IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

در همین بخش

loading...

صفحه نخست > دیدگاه > نو اندیش در گرداب کهنه اندیشی

نو اندیش در گرداب کهنه اندیشی

برف باری
محمد الله کوشانی
دوشنبه 30 دسامبر 2013

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

امروز در شهر کابل با ریزش برف، زمستان رسمآ آغاز یافت، در گرد همایی های پراگنده که در سرک های کلان و چهار راهی ها صورت گرفت، اکثرآ دریوران و موتر داران اشتراک نموده اند و مقامات دولتی خصوصاٌ شهر دار عزیز و مبتکر کشور زورستان کدام اطلاع قبلی نداشت تا دراین گرد همایی با یک مراسم خاص اشتراک میکرد. قسمیکه دیده می شود وضیعت فکری اشتراک کننده گان اعم از محصلین، مامورین دولتی، مریض ومریض داران، کراچی داران و ترکاری فروشان سیارچندان خوب نبود.

بعضی ها میگفتند که بسیار خوب شد که برف بارید، هوای آالوده شهر کابل برای چند روز پاک میشود، مکروب ها و وایروس ها برای یک مدتی درزیر برف پنهان می شوند و ذرات آلاینده معلق هوا نیز از موقع استفاده نموده چند روزی برای استراحت پایین می آیند و تا بر گشت دوباره اش با یک خروار ذرات دود وگرد خاکستر هوای تازه میداشته باشیم که این هم یک غنیمت بزرگ است.

دست فروشان وکراچی داران سیاح دوره گرد نیز می گفتند که امروز ترافیک، مامورین ناحیه شهرداری به سراغ ما نمی آیند که مارا ازین سو بان سو برای دریافت جیب خرچی شان آزار و اذیت کند. مگریک عده دیگر شان از سردی هوا، گل ولای بعدی و کم شدن مشتریان شکایت داشتند تا چطور چند قرص نانی برای فرزندانشان پیدا کنند. عده دیگر کراچی داران، میوه فرش وترکاری فروشان شکوه شکایت بیشتری داشتند که بییشتر متوجه وزیر صاحب زراعت بود و به شهردار صاحب مبتکر هم ارتباط داشت و این شکایت ها ناشی از عدم یک سرد خانه در کشوراست. بصورت عموم میوهای سرد مزاج مانند کینو، کیله وبصورت عموم ترکاری باب را یخ میزند که کس نمی خرد و ازبین میروند.
دهاقین وزمین داران گلپی دار و ملی دار، میگفتند که خیر است، کابل بی زر باشده وبی برف نی، سال آینده برای زراعت خوب است و او( آب) میداشته باشیم و حاحصلات زراعتی مان خوب میشود. در همین وقت، یک پودری که تنش از خنک میلرزید، صدا کرد" کدام زراعت؟ کُل کابل میوه و کچالوی پاکستانی و چینایی گرفته، مامورین زراعت وکلان هایشان را خو برده. زمین ها را همه تریاک کشتند و مارا اینطور بد بخت کدند، خدا کند که هیچ برف نباره تا همه بته های تریاک خشک شود، برو دگهههه، بس کو ای گپ ها ره نزن".

خلاصه، بعد از اینکه شهردارصاحب با خیل و ختکش از خواب بیدار شد و برف را دید، فورا امر کرد تا موتر های کثافت کش را گل وخاک پُرکرده در روی برف های سرک پاش دهند. اما نسب راه بندان، تکر، تصادم، گُلشدن، لخچیدن و تیله کردن موترها، پروسه خاک پاشی هم چندان نتیبه نداد وبه تعویق انداخته شد، تازمانیکه موترهای خاک پاش به آخر خیابان برسند، برف ها شروع به ذوب کردن نمودند که این هم یک غنیمت برای شهرداری بود و از مصارف بیجا جلوگیری گردید.

ما هم در روی سرک در بین موتر بندمانده بودیم و تقریباٍ از خیر خانه الی پوهنتون کابل دونیم ساعت و دونیم دقیقه را در بر گرفت. زمانیکه به دانشگاه رسیدم محصلان هم تعدا شان بسیار کم بود، مگر مه غیر حاضر شده بودم.
استادان، سخنوران، محصلان و یگان مامور هم درین راستا تبصره میکردند و میگفتند" ولله، ای شاروال/شهردار گرچه خوش خُولق اس اما، چندان آدمی نیست. به وزیرا و وکیلا یگان نمره خانه یا زمین برای حمام، دوکان وسرای میته، وانه لوح تقدیر و تحصین نامه را گرفته و از هیچ چیزی خبر نیست". اما یک استاد که بیشتر منجمنت می فهمید گفت" اگر مه شاوراول می بودم، پیش از پیش یک چهار دانه ما شین برف پاک می خریدم، ده چهار گوشه شهر می ماندم وبه رئیس تنظیف امر میکردم که یک کمی از جیب خرچ پسرش که ده هند درس می خواند کم کند ، چند دانه بیل، زنبیل کراچی ولاشپیر.... هارا پیش از پیش تیار کند و حالا این مشکل جاده بندی را نمی داشتیم.

دیدم که در اخیر پیاده های دفترگفتند" وی، شما چقدر پشت گپ می گردی، چیزیکه که ده دیگ است، وانه ده کاسه اس، خو- همی شاروال اس و همی شهر کنواله، بگو از بد بدترش توبه، هنوز 2014 نامده، باش ! که او کته ما چه می کُنه؟"

واژه های کلیدی
آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس