کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > روحانی که به ریش روحانیت... !

روحانی که به ریش روحانیت... !

تصور نشود که شمشیر را به آنجای«...» فیل زده باشید

جمعه 20 ژوئن 2008, بوسيله‌ى حسين زاهدی

در مراسم افتتاح ساختمان مرکز اسلامی و فرهنگی افغانهای مقیم هملتون دعوت شده بودم٬ خوشبینی های زیادی را در افکار خودم میپروراندم که این ساختمان میتواند به یک محل باز پروری وسیع فرهنگی و اجتماعی مبدل خواهد شد اگر اعضای شورای اجرائیه این مرکز با چنین نظری مخالف نباشند. دوستی که از محل اقامتم به مقصد افتتاح مرکز قرار شده بود مرا با موترش برساند در مسیر راه میگفت از دوسال بیشتر است که تلاش داشتیم تا چنین ساختمانی را خریداری کنیم و چه خون دلها که نخوردیم! تا به مقصد مان نایل شدیم و امروز تلاش چند ساله ی مسئولین مرکز و کمک های مالی مردم به ثمر نشسته و ساختمان مرکز اسلامی و فرهنگی افتتاح میشود،در این روز اتفاق جالب و غیر منتظره ی پیش آمد که نخواستم از کنارش بی خیال رد شوم. در لابلای سخنان یکی از سخنرانان شنیدم که میگفت ما باید امروز شکر گزار باشیم و این شکر واجب است که در چنین حالت سخت مهاجرت توانستیم صاحب چنین مکانی گردیم. اما بلا فاصله پس از او، حجه الاسلام و المسلمین سید علی امیری٬ روحانی معممی که از تورنتو آمده بود بلا فاصله پس از قرائت چند آیه و حدیث شروع کرد به اینکه "چه کسی حق دارد مردم را به شکر گزاری دعوت کند و یا چه کسی حق ندارد چنین دعوت نیک را انجام بدهد و از سخنران قبلی هم اسم برده و در قالب لفافه الفاظ ادامه داد که هر کس و ناکس و بیدین حق ندارد مردم را به شکر گزاری و عمل نیک دعوت نماید و این موضوع مهم به روحانیت مربوط میشود و خطاب به مردم گفت:که اگر دین تان را حفظ نمیتوانید برگردید به افغانستان٬ و با ساختن چنین مکانها و برگزاری مراسم "تصور نشود که شمشیر را به آنجای«...» فیل زده باشید" و این مکان نیاز به یک ملا دارد تا مردم را ارشاد کند، از این برخورد در پشت میکرافون و برخورد بعدی که در بیرون از ساختمان شاهد آن بودم٬ و منجر به درگیری لفظی نیز شد، شوک برداشتم، که با چه خوش بینی آمده بودم و با چه بد بینی بر میگردم .

و سئوالات در ذهنم خلق شد:

۱ - که چرا شخص غیر روحانی اجازه ندارد تا مردم را به سپاسگذار بودن دعوت کند !؟

۲- و چرا این روحانی محترم چنین میپندارند که مردم دین شان را حفظ نمیتوانند و به فتوای جناب شان برگردند به افغانستان و چرا مردم تمام وقت شان را برای کار کردن میگذارند و به مسایل دینی نمی پردازند.

۳ - و یا چرا یک مرکز اسلامی فرهنگی بدون آخند و ملا معنی ندارد و یا ناقص است؟.

۴- و آیا میشود چنین تشبه غیر ادبی را آنجای(؟) فیل در در حضور مردم استفاده کرد؟ و سئوالهای دیگر... که مرا وادار به نگارش چنین متن کرد.

۱- این حکم ناقص من درآوردی که هیچ کس غیر از آنانی که ریش بلند دارند عمامه ی بر سر و عبای بر تن٬ نمیتواند مردم را به شکر گزاری و عمل نیک دعوت کند میشود طرف را به بیماری خود دانا بینی گرفتار دید که بدا بحال دینی که چنین واعظ داشته باشد٬ چگونه باور کنیم که در پشت این برخورد لفظی مسئله شخصی نخوابیده باشد. اگر چنین باشد وای به حال مستمعین که ساعت ها وقت شان را صرف شنیدن سخنان چنین شخص فرصت طلب و عقده ی کنند و اجازه بدهند تا کسی بر سر منبر دین زانو بزند و پشت تریبون فرهنگ قرار گیرد که برای فرو نشاندن عقده ی شخصی از یک تریبون دینی و فرهنگی این چنین فرصت را غنیمت بشمارد.

۲ چگونه میشود به ایمان مردمی مشکوک برد که برای حفظ دین و ایمان شان از جیره ی زن و فرزند خود بکاهند و برای اعمار چنین ساختمان دینی و فرهنگی از خود مایه بگذارند و به احترام آن لباس روحانیت که جناب ایشان بر تن داشتند سینه بر دست ایستاده و سر خم کنند٬ و به امامت این جناب به نماز بی ایستند٬ باز به دین داری و ایمان شان مشکوک بود و فتوای عودت به وطن را از چنین روحانی اخذ کنند و دستور دادند که : اگر دین تان را حفظ نمیتوانید بر گردید به افغانستان٬ اگر ایشان و همفکران ایشان نمی دانند! بدانند! که هر فامیل و شخص که در اینجا مشغول کار است بلا استثناء اقارب باقی مانده ی که در افغانستان و کشورهای چون ایران و پاکستان دارند٬ از تلاش و کار شبانه روزی کسانی تمویل میشوند که جناب امیری از زیاد کار کردن آنها اینچنین خشمگین هستند و زیاد کار کردن این مردم را برابر با بی دینی میپندارند.

۳- تا آنجا که من میدانم هیچ روحانی نقش در بنیانگذاری این مرکز نداشته است و از سوی کدام روحانی نیز به مردم پیشنهاد نشده بود که چنین مرکزی را تاسیس نمایند و این خود مردم متدین و متعهد بودند که بانی این مرکز شدند و ادامه کار این مرکز نیز بدون حضور کدام روحانی غیر ممکن به نظر نمیرسد. چه بسا روحانیون هستند که با سخنان تنش زا و تفرقه افگن میان مردم به نام شیعه و سنی٬ دیندار و بیدین٬ مسلمان و مومن و ده ها نوع تمایزات دیگر که از سوی بعضی از روحانیون متعصب شاهد آن در طول عمر کوتاهم بودم که میشود از لابلای سخنان روز یکشنبه تاریخ ۱۵ پانزده هم ماه جون آقای سیدعلی امیری در افتتاح ساختمان مرکز اسلامی و فرهنگی افغانهای مقیم هملتون نیز میتوان به وضاحت این آشفته پروری را برداشت کرد.

۴- نمیدانم این حاج آقا (امیری) این تعبیر کوچه و بازاری را چگونه میتوانند در حضور جمع کثیر مرد و زن و در یک محفل فرهنگی و اسلامی استفاده کنند که گفتند:باساختن چنین مکانها و برگزاری مراسمها "تصور نشود که شمشیر را به آنجای«؟» فیل زده باشید" آیا براستی میشود چنین تشبه غیر ادبی را در مورد دین و فرهنگی استفاده کرد؟.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans



hussain_zahedi yahoo.com

آنلاين بنگريد : کابل پرس




51 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > روحانی که به ریش روحانیت... !

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • Zahidi !
    Tray to understand this man , Mr Amiri work as Islamic scalar in Toronto with Islamic community since long time , and all those who know him trust him very well , those who attend he is MAJLIS are well informed and well educated in religious matter and same are even from MAJLES of SHAIKH MOHAMAD AMIN and BALKHI attend he is meetings , I am sure there was something wrong , who he get angry or explain the case in that manners . mr zahidi if you tray to fix your self in between well knowing afghan senior and scalar in Toronto , please tray to chose a deferent way . this is very old technique that you disrespect same one to show your self with knowledge and education ,. Also you was in Toronto university and take name of mr daneshwar , please do not create a new kind of war in Toronto between afghan .

    آنلاين بنگريد : trust

    • تعبیرعمومی درجهان تشیع وتسنن همین است که بالا بودن سطح آگاهی مردم از دین باعث کساد بازار اشخاص معمم میگردد که به القاب وعناوین مختلف دربین مردم به شهرت رسیده اند یعنی اینکه آنها بلا تکلیف باقی میمانند.

      شناخت اسلام دین وقرآن به هیچ صورت امر انحصاری مربوط به یک گروه خاص نبوده ونیست هرکس حق دارد از دین آگاهی داشته باشد ومطابق فهم ودرک خویش مردم را به کار خیر دعوت کند چه معمم باشد ویانباشد.

      امادر رابطه به این حجت الاسلام معمم باید عرض کنم که اینها عمامه را صرف در روزهای خاص برسرمیگذارند صرف وقتیکه وارد مجالس دینی میشودند وقتامجلس ختم شود آنها به لباس عادی برمیگردند این خود میرساند که لباس اینها نیز ازبرای تزویر وتظاهر است وهیچ جنبه شرعی ندارد.

    • سلام و درود! دور نخواهد بود که حضور واقعی این جوانان آگاه و شنونده ی حرفه ی مثل زاهدی در بین مردم باعث شود که روحانیون و دیگر دوستان که بر پشت میگرافون قرار میگیرند مسئولانه و متعهدانه سخنرانی کنند و اینگونه اراجیف نبافند، باید خرسند بود که چنین جوانانی تیز هوش در جامعه ی خنثی و مذهبی خشک حضور دارند و با شجاعت حضورشان را با قلم رسا اظهار میکنند.

    • برادر بزرگوار آقای زاهدی سلام
      امید که همیشه موفق باشید.
      به مورد خوبی اشاره کردید که کمتر کسی به چنین موارد با دید شما نگاه می کند، متاسفانه در جامعه ما که از فقر فرهنگی شدید رنج می برد همین آخند صاحبها هستند که از این فرصت استفاده کرده خودرا معرف و مبلغ دین می نامند تا ازاین طریق بازار خویش همواره گرم نگهدارد، مطمئن باشید که اگر منو شما به به همین گونه یادداشت برداری ها از نکات درشت که در جامعه جریان دارد یادداشت برداری کرده مسلما روزی فرا خواهدرسید تا یکی از همین عمامه سران عوام فریب یک روزی مارا به اتهام کفر گویی به دادگاهی که در آنجا عقل حاکم نباشد فرا خواهند خواست، مثل پرویز کامبخش محقق نسب وغیره.

      آنلاين بنگريد : http://www.a-basirat.blogfa.com/

    • آقا یا خانم!

      نامت خیلی طویل است اماسواد کافی نداری چرا به فارسی نوشته نمیکنی تو ابتدائی ترین اسپیل Spellingرا هم یاد نداری چرا خودرا اینقدر رسوا میسازی

      بار بار نوشته ای که:

      Tray درحالیکه نظر به عقل این بنده نادان آن کلمه صحیح اش Try است.

      مگر نشنیده ای که بزرگان گفته داری بنوش نداری خاموش

      اگر هیچ یک از زبانها را یاد نداری میتوانی مانند پرنیس انقدیل فنگلیسی نوشته بکنی که هم خودرا به عذاب دچار سازی وهم دیگران را

      مکوه نازونه جانانه

  • حق با ملا است!

    آقای زاهدی باید انصاف را راعایت کرد. صادقانه باید گفت که با خواندن نوشته ات هرگز نتوانستم دادن حق انتقاد از سید علی امیری به خودت را توجیه کنم. زیرا به صراحت میتوان گفت که سطح فکری خودت و دست اندرکاران مرکز به اصطلاح "اسلامی و فرهنگی" هنوز به نبوغت "جودان" آقای امیری نرسیده است. هرچند این نوشته بحث های پراکنده ییرا را در خود خواهد داشت، اما به نکات چندی جهت تقویت چنین جمعبندی اشاره می شود:

    1) از نام مرکز (چنانچه شما آنرا درست نوشته باشید - اسلامی و فرهنگی) پیداست که دست اندرکاران و گردانندگان آن هنوز خودشان در همخوانی "اسلام" و "فرهنگ" باورمند نیستند. اگر چنین باشد، آنها با آمیزش این دو پدیده متضاد چه دست آوردی را انتظار دارند؟ آیا میخواهند اسلام را با واژه های فرهنگ آشنا سازند؛ کدام فرهنگ - باید تعریف شود؟ اگر چنین هدف پیچیده ییرا دنبال می کنند، پس نگرانی از برخوردهای فرهنگی و نوع ملاامیری جاه ندارد. اگر این نخبگان فرهنگی اشتباهاً و یا بخاطر آشنایی کمتر با مسائل فرهنگی چنین نامی را برای مرکز انتخاب کرده اند، باید بدانند که پروژه رشد و ترویج فرهنگ اسلامی در فضای غربی و پرتاب این موشک هسته ی از سکوی کشورهای میزبان این آقای محکوم به شکست است. ممکن است این آقایان تعریف دیگری از فرهنگ داشته باشند، اما باید بدانند که بنابر تعریف جامع تر، فرهنگ در برگیرنده روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه که در خصوص شما، کاملاً برخورد واکنشی دارید، نیز می باشد. شما هیچگاه نمی توانید چنین روابطی را طبق میل خودتان تعیین کنید، چه رسد به اینکه شما بتوانید داده های تعریف شده فرهنگ اسلامی را در فرهنگ کاملاً متفاوت جوامع تزریق نمایید. حتی اگر تعریف شما و همفکران تان از "فرهنگ اسلامی" محدود به ادای چند یک از واجبات اسلامی مانند نماز، روزه، نکاح وغیره و یا اجرای مراسم مذهبی مانند عزاداری محرم و امثال آن باشد، بازهم باید گفت که شما عاجز تر از آنید که بتوانید در برابر آنچه را محیط عملاً به نسل جدید می آموزد مقاومت کنید. شاید آنچه را در مرکز اسلامی به جوانان آموزش میدهید برای خود شما قابل هضم نبوده و به آن ایمان نداشته باشید. (واعظان که این جلوه در محراب و منبر می کنند،...) اگر اسلام دارای فرهنگ فنا ناپذیر و ماندگار است، لزومی برای درد سر شما و مهمتر از همه ضرورتی برای به باد دادن پولی که مردم با خون دلها کمایی کرده اند، وجود ندارد؛ مگر خدا خودش وعده نداده است؟ - نیاز به بحث جداگانه ی دارد.

    2)اگر جمله سید علی - "با ساختن چنین مکانها و برگزاری مراسم تصور نشود که شمشیر را به آنجای«...» فیل زده باشید" - که شما را خیلی ناراحت کرده است، حساب شده و از روی زرنگی ادا شده باشد (که فکر نمی کنم چنین باشد، اما آنرا به فال نیک می گیریم)، بازهم حق با سید علی است. آنانیکه با ادعای انجام فعالیت های فرهنگی و فریب دادن مردم صادق پولی هنگفتی را با براه انداختن مراکز ترویج "فرهنگ عدم تحمل"، "فساد به شیوه مشروع"، "ترور" و ... به باد می دهند، فکر می کنند جبهه ییرا فتح کرده و یا به فرموده سید علی، شمشیری را ..." چنین افراد با درک تهی بودن ذهن شان از برنامه های مؤثر تر و مبرم فرهنگی و در مخالفت با فرهنگی های اصیل افغانی در مهاجرت، ایجاد موانع در راه فعالیت های مورد نیاز جامعه و تلاش جهت ادامه زندگی نکبت بار شان، یا فعالیت های خنده آور و بی مورد را در کشور میزبان شان براه می اندازند و یا در نهایت پولی را که مردم با صد خون دل بدست آورده اند جهت تهیه فرش و ظرف برای مسجد قریه که هیچ دردی را دوا نمی کند بمصرف می رسانند؛ اگر در توان داشته باشند، آخوندی را جهت اجرای مراسم مذهبی از افغانستان به آسترالیا و یا کشورهای دیگر دعوت می کنند. این شمشیر زدن ها (به تعبیر خود شان) در حالی صورت می گیرد که زمینه برای فعالیت های فرهنگی در افغانستان بیشتر از هر زمان دیگر آماده است. آخوند مسجد در شرایطی روی قالین خمیازه می کشد که شاگردان مکاتب در زیر خیمه و یا آفتاب سوزان، بدون اینکه دسترسی به میز و چوکی و حتی مواد درسی لازم داشته باشند، به آموزش ادامه داده و به آینده نامعلوم امیدوار می باشند. این "بندگان خدا" با در حالی به "رنج خدا" تن در دهند که "مدافعان دین خدا" از فرط نان مفت و زندگی مرفه که "حق آنهاست؟" دست به هرگونه فعل قبیح می زنند؛ مگر چرا مست نشوند؟ (نیاز به بحث جداگانه دارد). مگر دست اندکاران مرکز اسلامی واقعاً بر این باور اند که با ایجاد این مرکز شمشیر به آنجای فیل زده اند؟ مگر آنها از وضعیت مردم و یا حداقل دوستانآ اقارب و یا مردم قریه شان آگاهی ندارند؟ مگر آنها ضرورت برای کار "فرهنگ انسانی" در افغانستان را درک نمی کنند؟ مگر آنها پیشتر از تقویت فرهنگ انسانی و انتقال فرهنگ همزستی مسالمت آمیز و فرهنگ تحمل به جامعه افغانستان نگران حفظ فرهنگ اسلامی شان هستند؟ آیا از حرکت جامعه افغانستان بسوی فرهنگ طالبانی و به چالش کشیدن نقش مثبت جامعه مدنی در آن نگران نیستند؟ مگر از اینکه سید علی به وضاحت می گوید (شاید ناخود آگاه گفته باشد اما بازهم آنرا به فال نیک می گیریم) "این مکان نیاز به ملا دارد..."، نمی شرمند؟ مگر کاری برای چنین باسوادها و یا فرهنگیان (شاید درک نادرست از این افراد داشته باشم)باقی نمانده تا به این "زنچه گری ها" (بابت این عبارت از زنان معذرت می خواهم)دست بزنند. مگر به گفته سید علی، "برای حفظ و تبلیغ فرهنگی اسلامی تان"، با سؤاستفاده از حقوق پناهندگی، حقوق پناهندگان وافعی را غصب کرده اید؟ (سید علی میخواهد بگوید: اگر نگران حفظ هویت اسلامی تان بودید، مگر مرض داشتید به اینجا آمدید؟

    اشاره به سؤالات خلق شده در ذهن آقای زاهدی:

    1) اگر هدف آقای زاهدی "سپاسگذار بودن" از خدا باشد، باید گفت که این کار در حیطه صلاحیت کس دیگری نسیت، مگر یک روحانی، چنانچه از نام وی پیداست (هرچند روحانیت بحث جداگانه ی است). ارتباط میان خدا و بندگانش یک ارتباط معنوی و روحانی است و سپاسگذاری از خدا تنها از طریق ارتباط روحانی ممکن است، مگر نه؟ آیا کسی که در مورد چنین ارتباط چیزی نمی فهمد و یا به آن باور ندارد، میتواند سپاس مردم و یا گردانندگان مرکز اسلامی را به خدا برساند؟ اگر تنها ادای کلمه و بدور از اعتقاد باشد، مگر چیزی بالاتر از منافقت است؟ ثانیاً، اگر کسی به کذب توسط روحانیت و ملاها باور داشته باشد، آیا به خود حق میدهد تا خود را در چنین دروغگویی ها آلوده ساخته و فرصت ادای چنین مسئولیت دروغین را از ملاها بگیرد - سپاسگذاری به هر حالت؟

    2) به فرموده آقای زاهدی "این روحانی محترم" آگاهی بیشتر از برخوردها و روابط مذهبی دارد. اگر این روحانی که آقای زاهدی هنوز به فتوای وی معتقد است درک کمتری از دساتیر اسلامی و مطابقت برخوردهای زاهدی ها با این امر و نهی ها دارد، پس چیزی از دروس اسلامی برای آقای زاهدی باقی نمی ماند تا آنرا به مردم بازگو نماید. اگر تعبیر چنین باشد که اسلام واقعی چیزی جدا از گفته های سید علی و یا در مطابقت داشته و تفسیری به زعم آقای زاهدی و رفقای "فرهنگی" شان دارد، مثل این است که گفته می شود، "طالبان مسلمانان واقعی نیستند". مگر آقای زاهدی نمی داند که پیامبر مسلمانان یک سوم وقت خود را وقف دین خدا کرده بود؟ اگر نمی داند، باید بداند. اگر میداند، چرا از اظهار نظر سید علی نسبت به اینکه مردم تمام وقت شانرا صرف کار کردن می کنند، برآشفته شده است؟ مگر بازهم آقای زاهدی تفسیر دیگری از دساتیر اسلامی ارائه خواهند کرد؟

    3) مرکز اسلامی بدون ملا و یا با رد ملا مثل آن است که کسی اردواج طبق دستورات اسلامی را پذیرفته اما عقد نکاح توسط ملا را رد نماید. چنانچه تدریس ملا در مکتب (جدا از مکاتب مذهبی) توهین آمیز است، عدم حضور ملا در یک مرکز اسلامی و رد ضرورت حضور وی نیز اهانت به فرهنگ اسلامی است. اگر به پیش برد فعالیت مرکز فرهنگ اسلامی بدون حضور ملا باور داشتید و دارید، پس سید علی را برای رقص دعوت کرده بودید؟ مگر آقای زاهدی و دوستان شان در مرکز اسلامی در مسائل اسلامی عالم تر از سید علی و بقیه ملاها هستند؟ آیا آقای زاهدی و رفقای شان نیز صیغه را که بدون شک سید علی در ان ماهرتر است (از عکس وی پیداست)بمثابه یکی از راه های جلوگیری از فساد اخلاقی می پذیرند؟ آیا آقای زاهدی و رفقای وی ایجاد محدودیت ها و موانع در راه فعالیت های زنان و پذیرفتن زن با داشتن حقوق نصف مرد و یا نور چشم شیطان خطاب کردن زن (با اشاره به ارشادات یکی از روحانیون تراز اول)را در آجندای کاری شان برای مرکز اسلامی گنجانیده اند؟ اگر پاسخ مثبت است، حق شان با سید علی در اداره این مرکز رقابت کنند. اگر نمی آنرا رد می کنند، پس نام دیگری را باید برای این انتخاب کنند.

    4) این سؤال درک نادرست از ملاها و ناپختگی آقای زاهدی در دنبال کردن رویدادها و تحولات را بنمایش می گذارد. بازهم سید علی خویشتن داری بخرچ داده و الی کمربند پتلون (شلوار) را در می آورد (یک فرضیه نیست بلکه ملاها در این حد بی حیا و پر هستند که در وضعیت زاهدی و امثال شان نیز مقصر اند). مگر این کار سید علی زشت تر از دستبرد ملاها به آبروی مردم است: تجاوز به دختر نوجوان، چپاول و غارت دارایی شخصی مردم...؟ نکات مزبور و آنچه ناگفته مانده است، استوار بر فرضیات و تهمت نیست، بلکه اعمال صورت گرفته و به اثبات رسیده است.

    خلاصه:

    تا زمانیکه افرادی مانند آقای زاهدی و فرهنگیان همقطار شان تغییری در طرز فکر و برنامه های کاری شان نیاورند، حق با سید علی ها است تا جولان کنند. تغییرات جدی توسط موج بزرگی از فرهنگیان در راستای رشد و تقویت فرهنگی جامعه مهمتر از دستگیری اسامه و یا ملاعمر است. در غیرآنصورت، ملاعمرها و اسامه های بی شماری وارد صحنه خواهند شد.

    • آقای فرزام هر آنچه نوشتید درست ! اما یادتان نرود که مردم هنوز مذهبی هستند و خیلی هم مذهبی، نمیشود مردم را به نام فرهنگ
      دور خود جمع کرد و این کار عملا غیر ممکن است اشاره کردم مردم! و نه کسانی که فراتر از مذهب می اندیشند که البته به نسبت مذهبی ها کمتر هستند و نمی توانند بدون نگرانی بگویند که هر بلا است از مذهب است و میشود بدون مذهب هم زندگی کرد.
      با یاددهانی این نکته کاری که فرهنگی ها میکنند و میخواهند در کنار مذهب فرهنگ خویش را نیز ترویج نمایند عملی است در غیر این صورت شما خود میدانید که با مردمی روبرو هستید که همه چیزی شان شده مذهب بناان فکر میکنم این موثر ترین حرکت است که این دوستان میکنند. برای شما ارزوی سلامتی دارم

  • For your more information zahidi not a professional writher or any kind of journalist , he just tray to put he is feet in shoes of other , and he come to Toronto not too long a go , you can look to all he is belonging in above link .

    آنلاين بنگريد : TUMTORAAQ

    • آقا یاخانم!

      1 -اولا حرف اول هرنام را باید به حروف کلان بنویسی چه زاهدی باشد ویاغیر زاهدی

      مانند Zahidi

      2- این جمله از اساس غلط است:

      For your more information zahidi not a professional writher or

      بزرگ ترین ومهم ترین چیز که فعل باشد اینجابه چشم نمیخورد یعنی is

      بابکاربردن فعل جمله شما تکمیل وخواندنی میشود به این معنی که:

      جهت معلومات مزید شما بگویم که آقای زاهدی کدام نویسنده مسلکی نیست ونه هم کدام ژورنالیست است بلکه وی صرف در بوت دیگران پاهای خویش را داخل میکند.

      3- بار دیگرغلطی try را تکرار کرده ای

      4- افعال مفرد باید همیشه حرف s را باید داشته باشد که خودت درپیام اولی نیز چندین بار آنرا بکار نبرده ای صحیح چنین است:

      he comes to Toronto

      5-این جمله کاملا بی مفهوم است:

      you can look to all he is belonging in above link

      شاید مقصد خودت اینطور باشد:

      you can look to his belonging in above link

      یعنی اینکه شما میتوانید به تمام آنچه که متعلق به آقای زاهدی در بالا است توجه کنید که منظور همان نوشته ها باشد.

      خواهش این است که یا فارسی درست بنویس یا انگلیسی درست.

    • look , i am not English man , and i just pick up few word from English language to use for my daily communication . i am not interested to learn English grammatically , and i am not going to waste my time for it . any how thanks for your teaching , and I am not apology for this case from any one , by the way do you know that the word of KAKO who you attaché to tail of your name may going to introduce you as a abuse man . because , as far as I know the historical KAKO , and these KAKO who like your self flaying every where are too different . generally KAKO as far as we saw in Kabul , the are play with DOG and sleep with DOG and same time call DOG as a FATHER , and they had a big hand in crime , and sailing of drugs in Kabul , and they run lot of gay business too . you sound is not enough educated man to me , but you gain same experience during lot of years of traveling , and you don’t know how to manage all those yours memory , and because of all those experience and your age , you fell your self a kind a senior and you tray to be “ MAGASS E HAR DOGH “ , also I thinks that your effected mentally by KAKO life style , or may you acting as a pashtoon by using the name of KAKO , any how , by using the name of KAKO you abuse your self , pashtoon and no one have a respect for you in this web sit even among pashtoon ,. In stead of KAKO what ells your .,.

      آنلاين بنگريد : QROOT KHA QROOT DAI - LIKEN ..........

    • دوست عزیز بنام مستعار "مکوه نازونه!

      لطفا ضمیر متکلم مفرد (من) (I) درانگلیسی را به حروف کلان بنویس ثانیا اینکه خودت نخواسته ئی که انگلیسی را بصورت گرامری یادبگیری معلوم میشود که پیامت نیز گنگ است ومن بجز ازچند کلمه مانند "کاکو" و"سگ باز" وغیره چیزی دیگری از آن نفهمیدم معلوم شد که شما انگلیسی را بلد نیستید اما از آزادی کابل پرس سوء استفاده کرده اید اگر اینچنین انگلیسی ریشخند را درکدام سایت انگلیسی زبان بگذاری هیچ گاه اقبال انتشار نخواهد یافت.

  • نمیدانم که این کاکو طالبی چرا بدنبال اغلاط املایی دیگران است
    شه وگوره:مگر نشنیده ای که بزرگان گفته داری بنوش نداری خاموش

    چنین است: داری بجوش نداری خاموش.
    امیدوارهستم که به دیگر طالبان هم سواد یاد بدهی که چشم باز کنند.منطق بهتر از املا است .

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.