کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > حقوق بشر > قصاب 3 عقرب مرد!

قصاب 3 عقرب مرد!

عبدالولی داماد محمد ظاهر و پسر کاکايش متهم به قتل دانشجويان، سرکوب جنبش آنان و غصب و فروش هزاران جريب زمين شخصی و دولتی در نقاط مختلف افغانستان بود. / او به بيماری شبيه بيماری محمد ظاهر دچاربود که در دو سال آخر زندگی در حضور مقامات بين المللی هذيان گويی می کرد

سه شنبه 1 ژوئيه 2008, بوسيله‌ى کابل پرس

اشاره: هنوز 12 روز از انتشار خبر کابل پرس با عنوان " قصاب 3 عقرب در آستانه مرگ" نگذشته بود که خبر مرگ قصاب در اعلامیه ای توسط دولت افغانستان و شخص کرزی به اطلاع عموم رسید. قصاب معروف به " سردار ولی" در سن 84 سالگی و در شهر دهلی نو که برای آخرين معالجات رفته بود، جان داد. جسد او بزودی به کابل منتقل خواهد شد و احتمالا در تپه ی نادر، در کنار دو ديکتاتور ديگر نادر و ظاهر دفن می شود. خبرگزاری دولتی باختر درباره محل دفن وی چنين نوشته است:

جنازه مرحوم سترجنرال سردارعبدالولي درروزهاي آينده به منظور خاكسپاري درحضيره آبايي شان به كابل انتقال داده شود.

خبر چند روز پيش کابل پرس:

قصاب 3 عقرب در آستانه مرگ!

عبدالولی داماد محمد ظاهر و پسر کاکايش متهم به قتل دانشجويان، سرکوب جنبش آنان و غصب و فروش هزاران جريب زمين شخصی و دولتی در نقاط مختلف افغانستان می باشد

چهار شنبه 18 ژوئن 2008

کابل پرس: بعد از گذشت حدود يکسال از مرگ محمد ظاهر آخرين پادشاه ديکتاتور و عياش افغانستان، اکنون عبدالولی فرزند شاه ولی، شوهر خواهر و پسر کاکای وی که معروف به قصاب سوم عقرب سال 1344 است، در حال جان دادن می باشد. يک مقام بلند پايه افغانستان در ارگ رياست جمهوری که نخواست نامش فاش شود به کابل پرس گفت که عبدالولی در وضعيت صحی مناسبی نيست و هر لحظه امکان مرگ وی وجود دارد. اين منبع افزود که عبدالولی چند بار برای درمان به خارج از کشور اعزام شده بود اما در بهبود وضعيت صحی او اثری نداشته است. اين منبع همچنين گفت که عبدالولی نمی تواند به صورت عادی راه برود و از ويلچر استفاده می کند. او افزود که عبدالولی علاوه بر بيماری های جسمی و فلج، به همان بيماری دچار شده که محمد ظاهر از حدود دو سال پيش به آن دچار شده بود.

محمد ظاهر در دو سال آخر زندگی، آرام آرام حافظه ی خود را از دست داده بود و گاهی در حضور مقامات بين المللی مانند سفرای کشورهای مختلف و در جريان گفت و گوهای سياسی هذيان گويی می کرد.

عکس از فردين واعظی

خبر مرگ محمد ظاهر آخرين پادشاه عياش و ديکتاتور افغانستان، برای نخستين بار توسط " کابل پرس" با عنوان " ديکتاتور مرده است" به نشر رسيد. با بازتاب خبر کابل پرس در رسانه های ديداری و شنيداری، دو بار رييس دفتر محمد ظاهر در اعلاميه هایی اين خبر را تکذيب کرده و گفته بود او بيماری های جزيی داشته که اکنون در کمال سلامت بسر می برد. دولت افغانستان نتوانست خبر مرگ وی را برای مدتی طولانی مخفی نگه دارد و ناچار شد آن را فاش بسازد. جسد محمد ظاهر در کنار قبر پدر ديکتاتورش نادر خان، در تپه ی نادر دفن شد.

کارتون از عتيق شاهد

در زمان حکومت محمد ظاهر، بيشتر مردم افغانستان در فقر شديد قرار داشتند و کوچ اجباری و سرکوب روشنفکران که از زمان پدر ديکتاتورش شدت گرفته بود، همچنان ادامه يافت. يکی از روش های سرکوب مخالفان توسط ديکتاتور نادر، بستن آنان به دهانه ی توپ و شليک آن بود.

پسر نادر و خاندان وی زمين های مردم را در نقاط خوش آب و هوای کشور غصب کرده و برای خود تفريگاه می ساختند. آگاهان سياسی و اجتماعی افغانستان معتقدند که عملا بايد ريشه ی بسياری از خشونت ها در چند دهه ی قبل در افغانستان را در زمان زمامداری محمد ظاهر و دو کاکايش جست.

عکس از فردين واعظی

ارگ/ يک مقام فرانسه در کابل در هنگام ديدار از محمد ظاهر

با مرگ محمد ظاهر عملا بايد ماده ی 158 قانون اساسی افغاننستان حذف می شد اما تاکنون مجلس نمايندگان بصورت رسمی برای حذف اين ماده اقدامی نکرده است. ماده ی 158 قانون اساسی چنين می باشد:

" لقب باباى ملت و امتيازاتي که توسط لويه جرگه اضطرارى سال يکهزارو سيصدو هشتادو يک هجرى شمسي به اعليحضرت محمد ظاهرشاه ، پادشاه سابق افغانستان ،اعطا شده است ، با رعايت احکام اين قانون اساسي مادام الحيات براى ايشان محفوظ مي باشد."

اکنون عبدالولی، داماد محمد ظاهر و پسرکاکايش که گام به گام با جنايات وی همراه بوده نيز در آستانه ی مرگ قرار دارد. عبدالولی متهم است که در قتل دانشجويان و سرکوب جنبش آنان در عقرب سال 1344 نقش کليدی داشته است. همچنين او متهم به غصب و فروش هزاران جريب از زمين های دولتی و شخصی در نقاط مختلف کشور مانند پغمان، چهار آسياب، جلال آباد، لغمان و شمالی می باشد. در کنار اين گفته می شود عبدالولی با استفاده از موقعيت خود در کنار محمد ظاهر، چندين قصر و خانه های مجلل دولتی را در منطقه ی وزير اکبر خان شهر کابل فروخته است. پول بدست آمده از فروش هزاران جريب زمين و خانه های مختلف در شهر کابل، به حساب های شخصی وی و اعضای خانواده اش، در خارج از افغانستان ريخته شده است.

عکس از کابل پرس

منبع کابل پرس می گويد، انتظار می رود که عبدالولی بعد از مرگ در تپه ی نادر خان و در کنار نادر و پسرش ظاهر دفن شود، اما تاکنون در اين مورد تصميم گيری نشده است.

مرگ محمد ظاهر، فرزند ديکتاتور نادر خان، پس از چند ماه بالاخره تاييد شد

ماده ی 158 قانون اساسی افغانستان حذف شد!

ديکتاتور چند ماه پيش مرده بود!

يكشنبه 22 ژوئيه 2007,


مرده ای که نان زندگان را می خورد

يک منبع: ديکتاتور مرده است

يک منبع ديگر:ديکتاتور اختلال حواس دارد و حتا خانواده ی خود را نمی شناسد

يكشنبه 22 آوريل 2007


سرکرده های"راوا" و "پاپی گک" ظاهر شاه!

مغالطه کاری و بی ربط گویی از روش های خاص کار شما سرکرده های سازمان پوشالی راوا می باشد

شنبه 17 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین


نمايی از گور ديکتاتور عبدالرحمان خان در پارک زرنگار شهر کابل

عکس از بصير سيرت

سه شنبه 4 مارس 2008


يک دعوای حقوقی: محمد ظاهر، شاه وقت، صدها هزار جريب زمين اجداد ما را به جبر غصب کرده است

مردم منطقه ی کاريزمير در شمال شهر کابل

چهار شنبه 15 اوت 2007


ميراث شوم محمد ظاهر

کارتونی از عتيق شاهد

سه شنبه 25 مارس 2008


IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






66 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > حقوق بشر > قصاب 3 عقرب مرد!

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • guardian.co.uk, Friday June 6 2008

    Nushin Arbabzadah

    "I pray night and day that America will destroy the Taliban," said Fatima Syed, a woman who had lost her husband in a Taliban massacre. That was in 2001 and seven years later it’s clear her prayers have not been heard. Nato has failed to pacify Afghanistan and the Taliban are still fighting. To add insult to injury, they may soon even become salonfähig - socially acceptable at the tea parties of Kabul. This is because the view that talking to the Taliban is the only way to establish peace has become increasingly popular inside and outside Afghanistan, albeit only among the politicians.

    People like Fatima Syed have not been asked for their view but they’re likely to agree with Kamran Mirhazar, the editor-in-chief of the Kabulpress website. Mirhazar says co-opting the Taliban would be the natural conclusion of the appeasement process which began with the return to power of the war criminals of the last 30 years. After all, he says, what are the Taliban but the final missing piece in the government’s colourful collection of warlords?

    آنلاين بنگريد : Afghan politicians increasingly believe negotiations with the ousted Taliban regime are the key to peace

  • salam khoda ra shokar ki qasaban yaki poshti sari digamerawad wa in mlat afghan bod ki har lahza zeri kard in qasaban mraft wa man bisyar khosh hal hastam az inki in jinayat karan az safei roozgar mahw meshawad
    ama raje ba dafn in jinayatkara bigoyam ki bayad jasat in hara dar yak jay bigozarad ki tomay sag hay mesli khodishan shawad ta diga mardom aziz ma wa mlati dard dide afghanistan ba sar dochar shoda ba khak in adam ha ehsas dar wa sharmindagi nakona ba tashakor az kabulpress

  • In 1340 and after till Daoud khan come and go , we had not too much educated in our society . including “Qezalbash mushis” who run in backstage the pashtoon government , poets , writer , those who involve in education system and mullah and religious, all together we had nearly 5% in all our country educated afghan . “ instead “ it was great fashion to be ( kaaka – kharabat – jawan - zadani ) all these position was used by those who involve in many case of pedophilia or homosexuality , hundred of crime like trafficking drugs and kidnapping young boy and girl ,. a rapist was act as JOWAN – KAKKA , and we had more then thousand of SAQI KHANA of chars all over Kabul , saqi khane SARDAR MAJITI in khair khana of kbaul was one of those places who no police of Kabul can arrest him , because he call him self one of family of daoud khan . DAH AFGHANAN was a big market of trade of hashish and other crime in city who run by our Qandahar brothers , and in said park e zarnegar , the grave of Amir Abdurrahman khan was a big station for exchange of drug was for citizen of Kabul . in south of Kabul after logar province , in day time you cant cross KOTEL E TEERA to gardiz city for many years , because of few strong local DAKOO , and if you get to city of gardiz , and when you turn to left to sayd karam , from sayd karam till chakmany and Pakistani border , you was on your own , and there’s was no law and order at all . it was lot of kidnapping crime in chakmanay happen in that time , and in other village like mushwanai and keshray by local dakoo , who take there target to Pakistan and after use them , kill them , or send them back to village in Afghanistan . I am talking about zazai and mangal area . top of mountain was babarak khil and down was mushwani before chankmahay . gardiz to ZURAMAT till wazir , after military division of gardiz near malaria offices , all the way till zurmat was empty and if DAKO stopped you , they toke all your belonging and force you to washed there cloth and cooked for them for few day , and then they late you go with only one under where . Qandahar was the city of kako and payluch . no misunderstanding kako and pay luch was a great in there kind of attitude , during king abdali , it was not easy for any one to be a pay luch . they guy should cross lot of training after training till he become a payluch in he is ring . kako and pay luch had lot of responsibility in society and those was a kind a ROBIN HOOD in there area ,. Gershk and lashkargah till iran border from heart and Baluchistan was full of many kind of crime like smuggling of drugs like opium and hashish and human to Iran and even to Arab country . going to Dubai by Bloch smuggler was a fashion in that time , and Dubai always was one of favorite places for our pashtoon people , and Iran was favorite of our Farsi wan people for scapegoat . and if you looked to north of Kabul “ shmalai “ was full rapist and dakoo and abuse musician like “ saifo I kalakani “ who force young boy to dance in there gay party , and if you go to deep north “ Qataghan zamin “ you find out lot of hors back dakoo and “bai” who make life miserable to north people , and it was once very difficult to cross “ tange tashqurghan “ even in day time , I means in this kind a country who nearly 30 to 45 % of he is citizen was ready to go hors back against each other to prove that ,they are hero and KAAKA – KHARABAT – ZADANI – JOWAN , what type of government you wish to run the country in past ? they need a criminal government then this tow Kabul girak , . also during king zaher shah world was tray to cross from one stage to other stage historically , still we are a click a way from jungle ,. I am sure 100 years not enough for science and technology to organize human race down of one flag , but instead of education & science we saw that war make world nation near to each other ,.

    آنلاين بنگريد : bigana prast .

  • من در حوادث عقرب شاگرد مکتب بودم ولی به اندازه کافی بزرگ بودم که حوادث آنزمانرا به خاطر بیاورم. فعلا که برف بر مویم نشسته و شکسته صفحه رویم به شما و به خصوص آن جوانانی که مانند من در 1344 احساساتی و پر از جوش جوانی اند فقط یک عرض دارم و آن اینکه با و صف همه آنچه شما از سردار ولی ترسیم کرده اید خاک پای سردار ولی از جنایتکاران امروزی شرف دارد و داشت.

    نه بابه مزاری شما، نه جنایتکار ملی مسعود، نه ملا ربانی و ملا عمر و گلب الدین راکتیار و نه مارشال دزدان فهیم به خاک پای سردار ولی میرسند.

    جنایاتی را که بابه مزاری شما تحت نام شعیه و سنی و با پول کثیف آخوند های ایرانی انجام داد چنان درد آور و حیوانی اند که به قول خود او " جنایات 250 سال گذشته را شست".

    • کوهستانی محترم اگر توواقعا میخواهی که عمق وپهنای رنج یک هزاره را درک کنی لطفا اول برای یک لحظه هم که شده خودت را به جای یک هزاره قرار بده وبعدش قضاوت کن. مردمی که دروطن شان آواره بوده واست وتوسظ هموطنانش تحقیر وتوهین شده است وهنوز که هنوز است به عنوان شهروندان درجه چندم شناخته میشوند. توزمانی این چیز ها را درک میکنی که برای یک لحظه به جای یک هزاره باشی. با آنکه نشانی دست این مردم در سنگ سنگ وخشت خشت بنای این مملکت است ولی سنگ سنگ این سرزمین نشانی خون شان را هم درخود دارد. سنگهای نغلو تاهنوز ازخون هزاره ها رنگین اند که برای ساختن این سرک جان داده اند. زندان دهمزنگ هنوز هم فریادهای خونین اسیران هزاره رادرذهن دارد که به دستورامیر امبر عبد الرحمن هر صبج طعمه توپ می گردیدند. پول یک پیسه گی هنوز خاطرات فروش اسیران هزاره را به خاطر دارد. تو اینها را درک نمیتونی مگر اینکه بتوانی برای یک لحظه به جای یک هزاره بنشینی. مزاری انفجار خشم هزاره بود. وقتی که هویت وانسانیت شما کتمان شودوارزشهای انسانی شمامورد تحقیر واهانت قرار بگیرد الزاما شما به یک مزاری ضرورت دارید. وسلام نعمت تمام.

    • برادر یا خواهر کوهستانی

      از توصیف ها و تمجید های جناب عالی از جنایت کاران خاندان آل یحی که در طول نیم قرن حکومت استبدادئ خود جنایات بیشمار و نا بخشودنئ را مرتکب شدند معلوم میشود که شما نیز یا از خاندان محمدزایی میباشید و یاهم از جمله درباریان همان خاندان هستید.

      با آنکه نمک حلالئ تانرا به آن خاندان باید تقدیر کنم اما چشم پوشئ تان بر روی جنایات کاران محمدزایی را یکجا با تفکیک کردن تان در میان جنایت کاران باید به شدت نکوهش نمایم چرا که جنایت کار، جنایت کار است. فرق نمیکند که مانند مجاهلین و یا طالبان عمل میکنند و یا مانند عبدالرحمن یا خاندان آل یحی.

      طوریکه برادر و یا خواهر ما به اسم (هزاره) در بالا نوشته اند، "سوار از دل پیاده نمیآید و فرد متمول و ثروتمند نیز کمتر واقع میشود تا حالت گرسنه ها و فقرا را درک کند." در غیر آنصورت دنیا به بهشت برین تبدیل شده و انسانها واقعاً به مفهوم والای انسانیت خواهند رسید.

      هزاره ها از محروم ترین مردم کشور افغانستان بوده و میباشند و هیچ فردی در این حقیقت آشکار شک ندارد بجز آنعده از هموطنانیکه فکر میکنند با گفتن این حقیقت منافع شخصی و قومئ خویش را از دست خواهند داد.

      دلیر ترین هموطنم از قوم پشتون فردیست به اسم (خالد حسینی) که در مصاحبه اش با بی بی سی به این حقیقت اشاره نموده و در نخستین ناول خود نیز کوشیده این حقیقت را تا اندازۀ منعکس سازد. وی در پاسخ یک سوال خبرنگار بی بی سی که پرسیده بود: "چرا حسن در ناول کاغذپران باز، بیسواد است؟"، چنین پاسخ میدهد:

      "در واقع هیچ دلیل موجهی برای بی سواد ماندن حسن وجود ندارد از سالهای نوجوانی ام در افغانستان یکی از چیزهای غم انگیزی که به یاد دارم و صحبت کردن درباره آن در جامعه افغان به طور باز و آزادانه مشکل است، غفلت انکارناپذیر نسبت به هزاره هاست که قرنها تداوم داشته، بخصوص طی ۱۰۰ سال اخیر. هزاره ها به طور سنتی از رسیدن به مقامات بالا در جامعه محروم بوده اند از تحصیلات عالی، از داشتن مقامات دولتی و معمولا به عنوان کارمندان دون پایه دولت کار می کرده اند. دست کم این چیزی است که من به یاد می آورم و مشاهده ای است مبتنی بر واقعیتی که بسیاری از افغانهایی که من می شناسم به یاد می آورند. به نظر من، این شرم آورست و موضوعی است که باید درباره اش صحبت کرد تا دوباره مرتکب این اشتباه نشویم. افغانستان در مسیری قرار دارد که امیدواریم به روشن بینی بیشتری برسد و برابری بیشتری در آن برقرار شود. اذعان این چیزها به ما کمک می کند که در آینده با این مسائل بهتر کنار بیاییم."

      ظلم و حق کُشی در حق یک بخش از جامعه و یا طبقۀ مشخص از مردم کشور، در دراز مدت میتواند عکس العمل های تُند و بیباکانۀ را در پی داشته باشد که هزاره ها نیز نمیتوانند یک استثنا باشند.

      عبدالخالق هزاره و عبدالعلی مزاری، نتیجه فشار های صد ساله و وحشیانۀ عبدالرحمن ها، هاشم ها، عبدالولی ها، نادر ها، ظاهر ها و غیره سردمدارانی وحشی که چون ملاعمر ِ کفتار صفت بر ضد مردم کشور خود عمل نمودند و به جز ظلم و بی عدالتی، هیچ ارمغانی به مردمشان نداشتند، هستند.

      حتی فعلاً نیز در اثر ادامۀ سیاست های جاهلانه و وحشیانۀ همچون رهبران خاین، هموطنان هزارۀ ما نمیتوانند در داخل کشور آزادانه سفر کنند و یا به حق مسلم خود یعنی تحصیل دست یازند و حتی بر اثر سرایت این مرض موحش و مضر، به قبایل پشتون مستقر در مرز های پاکستان، امروزه هنگامیکه هموطنان هزارۀ ما میخواهند به پاکستان و یا برعکس به افغانستان سفر کنند از جانب ملیشه ها و پولیس پاکستان که یا خود از قبایل بوده و یا هم با افراد قبایل مستقیماً در ارتباط اند، مورد آزار و اذیت قرار میگیرند و مجبور میشوند مبالغ هنگفتی را به قاچاقبران قبایل و یا ملیشه های پاکستانی بپردازند تا از مرز عبور نمایند. واضح است که سیاست های وحشیانۀ خاندان آل یحی و مابقئ رهبران خاین در این مشکل موثر بوده و میباشد و این یک انگیزۀ قوی را در اذهان قبایل مرزی خلق کرده است که باید این مردم را مورد اذیت و آزار قرار داد و از این عمل در کنار لذت بردن منفعت مالی نیز بدست آورد.

      امید دوست ما آقا یا خانم کوهستانی در آینده به ندای وجدان خویش لبیک گفته و دیگر کوشش نکند تا حقایق واضح و روشن را کتمان نماید.

      با تشکر فراوان

    • جناب هزاره!!!
      این کدام منطق است بگوییم مزاری خشم هزاره است!!! در مورد هتلر/هلاکو/موسلنی/چنگیز وو نظرت چیست؟ آیاجنایات انها را هم میتوان توجیه کرد و جنبه ملی و مذهبی داد؟

      آیا شما فکر میکنید جنایت به جنایت جواب داده شود!!!؟

    • برادر عزیز کوهستانی . من از این طرز و طریقه ابراز نظر شما درباره استاد شهید عبدالعلی مزاری هیچ تعجب نمی کنم و از شما انتظار هم ندارم که از او تعریف و تمجید کنید چرا که او خواب های شیطانی شما را برهم زد و پنجه های گرگ مانندتان را که خون از ایشان می چکید به گلوی خودتان واپس فشرد .خدای بیامرزدش که گفت هر کس با ما برای حقوق ما مذاکره کند ما با او مذاکره می کنیم و فرقی هم نمی کند که چه کسی باشد چون دفاع او برای حقوق ملتش بود و نه برای قدرت و حکومت .ملتی که پیش از او حتی اجازه نداشت به دانشگاهها راه پیدا کند و می باید جوالی می بود . نداشتن این حق را که هزارها نباید به مکتب بروند را استاد مزاری بنیان ننهاد بلکه فرزند نادر خان و نوه شیطان بابای کدورت و تفرقه اندازی ظاهرخان لعنه الله علیه بنیان نهاد . اگر از نظر جنابعالی دفاع ما خون ریزی ناحق و کشتار شما کاری بس خدایی که دارای ثوابی بی نهایت است قلمداد می شود پس بهتر است از مسلمانی دست بکشید که نام اسلام را فقط و فقط شما بد کرده اید و نه ما......در حالی که می دانید مواد مخدر حرام و بد نام کننده است باز هم به کشت ان علاقه مند هستید.در همه جا حرام و حلال مد نظر شماست ولی وقتی فایده تان در میان اید حرام خود بخود حلال میگردد.مکاتب توسط شما به اتش کشید می شود و ترورها توسط شما انجام می گردد.اگر افغانستان به شکلی که امروزی میبینید درامده است دلیلش فقط و فقط شما هستید. مزاری اگر پول و ثروت را می خواست می توانست در جایی دیگر بدست اورد یا لااقل امروز تنها دخترش محتاج کمکهای مردمی نمی بود.و تو چه می دانی از او تو حتی درباره جنگ ها هم نمی دانی . این کینه است که از او بدل داری چون او نمی خواست انگونه که شما می خواهید بنده شما باشد. او می خواست که در کشور باشد اگر او هم نباشد هزاره ها باشند و تصمیم بگیرند و روزنامه و مجله و تلویزیون و رادیو داشته باشند.و فریاد بزنند ولی نه برای قدرت خواهی بیجا بلکه بخاطر حق و عدالت و اصلا اگر شما حق می بودید در طول این همه سالها اثری از هزاره ها و شیعیان در این مملکت نمی ماند چرا که شما تمام تلاش خود را برای این کار کردید و 62% از جامعه هزاره و شیعه شهیدان این قدرت خواهی هستند.ولی باز هم هیچ نتوانستید و نخواهی توانست به امید خدا.و تو از شیعه چه میدانی . شیعه کوبنده جهل و افراد قدرت خواه است این را شما هم دیدید و می بینید.تما م کشورهایی که اهل تسنن هستند نوکر امریکا و از او می ترسند نمونه بسیار روشنش همین عربستان که خود پیشوای مسلمانان جهان می داند و تلاش دارد تا ان را کسب کند . راستی یک چیز دیگر که مرا خنده می گیرد این است که در مذهب اهل تسنن جدایی دین از سیاست را خواهان هستند و در تمام این مدت در تحقق ان سخت کوشیده اند.شما خودتان فکر کنید که بزرگ یک جامعه باید با تقوا ترین ان باشد و نه پول دار ترین ان شما خوب فکر کنید و بیندیشید که در کدام یک از کشورهای سنی مذهب رهبر یا ریس جمهور ان کسی است که از دل مردم برخواسته و تقوا و خدایی بودن کارهایش برای مردم ثابت شده است.اول در کشور خودمان افغانستان شما خوب ببینید که چه حالی در این جامعه می گذرد.ایا کرزی از همان اول نماز می خواند و یا وقتی که رییس جمهور شد برای فریب افکار عمومی شروع به نماز خواندن کرد . مسلما وقتی که رییس یک جامعه فردی خدا ترس نباشد تمام جامعه را فدای هوس رانی های خود م کند و یا این که از ترس کشته شدن همه را می فروشد . ولی جامعه شیعه در دهان ایشان کوبید.من نمی خواهم بحث را به جاهای باریک بکشم ولی حتی اگر شما فردی از قاهره و الازهر هم بیاورید من او را قانع خواهم ساخت که شیعه حق است و حق خواهد بود و چیزی که در زمان پیغمبر رایج بود و انجام می شد همین چیزی است که شیعه انجام می دهد .
      برای این که با این جانب بحث کنید لطفا به من ایمیل کنید....
      HAMIDATAIE GMAIL.COM

    • جنایاتی را که مزاری انجام داد تاریخ جنایات چنگیز را نیز شست.

  • اقای کوهستانی واقعأموهایت دراسیاب سفید شده است که هیچ درکی از تاریخ نداریدهنوز نمیدانیدجنایات امروز زادو ثمره جنایات دیروز باشدهمین سردارهای مزدور وپادشاهان خون اشام بودند که این تخم نفاق را دربین مردم پاشیدند اینها یگ عده راچنان نازونعمت بخشید وبر گورده مردم سوار کردکه کسی حق چرا گفتن را نداشت ودیگران را چنان محروم کردند که گوی این ملت از طرف خداوند همین طور خلق شده است. ومزاری هم فریادی ازنسل های محروم بود که هیچگاه موضع تهاجمی نداشت ودیگران بودند که اورا مجبوربه دفاع میکردندسر سفید عقل سلیم می خواهد تادروست قضاوت نماید نه هر.....

  • اگر چند من خانوادهء آل یحی کاملا مخالف هستم و عملکرد آنها هیچ توجیه اسلامی و انسانی ندارد و آنها حاکمان جباری بیش نبودند. ولی همهء کشتار شصت سالهء خاندان آل یحی و ظلم هایی که آنها روا داشتند، معادل جنایت سه سالهء مزاری، شفیع دیوانه و نصیر دیوانه نیست. باور بخدا بکن! وقتی که من وحشت آنها را دیدم در حضور اکثریت آنها که خرد نسبتا خوبی داشتند و هزاره های تحصیل کردند، همین نظریهء امروز خود را گفتم. «خوش بحال محمد زایی ها که با 150 حکومت چنین مغرور و خد بی خبر نبودند. آخر آنها به کسی کار داشتند که اقلا خطری برای حکومت شان می بود. ولی کسانیکه از دست آنها داد و فریاد سر میدهند در طول سه سال و اندی چنان فجایع را در حق مردم مظلوم؛ بدخشی، پنجشیری، پشتون و حتی خود هزاره ها مرتکب شدند که روی همهء تاریخ محمد زای را سفید نمود.
    شما اختیار دارید که این گفتهء مرا حق میدانید و یا جانبدارانه؟

    • خودتان اعتراف نموده اید که خاندان آل یحی ظلم های فراوان نموده... (حال 63% انهدام هموطنان هزارۀ ما توسط عبدالرحمن ظالم و وحشی را اگر به آن اضافه کنیم که میشود گفت 100 سال). حالا اگر بطور مثال و خدای ناکرده بر شما و فامیل نجیب تان (بطور مجموعی قوم و قبیلۀ شریف تان) همچو ظلم هائ به مدت اقلاً 100 سال اعمال گردد، یقیناً که از نسل شما نیز شفیع دیوانه هائ بیشماری سر بیرون خواهد کشید که روی شفیع دیوانۀ هزاره ها را خواهد شست.

      اینکه میگویید هزاره ها در زمان حکومت جابرانۀ آل یحی تحصیل و تعلیم نموده اند نیز نشاندهندۀ اوج انصاف و عدالت شماست (شما در حقیقت افراد انگشت شماری را میخواهید به رُخ هزاره ها بکشید که توانسته اند به قیمت از دست دادن هست و نیست خود، به تحصیل بپردازند و تعداد شان نیز یقیناً به عدد 100 نمیرسد). اگر هزاره ها نیز مانند هموطنان پشتون و تاجک ما امکانات تحصیل را بدون تعصب و تبعیض قومی میداشتند پس چرا اکثریت مطلق هزاره ها را جوالی و روز مزدان بی سرنوشت تشکیل میدهند؟ آیا آنها پس از گرفت لیسانس و ماسترئ خود دست به جوالی گری زده اند؟ اگر چنین است پس هزاره ها آدم نبوده و تنها جناب عالی آدم تشریف دارید. شاید بگویید که هزاره ها استعداد لازم را برای کسب علم و دانش ندارند که بازهم مطلقاً اشتباه میکنید، هزاره ها اگر بیشتر از پشتون ها و تاجک ها استعداد نداشته باشند مطمئناً کمتر از آنها نیز مستعد و خلاق نیستند. اینرا هموطنان هزارۀ ما در عمل نشان داده اند. علاوتاً در جریان سالهای وحشت و بربریت (1992-1996)، کدام جهادئ پشتون، تاجک و یا ازبک از انسانیت و شرافت کار گرفت که جهادی های هزاره از آن اخلاق نیک پسندیده استفاده نکردند؟

      برادر در اصل مشکل جنابعالی را بنده تشخیص داده ام و آن مریضئ خطرناکیست به اسم (راسیسم) و یا نژاد پرستی. از خداوند متعال (ج) برایتان شِفای عاجل خواهانم. آمین

  • به پاس اعمال پست و وحشیانۀ این خاندان شیطان صفت (آل یحی)، روحش ناشاد و دوزخ سوزان جایش باد! آمین یا رب العلمین!

  • برای این ظالم سفاک شعر حضرت سعدی صاحب مناسب است .

    وآن قاتلان ملت افغانستان که یکتعداد بنام جهاد ودفاع از اسلام میلیونها هموطن ما را به قتل رسانیدند و وطن عزیز ما را به کنواله تبدیل نمودند و هنوز هم از مقامات بلند دولتی بر مردم بیچاره و مظللوم افغانستان می تازند و بدانند که آخر به چنین سرنوشتی دچار میشوند .

    دورا ن بـقــــا چون با د صحرا بگذ شـت
    تلخی و خوشی و زشت و زیبا بگذشت
    پندا شـت ستمـــــگر که جـفا بر ما کرد
    در گردن ا و بمـــــــاند و بر مــا بگذشت

  • عدالت با میخکوبی و رقص مرده تامین نمیشود.

    برای همه ما معلوم است که عبدالرحمن خان خیلی ظلم کرد. ولی این ظلم آیا تنها بر ملت هزاره صورت گرفت؟ اگر بگویید آری پس از تاریخ آگاهی ندارید. بروید و تاریخ را ورق زنید و ببینید که مردم شینوار که پشتون بودند نعل شدند و چنانی ظلمی بر آنها روا شد که بدن انسان از یاد آوری آن به لرزه در میاید. حکام به خاطر رسیدن به مقاصد شان هیچگاه دوست و دشمن دایمی نداشته و نخواهند داشت.

    همه ما رنج برده ایم و همه ما به خاطر رسیدن به جامعه مبتنی بر عدالت اجمتاعی گاه و بیگاه هر زمانی که شرایط اجازه داده است در گروه ها و دسته های جمع شده و بدون در نظر داشت اینکه از کدام قشر، گروه و قوم هستیم تا جایی که توانسته ایم مبارزه کرده ایم و مبارزه میکنیم. ولی رسیدن به عدالت را به شیوه میخ کوبی و یا از طریق غارت مال و منال مردم در هر لحظه که شده رد کرده ایم.

    • دوست عزیزم آقا یا خانم آشنا

      شما اگر میتوانید، لطف نموده و اسناد و مدارکی نیز مبنی بر ادعای تان (میخ کوبی و رقص مرده) در اینجا بگذارید تا دوستان بر حقیقت ادعای تان مطمئن گردند.

      در غیر آنصورت یک لطف دیگر نموده و در آینده صحبت های هوایی نکنید. اما اگر خواهان سند جنایات عبدالرحمن، خاندان آل یحی و ملاعمر باشید، بنده میتوانم شما را کمک نمایم تا اسناد لازم را بدست آورید.

      ناگفته نباید گذاشت که خودم هیچگاهی از جنایاتی که در دوران چهار سالۀ قدرت مجاهلین (مقام مجاهدین واقعی که تنها نیت شان آزاد کردن کشور از اشغال بیگانه بود، همیشه محفوظ است و رحمت خداوند ج بر آنها باد!) صورت گرفته دفاع نمیکنم اما هدفم اینست که دوستان همیشه بکوشند بیطرفانه قضاوت کنند نه از عقب عینک قوم و حزب. تا جاییکه من میدانم این قوای به اصطلاح وزارت دفاع وقت بوده که غرب کابل را یکجا با حزب اتحاد اسلامی تحت آتش سلاح های سبک و سنگین خود قرار دادند و مردم غرب کابل را که شامل تمام اقوام میشدند ولی بدلیل اینکه اکثریت آنها را هزاره ها تشکیل میداد در محاصرۀ اقتصادی و نظامی قرار دادند و الی آخر قصه که مزاری بدست طالبهای خود فروخته به قتل رسید. قتل وی و همراهانش نیز سندیست مبنی بر اینکه وی نمیخواست ذلت و بندگی را قبول کند در غیر آنصورت میتوانست در کنار سایر رهبران جان خود را برای چند صباحی حفظ کند و از عیش و نوش دنیوی مستفید گردد. کاریرا که حکمتیار، ربانی، سیاف، اکبری ... و غیره، کردند و میکنند.

      از سخنان مزاری این جمله را که از قلبش بر خواست و طبیعتاً بر قلب قشر محروم هزاره نشست، همیشه بیآد دارم که حاوئ هزاران جملۀ ناگفته است:

      "میخواهم تا هزاره بودن منبعد جرم نباشد"

      خواسته ی مشروع و برحقیکه تا هم اکنون نیز جامۀ عمل نپوشیده. بطور مثال تا بحال نیز با دانشجویان هزاره متعصبانه برخورد میگردد، با ولایات هزاره نشین متعصبانه کمک میکنند (مثال خوبش همانا بامیان است که فقط 2 کیلومتر جادۀ قیر شده دارد که بقیۀ مسایل را میتوان از قرار همان دو کیلومتر جاده حدس زد...)، در دفاتر با مشتریان هزاره متعصبانه کاغذپران بازی میکنند و موضوعاتی از این قبیل که در قرن بیست و یکم واقعاً شرم آور است.

      این در حالیست که هزاره ها و ولایات هزاره نشین در مسایل حاد و غیر انسانئ تروریزم و تریاک نیز به فضل خداوند بزرگ دست ندارند اما بازهم از کمک های دولت کرزی محروم بوده و بهای هزاره بودن و شیعه بودن خود را میپردازند که خود سند و مدرکیست قوی برای افراد کذابیکه تهمت های بی اساس میبندند بر یک بخش بزرگ، زحمتکش و صادق جامعۀ افغانستان.

      با احترام

  • Abdurahman malamat naboud ke hazara ha ra kushtand . Hazaraha haman waqt namikhwastand ke dar Afghanistan Nizam bashad wa sarkashi az hukomat mekardand man hukomat abdurahman ra taid namikunam wali hazaraha ra ham ta jaieke meshnasam wa tarikh hazar ra khwandim wa amali karawaie haye hazara ra dedem hazarha hech waqt az ba nafe afghanistan bouda nametwanad anhaie ke name afghanistan ra tahamul karda nametwanad chetor be feshraft afghanistan kar kunad , hamenhal ke hazaraha khwuda tabe dawlat meguyand dar hazarajan agar kas az kudam welayat degar bashad kar wa ya ham safar karda nametawanda , shuma brawed hal tajikha dar bamyan be fursid , dar daftar amanyat melal mutahed hazara ha kar mekunad har roz rapor drough bar zed degar aqwam nashar mekunda man sanad ha ra daram ke rapor haye drough ba musesat rawan mekardand ta jelaw rushd dar degar manateq ke ghair hazara hastand begirad , shuma bayad mutmaien bashed har che ke shuma dar ien site zed afghani tan naweshta kunid pish murdum baz ham shuma hazar hasted mir hazar jan wa mardum qabul namikunad man shuma ra az project election UNOPS meshnasam khuda islah ku garche tasir nadarad karhaye shuma wali yak tedad murdum kam sawad hastand ke anha shayad taqib kunad , in khelaf insanyat wa islamyat hast ke yak kaseke har kas bashed fawt kunad shuma ba yak name tawhin aamiz anra yad bekunid had aqal az shuma kar yak uzwe ghair faal khanadan shahee behtar hast qabol kunid shuma agar anqadar qudrat paida kundin mardum zenda nakhwahid mand mesle changiz cheshme mardum mekashin wali anha dar waqt zemamdari khwod kasi ra ta aakhir ghair naq nakushtand man kamelan taid namikunam wali muqaiesa mekunam ba anha ke lafz dectatoor wa zalem ra ba kasaneka felan toufang dar daste shan nist estefada mekunad be ghairate mutlaq hast

  • wali ma sar salamati ba baqai manada hai khanawade abdulwali mitum . khassatan ba mirwis ka ta chand senf ba maktab estqlal baa ham dars khwandaim , mutmaen astum ka mirwais az waze taza afghanistan mesl dega afghan ha wari besyar mutaser asst . woa ba akher ha ham ta jaie ka ma khabar darum ba padar e khod zaher khan kumak mikard ka agar kudam rahi hale bar mushkel afghanistan payda showa , khulasa khuda gunah hay general bubakhsha , woa baqai manda khanawade zaher khan khuda kumak kuna ka betanan wazifa khoda ba muqabel mardum khod anjam betan .

  • رعیت زمین است وسلطان درخت
    بماند زمین ونماند درخت

    چراغ ظلم ظالم تادم محشر نمیسوزد
    اگر سوزد دمی سوزد دمی دیگر نمیسوزد

  • The subway prince :
    A prominent member of the Afghan royal family, who returned to Kabul last spring after almost 30 years in exile, was once a common busker in Montreal.

    Prince Nadir Zahir, 61, the second eldest son of ex-Afghan King Zahir Shah, often entertained Montreal subway commuters with a sitar, Toronto and Boston-based Afghan residents told CanadaFreePress.com.

    "For a long time he was turning up at the subway in Montreal every day," said Toronto resident Muhammad Nabi Khan. "As someone who was very fond of dogs, he used to pick up strays and he always brought the dogs with him to the subway when he was playing his sitar."

    Riders of the Montreal tube did not know the man they passed on their way to and from work was a royal by birth. Afghan friends say the prince lived in "discreet solitude" during his Montreal chapter in the 1980s.

    "Always more interested in music than politics, Nadir was very sad about what was going on in Afghanistan. But he never liked to talk about it. He was like a gentle hippie and no one ever would have believed that he was the son of Zahir Shah," said Khan.

    Upon his return to Kabul with his father last spring, Nadir told rediff.com that after many years in exile what he remembered most–and missed most–was his sitar.

    Last July Nadir told Shyam Bhatia that the sitar had been his passion since the age of 10, and that when his father realized how serious that passion really was, he arranged for a teacher from India to come to the palace for sitar lessons.

    Nadir was 32 years old when his cousin Daoud Khan ousted his father in a coup. His son Mostapha, who plays a key role in the royal family’s current activities in Afghanistan, was a mere nine-year-old boy. Like the rest of the Afghan royals, Nadir settled in Rome in order to be close to his father.
    Nadir and his three brothers Ahmed Shah, Mir Wais and Shah Mahmoud accompanied Zahir Shah when he returned to Kabul last April.

    Of the four brothers, Nadir is said to be the closest to his father and has been given a set of rooms in the principal royal villa in Kabul’s fashionable Wazir Akbar Khan district. The Afghan government has assigned the villa–known as Palace 8–to members of the royal family.

    Tragedy revisited the royal family almost as soon as their feet touched Afghan soil. Former Queen Homaira, 86, died of a heart attack after suffering from bronchitis and pneumonia in Italy. Fully expecting to join her husband in Kabul when she recovered from illness, instead her corpse was flown to the Afghan capital for burial.

    The missiles, rockets and other explosive devices discovered close to the royal family’s bomb damaged mausoleum, where Homaira’s body was interred, served as a sad reminder of the unstable conditions to which the royal family had returned.

    Married since they were teenagers, the Zahir Shah was inconsolable over his wife’s death, refusing visitors for days.

    Although Nadir told Bhatia that he was a businessman with interests in the computer industry, he said his main job is to provide his father with the moral and psychological support he needs in his elected role as ‘Baba-e-Milli’, or Father of the Nation.

    Describing his father’s health as excellent, he likened his strength to that of the mountains of Afghanistan, adding that "He loves and respects the Afghan people and they trust him."

    Nadir also confirmed that he had lived in Canada where he brought up his son Prince Mostapha Zahir, who was recently appointed Afghanistan’s ambassador to Italy.

    In the 80s, Mostapha, who formed the Afghan Medical Relief Organization (AMRO) with Kingston, Ontario realtor Alan Henriksen, studied political science at Queen’s University.

  • khabari khli khob bot khoshal shodam ke yak khyanat kar

    mort

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.