کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی



پذيرش > دیدگاه > اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

چهار شنبه 26 مارس 2014, بوسيله‌ى بهمن تکوین

بعد از حمله "برادران" تفنگ بدست کرزی به هوتل کابل سرینا و قتل بیرحمانه کودکان و زنان، نگرانی ها در مورد وضعیت امنیتی و بخصوص تأمین امنیت مراکز حساس دولتی و غیر دولتی چون دفاتر انتخابات و مراکز رای دهی افزایش یافته است. انیبار حتی محافظه کارترین اقشار جامعه و روشنفکرانی که با سیاست و فعالیتهای سیاسی وداع گفته بودند نیز به جاده ها ریخته و شعارهای تند و تیزی علیه حکومت تبارگرا و فاسد سردادند. فوزیه کوفی از نمایندگان مجلس نیز سکوت را شکسته و این قبیل حملات را به توطئه های حکومت نسبت داد که به گفته وی خواهان اخلال شفافیت انتخابات هستند.

حکومت تبارگرا و فاسد کابل که از چندی بدینسو دگر نقاب دموکراسیخواهی اش بزمین افتاده و مانند روباه مکار و گاهی گراز مستی در حمایت از طالبان و دهشت افگنان در برابر افکار عامه قرار گرفته است، درنظر دارد تا قدرت سیاسی را در جهت تأمین اهداف تعیین شده فاشیستی و تبارگرایی اش بچرخاند. این حکومت با تقلید از نمایشات "دموکراتیک" نوع روسی و ایرانی بنام انتخابات و دموکراسی قصد دارد، افراد و گماشته های خود را با تقلب و فساد بر کرسی ریاست جمهوری نصب کند. این "تیم قبیله" به سردمداری حامد کرزی و همدستانش که بر اریکه قدرت تکیه زده اند هرگز حاضر نیستند با هیچ نوع چرخش دموکراتیک، قدرت را از دست داده و از اهداف شوم استراتیژیک شان که همانا برقراری فاشیزم تباری و خدمت به مافیای اقتصادی و سیاسی است صرفنظر نمایند.

تیم قبیله در انتخابات کنونی با معرفی چهرهایی چون زلمی رسول و گاهی بشکل غیر مستقیم اشرف غنی، خواستار بقدرت رساندن دست نشاندگان مستقیم خویش اند. اما هراز گاهی که متوجه عدم حمایت مردم از این نامزدان میشوند، به گزینه ترور و خشونت متوصل گردیده و با چهره های کریه "برادرانشان" چنگ و دندان نشان میدهند و به مردم هشدار میدهند که ای مردم اگر شما خیر تان را میخواهید، باید به آنچه ما برایتان گزیده ایم سر تسلیم فرو نهید در غیر آن ما از کشتن زنان و اطفال تان هم کوچکترین باکی نخواهیم داشت.

به همین ترتیب، سایر کاندیدان که با شعارهای "حمایت از مجاهدین" و یا "برقرای حکومت ناب اسلامی" به کارزار انتخابات آمده اند، دربرابر دسایس ارگ نشینان مات و مبهوت مانده اند و جز تسلیم به تقدیر، کاری از دست شان ساخته نیست. اما آنچه مسلم است این نامزدان که در تیم داکتر عبدالله و رسول سیاف گردهم آمده اند دو راه دارند، یا اینکه باید با همین وضعیت به انتخابات بروند، شکست شان را بپذیرند و به اوامر "تیم قبیله" لبیک گویند، و یا اینکه انتخابات را تحریم نموده و در تقابل و رویارویی با توطئه گران ارگ، دست به اعتراض زنند. البته گزینه دوم از این گروه ها و نامزدان شان بعید به نظر میرسد و درنتیجه آنچه محتمل است، اعتراضات خشونت آمیز گروه های جنگ سالار بعد از انتخابات خواهد بود.

این روند آنچه را به اثبات خواهد رساند اینست که تبارگرایان ارگ نشین که ناف شان با گروه های دهشت افکن و شبکه های بین المللی ترور گره خورده است برای حفظ قدرت سیاسی دست به هر دسیسه و اقدامی خواهند زد. آنان با تهدید اوضاع امنیتی نخست دست ناظران بین المللی و رسانه های جهانی را از پروسه انتخابات کوتاه خواهند ساخت و بعد به تقلب گسترده دست خواهند زد تا آنچه میخواهند را بدون کوچکترین مزاحمت عملی سازند. بعد از انتخابات، سیاست ها و پالیسی های تبارگرایی و فاشیستی در خدمت تیم قبیله و مافیای اقتصادی و سیاسی ادامه خواهد یافت. اقشار و طبقات تهیدست که همواره فشار تهدید و ترورها را بردوش کشیده اند، منزوی تر گردیده و به حاشیه رانده خواهند شد. زنان و کودکان باید بازهم قربانی خشونت و حق تلفی ها قرار گرفته و دربرابر نمایشات مسخره بنام "حقوق و وجایب" شان در رنج و اندوه بسر برند.

هرچند حقایق کنونی تصاویر خشن و بدبینانه ایرا پیشکش میکند اما آنچه مایه امید و خوشبینی است بیداری قشر جوان و روشنفکران آگاه و مبارز است. این جوانان و روشنفکران که تا دیروز به فعالیت سیاسی و مبارزه رادیکال باور نداشتند و فقط به وظایف روزمره مشغول بوده و دل خوش میکردند، متوجه شدند که اگر بیشتر ازین خاموش بنشینند، حکومت خاین و طرفداران نظام منحط و فاسدش همان کاری را که در حق شهدای ارتش ملی و خبرنگاران و قلم بدستان بخون نشسته کردند، از آنان نیز دریغ نخواهند کرد. خون جوانان روشنفکر چون سردار و کودکان بیگناهش جوانان را بیدارتر ساخته و آنان را متحد و متفق خواهد ساخت تا بر دسیسه گران قوم پرست و تبارگرای ارگ نشین دست رد زده و برای مردمسالاری حقیقی مبارزه نمایند.

انتخابات تقلبی کنونی و ساخت و سازهای نامزدان و ارگ نشینان هرچه باشد یکبار دیگر پیمانها را برای مردمسالاری راستین تقویه نموده و اتحاد اقشار و گروه های اجتماعی و سیاسی را مستحکم خواهد ساخت. این انتخابات مملو از فساد پایه های حاکمیت تبارگرا را به لرزه درخواهد آورد و چهره کریه حاکمان غیر دموکراتیک نظام موجود را آشکار خواهد ساخت.

IP Plans: Best Cloud Web Hosting

Professional web services including fully managed VPS and dedicated servers for businesses and individuals.

Domain Registration - Search and register your domains with IP Plans
Fresh Cloud Shared Hosting with IP Plans
Fully Managed Cloud and SSD VPS with IP Plans
Fully managed Dedicated Servers with IP Plans






86 تن همین اکنون این صفحه کابل پرس را باز کرده اند

پذيرش > دیدگاه > اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

آگهی در کابل پرس

loading...

پيام‌ها

  • آغای بهمن تکوین
    واقعآ مشکلات برجسته شده ولی در بعضی قضاوت هایتان احساسات غلبه کرده است مثلآ اشرف غنی کوچی باوجودیکه یک چهره فاشیستی است ولی شامل دسایس کرزی نیست . با احترام

  • بهمن تکوین؟؟ آیا همان پرویز بهمن نیست؟ همان ادبیات و همان لحن درین مطلب بکار گرفته شده است! اما عکس واقعی است ؟ شبیه همین عکس را، وبسایت پندار( اکنون پندار نو) باری زیر مطلب مرتبط به پرویز بهمن گذاشت و پس از یک روز ، عکس ناپدید شد. حالا هم دیده شود!
    انتقاد و اعتراض و اهانت یکطرفه بر کرزی و قبیله ، بدون انتقاد از مجاهدین آدمکش و ارتجاع سیاه جهادی ، کار پرویز بهمن است، و بس!

  • آقای بهمن درود بر شما
    تا آنجا که من از نوشته های شما برداشت کردم شما جوان با احساس و خون گرمی هستید و خواهان تغییر و دگرگونی در وضعیت موجود مگر درزمینه اینکه این وضعیت را چگونه باید تغییر داد و با کدام روش و اسلوب مبارزاتی و با به کار گیری کدامین نیروهای مؤثر اجتماعی و با بلندکردن جه شعارهایی وخلاصه اینکه با جه کسانی و علیه جه کسانی .... هرقدر کوشیدم پاسخ قناعت بخشی نیافتم زیرا شما بسیار عامگویی کرده و نامشخص صحبت کرده اید که شاید ناشی از همان موضع قوم گرایانه و ناسیونالیستانه یی باشد که شما را واداشته است تا احمد شاه مسعود را با انهمه کارنامه هایش در کنار عبدالمجید کلکانی قرار بدهید و هردو را بایک سنگ وزن نمایید. امید وارم در این زمینه اندکی توضیح بدهید .
    دوست شما
    عزیز یاسین

  • دوستان عزیز!
    خیلی خوشحالم ازینکه نگارش مرا با دقت خوانده و نقد کرده اید. میخواهم کوتاه به پاسخ هریک از عزیزان بپردازم. اما نخست از همه از تمامی دوستان تمنا دارم تا در بحثها اخلاق و آداب سیاسی را مراعت نموده و بجای تهمت و بهتان نظرخود را مطرح نمایند. نه من ادعای جامع الکمالات بودن دارم و نه شما چنین خواهید بود. پس کوشش کنیم بحثها دوستانه و به اساس اسلوب علمی باشد.
    1. دوست عزیز شولتس، (خدا کند اسم مستعار تان را درست نوشته باشم)، از اینکه نوشته من احساساتی است شاید درست میگویید. به عقیده من تا نویسنده احساسات نداشته باشد باید نوشته را کنار گذاشته به کار دکانداری یا بزازی بپردازد. نویسندگی خود یک هنر است و اگر در هنر احساس نباشد به آن چه میماند؟ در مورد اشرف غنی نوشته اید، اتفاقا بحث من در این مقال در مورد اشتراک این شخص در دسایس کرزی نیست بلکه وسیله قرار گرفتن وی توسط تیم قبیله میباشد.
    2. آقای ترابی، من هرگز بخاطر کتمان نظراتم از نام مستعار استفاده نکرده ام. این "پرویز بهمن" هرکی باشد متیقین باشید که من نیستم. من بهمن تکوینم و بس! از اینکه انتقادات من به آقای کرزی شما را خشمگین ساخته است و به دفاع وی پرداخته اید، مشکل "انتقادات یکطرفه" هم فکر کنم رفع شد. موفق باشید!

  • دوست من، عزیز یاسین،
    از کلمات تان نسبت به من متشکرم، در مورد حل مشکلات و راه حل های سیاسی، فکر میکنم این بحث هنوز ادامه دارد، البته اگر به نوشته های قبلی من مراجعه کنید شاید بعضی سوالاتتان پاسخ یابد. اما من متعلق به کدام حزب یا سازمان سیاسی نیستم که پاسخ های آماده شده برایتان داشته باشم، فقط یک نویسنده و تحلیلگر حقیر و فقیر هستم. در این مورد شاید شما خوبتر نظر دهید و پیشنهادات بهتری داشته باشید، خوشحال میشوم اگر نظر تان را شریک سازید. اما در مورد مسعود و کلکانی، اینان را بخاطری در کنار هم قرار دادم که هردو از عزت و شرف خاک و مردم شان در برابر متجاوزین دفاع نموده و جان شان را فدای آرمان مردم کردند. درست است که احمد شاه مسعود منحیث فرمانده جمعیت اسلامی دچار اشتباهاتی هم شده که بالاخره باعث ریختن خونش شد. هرچند جایگاه مجید کلکانی مانند طاهر بدخشی واقعا بی بدیل است. اما وقتی سخن از آزادگی و آزادیخواهی است، باید اینها را در کنار هم گذاشت، من به عقاید و ایدئولوژی شان کاری ندارم. اینها هرگز بخاطر عقاید ناسیونالیستی نیست، من ناسیونالیست و یا قومگرا نیستم اما بخاطر مردم و میهنم مینویسم و کار میکنم. قومگرایی بزرگتری دشمن مردم ماست. اما عدم اعتقاد به حل مسئله ملی مشکل بزرگتر است. اگر علاقمند این بحث هستید به نوشته های قبلی و بعدی من نظر کنید، شاید بتوانم به پرسشهایتان بپردازم

    کامگار باشید!

  • دوست گرامي تكوين صاحب با سپاس از پاسخ شما ميخواهم قبل از پرداختن به جزئيات نظر وبرداشت شمارا از مقوله هايي چون ميهن ومردم وملت بدانم مثلا بايد مشخص نماييم كه منظور مان از مردم چه كساني اند ؟ اين مقوله در بر گيرندهء كيها بوده ميتواند مثلا ايا مسعود وهمقطارنش نيز شامل اين محدودة شده ميتوانند ياني اگر بلي بس اينگه ايشان يگ عمر در راه تأمين منافع ارتجاعي ترين نيرو هاي جهان خدمت كردند ودارند به اين خدمت وپابوسي خويش ادامه ميدهند ، ازجانب شما پذيرفتني است يا خير ، اگر اري ، پس شما دانيد و أفكار وارماهايتان واگر پذيرفتني نيست پس بايد به جاي مقوله ء ياد شده جانشين ديگري را جست و جو نماييم تا بتواند بيانگر معني مورد نظرمان باشد وما را به تناقض گويي نكشاند ، به همين ترتيب مقوله هاي ملت وميهن و تعيين حدود وثغور ستم ملي و راههاي حل ان ، ودر ضمن اگر لطف نموده نظرتان را در مورد تقسيم جوامع بشري به طبقات ومبارزات جاري ميان انها به گونه يي فشرده ابراز نماييد خوشحال ميشوم .
    خوش و كامياب باشيد
    عزيز ياسين

  • دوستان عزیز ، بیاید از این حرفهای که هیچگاه به درد مردم و ملت نخورده اجتناب کنیم به فکر این باشیم که این همه مردم بیچاره که ازسر و صورت شان معلومه که توانایی در انتخاب نمایندگان شان ندارد مانند ماش به هر طرف لم می دهند هدف مشخص نیست هر کس یه ساز خودشان رقص سماع
    میکند مردم بی سواد به سرو کله شان مملو از عقده ، نفرت ، جنگ ، گر چه انها میدانند به همان جنایتکاران گذشته و دست نشانده های با قدرت ، سر قدرت اند چاره جز تظاهر ندارند ،چه میشود کرد ؟ همان آش است همان کاسه ،اما این بار کاسه های داغ تر از آش خواهند بود دعا کیند که به سلامتی و موفقیت در جامعه و مردم از این مخمسه جان سالم بدر ببرند.

  • عجیب است، عکسی که درهمین کابل پرس از آقای بهمن تکوین بار ها ، نشر شده با عکس کنونی شان تطابق و شباهت ندارد ، بنگرید:

  • این عزیزی که اینقدر دنبال عکس و هویت مرا گرفته نمیدانم چه میخواهد، هرچه باشد دوست عزیز مقالاتی بنام و عکس من به نشر میرسند، آنان را من میشناسم و شما هم؛ البته این عکس من از مدتی قبل است و عکسی که حال به نشر رسیده عکس جدیدم میباشد. اینکه کسی دیگر از عکس و نام من چیزی را به نشر برساند بعید نیست. امیدوارم شما با اینکار نیت سو نداشته باشید و اگر هم نیتی در کار باشد، کاری از دست تان ساخته نیست، امروزه در دنیا مجازی انترنیت همه چیز امکان دارد. شما به افکار و نظرات من متوجه باشید نه به عکس و نام وغیره.

  • اگر افغان غیرت میداشت برادران خود را هنگام خواب نمیکشت و ناجوانمردانه خنجر را از پشت نمیزد.
    اگر افغان غیرت میداشت جواب راکتهای پاکستان را میداد.
    اگر افغان غیرت میداشت در خشتک زن خود بمب جاسازی نمیکرد.
    اگر افغان غیرت میداشت مرز بین پاکستان و افغانستان را دیوار میگرفت.
    اگر افغان غیرت میداشت مردم عادی را نمیکشت
    اگر افغان غیرت میداشت گدایی نمیکرد
    اگر افغان غیرت میداشت طالب را در جایش مینشاند
    اگر افغان غیرت میداشت کودکان را نمیکشت
    اگر افغان غیرت میداشت برای پاکستان رقص نمیکرد
    اگر افغان غیرت میداشت ابروی ما را در جهان نمیبرد
    اگر افغان غیرت میداشت تروریست نمیشد و به ساز عرب و عجم و پاکستانی و امریکایی و انگلیس اتن نمیرقصید
    اگر افغان غیرت میداشت .....

    ندارد. یک گرام غیرت ندارد. وحشیست و دستانش تا بازو به خون مردم بیگناه اغشته است.

  • چرا در این خراب شده باید زندگی کرد؟ چرا تجزیه نمیشود که دنیا ارام بگیرد؟ چرا؟

  • جناب عزیز یاسین،
    سوالاتی را که شما مطرح میکنید باید در موردش کتابها نوشت که من فکر نمیکنم پیام نویس حاضر در این صفحه انترنیت حوصله حمل آنرا داشته باشد. اما بعضی تعاریف در مورد مردم، ملت، میهن وغیره آنقدر واضح و پوست کنده اند که نیاز به بحث ندارد. اینکه احمد شاه مسعود شامل ملت بود و از ملت در برابر تجاوز روس، اعراب، تروریزم و پاکستانی ها دفاع کرد را بازهم تایید و با قاطعیت دفاع میکنم. در مورد مسئله ملی وغیره سوالاتتان به این نشانی مراجعه کنید.
    http://www.takwin2009.blogfa.com/8912.aspx
    البته در مورد بحث طبقات و مبارزه طبقاتی باید یاد آور شوم که درباره این مقولات من به تفاسیر و ترجمه های روسی و چینی باورمند نیستم. متاسفانه روشنفکران ما بجز کاپی برداری از آثار خارجی تا حال نتوانسته اند این بحث را بگونه علمی حل کنند. اینجا نه تحلیل طبقاتی صورت گرفته و نه هم ساختار این نوع مبارزه مشخص است. آنچه را که طرفداران روس و چین مطرح کرده اند فقط کاپی برداری از نوشته های همان کشورها آنهم با ترجمه های "حزب توده" ایران بوده است که ارتباط چندانی با وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور ما ندارد. به هر ترتیب اگر شما کدام نوشته و طرح خاص "افغانی" دارید، برای ما بفرستید. اما بحث تقسیم بندی اقوام و ملیتها در کشور ما اگر همان بحث طبقاتی نباشد به همان انداز داغ و حاد است، زیرا اینجا اریستوکراسی فیودالیته در اتحاد با بازرگانان دلال، بنام اقوام/ میلیتها به تفکیک توده ها پرداخته و گروههایی از آنان بنام "مهاجر" "بی وطن" وغیره تحت ستم و استثمار قرار داده اند. و برای مبازه با آن باید همزمان گلیم تبارگرایان که مجرای سیاستگذاریهای این اشرافیت فیودالی میباشند را برچید.
    حتما منتظر نوشته های بعدی باشید، دقیق به این بحثها اشاره خواهم کرد.
    سربلند باشید!

  • جناب تکوین درود به شما
    با سپاس از پاسخ شما میخواهم نکات زیرن را بسیار صمیمانه مطرح نمایم : از پاسخ شما و از ان نوشتۀ تحلیلی تان که آدرسش را داده اید ومن قبلا آنرا نه تنها مرور کرده بودم بلکه در فایلی که تحت عنوان ناسیونالیسم ترتیب داده ام بایگانی هم کرده بودم ، برمی آید که شما دارای نظرات منحصر به خودتان را دارید که از هر مکتب و هر اتجاه و هر دیدگاه به مقدار مورد نیاز خودتان برداشته و بقیه را به صاحبانش جا گذاشته اید یعنی نظرات شما به گونه یی التقاطی " تکوین " یافته است . شما از یکسو نوشته اید که « ... اینکه احمد شاه مسعود شامل ملت بود و از ملت در برابر تجاوز روس، اعراب، تروریزم و پاکستانی ها دفاع کرد را بازهم تایید و با قاطعیت دفاع میکنم » و از سوی دیگر ناسیونالیست بودن خود را نفی کرده اید . به نظر من این یک تناقض به حساب می آید زیرا معیار دفاع شما را تنها همین تاجک بودن ویا در بهترین حالت افغان بودن او و مفکران حاضر در صحنۀ او تشکیل میدهد و لاغیر زیرا شما در این برداشت خویش اخوانی بودن ووابسته بودن آنان به ارتجاع اسلامی و بربریت نظام سرمایه داری را به باد فراموشی نهاده اید و در یک التقاط نا متجانس انان را در کنار مجید کلکانی و بالطبع سامایی هایی که این برادران همین اکنون به خونشان تشنه هستند قرار داده اید ولی چون سلیقه وشاید هم منافع خاص خودتان ایجاب نمیکند طالبان را که با انتحار و قربانی دادن جانهایشان از " میهن " و عقیدۀ شان " ناسیونالیستانه " دفاع مینمایند تر وریست مینامید .... و از سوی دیگر عملا در مقام مبلع اندیشه های " ناب " مولانا باعث خود نمایی میکنید ... پس میشود حکم کرد که جهان بینی شما یک مقدار التقاطی و نا مشخص است واین امر باعث میشود تا کنار امدن با شما دشوار تر باشد.
    نکته دیگراینکه در پاسخ من درمورد موجودیت طبقات اجتماعی و جدال مستمر میان آنها رفته اید سراغ روسیه و چین آخر مرد حسابی من از شما فقط اینرا پرسیده ام که آیا شما این واقعیت را میپذیرید که در هر اجتماعی از آدمها هچو تقسیم بندی هایی موجود است یانه ؟ طبقات اجتماعی و مبارزه و جدال میان آنها کالای وارداتی وصادراتی نیست که از روسیه و چین بیاید ما آنرا بپذیریم یا رد کنیم ما در جامعۀ خودمان سرمایه دارو تاجر و بورژوا کارگر شاغل وکار گر بیکار و معلم و پرستار و دهقان ... به قدر کفایت داریم و این که شما از عینک قومیتها وملیتها و قبائل به جامعه نگاه کرده واین کتله هارا نمی بینید مشکل شماست ورنه اینها هستند و همه روزه باهم مناسبات ومراودات افتصادی و فرهنگی وسیاسی برقرار مینمایند یکی استثمار و بهره کشی میکند وآن دیگری عرق میریزد و استثمار میشود .... به هر صورت من فکر میکنم که کنار امدن با شما اندکی دشوار به نظر می آید با اینهم من از شما دعوت مینمایم تا سری به سایت سازمانی که من افتخار عضویت آنرا دارم بزنید و مقالات فراوانی را که در آن نشرو بایگانی شده است مطالعه بفرمایید وآنگاه اگر خواستید با نقدها ی خویش مارا به پاسخ دهی فرا خوانید . ما را در دوسایت میتوانید بیابید : « عصر جدید » و « سازمان سوسیالیستهای کارگری افغانستان »
    به آرزوی موفقیتهای بیشتر شما
    عزیز یاسین

  • با سلام مجدد وبا معذرت ميخواهم در مورد همين نوشته بالا نيز برخي موارد را از شما بدانم شما نوشته ايد :
    انتخابات تقلبی کنونی و ساخت و سازهای نامزدان و ارگ نشینان هرچه باشد یکبار دیگر پیمانها را برای مردمسالاری راستین تقویه نموده و اتحاد اقشار و گروه های اجتماعی و سیاسی را مستحکم خواهد ساخت. این انتخابات مملو از فساد پایه های حاکمیت تبارگرا را به لرزه درخواهد آورد و چهره کریه حاکمان غیر دموکراتیک نظام موجود را آشکار خواهد ساخت.
    در اين را بطه ميخواهم بدانم كه پيمانهاي مردمسالاري راستين چه خواهد بود وميان چه كساني وروي كدام أصول وپلادفورمهايي بسته خواهدشد؟
    واين انتخابات چگونه باعث خواهد شد تا پايه هاي حاكميت تبار گرا به لرزه درايد وچهرهء حاكمان غير دموكراتيك ان اشكار شود ؟ چه كساني اين لرزه را إيجاد خواهند كرد ؟ منظورتان از اين نيروها ايا يكي از همين احزاب وتشكلات سياسي دخيل در كمپينها ي انتخاباتي كنوني است يا نيروي تازه رس سياسي ديگري كه در شرف وردو به ميدان مبارزات سياسي أتي در كشورمان قرار دارد ، اگر اين طور است اين نيرو را چه كساني تشكيل خواهند داد وفعلا در كجا تشريف دارند وچرا منتظر اند وقبل از انكه تبار گرايان به هدف شوم شان نائل أيند پايه ميدان نميگذارند و "مردم" را نجات نمي دهند؟ واگرهم در موقعيتي قرارندارند كه جلو تقلب در انتخابات را بگيرند حد اقل چرا اعلان وجود نمي كنند ونقدشان را براوضاع كنوني رسانه يي نمي سازند ؟
    موفق باشيد
    عزيز ياسين

  • همان پنجشیری شنگریست.

  • به و سیله فا رو ق
    سلا م به همه : هر کسی باشد چه بسیا ر آ د م تحصیل کر ده یا بیسو ا د این ر ا مید ا ند که ارگ چی می کند ؟ هر کسی در ین مو رد می نو یسد یا ا فشا گر ی می کند قا بل قدر است اما مسأ له ی افغا نستا ن ازین حد گذ شته که چه کسی در ست نو شته چه کسی غلط حا لا د یگر همه مسا یل ر ا همه ی ملت می د انند د رود بر شا بر ا د ر عزیز با مطلب نو شته شد ه ی تا ن .

  • قست های ار ارشادات شان درست اما چگونه امکان دارد کسانی را که بر خلاف مسیر دمکراسی روان بوده اند , دزد اند و قاتل, عیاش اند و ابن الوقت, جاسوس اند بیناد گرا...... را از اینکه از حلقه فلان قاتل سمت ماست در نهایت ظاهرا از تبار ماست بر ملیت بزرگ سر بکف از جمع وارثان حقیقی این مرز وبوم را پشتیبانی و همدردی بنمایم تا در راس قدرت قرار گیرد و برای ما دمکراسی را نهادینه بفرماید؟

  • دوستان عزیز از تک تک شما ممنونم که بر این نگارش پیام گذاشته اید. امیدوارم در نوشته های بعدی نیز بتوانم مسائل قابل استفاده ای را خدمت تان نشر کنم.

  • عزیز یاسین گرامی،
    بازهم با عرض ارات، خوشحالم که شما میخواهید مطالب را تا عمق پیگیری نمایید. فقط میخواهم کوتاه در مورد سوالات شما بنویسم که: موضوع مردمسالاری راستین بحث تیوریکی است که هم اکنون بین من و دوستانم زیر کار بوده و بزودی مبانی آن را به دست نشر خواهیم سپرد. من به آدرس های انترنیتی شما مراجعه کردم. از این که شما از یک موضع مارکسیستی و ایدئولوژیک با من وارد مباحثه گردیده اید، تعجب میکنم. متاسفانه این حوصله مندی در میان "مارکسیستان" افغانستان نبوده است که با حوصله مندی بحثهای سیاسی و تیوریک را دنبال کنند. من اتفاقا از ادبیات و طرز فکر شما واقفم اما مشکل اینست که طرح ها و مباحث تیوریک شما یک اندازه برای مردم ما حساسیت برانگیز است. اینجا مدل هایی خشنی از تیوری های به اصطلاح "مارکسیستی"، "لنینینستی"، "مائوییستی" وغیره ارائه و تطبیق گردیده که متاسفانه جامعه و مردم ما را مجبور به انزجار و نفرت کرده اند. اگر درست قضاوت کرده باشم این پدیده افراطیت که شامل حال جناح راست بود از جانب جناح چپ آغاز و ترویج گردید و نتیجه اش همین جنگ، نسل کشی و طفل کشی است که امروز هم جریان دارد. اگر باید طرح های شما را تعقیب کنیم، انجام عملی آن چه خواهد بود؟ بازهم جنگ و "مبارزه مسلحانه"؟ آیا شما طرفدار حل خشونت آمیز قضایا هستید یا میخواهید جنگهای خانمانسوز در کشور از راه دموکراتیک حل گردد؟ شما متاسفانه در افغانستان سیاست نمیکنید، در افغانستان کار نمیکنید و یا اگر این کار را میکنید برایتان تحقق یک ایدئولوژی مهمتر از خون میلیونها انسانیست که زندگی شان را از دست میدهند. اما برای من زندگی یک انسان بیگناه مهمتر از هر ایدئولوژی و طرز فکری میباشد. میدانم که امپریالیزم جهانی در افغانستان چه میخواهد و چه میکند، اما من میپرسم مگر اینجا چه خبر است؟ آیا خمیر مایه حیات ما را با جنگ آمیخته اند؟ هیچ امپراطور و جهانکشایی نبوده است که مردم مظلوم ما را به خاک و خون نکشانیده باشند. آخرینش هم روسها و حال امریکایی ها. به صراحت بگویم که نه روس و نه هم امریکا برایشان حضور در کشور ما هدف استراتیژیک بوده است. آنان از این جغرافیای زخمی منحیث معبر برای رسیدن به قلب دشمنان شان استفاده کرده اند و ما قربانی بازی این قدرت های بزرگ شده ایم. مبارزه راه های دیگر هم دارد. اگر بر مردم سالاری باورمندیم باید از دگماتیزم تیوریک خود را وارهانیم. حال این مهم نیست که فلان و بهمان "رهبر" چه گفته و یا فلان جریان "کارگری" و یا "اسلامی" در فلان نقطه دنیا اینطور می اندیشند یا اینطور میگویند، ما باید با مغز خود بیاندیشیم و با پای خود راه برویم.
    از من میپرسید جریانهایی که به مردم سالاری راستین باور دارند کدامها اند؟ .. این پلاتفرمها کجاست؟ نمیخواهم کلی گویی کنم اما شما را فرا میخوانم به تعقیب رسانه های مربوط به افغانستان، بخصوص بعد از شهادت سربازان ارتش ملی در کنر و حادثه المناک کابل سرینا، جوانانی که به جاده ها ریختند، منظورم دقیقا همینها استند. اینان نه لاف مبارزه و نه هم لاف تیوریسن بودن را میزنند اما همین شهامت را دارند که در قلب پایتخت ترور و فساد به مبارزه مدنی دست یازند (چنانچه من در مقاله ام به آنان اشاره کردم). درست است که این کدام حزب و یا سازمان واحد سیاسی نیست اما نقش مبارزه آنان موثر تر از هر حزب و سازمانیست که فقط به شعارها دل خوش میکنند و هم و غم شان را تطبیق ایدئولوژی های وارداتی میسازد.
    من قصد نقد ایدئولوژیک شما را ندارم اما شما را حتما دعوت میکنم که زیاد نه فقط برای یک ماه به کابل (امنترین شهر افغانستان!!!) بروید و آنجا این عقاید تان را در میان توده های عام تبلیغ کنید، و آنگاه در مورد تیوری و پراتیک خود و دیگران قضاوت کنید. من نمیگویم به روستاها یا ولایات بروید و آنجا به مطالعه عملی سیاسی و آمارگیریها بخاطر دستیافتن به یک تحلیل "مشخص" اوضاع دست یابید.
    با احترام
    تکوین

  • بهمن عزیز و گرامی درود به شما
    از اینکه به سایتهایمان سر زدید سپاسگزارم مگر از اینکه هنوزهم به ما با همان دیدی مینگرید که ما ممثل همان چپهای سنتی از قبیل پرچمی ویا خلقی ویا شعله یی ویا به عبارتهای دیگر استالینست ویا ما ئوئیست ویا برژنفیست و یا انورخوجه ئیست ویا فیدل کاستروئیست ویا چاویزستو ایستهای دیگری از این قبیل که با مارکس واندیشه هاو نظریاتش خوانایی ندارند .. هستیم جای نگرانی است . حال که شما از طرز دید ما اگاه شده اید نباید در این تردیدی داشته باشید که ما مارکسیست هستیم و اتجاه اصلی و اساسی کار مارا به راه انداختن ورشد جنبش اجتماعی کار گران و سائر زحمتکشان کشور در پیوند با جنبشهای کارگری در منطقه و جهان تشکیل میدهد . صد البته که ما از دشواری وصعوبت این کار کاملا آگاه بوده و به رغم این دشواریها و مشکلات عدیده یی که در فراراه ما قرارد ارد این راه را برگزیده ایم زیرا میدانیم که این یگانه راه نجات است و میتوان با بردن آگاهی طبقاتی و تئوری انقلابی به صفوف کارگران و زحمتکشان کشور چنین جنبشی را به راه انداخت و با به کار گیری تاکتیکها و مانورهای سیاسی و صنفی و که شامل به راه اندازی اعتصابها ی کا رگران و معلمان و پرستاران وکارمندان دولتی و محرومترین قشر جامعه بعنی زنان و تظاهرات و پروتستهای کارگری ودانشجویی و عصیانهای مدنی به دست اوردهای صنفی و دموکراتیک نائل آمد و سر انجام زمینه را به تصاحب قدر ت دولتی برای طبقۀ کارگر آگاه و انقلابی فراهم نمود . این در وهلۀ نجست بسیار ارمانگرایانه و اتیوپیایی به نظر می آید مگر چاره چیست این راه را چار باید پیمود و نا چار باید پیمود راه دیگری برا خلاصی از این نکبتها و بد روزی ها سراغ نمیشود و همانطور که در بالا اشاره نمودم این راه بسیار صعب العبور است ولی انجامش بهروزی و آزادی را با خود دارد.
    اینکه شما می اندیشید و چنان میپندارید که ماهم مانند چپهای سنتی فقط در پی به دست آوردن قدرت برای حزب ویا سازمان خود هستیم ناشی از تجربه تلخی است که از گذشته دارید . مگرما همانطوریکه در برنامه و اساسنامۀ سازمان سوسیالیستهای کار گری و مقالات وتحلیلهایمان بار بار و به کرات توضیح داده ا ایم تصور ما اینست که بدون داشتن یک حزب مجهز با تئوری انقلابی و کارگری و بدون رفتن به صفوف کارگران و آگاه سازی آنان و به راه انداحتن جنبش اجتماعی کارگری هزگز نمیتوان نظام سرمایه داری را سرنگون و نظام اجتماعی فارغ از برده گی مزدی ومالکیت خصوصی بر وسائل تولید را که همان نظام سوسیالیستی کار گری باشد به جای آن مستقر ساخت . مگر چنانکه قبلا گفتم در اینجا بازهم با تأکید میگویم که این کار اسان و زود رس نیس و بسیار زحمت پذیری و تلاش و فداکاری میخواهد و از همی خاطر است که کمتر کسانی حاضر میشوند تا این راه را برگزیده عمر و جوانی خویش را در پیمودن آن هزینه نمایند.
    شما نوشته اید که : « اگر باید طرح های شما را تعقیب کنیم، انجام عملی آن چه خواهد بود؟ بازهم جنگ و "مبارزه مسلحانه"؟ آیا شما طرفدار حل خشونت آمیز قضایا هستید یا میخواهید جنگهای خانمانسوز در کشور از راه دموکراتیک حل گردد؟ » فکر میکنم برا پاسخ به این پرسش شما آنچه در بالا تذکردادم کافی باشد و با انهم قابل یاد آوری میدانم که به راه انداختن جنبش واقعی کارگران و زحمتکشان و کشاندن آنان به رویا رویی اعتراضی و حق طلبانه در برابر استقمار گران و سرمایه داران و دست یابی به قدرت از این طریق کمترین خونریزی را در پی خوهد داشت وبا کمترین تلفات میتوان به مقصد رسید . و در همینجا باید خاط نشان سازم که راه نحل قومگرایانه و قوم ستیزانه و ناسیونالیستی برهزینه ترین و بی نتیجه ترین وارتجاعیی ترین راه به نطر می آید
    زیرا در مسیر آن باید هزاران انسان تنها به خاطر متعلق بودن به تبارهای معینی کشته شوند و در نتیجه و سرانجام بازهم همان سران قومی ورؤسای قبائل قدرت را قبضه و کسانی را که با خون خود انان را به اریکه قدر نشانده اند مجددا مورد استثمار و بهره کشی قراردهند. چنانکه تاریخ بار بار به این امر گواهی داده است . یعنی اینکه راه حل قوم گرایانه و ناسیونالیستی و ملت پرستانه راهیست مسدود و پر هزینه و بی نتیجه
    شما نوشته اید : شما متاسفانه در افغانستان سیاست نمیکنید، در افغانستان کار نمیکنید و یا اگر این کار را میکنید برایتان تحقق یک ایدئولوژی مهمتر از خون میلیونها انسانیست که زندگی شان را از دست میدهند. اما برای من زندگی یک انسان بیگناه مهمتر از هر ایدئولوژی و طرز فکری میباشد
    در این باره باید از شما صمیمانه بپرسم که شما از روی کدام سند ودست آویز ی این حکم را که ما خواهان خونریزی هستیم صادر نموده اید ؟ آیا ما در برنامه ویا اساسنامه ویا در مقالات وتحلیلهایما ن روی چنین امر تاکید کرده ایم ؟ ما به صراحت و با تأکید اعلان کرده ایم که علیه اصدار حکم اعدام در سطح منطقه و جهان به شدت مبارزه میکنیم و انرا به مثابۀ قتل عمد دولتی تقبیح میکنیم حال اینکه شاید شما با مادر این امر موافق نبوده و آنرا به خاطر جلوگیری از تکرار جنایت مجاز و مسموح بشمارید. پس اینطور که هست بایدبدانید که ما به تأسی از آموزه های درخشان مارکس کسانی هستیم که ریختن یک قطره خون انسان را روا نمیدانیم .
    شما از از شهادت سربازان ارتش ملی در کنر یاد اوری کرده اید . در این باره باید بگویم که من سوسیالیست به مراتب بیشتر از هرکس دیگری برا آنا اشک ریختم زیرا انان مظلومانه جان باختند تا کرزی و دارودسته اش و فرزندان این جنایت پیشه ها در بستر های نرم گرم خود به آرامی بخوابند و از نعمات مادی یی که به قمیت خون آنان و دهها سرباز دیگر و عرق جبین ملیونها کار گر تامین میشود بهرمند باشند ، خیر است که فامیلهای انان تمام عمر خویش را در حرمان عزیزان و فرزندان خویش به سر ببرند ، بلی چون توده هستند و باید به خاطر مالکان و سرمایه داران حاکم قربانی بدهند!!!!!!
    شماازمن به گونه یی طعنه امیز خواسته اید که به کابل بیایم . در این رابطه باید عرض کنم که ما نه تنها در کابل بلکه در پروان ونورستان و کنر و جلال آباد و تخار و نیمروز و فراه و هرات وووو هسته های انقلابی جوانان بادر د و آگاه را داریم و سر سختانه تلاش میکنیم تا پایه ها ی اساسی کار روشنگرانه را در آنجاهها مستحکم نماییم . ما به این باور هستیم که بدون داشتن حزب مجهز با تئوری واقعا انقلابی هرگز نمیتوان به سوسیالیسم رسید . و ایجاد چنان حزبی کار یک روز و دوروز نیست و فدا کاری و از خود گذری میخواهد.
    اگر با این گفته های خویش خاطر شما را آزرده باشم پوزش میخواهم
    مؤفق و کامگار باشید
    عزیز یاسین

  • با معذرت نسبت موجودیت برخی خطاها ی طباعتی مجبور شدم متن بالا را بعد از اصلاحات لازم دوباره ثبت نمایم
    بهمن عزیز و گرامی درود به شما
    از اینکه به سایتهایمان سر زدید سپاسگزارم مگر از اینکه هنوزهم به ما با همان دیدی مینگرید که گویا ما ممثل همان چپهای سنتی از قبیل پرچمی ویا خلقی ویا شعله یی ویا به عبارتهای دیگر استالینست ویا ما ئوئیست ویا برژنفیست و یا انورخوجه ئیست ویا فیدل کاستروئیست ویا چاویزست و ایستهای دیگری از این قبیل که با مارکس واندیشه هاو نظریاتش خوانایی ندارند .. هستیم جای نگرانی است . حال که شما از طرز دید ما اگاه شده اید نباید در این تردیدی داشته باشید که ما مارکسیست هستیم و اتجاه اصلی و اساسی کار مارا به راه انداختن ورشد جنبش اجتماعی کار گران و سائر زحمتکشان کشور در پیوند با جنبشهای کارگری در منطقه و جهان تشکیل میدهد . صد البته که ما از دشواری وصعوبت این کار کاملا آگاه بوده و به رغم این دشواریها و مشکلات عدیده یی که در فراراه ما قرارد ارد این راه را برگزیده ایم زیرا میدانیم که این یگانه راه نجات است و میتوان با بردن آگاهی طبقاتی و تئوری انقلابی به صفوف کارگران و زحمتکشان کشور چنین جنبشی را به راه انداخت و با به کار گیری تاکتیکها و مانورهای سیاسی و صنفی و که شامل به راه اندازی اعتصابها ی کا رگران و معلمان و پرستاران وکارمندان دولتی و محرومترین قشر جامعه بعنی زنان و تظاهرات و پروتستهای کارگری ودانشجویی و عصیانهای مدنی به دست آوردهای صنفی و دموکراتیک نائل آمد و سر انجام زمینه را به تصاحب قدر ت دولتی برای طبقۀ کارگر آگاه و انقلابی فراهم نمود . این در وهلۀ نخست بسیار آرمانگرایانه و اتیوپیایی به نظر می آید مگر چاره چیست این راه را چار باید پیمود و نا چار باید پیمود راه دیگری برا ی خلاصی از این نکبتها و بد روزی ها سراغ نمیشود و همانطور که در بالا اشاره نمودم این راه بسیار صعب العبور است ولی انجامش بهروزی و آزادی را با خود دارد.
    اینکه شما می اندیشید و چنان میپندارید که ماهم مانند چپهای سنتی فقط در پی به دست آوردن قدرت برای حزب ویا سازمان خود هستیم ناشی از تجربه تلخی است که از گذشته دارید . مگرما همانطوریکه در برنامه و اساسنامۀ سازمان سوسیالیستهای کار گری و مقالات وتحلیلهایمان بار بار و به کرات توضیح داده ایم تصور ما اینست که بدون داشتن یک حزب مجهز با تئوری انقلابی و کارگری و بدون رفتن به صفوف کارگران و آگاه سازی آنان و بدون به راه انداحتن جنبش اجتماعی کارگری هزگز نمیتوان نظام سرمایه داری را سرنگون و نظام اجتماعی فارغ از برده گی مزدی ومالکیت خصوصی بر وسائل تولید را که همان نظام سوسیالیستی کار گری باشد به جای آن مستقر ساخت . مگر چنانکه قبلا گفتم در اینجا بازهم با تأکید میگویم که این کار اسان و زود رس نیست و بسیار زحمت پذیری و تلاش و فداکاری میخواهد و از همین خاطر است که کمتر کسانی حاضر میشوند تا این راه را برگزیده عمر و جوانی خویش را در پیمودن آن هزینه نمایند.
    شما نوشته اید که : « اگر باید طرح های شما را تعقیب کنیم، انجام عملی آن چه خواهد بود؟ بازهم جنگ و "مبارزه مسلحانه"؟ آیا شما طرفدار حل خشونت آمیز قضایا هستید یا میخواهید جنگهای خانمانسوز در کشور از راه دموکراتیک حل گردد؟ »
    فکر میکنم برا پاسخ به این پرسش شما آنچه در بالا تذکردادم کافی باشد و با انهم قابل یاد آوری میدانم که به راه انداختن جنبش واقعی کارگران و زحمتکشان و کشاندن آنان به رویا رویی اعتراضی و حق طلبانه در برابر استقمار گران و سرمایه داران و دست یابی به قدرت از این طریق کمترین خونریزی را در پی خواهد داشت وبا کمترین تلفات میتوان به مقصد رسید . و در همینجا باید خاط نشان سازم که راه حل قومگرایانه و قوم ستیزانه و ناسیونالیستی پرهزینه ترین و بی نتیجه ترین وارتجاعیی ترین راه به نطر می آید
    زیرا در مسیر آن باید هزاران انسان تنها به خاطر متعلق بودن به تبارهای معینی کشته شوند و در نتیجه و سرانجام بازهم همان سران قومی ورؤسای قبائل قدرت را قبضه و کسانی را که با خون خود آنان را به اریکه قدر نشانده اند مجددا مورد استثمار و بهره کشی قراردهند. چنانکه تاریخ بار بار به این امر گواهی داده است . یعنی اینکه راه حل قوم گرایانه و ناسیونالیستی و ملت پرستانه راهیست مسدود و پر هزینه و بی نتیجه
    شما نوشته اید : « شما متاسفانه در افغانستان سیاست نمیکنید، در افغانستان کار نمیکنید و یا اگر این کار را میکنید برایتان تحقق یک ایدئولوژی مهمتر از خون میلیونها انسانیست که زندگی شان را از دست میدهند. اما برای من زندگی یک انسان بیگناه مهمتر از هر ایدئولوژی و طرز فکری میباشد »
    در این باره باید از شما صمیمانه بپرسم که شما از روی کدام سند ودست آویز ی این حکم را که ما خواهان خونریزی هستیم صادر نموده اید ؟ آیا ما در برنامه ویا اساسنامه ویا در مقالات وتحلیلهایما ن روی چنین امر تاکید کرده ایم ؟ ما به صراحت و با تأکید اعلان کرده ایم که علیه اصدار حکم اعدام در سطح منطقه و جهان به شدت مبارزه میکنیم و انرا به مثابۀ قتل عمد دولتی تقبیح میکنیم حال اینکه شاید حتی شما هم با مادر این امر موافق نبوده و آنرا به خاطر جلوگیری از تکرار جنایت مجاز و مسموح بشمارید. پس اینطور که هست بایدبدانید که ما به تأسی از آموزه های درخشان مارکس کسانی هستیم که ریختن یک قطره خون انسان را روا نمیدانیم . و آنانی که زیر نام مارکسیسم وکمونیسم امدند و خون ریختند و اعدام کردند جنایتکارانی بیش نبودند و با مارکس ومارکسیسم ربطی نداشتند و همین اکنون نیز هستند کسانی که همانگونه می اندیشند مگر خوشبختانه تاریخ مصرفشان به پایان رسیده است و نیرنگهایشان افشا شده است و چای پایی در جوامع امروزی ندارند و با گذشت هر روز منزوی وایزوله شده و به زباله دان تاریخ پرتاب میشوند. مانند بقایای حزب دموکراتیک خلق و بقایای شعله جاوید و ساماوسازا وغیره سازمانهایی چپ که در خدمت تأمین اهداف و آرمانهای سرمایه داران بورژا قرار داشتند ودارند وطبقۀ کارگر دربرنامه های کاری آنان جایی نداشته و هنوزهم از از این طبقه در مخیله هایشان تصویری روشن به چشم نمی خورد و همچنان در ایران میتوان حزب توده و فداییان اکثریت و مجاهیدن خلق و ... را نامبرد
    شما از از شهادت سربازان ارتش ملی در کنر یاد آوری کرده اید . در این باره باید بگویم که من سوسیالیست به مراتب بیشتر از هرکس دیگری برا آنا ن اشک ریختم زیرا آنان مظلومانه جان باختند تا کرزی و دارودسته اش و فرزندان این جنایت پیشه ها در بستر های نرم گرم خود به آرامی بخوابند و از نعمات مادی یی که به قمیت خون آنان و دهها سرباز دیگر و عرق جبین ملیونها کار گر تامین میشود بهرمند باشند ، خیر است که فامیلهای آنان باید تمام عمر خویش را در حرمان عزیزان و فرزندان خویش به سر ببرند !! بلی چون توده هستند و باید به خاطر مالکان و سرمایه داران حاکم قربانی بدهند!!!!!!
    شماازمن به گونه یی طعنه آمیز خواسته اید که به کابل بیایم . در این رابطه باید عرض کنم که ما نه تنها در کابل بلکه در پروان ونورستان و کنر و جلال آباد و تخار و نیمروز و فراه و هرات وووو هسته های انقلابی جوانان بادر د و آگاه را داریم و سر سختانه تلاش میکنیم تا پایه ها ی اساسی کار روشنگرانه را در آنجاهها مستحکم نماییم . ما به این باور هستیم که بدون داشتن حزب مجهز با تئوری واقعا انقلابی هرگز نمیتوان به سوسیالیسم رسید . و ایجاد چنان حزبی کار یک روز و دوروز نیست و فدا کاری و از خود گذری میخواهد.
    اگر با این گفته های خویش خاطر شما را آزرده باشم پوزش میخواهم
    مؤفق و کامگار باشید
    عزیز یاسین

  • آقاي عزيز ياسين! شما با ابن طرح هاي بظاهر جامع وعلمي تان در افغانستان از نظر رياضي به چند سال عمر ضرورت داريد؟ چند سال بعد شاهد ايجاد مدينهء فاضلهء شما خواهيم بود؟

  • جناب آقا ویا خانم سحر پتیال سلام
    با سپاس از توجه شما و پرسش خوبی که مطرح کرده اید باید حضورتان به عرض برسانم که فکر میکنم به این پرسش درهما ن بالا هم به گونه یی فشرده پاسخ داده باشم و آن اینکه نوشته ام : « با تأکید میگویم که این کار آسان و زود رس نیست و بسیار زحمت پذیری و تلاش و فداکاری میخواهد و از همین خاطر است که کمتر کسانی حاضر میشوند تا این راه را برگزیده عمر و جوانی خویش را در پیمودن آن هزینه نمایند. » ...
    اگر چنین بود که انسانها تنها وتنها به خاطر اهدافی که برای شخص خودشان قابل دسترس باشد مبارزه نمایند اینهمه دست آورد های علمی و پژوهشی و تکنولوژیک نبود که نبود . جناب پتیال من آنچه را در فوق برشمرده ام خواب وخیال و سراب نیست راهی است که برای رسیدن به آزادی وسعادت واقعی باید آنرا بشریت طی نماید واین راه یک راه مسدود نیست و درپیمودن آن انسانها به دور محور خود نچرخیده بلکه به سوی اهداف وآرمانهای انسانی به پیش میروند و با برداشتن هرگام به آن نزدیک ونزدیکتر میشوند . من خوب میدانم که عمر کوتاهم برایم هرگز اجازه نخواهد داد تا شخصا به آن آرمانهانائل آیم ولی چون من به حقانیت این راه واین پیکار و مبارزه باورمند هستم و میدانم که سرانجام نسلهای بعدی انسان به آن آرمان رسیدنی اند و من به حیث یک انسان با وجدان و با احساس خود را مکلف میدانم تا سهم خویش را ولو که بسیار ناچیز و نامحسوس هم باشد در این راه مملو ازافتخار اداء نمایم . آیا به یاد ندارید که در کتابهای درسی دورۀ ابتدائیه نوشته بودند که پیر مردی که نهالی را غرس میکرد در پاسخ کودکی گفت : دیگران نهال غرس کردند تا ما میوه بخوریم ، لذا ما هم باید غرس کنیم تا دیگران بخورند؟!
    بهروز و با نشاط باشید
    عزیز یاسین

  • جناب محترم عزیز یاسین!
    این درختی که شما از آن حرف میزنید آنرا شما نه بلکه قبل از شما آنرا مارکس و انگلس ولینین وبعدا مائو خواستند غرس نمایند ولی متاسفانه آنچنان نهال مرضی وبیمار ومیکروبی بود که نه تنها خود نهال میکروبی بود بلکه نهال های دیگر را نیز را میکروبی ساخت وجهان بشریت تصمیم گرفت تا زنده است درخت خبیثهء کمونیزم را ازبیخ وریشه برکند. برای انسانهای آگاه کمونیزم با اسلامیزم کدام فرقی ندارد.
    هردو دعوای ایجاد جامعهء مرفه وفارغ از هرنوع ظلم واستبداد را در تیوری وعده میدهند ولی درعمل بدترین وخشن ترین رژیم ها را برمردم تحمیل می نمایند. از توده ها حرف میزنند ولی توده ها بسوی هلاکت سوق میدهند.
    برای من مغز شما با با مغز متحجر یک طالب بی عقل وبی منطق هیچ فرقی ندارد.
    شما وطالبان واسلامیستهای گلبدینی دو روی یک سکه استید䴨ᬠ镸

  • آن شعر بالا را بخاطری برای تان اهدا کردم که شما طالبان را بحیث مسلمانان وناسیونالیستهای راستین برخ خواننده ها کشیده اید

    با احترم
    پتیال

  • اقا یا خانم پتیال ! گفته اند :
    کاسۀ چینی که صدا میکند + خود صفت خویش ادا میکند
    شما نیز با همین کامنت و همین چیزی که به نام شعر عرضه نموده اید خود تان اوصاف خویش را بیان داشته ایدو نشان داده اید که در چه سطحی از دانش و آگاهی قراردارید لذ ا من مکاتبه با شما را در همینجا پایان بخشیده سلامتی شما را آرزو مینمایم .

  • خودت بخاطري مكاتبه را در همانجا با من ختم شده اعلان كردي كه ديگر حرفي براي نوشتن نداري ً تو مردم را مانند خود بي عقل وكودن فكر كرده ايي و در لباس فيلسوف كمونيست براي طالب اتوريته وارزش قايل ميباشي وغير مسقيم طالب وتفكر طالبي را الترنتايف بلا منازع افكار پوسيدهء خود عنوان ميكني كه : يامن ويا طالب
    در حاليكه يك انسان آگاه اختيار دارد كه نه تو وأفكار ماليخوليايي. ترا قبول كند ونه طالب همجنس باز را

    پتيال

  • شعاریکه بنیادگرایان اسلامی همیشه استفاده میکنند: در اسلام هیچ عیبی نیست، عیب در مسلمانی ماست.
    کمونستان آرمانگراه نیز هیمن چیز را به مردم تبلیغ میکنند. فقط عوض کلمه اسلام، کلمه کمونیزم
    را استفاده میکنند.

  • ضرور نیست به هر سگ گه غوغا بر پا میکند سنګ پرداخت. جاسوسان فروخته شده مثل تکوین محترم لیاقت ان را ندارد که افکار پوچ و بیهوده اش به بحث ګرفته شوند. مردمان مثل تکوین محترم باید و اضح بدانند که این کشور افغانستان است و فقط از کسانی است که افغان هستند و بر اساس قانون اساسی هر فرد که تابعیت افغانستان را دارد افغان هست. از پنج هزار سان بر=دینسو هیچ کس نتوانسته خواب استعمار و تجزیه فاسد خویش را عمل جامه بپوشاند و شرمنده از اینجا رفته اند و انشا الله این پایان کسان مثل تکوین صاحب نیز میشود.
    با احترم

Kabul Press is the most read news and discussion website from Afghanistan. Our sources provide breaking news stories and images focusing on human rights, freedom of speech and good government issues. We aspire to honest, factual coverage that promotes criticism and informed discourse from our readers, without censorship.