صفحه نخست > دیدگاه > غربت بی کسی

غربت بی کسی

عارف ادبی
جمعه 28 فبروری 2014

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

این روزها کمی دلم گرفته است، در این روزهای سرد زمستان باید بوی دود و آتش و خون استشمام نمود. اکنون تقدیر ما بازنجیره ای از درد و رنج و صحنه های وحشتناک از خون و آتش رقم خورده است و درچنین شرایط مرگ را می توان هرلحظه باشلک هرگلوله و صدای هرانفجاری بصورت واقعی اش حس کرد.

اما مرگ تنها باتکه تکه شدن دریک انفجاری و یا برخورد باگلوله و خمپاره ای، نمی توان خلاصه اش کرد، مرگ یعنی اینکه باشی اما کسی ترا زنده نه انگارند بلکه درجمع قربانیان فراموش شده ای تاریخ قرار گرفته باشی این را هم می توان به نحوی مرگ و نیستی معنی کرد.

گفته ها و شعارهای که درمورد " بنی آدم اعضای یکدیگراند" و اینکه " آدمیان درآفرینش زیک گوهراند " برای کسانی سرداده می شوند که زنده اند اما برای آن عده از انسانهای که باالفعل هنوز نفس می کشند ولی مرده گان بالقوه ای هستند که در انتظار نیستی به سر می برند، شامل حال آنان نمی شوند و از اینجا است که می توان تاکنون سکوت روشنفکران، نویسندگان، شاعران، ژورنالیستان، سیاستمداران بطورکل و نهادهای حقوق بشری را بطورخاص، درخصوص وضعیت صدها انسان آواره و بی پناه درطی سه سال بحران درسوریه توجیه نمود که این عده از انسانها اگرچه بادیگران " در آفرینش زیک گوهراند " اما اینان کسانی اند که درصفوف رفتگان قرار دارند، دیر یا زود خواهند رفت حال رفتنش چه بصورت فردی باشد که آن هم از خود انواعی دارد... و یا بصورت جمعی بهرحال خواهند رفت پس نوشتن در مورد آنان، پیشنهاد راهکارهای عملی برای نجات آنان و هرنوع تلاش دیگری امر ی است بی معنی و پوشالی! مدت ها است که صدای عده ای از آوارگان مدام و انسانهای بی دفاع "پناهجویان افغانی" از سوریه بلند است اما هنوز هیچ احساسی و هیچ گوشی این فریادها را نشنیده اند و شاید هم به گفته ای آقای علی امیری که دریکی از مقالات شان درمورد (نمایشگاه عکس کودکان) گفته بود که همان کودکی را که ما از او در خیابان فرار می کنیم چون باسماجت از ما پول گدای می کند ولی در نمایشگاه باشوق تمام به دیدن عکس اش می رویم. و اکنون هم اگر صدای درد و رنج این پناهجویان تاکنون نتوانسته است حسی را برانگیزد و گوشی شنوای را بیابد به همین خاطر است که شنیدن صدای درد و رنج آدمیان مسوولیت آور و مشکل آفرین خواهد بود اما سخن گفتن از آن درکنفرانس های رسمی امری لذت بخش خواهد بود.

فکری به حال دوزخ امروزمان بکن/ ارزانی تو باد به فردا بهشت من.

آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پيام‌ها

  • چی خوب است بجای فرار از وطن، خزیدن و گدایی در کشورهای بیگانه، معتاد شدن به مواد مخدر باید مردم را تشویق کنیم تا در وطن بمانند و در پولیس و اردوی ملی و سایر ادارات با دیده درایی استادگی کنند چون حق داده نمیشود بلکه گرفته میشود. نشنیده اید که گفته اند: (برو قوی شو که در نظام جهان - هر انکو ضعیف است پامال است)
    از تمام قلم بدستان، روشنفکران و مبلغین و مجموع مردم هزاره رجامندم مردم را به ماندن و اشتراک کردن و قوی شدن تشویق کنند. یکتعداد مردم میروند ایران تحقیر میشوند و یا معتاد دوباره برمیگردند، انسان معتاد از مرده کرده بدتر است زیرا زن، فرزند و حتی جامعه از وی روی گردان است و جز لکه ننگلی چیزی دیگر نیست و اگر حد اقل در صف اردو و یا پولیس که بیعدالتی و تبعیض هم نهایت زیاد اشتراک کنند و بمیرند خوبتر است. مثل امیرحسین قهرمان که مایه افتخار همه است.

    repondre message

  • شاید نویسنده مطلب ایرانی و حزب اللهی باشد! این کشتار به فرمان آیت لله خامنه ای ، صورت می گیرد ، مگر غیر این است؟ بشار اسد، اگر این صد هزار را نمی کشت و یک ملیون را آواره نمیکرد که خودش به سر نوشت معمر قذافی دچار میشد!
    اگر نویسنده محترم، چشمش را باز کند ، ده ها مطلب علیه خامنه ای ضد بشر و حواریون او نگاشته میشود، حفظ اسد ، آینده ای ندارد ویک روز ساقط میشود!

    repondre message

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس