صفحه نخست > دیدگاه > در واقعه "چهل دختران" زن ضعيفه و عاجزه است

در واقعه "چهل دختران" زن ضعيفه و عاجزه است

جعفر رضایی
شنبه 29 مارچ 2014

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

اين داستان "چهل دختران" بايد از زاويه هاى متفاوت بررسى شود. پيش از هر چيز بايد تحقيق كنيم كه آيا براستى واقعه چهل دختران اتفاق افتاده است و يا نه. اگر به فرض چنين واقعه اى رخ داده، اين حادثه در ارزگان و در ميان هزاره ها اتفاق افتاده است؟
در جاه هاى مختلف افغانستان و از جمله در كابل كوهى است به نام چهل دختران كه گفته مى شود واقعه پرتاب چهل دختر به صورت دسته جمعى در آنجا در جنگ با كافران رخ داده است. هزاره ها روايتى از چهل دختران را مطرح مى كنند كه در ارزگان و در زمان جنگ هزاره ها با امير جابر عبدالرحمان اتفاق افتاده است. حالا فرض را به صحت اين داستان مى گذرايم. تصور كنيم كه اين حادثه چهل دختران در ارزگان اتفاق افتاده باشد، آيا اين حادثه اى يكسره پيام مثبت دارد و ارزش حماسه سرايى؟

از زوايه كه نگارنده جهان را مى بيند و مى شناسد، واقعه چهل دختران بار منفى دارد و زن را و دختر را "عجوزه" و "عاجزه" مى بيند و معرفى مى كند. اينكه ما زن را هميشه ضعيف و "قابل حمله" و "قابل شكست" مى بينيم در فرهنگ افغانستان يك چيز پذيرفته شده است. ترديدى نيست كه استحكام اين باور تا جايى است كه روان و فزيك زن را پيش از سيلى، بوكس و لگد كاملا شكست پذير و عاجزه مى سازد.

پيدا نمودن بار مثبت و يا حتا حماسه سازى اين واقعه برخاسته از يك نگاه افغانى، مردسالارانه و عقب مانده است. چرا؟ آيا تمام مردها قوى و تمام زن ها ضعيف استند؟ از رابطه تاريخى زن و مرد و نقش زن در جوامع ماقبل تمدن و ما قبل مالكيت خصوصى كه بگذريم، در ميان بوميان قاره امريكا، تا همين سه سده پيش اغلب، زنها فرماندهان جنگها بودند.

در افغانستان همه به نوعى پنهان هستند، زنها در زير چادر، چادرنماز و چاردى؛ و مردها در زير لنگى و لنگوته و ريش هاى دراز. در خارج كافى است كه نيم نگاهى به همكاران و همصنفى هاى ما بيندازيم. آيا واقعا تمام زنها ضعيف و تمام مردها عضلاتى هستند؟ حداقل سى درصد زنها نسبت به مردهاى معمولى قدبلندتر و قوى تر استند.

حالا برگرديم به واقعه چهل دختران، و فرض را بر اين بگذاريم كه اين افسانه نيست، واقعى است.
چرا اين دختران جوان در كنار پدران و برادران شان نجنگيندند؟ وقتى پدر نعش خاك شد چرا سلاحش را برداشته قاتل او را نكشت. و حتا اينها وقتى بالاى كوه رسيدند اگر سلاح نداشتند، سنگ كه بود، چرا بر سر سربازان عبدالرحمان سنگ پرتاب ننمودند؟ ياد ما باشد كه در آن زمان مسلسل وجود نداشت. تنفگ "موش كش" و "چره اى"بود. ببينيد، در اين واقعه ما تنها با "مردن در اثر تجاوز" و "خودكشى" مواجه نيستيم. گزينه سوم نيز است. مقاومت و در جنگ مردن. حتا اگر فرض را براين بگذاريم كه چهل دختران فقط با دو گزينه اولى مواجه بودند و ترجيح دادند كه همه خود را از كوه پايين بيندازند، اين چيزى جز خودكشى دسته جمعى نيست. اين واقعه چه پيام مثبت مى تواند براى دختران امروز داشته باشد؟ ما با حماسه سرايى اين حادثه چه پيامى را مى خواهيم بازگو نماييم؟ زن ضعيفه و عاجزه است، وقتى مورد حمله واقع شد خودكشى نمايد. پيام واقعه چهل دختران چيزى جز اين نيست.

واژه های کلیدی
آنلاين بنگريد :
loading...
loading...

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس