رفتن به محتوای اصلی
من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

هرچند که حافظه تاریخی هزاره ها داغ ستم گری حاکمان پشتونتبار را تا هنوز بر دوش حمل می کند اما حوادث و وقایعی که دست کم در سه دهه اخیر اتفاق افتاده است به خوبی نشان می دهد که رهبران تاجیک تبار نیز در صورت دست رسی به منابع قدرت، از هیچ گونه ستم ورزی و تعصب در حق هزاره ها دریغ نمی ورزند. از سالهای ریاست جمهوری مرحوم استاد ربانی تا همین سالهای اخیر تعصب و حساسیت های بی مورد و بی منطقی را که قدرتمندان تاجیک تبار در مناسبات با هزاره ها اعمال کرده اند، اگر بیشتر از تعصب قدرتمندان پشتونتبار نباشد به هیچ عنوان کمتر از آن نیست. به نظر می رسد که هزاره ها دچار قضاوت اشتباه می باشد که تنها قدرتمندان پشتون تبار را مرجع تعصب نسبت به هزاره ها میدانند، در حالیکه قدرتمندان تاجیک تبار این واقعیت را به ثبوت رسانده است که در اعمال تعصب علیه هزاره ها و برای ایجاد موانع در برابر زندگی هزاره ها از هیچ کاری دریغ نمی ورزند. شاید خوانندگان عزیز فکر کنند که این نوشته یک اتهام است که بنیاد استدلالی ندارد. اما نگارنده با مراجعه به رفتار و افکار چهره های مطرح تاجیک تبار که در سه دهه اخیر در رده های مختلف بر سر قدرت بوده اند ثابت خواهم کرد که اینها با تمام توان علیه هزاره ها تعصب و تبعیض به خرچ داده اند و کمترین همدلی و همکاری را با هزاره ها انجام نداده است.

آقای ربانی:

آقای ربانی در سالهای ریاست جمهوری اش بیشترین تعصب را علیه هزاره ها به خرچ داد و سعی ورزید که سادات و قزلباش ها را به عنوان نمایندگان هزاره ها در منصب های دولتی قرار داده و برای ورود هزارها مانع ایجاد نماید. بطور مثال، سید حسین انوری، مرحوم سید مصطفی کاظمی، سید جاوید، سید عالمی بلخی، سید محمد هادی، محمد اکبری، و شیخ محسنی نماینده گان سیاسی هزاره ها در دستگاه قدرت استاد ربانی شناخته می شدند. در حالیکه آقای ربانی به خوبی می دانست که این چهره ها نمایندگان کاذب جامعه هزاره هستند و به هیچ عنوان نمی توانند از اراده سیاسی هزاره ها نمایندگی کنند. در حکومت آقای ربانی در تمام نمایندگی های سیاسی افغانستان در خارج، حتی یک سفیر هزاره تبار هم وجود نداشت و در وزارت امورخارجه نیز هفت رقم موانع در برابر ورود هزاره ها وجود داشت که قابل عبور نبودند. همین مرحوم استاد ربانی پس از سقوط کابل به دست طالبان، حکومت را در مزار انتقال داد و آقای محقق را وزیر داخله تعیین کرد. اما زمانی که کابل دوباره به دست نیروهای جبهه متحد افتاد، آقای محقق تا سالنگ شمالی وزیر داخله بود و بعد از عبور از سالنگ شمالی آقای قانونی وزیر داخله شد. با یک دید اجمالی به سالهای حکومت ربانی دیده می شود که پیامد این حکومت برای هزاره جز قتل و کشتار و ویرانی چیزی دیگر نبوده است.

آقای مسعود:

آقای مسعود، در اولین گام برای عملی کردن تعهد دوستانه اش با هزاره ها، زمانی که در کابل وارد شد، مفاد قرارداد جبل السراج را زیر پا کرد و بعد از مدتی جنگ وایرانگر را علیه هزاره ها آغاز و تا شهادت استاد مزاری آن را رهبری کرد. به قول رازق مامون، در سقوط مقاومت شمال علیه طالبان، نیز آقای احمدشاه مسعود نقش داشت و در تفاهم با ملاعمر زمینه سقوط مزار به دست طالبان را فراهم کرد که قربانی اصلی این سقوط حد اقل هشت هزار مردم بیگناه هزاره بودند که به دست طالبان کشته شدند. آمرصاحب بعد از ورودش به کابل جنگ های تمام عیار را علیه هزاره ها سازماندهی کرد که سه جنگ اول به نام سیاف ختم شد. در حالیکه سیاف بارها گفته است که سه جنگ اول توسط آمرصاحب سازماندهی گردیده بود که او خبر نداشته است. اما در نهایت جنگهای کابل به مرگ شصت و پنج هزار کابلی و ویرانی قسمت اعظم کابل انجامید. هدف از جنگهای کابل حذف هزاره ها از بدنه سیاست بود. جنگ افشار خونین ترین جنگی کابل بود که به هدایت مستقیم آقای مسعود هزاران انسان بی گناه هزاره قربانی شدند.

امیر اسمعیل خان:

امیرهرات تا مادامیکه امیر حوزه جنوب غرب و والی هرات بود، به تمام ادارت مربوطه دستور داده بود که از فروش زمین برای هزاره ها در حوزه جنوب غرب و به خصوص در ولایت هرات جلوگیری به عمل آمده و حتی محاکم ولایتی حق ندارند که به دعوی حقوقی هزاره ها رسیده گی نمایند. در زمان اقتدار امیر هرات، هیچ دعوی حقوقی هزاره در آن ولایت به فیصله نرسید و تمام معاملات تجارتی و فروش خانه و زمین به روی هزاره ها مسدود بود. بر اساس هدایت اسمعیل خان صدور تذکره هراتی برای هزاره ها ممنوع شده بود تمام معاملات حقوقی هزاره ها ب تعلیق درامده بود. در اوایل سالهای حکومت اسمعیل خان تعدادی از هزاره ها که در نوار مرز زابل و نیمروز زمین خریده بودند و در قریه به نام پشمکه سکنی گزیده بودند بعد از مدتی به دستور امیر صاحب و به فرماندهی خودش چهار صد سرباز به آن قریه حمله بردند و کثیری از اهالی آن دیار را که همگی هزاره ها بودند قتل عام کرده و زمین و دارای شان را به تاراج بردند.

مارشال فهیم:

مارشال فهیم هرچند که خوی و رفتار لاتی دارد اما در تعصب علیه هزاره ها دست کم از دیگران ندارد. جنگ های خونینی را که او علیه هزاره رهبری کرد خون قربانیان آن هنوز نخشکیده است. درست چند ماهی بعد از اینکه معاون ریس جمهور شده بود مارشال برای تداوی در جرمنی رفته بود و برای چهل روز در یک شفاخانه در شهر برلین بستری بود. با استفاده از همان فرصت تعداد قابل توجهی از با سوادن تاجیک تبار را از سراسر اروپا و حتی از امریکا و کانادا به برلین دعوت کرده و در چندین گفتگو با آنها به این فیصله رسیده بودند که از تمام امکاناتی که در اطراف کری ایجاد شده است باید استقاده صورت بگیرد تا مناسبات هزاره ها و پشتونها خراب شود و اختلافات هزاره ها با پشتون تشدید گردد. آنها به این توافق رسیده بودندکه اگر هزاره ها و پشتونها با هم کنار بیایند در آن صورت جای مناسب برای تاجیک ها باقی نمی ماند و بنا براین از تمام امکانات کار گرفته شود تا هزاره ها وپشتون ها در برابر همدیگر قرار گرفته و از این فرصت به نفع تاجیک ها استفاده صورت بگیرد. برداشت آنها این بود که اگر منباسات هزاره ها با پشتون ها خراب شود اوضاع به نفع تاجیک ها می شود. در آن نشست توافق صورت گرفت که عطا محمدنور مورد حمایت قرار گرفته و مزار مرکز اقتدار سیاسی و فرهنگی تاجیک درست شود. بر اثر این توافق خیلی از چهره های راست و چپ تاجیک تبار از اروپا عازم مزار گردیدند و در کنار عطامحمد اقامت گزیدند. در این جلسه نیروهای چپ و راست تاجیک تبار گردهم آمده بودند. لب و لعاب این تئوری این بود که با استفاده از تمام فرصت های ممکن، عرصه برای هزاره ها و ازبک ها در حکومت تنگ تر گردیده تا تنش ها میان هزاره ها و پشتون ها بیشتر گردد.

داکتر عبدالله:

آقای عبدالله در زمانی متصدی وزارت خارجه بود، کمتر هزاره ی توانست که از فیلتر تعصب ایشان عبور نموده و کارمند وزارت خارجه مقرر شود. اصلن دروازه وزارت خارجه به روی هزاره ها بسته بود. حتی کسانی که قبل از ایشان به نمایندگی های سیاسی افغانستان در خارج، راه پیدا کرده بودند، نیز از کار سبک دوش گردیدند. آقای محمد ناطقی نمونه زنده است که سفیر افغانستان در لیبی بود اما در زمان وزارت آقای عبدالله از سفارت سبک دوش گردید. آقای محقق ایشان را در جای دیگری نامزد کرده بود که متاسفانه از طرف داکتر صاحب مورد قبول واقع نگردید. درزمان وزارت داکتر عبدالله هیچ سفیر هزاره تبار معرفی نگردید. داکتر عبدالله در جنگ های کابل نقش مستقیم داشت و بخش اوپراتیفی جنگ را رهبری می کرد. آقای عبد الله سهم مستقیم در کشتار هزاره ها در کابل و بخصوص در قتل عام افشار دارد.

امرالله صالح:

آقای صالح نیز از متعصبین سرسخت شورای نظار می باشد که با ظاهر نرم و ملایم ولی اندیشه بسیار متعصب به هزاره ها نگاه می کند. آقای صالح چند ماه قبل در یک مقاله در بخش پشتوی بی بی سی تمام هزاره ها را مزد بگیران ایران نوشته کرده بود که با واکنش سخت هزاره ها مواجه گردید. آقای صالح در زمانی که ریس امنیت بود، هیچ هزاره ی را در بخش کادر و رهبری امنیت مقرر نکرد و حتی از ورود هزاره ها در بخش های پایین نیز به شدت جلو گیری به عمل ورد. علاوه بر این امر الله صالح در سالهای قدرتش بیشتر از 400 صحفه گزارش علیه رهبران جامعه هزاره به سازمانهای استخباراتی انگلیس و امریکا نوشته است.

عطا محمد نور:

عطامحمد نور که از برکت مخالفت با جنرال دوستم والی بلخ مقرر گردید، تاهنوز که هنوز است بیشترین تعصب را علیه هزاره ها به کاربرده است و بیشترین موانع را برای هزاره ها در ولایت بلخ ایجاد کرده است. در حوزه قدرت آقای نور هیچ هزاره ای در پست های عالی ربته دولتی مقرر نگردیده و طبق هدایت ایشان از حل دعواهای حقوقی هزاره ها جلو گیری به عمل می آید و حتی زمین های که هزاره ها قبلن خریده بودند به اشکال مختلف از از آن ها گرفته شده تا هزاره ها در حاشیه کشانده شوند. آقای نور چند سال قبل عمدا نام یک خیابان را در مزار شریف خیابان امیر عبدالرحمن نامگذاری کرد تا حساسیت هزاره ها را بر افروخته نماید. همه میدانند که امیر عبدالرحمن قاتل هزاره ها بود. آقای نور شرایط زندگی را در حوزه قدرتش برای هزاره ها دشوار ساخت و طوری رفتار کرد که هزاره مجبور به ترک مزار شوند. به دستور آقای نور صدها خانه هزاره در شهر مزار تخریب گردیده و صاحبان آن متواری گردیدند. البته عرصه زندگی برای ازبک ها نیز تنگ گردید که آنها نیز با مشکلات عدیده مواجه گردیدند.

یونس قانونی :

آقای قانونی نیز از متعصبین شورای نظار می باشد که در دوران اقتدار خود بیشترین تعصب را علیه هزاره ها اعمال کرده است. در زمانی که وزیر داخله بود، کمتر هزاره ی توانست که درخواستش را از زیر قلم او تیر کند و در جای مقرر شود. او حتی تعدادی از هزاره ها را که قبلا مقرر شده بودند، از کار برطرف کرده و جای شان را به تاجیک های پنجشیری داد. زمانی که آقای قانونی در وزارت معارف رفت، این سیاست دوام یافت و کمتر هزاره ی در آن زمان توانست که در مربوطات وزارت معارف مقرر شوند. توسعه پروژه های تعلیم و تربیه در هزاره جات با مشکلات جدی مواجه گردید که آقای قانونی به شدت از همکاری با هزاره دریغ می ورزید. آقای قانونی در زمانی که ریس پارلمان بود هیچ هزاره ای را در هیئت اداری پارلمان مقرر نکرد.

داکتر مشاهد:

داکتر مشاهد ریس کمیسیون اصلاحات اداری می باشد. او نیز یکی از متعصبین سرسخت است که از ورود هزاره ها به آن کمیسیون به شدت جلو گیری کرده است. در تمام کمیشنرهای که در آن ریاست کلان کار می کند فقط یک خانم هزاره به نام ملیحه حسن می باشد که آن هم از دست تعصب به ستوه آمده است. داکتر مشاهد تا الحال هیچ هزاره ی را در آن کمیسون حتی از طریق امتحان و رقابت آزاد مقرر نکرده است. اگر برفرض کسی از طریق رقابت و امتحان آزاد هم برنده شود از طرف داکتر مشاهد به اشکال مختلف موانع ایجاد می گردد که در آن ریاست راه پیدا نکند. آقای مشاهد در سالهای که ریس این اداره بوده است هیچ گاهی اجازه نداده است که هزاره ها از مجرای این ریاست وارد ارگانهای دولتی گردد.

این چهره های که بر شمرده شدند، بلا استثنا در حق هزاره ستم کرده اند و با اعمال تعصب در برابر هزاره ها موانع ایجاد کرده اند. هرچند که در ظاهر و درگفتار نرم و ملایم هستند اما در باطن پر از تعصب هستند که عملا نشان داده اند. اینها می گویند که با هزاره ها مشترکات فرهنگی و زبانی و تاریخی داریم. اما واقعیت این است که خودشان به این مشترکات عقیده ندارند و از آن به عنوان یک شعار سیاسی بهره می برند. با این وضعیت اما آقای محقق صاحب، در خدمت داکتر عبدالله قرار گرفته اند که یک بار دیگر سرنوشت هزاره ها با تعصب و بدبختی مواجه بسازند. من نمی دانم که آقای محقق صاحب با کدام منطق انتظار دارد که هزاره ها برای داکتر عبدالله رای بدهند. آنچه که تا حالا گفته شد، این ضرورت را مهم می سازد که هزاره ها باید نسبت به مناسبات خود با با دیگران با چشم باز برخورد کنند و فریفته شعارهای سیاسی نشوند.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

79 دیدگاه
سنگ شکن

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

راستی گلچهره جان یک چیزی یادم رفت و آن اینکه: اول شما باید ثابت بکنید که سربازان چنگیز بالای خواهر و مادر تان تجاوز کرده و یا بقول آخوند ها دخول صورت گرفته است. دخول ها چگونه بوده است بصورت دسته جمعی و یا..... و بر اساس کدام منابعی تاریخی؟

Hassan

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

Massoud was a refuge from Tajikistan. He thanked us Afghans with war and selling the country to Russia Not like the communist openly, but like a dirty spy secretly. he fought as a spy (not sepai (dog) in Pashtu) for Pakistan during Daud Khans regime. He fought as a spy for the russian invaders during Jihad. Anyone who see Massoud as a hero is a bastard.

....

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

دوستان زوالي همان بابر ،كابلي،جمپر علي يست اين حرامزاده پتان هر روز چهره بدل با بيرق سه رنگ ملتاني ظاهر ميگردد،حرامزاده ترين ادم هاي سايت همين ادم و باياني و بخمن پنجشيريست،ناحق چون مزاري خون گرم نشويد خوي تان را بخوريد اين هزاره گري اوغان گري ره بجاي نخواهد برد انسانيت اسلاميت بشردوستي حقيقي. سر امد همه است لهنت خدا بر مزاري مسهود رباني سياف ملاعمر گلبدين......وديگر ادمكشان

همایون

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

در اینجا بسیاری هزاره های ملتانی و کویته حضور دارند که مانند پشتون های آنسوی دیورند، وفادار به ارزش های بیگانه اند. از همسویی این هزاره ها با کوچی ها و ضدیت شان با تاجیک ها معلوم است که اسباب دست کی ها اند. هدف این تعداد شعلور ساختن اختلافات قومی است و بس.
همه اقوام با هم برابر اند. به همان اندازه که یک هزاره به خود افتخار میکند یک تاجیک و یک ازبک و یک پشتون هم به خود می بالد. محمد علیزاده که نویسنده این متن است نگفته که جوانمردی خودش و همقطارانش جه بوده؟ امروز که این آقا جرئت نوشتن این متن را کرده و آزادانه حرف میزند از برکت مبارزات تاجیک هاست که زمینه را برای ایستادگی هزاره ها فراهم کرد. وگرنه چرا پنجاه سال پیش چنین نشد؟ چرا صد سال پیش هزاره یی جرئت نکرد و فرار به کویته را از مبارزه با دشمن ترجیح داد ؟ اگر ما تاجیک ها گله کنیم حق به جانب ایم چونکه در همه ادوار تاریخ یک تعدادی از هزاره های خود خواه و فریب خورده با تاجیک ها خیانت کردند که نتنها به نفع شان تمام نشد بلکه اولین قربانی همچو سیاست ها خود شان بودند. تاجیک ها در بدترین روز ها که سایه طالبان سرتاسر افغانستان را گرفته بود رهبری حزب وحدت را از دستگیری قریب الوقوع در بامیان نجات دادند و با ارسال یک فروند هواپیمای نظامی ایشان را از محل محاصره شده بیرون کردند. تاجیک ها هیچ هزاره را بخاطر هزاره بودنش نکشته اند. ما به تنوع فرهنگی و قومی علاقه و احترام و باور کامل داریم و به همزیستی و وطنداری ارزش قایل ایم. ما مردم متعصب نیستیم و دید باز داریم. کم اتفاق می افتد که به دلیل هزاره بودن شخص از وی نفرت کنیم. از دید مذهبی نیز تعصبی نداریم و مانند طالب ها و کوچی ها شیعه را نامسلمان نمیخوانیم. برعکس معتقد بر این هستیم که مشترکات مان زیاد اند. هر دو به زبان فارسی میخوانیم و مینویسیم. از یک سرزمین هستیم و در یک کشتی سفر داریم و نشیب و فراز های تاریخ را یکجا کنار هم و با هم تجربه کرده ایم. در مقابل ظلم علیه هزاره ها، ما همیشه صدای بلند داشته ایم و اولین مدافع حقوق هزاره ها در میان بقیه مردم بوده ایم. درست است که در بعضی از مقاطع زمانی رویارویی هایی هم داشته ایم ولی با همه هزاره ها نبوده بلکه با شاخه هایی از اشخاص مریض و خود خواه بوده. به باور من پیروزی های که نصیب مردم هزاره شده وابسته به مبارزات مداوم تاجیک ها است. اگر تاجیک ها در تغییر وضعیت پیشقدم نمیبودند چانس بسیار کم بود که هزاره ها جایگاه فعلی خود را در اجتماع افغانستان میافتند. زمینه ساز موقعیت فعلی هزاره ها در قدم اول حضور قوی تاجیک ها در سیاست بوده و بعدآ مبارزات خود مردم هزاره نقش بازی کرده است. امروز نیز تاجیک ها همیشه مانند یک برادر بزرگ عمل کرده و چه در چوکات دولت یا چه هم در بیرون از چوکات دولتی در حمایت معنوی هزاره ها و دیگر اقوام برای تحکیم حقوق و بدست آوردن آزادی های شان سعی و تلاش همه جانبه کرده اند تا حقوق همه ملیت ها احترام شود. بدین معنی که اگر حضور تاجیک ها در عرصه سیاست نباشد، بدست آوردن حقوق و آزادی های هزاره ها کاریست بسا مشکل. بنآ عاقلانه نخواهد بود که هزاره ها در تخریب آنانی بکوشند که در حقیقت دلیلی و نه هم علاقه یی در دشمنی با ایشان ندارند.

کابلی

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

اگرتاچیکهاشهروندی درچه دوم را بعداز پشتونها قبول نمایند و خود رابعداز پشتونهاقوم دوم حساب نمایند وخواستار عدالت و حقوق مساوی نشوند-قبول نمایید که هزاره ها به دوران ظاهرشاهی وداودشاهی برخواهندگشت وحتی بدتر ازآن-همین حالا نیزکوچیکری و طالب سازی درمناطق وردک وغزنی ظلم را علیه هزاره روا میدارد- ولی این نویسنده -که چندمقدار پولی را از کرزی و اشرفغنی کوچی اخذ نموده-میخواهدبرای کوچیها تبلیغات انتخاباتی براه اندازد- و علیه ایتلاف عبدالله با محقق قرار گرفته.

کابلی

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

به گفته نویسنده - پنچهزار هزراه در چنگهای کابل کشته شده - ولی نویسنده ننوشته که - در کابل به گفته اغلب شصت وپنچهزار نفر کشته شده- آیا شست هزارکابلی که اکثریت تاچیک اند - بواسطه کیها کشته شده اند.
آیا شست هزار دیکر همه ظالم بودند- که همه باید کشته میشدند و هزاره مظلوم بود.

ناشناس

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

هرکسی

که همان متن اصلی را نوشته کرده گو خورده این اولاد یهود وابلیس.


یهود خان

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

کلمه تاجیک ، تاژیک ، تازیک از کلمه تات ترکی گرفته شده است . " در ترکی عثمانی «تات» به معنی خوار و پست و بیگانه است."

" گروهی از دانشمندان و زبان‌شناسان «تات» را واژه ا‌ی ترکی می‌دانند و برآنند که این واژه نامی است که از سوی ترکان به زیر دستان شان" اعم از ترک و غیر ترک داده شده است، زیرا «تات» در زبان ترکی معنی : خوار ـ پست ـ بیگانه دارد.

" پروفسور «مارکوارت» آلمانی واژه‌ی «تاجیک» را سرشته از دو بهر «تا»(= زیردست) و «جیک»(= ادات تصغیر ترکی) دانسته، آن را «زیردست کوچک» معنی کرده است (۲) و می‌گوید که ترکان مردم زیردست خود را با همان نام «تاجیک» که از سوی همسایه‌های ترکشان به آن‌ها داده شده است" صدا میزدند.

