان ما وشما این است که ما ضد ظلم واستبداد قومی دریک کشور چند قومی مثل افغانستان استیم. ولی شما مثل زنان فاحشه تا وقتی برطبل مبارزه با استبداد می کوبید که یکفرد جانی از تبار تان به کرسی معاونیت ریاجمهوری خیالی آنهم زیر دست یک فاشیست مشرب پشتون قرار نگرفته باشد. هر وقتیکه یک کله خام جانی مانند دوستم درین پوست خیالی قرار گرفت آنگاه همهء تان به رقص می آئید وسر از پا نمی شناسید وتمام شعارهای سابقه فراموش تان میشود وآنگاه نغمهء دیگر را ساز میکنید واز وحدت وهمبستگی همهء اقوام باهم برادر حرف میزنید. آیا این کله خامی نیست چیست؟ آیا این فاحشه گی نیست چیست؟ آیا این تعصب قومی جاهلانه قرون وسطایی نیست چیست؟
شما بدون ارائهء یک سند علمی ویا یک دستاویز منطقی دست بکارهای میزنید که هم زمینهء هلاکت خودتان را فراهم میکنید وهم از دیگران را. بناء دیگران حق دارند که بالای شما اعتراض کنند. خلط نمودن بحث زبانها با بحث اقوام درشرایط حاضر برای اقوام غیر پشتون که خواهان زنده گی برابر با پشتونهای حاکم می باشند زهر مقاتل است.
زبانها باهم پیوند دارند ولی اقوام مختلف در درازنای تاریخ در اثر مهاجرت ها وآمیزش با اقوام دیگر زبان شان درحال تغیر است. روی همین اصل در افغانستان باوجودیکه فارسی زبان های افغانستان اعم از تاجیک وپشتون ونوریستانی وقزلباش وبیات وغیره با ایرانی ها وتاجیکها درقسمت زبان مشترکات تاریخی دارند یعنی همه فارسی صحبت میکنند ولی خودشان را به هیچ صورتی به ایرانیها پیوند نمیزنند. حد اقل همین هویت (افغانستانی) را برای خودشان کافی میدانند وحلقهء غلامی کشور آخوندی ایران را حتی با وجود تمام مشترکات مذهبی شیعه ها بگردن نمی آویزند ولی شما عزیزان لطف کنید بفرمائید برای ما تشریح کنید که اصطلاح ترک تباران را ازکجا کرده اید وبکدام منطق این اسم بی مسمی را بالای تان گذاشته اید؟ چرا خودتان را ازبک نمیدانید؟ در بعضی جا ها شما مدعی استید که صفوی های ایران هم ترک بودند ؛ درحالیکه همین صفوی ها هرات را از دست ازبکهای شیبانی بیرون آوردند وسردستهء ازبکهای شیبانی را در روغن داغ کرده وسپس خوراک سگ ها ساختند. چگونه امکان دارد که یک همنژاد؛ همنژاد خودش را با این بیرحمی وقساوت ازبین ببرد؟
عالی جنابان! چرا از خواندن حقیقت بر آشفته میشوید؟ آیا بخاطر تحقق عدالت اجتماعی در جامعهء ای مثل افغانستان بدون نقد بیرحمانهء عملکرد های گذشته گان دیگر راهی وجود دارد؟
اگر شما بخاطر ازبک بودن این و آن میخواهید جلو اظهار حقایق تاریخی را بگیرید فرق میان شما و شاهان مستبد قبیلوی اوغان درین کشور چیست؟
چرا باید از اظهار این حقیقت تاریخی صرفنظر کنیم که بخش از انسانهای این سرزمین تنها وظیفهء بافتن قالین را بعهده داشتند تا قالین هایشان زیب وزینت خانه های شاهان اوغان باشد ولی در ازای آن اولادهایشان همه علیل وبیمار وکله خام رشد کنند. شما عزیزان را اکنون تاریخسازیهای جعلی ؛ مانند اوغانها به وجد آورده است. همانطوریکه یک اوغان قبیله از شمشیر زنی احمدخان ابدالی درهند ویا اشرف هوتکی در اصفهان به وجد می آید شما بیچاره ها نیز از خون ریزیهای چنگیز وتیمور لنگ به وجد آمده اید وبدون یک دستاویز محکم خودتان را به خون ریزان تاریخ پیوند میزنید. من میگویم او کله خامها!
کمی به سر عقل بیائید؛ چنگیز وتیمور لنگ وخلقای عثمانی ومغولهای هند در قرن بیست ویک کدام درد تانرا دوا میکند؟ همین صد سال اخیر شما بحیث یک کتلهء بشری در کشوری بنام افغانستان آماج بدترین ظلم ها وبیعدالتی های روزگار قرار گرفتید و نا خود آگاه بنیان فاشیسم قومی پشتون را محکم ساختنید ؛ صرف بخاطر اینکه زبان تان ازبکی است وکشوری بنام ترکیه به صد ها میل دور تر از محل زیست تان دارای تاریخ وتمدن اسلامی بوده است. چرا غم خودرا نمیخورید . این اصطلاح ترک تباران را شما ازکجا پیدا کرده اید؟ اگر واقعا شما مزدور ونوکر گوش بفرمان کشورهای بیگانه نیستید لطفا توضیح دهید که اصطلاح ترک تباران در افغانستان چند سال سابقهء مبارزاتی دارد؟ چرا از نام خودتان یعنی ازبک وترکمن می شرمید؟ حالا شما که دیگران را پان فارسیست خطاب میکنید ولی خودتان در روز روشن غلامی ونوکری را بدیگران تبلیغ میکنید . شما این شرم تاریخ را با خودتان کجا خواهید برد؟
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
بصير جان كله خام حال نوبت تو است كه با چرخ زدن هـاى خود زرب زدن هـاى كله خام رحيم بچه را به ٩٠٠ مليون برسانى آنگاه شايسته حضور درمحفل عالى كله خامان كه به سركرده گي پيشواى لچكان بيسوادان دايم الخمران آدم كشان ستر كله خام دوستم خان گلم جم يابى، وبا رقص وچرخ هـاى قشنگ ات دل ستر كله خام و جمع ديگرى از كله خامان بچه باز وگلم جمان بدست آورى وسالهـا فارغ بال بگردى. تو كله خام گلم جم نمونه برجسته اين جاهـلى بيسوادى و بد اخلاقى هـستى،كى بحث نفوذرا كرده كه تو احمق احصايه و عدد ارقام از معده گنده ات بيرون ميريزى ترا به كار نامه امپراتورى هـاى ديگر چى تو از كار نامه اوزبكان گلم جم حرف بزن تواز بى ناموسى هـاى بقاياى گلم جم هـا كه هـم اكنون درسرپل جوزجان ،فارياب مصروف خلق جنايات هـستند حرف بزن تو از دو رو بودن و هـر ساعت چهـره بدل كردنتان حرف بزن تو از خصوصيت رمه بودن تان حرف بزن تو از ......... اگر تو معنى اوباش را نمى دانى يكبار به كردار واعمال دوستم گلم جم و ساير گلم جمان نگاه كن بعد ميدانى كه اوباش است نشه ٢٤ ساعته بچه ودختر رقصاندن سركوب مسلحانه انتقادهـاى ديگر كله خامان كشتن وقصاوت در خود وغير خودى از بين بردن ده هـا قومندان اوزبك و تركمن و سايرين . تا كه احمق در جهـان است مفلس در نمى ماند
یک پاسخ کوتاه ترکتباران افغانستان به چرندیات آقای دکتر هارون امیر زاده
SHOMA MONAFIQINI KI DAR BALA BA NAMI MILATI TAJIK WA UZBEK
CHIZI NAMONASIBI KI MENAWESED SHOMA DOSHMANHAI MILATI UZBEK WA TAJIK ASTED WA MEKHOHED KI AZ IN TABIGATI SHOM KHOD IN DO MILATI BA HAM BARADAR RA BA HAM DOSHMAN BI SAZED LANAT BAR SHOMA MOZDORHAI PAKISTANI HEJ WAQT YAK TAJIKI ASIL WA YAE YAK UZBEKI ASI CHONIN CHIZHARA NA MENAWESAD