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2009/12/091205_wmt-aa-germany-iran.shtml

دا هم :

http://www.bbc.co.uk/persian/science/2009/09/090903_ez_tajiks_turks.shtml

در مورد وجه تسمیه تاجیک حرف های مختلف گفته شده است

یکی از چند نظر محقیقین در این باره این بوده است که کلمه تاجیک ، تاژیک ، تازیک از کلمه تات ترکی گرفته شده است . " در ترکی عثمانی «تات» به معنی خوار و پست و بیگانه است."

" گروهی از دانشمندان و زبان‌شناسان «تات» را واژه ا‌ی ترکی می‌دانند و برآنند که این واژه نامی است که از سوی ترکان به زیر دستان شان" اعم از ترک و غیر ترک داده شده است، زیرا «تات» در زبان ترکی معنی : خوار ـ پست ـ بیگانه دارد.

" پروفسور «مارکوارت» آلمانی واژه‌ی «تاجیک» را سرشته از دو بهر «تا»(= زیرست) و «چیک»(= ادات تصغیر ترکی) دانسته، آن را «زیردست کوچک» معنی کرده است (۲) و می‌گوید که ترکان مردم زیردست خود را با همان نام «تاجیک» که از سوی همسایه‌های ترکشان به آن‌ها داده شده است" صدا میزدند.

در ذیل امکانات دیگری را میبینید که در مورد خاستگاه کلمه تاجیک یا تاجک ابراز شده است. ولی با در نظر داشت لینک فوق یعنی اینکه اکنون در مورد همخون بودن، هم جین یا ژن بودن تاجیکها با ترکها تحقیقات دی آن ای هم به صورت واضح بیان شده است پس همان نظر اول که تاجیک از کلمه تات ترکی گرفته شده است، بیشتر مورد قبول قرار باید بگیرد.

تازی. چادرنشين. صحرانشين.

تازيک. دونده. مردم کمرباريک و دونده: اسب تازيک و سگ تازيک.

جبان. ترسنده.

از اهل قبيله تاج (تاژ، يعنی طی) و مِن باب اطلاق جزو بکل، عرب را گويند. و يکی از معانی تاجيک در پهلوی، تازی يعنی عرب است. رجوع به سفرنامه مازندران و استرآباد رابينو بخش انگليسی ص ٧٨ و رجوع به تاجک و تازی و تازيک و تاژيک شود.

خاستگاه واژهٔ تاجیک نامعلوم است. شرح و بيان معنای این واژه تاریخی در چند مقالهٔ علمی تحلیل و بررسی شده‌ است. در اینجا دیدگاه‌های چند تن از دانشمندان به طور فشرده در مورد تاریخ واژهٔ "تاجیک" بيان می‌شود:

تاجیک نام قبایل "دئی" بوده، پارتها و اشکانیان "دئی"، "تاجیک" و "دجیک" خوانده می‌شدند.

تاجیک از "تای" است و همريشه با کلمه یونانی "تگاس" به معنای پیشوا و "دديک"

.تاجيک از ریشه "تژی" در زبان سکایی است

تاجيک همريشه است با نام مردم ايرانی "تات".

تاجیک صفت منسوب است از واژه "تاج"

تاجيک صفت منسوب است از نام قبيله عربی "طای"

تاجیک صورت ديگری از "تازیک" و "تاژیک" به معنای "عرب" است.

ناشناس

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

Har tche ke tajik hast, hast, Lahnat bar een qawm be be esat wa qholam wa namardan.

کابلی

من از پشتون نمی نالم که تاجیک ناجوان مرد است!

یهود لعنتی
افغان ویا اوغان در قاموس انگلیسی -به سک تازی گفته شده.
واقعآ شما اوغانا از همان سکهای وفادار انگلیس هستید-که حتی با نامگذاری یک کشور قبلآ متمدن آریایی -وبعد خراسان آنرا به نام سک انگلیسها تغییر دادید و امروزه کشور را به میدان سگ جنگی تبدیل نمودید.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 79 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس